فهرست مطالب

حقوق بشر - سال پانزدهم شماره 1 (پیاپی 29، بهار و تابستان 1399)
  • سال پانزدهم شماره 1 (پیاپی 29، بهار و تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/31
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سید مسعود موسوی کریمی* صفحات 1-12

    حقوق بشر به عنوان مبنایی برای قوانین ملی و فرا ملی ونیز به عنوان مشروعیت بخشنده به فرآیندهای سیاسی در این دو سطح شناخته می شود. بعلاوه، اعتبار بسیاری از نظریات علوم انسانی بر اساس نسبتشان با حقوق بشر سنجیده می شود. این مقاله می کوشد نشان دهد علی رغم اینکه در این زمینه ها مفهوم حقوق بشر اغلب به گونه ای به کار می رود که گویی با مفهومی روشن و مورد اتفاق همگان مواجه هستیم، در واقع حقوق بشر هم از لحاظ مفهومی و هم از لحاظ مصداقی از سربستگی و ابهامات مبنایی رنج می برد. مادامی که این ابهامات گشوده نشده است، هرگونه بحث از حقوق بشر در عرصه قانون، سیاست، اقتصاد و اجتماع بحث بی فرجامی خواهد بود و گشودن این ابهامات در گرو مطالعات فلسفی در حقوق بشر است.

    کلیدواژگان: حقوق بشر، مفهوم حقوق بشر، ابهامات مفهومی حقوق بشر، اعلامیه جهانی حقوق بشر، نقادی فلسفی
  • ابوالقاسم فنائی*، سید محمد حسینی، سمیه حسنخانی طاسکوه صفحات 13-30

    این مقاله می کوشد نشان دهد که (1)”حق“معنایی اخلاقی نیز دارد؛ و (2) تکالیف اخلاقی به دو دسته تکالیف متناظر با حق اخلاقی، و تکالیف غیر متناظر با چنین حقی تقسیم می شوند. حق اخلاقی حقی است که از ملاحظاتی اخلاقی نشات می گیرد و بیانگر یا مبرز این ملاحظات است. برای استدلال به سود این مدعیات دست کم دو راه وجود دارد: یکی بررسی مبانی توجیهی حق و نشان دادن اینکه توجیهی که به سود برخی از حقوق وجود دارد توجیهی اخلاقی است (بخش 2) و دیگری بررسی نقش، جایگاه و کارکرد حق در اخلاق و گفتمان اخلاقی (بخش 3).

    کلیدواژگان: حق اخلاقی، عدالت و اخلاق، اخلاق کانت، اخلاق فردی، اخلاق اجتماعی، اخلاق و سیاست، اخلاق و قانون، اخلاق و حقوق
  • سید سجاد کاظمی* صفحات 31-57

    طی یک دهه اخیر دزدان دریایی پس از سالها فترت مجددا فعالیت خود را در عرصه دریاها و آبراه های بین المللی از سر گرفته اند. این موضوع موجب غافلگیری جامعه جهانی شده و مجموعه ای از اقدامات عموما خشن و قهرآمیز در مقابله با این مرتکبان را به دنبال داشته است. این در حالی است که مرتکبان دزدی دریایی نیز مانند متهمان سایر جرایم بین المللی از حقوق و امتیازات مختلفی بهره مند بوده که کشورها تمایل چندانی برای اختصاص این حقوق به این متهمان از خود نشان نمی دهند. به علاوه رعایت حقوق بشر در فرایند مقابله کیفری با مرتکبان دزدی دریایی با چالشهایی از قبیل رعایت مهلت معقول بازداشت و نگه داری متهمان در عرشه کشتی، مقام صادرکننده قرار بازداشت افراد دستگیرشده و محاکمه متهمان به دزدی دریایی در کشور ثالث مواجه بوده که شایسته توجه و بررسی می باشد. در پژوهش حاضر وضعیت ویژه تعقیب، دستگیری و محاکمه متهمان دزدی دریایی و حقوق بشر قابل اجرا برای ایشان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: حقوق بشر، تعقیب، مهلت معقول، دزدی دریایی، متهم
  • حسین هوشمند* صفحات 58-78

    تار و پود جامعه جهانی از سنت های فلسفی، اخلاقی و دینی متفاوت، معقول و قیاس ناپذیر تنیده شده است. این «واقعیت تکثر معقول» در فهم ما از حقوق بشر چه نقشی ایفا می کند؟ آیا توجیه نظری حقوق بشر باید متکی و مبتنی بر آموزه های جامع سکولار یا دینی خاصی باشد؟ چه برداشتی (conception) از حقوق بشر می تواند از سوی سنت های اخلاقی و دینی گوناگون مورد تصدیق قرار گیرد؟ و آیا حقوق بشر مستلزم دموکراسی است؟ مقاله حاضر، با استناد و بهره جستن از تفسیر جان رالز از مفهوم حقوق بشر به بررسی پرسش های مذکور می پردازد. در کتاب قانون ملل، رالز کوشیده است تا مبانی لیبرالیسم سیاسی اش را بر نظام هنجاری جهانی اطلاق کند که مبتنی بر اصولی چند، از جمله تفسیر خاصی از حقوق بشر است. این قرایت از حقوق بشر بر مبنای معیار عضویت و همچنین مقبولیت decency)) و کنکاش درماهیت نظام سلسله مراتبی مقبول صورت گرفته است. هر جامعه ای که مطابق با اصول عدالت مبتنی بر منافع عمومی پی ریزی شده باشد - لیبرال یا غیر لیبرال - حقوق بشر را تضمین و تامین خواهد کرد.

