فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 28 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/09
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سمیه کاوه*، ابراهیم خدایی، سید امین موسوی، علی مقدم زاده، جلیل یونسی صفحات 7-43
    هدف از نگارش این مقاله، انتخاب روشی مناسب برای مرتبط کردن نمره های سوابق تحصیلی به نمره های آزمون سراسری ورود به دانشگاه به جای استفاده از روش نرمال سازی بود. سپس دو روش مورد اشاره بر اساس خطای استاندارد اندازه گیری شرطی مقایسه شدند. برای دستیابی به این هدف، نمونه ای 5000 نفری از جامعه دانش آموزان دانش آموخته سال 1393 رشته ریاضی فیزیک انتخاب شد که در آزمون سراسری ورود به دانشگاه سال 1394 شرکت کرده بودند. پس از بررسی عامل های معرفی شده توسط «دوران» روی نمره ها و نیز نظر پمریچ و همکاران (2004)، تطابق برای مرتبط کردن نمره ها در نظر گرفته شد. سپس روش های میانگین، خطی و همصدک سازی برای تبدیل نمره های آزمون های پیشرفت تحصیلی به آزمون سراسری ورود به دانشگاه استفاده شد. نتایج نشان داد که روش همصدک سازی کمتر به گروه وابسته است؛ بدین سان، با استفاده از این روش، نمره های این آزمون ها برای تصمیم گیری ها با یکدیگر قابل مقایسه هستند. همچنین، در این پژوهش نشان داده شد که خطای استاندارد اندازه گیری شرطی برای روش ارایه شده بسیار کمتر از روش مورد استفاده توسط سازمان سنجش آموزش کشور است.
    کلیدواژگان: پیوند زدن، تطابق، نرمال سازی، خطای استاندارد اندازه گیری شرطی
  • لیلا نعمتی، روح الله مهدیون*، سیروس اسدیان صفحات 45-74

    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه کیفیت خدمات آموزشی با توسعه دانش محتوایی و شایستگی های کانونی دانشجو- معلمان انجام گرفت. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل همه دانشجویان ورودی سال های 1391 و 1392، مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1395-1394 در دانشگاه های فرهنگیان استان آذربایجان غربی، به تعداد 1823 نفر بود که طبق فرمول کوکران، 317 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب، به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های کیفیت خدمات آموزشی از پرسشنامه سروکوال (زوار و همکاران، 1386)، دانش محتوایی از پرسشنامه محقق ساخته و شایستگی های کانونی از پرسشنامه حیدری و همکاران (1392) استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها با نظر کارشناسان تایید شد. روایی سازه پرسشنامه کیفیت خدمات آموزشی و شایستگی های کانونی از طریق تحلیل عاملی تاییدی و پرسشنامه محقق ساخته دانش محتوایی نیز با تحلیل عاملی اکتشافی تایید شد. پایایی پرسشنامه ها با آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب با مقادیر 92/.، 94/. و 90/. تایید شد. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که کیفیت خدمات آموزشی نقش پیش بینی کننده ای بر دانش محتوایی و شایستگی های کانونی دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان استان آذربایجان غربی دارد. همچنین دانش محتوایی در رابطه کیفیت خدمات آموزشی و شایستگی های کانونی نقش میانجی را ایفا می کند.

    کلیدواژگان: کیفیت خدمات آموزشی، دانش محتوایی، شایستگی های کانونی، دانشگاه فرهنگیان
  • داود طهماسب زاده شیخلار*، فاطمه مهین حسین نیا، احد عظیمی آقبلاغ، سید طاهر سیدی نظرلو صفحات 75-106

