فهرست مطالب

پرستاری و مامایی ارومیه - سال هفدهم شماره 12 (پیاپی 125، اسفند 1398)
  • سال هفدهم شماره 12 (پیاپی 125، اسفند 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/22
  • تعداد عناوین: 7
|
  • کبری نوریان، شیرین مددکار*، مهری دوستی ایرانی، پوران آذری صفحات 930-937
    پیش زمینه و هدف

    یکی از شایع ترین مشکلات بیماران قبل از اعمال جراحی، اختلالات روان شناختی نظیر اضطراب، استرس و افسردگی است. این مطالعه باهدف مقایسه تاثیر تکنیک آرام سازی پیشرونده عضلانی و رایحه درمانی با گل محمدی بر میزان اضطراب، استرس و افسردگی افراد کاندیدای جراحی عمومی انجام شد.

    مواد و روش ها

    در این کارآزمایی بالینی شاهد دار تصادفی سازی شده 90 بیمار کاندیدا جراحی عمومی مراجعه کننده به بیمارستان آیت الله کاشانی شهرکرد به صورت تصادفی به سه گروه آرام سازی (30)، رایحه درمانی (30) و کنترل (30) تقسیم شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه مشخصات دموگرافیک، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس 21 سوالی DASS و فرم ثبت علایم حیاتی بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد میانگین نمرات اضطراب، استرس و افسردگی قبل از مداخله بین سه گروه با یکدیگر تفاوت آماری معنی داری نداشت (0/05 <P). اما بعد از مداخله این تفاوت معنی دار شد (0/05>P). مقایسه بین گروهی نیز نشان داد که بین دو گروه آرام سازی و رایحه درمانی ازنظر متغیرهای موردبررسی اختلاف آماری معناداری وجود ندارد و این دو روش نسبت به یکدیگر برتری ندارند.

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به نتایج این مطالعه می توان پیشنهاد کرد که از آرام سازی عضلانی و آروماتراپی جهت کاهش سطح اضطراب، استرس و افسردگی بیماران کاندید جراحی عمومی در بالین استفاده نمود.

    کلیدواژگان: آرام سازی، رایحه درمانی، اضطراب، استرس، افسردگی، جراحی
  • ژیلا حیدرپور دامن آباد، لیلا ولی زاده*، محمدباقر حسینی، مرضیه عبدالعلی پور، محمد اصغری جعفرآبادی صفحات 938-946
    پیش زمینه و هدف

    طبق توصیه سازمان بهداشت جهانی، بهداشت دست ها به عنوان اولین گام پیشگیری و کنترل عفونت های بیمارستانی می باشد. مطالعه حاضر باهدف بررسی آگاهی و عملکرد بهداشت دست مادران در بخش مراقبت های ویژه نوزادان انجام گرفت.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- مقطعی بود که در مرکز آموزشی درمانی الزهرا وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال 98-1397 با شرکت 132 مادر که نوزادشان در بخش مراقبت های ویژه نوزادان بستری بودند، انجام گرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش شامل پرسشنامه دموگرافیک مادر- نوزاد، پرسشنامه آگاهی از اهمیت بهداشت دست و چک لیست ارزیابی فن شستن دست تاییدشده توسط WHO بود. برای آنالیز داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 19، استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که اکثر مادران رفت وآمد زیاد همراهان را علت اصلی انتقال عفونت دانسته و تنها کثیفی آشکار دست را عاملی برای شستن دست می دانستند و اکثر آن ها در مرحله شستن دست ها فقط کف دست های خود را به صورت مالشی شستشو می دادند و سایر مراحل شستشوی بهداشتی دست تاییدشده توسط سازمان بهداشت جهانی را اجرا نمی کردند.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که آگاهی و عملکرد مادران در زمینه بهداشت دست قابل قبول نبود. با در نظر گرفتن پیشبرد مراقبت های خانواده محور و دخیل کردن مادر در امر مراقبت از نوزاد، توجه به بهداشت دست مادر امری ضروری است تا با شناسایی شکاف بین استانداردها و عملکرد واقعی، فرصت های ارتقاء و آموزش برای آن ها فراهم گردد تا باعث انتقال عفونت به نوزادشان نشوند.