    کلیدواژگان: جان رالز، نظام هنجاری جهانی، حقوق بشر بمعنی الاخص، واقعیت تکثر معقول، اجماع همپوشان، اسلام معاصر، نظام سلسله مراتبی مقبول
  • رضا زهروی*، مهسا علیزاده صفحات 79-106

    جرم انگاری برخی از روابط جنسی، بخشی از قوانین کیفری است و حتی پس از انقلاب کبیر فرانسه و گسترش آزادیهای فردی، با آن که بسیاری از کشور ها در راستای محدود ساختن جرایم جنسی تلاش کرده اند با این وصف اصل جرم تجاوز در روابط زناشویی زوجین در بسیاری از کشور ها مانند انگلستان و بیشتر ایالت های آمریکا مقرر شده است امری که در شرع و فقه امامیه نیز مسلم و ریشه تاریخی چند برابر غرب دارد اما در قوانین ایران مغفول واقع شده و اکنون تنها زمانی میتوان قایل به صدق عنوان جرم جنسی بود که علقه زوجیت یا شبهه آن نباشد. هرچند تجاوز به حق، قطعا متفاوت از عنوان زناست اما با عنایت به اصل 167 قانون اساسی و نیز به استناد اصل 4 قانون اساسی به عنوان منبع حقوق ایران، این امکان جرم انگاری این رفتار در قالب جرم تعزیری قابل ملاحظه است؛ با تحقق ایذاء روحی یا جسمی یا هریک از دیگر موانع عقلی و شرعی، زوجه حق دارد از ایفای تمکین استنکاف نماید که در واقع این امر میتواند بسترهای جرم انگاری «تحمیل زناشویی زوج علیه زوجه» را با لحاظ شرایط شرعی در حقوق ایران فراهم کند.

    کلیدواژگان: حقوق جنسی زوجه، حقوق ایران، حقوق انگلستان، تجاوز به حق جنسی
  • راشل اسپوری* صفحات 107-126

    خشونت معمولا گفتمان تغییرات اجتماعی را به خود منحصر می کند. یک نظر جایگزین این است که افراد محروم و به حاشیه رانده شده به طور مسالمت آمیز با محرومیت از حقوق اولیه و نیاز به امنیت دسته و پنجه نرم می کنند. این مقاله، نظریه های جامعه شناختی در مورد علل خشونت و همچنین ادبیات حفظ صلح/ مسالمت آمیز را بر روی سه  مطالعه موردی اعمال می کند: 1- الاهیات آزادی مسیحی، 2- انقلای اسلامی در ایران و 3- جنبش سروددایی گاندی / بودایی در سریلانکا. این مطالعات موردی نقش دین در تلاش های مسالمت آمیز برای به رسمیت شناختن حقوق بشر را نشان می دهد و اظهار می کنند که صداهای محرومان می توانند در قالب ادبیات حفظ صلح شنیده شوند و شناسایی مسالمت آمیز حقوق به ما کمک می کند که از دو گانگی حقوق بشر فراتر رویم. هدف اصلی این مقاله، شکست انحصار خشونت در گفتمان تغییرات اجتماعی و اجازه دادن به جنبش های مسالمت آمیز برای شرکت در گفتگوها می باشد. فرضیه اصلی مقاله این است که خشونت نمی تواند تنها گزینه برای ایجاد تغییرات اجتماعی و شناسایی حقوق بشر باشد. دین از طریق ایجاد مکانی برای شنیدن صدای محرومان و عمل به خواسته های آنها نقش مهمی در به رسمیت شناختن مسالمت آمیز حقوق دارد. سایر مفروضاتی که این مطالعه را هدایت می کنند شامل یک باوری هستند که حقوق بشر بنیادین فراتر از امنیت است که حقوق امرار و معاش را نیز شامل شود. از آنجا که به نظر می رسد نظام دولتی فعلی برای حقوق امنیتی نسبت به حقوق معیشتی امتیازات ویژه ای را تخصیص داده است، وجود نهادهای جامعه مدنی از جمله نهادهای دینی، در مبارزه برای به رسمیت شناختن حقوق بشر بنیادین بسیار مهم است. به منظور ثبات تغییرات مثبت اجتماعی این حقوق باید با هم اعمال شوند و به طور هماهنگ با یکدیگر توسعه یابند. در نهایت، نویسنده بر این باور می باشد که تلاش های ادیان مختلف نشان داده است جنبش ها برای به رسمیت شناختن حقوق بشر و صلح جهانی می تواند زمینه ای برای همکاری و هماهنگی بین ادیان جهان باشد. پس از تجزیه و تحلیل نظریه های جامعه شناختی و مطالعات موردی خاص در مورد نقش جنبش های مسالمت آمیز دینی برای به رسمیت شناختن حقوق بشر بنیادین، نویسنده به این نتایج دست یافته است: 1- خشونت در مقابل شناسایی حقوق اغلب نتیجه احساس شرمندگی برای عدم توانایی تامین نیازهای اولیه است. 2- حقوق را نمی توان به طور خشونت آمیز تحقق بخشید زیرا خشونت حقوق حزب مخالف را سلب می کند؛ بنابراین باید راه های مسالمت آمیزی برای شناسایی حقوق وجود داشته باشد؛ و 3- با ارایه مثال هایی از اثربخشی شناسایی مسالمت آمیز حقوق، افراد محروم در گفتمان تغییرات اجتماعی شرکت کنند. علاوه بر این، نقش دین در این فرآیند بیش از گذشته واضح تر و نمایان تر می باشد. این که آیا دین الهام بخش مردم برای مبارزه مسالمت آمیز برای شناسایی حقوق می باشد و یا دین در واقع با خود مردم مبارزه می کند، یک عنصر بسیار مهم در این فرآیند می باشد. با این وجود، مهمترین نتیجه حاصل از این تحقیق، اهمیت گفتمان مداوم است. این مقاله ادعا نمی کند که پاسخهای تجربی درباره نقش دین در جنبشهای حقوق بشری را ارایه می دهد، با این وجود  امیدوارم بتوانم در گفتگوهای مداوم میان ادیان و همچنین دولتها و سازمانهای جامعه مدنی مشارکت سازنده داشته باشم.

