فهرست مطالب

معماری اقلیم گرم و خشک - سال هفتم شماره 10 (پاییز و زمستان 1398)
  • سال هفتم شماره 10 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/31
  • تعداد عناوین: 12
|
  • هادی ندیمی، رضا ابوئی، زینب مرادی* صفحات 1-29
    موضوع سبک شناسی معماری در ایران همواره جزء بحث های چالش برانگیز در مجامع علمی بوده است. با آنکه در حوزه هنر و معماری جهان سبک شناسی موضوع مهمی است اما به دلیل گستردگی و تنوع در تعاریف و کارکردهای آن اتفاق نظری مشخص بین پژوهشگران برسر آن وجود ندارد. در ایران، هرچند حدود نیم قرن است که این مفهوم وارد مباحث علمی حوزه معماری گشته اما هنوز تعاریف و کارکرد آن تدوین نشده است. پیشینه تحقیق سبک شناسی نمایانگر این موضوع است که سبک شناسی به عنوان رویکردی در مطالعه تاریخ معماری کارکردهای مختلفی دارد یکی از مهمترین کارکردهای آن به عنوان روشی برای طبقه بندی در تاریخ معماری است که به دلیل اعتباری بودن تعاریف اش، چندوجهی بودن و جامعیت اش از لحاظ قابلیت پوشش دادن چندین روش برخورد با جوانب مختلف معماری در تعریف عملیاتی خود و سرانجام انعطاف اش در عملیاتی شدن با توجه به هدف از سبک شناسی، آن را به عنوان روشی مناسب معرفی می کند. این مقاله با این باور سعی نموده مفهوم سبک شناسی معماری را تبیین نماید و به پشتوانه مبانی مطالعاتی سبک شناسی، رویکرد جدیدی را با دغدغه حفاظت و مرمت معماری پیشنهاد دهد. بدین منظور، ابتدا به شناسایی انواع و ویژگی های روش های تحقیق در حوزه معماری پرداخته شده است و برای انتخاب روش و رویکرد مناسب، پس از شناسایی نوع مساله تحقیق، به تبارشناسی آن پرداخته و آنگاه با توجه به اهداف و جنس مساله، روش و رویکردی را برگزیده است. روش تحقیق این مقاله از نوع تحلیل محتوا بوده تعاریف نظری و عملیاتی سبک شناسی بررسی شده است. جایگاه سبک شناسی معماری ایران در انتها با تحلیل پروژه محمدکریم پیرنیا تبیین گردیده و با بیان جایگاه سبک در حوزه حفاظت و مرمت معماری، دیدگاه های موجود به چالش کشیده شد تا به جزییات تعریف پیشنهادی منجر گردد. سامانه جستجوی مقاله کیفی است و به همراه تفسیر و تحلیل معنایی داده ها، به دنبال رسیدن به تعریف رویکردی مناسب و کاربردی برای سبک شناسی معماری ایرانی است. راهبرد این مسیر تفسیرگرا است. این پژوهش را می توان از نوع نظری و کاربردی دانست.
    کلیدواژگان: تاریخ معماری، سبک شناسی، سبک شناسی معماری، محمدکریم پیرنیا، حفاظت و مرمت معماری
  • آزیتا بلالی اسکویی*، یحیی جمالی صفحات 31-52
    دوره صفوی به عنوان یکی از ادوار شاخص در زمینه معماری مقابر مذهبی شناخته می شود و به تبع آن، خطه اصفهان در این دوره به عنوان پایتخت حکومت نیز، آیینه تمام نمایی از معماری این عصر به شمار می رود. هدف از پژوهش ، شناخت و مدون سازی و دسته بندی ویژگی های کالبدی-فضایی انواع گونه های این نوع از معماری است که به دلیل کم توجهی به آثار موجود و به تبع آن، تخریب تدریجی آن ها، ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به دو سوال است. (یک) بناهای آرامگاهی مذهبی دارای چه ویژگی های کالبدی فضایی هستند (دو) وزن دهی هر یک از ویژگی های مورد بررسی، به چه ترتیب است. در این راستا ابتدا، بازشناسی شاخصه های محل دفن در پرتو تعالیم اسلامی و اصول معماری آرامگاهی صورت پذیرفت و سپس 17 آرامگاه مذهبی، در محدوده اصفهان صفوی و مناطق تابعه، شناسایی شده و بر مبنای شان فرد متوفی، به دو گونه کلی آرامگاه های امامزادگان و آرامگاه های علما دسته بندی شده و اصول و ویژگی های کالبدی-فضایی آنها به روش توصیفی-تحلیلی و به صورت مجزا مورد واکاوی و بررسی قرار گرفت. در انتها با کنار هم قرار گرفتن تحلیل های صورت پذیرفته در مورد هر نمونه، نتایج آماری قابل تاملی در خصوص ویژگی های غالب، بر معماری آرامگاه های مذهبی دوره صفوی، در هر یک از مولفه های مورد بحث و در هر یک از دوگونه مورد بررسی، منتج و ارایه شد که از جملگی آن ها که در هردو گونه مورد بحث، مشترک نیز بود، می توان به برونگرایی و رعایت سلسله مراتب خاص ورود به آرامگاه ها و هندسه مرکزگرای فضای اصلی غالب آن ها اشاره کرد.
    کلیدواژگان: معماری آرامگاه، ساختار کالبدی- فضایی، صفوی، اصفهان
  • ژاله هدایت*، سیده زینب عمادیان رضوی، سید محمدحسین آیت اللهی صفحات 53-70