    کلیدواژگان: آموزش، بهداشت دست، آگاهی، عملکرد، بخش مراقبت های ویژه نوزادان
  • لیلا آلیلو، لیلا حیدرزاده*، حسین حبیب زاده، جواد رسولی صفحات 947-954
    پیش زمینه و هدف

    سرطان دومین علت مرگ در ایالات متحده و سومین علت مرگ در ایران است. این مطالعه باهدف تعیین تاثیر آموزش همتا بر خود مراقبتی مبتنی بر عوارض گوارشی در بیماران مبتلا به سرطان انجام شد.

    مواد و روش کار

    مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی است. که با مشارکت 80 نفر از بیماران مبتلا به سرطان به روش نمونه گیری در دسترس و با تخصیص تصادفی نمونه ها در دو گروه آزمون و کنترل (در هر گروه 40 نفر) انجام شده است. به افراد گروه مداخله، علاوه بر آموزش های رایج مرکز، توسط فرد همتا آموزش های خودمراقبتی در زمینه عوارض و نحوه مدیریت عوارض ارایه گردید. گروه کنترل فقط آموزش های روتین مرکز یعنی آموزش توسط پزشک و پرستار بیمارستان و آموزش از طریق پوسترها و پمفلت های موجود در مرکز را دریافت نمودند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه مدیریت عوارض شیمی درمانی بود. جمع آوری اطلاعات در بدو ورود به مطالعه و در طول اولین دوره شیمی درمانی صورت گرفت. درنهایت داده ها توسط آزمون های آماری توصیفی و استنباطی و نرم افزار spss نسخه 16 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    پس از مداخله، بین دو گروه ازنظر میانگین نمره شدت عوارض گوارشی ناشی از شیمی درمانی اختلاف معنی داری وجود داشت و میانگین نمره گروه مداخله پایین تر بود (کای اسکویر، p<0.05). میانگین نمره اثربخشی رفتارهای خودمراقبتی پس از مداخله نیز بین دو گروه تفاوت معنی داری را نشان داد و میانگین نمره گروه مداخله بالاتر بود (تی مستقل، p<0.05).

    بحث و نتیجه گیری

    آموزش توسط همتا باعث ارتقاء رفتارهای مدیریت عوارض شیمی درمانی می شود، لذا استفاده از این روش آموزشی برای بیماران سرطانی تحت شیمی درمانی در کنار سایر روش های آموزشی پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: آموزش همتا، سرطان، شیمی درمانی، خودمراقبتی
  • معصومه آقامحمدی، اکرم الفبایی، فاطمه بابایی، ندا بی آزار، سودا قرداشخانی* صفحات 955-964
    پیش زمینه و هدف

    انتقال خبر بد یکی از چالش های مهم در بیماران دچار سرطان می باشد. این مطالعه به منظور بررسی نگرش بیماران و خانواده بیماران که با تشخیص سرطان بستری بودند، انجام شد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه که از نوع توصیفی-مقطعی می باشد، 196 نفر از بیماران و خانواده بیماران دچار سرطان(62 بیمار، 76 نفر خانواده بیمار بزرگ سال و 58 نفر خانواده کودک بیمار) بستری در بخش های اونکولوژی بیمارستان امام (ره) و بوعلی شهر اردبیل به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود که در 6 بعد فرد، زمان و مکان مناسب جهت دادن خبر بد، میزان اطلاعات داده شده، پذیرش خبر بد، عوامل موثر بر نحوه انتقال خبر بد و اطلاعات دموگرافیک تنظیم شده بود. پرسشنامه به روش مصاحبه تکمیل شد.