    کلیدواژگان: خشونت، مسالمت آمیز، محرومان، جنبشهای حقوق بشری
  • شارون شن هاو* صفحات 127-143

    به طور تاریخی حقوق خانواده، به ویژه در زمینه ازدواج و طلاق تحت تاثیر قوانین دینی قرار گرفته است. حتی در کشورهای سکولار که جدایی دین و حکومت بر اساس قانون اساسی مجاز است مانند ایالات متحده آمریکا، سنت ها و قوانین دینی ادیان مختلف تاثیرات عمیقی بر نهاد ازدواج گذاشته است. بازبینی قوانین قضایی مربوط به مسایل ازدواج و طلاق نشان می دهد که اغلب از قضات دادگاه مدنی خواسته می شود که به قوانین دینی رجوع کنند زیرا که قوانین دینی بر حقوق و تعهدات طرفین تاثیر می گذارد. اعضای جوامع مختلف دینی که مایل به خروج ازدواج خود هستند، قبل از اینکه به دنبال نماینده قانونی باشند، اغلب جهت اخذ اطلاعات و مشاوره به روحانیون دین خود مراجعه می کنند. امروزه کشورهایی که درجات متنوعی از قوانین دینی بخشی از سیسیتم حقوقی آنها می باشد، حوزه ازدواج و طلاق بیشترین استفاده را از منابع دینی و سنتی داشته است. این به خاطر این واقعیت است که ازدواج و طلاق در یک زندگی روزمره و عملی، حوزه ای است که قوانین دینی بیشترین تاثیر را دارند. از این رو در کشورهایی مانند ایران،  قوانین اسلامی همان طور که حقوق و تعهدات  طرفین را در زمان ازدواج مشخص میکنند در زمان انحلال نکاح نیز حقوق و تعهدات طرفین را اعلام می کنند. در ایلات متحده آمریکا و اروپا، یهودیان در زمان نکاح و یا انحلال آن از قوانین یهودی پیروی می کنند. به طور مشابه، کاتولیکهای رومی که در ایالات متحده و کشورهای سکولار اروپایی ازدواج می کنند، تحت قانون کانن قرار دارند. وکلا، قضات، محققان، روحانیان، رهبران مذهبی، رهبران غیر مذهبی و فعالان حقوق زنان به طور فزاینده ای به تعامل میان قوانین مذهبی و حقوق بشر که ازدواج و طلاق را تحت تاثیر قرار می دهند، علاقه مند شده اند. افزایش چشمگیر انحلال ازدواج در میان کاتولیک ها، یهودیان و مسلمانان در چند دهه گذشته این علاقه را به حقوق و تعهدات طرفین در  زمان نکاح و انحلال  آن متمرکز کرده است. زنان معتقد هستند در زمان ازدواج  و طلاق که قوانین مذهبی اعمال می شود، قربانی تبعیض و عدم برابری می شوند زیرا که قوانین مذهبی توسط روحانیون مرد تفسیر و کنترل می شود. به عنوان یک وکیل حقوق زنان یهودی، نویسنده مسایل مرتبط با حقوق بشر را توضیح خواهد داد که وقتی زنان یهودی در دین یهودیت به دنبال طلاق هستند ایجاد می شود. این مقاله بر تلاش های سازمان های زنان در جوامع یهودی در سراسر جهان تمرکز خواهد کرد تا عدالت و انصاف را به طلاق مذهبی بازگرداند. فعالان حقوق زنان و علمای مذهبی زن با هم کار کرده اند تا بر تشکیلات مذهبی یهودی و قضات دادگاه مذهبی تاثیر بگذارند و راه حل هایی را برای مشکل زنان یهودی که به دلیل آنکه شوهرانشان از دادن طلاق مذهبی خوددداری می کنند قادر به ازدواج مجدد نیستند، پیدا کنند. تفسیر خلاقانه از منابع مذهبی همراه با استفاده از ایتلافها برای تغییر، در این مقاله توصیف و ارزیابی خواهد شد. 

