فهرست مطالب

  • پیاپی 43 (بهار و تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/30
  • تعداد عناوین: 12
|
  • میترا پورسینا*، مریم خسروی صفحات 5-24

    در مقاله پیش رو ضمن تبیین حقیقت انفعالات نفسانی در سنت ارسطویی، انفعالات نفسانی، خصوصا انفعال محبت به خدا و نقش آن در سعادت انسانی، در نظام فکری غزالی بررسی می شود. انفعالات در مباحث گذشته و همین طور معاصر، مبدا فعل اخلاقی و نیز فضایل نفسانی در نظر گرفته شده و فضایل نفسانی ارتباط مستقیم با سعادت انسانی دارد. لذا ضمن تبیین فضایل نفسانی، با روش توصیفی تحلیلی، انفعالات نفسانی را بازشناسی کرده ایم. غزالی با توجه ویژه به ساحت عاطفی و ارادی نفس، انفعالات را به عنوان مبدا فعل اخلاقی با جنبه معرفتی نفس همراه می کند؛ چنان که وی معرفت و ادراک را مقدم بر محبت، و خدا را والاترین متعلق ادراک، و شایسته عالی ترین مراتب محبت و عشق می داند. از این رو می توان گفت فطرت خداشناس انسان و جایگاه ویژه محبت به خدا در نظر او، انسان را در جهت دست یابی به بالاترین مراتب لذت و سعادت دستگیری می کند.

    کلیدواژگان: غزالی، ارسطو، انفعالات، سعادت، فضایل، محبت
  • زین العابدین نجفی*، زهره نجفی صفحات 25-47
    یکی از معضلات حوزه محیط زیست، تزاحم میان حق بر محیط زیست و حق بر توسعه است. زیرا از سویی توسعه در ابعاد گوناگونش برای زندگی بشر اجتناب ناپذیر است و از سوی دیگر، اغلب، توسعه به تخریب محیط زیست می انجامد. سازمان ملل برای حل این مشکل در میثاق های متعدد بین المللی، همانند اعلامیه استکهلم و اعلامیه ریو، «اصل توسعه پایدار» را به عنوان راه حل مطرح کرده، که حفظ محیط زیست و تامین نیازهای نسل های آینده از محورهای اساسی آن است. در این نوشتار با بررسی آیات، روایات، قواعد فقهی و روش عقلا، ضمن تبیین دیدگاه شریعت درباره جایگاه حق بر محیط زیست و حق بر توسعه، نارسایی های «اصل توسعه پایدار» را نشان می دهیم و ثابت می کنیم که راه حل واقعی تزاحم این دو حق، توسعه عدالت محور اسلامی است. نهادینه سازی قداست محیط زیست، اخلاق محیط زیست، احکام محیط زیست، حقوق محیط زیست اسلامی و نیز عدالت سیستمی و جهان شمول، عدالت میان نسلی و عدالت درون نسلی از محورهای اساسی توسعه عدالت محور اسلامی است.
    کلیدواژگان: حق بر محیط زیست، حق بر توسعه، توسعه پایدار، توسعه عدالت محور
  • فاطمه رازی زاده*، محمد محمدرضایی، منصور نصیری صفحات 49-68

    ملاصدرا با مبانی جدیدی که در حکمت متعالیه تدوین کرد، دریچه ای نو به مباحث نفس شناسی گشود. او تفسیر جدیدی از نحوه آفرینش و حیات نفس پیش کشید و با توسعه حیات نفس در مرتبه مثالی و تعمیم حرکت جوهری به جوهر نفس، بستر مناسبی برای تصویر حرکت استکمالی در حیات برزخی ایجاد کرد. اما آیا می توان تحلیلی از مسیله استکمال و ماهیت نفس عرضه کرد که تبیین فلسفی استکمال برزخی نفس را ممکن کند؟ این مقاله، این پرسش را در اندیشه ملاصدرا می کاود و به این نتیجه می رسد که هرچند در آثار وی مواضع دوگانه ای راجع به استکمال برزخی نفس دیده می شود و او از پذیرفتن صریح موانع تبیین استکمال برزخی سرباز می زند، اما علاوه بر اینکه مبادی فلسفی حکمت متعالیه، ظرفیت مناسبی برای عرضه تبیین های عقلی مختلف در این باب دارد، خود وی نیز به برخی از این طرق اشاره کرده و پاسخ مثبتش به مسیله استکمال برزخی نفس، در آرای فلسفی، کلامی و تفسیری اش دیده می شود.

