فهرست مطالب

  • Volume:18 Issue: 7, 2020
  • تاریخ انتشار: 1399/05/05
  • تعداد عناوین: 9
|
  • صفحات 485-490
    مقدمه

    دوز های تکراری Gonadotropin-releasing Hormone (GnRH) می تواند بطور مناسبی طول مدت luteinizing hormone (LH) surge افزایش دهد.

    هدف

    آیا دوز مجدد 12 ساعت بعد از اولین دوز GnRH agonist می تواند میزان بالا رفتن LH را طولانی کرده و باعث بهبود ماچوریتی اووسیت شود؟

    مواد و روش ها

    این مطالعه آینده نگر، دو سوکور در دانشگاه شهید صدوقی انجام شد. تمام بیماران شناخته شده با تخمدان پلی سیستیک در این مطالعه وارد شده و IVF با پروتکل آنتاگونیست بین سال های 2018 و 2019 انجام گردید. شرکت کنندگان با استرادیول سرمی بالاتر از 3000 بر اساس جدول تقسیم تصادفی به دو گروه مجزا تقسیم شدند گروه (A و گروه .B در گروه B تحریک ماچوریتی اووسیت با یک دوز انجام شد که شامل 2/. میلی گرم تریپتورلین 35 ساعت قبل از تخمک گیری بود و در گروه A دوز مجدد 12 ساعت بعد از دوز اول که شامل 1/. میلی گرم بود، تکرار گردید. سطح سرمی استرادیول E2،LH ، پروژسترون در روز Trigger اندازه گیری شد، سطح سرمی LH در سه زمان در هر دو گروه اندازه گیری شد. نتایج شامل میزان تخمک گیری، M1، M2، Maturity rate،GV rate ، تعداد جنین و میزان OHSS بررسی گردید.

    نتایج

    میزان M1، M2، Maturity rate و GV rate در بین دو گروه تفاوتی نداشت. سطح LH 12 ساعت بعد از Trigger ارتباط معناداری با میزان ماچوریتی نداشت. Empty follicle syndrome (EFS) گزارش نشد.

    نتیجه گیری

    با دوز مجدد GnRH اگونیست 12 ساعت بعد از دوز اولیه می توان میزان و فرکانس افزایش LH را بهبود بخشید و در نتیجه آن EFS رویت نشد اما تاثیری بر میزان ماچوریتی اووسیت،M1 ، M2 و GV بین دو گروه نداشت.

    کلیدواژگان: سندروم تخمدان پلی کیسسیت، درمان، لقاح آزمایشگاهی، هورمون آزاد کننده گنادوتروپین
  • صفحات 491-500
    مقدمه

    مطالعات پیشنهاد کرده که ناهماهنگی بین مراحل رشد آندومتر و امبریو که به وسیله رشد آهسته امبریو به وجود می آید می تواند به وسیله فریز کردن امبریو و سپس برگرداندن آن به سیکل بعدی اصلاح گردد. بنابراین فرضیه ما این بود که میزان تولد زنده می تواند در انتقال امبریوهای فریز شده در مقایسه با امبریوهای تازه بالاتر باشد.

    هدف

    مقایسه میزان تولد زنده بین سیکل های با امبریو تازه و امبریو فریز شده.

    مواد و روش ها

    یک مطالعه مقطعی بر روی 10744 سیکل انتقال امبریو اتولوگ منفرد که در آنها از امبریوهای مرحله تقسیم اول استفاده شده بود انجام گرفت.

    نتایج

    میزان تولد زنده و حاملگی کلینیکی هر دو در گروه سیکل تازه بیشتر بود. آنالیز چند متغیره برای عوامل مغشوش کننده همچنین تایید کرد که خانم هایی که امبریوی فریز و سپس ذوب شده دریافت کردند میزان تولد زنده کمتری نسبت به آنهایی داشتند که امبریو تازه دریافت کردند. در مطالعه زیر گروهی که امبریوهای آهسته استفاده کردند (1154 نفر) نیز هیچ تفاوت معنی داری در میزان تولد زنده و حاملگی کلینیکال بین دو گروه وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    این مطالعه نشان داد که میزان تولد زنده در سیکل هایی که از امبریو منجمد ذوب شده استفاده می کنند کمتر از موقعی است که از امبریو تازه استفاده می شود. نتایج ما می تواند نشان دهنده این باشد که هرگونه منفعت احتمالی در استفاده از امبریوی فریز شده و بدنبال آن بهبود هماهنگی امبریو و آندومتر، به دلیل آسیب های وارده به امبریو در مرحله فریز و ذوب از بین می رود.

