فهرست مطالب

آمایش جغرافیایی فضا - پیاپی 35 (بهار 1399)
  • پیاپی 35 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/05/02
  • تعداد عناوین: 16
|
  • رحیم سرور*، رضا بارگاهی صفحات 1-16

    شهرنشینی پدیده ای در حال پیشرفت است و تحلیل مکان مناسب و نحوه توزیع جغرافیایی فضای سبز شهری در توسعه آتی شهر نقش بسزایی دارد. فضای سبز به عنوان یکی از شاخص های توسعه یافتگی جوامع محسوب می شود و برای این که بتواند نقش ها و عملکرد های خود را به خوبی ایفا کند اولین و مهم ترین گام، تعیین بستر مناسب برای آن است. در این تحقیق با توجه به آمایش فضایی منطقه مورد مطالعه، شهر گرگان به عنوان یکی از شهرهای متوسط-اندازه از توزیع بهینه پراکنش جغرافیایی فضای سبز شهری برخوردار نبوده است؛ لذا این پژوهش با ارایه الگوی مناسب به دنبال توزیع بهینه فضای سبز در این شهر با توجه به مفاهیم تحلیل فضا، آمایش شهری، توسعه پایدار و عدالت اجتماعی می باشد. جهت تعامل درونی سازمان فضایی محدوده مورد مطالعه، با تاکید بر یافتن مکان مناسب برای احداث فضای سبز از معیار های نزدیکی به مراکز فرهنگی، تجاری، مسکونی، دسترسی به شبکه ارتباطی و فاصله از صنایع، تاسیسات و فضای سبز موجود استفاده شده است. در ادامه برای هرکدام از این معیارها، لایه های اطلاعاتی در محیط GIS تهیه و به منظور الگوسازی، هر یک از لایه ها بر اساس میزان اهمیت در مکان یابی فضای سبز با روش تحلیل AHP، وزن دهی شد. سپس در Spatial Analyst نقشه های ادغام شده وزن و فاصله عوامل موثر موجود نسبت به فضای سبز مورد هدف، استخراج گردید. در انتها نتایج حاصل از تلفیق لایه ها، منجر به طبقه بندی زمین های منطقه برای انتخاب پهنه های مناسب جهت ایجاد فضای سبز جدید شد. نتایج پژوهش مبین آن است که مناطق با ارزش بسیار مناسب و مناسب برای احداث فضای سبز انتخاب و با نقشه کاربری اراضی شهر گرگان مقایسه گردیده است؛ لذا بر این اساس، پیشنهاد می شود فضای سبز مورد نیاز در نقاط منتخب یعنی در غرب و شمال شرق شهر گرگان برنامه ریزی و احداث گردد.

    کلیدواژگان: آمایش، مکانیابی، فضای سبز شهری، گرگان، AHP
  • احد شعبان پور، مریم جعفری مهر آبادی*، اسماعیل آقایی زاده صفحات 17-34

    از آنجایی که یکی از شاخص های پایداری شهرها در قرن حاضر، کاهش استفاده از سوخت های فسیلی و کاهش آلودگی هوا، در جهت افزایش حمل ونقل عمومی، ارتقاء فعالیت بدنی ساکنان و همچنین سلامت عمومی شهروندان، ترغیب و تشویق به افزایش قابلیت پیاده مداری است، بنابراین موضوع جایگاه سهم عابر پیاده در چند دهه اخیر در دستور کار برنامه ریزان و مدیران شهری قرارگرفته است تا موجب افزایش کیفیت فضای شهری شده و خود باعث تشویق و ترغیب به افزایش قابلیت پیاده مداری شود. با توجه به این که شهرها، بافت کالبدی متجانسی ندارند، بدیهی است که فضاهای مختلف شهری نیز قابلیت پیاده مداری یکسانی نداشته باشند. از این رو شناسایی ویژگی های فیزیکی محیط انسان ساخت اهمیت زیادی در زمینه پیاده مدار شدن دارد. از جمله این محیط ها در شهر می توان به محلات مسکونی اشاره کرد. در این پژوهش با انتخاب شهر اندیشه به عنوان محدوده مورد مطالعه، ابتدا شاخص های مربوط به قابلیت پیاده مداری محلات مسکونی شناسایی شده و سپس هر کدام به صورت لایه هایی از نقشه درآمده و با استفاده از روش مقایسه دوبه دو (AHP)، وزن مربوط به هر کدام تعیین شده است. در ادامه، برای پهنه بندی و رتبه بندی قابلیت پیاده مداری محلات مسکونی از شاخص های بین المللی که در بسیاری از کشورها اعمال شده از جمله تراکم مسکونی، تنوع و اختلاط کاربری، وضعیت خیابان ها، جذابیت و زیبایی محیط اطراف، ایمنی و امنیت استفاده شده است. طبق محاسبات صورت گرفته با استفاده از روش AHP مشخص شده است که شاخص های ایمنی از جرم - امنیت از ترافیک و تراکم مسکونی به ترتیب بیشترین (502/0) و کمترین (032/0) اهمیت نسبی را دارند. مقایسات زوجی بین شاخص های قابلیت پیاده مداری نشان داده است که محلات مسکونی فاز دو نسبت به دیگر محلات شهر اندیشه از وضعیت مطلوب تری در پیاده مداری بهره مند است. از طرف دیگر خروجی حاصل از پهنه بندی قابلیت پیاده مداری محلات مسکونی حاکی از این بوده که محلات مسکونی که قابلیت پیاده مداری بالایی دارند، در مجاورت بخش مرکزی شهر و یا در کنار مراکز تجاری که در سطح برخی محلات ساخته شده است قرار دارند. با توجه به یافته ها، محله 29 فاز سه شهر اندیشه با 86 امتیاز، پیاده مدارترین محله بوده است.

    کلیدواژگان: قابلیت پیاده مداری، محلات مسکونی، شهر اندیشه
  • مژده رفیق، عبدالمجید نورتقانی* صفحات 35-50
    توسعه تعلق مکانی یکی از راهکارها جهت کیفیت بخشی به محلات، به ویژه در بافت تاریخی است. به منظور اقدامات عملی ضرورت دارد با مشخص کردن وضعیت تعلق، مولفه ها و عوامل موثر بر آن موردمطالعه قرار گیرد. هدف این پژوهش، ضمن ارزیابی تعلق مکانی با چهار بعد دلبستگی به مکان، هویت مکان، وابستگی به مکان و ریشه داری در مکان و اولویت بندی این ابعاد در بافت تاریخی گرگان، ارزیابی عوامل تاثیرگذار بر تعلق مکانی نیز است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی و جامعه آماری ساکنان بافت یادشده است که با روش نمونه گیری تصادفی ابتدا سه محله و سپس 180 نمونه انتخاب شد. تحلیل داده ها با روش های آماری تحلیل واریانس یک طرفه یا آنوا، آزمون تی مستقل و تحلیل تعقیبی شفه صورت گرفت. اعتبار و پایایی پژوهش، نیز بر اساس ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. نتایج تحلیل ابعاد چهارگانه تعلق مکانی، حاکی از تاثیر بالای دلبستگی به مکان و وابستگی به مکان، در ایجاد تعلق به محله ها است؛ درحالی که دو بعد دیگر، یعنی هویت مکان و ریشه داری در مکان، در ایجاد تعلق مکانی تاثیر کمی دارند؛ بنابراین، بالا بودن میزان تعلق مکانی (با ارزش میانگین 43/36)، به دلیل بالا بودن دلبستگی به مکان و وابستگی به مکان دارد؛ همچنین، تحلیل متغیرهای جمعیت شناختی از قبیل طول مدت اقامت، مالکیت و نوع مسکن (مستقل حیاط دار، آپارتمان) اثر مستقیم و معنادار این عوامل را بر تعلق مکانی و سه مولفه دلبستگی به مکان و وابستگی به مکان و هویت مکان تایید می کرد.
    کلیدواژگان: تعلق مکانی، محله، دلبستگی به مکان، وابستگی به مکان، هویت مکان، ریشه داری در مکان
  • کرامت الله زیاری*، احمد پوراحمد، حسین حاتمی نژاد، علی مهدی صفحات 51-66