    کلیدواژگان: صدرالدین شیرازی، استکمال نفس، عالم برزخ، تجرد نفس
  • مهدی سپهری* صفحات 69-83

    طباطبایی تمایل داشت مسایل نفس شناسی را از طریق معرفهالنفس دنبال کند نه آنچنان که فیلسوفان مشایی و صدرایی، با تمام اختلافاتشان، در علم النفس دنبال می کردند. توجه به نفس و روان بشری و قوای آن در درمان بیماری ها، گرچه در ساختار ریاضی مکانیکی پزشکی مدرن، مهمل تلقی می شود اما در پزشکی غیرمدرن، با تمام وسعت شاخه ها و گرایش هایش، متعارف بلکه ناگزیر است. دغدغه این نوشتار معرفهالنفس و چشم انداز تاثیر آن در طب (با تاکید بر سلامت) است. تحقیق پیش رو از سنخ تحقیقات بنیادی نظری و از لحاظ روش، توصیفی تحلیلی است. محقق با توصیف و تحلیل کیفی محتوای اندیشه طباطبایی و توجه به نظام اندیشه وی، با گردآوری داده ها به روش کتاب خانه ای، به دنبال توصیف، تجزیه و تحلیل مسیله است. طباطبایی بر اساس تعقل و نیز تعمق در آیات و روایات از تمایز معرفهالنفس/علم النفس به تمایز معرفت انفسی/ معرفت آفاقی کشیده می شود؛ تمایزی که می تواند در طبابت استلزاماتی داشته باشد و طب را متحول و زمینه را برای نگاهی دیگر به سلامت و بیماری فراهم کند. توجه به معرفهالنفس در طب به معنای معرفت به نفس و خصوصیات و نوع تاثیر آن در بدن نیست، بلکه به معنای معرفت انفسی در طبابت است، که به تعبیری می توان آن را طبابت انفسی نامید که طبیبش به گونه ای دیگر زیست می کند و به گونه ای دیگر بیمار، بیماری و سلامت را می فهمد و نهایتا درمان می کند.

    کلیدواژگان: طباطبایی، معرفه النفس، علم النفس، معرفت انفسی، معرفت آفاقی، طبابت انفسی، پزشکی آفاقی
  • عبدالله میراحمدی*، پروانه نقدعلیان صفحات 85-108

    عذاب مسخ یکی از سنت های مواخذه الاهی است که در پی انحرافات اعتقادی و اخلاقی گریبانگیر فرد یا گروهی خاص می شود. چنین سنتی در آیات قرآن دو گونه گزارش شده است: مسخ ظاهری که مختص قوم بنی اسراییل بوده و به سبب نافرمانی از امر تحریم صید و به کاربردن حیله به آن مبتلا شدند؛ مسخ معنوی که عام است و همه انسان ها در معرض ابتلا به آنند. آیات بسیاری با الفاظ متفاوت یادآور گونه دوم از عذاب مسخ است. میان مفسران فریقین درباره مسخ صوری بنی اسراییل اختلاف نظر وجود دارد. این اختلاف سبب پیدایش سه دیدگاه در میان آنها با ادله متفاوت شده است. حکما، به ویژه پیروان حکمت صدرایی، نیز ضمن پای بندی به ظاهر آیات و روایات، بر اساس نظریه تناسخ ملکوتی و نوع الانواع تقریری دقیق تر پیش می کشند که مسخ ظاهری و باطنی را شامل می شود. این دیدگاه ها مبتنی بر تبعیت بدن ها از نفوس و توجه به نوع متوسط و جنس سافل است. در این پژوهش، به شیوه تحلیل محتوا، دیدگاه ها و دلایل مفسران و حکما درباره کیفیت و انواع عذاب مسخ را بررسی و ارزیابی خواهیم کرد.

