فهرست مطالب

  • پیاپی 50 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • رضا اختیاری امیری*، حسین رفیع، عطیه بلبل امیری صفحات 9-42
    با قدرت گرفتن ملی گرایان روسی و اوراسیاگرایان، خاورمیانه از اهمیت راهبردی در محاسبات منطقه ای و جهانی روسیه برخوردار شده است. در همین چارچوب توسعه مناسبات با کنشگران اصلی زیرسیستم خاورمیانه نظیر جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی از اولویت های سیاست خارجی روسیه بوده است. اما تهران و ریاض منافع متعارضی را در منطقه پیگیری می کنند که این موضوع چالشی برای دستگاه دیپلماسی روسیه محسوب می گردد. با توجه به این مساله، سوال پژوهش بر این اساس شکل گرفته است که روسیه چگونه همزمان با حفظ مناسبات با تهران و ریاض، به مدیریت تعارض موجود در روابط آنها در راستای منافع منطقه ای خود پرداخته است؟ فرضیه مقاله بر این مبنا قرار دارد که روسیه تلاش کرده تا بر اساس رویکرد کاملا واقع بینانه و پراگماتیستی روابط مستقلی را با هر دو کشور همزمان برقرار کند تا بدین ترتیب منافع منطقه ای و همچنین جهانی خود را تامین نماید. روش تحقیق تحلیلی- تبیینی است و از رهیافت نظری واقع گرایی جهت تبیین موضوع استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که در رابطه با مساله فعالیت های هسته ای ایران، نفوذ منطقه ای و حضور این کشور در سوریه، تقابل جبهه مقاومت با ایتلاف عربی-عبری و حمایت ایران از حوثی های یمنی در جنگ با عربستان، رهبران کرملین توجه ای به خواست سعودی ها نداشته و در مقابل سیاست هماهنگی را با تهران، در راستای منافع ملی خود، اتخاذ نمودند.
    کلیدواژگان: روسیه، ج.ا.ایران، عربستان سعودی، خاورمیانه، واقع گرایی
  • جلیل بیات، سید محمدکاظم سجادپور*، محمدحسین جمشیدی، محسن اسلامی صفحات 43-70

    هدف اصلی این پژوهش طرح روشی جدید برای شناخت تصویر در روابط بین الملل است. بر اساس نظریه تصویر گفته می شود تصاویر نقش مهمی در تصمیم گیری ها و سیاستگذاری ها دارند؛ چنانکه اعتقاد بر این است رهبران نه بر اساس «واقعیت»، بلکه بر اساس «تصویری که از واقعیت» دارند اقدام به تصمیم گیری می کنند. از این لحاظ کشف تصویر فاعل شناسا از ابژه مورد شناخت می تواند در تبیین و حتی پیش بینی تصمیمات اتخاذی توسط فاعل شناسا به کار آید. در این راستا این پژوهش با روشی ابتکاری سعی کرده تصویر باراک اوباما به عنوان رییس جمهوری امریکا از ایران را مورد احصاء قرار دهد. لذا این سوال اصلی مطرح شده است که تصویر رییس جمهور باراک اوباما از ایران چیست و شامل چه ویژگی هایی می شود؟ نتایج این پژوهش نشان می دهد تصویر باراک اوباما از ایران به تصویر کلیشه ای «دشمن نسبی» شباهت دارد. این نتیجه بر اساس بررسی سه بعد موقعیت، میزان توانمندی و ارزش های سیاسی ایران از دیدگاه اوباما حاصل شد که به ترتیب شامل تهدیدآمیز، قدرت نسبی و ارزش های سیاسی متفاوت است.

    کلیدواژگان: تصویر، نظریه تصویر، ایران، آمریکا، اوباما
  • محمدباقر بهرامی، فریدون اکبر زاده*، روح الله شهابی، شیوا جلال پور صفحات 71-100