    یافته ها

    بر اساس یافته ها تفاوت معنی دار آماری بین سن و نگرش در بعد پذیرش خبر بد در هر 3 گروه((p=0.045 وجود دارد، خانواده کودک نگرش بالاتر از خانواده بیمار بزرگ سال و خود بیمار بزرگ سال در بعد زمان مناسب دادن خبر بد(تفاوت بین گروهی:0.017)و نگرش پایین تر از دو گروه دیگر در بعد عوامل موثر بر دادن خبر بد(تفاوت بین گروهی:0.007) دارد. بیماران با جنس مونث نگرش پایین تر به مکان دادن خبر بد(p=0.046) دارند. در خانواده بیماران بزرگ سال افراد با تحصیلات بالاتر نگرش پایین تری به فرد دهنده خبر بد(p=0.009)دارند. همچنین افراد با درآمد بالاتر نگرش بالاتر به زمان دادن خبر بد(p=0.046) دارند. سکونت در منزل شخصی باعث نگرش بالاتر نسبت به مکان مناسب (p=0.043)و میزان اطلاعات برای دادن خبر بد(p=0.043) بوده است و نیز در خانواده بیماران با بیماری حاد نگرش بالاتر به میزان اطلاعات داده شده در مورد خبر بد(p=0.033)وجود دارد. افراد شاغل در گروه خانواده بیماران خردسال نگرش بالاتر به پذیرش خبر بد(p=0.04) داشته اند.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج این تحقیق نشان می دهد در نگرش بیمار و خانواده بیمار بزرگ سال و خانواده بیمار خردسال تفاوت معنی داری وجود ندارد ولی در برخی جنبه های نگرش و در مقایسه با برخی متغیرهای دموگرافیک تفاوت وجود دارد و باید در انتقال خبر بد به شرایط اقتصادی-اجتماعی و دموگرافیک افراد توجه شود.

    کلیدواژگان: خبر بد، بیمار، خانواده، نگرش بیمار و خانواده، سرطان، مهارت ارتباطی
  • طاهره عبداللهیان صومعه سرایی، پیغام حیدرپور* صفحات 965-974
    پیش زمینه و هدف

    سرطان پستان حدود یک سوم از همه سرطان ها را در زنان تشکیل می دهد و پس از سرطان ریه شایع‏ترین علت مرگ ناشی از سرطان در زنان است. باوجوداین سرطان پستان بالاترین میزان بروز را در میان همه سرطان ها دارد. میزان بروز این بیماری در بسیاری از کشورهای جهان در حال افزایش سریع می باشد. برخی عوامل اتیولوژیک شناخته شده سرطان ها در بروز سرطان پستان نیز نقش دارند. مطالعات اپیدمیولوژیک اطلاعات مهمی در ارتباط با عوامل خطر سرطان پستان را نشان می دهد.

    مواد و روش ها

    مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی مقطعی است که در آن تعداد 708 نفر با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای از بین زنان 30 تا 59 سال تحت پوشش مراکز سلامت جامع روستایی شهرستان صومعه سرا در سال 1397 انتخاب شدند و ازنظر 22 عوامل خطر اثبات شده سرطان سینه توسط محقق مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحقیق با استفاده از نرم افزار SPSS20 و روش های آماری توصیفی مانند فراوانی، میانگین مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    از تعداد 708 نفر زن شرکت کننده، 707 نفر (8/99 درصد) حداقل یک عامل خطر سرطان سینه را دارا بودند و از بین آنان بیشترین فراوانی عوامل خطر به ترتیب مربوط به اضافه وزن و چاقی با 603 مورد (3/85 درصد)، فعالیت بدنی نامطلوب با 548 مورد (6/77 درصد) و بعدازآن تغذیه نامطلوب با 373 مورد (7/52 درصد) و مواجهه با فرد سیگاری با 172 مورد (4/24 درصد) بوده است.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که اکثر عوامل خطر با شیوع بالا در زنان 30 تا 59 ساله، مربوط به سبک زندگی افراد است که با آموزش و ایجاد بستر‏های مناسب می توان آن ها را اصلاح و اثرات منفی آن ها را تعدیل نمود.

