فهرست مطالب

مطالعات اقتصادی کاربردی ایران - پیاپی 34 (تابستان 1399)
  • پیاپی 34 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/05/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • صفحه 0
  • سید مهدی برکچیان*، کیان سمائی صفحات 1-37
    این مقاله به دنبال ارزیابی متغیرهایی است که می توانند به صورت بالقوه به عنوان نشان گر پیشرو برای پیش بینی چرخه های تجاری در اقتصاد ایران در نظر گرفته شوند. متغیر تولید ناخالص داخلی بدون نفت به عنوان متغیر هدف در نظر گرفته شده است. از یک مجموعه متشکل از 265 متغیر با تواتر فصلی در بازه زمانی 1367:1-1387:2 که با شش تبدیل از آن ها مجموعا 1590 سری زمانی را تشکیل می دهند، به عنوان نشان گرهای پیشرو بالقوه استفاده شده است. معیارهای تعداد نقاط مفقوده، هشدارهای نادرست، هشدارهای دیرهنگام، میزان تطابق دوران رکود و رونق نشان گر و سری هدف و انحراف معیار تقدم در پیش بینی به تفکیک نقاط اوج (شروع رکود) و حضیض (پایان رکود) برای هر سری زمانی، محاسبه و ارایه شده است. در این مطالعه نشان داده می شود که نمی توان مجموعه ای از متغیرها را یافت که به لحاظ تمامی معیارهای فوق، عملکرد مطلوبی داشته باشند. این در حالی است که 20 متغیر قابلیت نسبتا خوبی در شناسایی نقاط چرخش دارند و 6 متغیر قابلیت نسبتا مطلوبی به لحاظ انحراف معیار تقدم در پیش بینی دارند. «شاخص قیمت مصرف کننده-بهداشت و درمان»، «مالیات بر اشخاص حقوقی» و «اسکناس و مسکوک در دست اشخاص» ازجمله متغیرهایی هستند که عملکرد پیش بینی آن ها براساس معیارهای ارزیابی فوق الذکر از سایر متغیرها بهتر است و به لحاظ وقفه انتشار عمومی نیز وضعیت مناسبی دارند.
    کلیدواژگان: نشان گر پیشرو، پیش بینی، تولید ناخالص داخلی
  • یگانه موسوی جهرمی، محسن مهرآرا، سعید توتونچی ملکی* صفحات 39-75

    با توجه به اهمیت مالیات ها در تامین منابع مالی بودجه دولت و بهره برداری از آن در اجرای سیاست های مالی با هدف باز توزیع ثروت و درآمد و تخصیص بهینه منابع اقتصادی بین بخش های مختلف، شناسایی عوامل مهم موثر بر درآمدهای مالیاتی و بررسی نحوه تاثیرگذاری آن بیش ازپیش آشکار شده است. در این مطالعه ضمن بررسی عوامل موثر بر مالیات های مستقیم و مبانی نظری مربوط آن در اقتصاد ایران، انتخاب متغیرهای مهم و تاثیرگذار بر مالیات های مستقیم اقتصاد ایران در دوره زمانی سال های 1350 تا 1396 با استفاده از مدل های پویای TVP DMA موردتوجه بوده است. پس از انتخاب متغیرهای مهم موثر بر مالیات های مستقیم از طریق تخمین های صورت گرفته توسط مدل یادشده، توابع واکنش آنی یا عکس العمل ناشی از تغییرات این متغیرها و اثرات آن بر رشد مالیات های مستقیم در مقاطع زمانی یادشده با استفاده از مدل های TVP- FAVAR نیز بررسی شده است. نتایج حاصل از این تحقیق براساس خروجی مدل های TVP DMA و  TVP DMSنشان دهنده این است که در اقتصاد ایران متغیرهای درجه باز بودن اقتصاد، رشد بودجه عمرانی، تورم، متوسط نرخ مالیاتی و رشد درآمدهای حقیقی به ترتیب مهم ترین متغیرهای موثر بر رشد مالیات های مستقیم است. بررسی آثار ناشی از متغیرهای یادشده بر تحولات رشد مالیات های مستقیم در بازه زمانی موردبررسی نشان دهنده این است که درجه باز بودن اقتصاد، رشد بودجه عمرانی، متوسط نرخ مالیات در بخش مالیات های مستقیم و رشد درآمدهای حقیقی در اغلب سال ها تاثیر مثبت بر رشد مالیات های مستقیم داشته است. تاثیر تورم بر رشد مالیات های مستقیم در اقتصاد ایران در دوره زمانی یادشده در حال تغییر بوده و این تاثیر در برخی سال ها مثبت و در دوره های زمانی دیگر منفی بوده است؛ بنابراین و براساس نتایج مدل، نمی توان اظهار داشت که اثر تورم بر رشد مالیات های مستقیم در اقتصاد ایران مثبت است یا منفی چراکه همزمانی تورم با سایر تحولات اقتصادی (رشد، نرخ بیکاری و...) و مالیاتی (معافیت ها، تغییر نرخ ها و...) تعیین کننده اصلی مسیر تاثیرگذاری این متغیر بر رشد مالیات های مستقیم است.