    کلیدواژگان: حقوق دینی، حقوق خانواده، حقوق بشر زنان و هویت یهودی
  • کریسشن کانزیان* صفحات 144-162

    در سراسر اتحادیه اروپا مفهوم « منزلت انسان» نقش مهمی در مباحثات مربوط به حقوق بشر ایفا می کند. یک دلیل عمده این امر بیانیه حقوق بشر سازمان ملل است که در آن صراحتا « منزلت انسان» ذکر گردیده است. دلیل دیگر این است که اشاره به منزلت انسان در متون قانون اساسی جمهوری فدرال آلمان که در آن حقوق بشر معرفی گردیده، نکته ای ضروری است. بحث منزلت انسان مبحثی میان رشته ای است اما تمرکز آن خصوصا بر روی اخلاق اجتماعی و عملی است: « ما باید به گونه ای [درست] با انسانها رفتار کنیم، چرا که آنها دارای منزلت خاصی هستند». «تمام انسانها حقوق خاصی دارند، چرا که آنها موضوع منزلت انسان هستند». اما «منزلت انسان» واقعا به چه معنایی است و چگونه می توان آن را به لحاظ نظری توضیح داد؟ من در مقاله خود نمی توانم پیرامون مسیله مبنای نظری منزلت انسان بطور کلی بحث نمایم. اما، قصد دارم در مورد یک راه (امروزه بسیار موثر) در رسیدن به حل مسیله یافتن مبنایی برای منزلت انسان بحث نمایم. این رویکردها ریشه در فلسفه نوین آلمان داشته و می توان آنها را « رویکردهای عمل گرایانه» نامید. من در بحث خود پیرامون رویکردهای عمل گرایانه در سه مرحله پیش خواهم رفت. 1) نخست، تلاش خواهم نمود فرض کلی تمام رویکردهای عمل گرایانه را روشن سازم: معنای این ایده در فایده عملی آن نهفته است. به عبارت دیگر: منزلت انسانی را باید (بدون توجیه بیشتر) پذیرفت زیرا پذیرش آن مفید است مثلا برای همزیستی افراد در یک جامعه و برای وجود همزمان جوامع و تمدن های مختلف. (در مرحله اول همچنین بین انواع مختلف رویکردهای عمل گرا تمایز قایل خواهم شد.) 2) در مرحله دوم من تلاش می نمایم که انگیزه های فلسفی را برای پذیرش یک دیدگاه عمل گرا نشان دهم. من می خواهم خاطر نشان سازم که این انگیزه ها تقریبا به طور کامل منفی هستند: نویسندگان در نظریه خود در مورد منزلت انسان عمل گرا هستند زیرا امکان تلاش برای مثبت نمودن زمینه های آن را انکار می نمایند. مبانی متافیزیکی (الهیاتی) کار آمد نیستند زیرا (به گفته عمل گرایان) این مبانی «خارق العاده» بوده و« مورد قبول همگان نیستند». این مطلب (به گفته عمل گرایان) در مورد دیدگاه هایی که تلاش می نمایند زمینه منزلت خاص انسانها را در برخی قابلیت های خود مثلا در قابلیت های  عقلانی و اختیاری خود قرار دهند. دلیل این امر وجود انسانهایی است که فاقد این قابلیت ها هستند و به گفته آنها، وجود غیر انسانهایی که دارای این قابلیت ها هستند. اما منزلت انسان باید متعلق به همه انسانها و تنها متعلق به انسانها باشد. 3)مرحله سوم کار من ارزیابی نقادانه ای از رویکردهای عمل گراست. به نظر من عمل گرایی در چار چوب مبحث منزلت انسان به سه دلیل به شکست می انجامد: الف) استدلال هایی که عمل گرایان علیه سایر رویکردها ارایه می کنند، مربوط به دیدگاه خودشان هم می باشد. ب) عمل گرایی به ایده ای از منزلت انسان منتهی می شود که برای آن دسته از اهداف نظری که ایده مذکور برای آن عرضه گردیده، بیش از حد ضعیف است. ج) یک مفهوم دارای مبنای عمل گرایانه از منزلت انسان آنقدر مبهم است که نمی تواند نقش بایسته خود را ایفا نماید: [یعنی] چنین ایده ای کاملا بی فایده است. نهایتا، من می خواهم تناسب رد رویکردهای عمل گرایانه را برای نظریه سازنده دیگری از منزلت انسان خاطر نشان نمایم.

