فهرست مطالب

کودکان استثنایی - سال بیستم شماره 2 (پیاپی 76، تابستان 1399)
  • سال بیستم شماره 2 (پیاپی 76، تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/07/13
  • تعداد عناوین: 10
|
  • رقیه نوری پور لیاولی*، سیمین حسینیان، غلامعلی افروز، نورمحمد بخشانی صفحات 5-16

    اختلال نقص توجه/ بیش فعالی (ADHD) الگوی پایدار کاهش توجه، بیش فعالی و رفتارهای تکانشی است که کنش فرد را در خانه و جامعه مختل می سازد. هدف کلی پژوهش حاضر بررسی اثر درمان نوروفیدبک بر همدلی شناختی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلابه اختلال نقص توجه/ بیش فعالی (ADHD) بود. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و طرح پژوهشی شبه آزمایشی و یک کارآزمایی بالینی با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری در تحقیق حاضر شامل کلیه نوجوانان بیش فعال مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر واقع در شهر تهران بود. نمونه آماری به صورت در دسترس هدفمند 16 نفر به انتخاب و به شیوه تصادفی ساده در دو گروه نوروفیدبک وگروه گواه هشت نفره جایگزین شدند. درمان نوروفیدبک براساس پروتکل آلفا/ تتا طی هشت هفته و هر هفته دو جلسه (30 دقیقه) که در مجموع به مدت 16 جلسه اجرا شد. ابزار این تحقیق پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی-کم توجهی بزرگسالان کانرز، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) و مقیاس خودسنجی همدلی شناختی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش آمار توصیفی از شاخص های میانگین، فراوانی و انحراف معیار و در بخش تحلیل آمار استنباطی، برای آزمون سوال ها و تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش، از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده گردید. نتایج نشان داد که همدلی شناختی و  راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بین گروه نوروفیدبک و گروه گواه در پیش آزمون و پس آزمون اختلاف معنی داری وجود داشت که ثبات قابل توجهی برای این درمان در مرحله پیگیری مشاهده شد(05/0p<). باتوجه به نتایج، توصیه می شود اصول و مفاهیم درمان نوروفیدبک که در واقع تایید میزان تاثیر آن در جامعه ایرانی است، برای مشاوران مدارس و خانواده در حد یک ماموریت آموزشی و تکلیف اجرایی در نظر گرفته شود و در کارگروه های تخصصی و کارگاه های آموزشی و جلسات توانمندسازی، تحلیل و تفسیر شده تا با یادگیری آن بتوانند در جهت کمک به دانش آموزان بیش فعال و خانواده های آنان مورداستفاده قرار دهند.

    کلیدواژگان: راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، نوروفیدبک، نوجوان، همدلی شناختی، ADHD
  • علی اصغر دادمهر*، مختار ملک پور، امیر قمرانی، سمیه رحیم زاده، محمد حسینعلی زاده، حمیدرضا فریدونی صفحات 17-28
    زمینه و هدف

    کودکان احتیاج به تحریکات حسی مناسب دارند، تحریکات حسی مناسب باعث رشد و بهبود مهارت‌های حرکتی، و کفایت‌های تحصیلی کودکان می‌شود. از جمله این تحریکات تحریک دهلیزی است. بسیاری از کودکان کم توان ذهنی آموزش‌پذیر، دارای هماهنگی ضعیف حرکتی و تعادلی، مشکلات مربوط به مهارت‌های حرکتی می‌باشند که بعضی از این کودکان به عنوان مبتلایان به اختلال هماهنگی رشدی شناخته می‌شوند. در همین راستا، هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر تحریک دهلیزی در بهبود مهارتهای حرکتی دانش‌آموزان کم توان ذهنی با اختلال هماهنگی رشدی بود.

    مواد و روش

     روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی (طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه گواه) بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش‌آموزان کم توان ذهنی آموزش‌پذیر شهر اصفهان در مقطع ابتدایی بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد 30 دانش‌آموز با استفاده از سیاهه اختلال هماهنگی رشدی (DCD-Q,07) غربال شده و به روش تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جاگماری شدند. ایزار این پژوهش مقیاس رشد حرکتی لینکنن- اوزرتسکی‏ و سیاهه اختلال هماهنگی ر[1]شدی (DCD-Q,07) بود. داده ها با استفاده از آزمون آماری t مستقل و تحلیل کوواریانس چند متغیری(Mancova) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته‌ها

    روش مداخله‌ای تحریک دهلیزی بر بهبود مهارت‌های حرکتی، این کودکان موثر بود (001/0<p). 

    نتیجه‌گیری

    نتایج این پژوهش نشان داد که روش مداخله‌ای تحریک دهلیزی در بهبود مهارت‌های حرکتی دانش‌آموزان کم توان ذهنی با اختلال هماهنگی رشدی موثر بوده، بنابراین استفاده از این روش به عنوان روشی در بهبود، بخشی از مشکلات حرکتی این کودکان پیشنهاد می‌شود.