    کلیدواژگان: مالیات های مستقیم، اقتصاد ایران، TVP- DMA و TVP-FAVAR
  • سعید جعفری، مرضیه اسفندیاری*، مصیب پهلوانی صفحات 77-107

    در این پژوهش نقش سرمایه انسانی در توسعه پایدار از طریق بررسی همزمان سه معادله ی رشد اقتصادی، مصرف انرژی و انتشار CO2 با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) طی دوره زمانی 2014-1971 بررسی و تحلیل شده است. در همین راستا و با هدف بهبود تبیین مفهوم سرمایه انسانی در این الگوی معادلات همزمان از شاخص سرمایه انسانی مبتنی بر متوسط سال های تحصیل و بازدهی های آموزش استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که سرمایه انسانی در ایران به دلیل عدم توجه به آموزش های کاربردی، کیفیت آموزش و به کارگیری در موقعیت های شغلی نامتناسب با تحصیلات نه تنها منجر به افزایش رشد اقتصادی نشده است بلکه با اخلال در روند تخصیص بهینه منابع و اتلاف منابع، کاهش رشد اقتصادی را نیز به همراه داشته است. همچنین نتایج موید نقش سرمایه انسانی در کاهش مصرف انرژی و در نتیجه کاهش انتشار آلودگی از طریق گسترش فناوری های کارا و کاهنده انرژی است. از طرفی افزایش سرمایه گذاری سبب افزایش رشد اقتصادی در ایران شده است؛ اما در روند رشد و مصرف انرژی به ملاحظات زیست محیطی توجهی صورت نپذیرفته است. در نهایت نتایج نشان دهنده ی آن است که افزایش رانت های نفتی در ایران در مقادیر پایین، سبب کاهش رشد اقتصادی شده است درحالی که در مقادیر بالا، افزایش رشد را به همراه داشته است؛ بنابراین علایمی از بروز پدیده "نفرین نفت" در ایران حداقل در مقادیر کم رانت های نفتی وجود دارد.

