فهرست مطالب

  • سال شانزدهم شماره 1 (پیاپی 61، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/14
  • تعداد عناوین: 7
|
  • فاطمه زین الدینی*، سید محمدحسن رضوی صفحات 7-24

    با بررسی نظام های مالی خانواده موجود در سطح بین المللی، دو دسته از نظام های مالی را می توان متمایز نمود. دسته ی اول نظام هایی هستند که با اعتقاد به برابری حقوق و مسیولیت های زوجین در خانواده به تعریف حقوق مالی خانواده می پردازند. این دسته با پیروی از مدل برابری ارایه شده توسط کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان [1]، نظام مالی اشتراک اموال زوجین را به عنوان رژیم مالی قانونی برای خانواده ارایه می دهند که در آن زن و مرد در آورده ی یکدیگر در خانواده سهیم می شوند. دسته ی دیگر از نظام های مالی با درنظرگرفتن مرد به عنوان مدیر خانواده و به دنبال آن قراردادن مسیولیت های مالی خانواده بر عهده ی وی، مسیولیت ها و حقوق متفاوتی برای هر یک از زوجین در نظر می گیرند. در این مدل از نظام مالی خانواده، زن نقش اقتصادی در خانواده ندارد. مرد مسیول پرداخت هزینه های همسر و فرزندان می باشد و به دنبال آن حقوق زن برای انجام وظایف و مسیولیت ها در خانواده باید توسط مرد جبران گردد. نظام حقوقی ایران، با پیروی از مدل ارایه شده توسط فقه امامیه، نظام حقوقی استقلال مالی زوجین را انتخاب نموده و در دسته دوم قرار می گیرد. در این نوشتار، به دنبال بررسی امکان ورود نظام مالی اشتراک اموال به نظام کنونی خانواده در نظام حقوقی ایران و روند آن با توجه به پایه های دینی و نیازهای جامعه ی کنونی، به  بایدها و نبایدهای اعمال این تغییرات خواهیم پرداخت.

    کلیدواژگان: نظام مالی خانواده، نظام اشتراک اموال، نظام استقلال مالی، برابری، اموال مشترک خانوادگی
  • سمیه پورمیدانی*، مهناز مهرابی زاده هنرمند، سید اسماعیل هاشمی، ذبیح الله عباسپور صفحات 25-38

    پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی (روایی و پایایی) مقیاس سبک شنیداری زوجین انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زوجین شهر اصفهان بود که از این تعداد 200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های سبک شنیداری زوجین (دویل، 2003) و نیاز به شناخت (کاچیوپو و همکاران، 1984) پاسخ دادند. برای بررسی روایی سازه این مقیاس از روش تحلیل عاملی تاییدی، همسانی درونی و همبستگی با پرسشنامه نیاز به شناخت و برای بررسی پایایی مقیاس نیز ضریب آلفای کرونباخ مورد استفاده قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد مدل تحلیل عاملی تاییدی حاکی از برازش مناسب داده های پژوهش با ساختار عاملی مقیاس سبک شنیداری می باشد. همچنین روش همسانی درونی نیز بیانگر روایی سازه این مقیاس است. ضریب آلفای کرونباخ به دست آمده نیز بیانگر ثبات اندازه گیری مقیاس سبک شنیداری می باشد. همچنین ضریب همبستگی بین سبک شنیداری درک کردن و نیاز به شناخت در سطح 01/0 و با سبک شنیداری پاسخ دادن به صورت معکوس و در سطح 05/0 معنادار به دست آمد. بر اساس این نتایج می توان مقیاس سبک شنیداری دویل را به عنوان یک ابزار اندازه گیری مناسب در پژوهش های مربوط به زوجین مورد استفاده قرار داد.

    کلیدواژگان: سبک شنیداری، ویژگی های روانسنجی، تحلیل عاملی تاییدی، زوجین
  • سیده ریحانه حسینی*، محمدرضا جلالی، علیرضا کاکاوند صفحات 39-53

    طی دهه های اخیر، با گسترش فناوری ارتباطات، اشکال جدیدی از روابط فرازناشویی به واسطه ی فضای مجازی به وجود آمده است.

