فهرست مطالب

روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران - سال بیست و پنجم شماره 4 (پیاپی 99، زمستان 1398)
  • سال بیست و پنجم شماره 4 (پیاپی 99، زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/05/09
  • تعداد عناوین: 8
|
  • میترا حکیم شوشتری، هادی زرافشان، مهرداد محمدیان، جمیله زارعی*، عیسی کریمی کیسمی، هلیا هوشنگی صفحات 356-367
    اهداف

     مداخلات زودهنگام می تواند در تعدیل یا حذف بسیاری از نشانگان اصلی اختلالات طیف اوتیسم و افزایش مهارت های جدید نقش بسیار مهم و تاثیرگذاری داشته باشد. آموزش والدین برای انجام مداخلات، منجر به کاهش احساس افسردگی، استرس و افزایش احساس توانمندی در آن ها خواهد شد. پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی آموزش گروهی والدین و شیوه های مدیریت رفتار بر نشانگان اختلالات طیف اوتیسم کودکان آن ها و سلامت روان والدین، عملکرد خانواده و مکانیسم های انطباقی والدین می پردازد.

    مواد و روش ها

    یک گروه 30نفری از والدین کودکان دچار اختلالات طیف اتیسم مراجعه کننده به درمانگاه دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. طول دوره مداخلات 10 جلسه 90دقیقه ای و منطبق با برنامه تانگ بود که به صورت هفتگی در انستیتو روان پزشکی تهران اجرا شد. به منظور بررسی والدین از سه پرسش نامه سنجش کارکرد خانواده (FAD)، راهبردهای مقابله ای بیلینگز و موس و مقیاس سلامت عمومی گلدبرگ استفاده شد. به منظور بررسی کودکان از مقیاس درجه بندی اوتیسم کودکی استفاده شد. گروه آزمایش وکنترل قبل از شروع مداخلات مورد ارزیابی قرار گرفته و بعد از پایان جلسات مداخله و در مرحله پیگیری سه ماهه بعد مورد ارزیابی مجدد قرار گرفتند تا میزان تاثیر مداخلات تعیین شود.

    یافته ها

    آنالیز داده ها با آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد که آموزش روان شناختی در سه مراحل پس آزمون و پیگیری بر کاهش نشانگان بالینی و مولفه های آن، اثربخشی معنی داری داشته است و نتایج در مرحله پیگیری سه ماهه ثابت مانده است. با توجه به اینکه مقدار محاسبه شده F ه (859/4) معنادار است (0/023=P)، بنابراین می توان گفت که بین دو گروه آزمایش و کنترل در افزایش سلامت عمومی، بهبود عملکرد خانواده، بهبود رفتارهای کودک و ارتقای راهبردهای مقابله ای، تفاوت معنادار مشاهده می شود. 

    نتیجه گیری

    مطالعه حاضر اهمیت آموزش گروهی والدین در زمینه اختلالات طیف اوتیسم و شیوه های مدیریت رفتار بر سلامت روان والدین را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: اختلالات طیف اوتیسم، آموزش گروهی والدین، مشکلات رفتاری
  • طاهره هارونی*، محمدکاظم ضرابیان، اشرف سادات موسوی صفحات 368-383
    اهداف

    هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش مدیریت خشم بر تاب آوری، سخت رویی و سلامت عمومی دانش آموزان دختر هنرستانی منطقه 13 تهران بود. 

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی، از نظر هدف، کاربردی، و ازنظر نوع طرح، شبه آزمایشی است. در این پژوهش از طرح پیش آزمون و پس آزمون با یک بار پیگیری سه ماهه همراه با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان هنرستانی منطقه 13 شهر تهران در سال 1396 بود. بدین منظور 60 نفر از دانش آموزان جامعه موردنظر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (40 نفر) و کنترل (20 نفر) تقسیم شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه حالت صفت بیان خشم STAXI-2، مقیاس تاب آوری کونور دیویدسون، پرسش نامه سخت رویی کوباسا، مقیاس سلامت عمومی 82-GHQ و همچنین آموزش پروتکل مدیریت خشم به صورت گروهی در 12 جلسه هفتگی بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر توسط نسخه 24 نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.