    کلیدواژگان: سرطان پستان، عوامل خطر، سلامت زنان، شیوع
  • مریم تفویضی زواره، نگاه توکلی فرد، فاطمه صابر، فرشته زمانی علویجه* صفحات 975-984
    پیش زمینه و هدف

    ارایه دهندگان خدمات سلامت به علت سروکار داشتن با اقشار جامعه نیاز به سلامت روان کامل برای ادامه حرفه خود دارند. از طرفی حمایت اجتماعی از عوامل تاثیرگذار در سلامت روان افراد محسوب می شود و کمک می کند تا آن ها با شرایط استرس زا و اضطراب آور کنار آمده و آسیب های روانی کم تری را تجربه کنند. لذا این مطالعه باهدف بررسی ارتباط سلامت روان با حمایت اجتماعی درک شده ارایه دهندگان خدمات سلامت شاغل در شهرستان اصفهان انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی بر روی 400 نفر از مراقبین سلامت و بهورزان شاغل در سیستم بهداشتی درمانی شهرستان اصفهان در سال 1397 انجام شد. روش نمونه گیری دومرحله ای از نوع تصادفی طبقه بندی شده بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه 3 قسمتی شامل 1- مشخصات فردی، 2- وضعیت سلامت روان (اضطراب، افسردگی و استرس) و 3- حمایت اجتماعی درک شده جمع آوری شد و با استفاده از نرم افزار SPSS ورژن 24 از طریق تحلیل رگرسیون و ضریب همبستگی تجزیه و تحلیل گردید.

    یافته ها

    میانگین سنی افراد شرکت کننده در مطالعه3/8±6/38 بود. در این مطالعه وضعیت سلامت روان با نمره حمایت اجتماعی درک شده رابطه معنی دار و معکوس داشتند. همچنین نتایج به دست آمده نشان دادند که سن، تعداد فرزندان، سابقه کاری با  ابعاد سلامت روان (اضطراب ، افسردگی و استرس) و حمایت اجتماعی درک شده دارای همبستگی معکوس و معنی داری هستند (0/05>P) . در این مطالعه افراد مطلقه و بیوه سطح افسردگی، استرس و اضطراب بالاتری داشته و حمایت اجتماعی پایین تری را گزارش کردند.

    بحث و نتیجه گیری

    در این مطالعه، بین  سلامت روان و حمایت اجتماعی درک شده رابطه معنی داری وجود داشت و این ارتباط با توجه به عوامل جمعیت شناختی متغیر بوده است. بنابراین نتایج مطالعه حاضر می تواند به برنامه ریزی و طراحی مداخلات باهدف ارتقا کیفیت و کمیت شبکه های حمایتی به ویژه برای گروه های آسیب پذیر جهت غلبه بر استرس های شغلی و درنهایت ارتقا وضعیت سلامت روان کارکنان کمک کند.

    کلیدواژگان: سلامت روان، حمایت اجتماعی درک شده، عوامل جمعیت شناختی، ارائه دهندگان خدمات سلامت
  • رویا امینی، آرش برخوردار، امیر صادقی*، لیلی تاپاک صفحات 985-994
    پیش زمینه و هدف

    سوختگی یکی از مشکلات عمده سلامتی در دنیا است. آموزش خانواده محور می تواند سبب گردد تا خانواده دانش مراقبت از بیمار خود را بی افزایند. هدف از انجام مطالعه، تعیین تاثیر آموزش خانواده محور بر دانش مراقبتی مراقبین بیماران سوختگی می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه نیمه تجربی در سال 1398 روی 96 نفر از بیماران سوختگی بیمارستان بعثت همدان با روش نمونه گیری در دسترس انجام شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه محقق ساخته اطلاعات دموگرافیک و سنجش دانش مراقبتی مراقبین بود. ابتدا گروه کنترل (48 نفر) در ابتدا و 5/1 ماه بعد پرسشنامه ها را تکمیل نمودند. پس از تکمیل نمونه گیری از گروه کنترل، برنامه آموزش خانواده محور برای مراقبین در کنار بیمار برای گروه مداخله (48 نفر) طی چهار جلسه به اجرا درآمده و آنان نیز پرسشنامه ها را قبل و یک ونیم ماه پس از آموزش تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از آزمون های آماری مجذور کای، تی مستقل، تی زوجی توسط نرم افزار 16 SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    مراقبین و بیماران ازنظر مشخصات دموگرافیک تفاوت آماری نداشتند (05/0p>). آزمون تی مستقل نشان داد میانگین نمره دانش مراقبتی مراقبین (13/0=p) و حیطه های آن (سازگاری، تغذیه، تحرک و فیزیوتراپی، مراقبت از زخم، استفاده از تجهیزات، ازسرگیری فعالیت جنسی، ارجاع مجدد) در دو گروه در ابتدا تفاوتی نداشته است (0/05>p)؛ لیکن پس از آموزش، میانگین دانش مراقبتی و تمام حیطه ها به جز حیطه ازسرگیری فعالیت جنسی در گروه مداخله، نسبت به گروه کنترل افزایش معنی داری پیدا نمود (0/05>p).