    کلیدواژگان: عمل گرایانه، رویکردها، انسان، کرامت
  • استفانی فهر* صفحات 164-180

    این مقاله استدلال می نماید که رویکرد اتخاذ شده نسبت به آزادی دین در قانون آینده آلمان در حد اصول اساسی حقوقی نبوده و حاکی از مطابقت با تعهدات بین المللی نیست. به علاوه برای شهروندان غیر مسیحی مشکل فزاینده ای را برای حفظ هویت دینی خود در پی دارد. آزادی دینی در ماده 4 قانون اساسی آلمان مورد حمایت قرار گرفته است: « (1) آزادی دین، افکار و احساسات و آزادی فرق دینی و فلسفه حیات قابل نقض نیستند. (2) اجرای بدون مزاحمت اعمال دینی تضمین می گردد.» یک قید مربوطه دیگر، ماده 3 قانون اساسی است که تبعیض از جمله تبعیض بر اساس دین را ممنوع می داند. این مقاله سازوکارهایی را تبیین و تحلیل خواهد نمود که بر اساس آن می توان حقوق بشر را در جمهوری فدرال آلمان (FRG) محدود نمود. در زمانهای اخیر، هنگامیکه کارفرمایان بخش دولتی از کارمندان مسلمان خواستند تا در هنگام کار حجاب خود را بردارند، کشمکش هایی در گرفت. یک پروند به دادگاه قانون اساسی فدرال راه یافت که بدون جانب داری حکم نمود که صدور قوانینی در چارچوب قانون اساسی شامل قوانینی در مورد اینکه چه پوشش دینی در ادارات دولتی دولت های فدرال مناسب است، به عهده خود این دولت هاست. اکنون 8 ایالت از 16 ایالت فدرال قصد دارند قانونی وضع نمایند که کارکنان دولت را از بروز دادن آشکار فرقه دینی خود باز دارد. این کار به چند دلیل بسیار مشکل ساز است. برای مثال، تصمیم گیری در این مورد بسیار پیچیده است که آیا یک « نماد دینی» به اندازه کافی آشکار است که ممنوع گردد یا نه. از آنجا که روسری، حجاب و کیپه (kippah) در مقایسه با یک صلیب کوچک بر روی یک زنجیر بیشتر قابل رویت هستند، احتمال بیشتری دارد که این [نمادها] در قالب تعریف [نماد] غیر قابل پذیرش قرار گیرند. فرضیاتی در این مورد ارایه خواهد شد که چگونه این تصمیم می تواند بر روی هویت دینی افراد متاثر از آن اثر گذارد. پس از بررسی رویه قضایی مربوطه، این مقاله به ارزیابی انطباق قانون پیشنهادی دولت فدرال با قانون آلمان و شروط اروپا می پردازد که این کشور مجبور به تبعیت آنهاست. در سطح ملی، هر بیانیه و حکم دادگاه باید در راستای پیش شرط های قانونی صادر گردد. بدون در نظر گرفتن این واقعیت که آزادی دینی در قانون اساسی تعریف نگردیده و لذا می تواند صرفا به معنای آزادی داخلی تفسیر شود، قانون باید در انطباق با اصل تناسب و این قانون نوشته شود که نمی توان در آزادی شخصی مداخله نمود مگر اینکه حقوق دیگران نقض گردد. این مسیله به ویژه در شرایط مفروض، مورد تردید است. آلمان به خاطر عضویت در اتحادیه اروپا، تابع قانون این سازمان است. چندین سند حقوقی بر بخشهای استخدام و حقوق بشر حاکمند، اما لزوما به اندازه کافی دقیق نیستند تا پاسخ روشنی برای این مسیله ارایه دهند که آیا قانون پیشنهادی می تواند بر اساس قانون جامعه اروپا در دادگاه های آلمان در برابر چالش ها مقاومت نماید. آلمان نیز یکی از امضاء کنندگان شورای اروپا است و در نتیجه باید بر اساس تصمیمات قضایی این نهاد عمل نماید. در حال حاضر هیچ رویه قضایی کاملا مرتبطی وجود ندارد، اما از تفسیر عمومی مورد استفاده دادگاه این شورا در مورد آزادی دین و تبعیض، نتایجی استخراج خواهد شد. این مقاله نتیجه خواهد گرفت که قانون پیشنهادی دولت فدرال، در برابر انتقاد مقاومت نخواهد نمود، و پیش بینی می نماید که سازوکارهای ملی و بین المللی به دادگاه قانون اساسی فدرال، امکان بی طرف ماندن در این موضوع را نخواهد داد.