    بادگیرهای شهر یزد بعنوان نمونه بارزی از صرفه جویی انرژی توسط طراحی ساختمان در اقلیم گرم و خشک به شمار می آیند، از این رو بررسی و شناخت دقیق، کمی و عددی از نحوه عملکرد و الگوی رفتاری بادگیرها می تواند به عنوان گامی موثر در دستیابی به راهکارهای طراحی همساز با اقلیم کمک نماید. مقاله حاضر براساس مطالعات میدانی و اندازه گیری بلند مدت عوامل اقلیمی مداخله گر در عملکرد بادگیرها بر روی یک بادگیر سنتی در شهر یزد صورت گرفته است. در این تحقیق نتایج حاصل از اندازه گیری بلند مدت مشخصات جریان باد در اطراف و داخل کانال های بادگیر خانه مرتاض بعنوان نمونه موردی در بافت تاریخی شهر یزد به منظور بررسی نحوه عملکرد بادگیرها در به کارگیری انرژی باد به روشی کاملا جدید ارایه گردیده است. در این روش یک ایستگاه هواشناسی محلی جهت استخراج اطلاعات اقلیمی خرد اقلیم منطقه مطالعاتی نصب و راه اندازی گردیده و بادگیر مورد مطالعه به دستگاه ها و سنسورهای اندازه گیری اقلیمی مجهز شده است. نتایج مقایسه پروفیل سرعت جریان های خروجی از بادگیر با پروفیل سرعت جریان باد محلی منطقه در گرمترین و سردترین روزهای سال نشان دهنده هماهنگی بیشتر الگوی جریان هوای خروجی از بادگیر با الگوی جریان باد محلی در اوقات گرم سال می باشد. همچنین بررسی شدت وزش بالای بادهای تابستانی نسبت به بادهای زمستانی منطقه و در پی آن افزایش سرعت جریانات داخل بادگیر در فصول گرم سال نیز تایید کننده عملکرد بهتر بادگیرها در ایجاد تهویه طبیعی در دوره های گرم سال است که موضوع تهویه شبانه نیز در این خصوص قابل بررسی می باشد. تطبیق کالبدی بادگیر مورد مطالعه با شرایط اقلیمی منطقه نیز در این تحقیق مورد بررسی قرارگرفته است. بر این اساس جهت گیری بادگیر نسبت به الگوی جریانات باد محلی به گونه ای است که قابلیت بادگیر در بکارگیری80 درصدی از بادهای غالب منطقه در فصل تابستان را فراهم آورده که در این میان 48 درصد از بادهای غالب محلی را  بادهای مطلوب شامل می شوند. لذا پژوهش حاضر با هدف ارایه الگوهای رفتاری باد در بادگیر مورد مطالعه سعی در بررسی تطبیقی همسازی بادگیر با شرایط اقلیم محلی را داشته است.

    کلیدواژگان: اطلاعات اقلیمی محلی، اندازه گیری بلند مدت عوامل اقلیمی، الگوی رفتاری باد، بادگیر، شهر یزد
  • زهیر متکی، اکبر حاج ابراهیم زرگر، عبدالمجید خورشیدیان، سید مسعود میرقاسمی* صفحات 71-93

    شهر قم با توجه به قرار داشتن در پهنه با خطر لرزه خیزی زیاد و داشتن آسیب پذیری بالا از مناطق در معرض ریسک بالا محسوب می گردد. وجود جمعیت زیاد در معرض خطر از یک سو و فقدان طرح مناسب برای اسکان جمعیت زیاد براساس تجربه ها و اقدامات در زلزله های اخیر از سوی دیگر باعث تشدید شرایط و تبدیل شدن آن به بحران می گردد. هدف از انجام این پژوهش استخراج الگویی مناسب برای اسکان موقت پس از زلزله احتمالی در قم می باشد. براساس این الگو طراحی اسکان موقت مورد نیاز با توجه به شرایط کالبدی و غیرکالبدی محل و با استفاده از پتانسیل ها و زیرساخت های موجود انجام می گیرد. وجود یک معیار هم در زمینه طراحی و ارایه راه حل مناسب در زمان بحران قابل استفاده است و هم به ارزیابی و مقایسه طرح ها و اجرای مسابقات طراحی برای ارزیابی یکسان کمک می کند. در انجام این پژوهش از روش تحقیق کمی-کیفی با شیوه توصیفی- تحلیلی از نوع مطالعات میدانی و پیماشی استفاده شده است. در راستای جمع آوری اطلاعات نیز از ابزارهای مطالعات کتابخانه ای، بررسی اسناد، مشاهده و مصاحبه با مسیولین و متخصصین استفاده شده است. نتیجه این پژوهش ارایه الگوی اسکان موقت پس از زلزله احتمالی قم براساس شاخص های طراحی اسکان موقت می باشد. در این راستا شاخص های طراحی سرپناه موقت براساس مرور متون تخصصی و تجربه های مشابه استخراج و با روش تحلیل سلسله مراتبی الویت بندی و وزن دهی شد. در ادامه گزینه های سکونت گزینی در شهر قم براساس معیارهای طراحی اولویت بندی شد. در پایان با ترکیب این گزینه های الگوی اسکان موقت شهر قم تعیین گردید. به منظور تسهیل در فهم چگونگی تبدیل این الگو به یک طرح کالبدی، نمونه ای نیز طراحی شد که در آن به جزییات معماری طرح پرداخته شده است.

