فهرست مطالب

رسانه های دیداری و شنیداری - پیاپی 33 (بهار 1399)
  • پیاپی 33 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • پویا رئیسی، مسعود نقاش زاده*، رامتین شهبازی صفحات 7-32

    پژوهش پیش رو به تحلیل فرایند نشانگی ابژه در مجموعه های تلویزیونی می پردازد و با هدف شناخت ظرفیت نشانه شدن ابژه ها و نقشی که در توسعه درام ایفاء می کنند؛ مجموعه های تلویزیونی خانه سبز و تیوری بیگ بنگ را مورد خوانش قرار می دهد. آثاری که بخش عمده روایت پردازی در آنها مبتنی بر مکانی ثابت است و ساختارشان در طول قسمت ها، فصل ها و سال های متمادی با همان مکان پیشین گسترش می یابد. روش تحقیق این پژوهش از نوع کیفی تحلیل نشانه شناسی بوده و جامعه موردبررسی پژوهش نیز به صورت هدفمند از مجموعه های مکان محور تلویزیونی انتخاب شده است. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات شامل فیش برداری از کتاب ها، مقالات و متنی کردن نمونه های مشاهده ای است. با توجه به بررسی انجام شده می توان گفت فرایند نشانگی ابژه در مجموعه های تلویزیونی، ظرفیتی را می آفریند که نشانه در محور طولی درام به صورت متناوب و دنباله دار امکان حضور، نقش آفرینی و همنشینی با سایر عناصر درام را داشته باشد و در محور عرضی نیز موجبات همبستگی بیشتر نشانه ها و درام را رقم بزند. بهره گیری از این فرایند در مجموعه های تلویزیونی، ذخیره نشانه ای و قراردادی را ایجاد می کند که مجموعه در طول قسمت های مختلف خود، به دفعات می تواند از آن در راستای توسعه درام و خلق موقعیت های نمایشی استفاده کند.

    کلیدواژگان: فرایند نشانگی ابژه، توسعه درام، مجموعه تلویزیونی، نشانه شناسی مکان، خانه سبز، تئوری بیگ بنگ
  • معصومه میرزاخانی، باقر ساروخانی*، حسن خجسته باقرزاده صفحات 33-64

    یکی از منابع مهم اطلاع رسانی در زمینه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... در جهان رسانه ای شده امروز، تبلیغات است که تاثیر بسیاری در شکل گیری الگوهای فکری، احساسی و رفتاری مخاطبان و تغییر ارزش ها و نگرش های آنان دارد. این مقاله با هدف بررسی جایگاه بدن در گفتمان رسانه (تبلیغات بازرگانی) به بررسی نشانه ها و رمزگان موجود در آگهی ها پرداخته و بدین منظور با استفاده از دیدگاه فیسک و رولان بارت، آگهی های بازرگانی تحلیل شده است. جامعه هدف تحقیق، آگهی های پخش شده از شبکه یک سیمای ملی در سال 96 بوده که به روش نمونه گیری هدفمند و غیرتصادفی انتخاب و پس از جمع آوری تبلیغات، 72 پیام بازرگانی تحلیل شد. مبنای نظری بحث، آرای برخی از صاحبنظران جامعه شناسی بدن همچون فوکو، گافمن، گیدنز و... است. نتایج نشان می دهد که دو گفتمان «جنسی» و «جنسیتی» در حوزه بدن در تبلیغات بازنمایی می شود.