    کلیدواژگان: تحولات، حفاظت، دینی، آزادی
  • اقبال انصاری* صفحات 180-201

    بر اساس سیستم سازمان ملل متحد مواد مربوطه در اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948)، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (1966)، اعلامیه جهانی رفع هرگونه تبعیض بر اساس مذهب یا عقیده (1981) و نظر عمومی شماره 22 کمیته حقوق بشر (1993)، از دولتهای عضو خواسته اند تا تضمین کافی و موثر برای آزادی اندیشه، وجدان، مذهب و اعتقادات را به همه بدون هیچ گونه تمایزی اعمال کنند. این حق شامل حق آشکار کردن دین یا باور یک فرد، به تنهایی یا در اجتماع با دیگران و به صورت عمومی یا خصوصی و ایجاد و حفظ نهادهای مذهبی، خیریه و یا بشردوستانه است. این حق همچنین شامل حق تغییر دین نیز می باشد. با این حال، لازم است که تضمین شود تغییر دین در میان گروه های آسیب پذیر در موقعیت های درگیری، جنگ، جابجایی، محرومیت، مهاجرت و پناهندگی به وسیله القاء، اجبار یا تقلب صورت نگرفته است. بعد دیگری از حق آزادی مذهب در نظام، تضمین عدم تبعیض در منفعت بردن از تمام حقوق بشر توسط همه افراد بدون هیچ گونه تمایزی بر اساس وابستگی مذهبی آنها است. این طرح حقوق بشر جهانی بر پایه و مرکزیت انسان قرار می گیرد. ظاهرا نسبی سازی دین این را نادیده نمی گیرد اما آن را «یکی از عناصر اساسی در مفهوم زندگی» کسانی که به دین داری اعتراف می کنند، می دانند. چگونگه می توان میان طرح جهانی بودن آزادی مذهبی، که نیازمند پذیرش کامل پلورالیسم مذهبی است و ادعای ادیان، به ویژه اسلام، به حقیقت منحصر به فرد آشتی داد؟ در این راستا تضمین حقوق برابر برای غیرمسلمانان برای اعلام آزادانه دینشان و عمل به ان در جوامع اسلامی مشگل ساز نبوده است هر چند رویه حاضرنیازمند تغییرااتی است تا بتواند با اصول حقوق بشر منطبق شود. اما گسترش حق برای مسلمانان برای تغییر دین خود، مشکل ساز است. هیچ کدام از اعلامیه های اسلامی (اعلامیه جهانی اسلامی، 1981 و اعلامیه حقوق بشر در اسلام قاهره، 1990) و منشور حقوق بشر عرب1994، نتوانسته اند نهایتا این مسیله را حل و فصل کنند. من استدلال کنم که قرآن و سنت، صرفا یک عمل تغییر دین توسط یک فرد مسلمان، اگر با انتخاب آزاد انجام شودرا جرم نمی دانند. این مقاله همچنین با دلایل پذیرش پلورالیسم مذهبی توسط جوامع مسلمان، بدون انصراف از اعتقاد خود مبنی بر اینکه اسلام تنها مذهبی است که توسط خدا برای تمام بشری تعیین شده است، مقابله می کند. چنین تلاشی مطابق با آیات قرآنی و سنت های پیامبر (ص) است که پذیرش ادیان غیر از اسلام را بخشی از اراده انسان می داند. همانطور که در اعلامیه مکه، پذیرفته شده توسط کنفرانس فوق العاده اجلاس سران اسلامی، جده در 7 -8 دسامبر 2005 ممکن است این امر شامل «انجام اصلاحاتی در امت، البته در چارچوب اسلام اما در هماهنگی با دستاوردهای تمدن بشری» از جمله «حاکمیت قانون و حقوق بشر» شود.

    کلیدواژگان: اسلام، پلورالیسم دینی، حق آزادی مذهب، تمدن
  • رکسانا بهرامیتش* صفحات 202-211

    فشار فزاینده ای از جانب ایالات متحده از طریق سازمان ملل برای اتخاذ تحریم های اقتصادی و سیاسی بر علیه ایران وجود دارد. کانون این تلاشها، مسایلی همچون پیشینهء حقوق بشر و حقوق زنان در ایران است . هر چند که بی تردید نقص حقوق بشر در ایران رخ می دهد، آنچه محور این مقاله قرار گرفته است، شرایطی است که در آن بحث های حقوق بشر در سطح بین المللی زمینه سازی می شود. این مقاله حاکی از این است که این بحث ها در درون یک گفتمان مسلط رخ می دهد که توسط انگلیس و آمریکا القا می گردد و بنابر این منافع آنها را دنبال می کند. این مقاله به بحث دراین مورد می پردازد که چگونه حقوق خاصی در مقابل حقوق دیگر و به طریقی برجسته می شود که استیلا و قدرت مسلط در حوزهء سیاست و اقتصاد را تقویت نماید. مثال هایی ذکر خواهد شد از اینکه چگونه ابر قدرت اقتصادی وسوء استفادهء آن از حقوق بشر، فعالیتهای شرکتهای چند ملیتی را تضیعف کرده است و از سیاستهای اقتصادی واشنگتن که مورد بازخواست قرار نمی گیرد. مثال دیگری ذکر خواهد شد از اینکه چگونه [بحث] حقوق زنان که فمینیسم لیبرال غربی پیشاهنگ آن بود ، از نو ، برای پیشبرد برنامهء استیلا مورد توجه و بزرگداشت قرار می گیرد.

    کلیدواژگان: حقوق بشر، جهانی سازی، فمینیسم، شرکت های چند ملیتی
  • بردال آرال* صفحات 212-227

    محور بحث این مقاله، معضل هویت و میزان موفقیت جمهوری ترکیه در گرد آوری مردم به دور هویت « ترک» است که از سوی دولت تحمیل گردیده است. این مضمون با اشاره به دو چالش مهم در برابر نقش ممتازی تشریح می گردد که از زمان تاسیس جمهوری در سال 1923 به [هویت] « ترک» اعطاء گردید:]یعنی[افزایش بی سابقه هویت اسلامی و ظهور هویت «کرد». این مقاله استدلال می نماید که موارد نقض حقوق بشر در ترکیه را نباید فقط ناشی از قوانین بد، حکومتهای بی رحم و دیوانسالاری بد دانست، بلکه این موارد، برون رویز بیماری های عمیق تری است که بازتاب سیاست هویت موجود در آن می باشد. اینگونه استدلال می شود که هر چه هویتهای جمعی و فردی از هویت سیاسی شده همگن ساز که «ملت» و «دولت» را می ستاید « رها شده تر» باشد، تنش ها و موارد نقض حقوق بشر از طریق روش های انطباق بیشترکاهش خواهد یافت.

