فهرست مطالب

بلور شناسی و کانی شناسی ایران - سال بیست و هشتم شماره 2 (تابستان 1399)
  • سال بیست و هشتم شماره 2 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/05/11
  • تعداد عناوین: 18
|
  • ندا مختاری، علی احمدی*، حسن میرنژاد صفحات 269-284

    سنگ های خروجی قلیایی نوزا در مناطق نهبندان و آساگی شامل بازانیت، هاواییت، موژه آریت و بنموریت هستند. در بازانیت ها، مقادیر به نسبت کم Mg#، Ni و Cr بیانگر رخداد جدایش الیوین و کلینوپیروکسن از ماگمای اولیه سازنده آنهاست. همچنین در سنگ های هاواییت، موژه آریت و بنموریت کاهش مقادیر CaO، TiO2، FeOt، عناصر خاکی نادر متوسط (MREE) و سنگین (HREE) با افزایش مقدار SiO2 نشان دهنده تاثیر فرایند جدایش کانی های آمفیبول، کلینوپیروکسن و اکسیدهای آهن و تیتان بر تغییرات ترکیب آنهاست. در بازانیت ها، هاواییت ها و موژه آریت های دارای کمتر از 52 درصد وزنی SiO2، مقدار بالای Nb/U و نبود ناهنجاری منفی Nb و Ta نشان از بی اثر بودن و یا اثر ناچیز فرایند آلایش پوسته ای بر ترکیب این سنگ ها دارد. ویژگی های زمین شیمیایی و وجود بیگانه بلور های کوارتز در سنگ های جدایش یافته تر، مانند تعدادی از موژه آریت ها و بنموریت ها، نشانگر اثر به نسبت بیشتر آلایش با پوسته قاره ای است. مقادیر و نسبت های عناصر کم مقدار در این سنگ ها شبیه بازالت های قلیایی جزایر اقیانوسی (OIB) است. مقدار نسبت های N (Tb/Yb) بیش از 80/1 و N (Dy/Yb) بیش از 60/1 در این سنگ ها نیز بیانگر ناشی شدن ماگماهای سازنده آنها از یک گوشته سست کره ای در عمق پایداری کانی گارنت است. همچنین، مدل سازی ذوب بخشی نشان می دهد که ماگمای سازنده بازانیت ها برآمده از 5 تا 7 درصد ذوب بخشی و برای سایر نمونه ها از 2 درصد ذوب بخشی یک خاستگاه گارنت لرزولیتی است.

    کلیدواژگان: قلیایی، بازانیت، هاوائیت، موژه آریت، بنموریت، پهنه زمین درز سیستان
  • عادل افخمی نهند، علی عابدینی*، صمد علیپور، لیلا ذاکری صفحات 285-296

    نفوذ توده های آذرین گرانودیوریتی و کوارتز دیوریتی به سن الیگوسن به درون سنگ های آندزیتی ایوسن در منطقه اسبخوان هریس (استان آذربایجان شرقی، شمال غرب ایران) باعث رخداد سامانه دگرسانی گسترده ای شده است. بخش قابل توجهی از این سامانه را پهنه دگرسانی آرژیلیک تشکیل می دهد. بر اساس بررسی های کانی شناسی، کایولینیت، کوارتز، اسمکتیت، آلونیت، مسکوویت- ایلیت، هماتیت، پیروفیلیت، روتیل، کلریت، استیلبیت و کلسیت فازهای کانیایی غالب در این پهنه دگرسانی هستند. الگوی توزیع عناصر خاکی نادر (REE) بهنجار شده به کندریت نشانگر جدایش و غنی شدگی قوی عناصر خاکی نادر سبک (LREE) نسبت به عناصر خاکی نادر سنگین (HREE) همراه با رخداد بی هنجاری های منفی Eu طی آرژیلیتی شدن هستند. ترکیب نتایج بررسی های کانی شناسی، محاسبات تغییرات جرم لانتانیدها و بررسی پارامترهای مختلف زمین شیمیایی نشان می دهد که توزیع و تحرک عناصر خاکی نادر طی گسترش پهنه دگرسانی آرژیلیک وابسته به عواملی چون pH، دما، درجه پایداری لیگاندهای کمپلکس ساز، جذب سطحی و روبش توسط اکسیدهای آهن است. ضرایب همبستگی بین عناصر نشان می دهند که کانی های رسی به همراه هماتیت، روتیل و فسفات های ثانویه میزبان لانتانیدها در این پهنه دگرسانی هستند. شواهد صحرایی (حضور پوش سنگ های سیلیسی روی پهنه دگرسانی آرژیلیک به همراه برشی شدن موضعی)، انباشته های کانیایی (آلونیت و پیروفیلیت) و ویژگی های زمین شیمیایی (جدایش و غنی شدگی LREEها نسبت به HREEها) نشان می دهند که فرآیندهای درونزاد نسبت به فرآیندهای برونزاد نقش بسیار مهم و برجسته ای در گسترش و تکامل پهنه دگرسانی آرژیلیک منطقه اسبخوان ایفا نموده اند.

    کلیدواژگان: کانی شناسی، زمین شیمی، دگرسانی آرژیلیک، توزیع عناصر خاکی نادر، اسبخوان، هریس
  • منیر مجرد* صفحات 297-310

    در این پژوهش، نقش ترکیب شیمیایی سنگ مادر دگرگونی بر الگوی توزیع اندازه بلور گارنت در سنگ های رسی دگرگونه بررسی شد. از دو گروه سنگ رسی دگرگونه ناحیه ای (شیست های شاهیندژ) و مجاورتی (هاله دوربه اشنویه) تصویر کامل موزاییکی تهیه و پردازش تصویری شد و الگوها رسم گردید. تعداد هسته ها در هورنفلس ها یک چهارم شیست ها بوده ولی میزان رشد در هورنفلس ها بیش از 40 برابر بوده است. این امر افزون بر درجه بالای خروج از حالت تعادل طی دگرگونی ناحیه ای چندفازه، بیانگر حضور موثر سیال غنی از آب در هاله مجاورتی با نقش بازدارندگی از هسته بندی و کمک رسانی برای انتقال یون ها به مکان هسته ها بوده و با در نظر داشتن ترکیب مشابه آلماندنی گارنت ها در هر دو گروه، نشانه ترکیب شیمیایی مساعد سنگ کل هورنفلس ها نسبت به شیست هاست.