    کلیدواژگان: بدن، نشانه شناسی، شبکه یک، آگهی بازرگانی
  • علیرضا سلیمی*، مهدی یوسف، علیرضا حسینی صفحات 65-88
    تبلیغات بازرگانی مستعد درگیر شدن با مسایل حقوقی و مسیولیت آور است. ازجمله زمینه های مسیولیت زا یا ضمان آور، قواعد و موضوعات فقهی هستند که میزان عدم رعایت آنها در تبلیغ، با گمراهی و فریب منجر به خسارت مادی و معنوی به مخاطب تناسب دارد. یافته های تحقیق «کنکاشی در رعایت قواعد فقهی در تبلیغات بازرگانی تلویزیونی» که پیشتر انجام شده بود، نشان می داد از بین دوازده قاعده و موضوع فقهی ضمان آور، دو قاعده تدلیس و نجش بیشترین موارد انحراف را دارا بوده اند. این تحقیق، با رویکرد روندپژوهی، میزان رعایت موضوعات فقهی تدلیس و نجش را با تبلیغات بازرگانی غیرتکراری پخش شده از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران از سال 1388 تا 1397 (4760 آگهی که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند) را بررسی نموده است. نتایج نشان داد که درمجموع آگهی های پخش شده، 8/7 درصد تخلف در متغیر نجش و 7/9 درصد تخلف در متغیر تدلیس وجود دارد. این موضوع نشان دهنده وضعیت به نسبت مناسب آگهی های بازرگانی سیما از منظر رعایت این دو موضوع فقهی است. بیشترین انحراف تبلیغات بازرگانی، در متغیر نجش، مقوله های «تمجید غیرقابل اثبات» و در متغیر تدلیس نیز مقوله تدلیس سلبی است. همچنین بیشترین فراوانی رعایت نکردن تدلیس و نجش در تبلیغات موسسه های مالی، بانک ها و بیمه ها بوده است. روند عدم رعایت متغیرهای پژوهش از نظم منطقی (سیر صعودی یا نزولی منظم) برخوردار نبوده و در سال های 1389 و 1395، بیشترین میزان انحراف در مقایسه با سال های دیگر مشاهده شده است. یافته های تحقیق موید نظریه مسیولیت اجتماعی بوده و مطابق نظریه کاشت بر اهمیت توجه و رعایت متغیرهای مبتنی بر قواعد و موضوعات فقهی نقش بسزایی در انحراف یا تخلف که از اهداف تبلیغ سالم و مفید است، تاکید دارد.
    کلیدواژگان: تبلیغات بازرگانی، تحلیل محتوا، تدلیس، قواعد فقهی، نجش
  • محمود ترابی اقدم*، علی اصغر فهیمی فر صفحات 89-114

    سیاه پوستان نه تنها در جامعه امریکا، بلکه در هالیوود نیز اقلیت نژادی محسوب می شوند. چگونگی و چرایی تغییرات روابط سیاه و سفید در این نظام رسانه ای با تمرکز بر عنصر برتری جویی، مسیله این مقاله است. بدین منظور سه فیلم نژادمحور تولد یک ملت (1915)، حدس بزن چه کسی برای شام می آید (1967) و هشت نفرت انگیز (2015) به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای کشف سازوکارهای دلالت گر معنایی در فیلم های مذکور از روش نشانه شناسی و الگوی رمزگان پنج گانه روایی بارت بهره گرفته شد. برای فهم تغییرات روندی بازنمایی ها، از مفهوم اسطوره نزد بارت و کلیشه سازی و طبیعی سازی نزد هال استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از این است که اشکال بازنمایی سیاهان در این فیلم ها، متناسب با بافت تاریخی، اجتماعی و سیاسی زمان تولید آنها، در راستای معانی مرجح ایدیولوژی حاکم، دستخوش تغییر شده است. فیلم اولی با برساخت کلیشه های منفی، لزوم به انقیاد کشاندن سیاهان را طبیعی جلوه می دهد. فیلم دومی نظم نژادی مرسوم را به چالش کشیده و الگوی تقابلی و تعاملی جدیدی از گفتمان مسلط سفید و گفتمان مبارز سیاه ارایه می دهد. در فیلم سومی، شخصیت سیاه به نمایندگی از سیاهان زجر کشیده تاریخ نژادپرستی در امریکا، در کنشی انتقام جویانه، سفید فرادست را تبدیل به فرودست و از برتر بودن او اسطوره زدایی می کند.