    یافته ها

    تحلیل داده ها نشان داد که آموزش کنترل خشم به صورت معناداری موجب کاهش میزان خشم و افزایش میزان تاب آوری، سخت رویی و سلامت عمومی در آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد (0/05> P). 

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت که با برگزاری جلسات روان شناختی آموزشی مانند آموزش مدیریت خشم در مدارس می توان به افزایش سلامت روان در میان دانش آموزان کمک کرد.

    کلیدواژگان: آموزش مدیریت خشم، تاب آوری، سخت رویی، سلامت عمومی
  • غلامرضا رجبی*، قدرت الله عباسی صفحات 384-395
    اهداف

     این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش قبل از ازدواج به شیوه برنامه آموزش ارتباط بر کاهش انتظارات زناشویی ایده آل گرایانه جوانان مجرد شهر اهواز انجام گرفت. 

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر یک طرح نیمه آزمایشی بسط یافته با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل است. جامعه این پژوهش شامل کلیه جوانان مجرد شهر اهواز بود. 32 جوان مجرد داوطلب در شهر اهواز بر اساس نمره یک انحراف معیار بالاتر از میانگین در بعد ایده آل گرایانه مقیاس انتظارت زناشویی و بر اساس معیارهای ورود و خروج به پژوهش، به صورت داوطلبانه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر) قرار گرفتند. داده ها با استفاده از بعد انتظارات ایده آل گرایانه جونز و نلسون در سه مرحله (پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بعد از 60 روز) جمع آوری شدند. افراد گروه آزمایش 9 جلسه در برنامه آموزش ارتباط به مدت 90 دقیقه و دو بار در هفته شرکت کردند و افراد گروه کنترل در یک جلسه تحت آموزش قبل از ازدواج قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و نسخه 21 نرم افزار آماری SPSS تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که آموزش ارتباط منجر به کاهش انتظارات زناشویی ایده آل گرایانه جوانان مجرد گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل از مرحله پیش آزمون به مرحله پیگیری شده است (P<0/001). 

    نتیجه گیری

    برنامه آموزش ارتباط می تواند به عنوان یک برنامه مفید و مناسب در آموزش قبل از ازدواج و برای کاهش انتظارات زناشویی ایده آل گرایانه افراد جوان مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: آموزش قبل از ازدواج، برنامه آموزش ارتباط، انتظارات ایده آل گرایانه
  • شهرام محمدخانی*، جعفر حسنی، مهدی اکبری، نسیبه یزدان پناه صفحات 396-411
    اهداف

     رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان یکی از نگرانی مهم سلامت روانی و اجتماعی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه تنظیم هیجان در ارتباط بین باورهای فراشناختی و سبک های دلبستگی با رفتارهای پرخطر در میان فرزندان نوجوان جانبازان اعصاب و روان جنگ ایران و عراق انجام شد. 

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی با تحلیل مدل معادلات ساختاری بود. نمونه 243 نفر از فرزندان نوجوان جانبازان اعصاب و روان جنگ ایران و عراق بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند و به پرسش نامه های تنظیم شناختی هیجان، سبک دلبستگی، فراشناخت کودکان و رفتارهای پرخطر پاسخ دادند. 