    کلیدواژگان: توزیع ابعاد بلوری، گارنت، هسته بندی و رشد، سنگ رسی دگرگونه، ترکیب سنگ کل
  • ملیحه گلستانی* صفحات 311-328

    منطقه فتح آباد در شمال غربی شهرستان زرند (استان کرمان) در پهنه ساختاری ایران مرکزی و در قطعه پشت بادام واقع است. توده های گابرویی متعدد با سن اردوویسین-سیلورین در سراسر این منطقه به درون واحدهای آتشفشانی-رسوبی سری ریزو تزریق شده است. این گابروها در اصل دربردارنده آمفیبول (کرسوتیت)، کلینوپیروکسن، پلاژیوکلاز و بیوتیت هستند. نتایج تجزیه ریزکاو الکترونی نشان می دهند که کلینوپیروکسن ها از نوع دیوپسید آلومینیوم دار بوده و دارای ماهیت قلیایی تا پرقلیایی هستند. محاسبات دما و فشارسنجی کلینوپیروکسن ها گستره دمایی حدود 1121 تا  °C 1184 و فشار 6 تا 11 کیلوبار را نشان می دهند. از نظر زمین ساختی، کلینوپیروکسن های مورد بررسی مشابه پیروکسن های بازالت های جزایر اقیانوسی بوده و به محیط های کافتی درون صفحه ای وابسته هستند. گابروهای قلیایی فتح آباد مربوط به رخداد کافتش پالیوتتیس طی اردوویسین-سیلورین هستند که در پی تداوم تدریجی کشش پشت کمانی در کرانه شمالی ابرقاره گندوانا در منطقه جایگیری کرده اند.

    کلیدواژگان: گابرو، قلیایی، کلینوپیروکسن، شیمی کانی، فتح آباد، قطعه پشت بادام
  • محمد صالحی تینونی، علی عابدینی*، علی اصغر کلاگری صفحات 329-340

    ذخیره مس بلبلی2 در 110 کیلومتری جنوب غرب کرمان و در کمربند فلزایی دهج- ساردوییه (کمان ماگمایی سنوزوییک کرمان) واقع است. این ذخیره توسط سنگ های آذرین خروجی ایوسن (توف، جوش آتشفشانی، آندزیت و داسیت) و توده آذرین درونی الیگو- میوسن (گرانودیوریت) میزبانی می شود. این سنگ ها میزبان پهنه های دگرسانی پروپیلیتی، فیلیکی، سیلیسی و کربناتی (برآمده از سیال های کانی ساز) هستند. در این سنگ ها، کانی سازی درونزاد غالب بوده و بیشتر به صورت رگه- رگچه ای داربستی و انتشاری (کالکوپیریت، پیریت و مگنتیت) رخ داده است. این کانی سازی توسط انباشته های برونزاد چون هماتیت، گوتیت، مالاکیت، و آزوریت در بخش سطحی ذخیره پوشیده شده است. کانی های درونزاد اغلب بافت های رگه-رگچه ای داربستی، برشی، دانه ای و قشرگون را نشان می دهند. ریزدماسنجی در بلور های کوارتز همزاد با کانی سازی چهار نوع میانبار سیال دو فازی مایع-گاز غنی از مایع (L-V)، دوفازی گاز-مایع غنی از گاز (L-V-S)، سه فازی مایع-گاز-جامد (V-L) و تک فازی گازی (V) را نشان می دهد. میانبارهای سیال مورد مورد بررسی دارای گستره دمای همگن شدگی 427-190 درجه سانتی گراد هستند. میانبارهای سیال L-V-S با محو بلور نمک طعام در گستره دمایی 213 تا 425 درجه سانتی گراد متناظر با شوری های در گستره 50-32 درصد وزنی نمک طعام همگن می شوند. میانبارهای دوفازی غنی از مایع (L-V) شوری هایی در گستره 10- 6/0 درصد وزنی معادل نمک طعام را نشان می دهند. بر پایه داده های ریزدماسنجی، جوشش، آمیختگی و سرد شدن ساده سیال های کانی ساز سازوکار های موثر در تشکیل و گسترش این ذخیره به شمار می روند. سیال های کانسار ساز به احتمال بسیار دارای خاستگاه ماگمایی و ماگمایی- جوی بوده اند. جایگاه زمین ساختی، ویژگی های بافتی و ساختی، انباشته های کانیایی دگرسانی و کانی زایی و داده های ریزدماسنجی رده بندی کانسنگ های بلبلی2 به عنوان ذخیره مس نوع پورفیری را تایید می کنند.

    کلیدواژگان: دهج- ساردوئیه، کانی سازی، بافت، دگرسانی، میانبارهای سیال، مس پورفیری
  • مژگان رضایی*، محمود صادقیان، حبیب الله قاسمی، پاپادوپائلو لامبرینی صفحات 341-356

    متاپلیت های مجموعه پی سنگی دگرگونی- آذرین دوچاه (واقع در جنوب شرق شاهرود) به سن نیوپروتروزوییک پسین شامل میکاشیست، گارنت شیست، کلریتویید شیست و گارنت گنیس هستند. در بالاترین درجه دگرگونی، متاپلیت ها دچار ذوب بخشی شده اند و در آن ها گرانیت زایی صورت گرفته است. بخش قابل توجهی از متاپلیت ها، اثر نظام زمین ساختی تراکمی را به صورت وجود شواهد بارز دگرریختی و میلونیتی شدن شدید نشان می دهند. کلریت های ثانویه و فنژیت های موجود در متاپلیت ها شواهدی از دگرگونی  پسرونده ای هستند که در شرایط دما - فشار رخساره شیست سبز و طی بالازدگی این مجموعه تشکیل شده اند. دما - فشارسنجی متاپلیت ها بیانگر بروز یک نظام دگرگونی پیشرونده نوع بارووین عادی، در ارتباط با رخداد کوهزادی کادومین (نیوپروتروزوییک پسین) در شرایط دما و فشار رخساره های شیست سبز تا آمفیبولیت بالایی است.

    کلیدواژگان: شیمی کانی، دگرگونی، متاپلیت، نئوپروتروزوئیک، دوچاه، شاهرود
  • سارا پولادیان، علی کنعانیان*، علیرضا بدیعی صفحات 357-368

    در این پژوهش، سنتز گرمابی زیولیت های مرلینوییت و ژیسموندین از ماده اولیه پرلیت، به عنوان تامین کننده سیلیس و آلومینیوم مورد نیاز واکنش، در شرایط قلیایی و در دمای ثابت 150 درجه سانتیگراد به مدت 3 روز بررسی شده است. در همه آزمایش ها از یک نمونه پودر پرلیت بدون انجام هیچ گونه پالایشی استفاده شده و همه واکنش ها در اتوکلاوهای گرمابی تفلونی انجام شد. برای شناسایی فرآورده های تغییر فاز یافته، از پراش سنج پرتو ایکس (xrd) و برای بررسی ریختار فرآورده های واکنشی از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) استفاده شد. نتایج نشان می دهد که در غلظت 25/0 مول بر لیتر LiOH، تنها مرلینوییت به عنوان اولین فاز شروع به تبلور می کند. با افزایش غلظت LiOH  به 5/0 مول بر لیتر، ژیسموندین نیز در کنار مرلینوییت تشکیل می شود و در صورتی که غلظتLiOH  به 3 مول بر لیتر برسد، تولید ژیسموندین بر تولید مرلینوییت غلبه می یابد.