    کلیدواژگان: تحریک دهلیزی، مهارت های حرکتی، کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر با اختلال هماهنگی رشدی
  • سمیرا کیوانی، اصغر دادخواه*، سید علی حسینی، مسعود غلامعلی لواسانی صفحات 29-42

    پژوهش حاضر با هدف مطالعه ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس اندازه گیری پردازش حسی - پیش دبستانی (SPM-P) جهت دستیابی به یک ابزار روا و پایا برای اندازه گیری پردازش حسی کودکان به اجرا در آمد. روش این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی است. پس از ترجمه و اصلاحات لازم، تعداد 384 کودک 2 تا 5 سال از مهد های کودک شهر تهران از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و مقیاس بر روی آنها اجرا گردید. تحلیل های روانسنجی در حیطه های روایی محتوایی و سازه و نیز پایایی (تجانس درونی و بازآزمایی) انجام شد. یافته ها نشان داد که خرده مقیاس ها و همچنین کل مقیاس SPM-P از روایی محتوایی و سازه  مطلوبی برخوردار است. نسبت روایی محتوا حداقل 71/ 0 گزارش شد و شاخص روایی محتوا بین 73/0  الی 0/1 بدست آمد. همچنین شواهد حاصل از منابع و تحلیل های مختلف نشان دهنده ی ثبات درونی و بیرونی قابل قبول مقیاس بود (05/0>p). برای بررسی پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شد. مقدار آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 83/0 و برای خرده مقیاسها حداقل 75/0 و حداکثر 93/0 بود. ضریب همبستگی نمرات دو اجرا برای نمره کل 78/0 بدست آمد. در مجموع می توان نتیجه گرفت که SPM-P ابزاری روا و پایا جهت سنجش توانایی پردازش حسی، پراکسی و مشارکت اجتماعی کودکان می باشد و از آن می توان در کلینیک های درمانی، مراکز آموزشی، جهت اهداف غربالگری و فعالیتهای پژوهشی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: روایی سازه، پایایی مقیاس، ویژگی های روانسنجی، اندازه گیری پردازش حسی-پیش دبستانی
  • کریم نیکنام*، باقر غباری بناب، سعید حسن زاده صفحات 43-58

    تقویت مهارت حل مسیله خلاقانه در دانش‏آموزان تیزهوش می‏تواند به آن‏ها در سازگاری‏های اجتماعی و رضایت از زندگی کمک کند. با توجه به اهمیت مهارت حل‏مسیله برای دانش‏آموزان به ارزیابی اثربخشی آموزش حل‏مسیله خلاقانه بر بهبود سازگاری اجتماعی و رضایت از زندگی در پسران تیزهوش پرداخته شد. این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی و با طرح پیش‏آزمون پس‏آزمون و گروه کنترل اجرا شد. ابتدا دبیرستان‏های تیزهوشان پسرانه شهر اردبیل به عنوان جامعه آماری برگزیده شد از میان دو مدرسه موجود یکی به روش تصادفی انتخاب شد و سه کلاس میانی (گروه های ایستای پایه های هشتم) به صورت تصادفی به گروه آزمایش و گواه و پایلوت انتخاب گردید با استفاده از آزمون ماتریس‏های پیش رونده ریون (1938) و آزمون هوش استنفورد-بینه-تهران (افروز و کامکاری،1390) افراد دارای هوشبهر کمتر از 115 از هر دو گروه آزمایش و گواه حذف شدند و دو گروه 46 نفری (هر گروه 23 نفر) نهایی شدند. پس از اجرای پیش آزمون‏ها (رضایت از زندگی هوبنر(2001) و سازگاری اجتماعی بل(1962)، شرکت‏کنندگان گروه آزمایش طی 13 جلسه (هر جلسه 75 دقیقه) در برنامه آموزش حل‏مسیله خلاقانه شرکت کردند. و گروه گواه هیچ‏گونه آموزش دریافت نکردند. به منظور ارزیابی اثر آموزش پس آزمون ها مورد استفاده قرار گرفت. داده های بدست آمده با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیری مانکوا نشان داد که در خرده مقیاس‏های رضایت عمومی از زندگی، رضایت از دوستان، رضایت از محیط، رضایت از خود، سازگاری اجتماعی و سازگاری عاطفی بین میانگین نمرات گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد (05/0P<). در پایان استفاده از برنامه آموزش حل مسیله خلاقانه به منظور بهبود رضایت از زندگی و سازگاری اجتماعی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

    کلیدواژگان: حل مسئله خلاقانه، دانش آموز تیزهوش، رضایت از زندگی، سازگاری اجتماعی
  • حسن محمدزاده، مهران سلیمانی، الهام دانشیار*، جلال دهقانی زاده صفحات 59-72