    بحث و نتیجه گیری

    آموزش مراقبت از بیمار به مراقبان بیماران سوختگی، منجر به افزایش دانش مراقبتی آنان می گردد؛ بنابراین اهمیت آموزش خانواده محور، باید بیش ازپیش مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: آموزش، دانش، سوختگی، مراقبت خانواده محور، مراقبین
|
  • Shirin Madadkar*, Kobra Noorian‎, Mehri Doosti Irani, Pran Azari‎ Pages 930-937
    Background & Aims

    One of the most common problems in patients before surgery is psychological disorders such as anxiety, stress, and depression. The aim of this study was to compare the effect of progressive muscle relaxation and aromatherapy with Damask Rose on anxiety, stress, and depression in general surgery candidates.

    Materials & Methods

    In this randomized controlled trial, 90 patients undergoing general surgery referred to Ayatollah Kashani Hospital in Shahrekord were randomly divided into three groups of relaxation (30), aromatherapy (30), and control (30). Data were collected using a demographic questionnaire, DASS scale of anxiety, anxiety and stress, a 21-item DASS questionnaire, and vital signs record form. Data were analyzed using SPSS software version 21.

    Results

    Results showed that there was no significant difference in mean scores of anxiety, stress, and depression before intervention between the three groups (p> 0.05). But after intervention this difference was significant (p <0.05). Intergroup comparisons also showed that there were no statistically significant differences between the two groups in terms of the variables studied and the two methods were not superior to each other.

    Conclusion

    According to the results of this study, it can be suggested that using muscle relaxation and aromatherapy can reduce anxiety, stress, and depression in patients undergoing general surgery.

    Keywords: Relaxation, Aromatherapy, Anxiety, Stress, Depression, Surgery
  • Zhilla Heydarpoor Damanabad, Leila Valizadeh*, Mohammad Bagher Hosseini, Marzieh Abdolalipour, Mohammad Asghari Jafarabadi Pages 938-946
    Background & Aim

    Based on recommendations from World Health Organization (WHO), hands hygiene is the first step for infection control. The aim of this study was to evaluate knowledge and performance of mothers about hands hygiene in NICU.

    Methods & Materials

    This was a cross-sectional study. Participants included 132 mothers with preterm newborns hospitalized in NICU of Al-Zahra teaching hospital, affiliated to Tabriz University of Medical Sciences in 2019. Data was collected by two questionnaires for demographics and knowledge on hand hygiene and checklist to evaluate the techniques of hand washing as recommended by WHO. The results were analyzed by SPSS, V19.

    Results

    The results of the present study showed that the majority of mothers considered that the frequent visits to the cause of infection and they stated that only reason for hand washing is dirty hands. Most of them only rubbed their hands together, in the process of washing hands and they did not follow the stages of hand washing as recommended by WHO.

    Conclusion

    The results of this study showed that maternal knowledge and performance in hand hygiene were not acceptable. Considering the developmental of family center care and involving mothers in the care of their infants, it's essential to pay attention to the mothers hand hygiene. By identifying the gap of between the standards and the actual performance, the opportunities for promotion and training are provided to them, until unknowingly and unwittingly, they do not transmit the infection to their infants.

    Keywords: Education, Hand Hygiene, Knowledge, performance, NICU
  • Leyla Alilu, Leila Heydarzadeh*, Hossein Habibzadeh, Javad Rasouly Pages 947-954
    Background & Aims

    Cancer is the second leading cause of death in the United States and the third leading cause of death in Iran. The aim of this study was to determine the effect of peer-to-peer self-care training based on gastrointestinal complications in cancer patients.