    حقیقت این است که زندگی شهری امروزی درکنار ویژگی های مثبت خود آکنده از عواملی است که ابعاد مختلف سلامت افراد را در معرض خطر قرار می دهد. با توجه به اهمیت این موضوع، این پژوهش  نیز که بر پژوهش موردی استوار است، با استفاده از روش توصیفی- تحلیل به مطالعه سلامت اجتماعی کلان شهر قم(محدوده پژوهش)، از منظر سرمایه اجتماعی می پردازد. بر این اساس، باتوجه به مدل کوکران و با استفاده از تیمی هشت نفره از دانشگاه قم، تعداد322 پرسشنامه در میان سرپرست های خانوار (واحد تحلیل)، هشت منطقه مورد مطالعه توزیع گردید و با استفاده از نرم افزار SPSS و ArcGIS و مدل TOPSIS، به تشریح پرسش های مطرح شده پرداخته شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نوعی تقسیم بندی فضایی از بعد مناطق بومیو مهاجرنشین از حیث برخورداری از شاخص های مورد مطالعه وحود دارد. به طوری که با تاثیرپذیری مستقیم از پایگاه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود، دارای سرمایه اجتماعی و به تبع آن سلامت اجتماعی متفاوتی هستند. باتوجه به این مهم، مناطق 1، 3، 4 و 7 که دارای بیشترین جمعیت بومی نشین نیز هستند، در وضعیت مناسب تری از حیث برخورداری از شاخص های مورد مطالعه در قیاس با مناطق 2، 6، 5 و 8 که دارای جمعیتی اغلب مهاجر ایرانی و غیرایرانی است، قرار دارند. همچنین مشخص شد که اعتقادات دینی- مذهبی نیز که به عنوان یکی از شاخص های موثر در سلامت اجتماعی افراد مورد تاکید نگارندگان است، نمی تواند به تنهایی در پیشبرد اهداف سرمایه و سلامت اجتماعی مثمرثمر واقع شود. به طوری که مناطق برخوردار از پایگاه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در نسبتی مشابه با مناطق غیربرخوردار از پایگاه های مذکور، نتایج احساسات مذهبی و دینی متفاوتی را در ایجاد سرمایه و سلامت اجتماعی مناطق خود ایجاد نموده اند.

    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، سلامت اجتماعی، سلامت شهری، کلان شهرهای مذهبی، کلانشهر قم
  • سعید امانپور، صفیه دامن باغ*، هادی علیزاده صفحات 67-86

    امروزه برندینگ شهری به منزله ابزاری ارزشمند برای شهرهاست تا به گونه ای موثر فرصت های داخلی و خارجی را اداره کرده و آن ها را تبدیل به مزیت های رقابتی نمایند. برندسازی برای شهری مانند اهواز با تمام ویژگی های مذهبی، دفاع مقدس، میراثی، معماری، اقتصادی و کشاورزی و موارد بسیار دیگر، مورد غفلت واقع شده است چرا که این شهر پتانسیل های بالایی برای حضور همه جانبه در عرصه برندسازی شهری و خلق برندی منحصر به فرد برای بهره مندی از مزیت های برندینگ شهری دارد، اما هنوز جایگاه مناسب خود را در این مقوله نیافته است و در واقع برند یک هویت گمشده برای این کلانشهر است. بر این اساس، این پژوهش  با هدف تحلیل عوامل موثر در شکل گیری تصویر شهر در راستای برندسازی موثر در شهر اهواز انجام گردیده است. این پژوهش به لحاظ روش شناسی به صورت توصیفی - تحلیلی است. برای گردآوری داده های توصیفی از اسناد کتابخانه ایی و برای گردآوری داده های تحلیلی، به روش پیمایشی و ابزار پرسش نامه از نظرات 40 نفر از کارشناسان و متخصصان حوزه برنامه ریزی شهری استفاده شده است. در تحلیل داده ها از مدل های شبکه عصبی پرپسترون چند لایه (NNMP) و همچنین مدل تحلیل تشخیص (DA) استفاده شده است. بر اساس نتایج پژوهش، مشخص شد که اولا نشان کنونی شهر اهواز بر مبنای بنیان های فرهنگی شکل گرفته است و این موضوع نشان از غلبه مولفه های زبانی، آداب و رسوم منطقه در شناساندن شهر به مناطق اطراف خود دارد. دوما آینده برند شهری به سمت نشان اقتصادی سوق دارد؛ بنابراین برند آینده شهر را باید در نشان اقتصادی شهر جستجو کرد که این امر نیز نیاز به برنامه ریزی و پشتیبانی برنامه ها در این زمینه دارد.

    کلیدواژگان: برندسازی، برند شهری، تصویر شهر، کلانشهر اهواز
  • رضا نعمتی*، مهدی پورطاهری، عبدالرضا رکن الدین افتخاری صفحات 87-104

    به دلیل نسبی بودن مفهوم کیفیت محیطی در شرایط متفاوت مکانی- زمانی، پیچیدگی های چشمگیری فراروی پژوهشگران است. به همین دلیل تحلیل و بررسی سلامت کیفیت محیطی مستلزم در دسترس بودن نماگرهای مشخصی است که در انطباق کامل با واقعیات مورد نظر بوده و امکان شناخت کامل ویژگی های جامعه مورد مطالعه را فراهم می نماید.روش ارزیابی نسبت تجمعی (ARAS)، یکی از تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره است که به منظور رتبه بندی، با استفاده از یک تابع بهینه گی، میزان کارایی نسبی گزینه ها را بر حسب میزان تاثیرگذاری نسبی وزن معیارها مشخص می کند. این روش می تواند به عنوان یکی از جدیدترین، موثرترین و در عین حال ساده ترین روش ها، در تصمیم گیری چند معیاره مورد استفاده قرار گیرد. روش شناسی این پژوهش مبتنی بر روش های تحلیلی-توصیفی و پیمایشی است. این پژوهش ضمن شناسایی و معرفی مولفه های سلامت کیفیت محیطی بر آن بوده تا چارچوب روش شناختی نوینی را با استفاده از نظر سنجی خبرگان ارایه نماید. بدین منظور تعداد 153 نماگر مشتمل بر  21 نماگر اکولوژیکی، 21 نماگر اقتصادی، 50 نماگر اجتماعی-فرهنگی و 61 نماگر کالبدی-فضایی برای سنجش و ارزیابی پایداری سلامت کیفیت محیطی در مناطق روستایی شناسایی شده تا بر این مبنا امکان بررسی واقع بینانه تری از پایداری سلامت کیفیت محیطی در سکونتگاه هاییروستایی فراهم آید. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مولفه کالبدی-فضایی با میانگین 42/8 در مقایسه با سایر نماگرها  وزن بیشتری در تحلیل سلامت کیفیت محیطی دارد. مولفه محیطی-اکولوژیک با 7.38 امتیاز، مولفه اجتماعی-فرهنگی با 5.74 امتیاز و مولفه اقتصادی  با 5.42 امتیاز در رتبه های بعدی قرار دارند. همچنین نتایج تکنیک روش ارزیابی نسبت تجمعی (ARAS) نشان می دهد که مولفه کالبدی-فضایی با 0.867 در رتبه اول، مولفه محیطی-اکولوژیک با 0.816 در رتبه دوم، مولفه اقتصادی با 0.580 در رتبه سوم و  اجتماعی-فرهنگی با 0.460 در رتبه چهارم قرار دارد. به منظور بهبود سلامت کیفیت محیطی در مناطق روستایی پیشنهاد می شود اولا مسیولان به افزایش دانش خود در زمینه سلامت کیفیت محیطی بپردازنند؛ همچنین بایستی دیدگاهی یکپارچه نسبت به سلامت کیفیت محیطی داشته باشند. از طرفی سازمان های مرتبط اجرای برنامه های سلامت کیفیت محیطی را منوط به چند پروژه عمرانی ندانند. جلب اعتماد مردم و مشارکت دادن آنها در شناسایی مشکلات، ارایه راه حل و اجرای آنها با کمک مسیولان یکی دیگر از مواردی است که می تواند به ارتقاء سلامت کیفیت محیطی در مناطق روستایی کمک نماید.