    کلیدواژگان: اسطوره سازی، اسطوره زدایی، بازنمایی، سیاه پوستان، نشانه شناسی، هالیوود مقدمه
  • حسین افخمی*، محمد حسام پور صفحات 115-156
    تلویزیون به عنوان نهادی فرهنگی، سیاسی، اجتماعی در مواجهه با تحولات فناوری دیجیتال، دچار چالش های زیادی شد. رویکردهای خوش بینانه به فناوری های دیجیتال که با نظریه های جبرگرایی و بازیگرمحوری فناوری تقویت می شد؛ در تعامل با نظریه اقتصاد سیاسی نیولیبرال و فردگرایی، با ایجاد چالش های مفهومی رسانه قدیم و جدید، تلویزیون و پساتلویزیون، تلویزیون جمعی و تلویزیون فردی؛ افول پارادایم مخاطب اکثریت را برای تلویزیون مطرح کردند و درنهایت، سیستم توزیع خطی و پخش گسترده تلویزیون را به دلیل ظهور پدیده همگرایی به چالش کشیدند. این مقاله درصدد ارزیابی پاسخ های تلویزیون ایران به این چالش ها است. این تحقیق کیفی با روش سندپژوهی و انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته و نمونه گیری هدفمند با هشت نفر از خبرگان و تحلیل مضمون، چالش های تلویزیون ایران، همچون همگرایی، رقابت با رسانه های جدید عرضه محتوا و قانون گذاری را بیان می کند و با بررسی پاسخ های تلویزیون ایران همچون اصلاحات ساختاری، راه اندازی کانال های موضوعی و سرگرمی، توسعه تولید در پلتفرم های جدید، این مطلب را بیان می کند که تلویزیون در اکوسیستم رسانه ای ایران کماکان تاثیرگذاری وسیعی بر عموم مردم کشور (ملت) دارد و پیوند عمیقی با مفهوم وحدت و امنیت ملی دارد و تحولات فناوری دیجیتال منبعث از تجربه غربی و امریکایی الزاما در سایر کشورها کاربرد ندارد و باید به عوامل بومی و شرایط کشوری همچون ایران توجه نمود.
    کلیدواژگان: تلویزیون دیجیتال، فناوری، همگرایی، تلویزیون ایران
  • محمد اخگری* صفحات 157-180

    تحقیق پیش رو با هدف تبیین ظرفیت پادکست به منظور رسانه ای نو در آموزش زبان فارسی و ارایه الگوی تولید و توزیع پادکست آموزشی در رادیو و نیز شناسایی نقاط قوت و ضعف پادکست های آموزش زبان فارسی انجام پذیرفته است. بنابر فرضیه «درونداد» کراشن، شنیدن یکی از ورودی های اصلی در فراگیری زبان به شمار است و پادکست به عنوان رسانه شنیداری فرصت تمرین، یادگیری و تقویت درک شنیداری را برای آموزش زبان فراهم می کند. این پژوهش با روش کتابخانه ای و تحلیل محتوای کیفی انجام شده و جامعه آماری تحقیق شامل پادکست های آموزش زبان در پارس تودی و دویچه وله است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که پادکست به سبب روزآمد بودن، جذابیت، اصالت داشتن و تعاملی بودن، فرصت های فراوانی را برای آموزش زبان فراهم کرده است. ویژگی تعاملی بودن نه تنها برای درک شنیداری، بلکه برای ارتقای نحوه مکالمه و تلفظ صحیح واژگان نیز اهمیت دارد؛ چراکه شنونده را به گوینده تبدیل می کند. پادکست های آموزشی زبان فارسی در عصر حاضر رسانه ای برای گسترش و آموزش زبان فارسی به شمارند که باید به صورت روزانه یا هفتگی تولید شوند. ازنظر موضوعی نیز مطلوب آن است که متنوع، متناسب با سطوح مختلف زبانی، قابل انطباق با آزمون های استاندارد و دارای تمرین، آزمون و واژه نامه باشند.

    کلیدواژگان: آموزش، زبان فارسی، پادکست، درک شنیداری، پارس تودی، دویچه وله
  • محمدرضا آزادی نژاد*، سروناز تربتی، لیلا نیرومند، امیدعلی مسعودی صفحات 181-207

    این مقاله درصدد «تحلیل گفتمان انتقادی پیام‏های فرهنگی و سیاسی شهرداری تهران» است که از سال 1385 تا 1395 خورشیدی بر روی بیلبوردهای شهری انتشار یافته اند. هدف کلی شناخت این گفتمان است، بنابراین، فرایند مطالعه کیفی آن بر اساس روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه انجام یافت. شناخت دال های مرکزی، شناور و وقت های مفصل بندی شده شهرداری تهران که برای به حاشیه راندن و غیریت سازی مولفه های گفتمانی رقیب بکار برده است به عنوان پرسش ها و اهداف این تحقیق اند. محقق با انتخاب هدف مند تعداد 25 نمونه طرح گرافیکی از میان جامعه آماری و نیز تحلیل جداگانه هر یک از آنها، به اشباع نظری رسید. روش تحقیق، بر اساس روش کیفی تحلیل گفتمان منطبق بر رویکرد پساساختارگرایی لاکلا و موفه است. نتایج و برون داد این پژوهش بیان گر آن است که؛ دال مرکزی «ولایت مداری» در محور و کانون گفتمان این نهاد قرار گرفته است. دال های شناور «مدیریت جهادی»، «روحانیت» و «غرب ستیزی»، با پیوند به پیرامون و حول کانون مرکزی، مفصل بندی گفتمان شهرداری تهران با خاستگاه گفتمان «اصول گرایی» را، تشکیل داده اند. همچنین از طریق برجسته سازی مولفه های گفتمان خودی و به حاشیه راندن دال های مفصل بندی رقیب، از لایه های پنهان این پیام ها قابل فهم است که هدف پنهان آن، هژمونی فرهنگی و ایدیولوژی گفتمان اصول گرایی و نیز دستیابی به قدرت سیاسی شهردار تهران است.