    کلیدواژگان: انتقال جنین تازه، منجمد، تولد زنده، جنین، انتقال
  • صفحات 501-508
    مقدمه

    سقط جنین به عنوان ختم حاملگی قبل از هفته 24 بارداری در نظر گرفته می شود. میزان بروز سقط جنین در طی چند دهه گذشته روند پایدار یا حتی رو به رشد را نشان داده است. عفونت های ویروسی داخل رحمی یکی از علل احتمالی سقط جنین است. شواهد حاکی از آن است که هرپس ویروس های انسانی می توانند به عنوان علت بالقوه عفونت های داخل رحمی و متعاقبا پیامدهای نامطلوب در نظر گرفته شوند.

    هدف

    هدف این مطالعه مورد شاهدی شناسایی ژنوم هرپس ویروس های 5-1 در بافت جفتی و ارتباط آن ها با سقط جنین در طی 24 هفته اول حاملگی در شهر تهران است.

    مواد و روش ها

    بافت جفت از 83 زن با سقط خود به خودی طی سه ماهه اول و دوم حاملگی و 81 زن با سقط های درمانی طی همان دوره حاملگی جمع آوری شد. استخراج DNA با روش فنل/کلروفرم انجام شد. بخشی از ژن DNA پلیمراز هرپس ویروس های انسانی با روش Multiplex nested PCR تکثیر شد. محصولات PCR تحت فرآیند توالی یابی قرار گرفتند.

    نتایج

    نتایج نشان داد که ژنوم سیتومگالوویروس انسانی (HCMV) در جفت هر دو سقط خود به خودی (4/8%) و سقط درمانی (9/4%) وجود دارد، اگرچه هیچ تفاوت آماری معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد. هیچکدام از هرپس ویروس های انسانی دیگر در نمونه ها شناسایی نشدند.

    نتیجه گیری

    مانند برخی مطالعات دیگر، ارتباطی بین عفونت جفت با هرپس ویروس های انسانی و افزایش خطر ابتلا به سقط خود به خودی مشاهده نشد. برای پیدا کردن نقش واقعی عفونت هرپس ویروس های انسانی در سقط جنین، تحقیقات بیشتری باید بر روی نمونه های بیشتر در مناطق مختلف انجام شود.

    کلیدواژگان: سقط خودبخودی، سقط درمانی، عفونت، هرپس ویروس های انسانی
  • صفحات 509-516
    مقدمه

    پاسخ به تحریک تخمدان در خانم های مراجعه کننده برای IVF متفاوت است. این تفاوت می تواند در ارتباط با ژنوتیپ های متفاوت ژن های مرتبط با باروری مانند ژن گیرنده استروژن بتا(ERβ or ESR2)  باشد.

    هدف

    در این تحقیق میزان پلی مورفیسم ژن گیرنده استروژن بتا در زنان نابارور تحت درمان IVF با پاسخ های مختلف تخمدان به تحریک تخمک گذاری مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مقطعی انواع ژنوتیپ ژن گیرنده استروژن بتا در 91 زن نابارور کاندید IVF شناسایی و ارتباط آن با میانگین تعداد فولیکول و تخمک، نسبت فولیکول به تخمک، تعداد جنین های بدست آمده، متوسط اندازه فولیکول و میزان بارداری بعد از تحریک تخمک گذاری سنجیده شد. در هر بیمار برای ژن گیرنده استروژن بتا ژنوتیپ های GG, GA ,AA با استفاده از تکنیک ARMS-PCR مشخص گردید.

    نتایج

    بر اساس نتایج این مطالعه افراد دارای ژنوتیپ GG 5/27%,GA  67% وAA  5/5% از کل افراد تحت مطالعه را تشکیل می دادند. نسبت تخمک به فولیکول، میانگین تعداد فولیکول ها ،تخمک ها و جنین ها، متوسط اندازه تخمک ها و همچنین میزان بارداری در سه نوع ژنوتیپ از نظر آماری اختلاف معنی داری نداشت.