    شفافیت در آشکار شدن چگونگی تصمیم گیری حاکمان، در عرصه قدرت به عنوان شاخصی از کیفیت سیاست و حکمرانی، یکی از پایه های اصلی دمکراسی و جمهوریت و از عوامل ارزیابی اجتماعی در ایجاد حکمرانی مطلوب است. شفافیت بعنوان یکی از ابزارهای نظارت مردمی بر پارلمان و تاثیرگذار بر فرایند تصمیم گیری در کشورها است و می تواند بستر تحول در عرصه قانون گذاری را آماده کرده و فرصتی برای آغاز اصلاحات ساختاری در بخش های مختلف جامعه باشد. سوال اصلی مقاله بدین ترتیب مطرح می شود که شفافیت آراء نمایندگان پارلمان های اروپا و ایران چه نقشی در کارآمدی مجلس از منظر حکمرانی مطلوب دارد؟ در پاسخ می توان این فرضیه را مطرح نمود که به نظر می رسد شفافیت آراء نمایندگان پارلمان های اروپا و ایران می تواند نقشی راهبردی در تحقق حق ذاتی مردم در آگاهی از حقوق شهروندی، نظارت بر عملکرد نمایندگان خود و آگاهی از فرایند قانون گذاری ایفا کند و در نهایت سلامتی و کارآیی عملکرد مجالس ایران و اتحادیه اروپا را تضمین نماید. نتیجه گیری مقاله نهایتا بر آن است که مقوله شفافیت نه فقط در بعد داخلی بلکه در بعد بین الملل نیز حایز اهمیت بوده و تعامل میان این دو میتواند به کارآمدی بیشتر پارلمانها یاری رساند.

    کلیدواژگان: شفافیت آراء نمایندگان، مجلس شورای اسلامی، حکمرانی مطلوب، کارآمدی، پارلمان اروپا
  • پویا کلانتری*، حمید هوشنگی، سبحان بیات صفحات 103-127

    بریتانیا در اتحادیه اروپا عضوی است که هیچ گاه با این سازمان پیوند وثیقی نداشته و حتی در مواردی چارچوب های اتحادیه اروپا در حوزه مالی و روادید را نپذیرفته است. آخرین نمونه از ناهمدلی بریتانیا با اتحادیه با برگزاری همه پرس جدایی در سال 2016 قابل مشاهده است. جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا، مخالفان و موافقانی را در بین مردم و احزاب سیاسی این کشور به همراه داشته است. در این مقاله، نگارندگان از طریق روش تحلیل ثانویه به گردآوری نظرات توسعه سیاسی و همچنین دیدگاه احزاب اصلی بریتانیا در رابطه با برگزیت پرداخته اند و سپس با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به بررسی تاثیر نظریات توسعه سیاسی به عنوان متغیر مستقل بر روی رویکرد احزاب نسبت به مسیله برگزیت به عنوان متغیر وابسته پرداخته اند. بنابراین هدف از این پژوهش بررسی دیدگاه احزاب سیاسی بریتانیا در روند برگزیت بر اساس نظریات توسعه سیاسی است. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که با تکیه بر نظریات توسعه سیاسی، تا حدود زیادی می توان دیدگاه احزاب سیاسی بریتانیا را در حوزه برگزیت تحلیل نمود. برای مثال حزب کارگر با برگزیت موافق است ولی سیر پیش روی آن مخالف توسعه سیاسی است، چرا که به دنبال مواردی مثل اقتصاد دولتی است.

    کلیدواژگان: بریتانیا، اتحادیه اروپا، احزاب سیاسی، برگزیت، توسعه سیاسی
  • مجید حسینی صیادنورد، محمدرضا مایلی* صفحات 129-149