    کلیدواژگان: سرمایه انسانی، توسعه پایدار، رشد اقتصادی، مصرف انرژی، انتشار CO2
  • مهرداد جز ملکی، رحیم دباغ*، سهراب بهنیا صفحات 109-135
    امروزه به خاطر قابلیت های نظریه های آشوب و شبکه عصبی و به کارگیری این دو مدل در بازارهای مالی به خصوص بازار فراورده های نفتی موردتوجه خاصی قرار گرفته است. در این پژوهش، مقادیر قیمت روزانه سهام فراورده نفتی ایران در طی آذر ماه 1386 تا خرداد ماه 1396 موردبررسی قرار گرفته است. با توجه به ماهیت غیرخطی داده های مالی، نظریه آشوب به منظور مطالعه میزان آشوبناکی سری زمانی مورداستفاده قرار گرفته است. نظریه آشوب بر مبنای نمای لیاپانف و بعد فراکتالی به مطالعه سری های زمانی ناشی از سیستم های دینامیکی غیرخطی اقدام می کند. در نظریه آشوب ابتدا با استفاده از نمودارهای لیاپانف و سطح مقطع پوانکاره و اندازه گیری بعد همبستگی امکان وجود آشوب در سری زمانی ارزش روزانه سهام فراورده نفتی ایران بررسی شده است. در ادامه، با استفاده از تخمین زمان تاخیر به دست آمده از روش میانگین اطلاعات متقابل و همچنین بعد محاط با به کارگیری از الگوریتم نزدیک ترین همسایه های کاذب، نمودار لیاپانف ترسیم شده است. نتایج نمودارهای لیاپانف و سطح مقطع پوانکاره دلالت بر وجود آشوب در سری زمانی تحت بررسی دارد. با توجه به اثبات آشوب در این سری زمانی، غیرخطی بودن آن نتیجه گرفته شد؛ بنابراین، برای پیش بینی قیمت های آتی سهام فراورده نفتی کشور یک شبکه عصبی مناسب طراحی و بهترین الگو انتخاب گردید و آن با ضریب همبستگی 0.99 حاکی از دقت خوب در مدل سازی قیمت این صنایع دارد و می تواند جهت پیش بینی قیمت آتی آن مورداستفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آشوب، بهبود پیش بینی، شبکه های عصبی مصنوعی، سیستم های دینامیکی غیرخطی، سری های زمانی
  • مولود جعفری طادی، مرتضی سامتی*، مصطفی رجبی، سارا قبادی صفحات 137-161
    هدف مقاله حاضر تحلیل اثر جایگزینی درآمد نفت به عنوان یک منبع طبیعی بین نسلی، با درآمد مالیات به عنوان موجه ترین نوع درآمد دولت، بر کیفیت نهادی ایران است. بدین منظور شاخص تلفیقی حکمرانی خوب در ایران، به صورت میانگینی از شاخص های حق اظهارنظر و پاسخگویی دولت، ثبات سیاسی و مقابله با خشونت، اثربخشی دولت، کیفیت مقررات، حاکمیت قانون و کنترل فساد، به عنوان شاخص کیفیت نهادی در نظر گرفته شد. الگوی اثر درآمد نفت، که اثر درآمد مالیات نیز در این مقاله به آن اضافه شده است، بر شاخص کیفیت حکمرانی در ایران، با استفاده از روش رگرسیون انتقال ملایم (STR) طی دوره زمانی 1: 1396-1: 1375 برآورد شد. نتایج حاکی از وجود رابطه ای غیرخطی (به شکل U معکوس) بین سهم درآمد نفت از تولید ناخالص داخلی با شاخص نهادی حکمرانی خوب، و رابطه مستقیم بین سهم درآمد مالیات از تولید ناخالص داخلی با شاخص مذکور است. از طرفی حد آستانه ای اثرگذاری درآمد نفت بر کیفیت حکمرانی برابر با 378/2 درصد بوده است. در مرحله بعدی اثر کاهش تصدی گری دولت از طریق کاهش فروش نفت و جایگزینی آن با درآمد مالیات  به صورت سناریویی مبنی بر کاهش ده درصدی درآمد نفت و افزایش ده درصدی درآمد مالیات مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد این جایگزینی منجر به 11 درصد بهبود در کیفیت حکمرانی در ایران شده است.