    نتیجه گیری

    با توجه به نقش انواع فاکتورهای آندوکرین و پاراکرین در تحریک تخمک گذاری و بلوغ مناسب تخمک به مطالعات بیشتری با تعداد بیشتری شرکت کننده جهت یافتن اهمیت دیگر ژن های موثر در تخمدان و همچنین بررسی جهش های دیگر در ژن گیرنده استروژن و تعیین شیوع پلی مورفیسم آن در جمعیت خانم های بارور نیاز است.

    کلیدواژگان: پلی مورفیسم ژنی، ژن گیرنده استروژن، ناباروری
  • صفحات 517-530
    مقدمه

    بهبود روش های بلوغ آزمایشگاهی (IVM) که می تواند رشد فولیکول را فعال کند نقش مهمی در تولید اووسیت های بالغ در فناوری تولیدمثلی دارد.

    هدف

    ارزیابی غلظت های مختلف داربست سه بعدی آلژینات در هورمون ها و بیان ژن در فولیکول های پره آنترال.

    مواد و روش ها

    موش های نابالغ سوری ماده نژادBALB/c  (سن 12 تا 14) کشته شدند. فولیکول ها را به روش مکانیکی جدا و به محیط کشت α-MEM حاوی %5FBS  قرار داده شدند. فولیکول های پره آنترال را در غلظت های مختلف سدیم آلژنیت (25/0%, 5/0%, 1%) محیط کشت دو بعدی به مدت 12 روز انکوبه شدند. فولیکول ها پس از روز 10 کشت، به لحاظ تشکیل حفره آنترال و قطر فولیکول ها در روزهای 6 و 12 مورد بررسی قرار داده شد. و در پایان روز 12 کشت سطح هورمون ها (آنتی مولرین هورمون، آندرستندیون، پروژسترون و استرادیول) و میزان بیان ژن های (CYP11a1, CYP17a1, CYP19a1, AMH, GnRH) مورد بررسی قرار گرفتند.

    نتایج

    نتایج نشان داد که بیشترین قطر فولیکول و بیشترین درصد تشکیل آنتروم مربوط به دوز 5/0% می باشد (00/0p =). سطح هورمون ها در دوزهای مختلف سدیم آلژینیت افزایش معنی داری در مقایسه با گروه control داشت (00/0 p =). بیشترین میزان این هورمون ها به ترتیب مربوط به دوز 5/0% و کمترین میزان هورمون ها مربوط به محیط کشت دو بعدی بود (00/0p =). بیشترین میزان بیان ژن ها مربوط به غلظت 5/0% می باشد که افزایش معناداری را نسبت به گروه کنترل نشان می دهد (00/0 p =).

    نتیجه گیری

    هیدروژل سدیم آلژینیت با دوز مناسب رشد فولیکول را ارتقا داده، باعث بلوغ فولیکول شده، منجر به تولید هورمون های استروییدی شده و منجر به افزایش بیان صحیح ژن های مرتبط با استروییدوژنز می شود.

    کلیدواژگان: فولیکول، کشت سه بعدی، سدیم آلژینات
  • صفحات 531-538
    مقدمه

    تامسولوزین یک عامل مهار کننده گیرنده های آلفا آدرنرژیک است که برای از بین بردن علایم بالینی و درمان احتباس ادراری حاد استفاده می شود.

    هدف

    هدف از این مطالعه بررسی اثرات تامسولوزین بر محور اندوکرین و بافت بیضه در موش های صحرایی نر بالغ است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی 30 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار (وزن 250 تا 300 گرم) به سه گروه تقسیم شدند: 1-شاهد (آب مقطر)، 2- آزمایش 1 (تامسولوزین 2/0 میلی گرم بر کیلوگرم در روز) و 3 - آزمایش 2 (دریافت تامسولوزین 4/0 میلی گرم بر کیلوگرم در روز)، دریافت دارو از طریق گاواژ خوراکی به مدت 28 روز انجام شد. سطح هورمون های سرمی و هیستوپاتولوژی بیضه در پایان آزمایش مورد ارزیابی قرار گرفت.