    یافته ها

    نتایج تحلیل داده ها نشان داد که راهبردهای تنظیم هیجان، بین باورهای فراشناختی و سبک های دلبستگی، و رفتارهای پرخطر میانجیگری می کند، ولی ارتباط معناداری بین راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان با رفتارهای پرخطر یافت نشد. همچنین باورهای فراشناختی با راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان، رابطه مستقیم و معناداری نداشتند (P<0/001)، ولی ارتباط معنادار و مستقیمی بین باورهای فراشناختی با راهبردهای ناسازگارانه پیدا شد. تمامی سبک های دلبستگی نیز ارتباط مستقیم و معناداری هم با راهبردهای سازگارانه و هم با راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجان داشتند. این نتایج نشان می دهد که مدل حاضر قادر به تبیین 14 درصد از رفتارهای پرخطر فرزندان نوجوان جانبازان اعصاب و روان است.

    نتیجه گیری

    یافته ها همسو با مدل مفهومی، حاکی از آن است که باورهای فراشناختی و سبک های دلبستگی به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق راهبردهای تنظیم هیجان با رفتارهای پرخطر مرتبط هستند. این نتایج کاربردهای عملی در طراحی برنامه های پیشگیرانه دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: تنظیم هیجان، باورهای فراشناختی، سبک دلبستگی، رفتارهای پرخطر، نوجوانان، جانبازان اعصاب و روان جنگ ایران و عراق
  • فاطمه زرگری نژاد*، مهرناز احمدی صفحات 412-427
    اهداف

     پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای طرح واره خود جنسی در رابطه بین کنشوری جنسی و رضایت جنسی انجام شد.

    مواد و روش ها

     طرح پژوهش توصیفی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان زن متاهل دانشگاه الزهرا (س) و دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب در سال 1396بود.

    روش

     خوشه ای تصادفی چند مرحله ای 360 زن متاهل به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها توسط ابزار طرح واره خود جنسی زنان (اندرسون و سیرانووسکی، 1994)، شاخص کنشوری جنسی زنان (روزن، 2000) و شاخص رضایت جنسی (هادسون، 1981) جمع آوری شد.

    یافته ها

    داده ها به لحاظ توصیفی و به روش تحلیل مسیر، تحلیل شدند. نتایج بیانگر آن بودند که زیرمقیاس پرشور/عاشقانه از طرح واره خود جنسی به صورت مثبت و زیرمقیاس خجالتی/محتاط از طرح واره خود جنسی به صورت منفی، در ارتباط بین عملکرد جنسی با رضایت جنسی نقش واسطه ای دارد. زیرمقیاس صریح/راحت در ارتباط بین عملکرد جنسی با رضایت جنسی نقش واسطه ای ندارد. اثر غیرمستقیم عملکرد جنسی، بر رضایت جنسی با واسطه طرح واره خود جنسی پرشور/عاشقانه و خجالتی/محتاط معنادار است (P<0/001). به علاوه، اثر مستقیم عملکرد جنسی بر زیر مقیاس های پرشور/عاشقانه و صریح/راحت از طرح واره خود جنسی به صورت مثبت معنادار است و اثر مستقیم عملکرد جنسی بر زیرمقیاس خجالتی/محتاط به صورت منفی، معنادار است (P<0/001). افزون بر آن، زیرمقیاس پرشور/عاشقانه تاثیر مثبت و معناداری به صورت مستقیم و زیرمقیاس خجالتی/محتاط تاثیر منفی و معناداری به صورت مستقیم بر رضایت جنسی دارد. زیرمقیاس صریح/راحت بر رضایت جنسی اثر مستقیم ندارد (P<0/001). همچنین، اثر مستقیم عملکرد جنسی بر رضایت جنسی به صورت منفی معنادار است (P<0/001).

    نتیجه گیری

    درمجموع یافته های پژوهش حاضر، بیانگر این است که کنشوری جنسی پیش بینی کننده طرح واره خود جنسی و رضایت جنسی است و بین دو متغیر طرح واره خود جنسی و رضایت جنسی نقش واسطه ای ایفا می کند.