    کلیدواژگان: پرلیت، زئولیت، تغییر فاز، مرلینوییت، ژیسموندین
  • محبوبه جمشیدی‎بدر*، کاظم قلی‎زاده، مهدی محمدی صفحات 369-382

    دایک‎های دیابازی غرب عقدا (استان یزد) در منطقه‎ی معدن بهرام‎تاج و در پهنه ساختاری ایران مرکزی برونزد دارند. این دایک‎ها با رنگ خاکستری تیره در بین واحدهای سنگی آهک-دولومیت برونزد داشته و در راستای گسل‎های شرقی-غربی منطقه غرب عقدا قرار دارند. پلاژیوکلاز، بیوتیت، آمفیبول و پیروکسن کانی‎های اصلی تشکیل دهنده این دایک ها هستند. پلاژیوکلازها آندزین، بیوتیت‎های اغلب آهن‎دار (%57/31-27/24 :FeO)، آمفیبول‎ها از نوع مگنزیوهورنبلند و پیروکسن ها دارای ترکیب اوژیت (En 0.50-0.58, Fs 0.14-0.22, Wo 0.25-0.31) هستند. دما و فشار تبلور دایک‎ها با روش‎های مختلف دما- فشارسنجی بیوتیت، آمفیبول و کلینوپیروکسن بررسی شد که بیشترین دمای تبلور 1150 درجه سانتی گراد و فشار کمتر از 5 کیلوبار مشخص شده است. ماهیت ماگمای سازنده این دایک ها قلیایی است و گریزندگی اکسیژن طی تشکیل و تبلور کانی‎های سازنده آن‎ها زیاد است. از نظر جایگاه زمین ساختی، دایک‎های غرب عقدا در محیط کششی موضعی درون قاره ای از نوع حوضه کششی تشکیل شده اند.

    کلیدواژگان: دایک‎های دیابازی، شیمی کانی، دمافشارسنجی، پهنه ایران مرکزی
  • غلامرضا تاج بخش*، سید محمدعلی موسوی زاده صفحات 383-400

    مقدار و چگونگی تمرکز عناصر کمیاب و خاکی نادربلورهای گارنت وابسته به دگرگونی ناحیه ای مناطق ده سلم، زمان آباد، میشدوان و تنبور در خرد قاره ایران مرکزی بررسی شد. این بلورها بیشتر از میکاشیست های مربوط به رخساره های شیست سبز تا آمفیبولیت جدا شده اند. ترکیب کانی شناسی گارنت ها، آلماندین های غنی از منگنز و منیزیم است. الگوی عناصر خاکی نادر این کانی ها در دو دسته کلی غنی از عناصر خاکی نادر سنگین و غنی از عناصر خاکی نادر سبک قرار می گیرند. مقدار و چگونگی تغییرات عناصر کمیاب این کانی ها بیانگر غنی بودن سنگ مادر و فرایند جانشینی عناصر خاکی نادر سنگین و عناصر با شدت میدان بالا با کاتیون های دو ظرفیتی در ساختار بلورین است. غنی شدگی عناصر خاکی نادر سبک و سنگ دوست بزرگ یون نوع دوم نیز ناشی از عملکرد سیال های غنی از این عناصر و تابع نسبت ضرایب تفکیک عناصر کانی های در حال تعادل، تبلور یا واکنش با بلور گارنت است.

    کلیدواژگان: گارنت، عناصر خاکی نادر، دگرگونی ناحیه ای، ایران مرکزی
  • آرزو چراغی، معصومه آهنگری*، منیژه اسدپور صفحات 401-414

    سنگ های آتشفشانی رخنمون یافته در جنوب غرب خوی دارای ترکیب بازالت و به مقدار کمتر پلاژیوکلاز- فیریک بازالت هستند و به ترتیب از درشت بلور های کلینوپیروکسن + پلاژیوکلاز و پلاژیوکلاز تشکیل شده اند. این سنگ ها به شدت دگرسان شده و دارای مقادیر بالایی از کانی های ثانویه اپیدوت و کلریت در ترکیب خود هستند. بر اساس بررسی های شیمی کانی، ترکیب کلینوپیروکسن ها از دیوپسید تا اوژیت در تغییر است. این کانی ها دارای منطقه بندی ترکیبی عادی هستند و از ماگمای اولیه با ترکیب نیمه قلیایی متبلور شده اند. کلینوپیروکسن ها در فشار 2 تا 5 کیلوبار، دمای 1100 تا 1150 درجه سانتیگراد و گریزندگی اکسیژن بالا متبلور شده اند. در نمودارهای تفکیک محیط زمین ساختی، سنگ های مورد بررسی بیشتر در گستره همپوشانی محیط های تولییت های جزایر قوسی (IAT)، بازالت های پشت قوسی (BABB) و بازالت های پشته های میان اقیانوسی (MORB) واقع هستند. بر اساس مقایسه سنگ های مورد بررسی با بازالت های مجموعه افیولیتی خوی، بازالت های جنوب غرب خوی به احتمال بسیار در حوضه پشت قوس تشکیل شده اند.

    کلیدواژگان: بازالت، کلینوپیروکسن، شیمی کانی، محیط زمین ساختی، خوی
  • مریم قبادنام، حسین شهبازی* صفحات 415-428

    سنگ های آذرین غرب و جنوب غرب رزن، در استان همدان، غرب ایران، و در پهنه سنندج- سیرجان برونزد دارند. براساس بررسی های سنگ نگاری و زمین شیمیایی، این توده ها از دیوریت، گابرودیوریت، مونزونیت و کوارتزمونزونیت، آندزیت و آندزیت بازالتی تشکیل شده اند. نتایج حاصل از آنالیزهای زمین شیمیایی نشان می دهد که این سنگ ها وابسته به سری ماگمایی آهکی قلیایی هستند. ماهیت و ترکیب زمین شیمیایی سنگ های منطقه دستخوش فرایند های ماگمایی چون تبلور جدایشی، هضم و آلایش پوسته ای شده اند. الگوی تغییرات عناصر خاکی نادر و کمیاب بهنجار شده نسبت به کندریت و گوشته اولیه، نشان می دهند که مقادیر عناصر خاکی نادر (LREE) از عناصر خاکی سنگین (HREE) بیشتر است. ماگمای سنگ های آذرین حدواسط - بازی غرب و جنوب غرب رزن در یک پهنه فرورانش و قوس های آتشفشانی کرانه فعال قاره ای تشکیل شده است.

    کلیدواژگان: دیوریت، زمین شیمی، سنگ شناسی، رزن، پهنه سنندج- سیرجان
  • سیده نرگس ساداتی*، محمد جلالی خلیل آبادی، محمد یزدی، آیدا محبی صفحات 429-444

    منطقه اکتشافی گروه در 19 کیلومتری شمال شرق شهر ساردوییه در استان کرمان واقع است. واحدهای سنگ شناسی اصلی در این منطقه از قدیم به جدید عبارتند از واحد های آتشفشانی ایوسن شامل آندزیت و آندزی بازالت و واحد های نفوذی الیگومیوسن شامل دیوریت، کوارتز دیوریت و گرانودیوریت و واحدهای آذرآواری شامل توف و برش هستند. دگرسانی در منطقه گروه به دلیل نفوذ توده های نفوذی به درون سنگ های آتشفشانی از گسترش چشم گیری برخوردار است. دگرسانی های عمده منطقه پروپلیتی، فیلیک و تا حدودی پتاسیمی هستند. کانه های مس دار (کالکوپیریت و مالاکیت) در رخنمون کوچکی از واحد گرانودیوریت پورفیری در شمال شرقی منطقه دیده می شوند. بررسی های زمین شیمیایی و نمودارهای محیط زمین ساختی نشان داد که سری ماگمایی این سنگ ها در گستره آهکی قلیایی قرار دارد و متاآلومین تا پرآلومین ضعیف بوده و از گرانیتوییدهای نوع I هستند. کانی سازی فقط در بخش درونزد دیده می شود و شواهد پهنه سوپرژن بسیار ضعیف است. حضور دگرسانی پتاسیمی در سطح و همچنین پستی و بلندی خشن ناحیه نشان دهنده بالاآمدگی و فرسایش شدید منطقه است که به احتمال بسیار باعث انتقال مس به مناطق پایین دست شده است.