    نتایج

    وزن بیضه در این مطالعه در گروه آزمایشی به طور معنی داری نسبت به گروه کنترل کاهش یافت. کاهش معنی داری در وزن بیضه (004/0 p=) و تعداد سلول های لیدیگ (012/0p=) در گروه های تحت درمان با تامسولوزین دیده شد. تامسولوزین موجب بهبود پروفایل هورمون ها را در گروه های آزمایشی شد. همچنین تامسولوسین با دوز بالا به طور معنی داری تعداد سلول های لیدیگ، اسپرماتوگونی، ضخامت لایه ژرمینال و قطر لوله های منی ساز را تغییر داد.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج این مطالعه، استفاده از تامسولوسین، احتمالا با تاثیر بر سیستم آدرنرژیک، باعث کاهش غلظت تستوسترون می شود و تاثیرات مخربی بر فعالیت پرولیفراتیو سلول های زایا دارد. بنابراین، پیشنهاد می شود برای کاهش اثرات جانبی، بهتر است تامسولوزین با دارویی دیگر بصورت ترکیبی تجویز گردد.

    کلیدواژگان: تامسولوزین، لوله منی ساز، هیستوپاتولوژی، موش صحرایی، بیضه
  • صفحات 539-550
    مقدمه

    ناباروری یکی از مشکلات شایع ناشی از سرطان بیضه است. مردان مبتلا غالبا تصمیم می گیرند تا قبل از انجام شیمی درمانی/ رادیوتراپی اسپرم آنها برای باروری آینده ذخیره شود. این درمان می تواند باروری را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.

    هدف

    سرطان بیضه حتی قبل از تشخیص نیز می تواند توانایی لقاح را مختل کند. این مطالعه سعی در بررسی ویژگی های فردی و کیفیت مایع منی در بیماران مبتلا به سرطان بیضه دارد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مشاهده ای بر روی 190 مایع منی از بیماران مبتلا به سرطان بیضه (16 تا 47 سال) که به آزمایشگاه باروری در بیمارستان سنت مری برای بانک اسپرم قبل از درمان سرطان مراجعه کرده بودند انجام شد. جنبه های متفاوتی از آنالیز مایع منی آنها مورد بررسی قرار گرفت. بیماران به چهار دسته مختلف تقسیم شدند: 1) سمینوما، 2) تراتوما، 3) تومورهای سلولی جوانه زده و 4) سایر موارد.

    نتایج

    نتایج نشان داد که 23 مورد از افراد آزواسپرم و 13 مورد غیرآزواسپرم مورفولوژی اسپرم "طبیعی" آنها بسیار کم و غیرقابل شمارش بود. در بین بیمارانی که توانایی تولید اسپرم داشتند، 4/59% از آنها غلظتی برابر با 106×20> میلی لیتر داشتند. میانگین "تحرک بسیار خوب" و "متوسط" در همه موارد 2/47% بود. بیش از 92% از بیماران مورفولوژی غیرطبیعی داشتند. مورفولوژی اسپرم حساس ترین پارامتر مایع منی در بیماران مبتلا به سرطان بیضه است.

    نتیجه گیری

    اسپرماتوژنز غیرطبیعی در بیشتر بیماران مبتلا به سرطان بیضه قبل از درمان با پرتودرمانی، شیمی درمانی و یا جراحی مشاهده می شود. دلیل عدم کیفیت مایع منی در بیماران سرطانی هنوز مشخص نیست، بنابراین بیماران مبتلا به اختلالات اسپرماتوژنز باید برای تشخیص به موقع و صحیح سرطان قبل از هر نوع درمان ناباروری، معاینه دقیقی انجام دهند.

    کلیدواژگان: باروری، سرطان بیضه، آنالیز سیمن، اسپرماتوژنز
  • صفحات 551-560
    مقدمه

    آپیجنین یک فلاوونویید مشتق گیاهی با اثرات آنتی اکسیدانی و آنتی آپوپتوتیک است. سلول های استرومای مغز استخوان نوعی سلول بنیادی مزانشیمال هستند که ممکن است تخمدان های آسیب دیده را بهبود دهند. بنظر می رسد آپیجنین می تواند تمایز سلول های بنیادی مزانشیمال را افزایش دهد.