    کلیدواژگان: طرح واره خود جنسی، کنشوری جنسی، رضایت جنسی، زنان متاهل
  • فاطمه زارعین*، امیر شعبانی، امیرحسین جلالی ندوشن، مسعود احمدزاد اصل، سولماز اعلائی صفحات 428-439
    اهداف

    شناسایی علایم حاد مانیا که توسط بیمار به یاد آورده می شود، می تواند در افزایش توانایی روانپزشکان در مدیریت بیماری دوقطبی کمک کننده باشد. با توجه به اهمیت یادآوری علایم، هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی مبتلایان به اختلال دوقطبی نوع I در دوره یوتایمیک برای یادآوری علایم مانیای خود در زمان بستری است.

    مواد و روش کار

    برای 59 بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی نوع I که در سال 1391 در بیمارستان‏های حضرت رسول اکرم (ص) و روانپزشکی ایران بستری بودند، مصاحبه SCID-I و پرسشنامه Y-MRS تکمیل گردید و علایم مانیا برای آنها ثبت شد؛ همچنین اطلاعات دموگرافیک این بیماران با استفاده از اطلاعات پرونده پزشکی آنها استخراج گردید. 60 ماه پس از ترخیص، از طریق مقیاس درجه بندی افسردگی هامیلتون (HDRS-17)، مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات محور1 بر اساس DSM-IV (SCID-I)، مقیاس درجه بندی شیدایی یانگ (Y-MRS) و آزمون کوتاه وضعیت ذهنی (MMSE) مورد مصاحبه و ارزیابی چهره به چهره قرار گرفتند. برای ازریابی میزان توافق در مورد علایم در بدو بستری و ماه 60 از آزمون‏های مک نمار و ضریب کاپا استفاده شد.

    یافته‏ ها

     بیشترین میزان یادآوری علایم (در میان افرادی که علامت مورد نظر را 60 ماه پیش در زمان بستری در بیمارستان تجربه کرده بودند) مربوط به کاهش نیاز به خواب (91/2 %)، خلق تحریک پذیر (83/9 %) و فعالیت های لذت‏بخش با عواقب بد (81/3 %)، و کمترین آنها مربوط به حواس‏پرتی (17/6 %) بود. بالاترین ارزش اخباری مثبت مربوط به علایم خلق تحریک‏پذیر (100 %)، پرحرفی (100 %) و کاهش نیاز به خواب (96/3 %)؛ و بالاترین ارزش اخباری منفی متعلق به خلق بالا (87/5 %) بود.

    نتایج

    در مدیریت مبتلایان به اختلال دوقطبی، روانپزشکان می توانند به یادآوری سه علامت در سابقه حمله مانیا شامل خلق تحریک پذیر، کاهش نیاز به خواب و پر حرفی از جانب بیمار اعتماد کنند. همچنین در مورد سابقه علامت خلق بالا در مبتلایان به اختلال دوقطبی، به جواب منفی بیماران می توان اعتماد نمود.

    کلیدواژگان: یادآوری، علائم حاد مانیا، اختلال دو قطبی، ارزش اخباری
  • مژگان لطفی، لیلا بهرامپوری، مهدی امینی*، ریحانه فاطمی تبار، بهروز بیرشک، یاسمن شیاسی صفحات 440-453
    اهداف

    این مطالعه با هدف بررسی، انطباق و اعتباریابی مقایسه ای فرم های اصلی و کوتاه مقیاس عاطفه مثبت و منفی برای کودکان در دانش آموزان ایرانی انجام شد.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر از نوع مطالعات مقطعی بود. این پژوهش بر روی دانش آموزان دختر و پسر مدارس دولتی در مقاطع دبستان و متوسطه شهر تهران و در سال تحصیلی 97-96 اجرا شد. نمونه مطالعه 412 نفر (8/56 درصد دختر) بودندکه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مقیاس عاطفه مثبت و منفی برای کودکان (PANAS-C)،  پرسشنامه تنظیم هیجان برای کودکان و نوجوانان (ERQ-CA)، پرسشنامه افسردگی کودکان (CDI) و پرسشنامه اضطراب کودکان اسپنس (SCAS) بود. تجزیه و تحلیل داده ها توسط SPSS-20  و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل عاملی اکتشافی، آلفای کرونباخ و همبستگی پیرسون) انجام شد.