    کلیدواژگان: عذاب مسخ، مسخ صوری، مسخ معنوی، تناسخ ملکوتی، نوع الانواع
  • سید حسین موسوی راد، سید جابر موسوی راد* صفحات 109-126

    مطابق دیدگاه ادیان الاهی، پیامبران به عنوان مظاهر انسان کامل، توانایی بر انجام دادن معجزه دارند و از معجزه برای اثبات نبوت خویش بهره می گیرند. اما در جهان غرب، دیوید هیوم حملات شدیدی علیه اعتبار معجزات مطرح کرد. وی معتقد بود معجزات گزارش شده نمی تواند اعتبار تجارب ثابت و راسخ ما را از بین ببرد. معجزات را ملت هایی ناآگاه در روزگاری خاص گزارش کرده اند. همچنین، گواهی مربوط به هرکدام از این معجزات، معارضاتی دارد و همین امور تکیه بر این معجزات را بی اعتبار می کند. این تشکیکات را، با اندکی تفاوت و تفصیل بیشتر، قرن ها قبل فخر رازی هم بیان کرده است. با این تفاوت که نتیجه ای که هیوم از این تشکیکات می گیرد، بی اعتباری معجزات است؛ اما فخر رازی می کوشد طبق مبانی خود (و خصوصا مبانی اشاعره که مذهب او است) به این شبهات پاسخ دهد و از اعتبار معجزات دفاع کند. در این مقاله، ضمن بررسی تطبیقی دیدگاه های فخر رازی و هیوم، پاسخ های فخر رازی به این تشکیکات را می کاویم و نهایتا شبهات هیوم را بررسی و نقد خواهیم کرد.

    کلیدواژگان: فخر رازی، هیوم، معجزه، نبوت، خدا
  • روح الله نجفی* صفحات 127-145
    تحقیق حاضر به الگوگیری و قاعده یابی از رفتار شخصیت ها در قصه های قرآن نظر دارد و مقدمات این فرآیند فکری را به ترازوی تحلیل می نهد. انتقال از نمونه جزیی به قاعده کلی، مستلزم پیمودن چهار گام ذیل است: احراز وقوع رفتاری خاص در قصه، احراز شایستگی یا جواز رفتار، احراز قصد قصه گو بر الگوشدن رفتار و احراز دامنه عمومیت یابی رفتار. در فرآیند برداشت الگوهای عام رفتاری از قصه های قرآن، از نقش آفرینی دانسته ها و مفروضات پیشین مخاطبان گریزی نیست، بلکه چه بسا مخاطب قصه، خود از قبل می داند که رفتار مناسب الگوشدن کدام و رفتار نامناسب کدام است و آنگاه، رفتار مناسب و دارای امتیاز را به الگو تبدیل می کند، اما رفتار فاقد امتیاز را به الگو بدل نمی کند. افزون بر این، ابهام و تردید در قصد قصه گو بر قاعده سازی، به مفروضات مخاطبان قصه، مجال نقش آفرینی می بخشد.
    کلیدواژگان: قصه قرآن، قاعده مندی قصه، فهم قصه، قصد قصه گو، شخصیت قصه، الگوی رفتاری، مخاطب
  • محمدجواد نصرآزادانی*، سید محمدعلی دیباجی، حبیب الله دانش شهرکی صفحات 147-166

    اعتقاد به حرکت جوهری اشتدادی در عالم ماده یکی از مبانی بنیادی ملاصدرا در تفکر فلسفی است که بر اساس آن تمام موجودات عالم ماده، از جمله نفس انسان، در ذات و جوهر خود متحرک اند و حرکت نحوه وجود سیال و لازمه جدانشدنی آنها است. صدرا با توجه به اعتقاد به وجود اراده در نفس انسانی و امکان انجام دادن حرکات و افعال وی بر اساس اراده مبتنی بر عقل عملی، چگونگی حرکت اشتدادی نفس انسانی در مرحله انسانیت را تبیین می کند و با تبیین غایت مندی افعال ارادی انسان، غایت حقیقی اشتداد و تکامل نفس انسانی را، اتحاد با عقل فعال می داند. در نظر وی، هرچند بسیاری از انسان ها با سوء اراده خویش از نیل به این غایت باز می مانند اما به هر حال اشتداد نفس در خصوص آنها نیز منتفی نیست و چنین انسانی با اراده و انتخاب های نادرست خویش به تحصل و شدت وجودی یکی از قوایش اقدام می ورزد.