    ویژگی مشترک میان سازه انگاران، توجه به رابطه تکوینی و ساختارمند میان ساختار و کارگزار است. حال سیوال این است که آیا می توان از مولفه ها و متغیرهای پژوهشی نظریه سازه انگاری در حوزه مطالعاتی داخلی یک کشور و در محدوده علوم سیاسی بهره برد؟ از سوی دیگر با توجه به اینکه منابع اصلی هستی شناسی و معرفت شناسی سازه انگاری در حوزه پژوهشی روابط بین الملل، در رشته های جامعه شناسی، روانشناسی و فلسفه علم، وجود دارد، می توان از میان انواع نحله های سازه انگاری، سازه انگاری کل گرا را در تبیین مسایل داخلی یک کشور بهره برد و در این مسیر ماهیت و تداوم روابط قدرت؛ منابع هویتی سیاستگذاری داخلی و خارجی؛ نقش مولفه های هویتی در زندگی روزمره و باورهای عامه و فرهنگ سیاسی؛ بررسی روابط قدرت براساس مولفه های هویتی و فرهنگی؛ نقش رسانه ها، شبکه های اجتماعی و جهانی شدن در زندگی روزمره، باورهای سیاسی و حکمرانی در یک کشور؛ بررسی منابع مشروعیت تداوم ساز یک نظام سیاسی، تکوینی و ساختارمند بودن روابط ساختار و کارگزار در یک کشور؛ را می توان به عنوان مهمترین حوزه های پژوهشی در علوم سیاسی با تکیه بر نظریه سازه انگاری مورد توجه قرار داد. به دلیل بنیادی و در عین حال کاربردی بودن هدف موضوع مورد تحقیق، روش شناختی تحقیق تاویلی و تفسیری است که در آن به منظور رسیدن به پاسخ سیوال اصلی فرضیه مورد بحث از روش تحقیق کتابخانه ای، اسنادی و تاریخی به صورت استقرایی، تطبیقی و در برخی موارد استفهامی، استفاده می شود.

    کلیدواژگان: سازه انگاری، روابط بین الملل، جهانی شدن، علوم سیاسی، جامعه شناسی
  • تحلیل تاثیر عناصر گفتمان اعتدال گرایی دولت روحانی بر مناسبات جمهوری اسلامی ایران با اتحادیه اروپا
    علی محمد متقی، سید علی طباطبایی پناه* صفحات 161-190
    طرح گفتمان اعتدال گرایی آقای روحانی به عنوان رییس جمهور دولت های یازدهم و دوازدهم به همراه رویکردهای تعاملی و انعطافی، با استقبال کشورهای اتحادیه اروپا روبرو شد و با شروع مذاکرات هسته ای که منجر به توافق هسته ای برجام گردید، فصل نوینی از همکاری ها و تعامل را با اتحادیه اروپا گشود. ارزیابی روابط طرفین از محدوده سال های 1392 تا کنون نشان می دهد که همه عوامل و متغیرهای تحول آفرین گفتمانی در سیاست خارجی دولت آقای روحانی به سمت نوعی واقع گرایی به مفهوم درک و شناخت صحنه بین المللی و عمل براساس منافع و ظرفیت های کشور و پرهیز از ایدیولوژیک نمودن مسایل و در جهت بهبود مناسبات نقش داشته اند. این مقاله در نظر دارد در چارچوب نظریه سازه انگاری و به روش تحلیل محتوا، عناصر موثر گفتمان اعتدال گرایی دولت آقای روحانی که بر مناسبات با اتحادیه اروپا تاثیرگذار بوده اند را تبیین نماید. مجموع عناصر این گفتمان، رویکردهای تنش زدایی و تعامل با جهان و ارایه چهره ای مسیولیت پذیر و متعهد به قوانین و مقررات بین المللی را تداعی می کنند که با طرح این مباحث، تغییری اساسی در باور و برداشت اتحادیه اروپا نسبت به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ایجاد شد و جهت گیری سیاست خارجی و مناسبات دوجانبه را از رویکردهای تقابلی گذشته به سمت تعامل و تنش زدایی، سوق داد.
    کلیدواژگان: سازه انگاری، اعتدال گرایی، ایدئولوژی گرایی اعتدالی، تعامل سازنده، اتحادیه اروپایی
  • سامان محمدی، مهدی ذاکریان* صفحات 185-216

    موج انقلاب ها در کشورهای عربی تاثیر فراوانی بر موقعیت و منافع راهبردی منطقه ای ایران داشته است. مهمترین آنها رسیدن این امواج به متحد منطقه ای خود یعنی سوریه و در راس آن بشار اسد است. از همان آغاز ناآرامی ها، حمایت ایران از نظام سوریه آشکار بود. جمهوری اسلامی ایران با دقت و حساسیت ویژه ای تحولات سوریه را دنبال نمود و به عنوان یک بازیگر و قدرت مهم منطقه ای، تلاش کرد که در راستای تداوم مناسبات راهبردی با این کشور و نیز حفظ منافع ملی و منطقه ای خود، اقدام به اتخاذ مواضع حمایتی از حکومت بشار اسد در سوریه نماید. از این رو، مقاله ی حاضر در پی پاسخ به این سوال است که سیاست و موضع گیری جمهوری اسلامی ایران در قبال بحران سوریه متاثر از چه عوامل و الزاماتی بوده است؟ مقاله حاضر ضمن اشاره به ابعاد واقع گرایانه ی سیاست خارجی ایران، بر اساس مولفه های هویتی جمهوری اسلامی ایران، به تحلیل مواضع این کشور در قبال بحران سوریه پرداخته است. به طور کلی پژوهش حاضر بر آن است که سیاست خارجی ایران و به ویژه مشارکت آن در جنگ داخلی سوریه نشان دهنده ی عملگرایی با هدف حفظ موازنه قدرت و حداکثرسازی امنیت خود در کنار حفظ و بسط هویت انقلابی (از جمله اخلاق مذهبی و ارزشهای هنجاری) بوده است.