    کلیدواژگان: دموکراسی، حقوق بشر، هویت ملی، هویت ترکی
|
  • Seyed Masoud Moosavi Karimi * Pages 1-12

    Human rights are of the basis for the local and international laws and bestow legitimacy on states. Furthermore, a vast number of theories in the field of humanities are evaluated based on their approaches to human rights. Despite widespread assumption that “human rights” is a clear and commonly accepted concept, in this article I show the opacity of human rights both conceptually and extensionally. Also, I explain that, as long as “human rights” is not clarified, the whole discussions on human rights in the fields of law, economics, politics and so on will be in vain, and the clarification of “human rights” is possible only under philosophical examination of this notion. Human rights are of the basis for the local and international laws and bestow legitimacy on states. Furthermore, a vast number of theories in the field of humanities are evaluated based on their approaches to human rights. Despite widespread assumption that “human rights” is a clear and commonly accepted concept, in this article I show the opacity of human rights both conceptually and extensionally.

    Keywords: human rights, The Concept of Human Rights, Conceptual Ambiguities of Human Rights, The Universal Declaration of Human Rights, Philosophical Criticism
  • Abolghasem Fanaei *, Seyed Mohammad Hosseini, Someyeh Hasankhani Taskoh Pages 13-30

    The aim of this article is to show that (1) “right” can have a moral meaning; and (2) moral duties are divided into those that correspond to moral rights and those that do not. A moral right is a kind of right that is rooted in moral considerations, and states or expresses such considerations. There are at least two ways to argue for these claims the first is to examine the justificatory foundations of rights, showing that the justification that is available for some rights is a moral justification (section 2), and the second is to examine the role, status and function of rights in morality and moral discourse (section 3).

    Keywords: Moral Right, Moral Duty, Right, Justice, Private Morality, Public Morality, Morality, Politics, Law
  • Seyyed Sajjad Kazemi * Pages 31-57

    Over the last decade, pirates have resumed their activity in the international seas and waterways after years of enthusiasm. This has led to a surprise to the international community and a series of generally violent and violent measures to confront these perpetrators. However, piracy perpetrators, like those charged with other international crimes, enjoyed various privileges and privileges, with countries showing little interest in assigning these rights to these defendants. in addition, respect for human rights in the criminal proceedings against piracy committed with challenges such as respecting the reasonable deadline for arrest and detention of defendants on board the ship, the issuing authority has arrested detainees and prosecuted piracy suspects in a third country who deserve attention and Review. In the present research, the special status of prosecution, arrest and trial of piracy offenders and applicable human rights are discussed.

    Keywords: human rights, persecution, reasonable time, Piracy, accused
  • Hussein Houshmand * Pages 58-78

    Global society is characterized by its philosophical, ethical and religious disagreements. What are the implications of the doctrinal conflict for the understanding of a conception of human rights? In this paper, I briefly explain John Rawls’ conception of human rights, which is distinct from and narrower than his conception of justice (i.e., justice as fairness). Rawls conceives human rights as minimal, but necessary requirements of justice – although not sufficient from a liberal point of view –that can be satisfied by various political systems. Rawls argues that human rights are common to all peoples, since they are compatible with all reasonable political morality, including those of both “liberal” and “decent hierarchical” peoples. The central idea of Rawls’ account is that, a conception of human rights suitable for a pluralistic world must be independent from controversial philosophical, ethical or religious doctrines. Such a conception must serve as the object of an overlapping consensus among different ethical and religious traditions; each may offer the different lines of argument.

    Keywords: John Rawls, Freestanding Conception of Human Rights, Plural World, Overlapping Concensus, Islamic Doctrine, decent hierachical society
  • Reza Zahravi *, Mahsa Alizade Pages 79-106

    Criminalization of some sexual relationships constitutes a part of criminal rights, and even after French Great Revolution and expansion of individual rights, though some countries have tried to limit sexual crimes, by the way, description of rape crime principle has been established in sexual relationships of many countries including England and most states of America; the issue which is evident in law and Imamiyeh jurisprudence and its historical roots are several times deeper than West, but has been ignored in Iran laws; and nowadays, sexual crime is just approved when there is no matrimonial relations or such. Although rights’ abuse is definitely different from adultery, but considering principle 167 of constitutional rights and referring to principle 4 of constitutional rights as the source of Iran law, possibility of criminalizing this behavior in the frame of discretionary crime is considerable; in the case that spiritual or physical persecution, or any other mental and legal barriers is realized, wife will have the right to deny from obedience and this may provide conditions to criminalize “imposing sexual relations by husband against wife”.

    Keywords: Wife sexual rights, Iranian Law, England law, sexual right offense
  • Rachel Spory * Pages 107-126

    Violence generally monopolizes the discourse of social change. An alternative voice is that of marginalized people who confront nonviolently the danger of forfeited basic rights and need to secure rights. This essay applies sociological theories on the causes of violence as well as peacebuilding/nonviolence literature to three case studies: 1) Las Madres de la Plaza de Mayo through a Christian Liberation Theology perspective; 2) the Islamic revolution in Iran; and 3) the Gandhian/Buddist Sarvodaya Movement in Sri Lanka. These case studies illustrate the role that religion plays in nonviolent efforts to attain human rights recognition and suggest that marginalized voices may be heard as peacebuilding literature and nonviolent rights recognition helps us transcend the human rights dichotomy. This paper’s main purpose is to break violence’s monopoly on the discourse of social change and to allow room for nonviolent movements to contribute to the dialogue.