    کلیدواژگان: حرکت جوهری، ملاصدرا، نفس، اراده
  • مریم السادات موسوی*، محمدمهدی مشکاتی صفحات 167-183

    فیض مقدس (عالم عین) که در دو قوس نزولی و صعودی گسترده است، از عقل آغاز می شود و در نقطه عطف دو قوس، به هیولا می رسد. آنگاه قوس صعودی آغاز، و به عاقل منتهی می شود. انسان، محور این گستره است. او در آغاز، عقل، اما در پایان عاقل است و عقل و عاقل از جهتی عین هم و از جهتی دیگر غیر هم اند. به این معنا که عقل فقط مرتبه ای از انسان کامل است، اما عاقل همان انسان کامل و مظهر اسم جامع الله است که بر دو قوس نزولی و صعودی احاطه وجودی دارد. صدرالدین شیرازی چگونگی بسط فیض را تبیین کرده است. در مقاله حاضر می کوشیم دقایق سخنان صدرا در این زمینه را بررسی کنیم.

    کلیدواژگان: فیض مقدس، عالم عقل، عالم مثال، عالم طبیعت، عقل، عاقل
  • سعید حسن زاده*، محمدکاظم فرقانی صفحات 185-203

    اخوان الصفاء، که از اندیشمندان قرن چهارم اند، در مجموعه آثارشان به بحث از عشق نیز پرداخته اند. عشق در آثار ایشان دو کاربرد دارد: عشق به معنای عام (محبت) و عشق به معنای خاص (عشق انسانی). ایشان بهترین تعریف برای عشق را شوق به اتحاد می دانند. اتحاد حاصل از عشق در روح بخاری و به تبع آن در اعضای بدن عاشق و معشوق رخ می دهد. علت عشق طبع است. نفس نباتی، نفس حیوانی، نفس ناطقه، طبع علت و معلول و طبیعت برخی از حیوانات مبدا انواع عشق اند. شروع عشق نیاز به التفات و توجه دارد و تفاوت افراد در عشق به سبب تفاوت مزاج آنها یا وابسته به حالات فلکی زمان شکل گیری نطفه آنها است. طبق دیدگاه ایشان، می توان نقشی برای اختیار در عشق در نظر گرفت. عشق یک غرض اولیه دارد (مثلا برطرف شدن نقص معلول) و یک غرض اقصا، که آن توجه انسان به خدا و امور الاهی و عشق به آنها است. عشق ورزی فضیلت و موجه است، هرچند در برخی از موقعیت ها می تواند رذیله و ناموجه باشد.

    کلیدواژگان: عشق، محبت، اخوان الصفاء
  • سید رضا مودب*، حسین سالمی صفحات 205-221

    بر پایه عناوینی که در قرآن و نصوص دینی بر کنش های شیطان در وجود آدمی اطلاق شده است می توان به تنوع و چگونگی این کنش ها پی برد؛ از این منظر، اضلال و اغوای شیطان از طریق وهم و خیال و حس در قالب تدلیس، تلبیس، تسویل، تاییس و تسویف برای آدمی پیش می آید. قلب آدمی کانون القا و هجمه شیطان است که از طریق اندام ها و قوای حسی و شیطنت وهم رخ می دهد. نیل به معرفت توحیدی از طریق حجت درون و برون، که غایت آفرینش انسان دانسته شده، و مدیریت و اشراف عقل بر کارکرد قوای ادراکی، راه مقابله با نفوذ شیطان است. در خصوص این مقابله، موسوی خمینی بر لزوم نظارت بر قوه خیال و مهار آن و نیز تقویت و امارت عقل بر وهم تاکید می کند.