    کلیدواژگان: سلامت کیفیت محیط، سلامت کیفیت محیطی روستایی، نماگرهای سلامت کیفیت محیطی، تکنیک ارزیابی نسبت تجمعی (ARAS)- مناطق روستا
  • محسن احدنژاد روشتی، سعید نجفی* صفحات 105-125

    ظهور مجدد موضوع کیفیت زندگی در سال های اخیر ناشی از علاقه به توسعه انسانی، اجتماعی، توسعه پایدار، انجمن سلامت و.. است. در این راستا، این پژوهش قصد دارد با تکیه بر دیدگاه نوین برنامه ریزی، با استفاده از روش های خاص آینده نگاری برای سکونتگاه های شهر زنجان برنامه ریزی کند. روش پژوهش براساس روش های جدید آینده پژوهی، تبیینی است. عوامل توسط 30 کارشناس و متخصص برنامه ریزی شهری با به کارگیری پویش محیطی، تحلیل اثرات متقابل/ ساختاری مورد ارزیابی قرار گرفت و از نرم افزار تخصصی آینده پژوهی MICMAC برای تحلیل عوامل موثر بر وضعیت آینده سکونتگاه های شهری استفاده شده است. نتایج نشان داد که وضعیت پراکندگی متغیرهای موثر بر وضعیت آینده کیفیت زندگی سکونتگاه های شهری متفاوت است. در محله اسلام آباد وضعیت سیستم ناپایدار بوده و بیشتر متغیرها دراطراف محور قطری صفحه پراکنده شده و درحالی که در محله کارمندان توزیع متغیرها ازشکل سیستم پایدار تبعیت کرده و متغیرها تاحدودی به شکل L پراکنده اند. از میان 34 عامل بررسی شده، در محله کارمندان 9 و در محله اسلام آباد 12 عامل اصلی به عنوان عوامل کلیدی موثر بر وضعیت آینده کیفیت زندگی انتخاب شده اند که همه عوامل در هر دو روش مستقیم و غیرمستقیم تکرار شده اند. یافته ها نشان داد که درمحله کارمندان اغلب عوامل اجتماعی هم چون عوامل مشارکت، هویت، شورایاری های محلی، حکمروایی خوب شهری مطرح شده درحالی که در محله اسلام آباد عوامل اقتصادی (شامل قیمت زمین و مسکن، اشتغال ساکنان) و کالبدی (شامل ساخت و سازهای مبتنی بر قوانین نظام مهندسی،سرانه و سطوح کاربری ها، نظارت در حین ساخت و ساز، مالکیت (امنیت تصرف)، کیفیت مسکن) به عنوان عوامل کلیدی مطرح که کیفیت زندگی آینده این سکونتگاه ها را تحت تاثیر قرار خواهند داد.

    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، سکونتگاه های شهری، آینده پژوهی
  • علی دانش وری، سیده شبناز اتحاد، قاسم جوادی* صفحات 127-143

     شکل گیری شهر ایرانی-اسلامی بر اصول و ارزش هایی استوار است که همواره در برنامه ریزی و طراحی محیط زندگی مسلمانان اهمیت بسزایی دارد و بر روابط انسان با محیط و با سایر همنوعان خویش تاثیرگذار است. در این راستا، تبعیت شهر از اصول و قواعدی در راستای برآوردن نیازهای انسان و خدمت رسانی به او، یک مسیله ی ضروریست. از این رو، توجه به اصول شهرسازی و معماری در راستای تحقق شهر ایرانی-اسلامی نقشی پررنگ می یابد. در طول سالیان گذشته توسعه مفهوم شهرهای ایرانی-اسلامی موجب شکل گیری ادبیات جدیدی در برنامه ریزی و طراحی شهری کشور شده است که عموما به ذکر شاخص های کیفی بسنده کرده اند، لیکن آنچه به عنوان حلقه مفقوده مطرح میباشد، ارایه ی شاخص های کمی جهت ارزیابی مولفه های کیفی شهر ایرانی-اسلامی است. در این زمینه سامانه اطلاعات جغرافیایی به علت دارا بودن قابلیت تجزیه و تحلیل بالا در حل مسایل پیچیده و مکانی، می تواند به عنوان ابزاری در جهت غلبه بر این محدودیت مورد استفاده قرار گیرد. لذا در این پژوهش چارچوبی جهت مدل سازی و ارزیابی کمی میزان سازگاری الگوی شکل شهری با شاخص ها و مولفه های کیفی شهر ایرانی-اسلامی به کمک GIS ارایه گردیده است. در روش پیشنهادی، شاخص های عدالت فضایی، عدالت اجتماعی، توجه به مقیاس انسانی و انسانگرایی و تامین دسترسی مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت مدل ارایه شده برای چهار ناحیه مرکزی شهر بجنورد، پیاده سازی و اجرا گردید. نتایج بدست آمده حاکی از توانایی مدل پیشنهادی در ارایه شاخص هایی قابل اندازه گیری و مدیریت پذیر و همچنین شناسایی محدودیت ها و توانایی های هر ناحیه در رابطه با هر کدام از شاخص های ارایه شده، می باشد. مدل پیشنهادی، گامی به جلو در راستای پیاده سازی بهتر مفهوم شهر ایرانی-اسلامی است و می تواند به عنوان ابزاری مناسب در اختیار تصمیم گیران، برنامه ریزان و طراحان شهری قرار گیرد.

    کلیدواژگان: شهر ایرانی-اسلامی، GIS، مدلسازی کمی، تجزیه و تحلیل مکانی، شهر بجنورد
  • عطا غفاری گیلانده*، ساسان نیکفال مغانلو، منصور مصطفی پور، رضا هاشمی معصوم آباد صفحات 145-161

    با افزایش جمعیت و گسترش شهرنشینی انسان ها به تدریج از طبیعت دور شده اند. تراکم بیش ازحد جمعیت، دخالت در محیط طبیعی و ایجاد محیط های انسان ساخت، نیازهای محیط زیستی، جسمی و روحی انسان را بیشتر بروز داده است. از طرف دیگر تمرکز بیش ازحد فعالیت های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در شهرهای بزرگ باعث هجوم جمعیت به شهرها شده و به دنبال آن نیاز به فضاهای تنفسی شهری را هرچه بیشتر ملموس ساخته است. شهر اردبیل نیز طی دهه های اخیر رشد فزاینده فیزیکی را در اثر هجوم بی سابقه مهاجرین روستا-شهری تجربه کرده است. ازاین رو در این پژوهش، با استفاده از توانمندی های سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدل های تصمیم گیری چند معیاره (MCDM) به بررسی وضع موجود تخصیص پارک و فضای سبز در شهر اردبیل مبادرت شده است. روش پژوهش با توجه به هدف، کاربردی و ازلحاظ ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی است. معیارهای موردبررسی در 9 مولفه جهت چیدمان مکانی فضای پارک های شهری- منطقه ای گروه بندی شده است. برای وزن دهی معیارهای مورد استفاده از تکنیک های CRITIC و مقایسه زوجی و نیز برای اولویت بندی تناسب اراضی به منظور استقرار پارک و فضای سبز از مدل VIKOR در محیط نرم افزاری IDRISI SELVA استفاده شده است. در ادامه برای ارایه الگوی مناسب جهت چیدمان مکانی این کاربری ها از روش تصمیم گیری چند معیاره VIKOR استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که پارک های شهری - منطقه ای در قسمت شرق منطقه 1، جنوب غربی منطقه 3 و شمال منطقه 4 به لحاظ دسترسی به پارک با کمبود مواجه است. استفاده از نقشه خروجی حاصل از مدل VIKOR مکان های مناسب جهت احداث پارک جدید مشخص شده است و با استفاده از نقشه ی وضع موجود فضای سبز و نقشه ی خروجی حاصل از روش VIKOR الگوی بهینه جهت احداث پارک شهری- منطقه ای پیشنهاد شده است.