    هدف پژوهش حاضر، مطالعه اثربخشی بازی های ریتمیک و گروهی بر مهارت های حرکتی درشت و تعامل اجتماعی کودکان اتیسم بود.. آزمودنیها، 21 کودک با میانگین سنی (80/2 ± 04/9) مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم در شهرستان ارومیه بودند که بر اساس نتایج پیش آزمون به صورت تصادفی در سه گروه تمرین بازی های گروهی،بازی های ریتمیک و گروه کنترل  قرار گرفتند. جمع آوری داده ها از طریق آزمون برونینکس اوزرتسکی و پرسشنامه گارس انجام گرفت. آزمودنیهای هرسه گروه پس از پیش آزمون شامل اجرای آزمون برونینکس اوزرتسکی و تکمیل پرسشنامه توسط مراقبین کودک(والدین،مربیان)  به مدت 24 جلسه در برنامه بازی های گروهی و ریتمیک شرکت کردند.گروه کنترل بدون برنامه بازی خاصی  به فعالیت های روزانه خود پرداختند. یک روز بعد از پایان جلسه 24، از آزمودنیهای هر سه گروه آزمون برونینکس اوزرتسکی به عمل آمد و پرسشنامه گارس نیز توسط مراقبین کودکان تکمیل شد. تحلیل داده ها از طریق آزمون تحلیل واریانس عاملی (3 گروه × 2 زمان) ، تحلیل واریانس یک راهه وt  وابسته در سطح معنی داری(p≤0/05)نشان داد تمرین، اثر معناداری بر امتیاز مهارت های درشت سه گروه با برتری گروه بازی های ریتمیک و نیز بر امتیازات تعامل اجتماعی بین گروه های بازی های ریتمیک و گروهی با گروه کنترل داشت.این یافته ها تاییدی بر نقش  بازی و بخصوص همراه شدن با موسیقی در افزایش انگیزه و علاقه در کودکان و در نهایت بهبود مهارت های حرکتی و اجتماعی کودکان طیف اتیسم بود.

    کلیدواژگان: بازی ریتمیک، بازی گروهی، تعامل اجتماعی، اتیسم
  • احمد به پژوه*، پرستو میرزائی، عباس عبدالهی صفحات 73-84
    هدف

    آموزش خانواده های دارای فرزند با نشانگان داون و اجرای برنامه های حمایتی مناسب برای آنان مستلزم سنجش نیازهای آموزشی و حمایتی آنان است. برسی حاضر نیازهای مادران دارای فرزند با نشانگان داون به حمایت اجتماعی و آموزشی را مورد سنجش قرار داد.

    روش

    پژوهش حاضر به صورت توصیفی_پیمایشی و جامعه آماری شامل تمامی مادران دانش آموزان دختر با نشانگان داون شاغل به تحصیل در سال تحصیلی 95-1394 در مجتمع اموزشی شهید اصلانی وابسته به ادارل آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران بود. نمونه مورد مطالعه شامل سی نفر از مادران دارای دختر با نشانگان داون بودند که به شیول نمونه گیرزی در دسترس انتخاب شدند. ایزار پژوهش، پرسشنامه نیازسنجی محقق ساخته بود که با استفاده از پرسشنامه نیازسنجی به پژوه و محمودی (1394)، طراحی و توسط مادران تکمیل شد. پرسشنامه شامل سه بخش بود: بخش اول اطلاعات جمعیت شناختی؛ بخش دوم سیزده سوال تشریحی و بخش سوم بیست و هشت گویه چهار گزینه ای لیکرتی (خیلی زیاد، زیاد، کم و خیلی کم).

    یافته ها

    یافته های به دست امده نشان داد که این قبیل مادران به شدت نگران آیندل فرزندانشان هستند و تمایل دارند بدانند چه خدماتی در حال و آینده برای فرزندان انها وجود دارد. مادران بر این باور بودند که بهتر است متخصصان با آنان صادقانه رفتار کنند و انچه مهم است که والدین درباره آیندل فرزندشان بدانند به انها گفته شود. مادران درخواست کرده بودند که برنامه های آموزشی مناسب به خصوص در زمینه آموزش مهارت های زندگی مستقل برای فرزندانشان اجرا شود.

    نتیجه گیری

    مادران کوذکان با نشانگان داون نیاز بالایی به حمایت اجتماعی و اموزش دارند و این موضوع ضرورت طراحی، برنامه ریزی و اجرای برنامه های دانش افزایی برای این گونه خانواده ها را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: نیازسنجی آموزشی، حمایت اجتماعی، نشانگان داون
  • رحیمه ملکان*، کامبیز پوشنه، مهناز استکی صفحات 85-98
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف تاثیر آموزش روش تعامل همه جانبه بر کاهش رفتارهای چالش برانگیز و افزایش مهارت های اجتماعی در کودکان با اختلال طیف اتیسم در مرکز اتیسم ندای عصر شهر تهران در سال 97-1396 می باشد.