    هدف

    پژوهش حاضر قصد داشت مدلی پیشنهاد کند که تاثیر متقابل تعهد زناشویی و رابطه عاطفی و جنسی را بر روابط فرازناشویی اینترنتی بررسی نماید. نمونه: 208 مسافر متاهل (121 مرد و 87 زن) به صورت در دسترس در ایستگاه راه آهن تهران انتخاب شدند. ابزار: پرسشنامه های سطح پیشرفت روابط اینترنتی، پرسشنامه ارتباط جنسی اینترنتی، پرسش نامه ابعاد تعهد، و دو خرده مقیاس رضایت از رابطه عاطفی و نارضایتی از رابطه جنسی از پرسش نامه رضایت از ازدواج تکمیل گردید.

    یافته ها

    ارزیابی برازش مدل در نرم افزار EQS-6 انجام شده و مشاهده شد اثر تعهد زناشویی بر روابط فرازناشویی اینترنتی به صورت مستقیم و غیرمستقیم معنی دار نبود. تعهد زناشویی به طور مستقیم بر روابط زناشویی، و روابط زناشویی به طور مستقیم بر روابط زناشویی اینترنتی اثرگذار بودند.

    نتیجه گیری

    این پژوهش نشان داد که عوامل رابطه ای در گرایش به روابط فرازناشویی اینترنتی نقش پررنگ تری نسبت به عوامل اجتماعی و مذهبی دارند. همچنین محدودیت ها و پیشنهادها برای پژوهش های بعدی مورد بحث قرار گرفت.

    کلیدواژگان: روابط فرازناشویی، اینترنت، تعهد، رابطه عاطفی، رابطه جنسی
  • آناهید بهبهانی مندنی زاده، رضوان همائی* صفحات 55-76

    هدف پژوهش حاضر رابطه علی انگ ناباروری و پریشانی روانشناختی با کیفیت رابطه زناشویی و همچنین رابطه غیرمستقیم آنها از طریق فراهیجان در زنان نابارور بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز درمان ناباروری جهاد دانشگاهی اهواز که در طی ماه های شهریور تا آبان 1397 مراجعه کرده بودند که از بین آنان 170 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش، آزمودنی ها پرسشنامه انگ ناباروری فای و همکاران (2014)، پرسشنامه پریشانی روانشناختی کسلر (2003)، پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبوک-راست (1988) و پرسشنامه فراهیجان میتمنسگرابر و همکاران (2009) را تکمیل کردند. تحلیل ها بر اساس مدل یابی معادلات ساختاری بود. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری برازندگی مدل پیشنهادی را بر اساس داده ها مورد حمایت قرار دادند. نتایج حاکی از اثر انگ ناباروری بر کیفیت روابط زناشویی، فراهیجان مثبت و فراهیجان منفی و اثر پریشانی روانشناختی بر فراهیجان منفی همچنین اثر فراهیجان مثبت و فراهیجان منفی بر کیفیت روابط زناشویی بود. همچنین نتایج اثر غیرمستقیم انگ ناباروری و پریشانی روانشناختی را از طریق فراهیجان مثبت و فراهیجان منفی بر کیفیت روابط زناشویی تایید کرد (05/0<P). اما مسیر مستقیم پریشانی روانشناختی با فراهیجان مثبت و کیفت روابط زناشویی تایید نشد و از مدل نهایی حذف گردید. بر اساس نتایج به دست آمده فرا هیجان ها می توانند در کنترل و مدیریت هیجانات منفی ناشی از انگ ناباروری و پریشانی های روانشناختی ناشی از آن موثر باشد و در نهایت منجر بهبودکیفیت روابط زناشویی گردد.