    کلیدواژگان: اسکان موقت، شاخص های طراحی، الگو، زلزله قم
  • مهنام نجفی*، رضا شکوری صفحات 95-118
    هدف این مقاله درک دامنه مفهوم «میدان» در دوره قاجاریه و تبیین طیف مصادیق آن در این دوره، مبتنی بر نقشه های تاریخی موجود است. دوره قاجاریه دوره آغاز نقشه برداری با فنون مدرن در ایران است که تهیه نقشه های مفصل از شهرهای ایران با دقت بی سابقه را میسر ساخت. این نقشه ها اسناد مستعدی برای فهم اجزای شهر در این دوره به دست می دهد و درک آنها را در شبکه روابطی ممکن می کند که کلیت شهر را شکل می دهد. «میدان»، به مثابه یکی از اجزای اصلی شهر قاجاری، نقش بارزی در بسیاری از این نقشه ها دارد، همانچه این اسناد را به منابع قابلی برای پیگیری مفهوم «میدان» در این دوره تبدیل می کند. حدود سی نقشه تاریخی از شهرهای ایران در این دوره موجود است که در 21 مورد آن می توان رد و نشانی از «میدان» یافت. در این مقاله، با بررسی مصادیق متعدد میدان در این نقشه ها، نقش و موقعیت آنها در شهر و و کارکرد آنها در نسبت با دیگر اجزا و همچنین فرم و ویژگی های صوری شان به دو پرسش اصلی درباره دامنه و محدوده مفهوم میدان در این دوره و انواع مصادیق آن می پردازیم و برای بسط و تعمیق یافته ها به منابع مکتوب درجه اول و دوم رجوع می کنیم. در این جستجو، نخست، طیف مصادیق «میدان» را عیان می سازیم و تلاش می کنیم تعریفی از مفهوم آن عرضه کنیم و سپس، مبتنی بر ویژگی های بارز و پربسامد مصادیق مختلف به تبیین انواع آن می پردازیم. به این ترتیب، با ابتنا بر نقشه ها و رجوع به متون، به روش تفسیری تاریخی مفهوم «میدان» را در بستر اجتماعی تاریخی در بر گیرنده اش تبیین می کنیم. نتیجه این جستجوها دامنه گسترده و منعطف مفهوم میدان را در دوره قاجاریه عیان می سازد و بازتعریف آن را مبتنی بر این دریافت تازه میسر می سازد: هر عرصه نامسقف و گشاده در شهر که محدوده ای نسبتا مشخص را شامل شود و مجالی برای فعالیت یا رویدادی فراهم آورد؛ همچنین، تبیین انواع مصادیق «میدان» را در قالب چهار نوع اصلی ممکن می کند: میدان حکومتی، میدان بازار، میدان محله، و میدان مجلس.
    کلیدواژگان: میدان، دوره قاجاریه، نقشه های تاریخی، دامنه مفهوم، انواع مصادیق
  • علی دهار، منصوره طاهباز*، محسن تابان صفحات 119-139
    خوون چینی، نوعی آجرکاری تزیینی برجسته است که با استفاده از قطعات آجر با ضخامت یکسان و اندازه های مختلف بر سطح نمای ساختمان اجرا می شود. این نوع تزیین های آجری در معماری ابنیه تاریخی استان خوزستان و به ویژه در بافت قدیم دزفول، در سردر ورودی ها و بخش هایی از بدنه های حیاط داخلی خانه های تاریخی به کار رفته اند. سایه ایجاد شده متاثر از برجستگی و فرورفتگی آجرها، به ویژه در تابستان، سطح قابل ملاحظه ای از نما را می پوشاند. در کنار کارکرد زیباشناختی این نقوش، سایه ایجاد شده بر پوسته خارجی بنا می تواند در انتقال حرارت از این سطح به سطح داخلی تاثیرگذار باشد. هدف از انجام این تحقیق بررسی میزان تاثیر سایه خوون چینی بر انتقال حرارت در جداره خارجی است. جهت انجام این تحقیق از روش تجربی و مدل سازی در محیط واقعی استفاده شده است. از میان تعداد بسیار نقوش خوون چینی در بافت تاریخی دزفول، یک نقش با سایه اندازی زیاد انتخاب شد. دو اتاقک با ابعاد و جزییات یکسان که وجه جنوبی آنها دیوار آجری، یکی دارای نقش خوون چینی و دیگری دارای همان نقش بدون برجستگی است در شهر آبادان با اقلیم بسیار گرم و نیمه خشک ساخته شدند. با توجه به فراهم بودن شرایط ساخت و انجام آزمایش در آبادان و شباهت اقلیمی با دزفول، این محدوده جهت مدل سازی انتخاب شد. متغیر های دما و رطوبت نسبی محیط، دما و رطوبت نسبی درون اتاقک ها و دمای متوسط سطح داخلی دیوار آجری (جبهه رو به جنوب) اتاقک ها، در شش دوره اندازه گیری، در طول تابستان 1398 ثبت شدند. نتایج نشان دادند که درگرم ترین ساعت های شبانه روز، دمای متوسط سطح داخلی دیوار جنوبی و دمای داخلی اتاقک دارای خوون چینی نسبت به اتاقک بدون تزیینات، به طور میانگین و به ترتیب 1 و 8/0 درجه سلسیوس کاهش یافتند. این تفاوت دما نمایانگر اثر خوون چینی بر کاهش انتقال حرارت از نمای جنوبی در تابستان، در اقلیم مورد مطالعه است.
    کلیدواژگان: خوون چینی، انتقال حرارت، نمای جنوبی، اقلیم بسیار گرم و نیمه خشک، خوزستان
  • مهدی رازانی*، یدالله حیدری باباکمال صفحات 141-174
    بناهای مذهبی از دوران پیش ازتاریخ تا زمان حاضر نقش مهمی در تشکیل عناصر ساختاری شهرها، سکونتگاه ها و حتی روستاها ایفا نموده اند. به طوری که کاوش های باستان شناسی و شواهد موجود تاریخی نشان می دهند؛ معابد و اماکن مذهبی در دوره های قبل از اسلام همواره یکی از مراکز کانونی تجمع مردم برای انجام مراسم آیینی بوده اند. استان اصفهان یکی از مناطق مهم تاریخی کشور در تمامی ادوار آنست که بناهای بسیاری در آن همچنان ناشناخته باقی مانده اند. یکی از آثار بسیار مهم در شهر اصفهان، مسجد جامع هفتشویه واقع در شمال شرق اصفهان (ناحیه قهاب) است. با توجه به معماری چند دوره ای این بنا، عدم معرفی آن و دوره های ساخت مسجد و نیز فقدان کتیبه تاریخ ساخت بنا، انجام پژوهشی منسجم و مستقل در این رابطه ضروری به نظر می رسد. بنابراین پژوهش پیش رو در تلاش است تا با توجه به شواهد تاریخی، باستان شناسی، معماری و مطالعات تطبیقی به معرفی و شناسایی دوره بندی تاریخی و کالبدی مسجد جامع هفتشویه بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که مسجد جامع هفتشویه یکی از مساجد مهم شمال شرق ناحیه اصفهان در قرون میانی اسلامی بوده است که بسیاری از مورخان به این مسجد و اوج حیات آن در دوره سلجوقی اشاره داشته اند. علاوه بر آن دو دوره مهم سلجوقی و ایلخانی در ساخت مسجد جامع هفتشویه قابل شناسایی بوده که با توجه به نوع نقشه بنا، مصالح به کار رفته در آن و مطالعات تطبیقی، تشخیص داده می شوند. پژوهش پیش رو با روش توصیفی تحلیلی و تحقیقی تاریخی در کنار استفاده از مقایسه تطبیقی انجام شده که در آن علاوه بر فعالیت های میدانی (بررسی تاریخی کالبدی بنا و معماری آن، تهیه عکس، پلان، طرح سه بعدی و مقایسه تطبیقی با نمونه های مشابه) از منابع مکتوب نوشتاری (گزارش سیاحان، مورخان و پژوهشگرانی که در این زمینه تحقیق نموده اند)، نیز استفاده شده است.
    کلیدواژگان: مسجد جامع هفتشویه، دوره های تاریخی، ساختار کالبدی، مطالعات تطبیقی
  • سارا محمدی، بهزاد وثیق* صفحات 175-197