    هدف

    هدف از این مطالعه بررسی اثر تجویز همزمان آپیجنین و سلول های بنیادی استرومای مغز استخوان بر عملکرد، ساختار و آپوپتوز تخمدان های آسیب دیده بعد از ایجاد مدل شیمی درمانی با سیکلوفسفامید در موش صحرایی بود.

    مواد و روش ها

    برای القای شیمی درمانی و تخریب تخمدان، سیکلوفسفامید به صورت داخل صفاقی به 40 موش صحرایی ماده نژاد ویستار (با وزن 200-180 گرم و سن 10 هفته) به مدت 14 روز تزریق شد. سپس موش ها به طور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: کنترل، آپیجنین، سلول های بنیادی و تجویز همزمان آپیجنین و سلول های بنیادی. تزریق آپیجنین به صورت داخل صفاقی و پیوند سلول های بنیادی به صورت موضعی در تخمدان ها انجام شد. چهار هفته بعد، سطح هورمون آنتی مولرین با کیت الایزا، تعداد تخمک ها با تحریک تخمک گذاری، تعداد فولیکول ها در مراحل مختلف با رنگ آمیزی H & E و بیان پروتیین های Bcl-2 و Bax با وسترن بلات ارزیابی شد.

    نتایج

    یافته های بدست آمده از سطح هورمون آنتی مولرین سرم، تعداد فولیکول ها و تخمک ها، و نسبت بیان Bcl-2/Bax نشان داد که تجویز همزمان آپیجنین و سلول های بنیادی استرومای مغز استخوان به طور معنا داری عملکرد، ساختار و آپوپتوز تخمدان را در مقایسه با گروه های کنترل، آپیجنین و سلول های بنیادی استرومای مغز استخوان بهبود داد (001/0p<).

    نتیجه گیری

    نتایج پیشنهاد می کند که تجویز همزمان آپیجنین و سلول های بنیادی استرومای مغز استخوان ممکن است موثرتر از تجویز هر کدام از آن ها به تنهایی بر تخمدان آسیب دیده در اثر شیمی درمانی با سیکلوفسفامید در موش صحرایی باشد.

    کلیدواژگان: آپیجنین، سلول های استرومای مغز استخوان، شیمی درمانی، تخمدان، ترمیم
|
  • Abbas Aflatoonian, Fatemeh Haghighi*, Masrooreh Hoseini, Saeid Haghdani Pages 485-490
    Background

    A repeat dose of Gonadotropin-releasing Hormone (GnRH) agonist could provide long duration of luteinizing hormone (LH) surge and amplitude appropriately.

    Objective

    Improvement in oocyte maturity could be obtained by a repeat dose of GnRH agonist.

    Materials and Methods

    In this randomized double-blinded study, 120 women with polycystic ovarian syndrome and serum estradiol level (E2) > 3000 who were candidate for in vitro fertilization with Antagonist protocol were enrolled between July 2018 and July 2019.  Participants were randomized in two groups - and final oocyte maturation was triggered with two doses: In group A, a repeat dose of 0.1 mg, 12 hr. after the first dose and in group B, 0.2 mg SC triptorelin (decapeptyl) 35 hr. prior to oocyte retrieval. Serum Estradiol, LH, and progesterone concentration were measured on the trigger day. Serum LH measurement was done three times in both groups. The outcomes were oocyte yield, meiosis (M) I, MII, Maturity rate, germinal vesicle (GV) rate, 2 pronuclear, embryo yield, ovarian hyper stimulation syndrome rates.

    Results

    Maturity rate (p= 0.89), MI (p= 0.38), MII (p= 0.89), and GV oocytes (p= 0.38) were not statistically different between the two study groups. LH levels measured at 12 hr post-trigger did not relate statistically significant with maturity rate in our participants (p= 0.96). No empty follicular syndrome was reported.

    Conclusion

    Although, the second dose of GnRH agonist after 12 hr since the first dose could provide duration of LH surge and amplitude and as a result no empty follicular syndrome was seen, the maturity rate, MI, MII, and GV oocytes were not different between the two study groups.