    کلیدواژگان: گروه، ساردوئیه، دگرسانی درونزد، دگرسانی سوپرژن، کانی سازی مس
  • صدیقه زیرجانی زاده*، یعقوب نصیری، سید خلیل فروزنده، سمیرا تقدیسی نیک بخت، حمید حافظی مقدس، محمدامین زارعی درمیان صفحات 445-460

    منطقه شیل کوه کمر با ستبرای 354 متر از سنگ های سیلیسی آواری (ماسه سنگ و شیل) تشکیل شده است. بررسی های سنگ نگاری نشان می دهد که ماسه سنگ های این منطقه در دو گروه نیمه آرکوز و آرکوز قرار دارند. این ماسه سنگ ها بیشتر از کوارتزهای بسبلوری و تک بلوری و فلدسپار پتاسیم با جورشدگی متوسط و گردشدگی نیمه زاویه دار تا نیمه گردشده تشکیل شده اند و رسیدگی ترکیبی و بافتی متوسط تا پایینی را نشان می دهند. از نظر سنگ نگاری، شیل ها غنی از کوارتز، آلبیت، کلسیت و دارای مقدار کمی کانی رسی (ایلیت و کلریت) هستند. تصاویر مکروسکپ الکترونی روبشی (SEM) نیز نشان دهنده کانی های رسی ایلیت و کلریت در این شیل هاست. به منظور تعیین برخاستگاه، شیل های این منطقه تجزیه زمین شیمی شدند که نسبت به پوسته قاره ای بالایی، تخلیه در مقدار SiO2، Al2O3، Na2O، P2O5 و عناصر فرعی Ba Cu, Nb,  Sr, و غنی شدگی در U و CaO را نشان می دهند. نمودار Al2O3 نسبت به TiO2 و نمودارهای سه تایی (SiO2/20), (K2O+Na2O), (MgO+TiO2+FeO) و همچنینAl2O3, (CaO+Na2O+ K2O), (FeO+MgO)  خاستگاه اصلی شیل های این منطقه را یک سنگ آذرین حدواسط پیشنهاد می کند. (CIA) و (PIA) محاسبه شده بیانگر هوازدگی شیمیایی ضعیف تا متوسط و آب و هوای خشک و نیمه خشک در ناحیه خاستگاه هستند. نمودارهای تابعی برپایه اکسیدهای عناصر اصلی (SiO2 نسبت بهK2O/Na2O) و همچنین نمودار سه تایی (Na2O+K2O), (TiO2+MgO+Fe2O3), (SiO2/20) نشان می دهد که شیل های این منطقه در جایگاه قاره ای فعال قرار دارند. بازسازی جغرافیای دیرینه برای این منطقه طی ایوسن نشان می دهد که رسوبگذاری این منطقه در یک حوضه درون قاره ای در حال فرونشینی رخ داده است.

    کلیدواژگان: زمین شیمی، هوازدگی شیمیایی، سنگ خاستگاه، برخاستگاه، جنوب قائن، فلیش شرق
  • عاطفه بزرگمهر*، اسماعیل مرادیان، حمیدرضا ریاحی بختیاری، علیرضا داودیان، محسن کریمی، ناهید شبانیان صفحات 461-474

    امروزه بررسی های زمین شناسی و شناسایی مواد معدنی با استفاده از فن آوری سنجش از دور، جایگاه ویژه ای در تعیین موقعیت کانسارها دارد و می تواند در بخش پی جویی اولیه به کار رود. در این پژوهش، واحدهای کربناتی با خلوص کلسیت بالا با استفاده از داده های چندطیفی استر و سنتینل 2 شناسایی و تفکیک شدند. برای درستی سنجی و تطبیق نتایج، پیمایش صحرایی انجام شد و نمونه های سنگی برداشت شده تجزیه شیمیایی به روش طیف سنجی فلیورسانس پرتوی X (XRF) و تجزیه کانی شناسی به روش پراش پرتوی  X (XRD) شدند. نتایج نشان داد که خلوص کانی کلسیت (CaCO3) در واحد کربناتی شناسایی شده 22/97 درصد است. با پردازش داده های استر، قدرت تفکیک مکانی نوارهای مریی و فروسرخ موج کوتاه با استفاده از داده کمکی سنتینل 2، به 10 متر بهبود یافت. سپس ترکیب نواری 831 و همچنین الگوریتم های حذف پیوستار (CR)، فیلتر تطبیق یافته (MF) و نقشه برداری زاویه طیفی (SAM) در کنار شاخص طیفی کلسیت (CI) برای تشخیص کانی کلسیت اعمال شد. با مقایسه نتایج الگوریتم ها، تصویر برآمده از الگوریتم MF به خاطر شباهتی که به تصویر شاخص طیفی کلسیت داشت در رده بندی به روش SAM استفاده شد و سرانجام نقشه پراکنش کلسیت ایجاد گردید. نتایج به دست آمده از مقایسه میزان تفکیک کانی کلسیت در روش SAM با شاخص طیفی کلسیت نشان داد که در این رده بندی، 66/83 درصد از منطقه های کلسیت دار بدرستی به این کانی تعلق گرفته است. از این رو با استفاده از شاخص ها و روش های رده بندی بر پایه رفتار طیفی، می توان مواد معدنی را با دقت قابل قبول و کمترین هزینه شناسایی کرد.

    کلیدواژگان: تصاویر ماهواره ای استر، پی جویی، کانی کلسیت (CaCO3)، نقشه برداری زاویه طیفی
  • مریم شاکویی، آرزو عابدی*، سید رضا میرباقری صفحات 475-488

    دشت چاه اندو در 100 کیلومتری جنوب غرب دامغان در استان سمنان واقع است. مهم ترین سنگ های رخنمون یافته در این منطقه شامل بازالت، آندزیت بازالت، توف و سنگ های دگرگونی هستند. آگات، ژاسپر و آگات - ژاسپر مهم ترین نوع کانی های سیلیس هستند که به صور ت قطعه های خرد شده در اندازه میلی متری تا نیم متر پراکنده شده اند. بیشتر آگات های منطقه از نوع تک مرکز (نواری)، استالاکتیتی (منظره)، خزه ای و تخم مرغی شکل هستند. ژاسپرها به صورت نواری، خزه ای، توده ای و ژاسپرهای رنگی مختلف دیده می شوند. در نتایج طیف سنجی میکرورامان، کوارتز آلفا و موگانیت به عنوان فازهای اصلی در آگات ها و ژاسپرها به همراه ناخالصی هایی مانند هماتیت، کلسیت، کلریت و مواد آلی کربن دار آشکار گردید. کانی موگانیت برای نخستین بار توسط طیف سنجی رامان در این منطقه معرفی می شود.