    مصرف بی رویه انرژی و سوخت های تجدیدناپذیر باعث هدررفت منابع انرژی و آلودگی محیط زیست شده است. لذا هم زیستی با شرایط طبیعی از طریق معماری امری ضروری به نظر می رسد. از دیرباز، طبیعت منبعی از راه حل ها برای طراحان بوده است. رویکرد بایوفیلیک براساس باور به تاثیرات طبیعت بر زیست، روان و سایر ابعاد اجتماع به عنوان راهکار طراحی طرح شده است. سقف و جداره های سبز، باغ-آسمان و حیاط های خلوت های سبز 1 راهکارهای طراحی این رویکرد هستند. جغرافیای شهر کرمان، به عنوان شهری با آب و هوای گرم و خشک، به گونه ای ست که با توجه زمستان های سرد و تابستان های گرم و شب های سرد در اکثر سال، نیاز به مصرف انرژی بالایی دارد. نظر به ویژگی ها و مزایای پوشش گیاهی، می توان با استفاده از سبزینگی به سرمایش و گرمایش غیرفعال ساختمان ها کمک شایانی کرد. رشد روزافزون جمعیت که همزمان نیاز به تامین انرژی بیشتر و نیز کمبود سرانه فضای سبز در این شهر لازم می دارد تا با تکیه بر پوشش سبز در جداره ها و فضاهای داخلی مانند حیاط خلوت های سبز راهکاری عملی گردد. اینجا سه راهکار، اجرای مستقیم گیاه روی نما، پوشش گیاهی غیرمستقیم و دیوار زنده ای برپایه گلدان های مملو از خاک، قابل بررسی است. فرض بر این است که رویکرد بایوفیلیک بتواند به عنوان راهکاری اقلیمی گزینه های طراحی معتبری برای کاهش هدررفت انرژی طرح نماید. هدف تحقیق بررسی اثر کیفیت سبزینگی جداره عمودی ساختمان در اقلیم گرم و خشک کرمان بر کاهش مصرف انرژی و افزایش آسایش حرارتی است. روش تحقیق در این مقاله مبتنی بر ترکیب روش های نیمه تجربی و شبیه سازی است. برای این منظور، به صورت تجربی، نمونه های جداره های سبز با مقیاس واقعی ساخته و به وسیله ی ابزارهای اندازه گیری دما و رطوبت مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج میدانی به کمک نرم افزار کامسول، قیاس شده اند. با توجه به مقایسه خروجی های نرم افزار کامسول و داده های میدانی، بهترین عملکرد دمایی و رطوبتی به صورت قابل ملاحظه ای متعلق به دیوار زنده بوده و بعد از آن به ترتیب دیوار سبزغیرمستقیم و دیوار مرجع قرار دارند. همچنین دیوار زنده بیشترین میزان افزایش رطوبت در فضای داخل را تامین نموده است.

    کلیدواژگان: اقلیم گرم و خشک، کرمان، بایوفیلیک، دیوار زنده، شبیه سازی
  • سکینه تاج الدینی*، محسن کشاورز، محبوبه اسلامی زاده، مهدیه ضیاء الدینی دشتخاکی صفحات 199-225

    فضاهای باز در شهرهای تاریخی ایران، فارغ از کاربری خاصی که هر یک داشته اند نقش ویژه ای در ساختار شهری ایفا کرده و سازمان دهنده گذرهای اطراف، ابنیه مجاور و بافت منسجم محلات بوده اند. این فضاها از جمله آثاری هستند که دستخوش تغییرات زیاد ناشی از توسعه شده و نه تنها نقش ساختاری-عملکردی خود را از دست داده اند بلکه گاهی از دیدگاه شهرسازی معاصر به عنوان معضل شهری تلقی می شوند. از سوی دیگر فقدان روشی جامع و کارا در مستندنگاری این فضاها، حفاظت آن ها را با چالشی جدی روبرو ساخته است. پژوهش حاضر با روش های توصیفی-تحلیلی و  توصیفی- تاریخی درصدد تدوین الگویی استاندارد جهت مستندسازی فضاهای باز مبتنی بر رهنمودهای بین المللی (منشور صوفیه 1996م) است و برای این منظور، فضاهای باز شهری درون محله ای در بافت قدیم کرمان و به طور خاص فضای باز محله پامنار را به عنوان نمونه، مورد شناخت و مستندسازی قرار می دهد. شایان ذکر است که بسیاری از این فضاها تا کنون مورد مطالعه جدی واقع نشده، دگرگونی های بسیاری داشته اند و ضرورت ورود به بحث مستندنگاری آن ها بیش از پیش احساس می شود.نتیجه عملی این پژوهش، ارایه قالبی است که با تعهد به یک دستورالعمل بین المللی معتبر می تواند جهت مستندنگاری فضاهای باز شهری مورد استفاده واقع شود. بهره گیری از این الگو مانع انجام پژوهش های پراکنده و بی پایه و اساس می شود، قابلیت تغییر و انطباق با شرایط گوناگون را دارد و به مدیریت اطلاعات جهت حفاظت بافت های تاریخی کمک می کند.