    کلیدواژگان: انگ ناباروری، پریشانی روانشناختی، کیفیت رابطه زناشویی، فراهیجان، زنان نابارور
  • ذبیح الله کاوه فارسانی*، عارفه مهدیه صفحات 77-95

    پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل بومی تعارضات زناشویی با استفاده از روش نظریه زمینه ای، از روش های مرسوم در تحقیقات کیفی، انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با 40 زن و مرد متاهل که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، جمع آوری شد. تحلیل داده ها، منطبق با رویکرد نظریه زمینه ای، براساس غوطه ور شدن در داده ها، مقایسه مداوم و کدگذاری انجام شد. بر اساس یافته ها، زمینه های موثر بر تعارضات زناشویی شامل: اختلاف نظر، نیازهای ارضا نشده، موقعیت استرس آور، رفتارهای متضاد، بدقولی، اشتباهات همسر، فضای مجازی، حضور در جمع، ارتباط با خانواده های اصلی و شرایط نامساعد اقتصادی می باشد. افراد در هر یک از این زمینه ها اقدام به اتخاذ راهبردهایی هم چون گفت وگو، نیازشناسی، همیاری، علت یابی، عدم تذکرگری، زمان شناسی، درک نیاز ارتباطی، عدم موضع گیری، عدم شرمسار کردن و غیره نموده اند. می توان نتیجه گرفت که هرچند بروز تعارض در روابط زناشویی اجتناب ناپذیر است، اما راهبردهای اتخاذ شده توسط زوجین در مواجهه با این زمینه های تعارض برانگیز، می تواند اثر بحران سازی این تعارضات را از بین برده و پیامدهای مثبتی هم چون افزایش صمیمیت، تکامل شخصیتی، فرصت سازی، جذب احترام و غیره را در برداشته باشد

    کلیدواژگان: تعارضات زناشویی، زنان و مردان متاهل، نظریه زمینه ای
  • مجید قورچی بیگی*، ابوالفضل اقبالی صفحات 97-114

    تحولات اجتماعی یکی از عرصه های مهم تحقیق در علوم اجتماعی به شمار می روند. پدیده طلاق توافقی در جامعه ایرانی یکی از مصادیق تحول در نهاد خانواده و ازدواج است. در این مقاله سعی شده تا روند تغییرات این پدیده با چگونگی ساخت یابی اجتماعی آن فهم و تحلیل شود. برای این منظور از رویکرد «واقع گرایی تحلیلی» و به طور خاص «نظریه اراده گرایانه کنش» تالکوت پارسنز جامعه شناس ساختارگرای آمریکایی بهره گرفته شد. روش مورد استفاده در این تحقیق، کیفی و از نوع تحلیل ثانویه بوده و برای گردآوری داده ها از پیمایش ها و تحقیقات پیشین بهره گرفته شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که طلاق توافقی متاثر از دو ساحت عینی و ذهنی ساخت اجتماعی می یابد. ساحت ذهنی آن مربوط به تحول در الگوهای همسرگزینی و تغییر در ساختار اقتدار خانواده و ساحت عینی آن مربوط به اطاله دادرسی دعاوی خانوادگی در دادگاه های خانواده و نیز زیست جهان جنسی دنیای امروز می گردد.

    کلیدواژگان: طلاق توافقی، دادگاه خانواده، ساخت اجتماعی، پارسنز
  • آلاسادات افقه*، تهمورث بشیریه صفحات 115-129

    پیشرفتهای سریع علم پزشکی موجب بروز موضوعات حقوقی مانند تلقیح مصنوعی، پیوند اعضا و موارد دیگری شده است . یکی از موضوعات جدید علم پزشکی تغییر جنسیت در افراد تراجنسیتی است. این موضوع پزشکی آثاری در حقوق به طور کلی و به تبع آن در حقوق خانواده چه از منظر حقوقی وچه از منظر کیفری دارد که قوانین به آن ها نپرداخته اند. در این زمینه سوالی که مطرح می شود این است که اگر شخصی مرتکب جرمی شود و هنوز حکم مجازات او صادر نشده باشد یا صادر شده باشد ولی هنوز به مرحله اجرا در نیامده باشد آیا تغییر جنسیت تاثیری در زمینه مجازات درباره او دارد یا خیر؟ در این زمینه مقاله حاضر بدلیل فقدان نص قانونی به بررسی چهار مورد از موضوعات کیفری خانواده شامل ترک انفاق ، ازدواج با دختر زیر سن نکاح ، فریب در ازدواج و عدم ثبت ازدواج پرداخته است و بعد از بررسی این نتیجه حاصل شد که قانون گذار باید با توجه به مواردی مانند: « حیثیت عمومی جرم »، « حیثیت خصوصی جرم »، « اخلال در نظم عمومی جامعه »، « حفظ حقوق افراد جامعه »،« قاعده درا »، « مبنای جرم انگاری جنسیت است یا امور دیگر » و مواردی از این قبیل به تعیین تکلیف قانونی در این موارد بپردازد