     پژوهش حاضر با هدف تعیین کیفیت برنامه های درسی جدید دوره کارشناسی ارشد رشته برنامه ریزی درسی بر اساس مدل کانو انجام گرفته است. روش پژوهش، بر اساس هدف ازنوع کاربردی، بر اساس ماهیت از نوع توصیفی- پیمایشی و به لحاظ رویکرد نیز کمی است. جامعه آماری شامل همه دانشجویان دوره کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی دانشگاه های دولتی کشور و استادان رشته برنامه ریزی درسی بودند. روش نمونه گیری به شیوه خوشه ای چندمرحله ای بود. از میان استان های کشور، 14 استان و 15 دانشگاه دولتی انتخاب شد. در هر دانشگاه نیز دانشجویان و استادان آن به روش تصادفی انتخاب شدند که بر اساس جدول مورگان تعداد نمونه برای دانشجویان 285 نفر و برای استادان 113 نفر تعیین شد. برای گردآوری داده از روش میدانی و پرسشنامه های محقق ساخته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t همبسته و ماتریس کانو استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که انتظارات دانشجویان در عناصر ده گانه اکر بیشتر از ادراکات آنها است. همچنین بین انتظارات و ادراکات استادان از منطق، هدف ها، محتوا، فعالیت های یاددهی و یادگیری، مواد و منابع یادگیری، زمان و مکان یادگیری و ارزشیابی تفاوت وجود دارد.

    کلیدواژگان: کیفیت برنامه درسی، عناصر برنامه درسی، دوره کارشناسی ارشد، برنامه ریزی درسی، مدل کانو
  • آسیه سادات مدرسی سریزدی، عزت الله نادری*، مریم سیف نراقی، قدسی احقر صفحات 107-138

    هدف از اجرای این پژوهش، اعتبارسنجی الگوی مفهومی برنامه درسی مبتنی بر رویکرد کارآفرینانه در درس فارسی بر اساس نظر متخصصان و معلمان دوره دوم ابتدایی است. نوع پژوهش، کاربردی و روش پژوهش، ارزشیابی- زمینه ای است. ابتدا الگوی پیشنهادی در قالب الگوی برنامه درسی زایس و مولفه های دانش، نگرش و مهارت کارآفرینی طراحی شد سپس برای اعتبارسنجی الگوی پیشنهادی، از نظر معلمان و متخصصان برنامه درسی و کارآفرینی استفاده شد. بدین منظور، پرسشنامه محقق ساخته با 75 گویه، طراحی شد و در اختیار 289 معلم دوره ابتدایی به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای و همه متخصصان برنامه درسی و کارآفرینی در دانشگاه های استان یزد که درمجموع 48 نفر بودند؛ قرار گرفت. برای آزمون فرضیه ها نیز از آزمون خی دو استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که از نظر معلمان و متخصصان مربوطه، الگوی برنامه درسی پیشنهادی در ابعاد هدف، محتوا، فعالیت های یادگیری و ارزشیابی در حوزه های دانش، نگرش و مهارت دارای اعتبار است. از این رو، به مسیولان محترم در سازمان تالیف کتب درسی پیشنهاد می شود تا به استفاده از هدف ها، محتوا، فعالیت های یادگیری و روش های ارزشیابی برنامه درسی پیشنهاد شده در برنامه های خود اهتمام ورزند.

    کلیدواژگان: الگو، اعتبارسنجی برنامه درسی، مولفه های کارآفرینی، درس فارسی
  • سمیه غلامی*، ساره احمدی خانمینی، ناصر احمدیان صفحات 139-170

    پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر تفاوت نمره آزمون های مستمر و نهایی در دانش آموزان سال یازدهم متوسطه دوم (سوم دبیرستان) از دیدگاه دبیران و دانش آموزان انجام گرفت. برای نیل به این هدف از رویکرد پژوهش آمیخته متوالی (کمی سپس کیفی) استفاده شد. جامعه پژوهش در مرحله کمی، دانش آموزان سوم دبیرستان شهرستان بستک و توابع و روش نمونه گیری در این مرحله سرشماری بود. در مرحله کیفی، جامعه آماری همه دبیران و دانش آموزان سال سوم متوسطه دوم بود و 35 دانش آموز و 20 دبیر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کمی، نمره های پیشرفت تحصیلی و در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. تفاوت در حجم دو آزمون، تفاوت در میزان دشواری دو آزمون، تفاوت در شاخص های روان سنجی دو آزمون، تفاوت در جو روانی اجتماعی دو آزمون، عدم تناسب کیفیت یاددهی- یادگیری، انگیزه و نگرش (عوامل مربوط به دانش آموزان) و دستکاری نمره ها توسط دبیران از جمله عوامل موثر بر تفاوت مشهود نمره های مستمر و پایانی بود.

    کلیدواژگان: آزمون مستمر، آزمون پایانی، دبیران، دانش آموزان
  • نورعلی فرخی*، سمیه بهمن آبادی، حسن محمودیان، زهرا طباطبایی جبلی صفحات 171-187

    هدف از اجرای این پژوهش، تعیین عامل های پرسشنامه سرسختی تحصیلی در دانشجویان بود. روش پژوهش همبستگی از نوع تحلیل عاملی و جامعه پژوهش شامل همه دانشجویان مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل در دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی بود. از بین این دانشجویان تعداد 168 نفر با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. پرسشنامه تجدید نظر شده سرسختی تحصیلی بنشیک و لوپز (2005) پس از ترجمه و احراز روایی محتوایی، روی دانشجویان اجرا شد. با استفاده از تحلیل عاملی به روش مولفه های اصلی تعداد 9 عامل به عنوان عامل های اصلی پرسشنامه مشخص شد و با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی عوامل مشخص شده، تایید شدند. عامل های تعیین شده دارای ضریب پایایی از 47/0 تا 87/0 بودند و ضریب آلفای کلی پرسشنامه 81/0 به دست آمد. نتایج پژوهش نشان داد که این پرسشنامه از روایی و پایایی مناسب برخوردار است و می توان از آن به عنوان ابزاری مناسب در زمینه آموزشی و انگیزشی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: سرسختی تحصیلی، تعهد، چالش، کنترل، تحلیل عاملی
  • کاوه محمدی*، حمید فرهادی راد، عبدالله پارسا، یدالله مهرعلیزاده صفحات 189-232
    هدف از اجرای پژوهش حاضر، شناسایی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای اعتبارسنجی به منظور تضمین کیفیت آموزش در مدرسه های متوسطه نظری بود. روش پژوهش، چندروشی[1] بود که از دو روش اسنادی و پدیدارشناسی استفاده شده است. برای دسترسی به داده های غنی پس از تحلیل اسناد (7 سند داخلی و 17 سند خارجی مرتبط با کلیدواژه های منتخب)، از مصاحبه با صاحب نظران استفاده شد. مشارکت کنندگان در پژوهش بر اساس رویکردی هدفمند و با استفاده از روش موارد مطلوب، از بین خبرگان تعلیم و تربیت، متخصصان اعتبارسنجی و مسیولان اجرایی آموزش و پرورش برگزیده شدند. اشباع نظری به عنوان شاخص کفایت داده ها پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 35 نفر از مشارکت کنندگان، به دست آمد. برای گردآوری داده ها از تحلیل اسناد و مصاحبه از نوع نیمه ساختاریافته بهره گرفته شد. نتایج نشان داد چارچوب اعتبارسنجی مدرسه های متوسطه نظری دارای 7 عامل (ساختار سازمانی، ساختارفیزیکی، عوامل فردی معلم (کادر اداری و آموزشی)، عوامل فردی دانش آموزی، عوامل سیاسی، عوامل فرهنگی و هسته فنی تدریس و یادگیری) است. 60 ملاک و 266 نشانگر متناسب با ویژگی های مدرسه های متوسطه نظری برای عوامل هفتگانه فوق، شناسایی و درنهایت چارچوب پیشنهادی اعتبارسنجی مدرسه های متوسطه نظری معرفی شد. [1]. multi-method
    کلیدواژگان: عوامل اعتبارسنجی، ملاک های اعتبارسنجی، مدرسه های متوسطه، پدیدارشناسی، تضمین کیفیت
  • خدیجه آذر، غلامرضا ذاکر صالحی* صفحات 233-272