    کلیدواژگان: بافت تاریخی، فضای باز شهری، مستندنگاری، منشور صوفیه، محله پامنار، شهر کرمان
  • امین حبیبی، الهام فلاحی، سینا کرمی راد* صفحات 227-250
    طبق تعریف خانه از دید بزرگان معماری از جمله تادایو آندو خانه بلافصل ترین فضای مرتبط با آدمی است (روزنامه شرق، 1390)، با این حال مواردی از جمله تغییر سبک زندگی ایرانیان سبب تغییردر ماهیت و تعاریف فضاهای معماری خانه های معاصر شده است؛ به نظر می رسد خانه های سنتی ایران دارای شاخص هایی هستند که می توانند حس تعلق به مکان را در انسان ایرانی زنده نگه دارند و روح فضا را از گذشته به حال منتقل کنند، این مهم می تواند بخش عمده ای از راه کارهای طراحی بومی خانه های ویلایی در ایران شود. از این رو پاسخ به این سوال که مولفه های شکل دهنده حس تعلق به مکان در خانه ایرانی کدامند و کدام یک از مولفه ها نیاز به باز آفرینی و باز اندیشی داشته و کدام باید حفظ شود، مطرح می گردد. روش تحقیق این پژوهش به لحاظ نوع، کاربردی است و به سبب ماهیت ترکیبی (هایبرید)، شامل تحقیق کیفی که با تحلیل و تفسیر اطلاعات به روش کتابخانه ای با تمرکز بر نظریه های حس تعلق به مکان بدست آمده و تحقیق بر مبنای نمونه موردی است که خانه های سنتی عطروش و محتشم شیراز و خانه های ویلایی به نام های ویلای مسعودی و آخر هفته از طریق مشاهده و تحلیل با شبیه ساز رایانه ای دپث مپ جهت بررسی چیدمان فضایی هر دو حالت مدرن و سنتی و مقایسه تطبیقی اطلاعات و به دست آوردن راه کارهای بومی، مزایا و معایب در پاسخگویی به عوامل تاثیرگذار در حس تعلق هر نمونه انجام شده و از طریق استدلال منطقی به استخراج عوامل کالبدی موثر در ایجاد حس تعلق فضای داخلی خانه به دو ویژگی فیزیکی IEQ (انعطاف پذیری) و آسایشی منتج شده است. تحلیل شبیه سازی شده نمونه های موردی نشان داد که اجزایی چون دالان ورودی، دالان های منتهی به اتاق های خصوصی و هشتی در خانه های مدرن حذف شده که سبب بروز مشکلاتی از قبیل عدم کارآمدی فضاها در ایجاد سلسله مراتب و محرمیت گشته است و فضاهایی مانند اتاق های خصوصی که اغلب شخصی نبودند در خانه های معاصر بازآفرینی شده که این عامل سبب افزایش احترام به حریم شخصی افراد خانواده و مهیا شدن محیطی جهت کار در خانه شده است. در نهایت پس از تحلیل نتایج دیده شد که معماری خانه ایرانی، با الگو برداری از خانه های سنتی و باز آفرینی اجزای حیاط مرکزی، هشتی و افزایش فضاهای واسط کارآمد می تواند سبب افزایش احساس تعلق کالبدی ساکنین شود.
    کلیدواژگان: حس تعلق، حس مکان، خانه ایرانی، نحو فضا
  • حسن اکبری*، فاطمه سادات حسینی نژاد صفحات 251-267

    با توجه به شرایط خاص جغرافیایی و اقلیم گرم و خشک فلات مرکزی ایران، طراحی و ساخت بناها و فضاهای شهری همساز با اقلیم در این مناطق، نیازمند کسب حداقل انرژی خورشید در ماه های گرم از طریق جهت گیری مناسب، کاهش سطوح در معرض تابش و ایجاد حداکثر سایه اندازی بر روی سطوح خارجی است. هدف این پژوهش، تعیین جهت های بهینه استقرار ساختمان ها در اقلیم گرم و خشک منطقه، از طریق بررسی میزان انرژی مستقیم دریافتی سطوح قایم ساختمان ‎ها در شهرهای اصفهان، سمنان، کرمان و یزد است. ابتدا با استفاده از روش محاسباتی قانون کسینوس، میزان انرژی تابشی دریافتی به صورت نظری و واقعی محاسبه گردید. سپس بر اساس حداقل دمای پایه آسایش حرارتی، میزان انرژی دریافتی سطوح قایم به تفکیک دوره های سرد و گرم سال در 24 جهت مختلف جغرافیایی محاسبه و پردازش گردید. در نهایت بر اساس حداقل انرژی دریافتی در دوره گرم سال، جهت‏ مناسب استقرار سطوح قایم ساختمان های یک، دو و چهارطرفه در شهرهای مورد مطالعه تعیین گردیده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بهترین جهت استقرار سطوح قایم ساختمان های یک طرفه در شهرهای اصفهان، سمنان، کرمان و یزد جهت 180 درجه جنوب و بعد از آن جهت 165 درجه جنوب شرقی است. هم چنین بهترین جهت استقرار سطوح قایم ساختمان های دوطرفه در شهرهای مورد مطالعه، جهات (0 ،180) درجه و برای ساختمان های چهارطرفه جهات (90- ،90 ،0 ،180) درجه است.

    کلیدواژگان: اقلیم گرم و خشک، جهت گیری ساختمان، سطوح قائم، انرژی خورشیدی، قانون کسینوس
  • آیدا زارع مهذبیه، شاهین حیدری*، آزاده شاهچراغی صفحات 269-291

    لزوم توجه به مبحث کیفیت محیطی1 فضاهای داخلی، اثر مستقیم آن بر سلامت جسمی و روحی ساکنین (سندرم بیماری های ساختمانی) و همچنین صرفه جویی انرژی در ساختمان است. توجه به عوامل محیطی در طراحی معماری می تواند با صرف انرژی کمتر، کیفیت زندگی و سلامت کاربران را افزایش دهد. خانه های سنتی ایران، همواره نمونه های مناسبی از این گونه معماری را به نمایش گذاشته اند و می توانند الگوهای مناسبی برای طراحی امروز در اختیار معماران قرار دهند. خانه های قاجاری بافت قدیم شیراز نمونه های جالب توجهی از این گونه معماری ماندگار را جلوه گر هستند و کمتر مورد مطالعه قرار گرفته اند. بررسی دقیق عناصر کیفیت محیطی داخلی، خصوصا نور روز و آسایش حرارتی در این خانه ها و عوامل معماری تاثیر گذار بر عملکرد آن ها می تواند راه گشای طراحان امروزی باشد. در تحقیق حاضر خانه نعمتی به عنوان نمونه موردی انتخاب گردیده است. عوامل مذکور به روش کمی و از طریق برداشت های میدانی و شبیه سازی رایانه ای در نرم افزار دیزاین بیلدر محاسبه شده اند. تحلیل یافته های حاصل از برداشت های میدانی و شبیه سازی در دو مرحله صورت گرفته است. ابتدا میزان آسایش حرارتی و نور روز فضاها با استاندارهای رایج مقایسه گردیدند، سپس نتایج حاصل با مشخصات معماری فضاها به صورت کیفی توصیف گردیده اند. نتایج حاصل نشان می دهد ویژگی های معماری در اتاق های این بنا منجر به نتایج متفاوتی گردیده به عنوان نمونه زیرزمین در 10 ماه سال در محدوه آسایش است اما روشنایی مناسبی ندارد و اتاق شاه نشین 8 ماه از سال در محدوده آسایش قرار دارد و تقریبا در تمامی ماه ها از کیفیت نور مطلوبی برخوردار است.