    کلیدواژگان: موسوی خمینی، مقابله با شیطان، راه های نفوذ شیطان، قوای ادراکی
  • محمود پاکیزه* صفحات 223-236

    کرامت انسانی بر دو گونه است: کرامت ذاتی، یعنی خدا انسان را به گونه ای آفرید که از دیگر موجودات ممتاز و برتر است؛ و کرامت اکتسابی، یعنی انسان می تواند با استمداد از تقوا از کرامت اخلاقی و ارزشی بهره ببرد. یکی از شاخص های متون مقدس اصیل حفظ کرامت انسانی است. نشانه تحریف متون مقدس عبور از خصیصه کرامت انسانی است. نوشتار حاضر بر این اندیشه پای می فشرد که قرآن کریم در آیاتش بر کرامت ذاتی و اکتسابی انسان تاکید دارد، اما عهدین کرامت انسانی را به گونه ای می انگارند که رو به انسان محوری نهاده اند و به جای اثبات کرامت انسانی در جهت نفی آن یا اثبات برتری نژاد انسانی گام برداشته اند.

    کلیدواژگان: کرامت ذاتی، کرامت اکتسابی، قرآن کریم، عهدین
|
  • Mitra Poursina *, Mariam Khosravi Pages 5-24

    In the current study, in addition to explaining the soul’s passions in Aristotle’s tradition, the soul’s passions, particularly affection for God and its effect on human prosperity, is investigated in al-Ghazzali’s intellectual system. In the past and contemporary studies, passions are viewed as the origin of moral action and virtues of the soul, and the virtues have been known of direct relationship with human prosperity. Thus, the current study has explained virtues of the soul and, using a descriptive-analytical method, has recognized the passions of the soul. paying particular attention to the soul’s emotional and volitional dimension, al-Ghazzali believes that passion, as the origin of moral action, stands in connection with the cognitive dimension as he views knowledge (cognition) and perception as being prior to the affection, God as the most supreme case for perception an worthy of the highest degrees of affection and love. Thus it can be concluded that the God-familiar innate nature of Man and the sublime position of affection to God in his view leads him toward attaining the upmost degrees of prosperity and pleasure.

    Keywords: al-Ghazzali, Aristotle, passions, Prosperity, Virtues. Affection
  • Zainul-Abedin Najafi *, Zohre Najafi Pages 25-47
    The conflict between human’s right of environment and his right of development has been amongst intricacies in the field of environment because, on one hand, the development is inevitable for human life and on the other, development almost results in the destruction of the environment. Therefore, to solve this problem, the United Nations has underscored the principle of sustainable development in many international treaties including declarations of Rio and Stockholm in which protecting the environment and securing the needs of the coming generations is axiomatic. Studying Quranic verses, tradition and views of scholars, the current study has explained the view of divine law on this conflict and uncovered the inefficiencies of the principle of sustainable development. It is also suggested that the solution to the conflict resides in the Islamic justice-based development. Institutionalization of the holiness of environment, environmental ethics, environmental religious commandments, Islamic environmental law, universal and systematic justice, and intra-generation justice are amongst the principles of Islamic justice-based development.
    Keywords: Right of Environment, Right of Development, Sustainable development, Justice-Based Development
  • Fatemeh Razi Zade *, Mohammad Mohammad Rezaei, Mansoor Nasiri Pages 49-68

    Adopting new foundations in transcendental wisdom, Mulla Sadra has developed renewed viewpoints toward study of the soul. He has offered new explanations for souls’ life and quality of its creation and laid a proper groundwork for portraying the evolution of soul between death and resurrection by picturing the souls’ life through examples and generalizing the substantial motion to substantiality of the soul. Authors are to answer whether any analysis of evolution and nature of the soul can offer a philosophical explanation for the purgatorial evolution of the soul. It is concluded that although Mulla Sadra has adopted inconsistent positions toward the evolution of soul and refrains from definitive agreement with the obstacles toward any explanation for evolution of soul between death and resurrection, philosophical foundations of his transcendental wisdom enjoy potential capabilities for logical explanation in this regard. In addition, he has implicitly confirmed the purgatorial evolution of soul in his commentaries and his theological and philosophical views.