    یافته ها

     نتایج نشان دهنده دو ساختار عاملی مجزا (عاطفه مثبت و منفی) در هر دو فرم اصلی و کوتاه مقیاس عاطفه مثبت و منفی برای کودکان بود. ضریب آلفای کرونباخ برای مقیاس اصلی 0/85 و برای فرم کوتاه 0/81 بدست آمد. همچنین، همبستگی محاسبه شده برای بررسی رابطه میان دو عامل عاطفه مثبت و منفی با راهبردهای ارزیابی مجدد و سرکوبی، نشانه های اختلالات اضطرابی (به استثنای وسواس فکری عملی) و افسردگی نشان دهنده رابطه معنادار (در سطح خطای 0/01 و 0/05) بود.

    نتیجه گیری

    بطور کلی، با توجه به نتایج به دست آمده در مطالعه حاضر می توان ادعا کرد که فرم فارسی PANAS-C و PANAS-C-SF از ویژگی های روانسنجی مطلوب برخوردار بوده و با اطمینان می توان از آنها جهت پژوهش و ارزیابی عواطف مثبت و منفی در کودکان و نوجوانان ایرانی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: عاطفه مثبت، عاطفه منفی، مقیاس عاطفه مثبت و منفی، ویژگی های روانسنجی، کودکان
  • احمد پناهی، سید عباس حقایق* صفحات 454-471
    اهداف

     اختلال خوردن یکی از اختلالات شایع روانی است که باعث مشکلات متعددی در سلامت جسمی و عملکرد روانی و کیفیت زندگی می شود. هدف از این مطالعه، ترجمه و بررسی روایی و اعتبار نسخه فارسی پرسش نامه اعتیاد به غذای یل در افراد با اختلال اعتیاد به غذای شهر اصفهان بود.

    مواد و روش ها

    در قالب یک پژوهش توصیفی مقطعی، به روش نمونه گیری دردسترس در فاصله زمانی اسفند 1396 تا خرداد 1397، نمونه ای به حجم 98 نفر از بیماران مبتلا به اعتیاد به غذا و67 نفر افراد غیروابسته به غذا از مرکز تغذیه نوین شهر اصفهان انتخاب شد و افراد ابزارهای پژوهش (پرسش نامه اطلاعات جمعیت شناختی و پرسش نامه 25 سوالی اعتیاد به غذا) را تکمیل کردند. جهت تحلیل داده ها از نسخه 24 نرم افزار SPSS و نسخه 18 نرم افزار Amos استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج تحلیل عامل تاییدی نشان داد ساختار عاملی پرسش نامه درمجموع از برازش مناسبی برخوردار است و روایی سازه مطلوبی دارد. بر اساس نتایج تحلیل واریانس، در بررسی روایی افتراقی بین افراد با اختلال اعتیاد به غذا و افراد سالم از لحاظ تمام زیرمقیاس های وابستگی به غذا تفاوت معنی داری مشاهده شد (P<0/05). ضرایب آلفای کرونباخ و تنصیف به غیر از عامل G، در سایر خرده مقیاس ها بالاتر از 0/7 به دست آمد.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان می دهد که نسخه ترجمه شده به فارسی YFAS از روایی و اعتبار نسبتا مطلوبی برخودار است و می توان در موقعیت های بالینی و پژوهشی برای ارزیابی اعتیاد به غذا از آن استفاده کرد.