    کلیدواژگان: تحلیل گفتمان، لاکلا و موفه، اصلاح طلبی، اصول گرایی، ولایت مداری، مدیریت جهادی
|
  • Poya Raissi, Masoud Naghashzadeh *, Ramtin Shahbazi Pages 7-32

    This research has been carried out to explore the process of object semiotization in TV series and intend to recognize the role of object conversion to sign in developing drama. Therefore, this paper analyzes ‘Khaneh Sabz’ (Green House) and the Big Bang Theory series. The series that most of their narratives occur in just one location and their structures take place in the same location over each episode, season and even after years. This research has been carried out based on a semiotics approache and accomplished through a literature review. This case study consists of selected location-based TV series focusing on the published books and articles for data gathering. According to the results, it can be stated that the process of object semiotization on TV series creates the potentiality that allows new signs to attend the syntagmatic axis. In the meantime, signs will be able to role-play in plot and associate with other drama elements. Also, it can bring a correlation between the signs and drama on the pragmatic axis. Applying object semiotization process to TV series initiates an arrangement and a code that series can use them regularly to create dramatic situations and develop drama during various episodes and seasons.

    Keywords: Object Semiotization, Developing Drama, TV Series, Place Semiotics, Khaneh Sabz, the Big Bang Theory
  • Masoumeh Mirzakhani, Bagher Sarukhani *, Hassan Khojasteh Bagherzadeh Pages 33-64

    Advertising is one of the most important sources of informing the TV audience of various cultural, social and economic issues in today’s media world; it has a great impact on the formation of the audience intellectual, emotional, and behavioral patterns and their changing values and attitudes. This article aims to examine the place of body in media commercials discourse studying the signs and passwords of them. To this end, commercials have been analyzed using Fisk and Roland Barth’s perspectives. The target population of this study was the IRIB commercials audience in 1996 selected through purposeful and non- random sampling. 72 business messages were studied in depth upon collecting the commercials. The theoretical basis of the debate is the opinion of some body sociologists such as Foucault, Goffman and Giddens. The findings of this article showed that the two ‘sex’ and ‘gender’ discourses on ‘body’ were represented in TV commercials.

    Keywords: Body, Semiotics, Channel One, Commercials
  • Alireza Salimi *, Mehdi Yousef, Alireza Hossaini Pages 65-88
    Commercials are prone to get involved with Islamic legal and liability issues. Among the range of liabilities are Islamic jurisprudential rules which identify the extent of non-compliance with commercials that is proportionate to misleading and deceptive commercials leading to material and spiritual harm to the audience. The findings of an earlier study on ‘Adherence to jurisprudence in TV commercials’ revealed that out of twelve rules and the obligatory jurisprudence rules, two rules of teaching and non- judgment deviated the most. This research has been carried out to investigate the trend of observing the Islamic jurisprudence subjects of teaching and Najjah by non-repetitive commercials broadcast by channel one of IRIB as of 2009 to 2018 selecting 4760 ads using simple random sampling method. The results showed that, in total, there were 8.7 percent breach of Najjah variables and 7.9 percent breach of teaching variables. This reflected a relatively appropriate status of commercials considering these two jurisprudential topics. The trend of non-observing the research variables did not have a logical order i.e. regular ascending or descending and the highest deviation was observed in the years 2016 and 2010. The research findings support the theory of social responsibility and emphasize the importance of paying attention to variables based on which the rules and jurisprudential issues play a significant role in distorting or violating healthy and useful propaganda goals.
    Keywords: Jurisprudential rules, Commercials, content analysis, The rule of teaching
  • Mahmoud Torabi Aghdam *, Aliasghar Fahimifar Pages 89-114