    کلیدواژگان: پارک های شهری- منطقه ای، چیدمان مکانی، تصمیم گیری چند معیاری، VIKOR
  • نرجس سادات حسینی نصرابادی* صفحات 161-177

    با توجه به رویدادها و وقایع غیرانسانی مخالف با حقوق بشر در جهان امروز، جنگ علیه تروریسم به گفتمان مسلط امنیتی در نظام بین الملل تبدیل شده است. کشورهای قدرتمند، با حمله به شخصیت های نخبه و امنیت ساز ملی و ورود اجباری به قلمرو کشورها درصدد رسیدن به  اهداف خود هستند و اگر با اعتراض مواجه شوند با نقشه قبلی و با جهت گیری های سیاسی برای ایجاد ترس در بین ملت ها به اقدامات خشونت امیز متوسل می شوند. در واقع، جریان تروریسم منشاء بروز ناامنی و تهدید در سرتاسر جهان، به ویژه مناطقی نظیر خاورمیانه، شده است. به طورکلی، حوزه نفوذ و اثرگذاری تروریسم، سطوح فضایی ملی، منطقه ای و بین المللی را در بر می گیرد. در حال حاضر، تروریسم به عنوان یک مقوله «ژیوپلیتیکی» محسوب می شود که در روابط و رقابت های میان دولت ها با گروه های معارض داخلی، در رقابت میان کشورها در سطح منطقه ای و در رقابت و کشمکش میان قدرت های جهانی با یکدیگر، به عنوان ابزار مقابله به کارگرفته می شود. بنابراین، حرکت جامعه بین الملل در مبارزه با این پدیده تهدید کننده امنیت، باعث تغییر و تحول در رژیم های امنیتی و رفتارهای ژیوپلیتیکی شده است. تروریسم یک تهدید جدی علیه امنیت ملی و بین المللی است و با استفاده از بنیان های ژیوپلیتیکی می توان آن را تعریف و در معرض بحث و بررسی قرار داد. تاثیر و تاثرهای فی مابین قلمروخواهی و تروریسم می تواند تا نقش بسزایی در ژیوپلیتیک محلی و جهانی داشته باشد. درواقع، ژیوتروریسم به نوقلمروخواهی گروه های تروریست اشاره می نماید که در مواقعی به جنگ های سخت می انجامد و امنیت محلی، ملی، منطقه ای و جهانی را با خطر مواجه می سازد. اهمیت این پژوهش، از این جهت است که با روش توصیفی- تحلیلی بیان می کند در جهان امروز، «تروریسم به مثابه ابزار رقابت ژیوپلیتیکی قدرت ها تلقی می گردد». در واقع، این فرضیه، اثبات شده است که« امروزه، کشورهای قدرتمند از تروریسم به عنوان یک ابزار ژیوپلیتیکی، برای مقابله با رقبایشان استفاده می کنند».

    کلیدواژگان: تروریسم، روابط بین الملل، ژئوپلیتیک، امنیت، فضا
  • الیاس مودت*، سعید ملکی، محمد دیده بان صفحات 179-191

    زلزله در جهان به عنوان یکی از مخرب ترین و تهدیدآمیزترین عامل انهدام حیات انسانی- محیطی مطرح می باشد. آسیب های ناشی از آن در ابعاد مختلف (فیزیکی، اجتماعی و غیره) متوجه جوامع شهری می باشد؛ لذا آمادگی و برنامه ریزی دقیق برای تعیین درجات آسیب و کنترل درجه بحران، مورد استفاده قرار می گیرد. در نتیجه شناخت ابعاد اجتماعی و فیزیکی موضوع، نقش موثری در آسیب ناشی از زلزله دارد. این پژوهش با بهره گیری از 117 متغیر و استفاده از تکنیک های SMART-Entropy، PDF، KS  و همچنین نرم افزارهای GIS، Excel و SPSS به پهنه بندی و ارزیابی زلزله پرداخته است. براساس نتایج منطقه دو شهری یزد با میزان SMART-Entropy، 578/0 درصد به عنوان آسیب پذیرترین منطقه در برابر خطر زلزله می باشد. در مدل احتمال خطر، میزان PDF منطقه یک برابر 39 درصد بوده که کمترین میزان را شامل می شود؛ همچنین منطقه سه شهر یزد یه علت دارا بودن بیشترین میزان ساختمان های با مصالح بتن و فلز، میزان KS آن به مراتب کمترین تلفات انسانی را در هنگام وقوع زلزله نشان می دهد.

    کلیدواژگان: ارزیابی خطر، مدلسازی شهری، زلزله، یزد
  • نوبخت سبحانی* صفحات 193-216

    توسعه را فرایند تحول بنیادین باورهای فرهنگی، نهادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به منظور خلق و متناسب شدن با ظرفیت های جدید و ارتقای کمی و کیفی قابلیت ها و توانایی های انسانی، آموزشی، اقتصادی و... دانسته اند که رسیدن به چنین مرتبه ای بیش از همه مستلزم تحول فرهنگی و ارزشی جوامع است. به بیانی دیگر دانش و دانایی ملی، رکن اصلی توسعه است و جامعه زمانی به اهداف خود دست می یابد که از راه توسعه انسانی راه خود را هموار کند. در این راستا؛ تحقیق حاضر با هدف بررسی وضعیت شاخص های آموزشی در قالب 42 شاخص آموزشی در استان آذربایجان غربی تدوین شده است. نوع تحقیق کاربردی و روش بکارگرفته؛ نیز توصیفی - تحلیلی است؛ گردآوری داده ها با استفاده از منابع اسنادی و کتابخانه ای و آمارهای موجود در زمینه موضوع تحقیق صورت گرفته است. تحلیل داده های تحقیق در قالب روش ویکور و تحلیل خوشه ای صورت گرفته است. نتایج حاصل از مدل ویکور نشان می دهد؛ که شهرستان ارومیه، خوی و نقده به ترتیب با امتیاز 0.0342، 0.2491 و 0.4296 در رتبه اول تا سوم قرارگرفته اند یعنی سه شهرستان مذکور به لحاظ وضعیت برخورداری از شاخص های آموزشی مورد استفاده در وضعیت مناسب تری نسبت به دیگر شهرستان های استان قرار دارند. در مقابل شهرستان شاهین دژ با امتیاز (0.9647) و چالدران با امتیاز (1) در پایین ترین رتبه و در وضعیت نامناسب تری قرار دارند؛ همچنین طبق یافته های تحلیل خوشه ای؛ شهرستان های ارومیه و خوی با بیشترین سهم از برخورداری از شاخص های آموزشی در خوشه اول و فراتوسعه قرار دارند. در گروه دوم، شهرستان های نقده و پیرانشهر و در گروه سوم شهرستان های بوکان، ماکو، میاندوآب، سلماس و مهاباد قرار دارند و در نهایت شهرستان های تکاب، پلدشت، شوط، شاهین دژ، چالدران، چایپاره، سردشت و اشنویه به عنوان شهرستان های فرو برخوردار شناخته شدند. در نهایت جهت افزایش پایداری آموزشی و کاهش نابرابری ها پیشنهادهایی مانند افزایش سرمایه گذاری در زیرساخت ها توسط بخش خصوصی و عمومی، تقویت فرهنگ آموزش، توجه به شهرستان های محروم و غیره اشاره کرد.