    Keywords: Voices, Margins, Discursive, nonviolence
  • Sharon Shenhav * Pages 127-143

    Family law, particularly in the area of marriage and divorce, has historically been strongly influenced by religious laws. In secular countries, which have a constitutionally mandated separation of religion and state, such as the US, there is nonetheless a strong impact of a variety of religious traditions and religious laws on the institution of marriage. A review of relevant legal jurisdictions on issues related to marriage and divorce reveals that civil court judges are often called upon to refer to religious law as it affects the rights and obligations of the parties. Members of various religious communities who wish to exit their marriages often turn to their clergy for information and counseling before they seek legal representation. In countries which have varying degrees of religious law as part of their legal systems, it is the area of marriage and divorce, which receives the most input from traditional or religious sources today. This is due to the fact that on a practical, everyday basis, marriage and divorce is the area where religious law has the most impact. Thus in countries like Iran, Islamic Law determines the rights and obligations of the parties to a marriage as well as at the time of dissolution of the marriage.

    Keywords: religious, Family, Law, Women's, human, Rights
  • Christian Kanzian * Pages 144-162

    Throughout the European Union the concept Human Dignity plays an important role in theoretical debates on human rights. One main reason for this is the UN-Declaration of Human Rights, in which Human Dignity is mentioned explicitly. Another reason is that the reference to Human Dignity is essential to those passages of the Constitution of the Federal Republic of Germany in which Human Rights are introduced. The discussion of Human Dignity is interdisciplinary, but focuses especially in social and applied ethics: We have to treat humans in such a way, because they have a peculiar dignity. All humans have special rights, because they are objects of human dignity . But what does Human Dignity really mean and how can it be explained theoretically?

    Keywords: Pragmatic, Approaches, human, dignity
  • Stephanie Fehr * Pages 164-180

    The paper argues that the approach taken to freedom of religion under future German law falls short of basic legal principles and it does not signal compliance with international obligations. Moreover, it entails an increased difficulty for non-Christian citizens to maintain their religious identity. Religious freedom is protected under Art. 4 of the German constitution: “(1) The freedom of faith, conscience and the freedom of religious denomination and of philosophy of life are inviolable. (2) The undisturbed practice of religion is guaranteed.” A further relevant provision is Art. 3 of the constitution, which prohibits discrimination, inter alia on grounds of religion. The paper will explain and analyse the mechanisms in which human rights can be restricted in the FRG. .

    Keywords: Developments, Protection, religious, Freedom
  • Eghbal Ansari * Pages 180-201

    Islam claims that it is not a new religion founded by Mohammad (PBUH), but one which reaffirms the core tenets of belief in Oneness of God and individual human accountability in the Hereafter, that all true Messengers of Allah preached among all peoples of the world at all times, though the Shariah differed according to the space-time specific requirements. Mohammad, however, affirmed that he was the last Prophet and that Islam is the religion ordained by Allah for all mankind for all times to come, thus abrogating all previous religious creeds. In spite of such a claim of exclusive truth, the revelations received by Mohammad directed and assured him again and again that there could not be any compulsion in religion, as the Quran had made the right way distinct from the error, and it was for the individual to choose his creed in accordance with his reason and conscience.

    Keywords: Right, Religion, human rights, Islamic Perspective
  • Roksana Bahramitsh * Pages 202-211

    Since 1962 Human Right Commission the issue of women’s right has gathered a great deal of attention and as the result three international women conference have been held. The first took place in Mexico 1975 and the last one in Beijing ended with the ratification of Beijing document,. CEDAW has been ratified by many countries of the world including Saudi Arabia. In Iran however, the ratification of the document has become an issue of debate. In spite of the fact that Iran has taken many steps to improve the position of women compared to countries like Saudi Arabia, the fact that Iran has not yet ratified CEDAW this provides ammunition for those who wish to isolate Iran and put Iran under international pressure. There is no doubt that signing the document could not put an end to such pressures but the type of pressure will be far less and its nature will be different. This is because much of the problems that women face in Iran are common to the region and in fact common to women throughout the South. Iran’s isolation will only hurt its international image and give further opportunity to those who benefit from portraying Iran black.

    Keywords: human rights, Globalization, feminism, Multinationals
  • Berdal Aral * Pages 212-227

    This presentation centres on the problematic of “identity” and the extent to which the republican Turkey has managed to gather the people around the state-imposed identity of “Turkishness”. This theme is explicated by reference to the two main challenges to the privileged role that Turkishness was accorded since the foundation of the republic in 1923: the upsurge of Islamic identity, and the manifestation of Kurdish identity. This paper argues that human rights violations in Turkey are not simply to be blamed on bad laws, ruthless governments and bad bureaucracy, but are the outpourings of a deeper malaise reflecting the politics of identity therein. It is argued that the more the individual and collective identities are “liberated” from the much-politicised homogenizing identity that idolizes the “nation” and the “state”, the more tensions and human right violations will subside through accommodating practices.

    Keywords: democracy, human rights, National identity, TURKISH IDENTITY