    کلیدواژگان: درآمد نفت، درآمد مالیات، نهادها، حکمرانی خوب
  • عبدالحمید عادلی، هادی غفاری*، بیتا شایگانی صفحات 163-189
    این مطالعه با تخمین توابع عرضه و تقاضا به بررسی عوامل موثر بر صادرات غیرنفتی ایران خصوصا در بخش صادرات محصولات معدنی با تاکید بر اثر محدودیت های صادراتی پرداخته است. نتایج نشان می دهند علیرغم جهش نرخ ارز در سال 1391، اعمال تحریم های بین المللی باعث کاهش صادرات غیرنفتی در این سال شده است. ساختار صادرات غیرنفتی از حیث شدت به کارگیری عوامل تولید تغییرات مشهودی را با وجود تحریم ها تجربه نکرده است، درحالی که از منظر سطح تکنولوژی صادرات محصولات با تکنولوژی بالاتر بیشتر تحت تاثیر تحریم ها بوده اند. به کمک روش حداقل مربعات دومرحله ای توابع عرضه و تقاضای صادرات غیرنفتی در دوره زمانی 1366 تا 1396 برآورد شده اند. ضرایب تخمینی نشان می دهد قیمت های خارج و درآمد سایر کشورها از مهم ترین عوامل موثر بر تقاضای صادرات ایران بوده و در بخش صادرات محصولات معدنی کشش های قیمتی و درآمدی نسبت به کل صادرات غیرنفتی بالاتر است. ضرایب متغیر مجازی، به عنوان تعیین کننده اثر تحریم ها، برای کل صادرات غیرنفتی ایران منفی و معنی دار است و برای صادرات محصولات معدنی مثبت است. براساس دستاوردهای این مطالعه، بیش از دو سوم صادرات غیرنفتی ایران را محصولات خام و منبع محور تشکیل می دهد. صادرات غیرنفتی ایران بیشتر تقاضامحور است و عواملی مانند قیمت های جهانی، درآمد سایر کشورها و تحریم ها بیشتر بر آن موثر است تا عوامل طرف عرضه مانند سرمایه گذاری یا بهره وری. نتایج مدل و تحلیل ساختار کم اثر بودن تحریم ها بر صادرات محصولات معدنی را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: محدودیت های صادراتی، ساختار صادرات غیرنفتی، عرضه و تقاضای صادرات، صادرات محصولات معدنی، سیستم معادلات همزمان (2SLS)
  • سید عبدالمجید جلائی اسفند آبادی، رضا اشرف گنجویی* صفحات 191-213
    این مقاله با استفاده از یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE) ودو ویژگی اقتصادی، باز بودن و چسبندگی قیمت ها، به بررسی سهم قیمت کالاهای غیر مبادله ای در نوسانات واقعی نرخ ارز می پردازد. ازجمله ویژگی های مهم این الگو با سایر الگوها در این است که هر دو بخش تولید کالاهای قابل تجارت و غیرقابل تجارت در نظر گرفته شده است. برای این منظور سه سناریو طراحی شده است که تاثیر یک تکانه پنج درصدی در بهره وری، یک تکانه ده درصدی پولی و ترکیب این دو تکانه به ترتیب در سناریوهای اول تا سوم بررسی شده است. نتایج حاکی از آن است که تکانه های بهره وری از طریق نوسانات قیمت نسبی کالاهای غیر مبادله ای موجب کاهش نرخ ارز واقعی شده اند. نتایج سناریو دوم نشان دهنده آن است که تکانه های پولی منحصرا از طریق تغییر در قیمت نسبی کالاهای مبادله ای نرخ ارز واقعی را افزایش می دهند. در سناریو سوم تکانه های پولی و بهره وری موجب کاهش نرخ ارز واقعی شده اند. نتایج سناریوهای این مدل نشان می دهد که تغییرات قیمت نسبی بین کالاهای قابل مبادله و غیر مبادله ای کانال اصلی است، که از طریق آن تکانه های بهره وری و پولی به نرخ ارز واقعی منتقل می شوند.