    Materials & Methods

    The present study is a clinical trial. This was done with the participation of 80 cancer patients using the available sampling method and random sampling in two groups of tests and controls (40 people in each group). In addition to the usual training of the center, the members of the intervention group were provided with self-care training in the field of tolls and how to manage tolls. The control group received only routine training from the center, ie training by a physician and a hospital nurse, and training through posters and pamphlets at the center. The data collection tool was a questionnaire for the management of chemotherapy complications. Data were collected at the beginning of the study and during the first course of chemotherapy. Finally, the data were analyzed by descriptive and inferential statistical tests and SPSS software version 16.

    Results

    After the intervention, there was a significant difference between the two groups in terms of the mean score of gastrointestinal complications due to chemotherapy and treatment, and the mean score of the intervention group was lower (Kay Square, p <0.05). The mean score of self-care behavior after intervention also showed a significant difference between the two groups and the mean score of the intervention group was higher (independent t, p <0.05).

    Discussion and Conclusion

    Peer-to-peer training promotes behavioral management of chemotherapy, so the use of this training method is recommended for cancer patients undergoing chemotherapy along with other training methods.

    Keywords: Peer, Education, Cancer, Self-Care
  • Masomeh Agamohammadi, Akram Alefbaei, Fatemeh Babaei, Neda Biazar, Sevda Gardashkhani* Pages 955-964
    Background & Aims

    Bad news is one of the major challenges for cancer patients. The present study was conducted to investigate the attitudes of cancer patients and their families toward the diagnosis of cancer admitted to hospitals affiliated to Ardebil University of Medical sciences.

    Materials & Methods

    A total of 196 cancer patients and their families (including 62 family members of cancer patients, 76 adult patients and 58 child patients) who were admitted to the oncology wards of Imam and Bu-Ali hospitals in Ardebil were selected by convenient sampling method. Data were collected using a questionnaire containing six dimensions, including the suitability of the person, the time and the place for delivering the bad news, amount of information disclosed, acceptance, and factors affecting the delivery of bad news, plus a section on demographic details. The questionnaire was completed by the researchers through interviews.

    Results

    Significant differences were found between age and attitude in all three groups regarding acceptance of the bad news (p=0.045). In the dimension of suitability of time for delivering bad news, children’s families had a better attitude than families of adult patients and adult patients themselves (intergroup difference:0.017), but they had a poorer attitude than the other two groups with regard to factors affecting delivery of bad news (intergroup difference: 0.007). Female patients had poorer attitude toward the place for delivery of bad news (p=0.046). Family members of adult patients with higher education showed poorer attitude toward the bearer of the bad news (p=0.009), and those with higher income had a better attitude toward timing of the bad news (p=0.046). Those living in privately owned houses had a better attitude toward suitability of the place for the delivery of bad news (p=0.043) and the amount of information provided (p=0.043). Families of patients with acute diseases showed better attitudes toward the amount of information provided (p=0.033). Employed family members of pediatric patients accepted the bad news better (p=0.04).

    Conclusion

    The results showed no significant differences between the attitudes of adult patients and their families and families of pediatric patients. The attitude differences were observed between groups in certain demographic variables. Therefore the socioeconomic and demographic backgrounds of the person should be considered when delivering the bad news.

    Keywords: Bad news, patient, family, patient attitudes, cancer, communication skills
  • Tahere Abdollahiyan Somehsaraei, Peigham Heidarpoor* Pages 965-974
    Background & Aims

    Breast cancer accounts for about one-third of all cancers in women, and after lung cancer, it is the most common cause of cancer death in women. Despite this, breast cancer has the highest incidence of all cancers. The incidence of this disease is increasing rapidly in many countries around the world. Some well-known etiological factors of cancer also play a role in the incidence of breast cancer. Epidemiological studies show important information about the risk factors for breast cancer.