    Keywords: Polycystic ovarian syndrome, Treatment, In vitro fertilization, Gonadotropin-Releasing hormone
  • Wan Tinn Teh*, Alex Polyakov, Claire Garrett, David Edgar, John Mcbain, Peter Rogers Pages 491-500
    Background

    Studies have suggested that embryo-endometrial developmental asynchrony caused by slow-growing embryos can be corrected by freezing the embryo and transferring it back in a subsequent cycle. Therefore, we hypothesized that live birth rates (LBR) would be higher in frozen embryo transfer (FET) compared with fresh embryo transfers.

    Objective

    To compare LBR between fresh and FET cycles.

    Materials and Methods

    A cross-sectional analysis of 10,744 single autologous embryo transfer cycles that used a single cleavage stage embryo was performed. Multivariate analysis was performed to compare LBR between FET and fresh cycles, after correcting for various confounding factors. Sub-analysis was also performed in cycles using slow embryos.

    Results

    Both LBR (19.13% vs 14.13%) and clinical pregnancy (22.48% vs 16.25%) rates (CPR) were higher in the fresh cycle group (p < 0.00). Multivariate analysis for confounding factors also confirmed that women receiving a frozen-thawed embryo had a significantly lower LBR rate compared to those receiving a fresh embryo (OR 0.76, 95% CI 0.68-0.86, p < 0.00). In the sub-analysis of 1,154 cycles using slow embryos, there was no statistical difference in LBR (6.40% vs 6.26%, p = 0.92) or CPR (8.10% vs 7.22%, p = 0.58) between the two groups.

    Conclusion

    This study shows a lower LBR in FET cycles when compared to fresh cycles. Our results suggest that any potential gains in LBR due to improved embryo-endometrial synchrony following FET are lost, presumably due to freeze-thaw process-related embryo damage.

    Keywords: Fresh, Frozen embryo transfer, Live birth, Embryo, Transfer
  • Javad Charostad, Talat Mokhtari-Azad, Jila Yavarian, Nastaran Ghavami, Seyed Mahmood Seyed Khorrami, Emad Behboodi, Somayeh Jalilvand, Somayeh Shatizadeh Malekshahi, Nazanin-Zahra Shafiei-Jandaghi* Pages 501-508
    Background

    Miscarriage is the spontaneous pregnancy loss before 24 wk of gestation. The incidence rate of miscarriage over the past few decades has shown steady or even growing trends. Viral intrauterine infections are one of the probable etiological causes of miscarriage. Previous evidence have shown that human herpes viruses (HHVs) could be considered as the potential reasons for intrauterine infections and adverse pregnancy outcomes.

    Objective

    This case-control study aimed to detect HHV1-5 DNAs in placental tissues and assess their association with miscarriage during the first 24 wk of pregnancy in spontaneous and therapeutic abortions.

    Materials and Methods

    Placental tissues from 83 women with spontaneous abortions during the first and the second trimesters of pregnancy and 81 women with therapeutic abortion during the same gestational age were collected. The DNA extraction was performed by the phenol/chloroform method. A part of the DNA polymerase gene of HHVs was amplified with multiplex nested-polymerase chain reaction. The polymerase chain reaction products were subjected to sequencing.

    Results

    The results showed the presence of human cytomegalovirus genome in the placenta of both spontaneous (8.4%) and therapeutic (4.9%) abortions. No statistically significant differences were found between these two groups. The other investigated viruses were not detected here.

    Conclusion

    In conclusion, like some other studies, no correlation was detected between the HHVs placental infections and the increased risk of spontaneous abortions. In order to find the actual role of HHVs infections in miscarriage, further investigations should be performed on a larger sample size in different areas.

    Keywords: Spontaneous abortion, Therapeutic abortion, Infections, Human herpes viruses
  • Elham Parsa*, Seyed Mehdi Hoseini, Seyedeh Mahdieh Namayandeh, Zhima Akhavansales, Mohammad Hasan Sheikhha Pages 509-516
    Background

    The response to ovarian stimulation is different among women referring for assisted reproductive techniques. This difference could be due to different genotypes in genes related to reproduction such as estrogen receptor beta (ERβ or ESR2) gene.