    کلیدواژگان: آگات، ژاسپر، طیف سنجی رامان، موگانیت، چاه اندو
  • مرضیه رضایی اقدم*، احمد جهانگیری، محسن موید، قهرمان سهرابی صفحات 489-506

    فعالیت های ماگمایی طی سنوزوییک موجب جایگیری توده های نفوذی متعددی در پهنه البرز غربی- آذربایجان به ویژه در نوار بستان آباد - میانه شده است. این توده های نفوذی به سن الیگومیوسن شامل گرانیت قلیایی، گرانودیوریت و بیوتیت گرانیت، در سنگ های آتشفشانی-رسوبی ایوسن نفوذ کرده اند. بافت های دانه ای، گرافیکی و پرتیتی از مهمترین بافت های این سنگ ها هستند. بررسی های زمین شیمیایی نشان می دهد که این سنگ ها هم خاستگاه بوده و سرشت ماگمایی آنها آهکی قلیایی تا آهکی قلیایی پتاسیم بالا، متاآلومین و از گرانیتوییدهای نوع I هستند. غنی شدگی از عناصر سنگ دوست بزرگ یون (LILE) مانند Cs, K, Rb, Th نسبت به عناصر با شدت میدان بالا (HFSE) مانند Ti, Zr, Nb و بی هنجاری منفی شاخص در Nb و Ti و همچنین غنی شدگی از عناصر خاکی نادر سبک (LREE) نسبت به عناصر خاکی نادر سنگین HREE نشان دهنده پیدایش این سنگ ها در پهنه ماگمایی بالای پهنه فرورانش است. ناهنجاری مثبت Pb و K نشان دهنده دخالت پوسته ای در تکامل ماگمای مادر آنهاست. هنگام بالا آمدن ماگما، فرایندهای هضم، آلایش پوسته ای و جدایش بلورین رخ داده است. نمودارهای شناسایی پهنه های زمین ساختی بیانگر قوس های آتشفشانی و محیط های اواخر برخورد تا بعد از تصادم در پهنه کمان بالغ در پوسته ی قاره ای با ستبرای کم (کمتر از 45 کیلومتر) است. ماگمای اولیه از ذوب بخشی پریدوتیت های غنی شده گوه گوشته ای پدید آمده است.

    کلیدواژگان: سنگ نگاری، زمین شیمی، جایگاه زمین ساختی، قره بلاغ، توده های نفوذی
  • فاطمه زمانی، سید رضا موسوی حرمی*، حامد زندمقدم، اسدالله محبوبی صفحات 507-526

    سنگ میزبان کانسار سرب و روی در دو معدن کاروانگاه و دهنو (شمال کوهبنان) شامل سنگ های کربناتی مربوط به سازند شتری (تریاس میانی) است. رخساره های کربناتی شناسایی شده شامل دو مجموعه سنگ آهکی و دولومیتی بوده اما کانسارسازی بیشتر در رخساره های دولومیتی رخ داده است. بر اساس نتایج سنگ نگاری، دولومیت ها از چهار نوع ریزبلور، متوسط بلور، درشت بلور و بی تناسب (زین اسبی) هستند. دولومیت های شناسایی شده از نظر زمین شیمیایی (عناصر اصلی و فرعی) ویژگی های تقریبا مشابهی دارند و از این میان، غنی شدگی محسوسی در عناصر سرب و روی نشان می دهند. همچنین غنی شدگی مشخصی در مجموعه عناصر خاکی نادر نمونه های سنگ میزبان دیده می شود و همه نمونه ها دارای روندی تقریبا مشابه هستند. از این رو، با توجه به ویژگی های زمین شیمیایی تقریبا یکسان سنگ میزبان، به نظر می رسد که خاستگاه منیزیم برای دولومیتی شدن بیشتر آب دریا بوده اما اثر سیال های کانه ساز در تشکیل دولومیت های درشت بلور نیز قابل اهمیت است.

    کلیدواژگان: سنگ نگاری، زمین شیمی، دولومیت، سرب و روی، شمال کوهبنان
  • فاطمه نوری، احمد قلی زاده* صفحات 527-538

    در این پژوهش، نانوکامپوزیت های BiFeO3 / اکسید گرافن کاهش یافته (BFO / RGO) با ورود RGO در ساختار نانوذرات BFO به روش فراصوتی کوتاه مدت تهیه شدند. بررسی الگوهای پراش پرتو X  و طیف سنجی فروسرخ تبدیل فوریه نشان می دهد که کامپوزیت BFO / RGO با موفقیت سنتز شده است. جذب پرتوهای UV-Vis نشان می دهد که ورود RGO می تواند به طور موثری  بازترکیب جفت های الکترون و حفره تولید شده در BFO را کاهش دهد و همچنین کامپوزیت های BFO / RGO دارای گاف انرژی کمتری نسبت به مقدار 97/1 الکترون ولت برای BFO هستند. نانوکامپوزیت های BFO / RG عملکرد فوتوکاتالیزوری با ثباتی دارند و توانایی فوتوکاتالیزوری در تابش نور مریی برای تخریب محلول آبی متیل اورانژ بسیار بالاتری از BFO اولیه نشان می دهند. سرانجام، سازوکار احتمالی برای عملکرد فوتوکاتالیزوری بهتر نانوکامپوزیت BFO / RGO بررسی شده است.

    کلیدواژگان: نانوکامپوزیت، اکسید گرافن، اکسید گرافن کاهش یافته، فریت بیسموت، ویژگی های ساختاری و نوری، فعالیت فتوکاتالیزوری
|
  • Neda Mokhtari, Ali Ahmadi*, Hasan Mirnejad Pages 269-284

    The alkaline extrusive rocks of Neogene from Nehbandan-Assagie region, eastern Iran, include basanite, hawaiite, mugearite and benmoreite. Relatively low Ni and Cr contents and Mg-numbers of basanites are indicative of olivine and clinopyroxene fractionation from their relevant primary magma. Decreasing of CaO, TiO2, FeOt, HREEs and MREEs with increasing SiO2 indicate fractional crystallization of amphibole, clinopyroxene and Fe-Ti oxides. In basanites, hawaiites and mugearites with less than 52 wt.% of SiO2, high Nb/U ratio and lack of Nb and Ta negative anomalies are evidence for the low effect of crustal assimilation, if any, to the chemical composition of these rocks. In more-fractionated rocks, like some mugearites and benmoreites, crustal contamination is inferred from chemical characteristics and existence of quartz xenocrysts. The trace element concentrations and ratios of these rocks are similar to those of alkaline oceanic island basalts (OIB). (Tb/Yb)N more than 1.80 and (Dy/Yb)N more than 1.60 of these rocks are considered here as their generation after partial melting of an asthenospheric mantle in the garnet stability field. In addition, geochemical differences between the basanites and the other rocks are due to formation of their magmas, respectively, after 5-7 percent and 2 percent partial melting of a garnet lherzolite source.