    Materials & Methods

    The present study is a cross-sectional descriptive study in which 708 women were selected by a multi-stage random sampling method from women aged 30 to 59 years covered by Comprehensive Rural Health Centers of Somesara in 2018. They were evaluated for 22 proven breast cancer risk factors by the researcher. The results of the research were analyzed using SPSS20 software and descriptive statistical methods such as frequency and mean.

    Results

    Of the 708 female participants, 707 (99.8%) had at least one risk factor for breast cancer and the highest risk factors were related to overweight and obesity with 603 cases (85.3%), adverse physical activity with 548 cases (77.6%), subsequent malnutrition with 373 cases (52.7%), and exposure to smokers with 172 cases (24.4%).

    Conclusion

    The results of the present study showed that most of the high-risk risk factors in women aged 30 to 59 years are related to lifestyle, which can be corrected by training and creating appropriate contexts and their negative effects can be moderated.

    Keywords: Breast Cancer, Risk Factors, Women's Health, Outbreak
  • Maryam Tafvizi Zavareh, Negah Tavakkoli Fard, Fereshteh Zamani Alavijeh* Pages 975-984
    Background & Aims

    Because of having relationships with the community and the patients, health care personnel need a thorough mental health to be able to continue their profession as a health care personnel. social  support  is an effective factors  in  mental  health,  And  to  help  them  cope  with  stressful  situations  and  anxiety, and trauma they experienced fewer. Therefore, this study aimed to investigate the relationship between mental health and perceived social support of health service providers working in Isfahan.

    Materials and Methods

    This descriptive-analytical investigation is a periodical type conducted on 400 of health service providers working in Isfahan health system in 2018. The two-step sampling method was randomly classified. Data were collected using a 3-part questionnaire including demographic data, mental health status for depression, stress and anxiety and social support assessment. The data were analyzed by use of spss, 24 version and by regression and analyzing coefficient correlation.

    Results

    The mean age of participants were (3/8±6/38) years. In this study, mental health status has a significant and direct relationship with the score of perceived social support. The results showed that there was a inverse and significant correlation between age, child number, work experience and mental health (anxiety, depression and stress) with social support. (P <0.05). Also in this study, divorced and widowed people had higher levels of depression, stress and anxiety and reported lower social support.

    Conclusion

    In this study, there is a significant relationship between mental health and perceived social support and this relationship has varied according to demographic factors. Therefore, the results of the present study can be used to plan and design interventions aimed at improving network quality and quantity. Supportive support, especially for vulnerable groups, can help overcome work stress and ultimately improve employee mental health.

    Keywords: mental health, perceived social support, Demographic factors, health service providers
  • Roya Amini, Arash Barkhordar, Amir Sadeqi*, Leili Tapak Pages 985-994
    Background & Aims

    Burns are one of the major health problems in the world. Family-centered education can help families increase their patient care knowledge. The purpose of this study was to determine the impact of family-centered education on the knowledge of caregivers of burn patients.

    Materials & Methods

    This quasi-experimental study was performed in 2019 on 96 burn patients of Besat Hospital of Hamadan using convenience sampling method. Data collection tools included a researcher-made demographic questionnaire and careers’ knowledge of caregivers. The control group (n = 48) completed the questionnaires at baseline and 1.5 months later. After completing the sampling from the control group, the family-centered patient care program for the intervention group (n = 48) was administered in four sessions and they completed the questionnaires before and one and a half months after the training. Data were analyzed by Chi-square, independent t-test and Paired t-test using SPSS 16 software.

    Results

    There was no statistically significant difference between caregivers and patients (p> 0.05). Independent t-test showed that the mean score of caregiver knowledge (p = 0.13) and its domains (adaptation, diet, physical activity and physiotherapy, wound care, using equipment, starting sexual activity, re-referral) were not significantly different in the two groups at first (p> 0.05), but after education, the mean of caregiver knowledge and all domains. Except for the resumption of sexual activity in the intervention group, there was a significant increase compared to the control group (p <0.05).

    Conclusion

    Patient care education for burn patients' caregivers leads to increased caregiver knowledge. Therefore, the importance of family-centered education should be given greater attention.

    Keywords: Burn, Caregiver, Education, Family-centered care, knowledge