    Objective

    In the present study, we explored the rate of ESR2 gene polymorphism in infertile women undergoing IVF treatment with different ovarian response to ovulation induction.

    Materials and Methods

    A cross-sectional study was performed among 91 infertile women. The relationship between genotype distribution of the +1730 G/A polymorphism in the ESR2 gene (rs4986938) and the mean number of follicles and oocytes, their mean ratio, mean number of embryos, mean size of the follicles and pregnancy rates were measured. The ESR2 gene +1730 G/A polymorphism were identified by the amplification-refractory mutation system-polymerase chain reaction.

    Results

    Genotypes GG, GA, and AA of the ESR2 gene presented frequencies of 27.5%, 67%, and 5.5%, respectively, in the infertile women. The results of the study showed that the mean number of follicles and oocytes, their mean ratio, mean number of embryos, mean size of the follicles, and pregnancy rates are not related to different genotypes.

    Conclusion

    According to the endocrine and paracrine factors which are involved in the ovulation induction and maturation of oocytes, more studies with higher number of participants are required to confirm the results of the present study; in addition, further studies are required to find out other gene polymorphisms affecting estrogen receptor efficacy in the infertile women.

    Keywords: Gene, Polymorphism, Estrogen receptor gene, Infertility
  • Cyrus Jalili, Fuzie Khani Hemmatabadi, Kamran Mansouri, Mehrdad Bakhtiyari* Pages 517-530
    Background

    The improvement of in vitro maturation methods, which can activate the preantral follicle growth, plays a crucial role in the production of mature oocytes in reproductive technology.

    Objective

    To evaluate the different concentrations of 3D scaffolds of sodium alginate on hormones and gene expression in mice preantral follicles.

    Materials and Methods

    Immature female BALB/c mice (12-14 days) were sacrificed. The follicles were removed mechanically and transferred into α minimal essential medium with 5% fetal bovine serum. The preantral follicles were incubated with different concentrations of sodium alginate (0.25%, 0.5%, and 1%) and 2D medium for 12 days. The follicles were examined for antral formation following the 10th day and the diameter on days 6th and 12th. The levels of hormones (AMH, androstenedione, 17β-estradiol, and progesterone) and the expression of genes (CYP11a1, CYP17a1, CYP19a1, AMH, and GnRH) at the end of the 12th day.

    Results

    Maximum follicle diameter and highest percentage of antrum formation were related to 0.5% concentration (p = 0.00). The levels of hormones in different doses of sodium alginate were increased significantly compared to the control group (p = 0.00). The highest and lowest levels of these hormones were related to 0.5% concentration and 2D medium, respectively. The highest level of genes expression was observed in 0.5% sodium alginate, which showed a significant increase compared to the control group (p = 0.00).

    Conclusion

    Proper concentration of alginate hydrogel increases follicle growth, causes follicle maturation, produces steroid hormones, and increases appropriate expression of steroidogenesis-related genes.

    Keywords: Follicle, Three-dimensional culture, Sodium alginate
  • Yeganezahra Kohestani, Bentolhoda Kohestani, Zahra Shirmohamadi, Masoumeh Faghani* Pages 531-538
    Background

    Tamsulosin is an inhibitory factor of alpha-adrenergic receptors that is used for relieving of the clinical symptoms and management of acute urinary retention.

    Objective

    The aim of this study was to evaluate the effects of tamsulosin on the endocrine axis and testicular tissue in adult male rats.

    Materials and Methods

    In this experimental study, 30 adult male Wistar rats (weighing 250-300 gr) were divided into three groups: 1) control (received distilled water), 2) experimental 1 (received 0.2 mg/kg/day tamsulosin) and 3) experimental 2 (received 0.4 mg/kg/day tamsulosin) through oral gavage for 28 days. Serum hormones level and testicular histopathology were evaluated at the end of the experiment.

    Results

    In this study, the testicular weight decreased significantly in the experimental groups compared to the control group. A significant decrease was seen in testicular weight (p = 0.004) and the number of Leydig cells in tamsulosin-treated groups (p = 0.012). Tamsulosin improved the hormone profile in experimental groups. Also, higher dose of tamsulosin significantly changed the number of Leydig, spermatogonia cells, the thickness of germinal layer, and the diameter of the seminiferous tubules.