    پژوهش حاضر با هدف نقد و ارزیابی دانشگاه جامعه محور در نظام آموزش عالی ایران اجرا شد. بدین منظور، به طور هم زمان از روش مطالعه اسنادی و مصاحبه با متخصصان استفاده شد. میدان پژوهش شامل مهم ترین متون اسنادی درباره وضعیت دانشگاه جامعه محور در ایران و مصاحبه با صاحب نظران آموزش عالی بود. نمونه گیری به روش هدفمند بوده و از پانزده سند علمی به عنوان نمونه نوشتاری استفاده شد. همچنین با دوازده نفر از متخصصان آموزش عالی، مصاحبه ای به روش هدفمند و از نوع گلوله برفی انجام گرفت. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضامین استفاده شد. سپس مضامین استخراج شده در سه سطح، گفتمان اول، گروه موافقان (برون گرا)؛ گفتمان دوم، گروه مخالفان (درون گرا) و گفتمان سوم، گروه موافقان مشروط، دسته بندی و ارایه شد. ارزیابی های خبرگان نشان می دهد که وضعیت دانشگاه جامعه محور متاثر از مداخلات بیرونی بوده و بیشتر مشکلات مربوط به تحقق نیافتن دانشگاه جامعه محور در ایران به ریشه های تاریخی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برمی گردد. همچنین، الگوی مفهومی دانشگاه جامعه محور در ایران با یازده مولفه اصلی (تناسب با بافتارایران، مسیولیت پذیری، ارتباط و تعامل، توسعه عدالت، توسعه دانش-آموزش و پژوهش، اقتصاد و فناوری، فرهنگ دانشگاهی، استقلال دانشگاهی، رهبری و مدیریت، توانمندسازی و توسعه پایدار) طراحی شد. ارزیابی خبرگان بیانگر این است که در مولفه های یازده گانه وضعیت مطلوب نبوده است.

    کلیدواژگان: نقد، ارزیابی، جامعه محوری، دانشگاه متعهد به جامعه، نظام آموزش عالی، مطالعه اسنادی و مصاحبه
|
  • Somyaeh Kaveh *, Ebrahim Khodaie, Seyed Amin Mousavi, Ali Moghadamzadeh, Jalil Younesi Pages 7-43
    The purpose of this study was to find an appropriate method for linking the academic achievement scores to the National University Entrance Examination scores in Iran in comparison to the current practice (normalized method) based on Conditional Standard Error for Measurement. For this purpose, the scores of randomly selected of 5,000 high school graduates of the Mathematics and Physics in 2014 who had participated in National University Entrance Examination of 2015 were analyzed. Based on the criteria introduced by Dorans (2004) and the viewpoints of Pommerich et al. (2004), the concordance was chosen for linking the scores. Accordingly, linear, mean, and equipercentile methods were used to link scores on academic achievement and National University Entrance Examination tests. Results indicated that the equipercentile method were less sample dependent, so test scores linked using this method were more valid for making admissions decisions. Finally, the results showed that the conditional standard error of measurement of the linked scores using the equipercentile method is much lower than the method which is currently being used by the National Organization of Educational Testing in Iran.
    Keywords: Linking, Concordance, Normalized, conditional standard error of measurement
  • Leila Nemati, Rouhollah Mahdiuon *, Siroos Asadian Pages 45-74