    کلیدواژگان: جمهوری اسلامی ایران، بحران سوریه، هویت، امنیت، موازنه قدرت
  • محمدجواد حیدریان دولت آبادی*، رسول مظاهری کوهانستانی صفحات 191-219

    در حمله نظامی ایتلاف عربی به رهبری عربستان به یمن و آتش گشودن به اهداف غیرنظامی، با توجیهی نامشروع بوده و مصداق بارز تجاوز به تمامیت ارضی یمن است. ایحاد حق دفاع مشروع برای مردم یمن و همچنین مسیولیت بین المللی برای عربستان از جمله نتایج این تجاوز از منظر حقوق بین الملل می باشد. جنایات سعودی ها در یمن از منظر حقوق بین الملل کیفری قابل پیگیری است زیرا ناقض اصل تفکیک و  عدم حمله به غیرنظامیان و اموال غیرنظامی، عدم استفاده از سلاح های ممنوعه و ممانعت به عمل آوردن از ارسال کمک های بشردوستانه وفق هنجارهای حقوق بشردوستانه می باشد که مانند اعمال، نقض کنوانسیون های چهارگانه ژنو بوده و می تواند از مصادیق جنایت جنگی محسوب شود. همچنین  می توان با توجه به تشکیل ایتلاف و سیستماتیک بودن و نظام مند بودن حمله عربستان و کشتار وسیع مردم یمن به دلیل مذهب آنها، عناصر تشکیل دهنده جرم بین المللی «نسل کشی» را  می توان مشاهده نمود . دخالت غیرقانونی عربستان در حمله به یمن حتی اگر از منظر دفاع از رییس جمهور مستعفی  آن کشور مشروع تلقی گردد و آن را به یک مخاصمه مسلحانه غیر بین المللی مبدل سازد، باز هم نقض حقوق بشردوستانه نظامیان و غیرنظامیان قابل توجیه نیست. در این رهگذر تمرکزی بر دو موضوع تحولات میدانی جنگ و افزایش روز افزون خسارت ها و تلفات انسانی ناشی از آن بر اساس آخرین آمار تحلیلی و هم چنین موقعیت و پایگاه مردمی و میزان قلمرو سرزمینی در اختیار حوثی ها که به تبع آن موید جایگاه حقوقی آنان در دولت یمن می باشد، شده است.

    کلیدواژگان: حقوق بشردوستانه، حمله نظامی، جرائم جنگی، یمن، دیوان بین الملل کیفری
|
  • Reza Ekhtiari *, Hossein Rafie, Atieh Bulbul Amiri Pages 9-42
    With the rise of Russian nationalists and Eurasianists, the Middle East has become strategically important in Russia's regional and global calculations. In this context, the development of relations with key actors in the Middle East subsystem, such as the Islamic Republic of Iran and Saudi Arabia, has been one of Russia's foreign policy priorities. But Tehran and Riyadh are pursuing conflicting interests in the region, which poses a challenge to Russia's diplomatic apparatus. Given this issue, the research question is based on how Russia, while maintaining relations with Tehran and Riyadh, has managed the conflict in their relations in line with its regional interests? The hypothesis of the article is based on the fact that Russia has tried to establish independent relations with both countries simultaneously based on a completely realistic and pragmatic approach, in order to serve its regional as well as global interests. The research method is analytical-explanatory and the theoretical approach of realism has been used to explain the subject. Findings show that in relation to the issue of Iran's nuclear activities, regional influence and its presence in Syria, the confrontation of the Resistance Front with the Arab-Hebrew coalition and Iran's support for the Yemeni Houthis in the war With Saudi Arabia, Kremlin leaders ignored the Saudis' demands and instead pursued a policy of coordination with Tehran in the national interest.
    Keywords: Russia, Iran, Saudi Arabia, Middle East, realism
  • Jalil Bayat, Seyed MohammadKazem Sajjadpour *, MohammedHossain Jamshidi, Mohsen Islami Pages 43-70