    کلیدواژگان: کیفیت محیطی داخلی، سندروم بیماری های ساختمانی، آسایش حرارتی، نور روز، خانه های قاجاری شیراز
|
  • Hadi Nadimi, Reza Abouie, Zeinab Moradi * Pages 1-29
    The topic of architectural stylistics in Iran has always been one of the challenging debates in scientific societies. Although stylistics is important in the field of the art and architecture, there is no clear consensus among scholars on the extent and variety of its definitions and functions. In Iran, although it has been around for half a century since the concept has entered the scientific discourses in field of architecture, but its definitions and function have not yet been formulated. The history of stylistics research indicates that stylistics has various functions as an approach to the study of architectural historyone of the most important of which is a classification method in architectural history. Its feasibility and versatility in terms of its ability to cover several approaches to different aspects of architecture in its operational definition and ultimately its flexibility in operating according to the purpose of stylistics, makes it a suitable approach. This paper attempts to explain the concept of architectural stylistics and propose a new approach to architectural conservation and restoration, based on the principles of stylistic studies. For this purpose, first the types and characteristics of research methods in the field of architecture are identified and after identifying the type of research problem, its genealogy has been determined based on the purpose and gender of the problem in order to select the appropriate method and approach. The research method of this article is content analysis with theoretical and operational definitions of stylistics.  At the end, the stylistic position of Iranian architecture was explained by analyzing the project of Mohammad Karim Pirnia, and the position of stylistics in the field of architectural conservation and restoration has been explained, which challenges existing perspectives and leads to the details of the proposed definition. The article search system is qualitative and, along with semantic interpretation and analysis of data, seeks to define a suitable and applicable approach to Iranian architectural stylistics. The research strategy is interpretive.  This is a theoretical and applied research.
    Keywords: Architecture history, Stylistic, Architecture stylistics, Mohammad Karim Pirnia, Conservation, restoration in architecture
  • Azita Belali Oskuyi *, Yahya Jamali Pages 31-52
    The Safavid period is regarded as one of the leading periods in the field of architecture of religious tombs and, consequently, the area of Isfahan in this period as the capital of the state completely reflects the architecture of this era. The purpose of the present study is to identify and categorize the physical-spatial characteristics of the species of this type of architecture which, given the neglect of existing works and consequently  their gradual destruction, seems necessary.this study aims to answer the following questions: what are the physical-spatial characteristics of religious tombs and how to assign weighted values to each of these characteristics.  in this regard, firstthe burial features were identified based on Islamic teachings and tomb architecture principles, and then 17 tombs were identified in the Safavid Isfahan and its affiliated territories andclassified into tombs of Ulema and imams’ offsprings based on the deceased’s religious rank and their principles. and their physical-spatial principles and features were analyzed separately by descriptive-analytic method. Finally, by putting together the analyses of each sample, the statistically significant results of the dominant features on the tomb architecture of the Safavid period were obtained in each of the components discussed and in each of the two types examined and presented. Of these, some features common to both species in question, include the extraversion and observance of particular hierarchies of entry into the tombs and the centralized geometry of their predominant main space.
    Keywords: Architecture, Tomb, Physical-Spatial Structure, Safavid, Isfahan
  • Zhaleh Hedayat *, S.Zeinab Emadian Razavi, S.MohammadHosein Ayatollahi Pages 53-70

    Windcatchers in Yazd are a prominent example of energy saving through building design in hot-arid climates. Therefore, careful quantitative and numeric study of their performance and behavior can be beneficial towards achieving climate-friendly solutions. this research is carried out based on field studies and long-term measurement of climatic factors in a traditional windcatcher in Yazd. In this study the results of long-term measurements of wind flows around and inside the windcatcher of Mortaz house as a sample in Yazd’s historical fabric are presented to examine its performance in utilizing wind energy.  A local station for extracting micro-climatic data from the study region was installed and the windcatcher was equipped with devices and censors for climate data measurement. comparing the velocity profiles for the outward airflow of the windcatcher and the local wind flow in hottest and coldest days of the year indicated a higher conformity between the abovementioned airflows in the cooling period (hot days of the year). Furthermore, the higher velocity of winds in summer compared to winter in the region which causes increased airflow inside the windcatcher during the cooling season also indicates better performance during the cooling season compared to the heating season (cold days of the year). This also applies to ventilation during the night. Physical properties of the windcatcher were also compared with local climatic conditions. The orientation of the windcatcher allows it to receive 80% of dominant wind flows during summer, among which 48% are desired wind flows. therefore the goal of this paper is to present the pattern of wind behavior in the studied windcatcher in order to examine its conformity with local climatic conditions.

    Keywords: Wind-catchers of Yazd, wind flow pattern, Local climatic data
  • Zohair Motaki, Akbar Haj Ebrahim Zargar, Abdolmajid Khorshidian, Sayyed Masood Mirghasemi * Pages 71-93

    The city of Qom is considered a high risk area due to its high seismic risk and high vulnerability. The large population at risk on the one hand, and the lack of a suitable plan to accommodate the large population based on recent earthquake experiences and actions, on the other hand, exacerbate the situation and turn it into a crisis. The purpose of this study was to derive a suitable model for temporary accommodation after a possible earthquake in Qom. According to this model, the design of the temporary accommodation required is based on the physical and non-physical conditions of the site, using existing potentials and infrastructures. A criterion can be used both to design and provide the right solution in times of crisis and to help evaluate and compare designs and design competitions for a uniform evaluation. In this research, a quantitative-qualitative research method with descriptive-analytical approach along with field surveys wereused. Library study tools, document review, observation, and interviewing with authorities and experts have also been used to collect information. The result of this study is to present a model of temporary accommodation after a possible Qom earthquake based on the design criteria for temporary accommodation. In this regard, temporary housing design criteria were extracted based on specialized literature review and similar experiences and prioritized and weighted by the Analytic Hierarchy Process (AHP). Subsequently, housing options in the city of Qom were prioritized according to design criteria. In the end, by combining these options, the temporary housing pattern of Qom was determined. To facilitate understanding of how this pattern was transformed into a physical design, an example was designed with attention to architectural details.