    روش

    روش پژوهش به صورت آزمایشی از نوع طرح های تک آزمودنی با چند خط پایه و چند نوع درمان (A-B-A-B) بود. حجم نمونه شامل 5 نفر از کودکان 5 تا 8 ساله دارای اختلال طیف اتیسم بود که از بین جامعه آماری 36 نفری، به صورت غیر تصادفی هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. هر نفر طی 22 جلسه سه خط پایه اول، 8 جلسه خط درمان اول، سه خط پایه دوم و 8 جلسه خط درمان دوم تحت مداخله با روش تعامل همه جانبه قرار گرفتند. داده ها با استفاده از مشاهده و پرسشنامه رفتار چالش برانگیز جلیلی(1386) و پرسشنامه مهارت های ارتباط اجتماعی (SCQ) راتر و همکاران(2003) جمع آوری شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد اندازه اثر در متغیر رفتارهای چالش برانگیز در آزمودنی اول26/1، آزمودنی دوم33/1، آزمودنی سوم49/0، آزمودنی چهارم83/1 و آزمودنی پنجم71/0 برآورد شده است، همچنین نتایج نشان داد اندازه اثر در متغیر مهارت های اجتماعی در آزمودنی اول 55/0، آزمودنی دوم 90/0، آزمودنی سوم74/0، آزمودنی چهارم76/0 و آزمودنی پنجم 03/1 می باشد که اندازه اثر آزمودنی ها بین 41/0 تا 7/2 درصد قرار دارند که نشان می دهد روش تعامل همه جانبه تاثیر معنی داری بر رفتار چالش برانگیز و مهارت های اجتماعی کودکان طیف اتیسم دارد. همچنین نتایج نشان داد اندازه اثر در مولفه های ارتباط چشمی، لمس و بازی انفرادی در پنج آزمودنی بین 41/0 تا 7/2 قرار دارد که نشان دهنده تاثیر روش همه جانبه بر مولفه های ذکر شده می باشد.

    نتیجه گیری

    با توجه به تاثیر این نوع مداخله پیشنهاد می شود مربیان و متخصصین امر از روش تعامل همه جانبه برای بهبود رفتارهای چالش برانگیز و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان با طیف اتیسم استفاده کنند.

    کلیدواژگان: روش تعامل همه جانبه، رفتارهای چالش برانگیز، مهارت های اجتماعی، کودکان طیف اتیسم
  • علی اکبر ارجمندنیا، فرهاد محکی*، مجید امیدی خانکهدانی صفحات 99-110
    هدف

    پژوهش حاضر باهدف طراحی برنامه آموزش انعطاف پذیری شناختی و بررسی تاثیر آن برکاهش مشکلات رفتاری نوجوانان آهسته گام انجام شد.

    روش

    این پژوهش یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه شاهد بود. از بین 60 دانش آموز آهسته گام 14 تا 18 ساله در شهرستان سرپل ذهاب 24 دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها به صورت تصادفی به دو گروه 12 نفری تقسیم شدند. گروه آزمایش، آموزش انعطاف پذیری شناختی را در 15 جلسه 45 دقیقه ای دریافت کردند درحالی که به گروه شاهد این آموزش ارایه نشد. برای جمع آوری داده ها از نرم افزار آزمون ویسکانسین و پرسشنامه آخنباخ، فرم والدین و معلم استفاده شد. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری در نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج این مطالعه بیانگر تاثیر معنادار برنامه آموزش انعطاف پذیری شناختی بر کاهش مشکلات رفتاری در نوجوانان آهسته گام بود. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان می دهد که بین گروه آزمایش و گواه حداقل دریکی از متغیرهای وابسته در سطح کمتر از 001/0 تفاوت معنادار و بالاتر از حد شانس و تصادف وجود دارد که نشان از اثربخشی برنامه آموزش انعطاف پذیری شناختی حداقل دریکی از متغیرهای وابسته از دیدگاه والدین و معلم دارد.

    نتیجه گیری

    با استفاده از آموزش انعطاف پذیری شناختی می توان مشکلات رفتاری را کاهش داد، بنابراین درمانگران با یافتن فنونی برای افزایش انعطاف پذیری شناختی و آموزش آن به نوجوانان آهسته گام می توانند افق تازه ای در برابر حل مشکلات رفتاری این گروه ایجاد کنند.