    The main purpose of this study is to design a new method for image recognition in international relations. According to image theory, images are said to play an important role in decision-making and policy-making; It is believed that leaders make decisions not on the basis of "reality" but on the basis of their "image of reality". In this regard, the discovery of the subject-identifier image of the known object can be used to explain and even predict the decisions made by the subject-identifier. In this regard, this study has tried in an innovative way to count the image of Barack Obama as President of the United States of Iran from Iran. So the main question is what is President Barack Obama's image of Iran and what are its characteristics? The results of this study show that Barack Obama's image of Iran is similar to the stereotypical image of "relative enemy". This result was obtained by examining the three dimensions of Iran's position, capability, and political values ​​from Obama's point of view, which include threatening, relative power, and different political values, respectively.

    Keywords: image, Image Theory, Iran, USA, Obama
  • MohammadBaqer Bahrami, Fereydoun Akbarzadeh *, Ruhollah Shahabi, Shiva Jalalpour Pages 71-100

    Transparency in revealing how rulers make decisions, in the field of power as an indicator of the quality of politics and governance, is one of the main foundations of democracy and republic and one of the factors of social evaluation in creating good governance. Transparency is one of the tools of public oversight of the parliament and influences the decision-making process in countries and can prepare the ground for change in the field of legislation and be an opportunity to start structural reforms in various sectors of society. The main question of the article is that what role does the transparency of the votes of the representatives of the European and Iranian parliaments play in the efficiency of the parliament from the perspective of good governance? In response, it can be hypothesized that the transparency of the votes of the representatives of the European and Iranian parliaments can play a strategic role in realizing the inherent right of the people to be aware of citizenship rights, monitor the performance of their representatives and be aware of the legislative process. Finally, to ensure the health and efficiency of the performance of the parliaments of Iran and the European Union. Conclusion The article concludes that transparency is important not only domestically but also internationally, and that the interaction between the two can help make parliaments more efficient.

    Keywords: Transparency of Members' Votes, Islamic Consultative Assembly, Good governance, Efficiency, European Parliament
  • Pouya Kalantari *, Hamid Houshangi, Sobhan Bayat Pages 103-127

    Britain is a member of the European Union that has never had a close relationship with the organization and in some cases has not even accepted the EU framework in the field of finance and visas. The latest example of Britain's reluctance to join the union can be seen in the 2016 secession referendum. Britain's secession from the European Union has drawn opposition from both the people and the political parties. In this paper, the authors collect political development views as well as the views of the main British parties on the election through the secondary analysis method and then use the descriptive-analytical method to examine the impact of political development theories as an independent variable on the parties' approach They have chosen the issue of choice as a dependent variable. Therefore, the purpose of this study is to examine the views of British political parties in the selection process based on theories of political development. The results of this study show that relying on theories of political development, it is possible to analyze to a large extent the views of British political parties in the field of election. The Labor Party, for example, agrees with the election, but is opposed to political development, as it seeks things like the state economy.

    Keywords: Britain, European Union, Political parties, elections, political development
  • Majid Hosseini Sayadnavard, Mohammadreza Mayeli * Pages 129-149

    A common feature among constructivists is the attention to the formative and structured relationship between structure and agent. Now the question is whether it is possible to use the components and research variables of constructivist theory in the field of internal studies of a country and in the field of political science? On the other hand, considering that the main sources of ontology and epistemology of constructivism in the field of international relations research are in the fields of sociology, psychology and philosophy of science, it is possible that among the various branches of constructivism, total constructivism Used orientalism in explaining the internal issues of a country and in this way the nature and continuity of power relations; Identity sources of domestic and foreign policy; The role of identity components in daily life and popular beliefs and political culture; Investigating power relations based on identity and cultural components; The role of media, social networks and globalization in daily life, political beliefs and governance in a country; Examining the sources of sustained legitimacy of a political, formative and structured system of relations between the structure and the agent in a country; Can be considered as the most important fields of research in political science based on constructivist theory. Due to the fundamental and at the same time practical purpose of the research subject, the methodology of the research is interpretive and interpretive in which in order to answer the main question of the hypothesis, the library, documentary and historical research methods are inductive, comparative and in Some interrogative cases are used.