    کلیدواژگان: کالاهای غیر مبادله ای، مدل تعادل عمومی پویای تصادفی، تکانه های پولی و بهره وری
  • مصطفی عبدالله زاده، هاشم زارع* صفحات 215-249
    بی ثباتی پولی و بررسی تاثیرات آن بر سایر شاخص های کلان اقتصادی دارای اهمیت بسزایی در سیاست گذاری های اقتصادی در هر کشوری است. در مطالعه حاضر تلاش شده است به ارزیابی اثر بی ثباتی پولی بر نوسانات تولید ناخالص داخلی و تورم در اقتصاد ایران در چارچوب نظریه فریدمن، در دوره های رکود و رونق اقتصادی در قالب یک سیستم معادلات پویا پرداخته شود. دوره موردبررسی برای داده های فصلی اقتصاد ایران از فصل اول 1370 تا فصل چهارم 1396 در نظر گرفته شده است. نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که در هر دو دوره رکود و رونق، انبساط پولی در اقتصاد ایران بیش از آنکه تولید را تحت تاثیر قرار دهد، تورم ایجاد کرده است. با توجه به شناسایی ارتباط ساختار تکنولوژی به عنوان یک پارامتر مهم در فرآیند تولید که در ایجاد ادوار تجاری نقش پررنگی را ایفا می کند، نتیجه جالب توجه آن بود که تکانه تکنولوژی منجر به افزایش تورم در اقتصاد ایران شده است. در نهایت مشخص شد که فرضیه فریدمن در دوره رونق اقتصادی ایران با توجه به الگوی به کار گرفته شده در این تحقیق نمی تواند موردپذیرش قرار گیرد.
    کلیدواژگان: بی ثباتی پولی فریدمن، سیاست پولی، تورم، تولید ناخالص داخلی، ادوار تجاری
  • مریم عباسی، سید نعمت الله موسوی*، عباس امینی فرد صفحات 251-275

    اساسا آثار تحریم ها بر بخش های اقتصادی از اهمیت انکارناپذیری جهت افزایش بازدارندگی اقتصاد کشور از اثرات منفی ناشی از آن برخوردار است. از طرف دیگر، اکثر مدل های برآورد شده در این حوزه، از طریق وارد کردن متغیرهای مجازی (دامی) و با مطالعه بخشی از اقتصاد صورت پذیرفته است. لذا در این مطالعه اثرات شوک های تحریم های اقتصادی از طریق چهار شاخص: الف) شوک درآمد صادرات نفت خام، ب) شوک صادرات غیرنفتی، ج) شوک واردات مواد اولیه، کالاهای سرمایه ای و واسطه ای و د) شوک نرخ ارز بر بخش های مولد اقتصاد بررسی شد. برای این منظور داده های تحقیق طی دوره 96-1367 از بانک مرکزی جمهوری اسلامی گردآوری شد. همچنین، جهت تجزیه وتحلیل داده ها از مدل خودرگرسیون برداری ساختاری (SVAR) و توابع عکس العمل آنی (IRF) استفاده شد. نتایج نشان داد که تحریم های اقتصادی باعث کاهش ارزش افزوده بخش های مولد اقتصاد می شود. لیکن تاثیر شاخص های تحریم های اقتصادی موردبررسی بر هر یک از بخش های اقتصادی متفاوت است. به طوری که در میان چهار شاخص موردبررسی تحریم های اقتصادی، به ترتیب: الف) شوک نرخ ارز، ب) شوک واردات مواد اولیه، کالاهای واسطه ای و سرمایه ای، ج) شوک صادرات غیرنفتی و د) شوک درآمد صادرات نفت، از بیشترین تاثیر منفی بر ارزش افزوده بخش های اقتصادی موردبررسی برخوردار می باشند. همچنین، در میان بخش های اقتصادی موردبررسی، به ترتیب: الف) ارزش افزوده بخش کشاورزی، ب) ارزش افزوده بخش ساختمان و ج) ارزش افزوده بخش صنعت و معدن، از کمترین اثرپذیری از شاخص های موردبررسی تحریم های اقتصادی برخوردار می باشند.