    کلیدواژگان: انعطاف پذیری شناختی، مشکلات رفتاری، نوجوانان آهسته گام
  • سعید محمدی مولود، جواد مصرآبادی*، رامین حبیبی کلیبر صفحات 111-126
    هدف

    اختلال یادگیری ویزه ، اختلالی است که توانایی فهمیدن، یا استفاده کردن از زبان نوشتاری، انجام دادن محاسبات ریاضی هماهنگ کردن حرکات یا توجه مستقیم را تحت تاثیر قرار می دهد. مداخلات و روش های آموزشی و درمانی مختلفی که برای درمان و بهبود اختلال یادگیری خاص به کار گرفته شده است؛ گاه اثربخشی مناسبی از خود نشان داده و در برخی موارد اثربخشی کافی نداشته و یا نتایج متناقض بوده است. بنابراین به منظور ترکیب نتایج تحقیقات قبلی و حل تناقضات و نیز دست یابی به نتیجه گیری کلی استفاده از فراتحلیل لازم به نظر می رسد.

    روش

    جهت نیل به اهداف پژوهش با بهره گیری از روش فراتحلیل، از نتایج کمی 128 پژوهش منتخب، که با توجه به ملاک های ورود و خروج و بهره گیری از کلیدواژه های تعیین شده از طریق دانشگاه های معتبر سراسر کشور و بانک های اطلاعاتی مختلف کشور به دست آمده بود، استفاده گردید و درمجموع 623 اندازه اثر اولیه به دست آمده و با نرم افزار CMA2 مورد تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج تحلیل نشان داد که مقدار اندازه اثر ترکیبی اثربخشی مداخلات آموزشی و درمانی بر اختلالات یادگیری 1.13، و پس از تفکیک به متغیرهای پیامد چندگانه مقدار اندازه اثر ترکیبی برای اختلال خواندن 0/80، اختلال نوشتن 0/94، اختلال ریاضی 1.05 می باشد که تمامی این اندازه اثرها معنی دار می باشد(0/001≤P).

    نتیجه گیری

    مقادیر اندازه های اثر ترکیبی را بر اساس ملاک کوهن نشان گر اثربخشی در حد بالای مداخلات آموزشی و درمانی می باشند. همچنین این مطالعه تلویحاتی را برای استفاده از مداخلات مختلف جهت بهبود اختلال یادگیری ویژه را به دنبال دارد.

    کلیدواژگان: اختلال یادگیری ویژه، فراتحلیل، مداخلات آموزشی و درمانی، نارسا حساب، نارساخوانی، نارسانویسی
  • سارا یمینی، پرویز شریفی درآمدی، حکیمه آقایی* صفحات 127-132
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف اثر بخشی برنامه شناختی رفتاری مثبت نگر بر کارکردهای اجرایی ومهارت های اجتماعی، بر روی دانشجویان داری نقص توجه/ بیش فعالی دانشگاه شهر دامغان انجام شد.

    روش

    جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان (دختر و پسر) دانشگاه دامغان در سال 1397  بودکه در طرح پایش سلامت روانی دانشجویی شرکت کردند. تعداد 30 دانشجو که در پرسشنامه غربالگری نقص توجه و بیش فعالی کانرز بالاترین نمره را کسب کردند در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) به صورت تصادفی انتخاب شدند. پس ازآن هر دو گروه، پرسشنامه های کارکردهای اجرایی بارکلی و مهارت های اجتماعی ریگو و کاناری را تکمیل کردند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه تحت آموزش برنامه شناختی رفتاری مثبت نگر قرار گرفتند. بعد از اتمام آموزش هر دو گروه مجددا پرسشنامه های فوق را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 و روش تحلیل کوواریانس چند متغیری  تحلیل شد  و سطح معناداری برابر با 05/0  استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد تاثیر آموزش برنامه شناختی رفتاری مثبت نگر بر کارکردهای اجرایی ومهارت های اجتماعی  و زیرمقیاسهای آن ها معناداربود (001/0<P).

    نتایج

    یافته ها نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در ارتباط با کارکردهای اجرایی، مهارت های اجتماعی و خرده مقیاس های آن ها تفاوت معناداری وجود دارد.

    نتیجه گیری

    با به کارگیری برنامه شناختی رفتاری مثبت نگر، تغییر باورها، مثبت اندیشی، آموزش رفتارها و راهکارهای موثر می توان کارکردهای اجرایی و مهارت های اجتماعی دانشجویان دارای نقص توجه/بیش فعالی را بهبود بخشید.