    Keywords: Constructivism, international relations, Globalization, political science, Sociology
  • Analyzing the Impact of the Elements of the Rouhani Government's Moderate Discourse on the Relations of the Islamic Republic of Iran with the European Union
    Ali Mohammad Mottaqi, Seyed Ali Tabatabai Panah * Pages 161-190
    Mr. Rouhani's plan for moderation as the president of the 11th and 12th governments, along with interactive and flexible approaches, was welcomed by the EU countries, and with the start of the nuclear talks that led to the nuclear deal, a new chapter of cooperation and Opened interaction with the European Union. Assessing the relations between the parties from the period of 1392 until now shows that all the factors and variables of the discourse in the foreign policy of Mr. Rouhani's government towards a kind of realism in the sense of understanding the international scene and acting based on the country's interests and capacities and avoiding They have played a role in ideologizing issues and improving relations. In the framework of constructivist theory and content analysis, this article intends to explain the effective elements of Mr. Rouhani's government's moderation discourse that have influenced relations with the European Union. All the elements of this discourse evoke approaches to de-escalation and interaction with the world and presenting a responsible and committed face to international laws and regulations, which, by raising these issues, fundamentally changes the EU's belief in the Islamic Republic's foreign policy. Iran was created and shifted foreign policy and bilateral relations from past confrontational approaches to engagement and detente.
    Keywords: Constructivism, Moderationism, Moderate Ideology, constructive interaction, European Union
  • Saman Mohammadi, Mahdi Zakerian * Pages 185-216

    The wave of revolutions in Arab countries has had a great impact on the strategic position and interests of Iran's regions. The most important of these waves is the arrival of its regional ally, Syria, led by Bashar al-Assad. From the beginning of the unrest, Iran's support for the Syrian regime was clear. The Islamic Republic of Iran followed the developments in Syria with special care and sensitivity, and as an important regional actor and power, tried to take action in order to maintain strategic relations with this country and also to protect its national and regional interests. To take positions in support of the government of Bashar al-Assad in Syria. Therefore, the present article seeks to answer the question of what factors and requirements have influenced the policy and stance of the Islamic Republic of Iran towards the Syrian crisis? The present article, while pointing to the realistic dimensions of Iran's foreign policy, based on the identity components of the Islamic Republic of Iran, analyzes the country's positions on the Syrian crisis. In general, the present study suggests that Iran's foreign policy, and in particular its participation in the Syrian civil war, reflects pragmatism aimed at maintaining the balance of power and maximizing its security while maintaining and expanding revolutionary identity (including religious ethics and normative values). ) have been.

    Keywords: the Islamic Republic of Iran, the Syrian crisis, Identity, Security, Balance of Power
  • MohammadJavad Heidarian Dolatabadi *, Rasool Mazaheri Koohestani Pages 191-219

    The military offensive against the Yemeni-led Arab-led Arab-led coalition and the firefighting of civilian targets are an illicit justification and a clear indication of the violation of Yemen's territorial integrity.  The legal right to self-defense for the Yemeni people as well as the international responsibility for Saudi Arabia, including the results of this violation, is in the light of international law. The crimes of the Saudis in Yemen are punishable by international criminal law in violation of the principle of separation and non-invasion of civilians and civilian property, the non-use of prohibited weapons and the prevention of the transfer of humanitarian assistance in accordance with humanitarian law, such as acts, Is in violation of the Geneva Conventions and can be considered as a war crime. It can also be seen that with the formation of a coalition and the systematic and systematic attack of Saudi Arabia and the widespread slaughter of the Yemeni people because of their religion, elements of the international crime of genocide can be observed. . Saudi Arabia's unlawful involvement in the attack on Yemen, even if viewed as legitimate in defense of the incumbent president of that country and made it an unconventional armed conflict, is still not justified by the humanitarian violations of the military and civilians.

    Keywords: Humanitarian law, armed attack, war crime, Yemen, International Criminal Court