    کلیدواژگان: اختلال خوردن، اعتیاد به غذا، مولفه های روان سنجی
|
  • Mitra Hakim Shooshtari, Hadi Zarafshan, Mehrdad Mohamadian, Jamileh Zareee*, Issa Karimi Keisomi, Helia Hooshangi Pages 356-367
    Objectives

     Early interventions can play an important role in alleviating or eliminating many of the major symptoms of Autism Spectrum Disorder (ASD) and enhancing new skills. Parental education can reduce the parents' depression and stress and increase their empowerment. This study aimed to evaluate the effect of a parental education program the mental health of parents, behavioral problems of their children with ASD. 

    Methods

     A group of 30 parents of children with ASD in Tehran, Iran were selected by a convenience sampling and were randomly divided into intervention and control groups. The parents in the intervention group received psychoeducational program according to Tonge et al.'s (2006) method in 10 sessions each for 90 min in Tehran Psychiatric Institute. Data collection tools were the Family Assessment Device, the Childhood Autism Rating Scale, Billings and Mouse's Coping Strategies Scale, and 28-item General Health Questionnaire. All participants were evaluated at three stages of pretest, posttest, and 3-month follow-up.

    Results

     The effect of parental education program on the clinical symptoms and its dimensions was significant at three measurement phases. In the 3-month follow-up duration, the results remained unchanged. There were a significant difference between the two study groups in general health, family function, coping strategies, and child behavior (F=4.859, P=0.023). 

    Conclusion

     Parental education can improve the mental health of parents and reduce the behavioral problems of their ASD children.

    Keywords: Autism Spectrum Disorder, Parental education, Behavioral problems
  • Tahere Harooni*, MohammadKazem Zarabian, Ashraf Sadat Mousavi Pages 368-383
    Objectives

     The purpose of this study was to investigate the effect of an anger control training program on resilience, hardiness and general health of school girls.

    Methods

     This is a quasi-experimental study with pre-test, post-test, follow-up design using control group. The study population consisted of all female students of technical vocational schools in Tehran, Iran (district 13) in 2017. Of these, 60 were selected using a convenience sampling method and randomly divided into two groups of intervention (n=40) and control (n=20) groups. The instruments were State-Trait Anger Expression Inventory-2 (STAXI-2), Connor-Davidson Resilience Scale, Kobasa’s Hardiness Scale, 28-item General Health Questionnaire (GHQ-28). The anger control training was presented in 12 sessions, one session per week. Collected data were analyzed using repeated measures ANOVA in SPSS v. 24.

    Results

     The anger control training program could significantly reduce the amount of anger and increased the levels of resilience, hardiness and general health in the intervention group compared to the control group (P<0.05).

    Conclusion

     Psychoeducational interventions such as anger control training can improve the mental health of school girls.

    Keywords: Anger control training, Resilience, Hardiness, General health
  • Golamreza Rajabi*, Ghodratollah Abbasi Pages 384-395
    Objectives

     This study aimed to examine the effectiveness of premarital counseling based on a relationship education program in reducing the idealistic marital expectation in single young adults of Ahvaz city. 

    Methods

     The is a quasi-experimental study with pretest, posttest, and follow-up design using control group. Thirty two single young adults were voluntarily participated and assigned randomly into intervention group (n=16) and control group (n=16). The data were collected using Jones and Nelson’s Marital Expectation Scale (idealistic expectation subscale) at three stages: pre-test, post-test, and 60-day follow-up. The intervention group received relationship education program in 9 sessions, twice a week for 90 minutes, while the control group received premarital counseling only in one session. Data were analyzed using ANOVA with repeated measures in SPSS v. 21. 

    Results

     The premarital counseling based on the relationship education program could reduce the idealistic marital expectation in the intervention group from pretest stage to the follow-up stage. 

    Conclusion

     The relationship education program can be used as a useful and appropriate program in premarital counseling and in reducing the idealistic expectations of marriage in young people.