    کلیدواژگان: شاخص های آموزشی، توسعه پایدار، مدل ویکور، آذربایجان غربی
  • مجتبی رفیعیان*، نفیسه زاهد صفحات 217-238
    جدایی گزینی شهری مانعی قابل توجه برای دستیابی به شهری فراگیر، همه شمول، منسجم و یکپارچه است. آثار و پیامدهای مرتبط به جدایی گزینی شهری نه تنها متوجه خانواده های فقیر می شود بلکه همه ساکنان و همچنین شکل و ساختار شهرها را  متاثر خواهند کرد. درک رابطه بین ساختار فضایی شهر و الگوهای جدایی گزینی از عواملی هستند که باعث تحقق پذیری بیشتر در اجرای طرح ها و موفقیت بیشتر مدیریت شهری می گردد. بنابراین هدف کلان این پژوهش سنجش میزان جدایی گزینی بین طبقه های اجتماعی شهر قم و تحلیل ارتباط آن با ساختار فضایی شهر است. روش تحقیق کمی بوده و رویکرد آن توصیفی_تحلیلی می باشد. به همین منظور ابتدا به سنجش میزان جدایی گزینی چند گروهی بین طبقه های بالا، متوسط و پایین شهر پرداخته شد. نتایج نشان داد که میان قشرهای موجود در شهر جدایی گزینی متوسط وجود دارد. همچنین با بررسی شاخص های ساختار فضایی شامل توزیع، خوشه بندی و تجمع بر پایه داده های آماری جمعیت و فعالیت 1390 بر مبنای 758 حوزه آماری شهر قم نتایج گویا بود که شهر قم از یک ساختار متمرکز و خوشه ای برخوردار است. جهت یافتن ارتباط بین میزان جدایی گزینی و توزیع جمعیت و فعالیت از همبستگی دو متغیره موران استفاده شد که نتایج نشان می دهد بین میزان آنتروپی جدایی گزینی محلی طبقه پایین شهر و میزان آنتروپی جمعیت و فعالیت با مقدار شاخص موران به دست آمده (36/0) ارتباط مستقیم و مثبتی وجود دارد و میزان جدایی گزینی طبقه بالا و متوسط با توزیع جمعیت و فعالیت با مقدار موران بدست آمده به ترتیب برابر با (36/0-) و (24/0-) ارتباط منفی و معکوسی وجود دارد و همچنین با استفاده از رگرسیون فضایی برای یافتن تاثیرگذارترین طبقه در شکل گیری ساختار فضایی شهر قم نتایج بدست آمده حاکی از این بود که طبقه بالای شهر با (27/0=) بیشترین تاثیر را داشته و در مراتب بعدی طبقه پایین و متوسط شهر تاثیرگذار بوده اند.
    کلیدواژگان: جدایی گزینی فضایی، طبقه های اجتماعی - اقتصادی، ساختار فضایی، شهر قم
  • عبدلله حبیبی، محمدجاهد قدمی*، سید مصطفی هدایت نژاد کاشی صفحات 239-255

    محیط مصنوع یک بسترساز وقوع رفتار و تعامل اجتماعی است که میزان بسترسازی آن متاثر از کیفیات آن است، داشتن معیارهایی جهت ارزیابی کیفیت گزینه های طراحی شهری و مقایسه کیفیت چند فضای شهری که بر بعد اجتماعی تاکید دارد همواره از مسایلی بوده است که از دیدگاه های مختلف به آن پرداخته شده و معیارهایی جهت حصول به آن ارایه شده است، این دیدگاه ها به صورت مجزا واجد جامعیت لازم نیستند و هر کدام از زاویه ای به موضوع نگریسته اند، بااین وجود اشتراکاتی دربین دیدگاه ها وجود دارد؛ لذا وجود معیارهایی جامع و مدون جهت ارزیابی طراحی هاو فضاهای شهری امری مهم و ضروری می نماید. این پژوهش با هدف بررسی کیفیت فضای شهری جهت ارتقای فضای کیفی محله دارآباد تهران  به رشته تحریر در آمده است. روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی و شامل مطالعات میدانی و اسنادی است که در6 بخش تدوین شده است، در ابتدای این پژوهش به بررسی مختصری از مفاهیم فضا و فضای شهری و در بخش دوم به ارتباط میان محیط مصنوع (فضای شهری) و تعاملات اجتماعی پرداخته شده است، سپس در بخش سوم به فعالیت های موجود در فضای شهری اشاره نموده و نقش کیفیت فضای شهری را در ایجاد بستری جهت برقراری تعاملات اجتماعی مورد بررسی قرار داده و در بخش چهارم و پنجم پس از بررسی کیفیات فضای شهری از دیدگاه اندیشمندان شهری با چند کیفیت اصلی و فرعی به اجماع رسیده و در بخش پایانی نیز با ارایه 5 معیارو 13 زیر معیار به ارزیابی چندمعیاره کیفیت فضای شهری توسط فرایند تحلیل شبکه ای (ANP) در نمونه موردی مد نظر به منظور سنجش مدل تحلیلی مورد نظر پرداخته شده است. نتیجه پژوهش، ایجاد فضاهای لازم در محله که به نسبت شاخص ها دچار کمبود فضاهای عمومی و کاربری های مربوطه هستند را لازم و  ضروری می داند.

    کلیدواژگان: : فضای شهری، تعاملات اجتماعی، کیفیات فضای شهری، معیار و زیرمعیار (شاخص)، تحلیل شبکه ای (ANP)
  • ناصر شفیعی ثابت*، بیژن رحمانی، مهناز رهبری صفحات 257-280

    رویکرد مدیریت روستایی و نقش آن در توانمندسازی بیشتر ذی نفعان محلی و تعاملات یکپارچه ساختاری-کارکردی، یکی از عوامل موثر در تحولات فضایی سکونتگاه های روستایی است، لیکن رویکرد مدیریتی از «بالا به پایین» و ساختار مدیریتی برخواسته از تفکرات فن محور، موجب «توانمندسازی نامولد» ذی نفعان محلی و تعاملات کم و ناهماهنگ ساختاری و کارکردی در فرآیند مدیریت روستایی شده است. نامناسب بودن جایگاه مولفه های مذکور، باعث چالش های فراوان در فراگرد مدیریت روستایی و در پی آن تحولات فضایی سکونتگاه های روستایی استان سمنان شده است. هدف این پژوهش ، تحلیل ارتباط بین شاخص های روش و احساس توانمندسازی ذی نفعان محلی؛ و همچنین شاخص های تعاملات یکپارچه ساختاری-کارکردی بر تحولات فضایی سکونتگاه های روستایی از دیدگاه روستاییان و مدیریت محلی است. روش این پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و با استفاده از آزمون های آماری کندال تااوبی و رگرسیون چند متغیره در نرم افزار SPSS انجام گرفته است. یافته های پژوهش نشان داد بین اکثریت شاخص های مقوله اثرگذار با تحولات فضایی سکونتگاه های روستایی منطقه مورد مطالعه، از دیدگاه روستاییان و مدیریت محلی، ارتباط معناداری مشاهده نشده است و میان شاخص های توانمندسازی و همچنین تعامل یکپارچه ساختاری-کارکردی و تحولات فضایی سکونتگاه های روستایی استان سمنان، از دیدگاه روستاییان و مدیریت محلی، به ترتیب به میزان 395/0 و 422/0 همبستگی وجود دارد؛ همچنین ضریب تعیین تعدیل شده نشان می دهد که از دیدگاه روستاییان و مدیریت محلی، به ترتیب، حدود 1/37 درصد و 5/41 درصد تحولات فضایی سکونتگاه های روستایی استان سمنان، ناشی از شاخص های سنجش شده در منطقه مورد مطالعه، تبیین شده است. به سخن دیگر، کم توجهی به تسهیل کننده های «توانمندسازی مولد» ذی نفعان محلی و همچنین عدم تعامل یکپارچه ساختاری- کارکردی در فرآیند مدیریت روستایی، باعث پایین ماندن سطح تحولات فضایی سکونتگاه های روستایی منطقه مورد مطالعه بوده است. از این رو، اصلاح رویکرد فعلی مدیریت روستایی و گذار به مدیریت اجتماع محور و اتخاذ رویکرد مدیریت غیر متمرکز و چند سطحی از پیشنهادهای کاربردی در این زمینه است.

    کلیدواژگان: مدیریت روستایی، توانمندسازی، تعاملات یکپارچه، تحولات فضایی، استان سمنان
  • اسماعیل دویران* صفحات 281-297

    نهادهای محلی و یا تشکل های مردم نهاد به دلیل ماهیت داوطلبانه، مستقل، غیرانتفاعی و غیرسیاسی بودن فعالیت هایشان، از اقبال گسترده ای در جلب مشارکت مردم برخوردارند. سنجش ظرفیت ایجاد نهادهای اجتماعات محله ای رویکردی سامانمند برای پایه گذاری درست این نهادها است. هدف پژوهش حاضر سنجش ظرفیت نهادسازی اجتماعات محله ای در سکونتگاه های غیررسمی است. این مقاله با روش تحقیق توصیفی- تبیینی با ماهیت کاربردی- کمی نگارش یافته است. روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی با تکیه بر ابزار پرسش نامه بوده است.. حجم نمونه با توجه به جمعیت 90 هزارنفری سکونتگاه های غیررسمی شهر زنجان 600 مورد است که به صورت تصادفی متغیرهای سرمایه محلی، ظرفیت پذیرش و محرک های اجتماعی- جغرافیایی در محلات اسکان غیررسمی موردسنجش قرار گرفت. داده ها گردآوری شده در نرم افزار SPSS پیاده و سپس با مدل معادلات ساختاری (روش تحلیل مسیر) نحوه و چگونگی ارتباط متغیرهای تاثیرگذار بر ظرفیت نهادسازی اجتماعات محلی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان می دهد نهادسازی اجتماعات محلی با متغیرهای سرمایه محلی، ظرفیت پذیرش و محرک های جغرافیایی با ضریب تاثیر بالای 0.7 و t-value بالاتر از سطح اطمینان 1.96 دارای ارتباط معنادار با جهت مثبت بوده و متغیرها نیز با یکدیگر در ارتباط معنادار می باشند. از طرفی نماگرهای سنجش متغیرهای ظرفیت نهادسازی اجتماعات محلی در مقیاس درون محله ای مطلوب و در مقیاس برون محله ای نامطلوب است که ضعف اعتماد، میزان نفوذ، میزان مشارکت ساکنان با سازمان های مدیریت شهری را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: اجتماعات محلی، نهادسازی، اسکان غیررسمی، زنجان
|
  • Rahim Sarvar *, Reza Bargahi Pages 1-16