    کلیدواژگان: تغییر جنسیت، ترک انفاق، ازدواج با دختر زیر سن نکاح، فریب در ازدواج، عدم ثبت ازدواج
|
  • Fateme Zeynodini*, Seyed MohamadHassan Razavi Pages 7-24

    legal regimes differ in outlining the method of contribution to the household, financial maintenance, and the division of property after separation/divorce. Some legal regimes, following the CEDAW’s regime, look for an egalitarian regime which rules for similar rights and responsibilities for both parties and partial community of properties between spouses through which economic advantages and disadvantages related to marriage and dissolution of marriage should be born equally by both parties. Another group of legal regimes establishes separation of properties as the guiding principle for marital economic relationship in which the expenses should be borne by men as the heads of the household and women should be compensated for her unpaid contribution to the household. This research will focus on Iran’s legal system, which follows Sharia (Islamic law) in separation of properties and ruling for compensation of unpaid contribution of women to household. The research compares Iran’s legal system and Quebec’s laws as an example of egalitarian regime and evaluate if Iran’s family law could integrate community regime in its family law with regard to the Sharia principles and its Islamic family law. And which criteria should be considered by Iranian legislator if desire to adopt community regime.

    Keywords: Matrimonial regime, Common property regime, Separation of property regime, Equality, Marital estate
  • somayeh Pourmeidani*, mahnaz mehrabizadeh, seyed esmaeil hashemi, zabiholah abbaspour Pages 25-38

    This study aimed to examine the psychometric properties (validity and reliability) of the listening style scale in couples. The research method was descriptive correlational. The statistical population consisted of all couples in Isfahan. Of these, 200 persons were selected through accessible sampling method and responded to couples' listening style questionnaires (duel, 2003) and the need for cognition (Kaciopo et al, 1984). In order to investigate the construct validity of this scale, was used of confirmatory factor analysis method, internal consistency and correlation with the questionnaire need for cognition and for the reliability of the scale, the Cronbach's alpha coefficient. The findings of the study indicated that the confirmatory factor analysis model indicated the appropriate fitting of the research data with the functional structure of the listening style scale. Also, the internal consistency method expresses the structure validity of this scale. The obtained Cronbach's alpha coefficient also indicates the stability of the listening style scale. Correlation coefficients was significant between comprehension listening style and need for cognition at the level of 0.01 and with respond listening style at the level of 0.05. Based on these results, we can use the listening style scale of duel as a suitable measurement tool in couples research.

    Keywords: listening style, psychometric properties, confirmatory factor analysis, couples
  • S. Reyhaneh Hosseini*, MohammadReza Jalali, AliReza KaKavand Pages 39-53

    In the recent decades, with the development of communication technology, new types of extramarital relationships have come to pass. This research was aimed to suggest a model to investigate the interaction between marital commitment, romantic and sexual relationship and their effect on internet extramarital relationships (IER). 208 passengers (121 men and 87 women) conveniently chosen from passengers awaiting in Tehran central depot filled Levels of Development in on-line Relationship Questionnaire, Online Sexual Intimacy Questionnaire, Marital Commitment Questionnaire, romantic relationship and sexual dissatisfaction subscales of Marital Satisfaction Inventory. Structural Equation Modeling was used to examine direct and indirect effects of factors via EQS-6. Results indicated that marital commitment had neither direct nor indirect effect on IER. The effect of marital commitment on romantic and sexual relationship and romantic and sexual relationship on IER were significant. It was concluded that relational factors play a more important role than social and religious factors in tendency toward internet infidelity. Limitations and suggestions for future research were also discussed.