    Keywords: Premarital counseling, Relationship education program, Idealistic expectations
  • Shahram Mohammadkhani*, Jafar Hasani, Mehdi Akbari, Nasibe Yazdan Panah Pages 396-411
    Objectives

     Risk behaviors among adolescents are a major concern for mental and social health. The purpose of this study was to investigate the mediating role of adaptive and maladaptive emotion regulation strategies in the relationship of metacognitive beliefs and attachment styles with risky behaviors among adolescent children of war veterans with psychiatric disorders.

    Methods

     This is a descriptive correlational study conducted on 243 adolescent children of Iraq-Iran war veterans suffering from psychiatric disorders who were selected using a convenience sampling method. They responded to Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (Short form), Revised Adult attachment Scale, Metacognitions Questionnaire for Children, and Risky Behaviors Scale.

    Results

     emotion regulation strategies mediated the relationship of metacognitive beliefs and attachment styles with risky behaviors. There was no significant relationship between adaptive strategies of emotion regulation and risky behaviors, and between metacognitive beliefs adaptive strategies of emotion regulation (P>0.001), but the relationship between metacognitive beliefs and maladaptive strategies was significant. All attachment styles had a direct and significant correlation with both adaptive and maladaptive strategies of emotion regulation. The presented model could explain 14% of the risky behaviors in subjects.

    Conclusion

     Metacognitive beliefs and attachment styles are directly and indirectly related to emotion regulation strategies and risky behaviors of the children of war veterans. These results can be used for designing the preventive programs for this group.

    Keywords: Emotion regulation, Attachment style, Metacognition, Risky behavior, Adolescent, War veterans
  • Fatemeh Zargarinejad*, Mehrnaz Ahmadi Pages 412-427
    Objectives

     This study aimed to examine the mediating role of sexual self-schema in the relationship of sexual functioning with sexual satisfaction in married female students.

    Methods

     This is a descriptive correlational study. The study population consists of all married female students of Alzahra University and Islamic Azad University of South Tehran branch in 2017. Of these, 360 were selected by multistage cluster random sampling method. Data were collected using Women’s Sexual Self-Schema Scale of Anderson and Cyranowski (1994), Female Sexual Function Index of Rosen et al. (2000), and Index of Sexual Satisfaction designed by Hudson (1993). Data were analyzed using descriptive statistics and using path analysis.

    Results

     The Passionate-Romantic factor of sexual self-schema had a positive mediating role in relationship of sexual function with sexual satisfaction, while its Embarrassed-Conservative dimension had a negative mediating role (P<0.001). The factor of Open-Direct had no mediating role. Moreover, sexual functioning had a significant positive effect on Passionate-Romantic and Open-Direct dimension of sexual self-schema, while its effect on Embarrassed-Conservative was significantly negative. Furthermore, the Passionate-Romantic factor had a significant positive effect on sexual satisfaction, while the factor of Embarrassed-Conservative had a significant negative effect (P<0.001). The factor of Open-Direct had no direct effect on sexual satisfaction. The effect of sexual functioning on sexual satisfaction was significantly negative (P<0.001).

    Conclusion

     Sexual self-schema mediates the relationship of sexual functioning with sexual satisfaction.

    Keywords: Sexual self-schema, Sexual functioning, Sexual satisfaction, Married female students
  • Fatemeh Zarein*, Amir Shabani, AmirHossein Jalali Nadoushan, Masood Ahmadzad Asl, Solmaz Alaei Pages 428-439
    Objectives

     Identifying the acute symptoms of manic episode remembered by the patients can help psychiatrists improve their ability to manage bipolar disorder. Given the importance of remembering symptoms, the aim of this study was to evaluate the ability of patients with type I bipolar disorder during the euthymic period to remember their past mania symptoms after hospital discharge.

    Methods

     Participants were 59 patients with type I bipolar disorder admitted to Hazrat-e-Rasool-e-Akram Hospital and Iran Psychiatry Hospital in 2012. They measured by using Structured Clinical Interview for DSM-IV axis I Disorders (SCID-I) and Young Mania Rating Scale (YMRS) and their mania symptoms were recorded. Their demographic information were extracted from their medical records. Sixth months after discharge, they were evaluated again by using the 17-item Hamilton Depression Rating Scale (HRSD-17), SCID-I, YMRS, and Mini–Mental State Examination (MMSE) through face-to-face interview. To assess the agreement on the symptoms during admission and 60 months after discharge, McNemar Test and Kappa coefficients were used.