    Urbanization is a developing phenomenon and analyzing the appropriate location and the way of geographical distribution of urban green spaces has an effective role in development and future of city. Parks and urban green spaces are such applications which their division and distribution have great importance in the city. Green spaces as one of indexes of development of Societies have envirenmental, social, cultural, economic and physical dimensions, and for playing better the role and operation the Initial and the most important step is to consider the appropriate basis. The research is going to prove that meduim sized city Gorgan doesn't have optimal geographical distribution of urban green spaces; Therefore, by using appropriate patern it is going to distribute green space sufficiently, based on the concepts of sustainable development and social justice, calling for internal interaction of spatial organization on field of study with stressing on obtaining appropriate location to build green space indexes of neighborhood to cultural, commercial, residential, access points, and distance to industries, installation and existing green space are being used. Then, for every affecting factors on green spaces locating information layers in GIS being provided and for patterning, based on importance, each layer by using AHP in green space locating being weighted. Finally, obtaining results of composing layers based on AHP model is leading to classify the lands of the region to select the appropriete spaces in order to planning and building the green spaces.

    Keywords: Spatial planning, Locating, Urban green spaces, Gorgan, AHP
  • Ahad Shabanpour, Maryam Jafari Mehr Abadi *, Esmaeil Aghaii Zadeh Pages 17-34

    Nowadays one of the indicators of urban sustainability is reducing the use of fossil fuels and reducing air pollution, to increase public transport, improve the physical activity of residents and the health of citizens, and encourage more walkability. Therefore, the position of pedestrian has been on the agenda of urban planners and managers in the last few decades to increase the quality of urban space and to encourage the increase of walkability. Given that cities do not have a distinct physical fabric; it is obvious that different urban spaces do not have the same walkability. Therefore, identifying the physical characteristics of the human environment is very important in terms of more walkability. These environments in the city include residential areas. In this research, by selecting the town of Andisheh as the study area, first the indicators related to the walkability of residential areas have been identified and then each of them has been made as layers of the map and using the two-way comparison method (AHP). ), The weight of each has been determined. Furthermore, for zoning and ranking of the walkability of residential neighborhoods have been used the international indicators, including residential density, mixed land use, street status, attractiveness and beauty of the environment and safety and security.  According to calculations using the AHP, it has been determined that the safety and residential density indicators are of the highest (0.502) and lowest (0.032), respectively. Pair comparisons between walkability indicators have shown that Phase 2 residential areas are more favorable than other neighborhoods in Andisheh. On the other hand, the output of the zoning of ​​ walkability in residential areas indicates that residential areas that have high walkability, have located adjacent to the central district of the town or next to commercial centers of some neighborhoods. According to the findings, neighborhood 29 of phase three of Andisheh with 86 points was the most walkable neighborhood.

    Keywords: Walkability, residential neighborhoods, Andisheh town
  • Mozhdeh Rafigh, Abdolmajid Nortaghani * Pages 35-50
    Place attachment is one of the parameters that has an important role on the quality of residential environment. So, attempt has been made to investigate the place attachment aimed at upgrading this parameter for the purpose of fostering the quality of neighborhoods. Therefore, assessment has been conducted about four dimensional model such as place belonging, place identity, place dependence and place rootedness in Historical textures of Gorgan city. Statistical population are residents of three neighborhood including Sarcheshmeh, Sabzeh Mashhsd and Darbeno 180 sample have been selected with Random sampling method. Based on the result, it is found out that place attachment in the Sabzeh Mashhsd neighborhood with the average value of 36/43 is the most, and two neighborhoods of Sarcheshmeh and Darbeno are placed the second and the third ranking. As well as, the study of relationship between four dimensions of place attachment with features such as length of residence, home ownership and the type of hosing (villa house- apartment) by using Scheffe, One-way analysis of variance and Independent T statistical test and relevant analyzing by applying Spss software show that there are positive and significant relationship between these dimensions with length of residence, home ownership and the type of hosing in the neighborhood under study. In conclusion, since the high level of place attachment of residents, is related to the social factors, the skeleton of texture and facilities undesirable, it is necessary to take into consideration strategies aimed at upgrading the physical features of this texture: The establishment of tourist attraction and service centers such as coffee shops, restaurant, museum and rest areas by renovating the direct buildings. The establishment of new applications by entering the new spirit into the historical texture, that are very essential. The use of religious centers in non-religious ceremonies for creating cultural activities in relation to holding educational classes. Urban furniture suitable with urban fabric for creating rest areas for pedestrians. The development of nighty commercial and cultural activities for more socialization in neighborhoods and more security are among these strategies
    Keywords: Place Attachment, Place belonging, Place Identity, Place dependence, Rootedness
  • Keramatollah Ziari *, Ahmad Pourahmad, Hossein Hatami Nejad, Ali Mahdi Pages 51-66

    in view of urban planning, urban alive entity, active and social needs of human beings born of the economy, population, culture, and ... words have meaning, connection and communication are inseparable and quality of life, identified community health and development. Coinciding with the peak of the social capital debate among sociologists in the 90s, researchers are increasingly health and medical sociology and in relation social determinants of health Such as inequality, and public trust towards national unity and extensive studies have been conducted with a focus on public health. One of the most important needs that we are a lost era, is a health issue. The truth is that the contemporary urban life , along with their positive characteristics , full of factors that people's health at risk . Now, in connection with this important component of social capital, according to the expanded social and economic problems of urban communities, is one of the key issues in the field of medical sociology. according to the category of social capital is one of the influential component in this field that could improve the efficiency of social health , and also be a solution to the various social issues including poverty, crime ,the economy and low - yield government.Hence, the authors, understanding the impact of social capital on public health and its components such as trust, cooperation, where it belongs, happiness, etc., to assess the quality of the metropolitan city of Qom as one of the important eight districts the world's most holy cities of Islam from the perspective of social capital's citizens.

    Keywords: Social capital, community health, public health, religious metropolises, metropolitan Qom
  • Saeed Amanpour, Safiyeh Damanbagh *, Hadi Alizadeh Pages 67-86

    Analysis factors in the formation of effective branding of the city Case Study: Ahvaz Abstract Today, city branding as a valuable tool for cities to effectively manage internal and external opportunities and turn them into a competitive advantage. Branding for Ahvaz city has all the characteristics of religious, holy, heritage, architecture, economics, agriculture and many other areas, is neglected. Because it has a high potential for ubiquity in city branding and creating unique brand to benefit from the advantages of urban branding but it still does not have its proper place in this issue and the brand identity is lost to this city. This study aimed to analyze the factors affecting the formation of the image of Ahvaz city to create effective branding in this city. The research methodology is descriptive – analytic. Data and information were collected by library and survey methods. In a survey questionnaire has been used and the opinions of 40 experts and specialists in the field of urban planning and urban brand is used. For data analysis Neural network multiple perpestron and Discriminant analysis model has been used. The results showed that: the current symbol in Ahvaz based on cultural foundations formed. This shows the dominance of components of the language, customs and traditions of the region in introducing the city to its surrounding areas. Second, the economy tends to reveal the future of urban brand. So should the economic signs consider as the future brand of the city. It would also need to plan and support programs in this field.