    Keywords: extramarital relationship, internet, commitment, romantic relationship, sexual relationship
  • Anahid Behbahani Mandizadeh, Rezvan Homaei* Pages 55-76

    The purpose of this study was to investigate the casual relationship between stigma infertility and psychological distress with quality of marital relationship, as well as the indirect relationship through meta-emotion in infertile women. The statistical population of this study was all infertile women referred to Ahwaz University Jihad Infertility Center during the months of September to November 2018 that among them, 170 were selected by purposeful sampling. In this research, the subjects completed Faye Infertility Questionnaire (2014), Kessler's psychological Distress Questionnaire (2003), Gloomborg-Right Marital Status Questionnaire (GRIMS-1988) and meta-emotion Mitmensgarre et al. (2009). The analysis was based on modeling Structural equations were obtained. The results of modeling the structural equations the fitness of the proposed model were supported by data. The result showed the effect of stigma infertility on quality of marital relationship, positive meta-emotion and negative meta-emotion and effect of psychological distress on negative meta-emotion, as well as effect of positive meta-emotion and negative meta-emotion on quality of marital relationship and indirect effect of stigma infertility and psychological distress through. positive meta-emotion and negative meta-emotion on quality of marital relationship (p<0/05). However, the direct path of psychological distress with quality of marital relationship and positive meta-emotion were not confirmed and the final model was removed. Based on results meta-emostion Based on the results, meta-emotion can be effective in controlling and managing the negative emotions caused by infertility and the resulting psychological distress and ultimately leads to improved quality of marital relationship.

    Keywords: infertility, psychological distress, quality of marital relationship, meta-emotion, infertile women
  • zabihollah kavehfarsani*, arefeh mahdie Pages 77-95

    The current research was done with the aim of developing an endemic model for marital conflicts using a grounded theory, as a common method in qualitative methods. The data were collected using semi-structured interviews with 40 married women and men who were recruited using purposive method. According to the grounded theory approach, the data were analyzed by dipping into the data, ongoing comparison, and encoding. According to the findings, the contributing factors for marital conflict are: disagreement, unmet needs, stressful situations, conflicting behaviors, dishonesty, spouse's mistakes, cyberspace, community attendance, communication with families-of-origin, and unfavorable economic conditions. In such situations, people adopt such strategies as dialogue, need identification, assistance, etiology, lack of warning, timing, understanding communicational needs, non-positioning, not shaming, etc. One can conclude that though occurrence of conflicts in marriages is unavoidable, the adopted strategies of the spouses in face with these disputing grounds might eliminate the effects of these conflicts and contribute to positive outcomes like increased intimacy, personality evolution, making opportunities, increased respect, etc.

    Keywords: Marital conflicts, married women, men, grounded theory
  • abolfazl eghbali, majid qurchibaygi* Pages 97-114

    Social developments are among the most important areas of research in the social sciences. An agreement on divorce in Iranian society is one example of the transformation of the family and marriage institution. In this paper, we try to understand and analyze the process of changing this phenomenon with its social construction. For this purpose, the "analytical realism" approach, and in particular the "voluntary action theory", was used by American structuralism sociologist Talcott Parsons. The method used in this research is qualitative and is of secondary analysis type and has been used to collect data from previous surveys and research. Findings of the research indicate that the divorce of an agreement is influenced by two objective and subjective social contexts of social construction. Its mental context relates to the evolution of the patterns of conjugation and the change in the structure of the authority of the family and its objective context in the context of family litigation proceedings in the family courts as well as the world-wide sexuality of the world today

    Keywords: Consent Divorce, Family Court, Social Construction, Parsons
  • alasadat afghah*, tahmoores bashiriyeh Pages 115-129

    The rapid developments in medical studies has made some challenges in some grounds like artificial insemination, transplant, etc. One of these challenges relates to legal issues of transsexual people affecting all regulations particularly famaily law area. Here there are some forgotten and unseen aspects by the statutory laws. One of the questions in this regard relates to the effect of sex reassignment surgery(SRS) on the crimes committed prior to this evolution and the effects which can happen to the issued punishments . This article is to study the effect of sexuality changing on some crimes like marriage to immature girl, fraud in marriage, and desertion. It seems that the parliament should pay more attention to such matters specially regarding to the public order and public interests, although before that on the basis of legality and its consequences, and according to some reasonable doubts, the punishment shoud be dismissed.

    Keywords: Sex change, non-payment of alimony, marriage to immature girl, fraud in marriage, not registering marriage