    کلیدواژگان: تحریم های اقتصادی، بخش های مولد اقتصاد، مدل خودرگرسیون برداری ساختاری (SVAR)، توابع عکس-العمل آنی (IRF)
|
  • Page 0
  • Seyed Mahdi Barakchian *, Kian Samaee Pages 1-37
    In this paper, we examine all the macroeconomic time series which can be considered as potential leading indicators of the state of real activity in Iran, to find the best leading indicators. According to Einian and Barakchian (1393), Non-oil GDP show the fluctuations of real activity in Iran better than other variables. Hence, in our study we consider Non-oil GDP as the target variable and the dating of the business cycles are identified following Einian and Barakchian (1393). 265 macroeconomic variables, obtained from the data sets released by the Central Bank of Iran, are used to construct 1590 potential leading indicators; 6 kinds of transformations are applied to each variable in order to generate 1590 series. These time series are quarterly series which span the period of 1367Q1 to 1387Q2. The number of Missing Points, False Alarm Points, Late Alarm Points, Concordance, and Standard Deviation in forecasting peaks and troughs are used as the main criteria to evaluate the potential leading indicators. The results show that no variable does well in terms of all the criteria; however, there exist 20 variables which performs well in forecasting peaks and troughs and there exist 6 variables which perform well in terms of the standard deviation of the forecasts. Therefore, selecting a set of potential leading indicators to construct a composite leading indicator for non-oil GDP depends entirely on the importance of each criteria for the institutes/researchers who develop the composite leading indicator. We also evaluate the potential leading indicators based on their release lags in the Central Bank's publications. Samaee and Atrianfar (1390) have shown that the national accounts' data have the longest lag (more than 6 months on average), and therefore, we suggest to diminish their role in constructing the composite leading indicator.
    Keywords: leading indicator, Forecasting, GDP
  • Yeghaneh Mosavijahromi, Mohsen Mehrara, Saeed Totonchi * Pages 39-75

    The importance of taxes in financing the state budget and exploiting it in the implementation of fiscal policies aimed at redistribution of wealth and income as well as optimal allocation of economic resources among different sectors has revealed more and more the need for identifying the key factors affecting the tax revenues and examining how they affect. In this study, while investigating the factors affecting the direct taxes and their related theoretical basics in the Iranian economy, selecting the important variables affecting the direct taxes of Iranian economy during the period 1972-2018 using dynamic TVP-DMA models was considered. After selecting the important variables affecting the direct taxes through the estimations made by the model, the instantaneous reaction functions or reactions resulting from the changes of these variables and their effects on the growth of the direct taxes in the aforementioned time periods using TVP-FAVAR models were also investigated. The results of this research based on the outputs of TVP-DMA and TVP-DMS models show that in Iranian economy, the variables of “openness degree of economy”, “growth of development budget”, “inflation”, “average tax rate”, and “real income growth” are respectively the most important variables affecting the growth of direct taxes. Examining the effects of these variables on the development of the direct taxes during the study period shows that the openness degree of economy, growth of development budget, average tax rate in the sector of direct taxes, and real income growth have had a positive effect on the growth of direct taxes over many years. The impact of inflation on the growth of the direct taxes in the Iranian economy has been changing over the period, and it has been positive for some years and negative for other periods. Therefore, based on the results of the model, the question of whether the impact of inflation on the growth of direct taxes in the Iranian economy is positive or negative cannot be answered, because the simultaneousness of the inflation and other economic (growth and unemployment rates, etc.) and tax developments (tax breaks, rate changes, etc.) is the main determinant of how this variable affects the growth of direct taxes

    Keywords: Direct taxes, Iranian Economy, TVP-DMA, TVP-FAVAR
  • Saeid Jafari, Marziyeh Esfandiari *, Mosayeb Pahlavani Pages 77-107

    In this study, the role of human capital in sustainable development has been analyzed through A simultaneous equations models (economic growth, energy consumption and CO2 emissions) using (GMM) over the period of 1971-2017. In this regard, and with the aim of improving the concept of human capital, average years of schooling and returns to education have been used as human capital index in the model. The results show that human capital in Iran due to the lack of attention to applied educations, the quality of education and mismatch between employment education and their jobs, not only lead to increase in economic growth but also make economic growth slowdown through Disruption of optimal resource allocation and waste of resources. The results also confirm the role of human capital in reducing energy consumption and thereby CO2 emission through the development of energy efficient technologies. The results also show that environmental considerations have not been taken into account in the process of economic growth and energy consumption. Finally, the results show that oil rents in Iran have reduced economic growth and thus اhas been led to the “oil curse phenomenon”.