    Black people are considered a racial minority not only in the American community but also at Hollywood .This research has been carried out to examine how and why black and white relationships change in this media system focusing on the element of superiority. In view of this, the three race-oriented films i.e. Birth of a Nation (1915), Guess Who's Coming to Dinner (1967) and Hateful Eight (2015) have been selected on purpose. In order to discover the indicative mechanisms of signaling apparatuses in the mentioned films, the five narrative codes and concept of myth in the semiotics of Barthes have been used. The findings of this research indicate that the forms of depiction of black people have changed according to the historical, social, and political fabric of production time to comply with then ruling system prevalent ideological concepts. The first film manifests the necessity of ‘black’ subjugation as natural through negative stereotypes. The second film has challenged the common racial order and presented a new conflicting and interactive model of dominant discourse of the white and aggressive discourse of the black. In the third film, the black character represented the persecuted blacks of American racist history in a vengeful action turning the white superiority into inferiority eliminating the mythological concept of their superiority.

    Keywords: Myth-Making, demythologize, Representation, Blacks, Semiotics, Hollywood
  • Hossain Afkhami *, Mohammad Hesampour Pages 115-156
    Television, as a cultural, political and social institution, has encountered many challenges in relation with digital technological developments. Optimistic approaches to digital technologies which have been reinforced by deterministic and actor-oriented theories interacted with neo-liberal political and economic theories that not only created conceptual challenges such as old and new media, television and post- television eras, public or private television, but also challenged the linear distribution and broadcast system of television due to the emergence of convergence phenomenon eventually. This article seeks to evaluate the responses of Iranian television (IRIB) to these challenges. This qualitative analytical analysis provides the readers with a theoretical, conceptual and historical overview of the digital television phenomenon. Performing 8 in-depth interviews with concerned experts as well as analysis of documents and available statistics reveal challenges to Iranian television such as convergence, struggle for producing content, competition with new media and media regulations. This article reviews responses of Iranian television to these challenges including structural changes, launching thematic  channels that broadcast entertainment programs and expanding production on new platforms. It suggests that television in the Iranian media ecosystem still has a profound impact on the public and is deeply linked with the concept of national unity and security. Digital technology development stemming from America and western experience is not necessarily used in other countries and indigenous factors and national conditions of countries like Islamic Republic of Iran has to be taken into account.
    Keywords: Digital TV, technology, Convergence, Iran TV
  • Mohammad Akhgari * Pages 157-180

    One of the missions of international media is to educate the national language of the country through media. They provide the listeners with the knowledge of their country’s culture, social affairs, history and policies. Therefore, language teaching through radio and TV has a long history. In our country, the use of media for teaching Persian language has been hampered for reasons and is somewhat inadequate indeed. This research has been carried out to explain the capacity of podcasts as a new media for teaching Persian language and provide the listeners with a model for producing and distributing educational podcasts for radio as well as identifying the strengths and weaknesses of produced podcasts. According to Stephen Krashen’ s theory i.e. ‘ Input Hypothesis’ , hearing is one of the main inputs of language acquisition and podcasts as a listening media provide the learners with the opportunity to practice, learn and enhance their listening comprehension. The present study has been conducted using library method and qualitative content analysis; the statistical population of this study were the learners of Persian language through podcasts transmitted by Pars Today and Deutsche Welle Persian language courses for a six-month term.

    Keywords: Radio, Podcast, Persian language, IRIB
  • MohammadReza Azadinejad *, Sarvenaz Torbati, Leyla Niroomand, OmidAli Masoudi Pages 181-207

    This research has been carried out to analyze the critical discourse of cultural and political messages of Tehran municipality which have been displayed on Tehran municipality billboards as of 2006 through 2016. This research focuses on understanding the components of this discourse which constitute the nodal points, floating signals and the articulation of moments of Tehran municipality in order to find out the chain of equivalence-difference used by the mentioned institution to marginalize and antagonize the discourse components of the rivals which make up the research purposes. The researcher has reached the theoretical diffusion selecting the statistical population by analyzing 25 messages on purpose. The methodology of this research is based on a qualitative research of discourse analysis according to the post structuralist approach of E. Laclau and S. Moffe. The findings of this research reveal that the nodal point and the guardianship-centeredness are focused by the municipality; the jihadi management, the clergy, and anti-westernism are articulated around this focal point  which conform with principalism discourse. The hidden layers of the messages are revealed by highlighting the features of self-discourse and marginalizing the articulative signifies of the rival and that they have been pursuing some hidden goals which are to gain the political and ideological hegemony of the reformism discourse and achieving the political power of the mayor.

    Keywords: Discourse analyst, E-Laclau, S.Muffe, Reformist, Pricipalism, Jihadi Management