    The present research was conducted to investigate the relationship between the quality of the educational services with the development of content knowledge and core competencies of the student-teachers of Farhangian university. Research method is descriptive-correlation. The statistical population includes the entire junior and senior student-teachers entered in Farhangian University (a university for teacher training and development) of West-Azerbaijan in 2012-2013 which is investigated in the academic year 2015-2016. The number of subjects was 1823 selected based on Cochran Formula, about 317 participants are selected in accordance with random stratified sampling method. In order to measure variables; quality of educational services, content knowledge and core competencies, Servqual questionnaire, self-made questionnaire and Heidary, Farajpahlou, Osareh & Geraei questionnaire (2013) were applied, respectively. Pearson Correlation results show that there are meaningful and positive relations among quality of educational services along with content knowledge and core competencies. In addition, Structural Equation model shows that dimensions of educational services quality has a positive and meaningful effect on content knowledge and the core competencies of student-teachers. Also, content knowledge plays a mediation role in the relationship between the quality of educational services and core competencies.

    Keywords: Quality of educational services, Content Knowledge, Core competencies, Farhangian University
  • Davoud Tahmasebzadeh Sheikhlar *, Fatemeh Mahin Hosseinnia, Ahad Azimi Aghbalag, Seyed Taher Seyede Nazarlu Pages 75-106

    The purpose of this study was to determine the quality of new postgraduate curriculum curricula based on Kano model. The research method is also applied based on the purpose of the applied type and based on the nature of the descriptive-survey type and in terms of approach. The statistical population consisted of all postgraduate students of curriculum planning in the public universities of Iran and professors of curriculum planning. The sampling method was multistage cluster sampling from 14 provinces, 15 provinces and 15 public universities in each province. Students and professors were randomly selected in each university. The field method and researcher-made questionnaires were used for data collection. Data were analyzed using paired t-test and Kano matrix. The research findings showed that students’ expectations in the ten elements of Acer are higher than their perceptions, and according to the research findings between teachers' expectations and perceptions of logic, goals, content, teaching and learning activities, learning materials and resources, time and place of learning and evaluation of differences.

    Keywords: Curriculum quality, curriculum elements, Master's degree, curriculum planning, Kano Model
  • Asiyeh Sadat Modaresi Saryazdie, Ezzatollah Naderi *, Maryam Seif Naraghi, Ghodsi Ahghar Pages 107-138

    The present study aims at validating the curriculum model with an entrepreneurial approach in Farsi Course of the second period of elementary schoolfrom the perspective of professionals and teachers. The type of research is applied and the research methodology is evaluation-field study. At first, the proposed model was designed in the form of Zais syllabus and entrepreneurship knowledge, attitude and skill components. Then, for the evaluation of the proposed model, teachers and professionals' perspective on the curriculum and entrepreneurship were used. A researcher-made questionnaire with 75 items was designed and distributed to 289 elementary school teachers via stratified random sampling and all the curriculum and entrepreneurship practitioners in the universities of Yazd province, comprising a total of number 48 people. To test the hypotheses of the research, chi-square test was used. The results showed that, from the viewpoint of teachers and specialists, the proposed curriculum model was validated in terms of objective, content, learning activities and evaluation in the areas of knowledge, attitude and skill. It is; therefore, suggested that materials developers and educational practitioners make use of the objectives, content, learning activities and evaluation methods of the proposed curriculum in their educational programs.

    Keywords: model, Curriculum validation, Entrepreneurial components, Farsi course
  • Somayeh Gholami *, Sareh Ahmadi Khanamini, Naser Ahmadiyan Pages 139-170

    The purpose of this study was to identify the factors affecting the difference in the formative assessment and final assessment in high school students. To achieve this goal, sequential explanatory mixed method design was used. The population of the study at the quantitative stage was whole of the third grade (senior) high school students in Bastak and the countryside and sampling method was census. The population of qualitative step was all of the third grade high school students in Bastak and their teachers. 35 students and 20 teachers were selected using purposeful sampling. The research tool was semi-structured in the quantitative section and academic achievement scores in the qualitative section. The difference in the volume of the two tests, the difference in the difficulty of the two tests, the difference in the psychometric indices of the two tests, the difference in the psychosocial climate of the two tests, the lack of fit of the quality of teaching-learning, motivation and attitude (factors related to knowledge Students) and the manipulation of grades by teachers was one of the factors influencing the apparent difference between continuous and final grades.