    Keywords: alkaline, basanite, hawaiite, mugearite, benmoreite, Sistan Suture Zone
  • Adel Afkhami Nahand, Ali Abedini*, Samad Alipour, Laila Zakeri Pages 285-296

    Intrusion of granodioritic and quartz-dioritic igneous bodies of the Oligocene age into andesitic rocks with the Eocene age resulted in occurrence of widespread argillic alteration zone in the Asbkhan area of Heris (East Azerbaijan Province, NW Iran). A significant portion of this system formed the argillic alteration zone. Based on mineralogical examinations, kaolinite, quartz, smectite, alunite, muscovite-illite, hematite, pyrophyllite, rutile, chlorite, stilbite, and calcite are the most abundant mineral phases in this argillic alteration. The distribution pattern of REEs normalized to chondrite shows differentiation and strong enrichment of LREEs relative to HREEs as well as occurrence of negative Eu anomalies during argillization support this interpretation. Combination of the obtained results from mineralogical studies, calculations of mass changes of lanthanides, and investigation of different geochemical parameters indicate that distribution and mobilization of REEs during development of the argillic alteration zone is a function of factors such as pH, temperature, stability degree of complexing ligands, adsorption, and scavenging by iron oxides. The correlation coefficients between elements reveal that clay minerals, hematite, rutile, and secondary phosphates are host of lanthanides in this ateration zone. Field evidence (the presence of silicic cap in the upper part of the argillic alteration zone along with local brecciation), mineral assemblage (alunite and pyrophyllite) and geochemical characteristics (differentiation and enrichment of LREEs relative to HREEs) indicate that hypogene processes relative to supergene processes have played very important and vital role in development and evlution of argillic alteration zone in the Asbkhan area.

    Keywords: mineralogy, geochemistry, argillic alteration, distribution of REE, Asbkhan, Heris
  • Monir Modjarrad* Pages 297-310

    The purpose of this study is to explore the influence of whole rock chemistry of metamorphic protolith on the crystal size distribution curve of garnet in metapelites. With this aim, perfect mosaical photograph from two groups of metapelites have been prepared: regional (Shahindezh schists) and contact (Dorbeh Oshnavieh aureole) metamorphic rocks image processed and their patterns illustrated. They show that the nuclei numbers in the hornfelses are one fourth of schists, but when they start to grow, it is more than 40 times. These content in addition to high degree of overstepping during regional poly-phase metamorphism, show the important role of effective water fluid presence at the contact aureole and inhibitor role of it at nucleation which help ion transportation on the nucleation sites. Considering the similar composition of garnet in two groups (almanden), it is the symptom of suitable whole rock composition of hornfelses per schists to garnet grew.

    Keywords: crystal size distribution, garnet, nucleation, growth, matapelite, whole rock chemistry
  • Maliheh Golestani* Pages 311-328

    Fathabad area is located in northwest of the city of Zarand (Kerman province) in the Posht-e-Badam block of the central Iran structural zone. The Ordovician–Silurian gabbroic stocks have intruded into volcanic-sedimentary rocks of the Rizu series. The gabbros are mainly composed of clinopyroxene, kaersutite, plagioclase and biotite. Electron microprobe analyses demonstrate that the clinopyroxenes are aluminous diopside with alkaline-to-peralkaline affinity. Thermobarometry studies reveal a temperature ranging between 1121°C to 1184°C for the formation of clinopyroxene, in which the pressure varies from 6 to 11 kb. The chemical composition of clinopyroxene grains exhibit their association with oceanic island basalts that are related to intraplate rift environments. It seems that the Fathabad alkalic gabbroic stocks are related to the Ordovician–Silurian Paleo-Tethys rifting events that were emplaced during the back-arc extension in the northern margin of the Gondwana supercontinent.

    Keywords: gabbro, alkali, clinopyroxene, mineral chemistry, Fathabad, Posht-e-Badam block
  • Mohammad Salehi Tinooni, Ali Abedini*, Aliasghar Calagari Pages 329-340

    The Bolboli2 copper ore deposit is located about 110 km southwest of Kerman and lies in the Dehaj-Sarduieh metallogenic belt (Kerman Cenozoic Mamatic Arc, KCMA). This ore deposit is hosted by the Eocene extrusive igneous rocks (tuff, agglomerate, andesite, and dacite) and the Oligo-Miocene intrusive igneous body (granodiorite). These rocks are host the propylitic, phyllic, and silicic alteration zones (product of the mineralization fluids). Hypogene mineralization was dominant and occurs mainly as stockwork vein-veinlets and disseminate (chalcopyrite, pyrite, and magnetite). This mineralization is overprinted by supergene assemblages such as hematite, goethite, malachite, and azurite at superficial part of ore deposit. The hypogene minerals show generally vein-veinlet, stockwork, brecciated, granular, and crustiform textures. Microthermometric studies in quartz crystals cogenetic with the ore minerals reveal 4 types (1) L-V, (2) L-V-S, (3) V-L, and (4) V fluid inclusion. Study of fluid inclusions display a Th range of 190-427ºC. The L-V-S fluid inclusions were homogenized with halite disappearance with the Ts(NaCl) ranging from  213ºC to 425ºC which corresponds with salinities within the range of 32-50 wt% NaCl equivalent. The liquid-rich 2-phase inclusions (L-V) show salinities within the range of 0.6-10 wt% NaCl equivalent. Based on microthermometric data, boiling, mixing, and simple cooling of the ore-bearing fluids were the essential mechanisms in deposition and evolution of this ore deposit. The ore-forming fluids were probably of magmatic and mixed magmatic-meteoric sources. The geological setting, structural and textural aspects, alteration and mineralization of mineral assemblages, as well as microthermometric data show that the Bolboli2 ores can be categorized as porphyry copper-type ore deposit.

    Keywords: Dehaj-Sarduei, mineralization, texture, alteration, fluid inclusions, porphyry copper
  • Mojgan Rezaei*, Mahmood Sadeghian, Habiballah Ghasemi, Papadopaelo Lambrini Pages 341-356

    Metapelites of the Do Chah complex (SE Shahrood) are composed of micaschist, garnet micaschist, chloritoid schist and garnet-bearing gneiss. In the highest degree of metamorphism, metapelites have been affected by partial melting, resulting as granitization. A significant part of these rocks, imposed by compressional tectonic regime and show typical evidence of plastic deformation and intensive mylonitization. Secondary chlorite and phengite in metapelites are indicators of retrograde metamorphism which occurred during uplifting and P-T condition of greenschist facies. Thermobarometry of these rocks shows the occurrence of a Barrovian type progressive metamorphism in relation to Cadomian orogeny (Late Neoproterozoic) in P-T conditions of greenschist to upper amphibolite facies.