    Keywords: Mulla sadra, Soul’s Evolution, Purgatory, immateriality of soul
  • Mahdi Sepehri * Pages 69-83

    Unlike peripatetic and Sadraic philosophers who, despite their differences, investigated the soul-related issues through psychology, Tabatabaei was inclined toward investigating these issues through self-knowledge. Though in the mechanical and mathematical structure of modern medicine showing consideration for human soul and psyche and its faculties in treating illnesses seems meaningless, in non-modern medicine it is a standard and inevitable practice. The current research is intended to delve into self-knowledge and its effects on medicine (while emphasizing health). This study is a fundamental and theoretical research which has adopted a descriptive and analytical methodology. Describing and qualitatively analyzing the content of Tabatabaei’s thoughts and thinking system, the researcher has collected data through library note-taking to describe and analyze the problem. Contemplating and thinking about Quranic verses and tradition, Tabatabaei transits from the distinctions between psychology and self-knowledge to the distinction between subjective knowledge and outer-world knowledge (objective knowledge) which can impose some obligations on the medicine, change it dramatically and lay the groundworks for adopting a new look toward health and illness. In medicine, taking self-knowledge into account, does not mean knowing about self and its characteristics and the way it affects body but it means self-knowledge-based medicine in which the physician leads a different life and develops a different understanding of patient, illness and heath and accordingly treats the illness.

    Keywords: Tabatabaei, Self-knowledge, psychology, Objective Knowledge, Subjective knowledge, objective Medicine, Subjective Medicine
  • Abdullah Mir Ahmadi *, Parvane Naqd-Alian Pages 85-108

    Torment of metamorphism is a reprimand in divine tradition which afflicts a particular individual or a community due to their deviation in morality and belief. This tradition is reported in two major ways in Quranic verses; a) Formal (carnal) metamorphism is particular to Bani Israil by which they were afflicted due to their disobedience in unlawful hunting (fishing) and use of deceit and b) spiritual transformation is a general phenomenon to which all human beings are exposed. The latter is reported through different languages in many Quranic verses. Shiite and Sunni commentators have adopted different views regarding the disfigurement of Bani Israil. This has led to three different positions between them which are grounded in different reasons. Scholars, advocates of Sadraic philosophy in particular, while observing Quranic verses and tradition, employ the theory of heavenly reincarnation and avail themselves of explanations and sub-explanations which include both inward and outward transformation. These views are according to the dependence of body on soul and consideration for intermediary type and hypo-type. This research has employed content analysis to study the quality of torment of transformation in the views of scholars and commentators.

    Keywords: Torment of Metamorphism, Disfigurement, Spiritual Transformation, Heavenly Reincarnation, Archetype
  • Seyyid Hussein Mosavi Raad, Seyyid Jabir Mosavi Raad * Pages 109-126

    According to the divine religions, prophets as the obvious manifestations of perfect human, are able to perform miracles and use it to submit proofs on their prophecy. In the west, however, Hume has casted serious doubts on the validity of miracles. Stating that the miracles are reported by some unknowing nations in a particular context, Hume believed that the reported miracles cannot reject the validity of our constantly proven experiences. He adds that the evidences admitted for the miracles are contradictory and therefore we cannot rely on the validity of miracles. Fakhr Razi had also thrown miracles into doubts with minor differences and greater details centuries ago. Yet, although Hume concludes that miracles are invalid, Fakhr Razi tries to employs his own foundations to resolve these doubts and uphold the validity of the miracles. The present study investigates the views of both scholars comparatively and delves into the Fakhr Razi’s answers to these doubts while analyzing the Hume’s viewpoints and criticizes them.

    Keywords: Fakhr Razi, Hume, miracle, prophecy, God
  • Ruhullah Najafi * Pages 127-145
    The current research delves into the quality of rule-formation and model development from the behavior of characters in Quranic stories and analyses the prerequisites of this mental process. Generalization from a detailed sample to a prevailing rule requires the fulfilment of the following steps; assuring the occurrence of a particular behavior in the story, acquiring the qualification and acceptability of the behavior, obtaining the intention of the story-teller for modeling the behavior, fulfilling the conditions for generalization of the behavior. In the process of acquiring general behavioral models from Quranic stories, knowing and presuppositions play an inevitable role. Thus, the audience of the story can already distinguish a desirable behavior from an undesirable behavior and develops the earlier into a model while ignoring the later. Besides, the ambiguity in and doubt toward the intention of the story-teller for rule-formation allows for the effect of the pre-suppositions held by the audiences.
    Keywords: Quranic Story, the Rule-Based State of Story, Perception of Story, Storyteller`s Intention, the Player of Story, Behavioral Model, audience
  • Mohammad-Javad Nasr-E Azadani *, Seyyid Mohammad Ali Dibaji, Habibullah Danesh Shahraki Pages 147-166