    Keywords: Temporary Accommodation, Design criteria, Model, Qom Earthquake
  • Mahnam Najafi *, Reza Shakouri Pages 95-118
    The purpose of this paper is to understand the conceptual domain of “maidan” (the Persian square) and the range of it’s instances in Qajar Iran based on historical maps. Modern mapping in Iran began in the Qajar period and resulted in producing accurate maps with unprecedented detail of Iran’s cities. These maps are great sources to understand the elements of the city in this period of time because they illustrate each element within the network of the interconnected elements which shapes a city. Maidan, as one of the main elements of Qajar city, has an important role in many of these maps, which makes these maps valuable sources for exploring the concept of maidan in Qajar Iran. There are almost thirty historical maps of cities in Qajar Iran and maidan can be found in 21 of them. These maps are potentially great sources for understanding firstly, the conceptual domain of this concept and secondly, the different types of its instances. To do so, we identify the different instances of maidan in these maps, study their forms and characteristics, and interpret their roles and function in the network of the city elements. Moreover, to develop and deepen these findings, we refer to the primary and secondary written sources and historical photos that can help. In this survey, firstly, we illuminate the conceptual domain of maidan and try to describe its meaning; Then, based on the high frequency and prominent characteristics of the instances, we explain the main types of maidan in this period of time. So, based on historical maps and helped by other sources, we interpret the concept of maidan in its socio-historical context by using the Interpretive historical research method. The results of this research, first, show the extensive and flexible field of the concept of maidan in Qajar Iran and let us redefine it: every open and unroofed space in a city which includes a distinguishable area and provide an opportunity for activities or events. Second, they describe the main types of maidan in four categories: royal maidans, maidans of the bazaar, maidans of Neighborhoods, maidan of the parliament.
    Keywords: maidan (square), Qajar period, historical maps, conceptual domain, types
  • Ali Dahar, Mansoureh Tahbaz *, Mohsen Taban Pages 119-139
    Khavunchini is a kind of extruded ornamental brick work, using brick pieces of equal thickness and different sizes and is applied as the facade of the building. These types of ornaments are found in the vernacular architecture of Khuzestan province and have been used extensively, especially in the historical part of Dezful, in entrances and parts of the inner courtyards. The motive for the present study was studying the shading effect of these patterns on the building facade. the shadow produced by Khavunchini, especially in summer, covered a considerable area of the facade.  in addition to their aesthetic role, the resulting shadow patterns can be effective in reducing heat transfer from facade in summer, in very hot climate of Khuzestan. The research objective is to test the effect of these elements on heat transfer from the facade surface. In this study, with an experimental approach, two identical cubicles were constructed with the south face of brick wall, one with a Khavunchini pattern on it and the other with the same but not extruded pattern. Due to the abundance of these ornamental elements in the Dezful historical part, the desired pattern was selected from this region. Abadan was selected, as the representative of very hot and semi-arid climate of Khuzestan, for constructing the models. The reasons for this choice were the feasibility of building the models and conducting experiments in Abadan and the climatic resemblance to Dezful as a treasure trove of Khavunchini art. The variables of ambient temperature and relative humidity, temperature and relative humidity inside the cubicles and average temperature of the cubicles' south face inner surface were recorded in six measurement periods in summer 2019.  the results showed that, at the hottest hours of the day, the average temperature of the south face inner surface and the indoor temperature of the cubicle with Khavunchini compared to the cubicle without it, showed an average decrease by 1 and 0.8 °C respectively. The results confirmed the positive effect of Khavunchini on heat transfer reduction from the south facade in summer in the studied climate.
    Keywords: Khavunchini, Heat Transfer, South Facade, Hot, Semi-Arid Climate, Khuzestan
  • Mehdi Razani *, Yadolahe Haydari Babakamal Pages 141-174
    Religious buildings from prehistoric times to the present have played an important role in the formation of the constructional elements of cities, settlements and even villages. According to archaeological excavations and historical evidence, temples and religious sites in pre-Islamic times have always been one of the focal points of people's gatherings for religious ceremonies. Isfahan province is one of the most important historical areas of the country throughout the period in which many buildings remain unknown. One of the most important monuments in the city of Isfahan is the Haft-shoyeh Jame mosque located in the northeast of Isfahan (Ghahab area). Considering the multi-period architecture of this building, its lack of introduction and multiple construction periods and the lack of inscriptions on the construction date, a comprehensive and independent research seems necessary. Therefore, the present research is trying to introduce and identify the historical and physical classification of Haft-shoyeh Jame mosque based on historical evidence, archeology, architecture and comparative studies. The results show that the Haft-shoyeh Jame mosque was one of the most important mosques in the northeast of Isfahan in the middle Ages, with many historians referring to the mosque and its heyday during the Seljuk period.  additionally, the two important Seljuk and Ilkhanid periods can be identified in the construction of the Haft-shoyeh Jame mosque by the type of map and a material used in it, although additions from the Timurid period are also identified. The methods used in the present study include descriptive-analytic, historical and comparative methods. In addition to the written legacy of the writers including historians, travelers, and researchers who have investigated the field, field activities on site including historical-physical examination of the building and its architecture, photo preparation, planning, three-dimensional design and comparative comparisons with similar exampleshave been Performed.
    Keywords: Haft-shoyeh Jame mosque, Historical era, Physical Structure, Comparative Studies
  • Sara Mohammadi, Behzad Vasigh * Pages 175-197

    Uncontrolled consumption of Energy and fossil fuels has led to the loss of resources and environmental pollution. Therefore being Consistent with natural conditions through architecture is essential. nature has always been a source of solutions for designers. The biophilic approach is a design approach based on belief in the effects of nature on the psyche and life. The green roof and surfaces, sky garden and green courtyards are design solutions based on this approach. The climate of Kerman is hot and dry and therefore it is necessary to consume a lot of energy. Depending on the vegetation features, green space can be used to assist in passive cooling and heating of the building. Increasing population growth requires energy supply and a lack of green space in Kerman has made the use of the green wall necessary. Here are three solutions, direct implementation of the plant on the facade, indirect vegetation and live wall. It is assumed that the biophilic approach can provide valid design options as a climatic solution to reduce energy loss. The purpose of this study is to investigate the effect of plant use on the vertical faces of buildings in hot-aridclimate of Kerman. In this study, the effect of green wall on reducing energy consumption and increasing thermal comfort is investigated. The research method in this paper is based on a combination of quasi-experimental and simulation methods. For this purpose, empirically made green wall samples with real scale have been investigated by temperature and humidity measuring instruments. The field results have been compared with the help of the software. According to comparison of the outputs of the software and the field data, the best temperature and humidity performance with substantial difference belongs to the the live wall, followed by the indirect green wall and the reference wall, respectively. Also the living wall provided the highest amount of moisture in the interior.