    Keywords: mineral chemistry, metamorphic evolution, metabasite, Neoprotrozoic, Do Chah, Shahrood
  • Sara Pouladian, Ali Kananian*, Alireza Badei Pages 357-368

    This research was carried out to study hydrothermal synthesis of merlinoite and gismondine zeolites from perlite, as the raw material for the production of essential silica and aluminum, under alkaline condition, at a constant temperature of 150˚C during 3 days. All experiments were performed on the same sample of perlite powder without any purification and all reactions were carried out into the teflon hydrothermal autoclaves. The phase compositions of resultant products were analyized by X-ray diffractometer (XRD) and their morphology were examined by scanning electron microscope (SEM). According to experimental data, at a concentration of 0.25 mol/liter LiOH, only synthetic merlinoite crystallized, at the first phase. By increasing LiOH concentration to 0.5 mol/liter, gismondine was formed along with merlinoite, and then with more increasing LiOH concentration to 3 mol/liter, the production rate of gismondine has been overcome to the production rate of merlinoite.

    Keywords: perlite, zeolite, phase transition, merlinoite, gismondine
  • Mahboobeh Jamshidibadr*, Kazem Gholizadeh, Mahdi Mohammadi Pages 369-382

    Diabase dikes in the West Aghda  (Yazd Province) are located within the Bahramtaj mine in the Central Iran zone. These dikes are dark gray and crops out in the limestone-dolomite rocks. They are located along the east-west faults of the West Aghda. Plagioclase, biotite, amphibole, and pyroxene are the main minerals in these dikes. Plagioclases are andesine, biotite are often iron type (FeO: 24.27-31.57), amphiboles are magnesio-hornblende, and pyroxenes are Augite (En 0.50-0.58, Fs 0.14-0.22, Wo 0.25-0.31). The temperature and pressure of crystallization of these dikes have been investigated with different methods of biotite, amphibole and clinopyroxene thermobarometry. The maximum crystallization temperature is about 1150 °C and pressure less than 5 kbar. The nature of the magma for these dikes is alkaline, and oxygen fugacity is high during the crystallization. The tectonic setting of the dikes in the West Aghda is in WPT.

    Keywords: iabase dikes, minerals chemistry, thermobarometry, Central Iran zone
  • Gholamreza Tajbakhsh*, Seyed Mohammadali Moosavizadeh Pages 383-400

    This study focuses on the amount and concentration of trace elements and REEs pattern in garnet crystals which experienced regional metamorphism in the central Iran micro-continent, including the areas of Deh-Salm, Zaman Abad, Mishdowan, and Tanbour. Generally, garnet crystals are isolated from mica schists of greenschist to amphibolite facies. Mineralogical composition of garnets shows almandine rich in Mg and Mn. The REE pattern of garnets can be classified in two manners, one rich in HREE, and the other rich in LREE. The concentration and modification of the REEs of these minerals indicate the protolith enrichment and substitution of Y+HREE and HFSE with bivalent cations in their crystalline structure. Influx of concentrated trace elements and LREE fluids accounts for the enrichment of LREE and LILE in the second type, and it is the function of partition coefficients ratio between the minerals in equilibrium, crystallization and/or reaction with garnet crystal.

    Keywords: garnet, Rare Earth Elements, regional metamorphism, Central Iran Micro-Continent
  • Arezoo Cheraghi, Masoumeh Ahangari*, Manijeh Asadpour Pages 401-414

    The exposed volcanic rocks in south west of the Khoy area consist of basalts with minor amounts of plagioclase-phyric basalts. These rocks are composed of clinopyroxene plus plagioclase and plagioclase phenocrysts, respectively. The basaltic rocks are highly altered and contains high amounts of secondary minerals mainly chlorite and epidote. According to mineral chemistry, the composition of clinopyroxenes varies from diopside to augite. The clinopyroxenes are characterized by normal zoning and were formed from a primitive subalkaline magma. The studied clinopyroxenes were crystalized at pressure of 2 to 5 kbars, temperature ranging from 1100- 1150 °C and high oxygen fugacity. On the tectonic setting discrimination diagrams, the south west of Khoy basalts plot mainly in the areas of overlap between IAT, BABA and MORB. The comparison between studied basalts and basaltic rocks in the Khoy ophiolitic complex reveal that the south west of Khoy basalts might have been formed in back- arc basin settings.

    Keywords: basalt, clinopyroxene, mineral chemistry, tectonic environment, Khoy
  • Maryam Ghobadnam, Hosain Shahbazi* Pages 415-428

    West and south west of Razan igneous rocks are located in the Hamedan Province in the Sanandaj- Sirjan zone, west Iran. According to petrography and chemical studies, these rock bodies are composed of diorite, gabbrodiorite, monzonite, quartz- monzonite, andesite and andesibasalt. The results of geochemical analysis show that these rocks belong to a cal- alkaline magma series. The geochemical charactersistics of the rocks in this area have been affected by the magmatic processes such as fractional crystallization, assimilation, rate of partial melting and composition of original rock. Patterns of trace and  rare earth elements normalized to Chondrite and primitive mantle show that LREE contents are sharply higher than HREE. The magma of the intermediate-basic igneous rocks in the west and southwest of Razan have formed in a subducthon zone and volcanic arc active continental margin.

    Keywords: diorite, geochemistry, petrology, Razan, Sanandaj- Sirjan zone
  • Seyedeh Narges Sadati*, Mohammad Jalali Khalil Abadi, Mohammad Yazdi, Ayda Mohebi Pages 429-444

    The Grouh area is located about 19 km north-east of Sarduyeh city in Kerman Province. The major lithological units in this area include Eocene andesite and andesitic basalt. Oligo-Miocene intrusive units include diorite, quartz diorite and granodiorite; while pyroclastic units include tuff and breccia. The alteration in the Grouh area is remarkable due to the penetration of the intrusive masses into the volcanic rocks. Propylitic, phyllic and  potassic alteration in the northern and southern parts of the range is widely spread. Copper ore deposits (chalcopyrite and malachite) are found in small outcrops in the microporous porphyry granodiorite in the northeastern region. Mineralization can be seen only in hypogen part, and evidence of supergene zone is very weak.. The presence of potassic alteration at the surface as well as the rough topography of the area indicates a high upsurge and severe erosion in the studied area, which possibly led to the transfer of copper to the downstream areas.