    Results

     most common mania symptoms remembered by the patients were decreased need for sleep (91.2%), irritability (83.9%), excessive involvement in activities with a high likelihood of painful consequences (81.3%) and the least frequent remembered symptom was distractibility (17.6%). The highest positive predictive values were related to the symptoms of irritability (100%), talkativeness (100%) and decreased need for sleep (96.3%), while the highest negative predictive value was related to elevated mood (87.5%).

    Conclusion

     management of patients with bipolar disorder, psychiatrists can trust the patients’ ability to remember the three mania symptoms including irritability, decreased need for sleep and talkativeness. Regarding the symptom of elevated mood in bipolar patients, negative response of patients can be trusted.

    Keywords: Manic episode, Bipolar disorder, Psychiatrists, Irritability
  • Mozhgan Lotfi, Leila Bahrampoori, Mahdi Amini*, Reyhane Fatemitabar, Behrooz Birashk, Yasaman Shiasi Pages 440-453
    Objectives

     This study aimed to develop and validate the Persian version of original and short forms of Positive and Negative Affect Schedule for Children (PANAS-C) and evaluates its psychometric properties.

    Methods

     The is a cross-sectional study conducted on male and female students of public elementary and secondary schools in Tehran, Iran in the academic year 2017-2018. The samples were 412 students (56.8% female) selected using cluster sampling method. The data collection tools included PANAS-C, Emotion Regulation Questionnaire For Children And Adolescents (ERQ-CA), Children's Depression Inventory (CDI) and Spence Children's Anxiety Scale (SCAS). Data analysis were performed in SPSS v.20 using descriptive and inferential statistics (exploratory factor analysis, Cronbach's alpha and Pearson correlation test).

    Results

     The factor analysis revealed that the two factors (Positive and Negative Affect) for original and short forms of PANAS-C. Cronbach's alpha for the total items of original and short forms were 0.85 and 0.81, respectively Moreover, the correlation of positive and negative affects with reappraisal and suppression strategies, anxiety disorders (except obsessive-compulsive) and depression was significant (P= 0.01, and 005). 

    Conclusion

     The Persian version of both original and short forms of PANAS-C had good psychometric properties and it can be used for research and evaluation of positive and negative affect in Iranian children and adolescents.

    Keywords: Positive affect, Negative affect, PANAS-C, PANAS-C-SF, Psychometric properties
  • Ahmad Panahi, Sayed Abbas Haghayegh* Pages 454-471
    Objectives

     Food addiction is a common mental disorder that can cause several problems in the physical health, psychological function and life quality. The aim of this study was to develop and validate the Persian version of Yale Food Addiction Scale (YFAS) on people with food addiction.

    Methods

     In this descriptive cross-sectional study, 98 people with food addiction referred to the Novin Food Center in Isfahan, Iran and 67 healthy people were participated in this study who were selected using convenience sampling technique from February to May 2018. Data collection tools were a demographic form and 25-item YFAS. Collected data were analyzed in AMOS v.18 and SPSS v.24.

    Results

     The results of confirmatory factor analysis showed that the model had a good fit and hence, the Persian YFAS had good construct validity. According to the results of ANOVA, there was a significant difference between the study groups in terms of the YFAS subscales (p>0.05). The coefficients of Cronbach’s alpha and Guttman split-half were higher than 0.7 in all subscales except for the withdrawal subscale.

    Conclusion

     The Persian version of YFAS had good reliability and validity, and can be used in evaluating food addiction for clinical and research purposes.

    Keywords: Eating disorder, Food addiction, Psychometric properties