    کلیدواژگان: آموزش شناختی-رفتاری مثبت نگر، کارکردهای اجرایی، مهارت های اجتماعی، نقص توجه، بیش-فعالی
|
  • Roghieh Nooripour*, Simin Hosseinian, Gholam Ali Afrouz, Nour Mohammad Bakhshani Pages 5-16

    Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder (ADHD) is a consistent pattern of attention deficit hyperactivity disorder and behaviors which at home and society. The main aim of this study was to evaluate of Neurofeedback on cognitive empathy and cognitive emotion regulation in adolescents with ADHD. This research is an applied study and a quasi-experimental design with pretest, posttest, and follow-up with a control group. The statistical population of this study was adolescents with ADHD who referred to counseling clinics in Tehran that were selected through a purposeful convenience sampling method in 16 adolescents and randomly were assigned to two groups  (the one experimental group and one control =8)). conducted based on the alpha/theta protocol for 8 weeks, two sessions per week (30 minutes) that was a total of 16 sessions. The instrument of this study was Conner’s Adult ADHD Rating Scale - Self report form & Subscale, Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ) and the Empathy Self-assessment Scale. To analyze the data, the descriptive statistics section of the mean, frequency, and standard deviation and inferential statistical analysis were provided to test researcheschr('39') questions and in the inferential statistics, repeated measure ANOVA was used. The results showed that there was a significant difference between the group and the control group in the pre-test and post-test in cognitive empathy and Cognitive Emotion Regulation that significant stability was observed in the follow-up <0.05). According to the results, itchr('39')s recommended that the principles and concepts of the Neurofeedback which in fact this study confirmed their impact Iranian society, should be considered as a training and executive duties for school and familieschr('39') advisers in empowerment, analysis, and interpretation in workshops and meetings so that they can use these methods to help overactive students and their families through.

    Keywords: Cognitive Emotion Regulation, Neurofeedback, Adolescent, Cognitive Empathy, ADHD
  • Aliasghar Dadmehr*, Mokhtar Malekpour, Amir Ghamarani, Somayeh Rahimzadeh, Mohammad Hoseinali Zadeh, Hamidreza Fereidouni Pages 17-28
    Background and Aim

    Children need to have appropriate sensory stimulation, sensory stimulation improve motor skills and competence for the children to school. Such as of these stimulations is vestibular stimulation. Many of the educable mentally disability child are the poor motor coordination and balance that some of these children, who are known as developmental coordination disorder (DCD). The aim of the present study was to evaluate the effectiveness of vestibular stimulation on improving motor skills in children educable mental retardation with developmental coordination disorder.‌‌‌

    Materials and Methods

    This study is a quasi-experimental(pretest,posttest control group desingn). The statistical population of this study included all children with educable mentally disability in Elementary school in city of Isfahan. The sample included 30 children who were randomly selected from one dual-shift school. Then they were randomly assigned in to 2 equal groups: the experimental and control groups. The material used in this study was: Lincolen- Osertsky Motor test and Developmental Coordination Disorder List (DCD-Q,07; Wilson, 2007). Data were analyzed using Independent t-test and Mancova statistical method.

    Results

    Statistically significant differences were observed in motor skills (Fine and gross) improvement in children with educable mental retardation using Vestibular stimulation (P<0.001).

    Conclusion

    Vestibular stimulation therapy to have important positive effects on child’s ability to improve motor skills in subjects with mental retardation with DCD. Our results also showed that Vestibular stimulation therapy can significantly increase the motor skills perception development in educable mental retardation children.

    Keywords: Vestibular stimulation, motor skills, Educable mental retardation, Children, with developmental coordination disorder
  • Samira Keyvani, Asghar Dadkhah*, Seyed Ali Hosseini, Masoud Gholamali Lavasani Pages 29-42

    The aim of this study was investigating psychometric properties of the Sensory Processing Measure-Preschool (SPM-P) to achieve a reliable tool for measuring the sensory processing Challenges of children. This research was a descriptive of analytical kind. After translation, adaptation and some modifications, 384 children aged between 2 and 5 years of kindergartens in the city of Tehran was chosen by multi-stage sampling. The Sensory Processing Measure-Preschool (SPM-P) was performed on them. Psychometric analyses within the context of content validity, construct validity and reliability was done. The results showed that the sub scales, as well as the whole scale, content validity and construct validity was desirable. In addition, the evidence from different sources and analyses represented the internal and external consistency of the scale (P=0/000). The Cronbachchr('39')s alpha used to examine the reliability. The Cronbach’s alpha value for the whole questionnaire was 0.83 and for some scales, it was at least 0.75. Upon the result, we can interpret that the Sensory Processing Measure-Preschool was a reliable tool that can be used to measure the capability of sensory processing, praxis and social participation of Iranian children and it can be used in health clinics and educational centers for screening purposes and research activities.

    Keywords: construct validity, scale reliability, Psychometric Properties, Sensory Processing Measure-Preschool
  • Karim Niknam*, Bagher Ghobare Bonab, Saeid Hassanzadeh Pages 43-58
    Objective

    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of a creative problemsolving program training on the enhancement of creativity and social adjustment in gifted and talented boy adolescents.

    Method

    This research was carried out in a quasi-experimental and pre- & post-test design with control group. The population of the study was 452 high school boy students of exeptional talents in Ardabil City. Finaly 46 students were selected. The research tools were Raven's Matrices (1938), Tehran-Stanford-Binet's Intelligence Test (Afroz and Kamkari, 2011), Torrance Test of Creative Thinking (TTCT) (1998), and Bell Social Adjustment (1962) Inventoris. The experimental group participated in a problem solving training program during 13 sessions (75 minutes per session). In order to control the effect of pre-tests, data were analyzed using multivariate analysis of covariance (MANCOVA).