    Keywords: Human Capital, Sustainable Development, Economic growth, Energy Consumption, CO2 Emission
  • Mehrdad Jozmaleki, Rahim Dabbagh *, Sohrab Behnia Pages 109-135
    Today, special attention has been paid to the capabilities of chaos theories and neural networks and the application of these two models in financial markets, especially petroleum products. In this study, daily values ​​of stocks of Iranian petroleum products during December 2007 to June 2016 have been studied. Due to the nonlinear nature of financial data, chaos theory is used to study the chaotic amount of time series. The chaos theory based on Liapanov's exponent and fractal dimension studies the time series caused by nonlinear dynamic systems. In chaos theory, first, using the Lyapanov diagrams and the Poincaré surface of section map and measuring the correlation dimension, the possibility of chaos in time series of daily value of oil products in Iran is investigated. Then, the Lyapunov diagram is plotted using the delay time estimation obtained from the method of the average of mutual information and embedding dimension using the algorithm of the false nearest neighbors. The Lyapunov map and the Poincaré surface of section indicate a chaos in the investigated time series. According to the provocation of chaos in this time series, its nonlinearity was deduced. Therefore, a suitable neural network was designed and the best model was selected to predict the future prices of petroleum products stock with a correlation coefficient of 0.99831 and the error of the training data is 0.0012 and the error of the test data is 0.002 that indicating good accuracy in modeling the price of these industries and can be used to predict its future price.
    Keywords: Chaos, Prediction, Artificial neural network, nonlinear dynamic systems, Time series
  • Moloud Jafari Tadi, Morteza Sameti *, Mostafa Rajabi, Sara Ghobadi Pages 137-161
    This article analyses the effect of replacing oil revenue with tax revenue on Iran's institutional quality. For this purpose, good governance index that is derived from the mean of 6 good governance indices, Voice and Accountability, Political stability, Government Effectiveness, Regulatory Quality, Rule of Law and Control of Corruptionwas ,considered as indicators of the institutional governance quality. The Threshold model of Oil revenue effect on the governance quality in Iran, over the period 1996:1-2017:1 estimated by Smooth Transition Regression Model (STR). The inverse U-shaped relationship between the share of oil revenue from GDP and the good governance index  and a direct relationship between the share of tax revenue from GDP and this index are obtained. The Estimated threshold level of oil revenue impact for good governance index was equal to 2.378 percentage. The scenario of a 10% decrease in oil revenue and a 10% increase in tax revenue showed that this replacement resulted in a 11% improvement in the quality of governance in Iran. It is therefore recommended that the reform of the tax structure in Iran be put on the agenda of the government and parliament in order to meet the government's financial needs as well as the state's independence from oil. The government, through its competitiveness and accountability mechanisms, supports the establishment of civil society institutions and enhances the power of citizens to help raise tax revenue.
    Keywords: Oil revenue, tax revenue, Institutions, good governance
  • Abdolhamid Adeli, Hadi Ghaffari *, Bita Shaygani Pages 163-189
    The present study, by estimating supply and demand functions, investigated the factors affecting Iran’s non-oil exports especially in export of mineral products with an emphasis on export restrictions. The results show that Iran’s non-oil exports have decreased as a result of the international sanctions despite the foreign exchange surge in Iran in 2012. In addition to these sanctions, the structure of Iran’s non-oil export has not undergone any manifest change in terms of the extent of the factor intensity of production, while as far as technology is concerned, the exportation of higher-technology products has been impacted by the sanctions to a greater extent.Using two stages least squares method, non-oil export supply and demand functions in the period from 1987 to 2017 have been estimated. Estimated coefficients show that foreign prices and income of other countries are the most important factors affecting Iran's export demand, and the price and income elasticities in the minerals export sector have been obtained as higher than those of the total non-oil exports. The coefficient of the dummy variable as a determinant of the effect of sanctions is negative and significant for all non-oil exports of Iran while it is positive for the export of mineral products. According to the achievements of the present study, more than two-thirds of Iran's non-oil exports are primary and resource-based products. Iran's non-oil exports are more demand-driven, and factors such as global prices, other countries' incomes, and sanctions are more influential than supply-side factors such as investment or productivity. The results of the model and the analysis of the structure show that the sanctions are ineffective in exporting mineral products.