    Conclusion

    Results showed that using tamsulosin, possibly reduces the testosterone concentration through adrenergic axis system and in turn has destructive effects on proliferative activity of germ cells.

    Keywords: Tamsulosin, Seminiferous tubules, Histopathology, Rat, Testis
  • Behrooz Ghasemi, Alimohammad Mosadegh Mehrjardi, Carolyn Jones, Nasrin Ghasemi* Pages 539-550
    Background

    Infertility is a common problem in testicular cancer. Affected men often decide to undergo sperm banking before chemo/radiotherapy. The cumulative effects of therapy can considerably reduce fertility.

    Objective

    Testicular cancers impair fertilizing ability, even before diagnosis. This study tries to verify individual traits and semen quality in patients with testicular cancer.

    Materials and Methods

    This observational study analyzed 190 semen of patients with testicular cancer (16 to 47 yr old) referred to the sub-fertility laboratory at the St. Mary hospital for semen banking prior to treatment carcinoma. Several aspects of their semen analyses were examined. The cases were divided into four different categories: seminoma, teratoma, mixed germ cell tumors and others.

    Results

    The results showed that 23 cases were azoospermic, and 13 of the patients who were not azoospermic, their sperm of “normal” morphology were too few to count. Among patients that could produce spermatozoa, 59.4% had a sperm concentration of < 20 × 106/ml. The mean of “motility excellent” and “sluggish” taken together in all the cases was 47.2%. More than 92% of the patients had an abnormal morphology. The morphology of sperm is the most sensitive semen parameter that is affected by testicular carcinoma.

    Conclusion

    Abnormal spermatogenesis is seen in most patients with testicular cancer before treatment with radiation, chemotherapy, or surgery. The causes of poor semen quality in cancer patients are not well-understood, but the patients with impaired spermatogenesis should have precise examination to find out the correct diagnosis of problem and preserve the fertility before any treatment.

    Keywords: Infertility, Testicular cancer, Semen analyses, Spermatogenesis
  • Athar Talebi, Nasim Hayati Roodbari, Hamid Reza Sameni, Sam Zarbakhsh* Pages 551-560
    Background

    Apigenin is a plant-derived flavonoid with antioxidative and antiapoptotic effects. Bone marrow stromal cells (BMSCs) are a type of mesenchymal stem cells (MSCs) that may recover damaged ovaries. It seems that apigenin may promote the differentiation of MSCs.

    Objective

    The aim of this study was to investigate the effect of coadministration of apigenin and BMSCs on the function, structure, and apoptosis of the damaged ovaries after creating a chemotherapy model with cyclophosphamide in rat.

    Materials and Methods

    For chemotherapy induction and ovary destruction, cyclophosphamide was injected intraperitoneally to 40 female Wistar rats (weighing 180–200 gr, 10 wk old) for 14 days. Then, the rats were randomly divided into four groups (n = 10/each): control, apigenin, BMSCs and coadministration of apigenin and BMSCs. Injection of apigenin was performed intraperitoneally and BMSC transplantation was performed locally in the ovaries. The level of anti-mullerian hormone serum by ELISA kit, the number of oocytes by superovulation, the number of ovarian follicles in different stages by H&E staining, and the expression of ovarian Bcl-2 and Bax proteins by western blot were assessed after four wk.

    Results

    The results of serum anti-mullerian hormone level, number of oocytes and follicles, and Bcl-2/Bax expression ratio showed that coadministration of apigenin and BMSCs significantly recovered the ovarian function, structure, and apoptosis compared to the control, BMSC, and apigenin groups (p < 0.001).

    Conclusion

    The results suggest that the effect of coadministration of apigenin and BMSCs is maybe more effective than the effect of their administrations individually on the recovery of damaged ovaries following the chemotherapy with cyclophosphamide in rats.

    Keywords: Apigenin, Bone marrow stromal cells, Chemotherapy, Ovary, Regeneration
  • Josef Finsterer*, Fulvio Alexandre Scorza, Carla Alessandra Scorza, Ana Claudia Fiorini Pages 561-562

    none, letter