    Results

    The results showed that the mean scores of in the subscales of fluency, flexibility, originality, elaboration, general social adjustment, health adjustment and emotional adjustment between the experimental and evidence groups were meaningly different.

    Conclusion

    According to the results, applying creative problem solving training program for improvement of creativity and social adjustment for gifted and talented male adolescents was effective. Based on the results of this study, using a creative problem solving training program to improve creativity and social adjustment for gifted students is recommended.

    Keywords: Creativity problem solving, Gifted andtalented student creativity, Social adaptation
  • Hassan Mohammadzadeh, Mehran Soleymani, Elham Daneshyar*, Jalal Dehghanizadeh Pages 59-72

    The purpose of the current study was to investigate the influence of rhythmic and group games on gross motor skills and social interaction of autistic children.The participants were 21 children with the average age of (9/04 ±2/80)with autistic disorder in urmia  which is based on pre-test result were randomly designated into three group: group games group , rhythmic games group and control group.based on pre-test results data collection was carried out through Bruninks Oseretesky test and GARS questionnaire.Afte pre-test ,including carrying out Bruninks Oseretesky test and filling in the questionnaire by child nurses(parent , instructors), the participants attended the group and rhythmic games for 24 sessions. A day after the end of the 24 th session, all the participants of the three groups were given the Bruninks Oseretesky test and child nurses filled in the GARS  questionnaire.Data analysis through ANOVA (3 groups ×2 time points) . One way ANOVA and dependent t-test in significance level of (p≤0/05) demonstrated thet practice had a meaningful influence on scores of the groee motor skills with superiority of rhythmic games group and on scores of social interaction between rhythmic and group games groups with control group.These finding confirmed the role of game and music in the improvement of motivation and interest of children and finally in improvement of gross motor and social skills  of Autism children.

    Keywords: rhythmic game, group game, social interaction, Autism
  • Ahmad Behpajooh*, Parastoo Mirzaei, Abbas Abdollahi Pages 73-84
    Objective

    Designing extensive programs for training families with Down Syndrome children and implementing appropriate supportive programs for them require assessing their educational and supportive needs. In the present study, the educational and social needs of mothers with Down Syndrome children were assessed in order to design a comprehensive program for training mothers.

    Method

    The study was a descriptive-survey design, and participants were 30 mothers of female children with Down Syndrome attending Aslani Special School in the academic year 2015-2016 in Tehran, Iran. The mothers were selected by convenient sampling method. The Need Assessment Questionnaire (Beh-Pajooh & Mahmoudi, 2014) was adapted and completed by the mothers. The questionnaire consisted of three parts: The first part included demographic information about children with Down Syndrome and their parents; The second part included 13 open-ended questions, and the third part consisted of 28 items using four-point Likert scale (very much, much, little, and very little).

    Results

    The findings revealed that mothers of children with Down Syndrome reported high levels of worry about their children’s future, and would like to know about services at the present and the future. What matters is to inform them about their children’s future and there should be appropriate educational programs – especially regarding independent living skills training – for such children and their families.

    Conclusion

    Mothers of children with Down Syndrome have a need for social support and education; this shows the importance of planning and implementing appropriate supportive and educational programs for such families.

    Keywords: Educational need assessment, Social supports, Down Syndrome
  • Rahime Malekan*, Kambiz Poushane, Mahnaz Steki Pages 85-98
    Objective

    The purpose of this study was to investigate the effect of training the method of intensive interaction on reducing challenging behaviors and increasing social skills in children with autism spectrum disorder in the Center of Autism in Tehran city during 2017-18.

    Method

    The research method was a single-subject single baseline (A-B-A-B) and several types of therapies. The sample size consisted of 5 children aged 5 - 8 years with autism spectrum disorder who were selected randomly from among 36 non-randomized individuals. Who the 22 sessions of the first three bases, 8 sessions of the Ulf treatment line, the three bases of the second baseline and 8 sessions of the second medication intervention,each partricipant was subjected to an intensive interaction method. Data were collected using observation questionnaire, Jelili Challenging Behavioral Questionnaire (2007) and Social Communication Skills Questionnaire (SCQ) by Rutter et al. (2003).

    Results

    The results showed that the effect size in the variable of challenging behaviors in the first subject was 1.26, the second one, 1.33, the third one, 0.49, the fourth one, 1.83, and the fifth one, .0.71. The effect size of social skills variable in the first subject was 0.55, the second one 0.99, the third one 0.74, the fourth subject 76.0 and the fifth subject 1.03. The effect size of the subjects was between 0.41 and 2.7% showing that the method of intensive interaction had a significant effect on the challenging and social skills of children in the autism spectrum. It was also revealed that the effect size in eye contact, touch, and solitary involvement in the five subjects ranged from 0.41 to 2.7, indicating the effect of the all-encompassing method on the mentioned components.