    Keywords: Branding, City Branding, image of the city, Ahvaz
  • Reza Nemati *, Mehdi Pour Taheri, Abdolreza Roknedene Eftekhari Pages 87-104

    Today, environmental quality of health has become one of the most important issues in rural settlements. In other words, in the development literature and its related approaches, the issue of environmental health and efforts to promote this indicator is of great importance at the level of rural communities. However, due to the relative importance of the concept of health and environmental quality in different spatial-temporal conditions, the researchers are faced with a lot of complications.But due to the relative importance of the concept of health and environmental quality in different spatial-temporal conditions, there are also significant challenges for researchers. For this reason, the analysis of the health of the quality of the environment requires the availability of specific indicators that are in full compliance with the facts and allow the full recognition of the characteristics of the studied population. This research, while identifying and introducing the environmental quality components, has been designed to provide a new methodological framework using experts' opinion polls. For this purpose, 153 indicators were identified including 21 ecological indicators, 21 economic indicators, 50 socio-cultural indicators and 61 physical-space indicators for assessing and assessing the environmental sustainability of rural areas. Therefore, a more realistic assessment of sustainability the health of the quality of the environment is provided in rural settlements. Environmental-ecological component with 7.38 points, socio-cultural component with 5.74 points and economic component with 5.42 points in the next rank. Also, the results of the technique of the cumulative ratio estimation method (ARAS) indicate that the physical-space component with 0.867 was ranked first, the environmental-ecological component with 0.816 in the second rank, the economic component with 0.580 in the third rank and sociocultural with 0.460 in the fourth rank contract.

    Keywords: Environmental Health-Health, Rural Environmental Quality, Health Indicators Environmental Quality, Cumulative Ratio Evaluation (ARAS), Rural Areas
  • Mohsen Ahadnejad, Saeed Najafy * Pages 105-125

    The re-emergence of the issue of quality of life in recent years is due to the interest in human development, social development, sustainable development, the health community, and so on. In this regard, this research intends to plan using the special forecasting methods for settlements in Zanjan city based on a new perspective of planning. The method of research based on new methods of futures studies is explanatory. Factors were evaluated by 30 urban planners and experts, using environmental scans, analyzing interactive / structural effects And the MICMAC Futuristics Specialist Software has been used to analyze the effective factors of the future location of urban settlements. The results showed that the dispersion status of the variables affecting the future status of the quality of life in urban settlements is different. In the neighborhood of Islamabad, the state of the system is unstable and most of the variables are dispersed around the diameter of the plate and While in the Karmandn neighborhood distribution area, variables follow the form of a stable system and variables are partially in the form L distributed. Among the 34 surveyed agents, in Karmandan neighborhood 9 and in the neighborhood of Islamabad, 12 major factors were selected as the key factors affecting the future quality of life situation which all factors are repeated in both direct and indirect ways. The findings showed that in the Karmandan neighborhood, most social factors, such as the factors of participation, identity, local councils, good urban governance, have been raised While in the neighborhood of Islamabad economic factors (including land and housing prices, employment of residents) And physical (including construction based on the laws of the engineering system, per capita and user levels, supervision during construction, ownership (capture security), housing quality) As key factors affecting the quality of future life of these settlements.

    Keywords: Quality of Life, urban settlements, Futures Studies
  • Ali Daneshvari, Seyyede Shabnaz Ettehad, Ghasem Javadi * Pages 127-143

    Creating the Iranian-Islamic city is based on the principles. These principles are mainly considered in planning and designing Muslim’s living environment and have been influenced on the human relationship with the environment and other fellowmen. In this regard, the city must follow the principles and rules that satisfy human needs. Iran’s cities having affluent Islamic culture should be adapted to the Iranian-Islamic principles; in this way, paying attention to architectural and urban designing principles signifies and become imperative in designing the Iranian-Islamic city. In recent years, the development the Iranian-Islamic cities concept caused to provide a new literature in Iran’s urban planning and designing. However, what is missed in this scope is the lack of quantitative indicators for evaluating the qualitative factors of the Iranian-Islamic city. In this respect, GIS because of having a high analytical ability in solving complex and geospatial problem can help to comprehend and develop this conception. So, a geospatial framework has been suggested in this research to modeling and quantitative assessment of urban pattern compatibility with qualitative indices and elements of the Iranian-Islamic city Using GIS. Investigated indicators in this research are spatial justice, social justice, paying attention to human scale and accessibility. The proposed framework was evaluated for four districts of Bojnord city. The obtained results approved the ability of the proposed model for suggesting measurable and manageable indicators and also distinguishing the limitations and capacities of each district in relevance to each presented indicator. This model is a step forward in order to better implementation of concept of the Iranian-Islamic city and can be used as an appropriate tool for decision makers, planners and designers.

    Keywords: The Iranian-Islamic city, Geographical information system, quantifying indicators, Bojnord city
  • Ata Ghaffari Ghilandeh *, Sasan Nikfal Moghanloo, Mansour Mostafapour, Reza Hashemi Masoomabad Pages 145-161

    With the increase in population and the development of urbanization, humans have gradually shifted away from nature, and the excessive population density and interference in the natural environment and the creation of human environments have increased the human, environmental, physical and mental needs. On the other hand, the over-concentration of social, economic, and cultural activities in large cities has caused the population to flock to these cities, and as a result, the need for urban respiratory centers becomes more tangible. Therefore, the objectives of this research are analyzing the dismantling of urban green space (urban-regional parks) and providing an optimal model using multi-criteria decision-making rules (MCDM). The research method is applied, and in terms of its nature and method, is descriptive-analytic. The criteria are grouped into 9 components for the spatial layout of the urban-regional parks space. CRITIC techniques and paired comparisons are used to weigh the criteria used. Excel data analysis, GIS and SELVA IDRISI have been used to analyze the data and draw maps. In order to provide a suitable pattern for locating green spaces (Urban-urban parks) in Ardebil, VIKOR multi-criteria decision-making method was used. The results of the research showed that urban-regional parks in the east of area 1, southwest of area 3 and north of area 4 in terms of access to the park felt lack. Using the output map of the VIKOR model, suitable locations for the construction of new green spaces have been identified. Using the existing status map of the current green space and the output map resulting from the loading of the VIKOR method, an optimal model for the construction of the urban-regional park is proposed.

    Keywords: Reoginal -urban parks, Spatial Arrangement, Multi-Criteria Decision-Making, VIKOR
  • Narjessadat Hossainy * Pages 161-177

    Terrorism Analysis, geopolitical tools of spatial distribution of power Abstract In today's world, the war on terrorism and the geopolitical security discourse in the international system transformation. So-called terrorism, both in theory and in practice, a complicated term. Terrorism, Violence premeditated and political orientation of the groups in national influence and create fear among the nations. Now the source of insecurity and the threat of terrorism throughout the world, particularly in areas such as Middle East, Central Asia, North Africa and even Europe. In general, the scope and impact of terrorism, Spatial levels of national, regional and international sanctioned. Terrorism as a geopolitical issue Is that the relationship between government and competition with domestic opposition groups, the competition between countries At the regional level and in competition and conflict among world powers with each other, as a means of coping employed it is possible. It is noteworthy that the international community is very important in the fight against this phenomenon Security-threatening, causing changes in the geopolitical security regimes and practices. Today, terrorist groups have an important role and role in global, regional and intriguing rivals and rivals among rival players. In the In the present paper, the descriptive and analytical approach to the role, function and geopolitical dimensions of terrorism there. In fact, this article seeks to prove the hypothesis that, in today's world, terrorism is a geopolitical tool in the hands of powerful countries, to deal with their rivals have become. Key words: terrorism, international relations, geopolitics, security, Space

    Keywords: : terrorism, international relations, Geopolitics, Security, Space
  • Elyas Mavedat *, Saeid Maleki, Mohamad Didehban Pages 179-191

    As one of the most destructive earthquakes in the world and threatening the destruction of human life - the environment is. And damage caused by its dimensions (physical, social , etc.) realize that modern urban living style and the most vulnerable in the world to be . But this natural phenomenon itself and the potential damage in any location cannot be. Preparation and careful planning, but also to determine the degree of damage control can determine the degree of reduction of the earthquake disaster is an undesirable outcome. The physical and social dimensions of the issue is about double the damage of the earthquake will be necessary. The study of the nature of "development - applied" research "descriptive - analytical" The city has investigated the matter. And the only means of determining damages arising from the information and quantitative methods - is significant, this study using 117 variables and uses techniques SMART-Entropy, PDF, KS and GIS, and Software Excel and SPSS software to zoning and earthquake damage assessment studies. The general index of the 117 in the urban area of Yazd region 2 SMART-Entropy, 578/0 of the region's most vulnerable city against earthquake risk is. And the risk model , the one with the PDF has the lowest rate of 39% in the three cities of Yazd and KS incidence rate due to having a concrete and metal building materials, by far the lowest mortality rate man in the city when the earthquake.concrete and metal building materials, by far the lowest mortality rate man in the city when the earthquake.