    Keywords: hot, dry climate, Kerman, biophilic, living wall, simulation
  • Sakineh Tajaddini *, Mohsen Keshavarz, Mahboubeh Eslamizadeh, Mahdieh Ziaadini Dashtkhaki Pages 199-225

    Open spaces in historic cities of Iran, apart from their specific uses, have had special urban roles and organized the adjacent routes, buildings, and urban fabric. These spaces underwent numerous changes due to urban development and not only lost their functional roles, but also turned into urban problems in some cases. on the other hand, the lack of compiled studies and accurate documentation of these sites has made their preservation a serious challenge. This study uses descriptive-analytical and descriptive-historical methods in order to to present a standard model for the documentation of urban open spaces based on international guidelines (Sofia Charter 1996). to achieve that, open spaces in the historic city of Kerman, and specifically pamanar neighborhood have been studied and documented in this paper... It should be noted that many of these spaces have not yet been properly studied and have experienced many changes which makes their documentation necessary.The result of this study is a template based on an authentic international guideline that can be used to document urban open spaces.By using this template, scattered and unfounded studies are avoided. Moreover, the provided standard template can adapt to different conditions and facilitates information management in the preservation of historical fabric.

    Keywords: Urban open space, Kerman City, Historical Site, Documentation, Sofia Charter
  • Amin Habibi, Elham Fallahi, Sina Karmirad * Pages 227-250
    The houses are the nearest spaces related to human. The changes in Iranian lifestyle have resulted in a change in modern houses architecture. Iranian traditional houses sound to have the characteristics which can keep alive the sense of place in people and transfer the space soul from the past days to the present. This vital point can be the main part of vernacular design solutions for villas in Iran.  therefore the following questions arise: what are the components that create sense of belonging in Iranian houses? And which one of those needs to be recreated or rethought and which one preserved? Research method in this project was practical and due to it’s hybrid nature, included both library methods with a focus on analysis of sense of belonging and case studies through observation of traditional houses, Atrvash and Mohtasham in Shiraz as well as Masudi and Akhar-e Hafte villa. Then, the analysis through computer simulation (Depth Map) was examined in order to study spatial arrangements in both modern and traditional modes and compare the collected data and obtain vernacular methods to design modern villas. The pros and cons of each sample in achieving the influencing factors of sense of place were identified and the influencing physical factors of sense of place were extracted using logical reasoning which led to two physical characteristics of IEQ (flexibility) and comfort.  analysis of simulations on samples demonstrated the elements such as entrance corridors and corridors leading to rooms and vestibule have been removed in modern houses which has caused deficiency of spaces in creating spatial hierarchy and privacy. On the other hand, the places like private rooms that were not often personal have been reintroduced in modern houses that has increased the respect to   the privacy of family members and has created a place for working at home. Finally, it can be mentioned that Iranian house architecture can raise the level of sense of place for inhabitants by using the model of traditional houses and recreating central courtyard, vestibule and increasing efficient intermediate spaces.
    Keywords: Sense of belonging, Sense of Place, Indoor Space, Green space, Space Syntax
  • Hassan Akbari *, Fatemeh Sadat Hosseini Nezhad Pages 251-267

    Due to the special geographic conditions and hot and dry climate of the central plateau of Iran, the design and construction of climate-friendly buildings and urban spaces in these regions, requires receiving minimum energy in hot months through appropriate orientation, decreasing the area of surfaces facing radiation and maximizing the amount of shading on exterior surfaces. The aim of this research is to determine the optimal building orientations in   hot-arid climate of the region through surveying the amount of direct radiation energy received by vertical surfaces of buildings in Isfahan, Semnan, Kerman and Yazd cities.At first, the amount of received radiation energy was calculated in theoretical and real way ,by using the “Law of Cosines” computational method. Then based on the minimum temperature of thermal comfort, the amount of energy received by the vertical surfaces was calculated and processed in 24 different geographical directions, separately for cold and hot periods of the year. Finally, based on the minimum energy received during the hot period of the year, the most suitable orientations of vertical surfaces of buildings for one, two and four-sided buildings were determined in studied cities. The research findings show that the best orientation of vertical surfaces for one-sided buildings in Isfahan, Semnan, Kerman and Yazd is 180 degrees South and after that, is 165 degrees SE. Also, the best orientation of vertical surfaces for two-sided buildings in studied cities is (180, 0) and for four-sided buildings is (180, 0, 90, -90) degrees.

    Keywords: hot-arid climate, building orientation, vertical surfaces, solar energy, the “Law of Cosines”
  • Aida Zare Mohazzabieh, Shahin Heydari *, Azadeh Shahcheraghi Pages 269-291

    Indoor space quality is directly related to the occupants’ physical and mental health (sick building syndrome) and energy saving in the building. Incorporating climatic factors in architectural design can increase occupants’ well being while consuming less energy. Iranian traditional houses have always been good examples of such architecture and provide useful inspirations for contemporary architects. traditional Qajar houses in the historical part of Shiraz city are prominent examples of this high quality architecture, but few studies have been conducted about them.  evaluating IEQ factors in these houses specially daylighting and thermal comfort and their influencing factors can be beneficial to contemporary designers. Nemati Qajar house in Shiraz is selected as the case study. with the aforementioned factors have been evaluated using quantitative methods including field surveys and simulation in Designbuilder software. The results of the findings are analyzed in 2 steps: First, the amounts of thermal comfort and daylighting in spaces were compared with current standards. Second, the results were expressed in a qualitative way using architectural specifications of spaces. The findings of this study indicate that the rooms of this old house have different energy behaviors. For example thermal comfort in the basement is in acceptable range for 10 months of the year, but it lacks proper daylighting, and the shaahneshin room is in thermal comfort range for 8 amonths of the year and has proper daylighting for almost all months of the year

    Keywords: Indoor Environmental Quality, Sick Building Syndromes, Thermal Comfort, Day Lighting, Shiraz Qajar Houses