    Keywords: export restrictions, non-oil export structure, export demand, supply, mineral products export, Two-Stage least squares (2SLS)
  • Seyyed Abdol Majid Jalaee Esfandabadi, Reza Ashrafganjoei * Pages 191-213
    This paper has investigated the effect of share non-traded goods prices on real exchange rate fluctuations with two economic characteristics, such as openness and price stickiness by using of a DSGE model. The main characteristics of this model with other patterns is that both sectors are considered to be tradeable and non-trade goods. Three scenarios are designed for this purpose. The impact has been investigated a 3% and 5% shock on productivity, a 10% monetary shock, and a combination of a 3% and 10% shock in productivity and money respectively. The results indicate that productivity shocks have led to a decline in real exchange rates due to the relative price fluctuations of non-traded goods. The results of the second scenario indicate that monetary shocks increase the real exchange rate by changing relative price of traded goods. In the third scenario, monetary and productivity shocks have reduced real exchange rates. The results of the scenarios for this model show that changes in the relative price between traded and non-traded goods are the main channel through which productivity shocks are transmitted to the real exchange rate. Therefore the economy’s characteristics have a significant effect on the transmission mechanism and the overall volatility of the real exchange rate in response to both types of shocks. The economy’s characteristics have a significant effect on the transmission mechanism and the overall volatility of the real exchange rate in response to both types of shocks.
    Keywords: Non-Trade goods, Dynamic stochastic general equilibrium, Monetary Shocks, Productivity
  • Mostafa Abdollahzade, Hashem Zare * Pages 215-249
    Monetary instability and investigating its effects on other macroeconomic indicators is so significant for making economical policies in all countries. An effort has been made in this study to evaluate the monetary instability in Iran’s economy during recession and expansion periods in a dynamic equation system format in Friedman's theory framework about GDP and inflation fluctuations. The period that has been determined for this survey is based on seasonal data from first quarter in 1370 to fourth quarter in 1396. The results show that monetary expansion in both recession and expansion period is more effective in creating inflationary condition than influencing output. Considering the identification of technology structure relevance as an important parameter in the production process which plays an important role in business cycle, a controversial result which is gained shows that technological shock led to increase price level and inflation in Iran’s economy. Finally, it can be expressed that Friedman’s hypothesis can not be confirmed during expansion period in Iran’s economy.
    Keywords: Friedman’s monetary instability, monetary policy, inflation, Gross domestic product, business cycle
  • Maryam Abbasi, Seyednematollah Musave *, Abbas Aminifard Pages 251-275

    Basically, quantitative specification of sanction effects on economic sectors has undeniable importance to increase the buffering of nations’ economy against their negative effects. On the other hand, majority of estimated models in this field, have carried out through the entering the dummy variables and studying part of economy. Therefore, in this research the effects of economic sanctions was studied on Iran’s productive economic sectors using 4 criteria: 1. Oil export revenues shock, 2. Non-oil export shock, 3. Importing raw materials, capital and intermediate goods shock and 4. Exchange rate shock. For this purpose research data was gathered from Central Bank of Iran during 1988-2017. Also, in order to data analyzing, Structural Vector Auto-Regressive (SVAR) model and Impulse Response Functions (IRF) were applied. Results proved that economic sanctions reduce the value added of considered productive sectors. But effect of studied economic sanction criteria on considered productive sectors were diverse. So that between 4 studied economic sanction criteria respectively: exchange rate shock, Importing raw materials, capital and intermediate goods shock, non-oil export shock and Oil export revenues shock have the most negative effect on value added of considered sectors. In addition, value added of agriculture sector, value added of construction sector and value added of industry and mine sector, exposure with the least effect from the studied economic sanction criteria, respectively.

    Keywords: Economic sanctions, economic productive sectors, svar model, IRF