    Keywords: Continuous evaluation, Final evaluation, teacher, Student
  • Noorali Farrokhi *, Somaye Bahmanabadi, Hassan Mahmoudian, Zahra Tabatabaei Jebeli Pages 171-187

    The purpose of this study was to determine the factors of academic hardiness questionnaire in Students. The method was correlational study and factor analysis. Research population consisted of all undergraduate students studying in Faculty of Psychology and Educational Sciences at Allameh Tabataba'i University. Among these students, 186 students were selected by cluster sampling using Morgan table. The revised academic hardiness questionnaire (2005) was performed on students after translating and verifying content validity. By factor analysis, nine factors were identified as the main factors of the questionnaire and were confirmed by Confirmatory Factor Analysis. The alpha coefficient of the questionnaire’s factor was 0.47 to 0.87 and Cronbach's alpha coefficient for the questionnaire was 0.81. The results of this study showed that this questionnaire has appropriate validity and reliability, and can be used as a suitable tool for educational and motivational purposes.

    Keywords: Academic Hardiness, commitment, challenge, Control, Factor analysis
  • Kaveh Mohammadi *, Hamid Farhadi Rad, Abollah Parsa, Yadollah Mehralizadeh Pages 189-232
    The purpose of this study was to identify the factors, criteria and accreditation markers in order to quality assurance of education in theoretical secondary schools. The research method was multi-method using both documentary and phenomenological methods. To access rich data after analysis of documents (7 internal documents and 17 external documents related to selected keywords), interviews with experts were used. Participants in research based on a targeted approach and using the preferred method, among the experts in education, the accreditation experts and executive education officials were selected. Theoretical saturation was obtained as an index of adequacy of data after a deep interview with 35 contributors. For data collection, a semi-structured interview was used to analyze the documents. The results showed that the accreditation framework of the theoretical secondary schools. It has 7 factors (Organizational Structure, Physical Structures, Teacher's Individual Factors, Individual Factors Knowledge, Political Factors, Cultural Factors, and Technical Core Teaching and Learning). And 60 criteria and 266 indicators were identified in accordance with the characteristics of the secondary schools for the above seven factors. Finally, the suggested model for validation of the theoretical schools was introduced.
    Keywords: Accreditation Factors, Accreditation Criteria, High schools, Phenomenology, Quality assurance
  • Khadejeh Azar, Gholam Reza Zaker Salehi * Pages 233-272

    The purpose of this study is to criticize and evaluate the role of community-oriented university in the Iranian higher education system which has been conducted with the help of documentary study and interviewing experts simultaneously which has consisted of the most essential written texts about the conditions of community-oriented university in Iran and interviewing higher education experts has done as well. A purposeful random sampling based on qualitative research strategies has done and fifteen scientific documents were used as written samplings and interviewing twelve experts of higher education by means of a purposeful method of snowball was used as well. The collected data was analyzed through discourse analysis which divided into three categories: the first discourse (agreement), the second one (opposition) and the third one (contingent). The results of the study indicated that the status of community-oriented university influenced by the power of political groups with respect to historical, political, social, economic and cultural aspects and also most of the problems of non-realization of community-oriented university in Iran are based on eleven main components of being fit into Iranian context, responsibility, communication and interaction, development of justice, academic culture, economics and technology, university culture, university independence, leadership and management, empowerment and sustainable development were designed. Finally, the experts' assessment indicated that because of shortage of necessary background in these eleven components, the status of community-oriented university was not in a desirable situation.

    Keywords: criticism, Evaluation, Community-oriented, Engaged university, higher education system, Documentary study, Interviewing experts