    Keywords: Grouh, Sardouya, hypogen alteration, supergene alteration, copper mineralization
  • Sedigheh Zirjanizadeh*, Yaghoub Nasiri, Seyed Khalil Forouzandeh, Samira Taghdisi Nikbakht, Hamid Hafezi Moghaddas, MohammadAmin Zarei Darmian Pages 445-460

    The Kuhkamar shale with a thickness of 354 m is composed of siliciclastic rocks (sandstone and shale). Petrography studies of the sandstones in this area show two petrofacies including arkose and sub-arkose. These sandstones composed of sub rounded to moderately sorted; therefore, compositionaly to texturaly, they are immature to submature with mono and polycrystalline quartz and k-feldespar. In terms of petrography, the shales are rich in quartz, albite, calcite and, to a lesser degree, clay minerals (illite and chlorite). Moreover, SEM images represent clay minerals of illite and chlorite in these shales. In order to interpret provenance, the shales of the studied section have been geochemically analyzed. These shales are rich in quartz, albite, and calcite with small amounts of clay minerals (illite and chlorite). With respect to (UCC), these shales show depletion in SiO2، Al2O3، Na2O, P2O5, Ba, Cu, Nb and Sr and enrichment in U and CaO. Plotting Al2O3 versus TiO2 as well as ternary diagrams, (SiO2/20), (K2O+Na2O), (MgO+TiO2+FeO) and Al2O3, (CaO + Na2O + K2O), (FeO + MgO), suggest that the original source of these shale was from intermediate igneous rocks. Calculated PIA and CIA indicate low to medium chemical weathering and arid to semi-arid climatic conditions in the source area. Prepared discrimation diagram using the major oxides (SiO2 versus K2O/Na2O) and ternary diagram (Na2O+ K2O), (TiO2+ MgO+ Fe2O3), (SiO2/20), shows that most of these shales were plotted in active continental margin. Paleogeographic reconstruction in this area, during the Eocene, shows that sedimentation in this area is mainly taken place in the intracontinental subsiding basin.

    Keywords: geochemistry, paleoweathering, source rock, provenance, South of Qayen
  • Bozorgmehr Bozorgmehr*, Esmaiil Moradian, Hamidreza Reyahi Bakhtiari, Alireza Davoudian, Mohsen Karim, Nahid Shabanian Pages 461-474

    Remote sensing has found a special technique and effective in the geological studies and mineral identification for the determination of minerals in the primary detection. The purpose of this study is to recognize the high purity calcite mineral regions in carbonate units using Aster and sentinel 2 images. Sampling of rocks and laboratory analysis using XRF and XRD for verification. The results showed that 97.22% the purity of calcite mineral (CaCO3) is recognized in carbonate unit. The Sentinel 2 auxiliary data improved the spatial resolution of Aster visible and infrared shortwave bands to 10m. As well as CR, MF and SAM algorithms were calculated beside the calcite spectral index (CI) and RGB:831 image for calcite mineralization. By comparing the results of the algorithms, MF image had resembled to calcite spectral index image, so it was used in SAM method and calcite classification map was calculated. The results of comparing showed that calcite minerals categorized in the SAM method with the calcite index, 83.66% of calcite areas was correctly assigned to this mineral. Therefore, using spectral indexes and classification methods, minerals can be identified with the lowest cost and acceptable accuracy.

    Keywords: Aster images, detection, Cclcite mineral (CaCO3), spectral angle mapper
  • Maryam Shakooei, Arezoo Abedi*, Seyed Reza Mirbagheri Pages 475-488

    The Chah Andoo plain is located about 100 km SW Damqan in Semnan Province. Basalt, andesite-basalt, tuff and metamorphic rocks are the main rocks which exposed in the study area. Agate, jasper and agate–jasper are silica minerals widespread at the plain surface as crushed fragments from a few millimeters to 0.5 meter in dimension. Banded (mono centric), stalactite (landscape), mossy and thunder egg agates are the most frequent agate types in the area. Jaspers can be observed as banded, mossy, massive and different color types. Low quartz and moganite as the main silica polymorph minerals with impurities such as hematite, carbonate, chlorite and carbonaceous organic material were determined by micro Raman spectroscopy. Moganite is identified in the silica mineralization for the first time in the study area.

    Keywords: agate, jasper, micro Raman Spectroscopy, moganite, Chah Andoo
  • Marziyeh Rezaei Aghdam*, Ahmad Jahangiri, Mohsen Moayyed, Ghahraman Sohrabi Pages 489-506

    The plutonic body of Bostanabad-Meyaneh belt formed during the Cenozoic magmatism on the weast Alborz-Azarbaijan zone. The Oligocene plutonic rocks consist of alkaligranite, granodiorite and biotitegranite, intruded into the Eocene volcanic-sedimentary rocks. The predominant textures are granular, graphic and perthite. Geochemical evidence reveals that they are cogenetic and have features typical of calk-alkaline to high-K calk-alkaline, metaluminous with I-type nature. Enrichment in LILE (i.e. Cs, K, Rb and Th) rather than HFSE (Eg., Nb, Zr and Ti), typical negative anomalies of Nb and Ti and LREE enrichment in comparison to HREE, are important characteristics indicating that these rocks were formed in a magmatic belt in a subduction zone. Positive anomalies of Pb and K demonstrate the involvement of continental crust in evolution of parental magma. During magma ascent, assimilation processes, fractional crystallization and crustal contamination (AFC) took place simultaneously. Tectonic discrimination diagrams show formation of these rocks in VAG, Syn-COLG event and an mature continental arc setting with less than 45 Km crustal thickness. Primitive magmas should have formed by low degree melting of an enriched mantle wedge peridotite.

    Keywords: Petrography, Geochemistry, Tectonic setting, Gharabolagh, Intrusive mass
  • Fatemeh Zamani, Seyed Reza Moussavi Harami *, Hamed Zand Moghadam, Asadoalllah Mahboubi Pages 507-526

    The hosted-rocks of the Pb-Zn ore deposits in two mines of Karavangah and Dehno (north of Kuhbanan) contain carbonate rocks of the Shotori Formation (Middle Triassic).The identified carbonate facies consists of limestone and dolomite, but ore bodies mainly occurred in dolomite facies. Petrographic studies show that the dolomites can be divided into four classes including fine crystalline, medium crystalline, coarse crystalline and saddle dolomites. Geochemical data (major and trace elements) of dolomites have almost similar characteristics and show a noticeable enrichment of lead and zinc. Also, significant enrichment and similar trend are observed in the REE of hosted-rock samples. Therefore, due to similarity between geochemical characteristics of the hosted-rocks, it seems that magnesium source for dolomitization was mainly seawater, but the influence of ore fluids is significant on the formation of coarse crystalline dolomites.

    Keywords: petrography, geochemistry, lead, zinc, north of Kuhbanan
  • Fatemeh Noori, Ahmad Gholizadeh* Pages 527-538

    This study have been developed BiFeO3/reduced graphene oxide (BFO/RGO) nanocomposites by introduction of RGO in the structure of BFO nanoparticles in a short term ultrasonic treatment. The X-ray diffraction pattern and Fourier-transform infrared spectroscopy analysis reveal that the BFO/RGO composites were successfully synthesized. UV-visible absorption show that the introduction of RGO can effectively reduce the recombination of photo-generated electron and hole pairs and the lower band gap energies were also identified for BFO/RGO composites as compared to 1.97 eV for BFO. The photocatalytic performance of BFO/RGO nanocomposites is stable and exhibit considerably higher photocatalytic ability over the pristine BFO for the degradation of methyl orange solution under visible light irradiation. The possible mechanism behind the superior photocatalytic performance of BFO/RGO nanocomposite has been critically discussed.

    Keywords: nanocomposite, graphene oxide, reduced graphene oxide, bismuth ferrite, structural, optical properties, photocatalytic activity