    Conclusion

    Considering the impact of this type of intervention, it is suggested that educators and specialists use the method of intensive interaction to improve challenging behaviors and increase social skills in children with autism spectrum.

    Keywords: intensive Interaction training, Challenging Behaviors, Social skills, Children autism spectrum
  • Ali Akbar Arjmandnia, Farhad Mahaki*, Majid Khankahdani Pages 99-110
    Aim

    The purpose of this study was to design a cognitive flexibility training program and its effect on reducing the behavioral problems of Slow Paced Adolescents.

    Method

    This study was a quasi-experimental study with pre-test, post-test and control group design. 24 students were selected of 60 Slow Paced students aged 14-18 years old through available sampling method in Sarpolzahab city. Subjects were randomly divided to two groups that included 12 members (one test group and one control group). The experimental group received cognitive flexibility training in 15 sessions that each session was 45 minutes while the control group did not receive this training. For data collection, the Wisconsin test software and the CBCL questionnaire (parents and teachers forms). Data were analyzed by SPSS,.

    Results

    The results of multivariate analysis of covariance (MANCOVA) showed a significant effect of cognitive flexibility training program on reducing behavioral problems in Slow Paced Adolescents. This results show that there is a significant difference between the experimental group and the control of at least one of the dependent variables in 0/001.

    Conclusion

    Behavioral problems can be reduced by using cognitive flexibility training Therefore, therapists can find new ways to solve behavioral problems by finding techniques to increase cognitive flexibility and educating them for Slow Paced Adolescences.

    Keywords: Cognitive Flexibility, Behavioral Slow Paced Adolescents
  • Saeed Mohammadi Molod, Javad Mesrabadi*, Ramin Habibi Kaleybar Pages 111-126
    Objective

    specific Learning disorder is disturbance that affect the ability to understand or use written language, perform mathematical calculations, coordinate movements, or direct attention. Interventions and different educational and therapeutic interventions for the treatment and improvement of learning disorders have sometimes proved to be effective and, in some cases, have not been sufficiently effective or contradictory. Therefore, the meta-analysis was used to combine the results of previous research and to solve the contradictions and to obtain a general conclusion.

    Methods

    In order to achieve the research purpose with use of meta-analysis method, from quantitative results 128 selected research, which was obtained according to the criteria for entering and leaving and utilizing the keywords defined through reputable universities in country and different databases in country. in total, 623 primary effect size were obtained and analyzed with CMA2 software.

    Results

    The results of the analysis showed that amount of combined effect size of the educational and therapeutic interventions on learning disorders was 1/13, and after dividing into multiple outcome variables, the size of the combined effect size for reading disorder, 0/80 writing disorder, 0/94, mathematical disorder 1/05 all of these effects size are significant (p≤0.001).

    Conclusion

    Combined effects sizes based on Cohenchr('39')s criterion can be interpreted in two fixed and random models which suggests effectiveness of educational and therapeutic interventions. This study also explains the implications for using different interventions to improve specific learning disorder.

    Keywords: Specific learning disorders, Meta-analysis, Educational, therapeutic interventions, Dyscalculia, Dyslexia, Dysgraphia
  • Sara Yamini, Parviz Sharifi Daramadi, Hakime Aghae* Pages 127-132
    Objective

    The purpose of this study was to determine the effect of positive cognitive behavioral program on executive functions and social skills on students with attention deficit / hyperactivity disorder in Damghan University.

    Method

    The statistical population of this study was all students (male and female) of Damghan University in year 1397 who participated in student mental health monitoring plan. Thirty students who received the highest scores in the Connerchr('39')schr('39') Attention Deficit and Hyperactivity Disorder Questionnaire were randomly selected in two experimental and control groups (n = 15 each). Both groups completed the Barclays Executive Function Questionnaires and Rigo and Canary Social Skills Questionnaires. The experimental group received 12 sessions of positive cognitive behavioral program training. After completing the training, both groups completed the questionnaires again. Data were analyzed using SPSS software version 24 and multivariate analysis of covariance. Significance level of 0.05 was used. results showed that the effect of Positive Behavioral Cognitive Training program on executive functions and social skills and their subscales was significant (P <0.001).

    Results

    The results showed that there was a significant difference between the experimental and control groups regarding their executive functions, social skills and their subscales.

    Conclusion

    Using positive cognitive behavioral programming, changing beliefs, positive thinking, teaching effective behaviors and strategies can improve the executive functions and social skills of students with attention deficit / hyperactivity disorder.

    Keywords: Positive cognitive-behavioral education, executive functions, social skills, ADHD