    Belief in intensified substantial motion in material world is one of the most fundamental bases of Sadra’s philosophical thinking according to which all creatures of the material world including human soul are in a state of motion in their essence and nature and this motion is the quality of the existence of the entity in motion and an inseparable. Due to his belief in “the power of will” in human soul and the possibility of human ability for practical reason-based actions and motions, Sadra has explained the quality of human soul’s intensified motion at the stage of humanity. Stating that human’s optional actions are targeted, Sadra adds that the actual objectives of soul’s intensification and evolution is union with active intellect. In his view, although some human beings deviate from and fail to fulfill this objective due to their bad will, the intensification of soul occurs in them through which they strengthen one of their faculties.

    Keywords: Substantial Motion, Mulla sadra, soul, will
  • Maryam Saadat Mosavi *, Mohammad Mehdi Meshkati Pages 167-183

    Sacred Grace which is expanded in the curves of ascent and descent starts from intellect and, in the turning point of the curves, arrives at the Hyles. Then the curve of ascent starts and arrives at intellectual. Human is the axis of this expansion. Man is primarily intellect and ultimately intellectual and intellect and intellectual are identical in one aspect and different from the other. This means that intellect is only one level of perfect human but intellectual is the perfect human itself and the manifestation of Allah which existentially surrounds the curves of ascent and descent. Mulla Sadra has explained the quality of grace expansion. The current research is an attempt to delve into the details of Mulla Sadra’s position on this issue.

    Keywords: Sacred Grace, Realm of Intelligence, Imaginal Realm, nature, Intellect, Intellectual
  • Saeid Hasan Zade *, Mohammad Kazim Forqani Pages 185-203

    Akhwan al-Sifa` that are amongst the thinkers of the fourth century have discussed “love” in their literary works. In their writings “love” possesses two different function; love in a general sense (feeling affection) and love in a particular sense (human love). In their views, enthusiasm for union is the best definition of love. The union resulted from love primarily emerges in the steamy soul and consequently in the body parts of the lover and beloved. Plant soul, animal soul, rational soul, cause and effect nature and nature of some of the animals are the primordium of different kinds of love. Love to commence stands in the need of conscious attention and the variability of people in love is due to their difference in nature or celestial status in the time of their genesis. According to them, will has a viable role in love. Love has a primary intention (e.g. satisfaction of a need) and a supreme intention which is attentiveness to God, divinity and feeling affection for them. Love is a virtue and is therefore plausible but in some cases it becomes a vice and implausible.

    Keywords: Love, Affection, Akhwan al-Sifa`
  • Seyyid Reza Moadab *, Hussein Salemi Pages 205-221

    The diversity and quality of satanic actions on human existence (soul) can be arrived at through the titles presented in Quran and religious texts. Accordingly, Man becomes afflicted by satanic temptation and error through illusion, imagination and sense in the forms of deception, deceit, delude, disappointment and delay. Human heart is the focal point for satanic insinuation and influence which becomes afflicted through organs, sensory faculties and naughtiness of illusion. Arriving at a monotheistic knowledge through internal and external reasons which is known as the ultimate goal of creation and management and control of the power of reason over the functions of perceptual faculties are the counter measures against the satanic influence. Mosavi Khomeini has also underscored the necessity of control and supervision over the faculty of imagination and strengthening the rule of reason over illusion.

    Keywords: Musavi Khomeini, Confronting Satan, Ways of Satan’s Influence, Perceptual Faculties
  • Mahmood Pakizeh * Pages 223-236

    Man’s dignity is of two kinds; innate dignity, i.e. God has created Man in a way which distinct from and superior to other creatures, and acquired dignity, i.e. Man can attain moral and value-based dignity through pious acts. Man’s dignity has been a standard in all original Holy Scriptures in a way that violation of this standard is an indication of the distortion in the holy texts. The current study has concluded that Quranic verses have underscored the acquired and innate dignity of man while the bible has offered a humanist description for dignity and, in return for submitting proofs for human dignity, has either denied it or substantiated ethnic superiority of man.

    Keywords: Innate Dignity, Acquired Dignity, Holy Quran, Bible