    Keywords: Earthquake, SMART-Entropy, Ks, PDF, Yazd
  • Nobakht Sobhani* Pages 193-216

    The development process of fundamental transformation cultural beliefs, social organizations, Political and economic to create and fit the new capacities and improving the quality and quantity of human capabilities and abilities, Educational, economic and expressed to achieve this state requires cultural change and worth more than all the communities. In other words, the national knowledge and wisdom, the main pillars of development and the time to achieve your goals That makes its way through human development. With respect to this research to evaluate the educational indicators in West Azerbaijan province, with the implementation of 42 indicators has been developed. Applied research and it is also descriptive. as well as to analyze information from VIKOR Is a multi-criteria decision-making methods and cluster analysis was used spss software environment. Based on the results VIKOR City of Urmia, Khoy and tinsel Respectively with a score of 0.0342, 0.2491 and 0.4296 have been in the first place to third. The city Shahindej points (0.9647) And Chalderan points (1) At the lowest rank are located. Also, according to the results of cluster analysis urmia and Khoy cities with the largest share In the first cluster And learning development. In the second group, Tinsel and city of Piran and the third group Bukan County, Maku, mentioned, Salmas, Mahabad, with and finally Counties takab, demands, round, Shahindezh, Chalderan, Chaypareh, Sardasht and Oshnavieh As the city was known for its collapse. So to reduce regional disparities and increase sustainable development in terms of education and out of the current state of all management aspects, social, cultural and infrastructural recommended

    Keywords: Education Indicators, Sustainability, Azerbaijan West
  • Mojtaba Rafieian *, Nafiseh Zahed Pages 217-238
    Segregation of social groups leads to the increase of social and physical distance between diverse groups of people and results in social exclusion and other negative consequences. Increasing understanding of the relationship between the urban spatial structure and segregation patterns can help with the realization of plans and the success of the city management, so the objective of the present study is to analyze the segregation of different classes in the city of Qom and its relation with the urban spatial structure. Quantitative method and descriptive analytical approach have been applied. For this purpose, multigroup segregation of high, middle and low classes of the city was examined which indicated that there was a medium segregation in the city. Also, when examining the indicators of the deliberation of spatial structure including distribution, clustering and concentration, based on the population and activity statistic data of 1390 consisting 758 statistic districts in the city of Qom, it is revealed that Qom has a centered and clustered structure. To find out the relation between the amount of the segregation and the distribution of population and activity, Moran's bivariate correlation has been applied and the results suggest that there is a direct positive relation between the local segregation entropy of the low class in the city and the entropy of population and activity and the Moran’s indicator was (36%), and there is a negative and reversal relation between the segregation of high and middle class and the distribution of population and activity and the Moran’s indicators were respectively (-36%) and (-24%). Applying the spatial regression to find the class most effective in making the spatial structure of the city of Qom, it has been indicated that the high class of the city has been the most effective (R^2= 0.27) following which came the low and middle classes.
    Keywords: Spatial Segregation, social-economical classes, spatial structure, the City of Qom
  • Abdolla Habibi, MohammadJahed Ghadami *, Seyed Mostafa Hedayatnezhad Kashi Pages 239-255

    Built environment is a potential of social behavior and communications that its potentiality is affected by the qualities of built environment (urban spaces). According to Jan Gehl activities taking place in the environment are divided into three main categories include obligatory, voluntary and social ones. It should be noted that not just obligatory activities are affected by environment quality, but when an urban space includes a high range of quality, voluntary activities increase frequently and accordingly the number of social activities which leads to social communications extremely increases. Having some sorts of factors to evaluate the quality of urban design alternatives and compare the quality of urban spaces which emphasis of social aspect have always been one of the issues that have studied from different views and subsequently some factors have been introduced. These points of views are not comprehended by themselves and all of them studied the subject from their own angels. There is something in common with them, however, but assembling comprehensive factors to evaluate urban designing and urban spaces seem significant. In this study with a documentary research and other theoretical texts, factors and quality indexes about the city and favorable urban spaces have been adopted that eventually 5 main factors and 13 subsidiary factors have been presented, a favorable environment absolutely would be used by urban users if includes the following items: • Linking & Access as the main factor with 4 subsidiary factors of accessibility, legibility, Linking and surrounding • Image & Comfort as the main factor with 3 subsidiary factors of beauty and regularity, relaxation and identity

    Keywords: urban environment, Social, urban spatial qualities, criteria, sub-criteria (indicators), Network Analysis (ANP)
  • Bijan Rahmani, Mahnaz Rahbari Pages 257-280

    The style and approach of rural management and its role in accelerating the empowerment of most local stakeholders and integrated structural-functional interactions, is One of the effective factors in realizing the dimensions of sustainable development of rural settlements. But top-down management approach and a Expert-oriented management structure, Has been Causing of "unjenerative empowerment" of local stakeholders and low and uncoordinated structural and functional interactions in the rural management process. Inappropriate location of these components, Has caused many challenges in rural management and subsequently the dimensions of sustainable development in rural settlements of Semnan province.the goal of this research is Analysis of the relationship between method indicators and the sense of empowerment of local stakeholders and Also, indicators of integrated interactions of structural-functional on spatial changes of rural settlements from the point of view of villagers and local management.Method of this research is Descriptive-analytical and It has been done Using Kendall Tau-b and multivariate regression tests in SPSS software.The findings of this study revealed, Among the majority of indicators of the Effective component with spatial development of rural settlements in the study are, From villagers' point of view and local management, Not seen Significant relationship. In other words, Low pay attention to facilitators of "productive empowerment" of local stakeholders And also the Lack of integrated interaction of Functional- structure and Separation in the process of rural and regional management In terms of politics, structure, function, Sectional and Financial resources in the process of rural management, Has led to a decrease in the level of spatial development of rural settlements in the study area. So Modifying the current rural management approach and transition to community-based management and reforming local stakeholder empowerment methods And adopting a decentralized and multidimensional management approach and creating an integrated system of different levels of management in overarching and subordinate systems is From practical applications in this field.

    Keywords: Rural management approach, local stakeholders empowerment, integrated structural-functional interactions, Spatial development, Semnan province
  • Smaeil Daviran * Pages 281-297

     Local institutions or NGOs, because of the voluntary, independent, non-profit, and non-political nature of their activities, have a broad reach in attracting people's participation. The capacity building of community-based institutions is a systematic approach to establishing the right institutions. The purpose of this study is to measure the capacity of community-based institutionalization in informal settlements. This article has been written using descriptive-explanatory research methodology. Data collection method was library and field based on a questionnaire tool. Sample size According to the population of 90,000 people, the informal settlements of Zanjan city are 600 cases which randomly include local capital variables, admission capacity and social- Geographical location was measured in informal settlements. The data were analyzed by SPSS software and then analyzed with the structural equation model (path analysis method) and how the variables affecting the local communities' capacity to communicate were analyzed. The results show that the establishment of local communities with local capital variables, acceptance capacity and geographical stimuli with a coefficient of influence greater than 0.7 and t-value higher than the confidence level of 1.96 have a significant relationship with the positive direction and the variables are also meaningful in each other. On the other hand, indicators for measuring the variables of local community capacity building capacity in an in-area scale are desirable and in an out-of-area scale that underscores the weakness of trust, the degree of influence, the level of participation of residents with urban management organizations. Key words: Local communities, capacity, route analysis, informal settlement, Zanjan

    Keywords: local communities, Institutionalization, Informal Settlement, Zanjan