فهرست مطالب

  • سال هفتاد و سوم شماره 2 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/07/14
  • تعداد عناوین: 15
|
  • روناک احمدی*، قدرت الله حیدری، غلامرضا خوش فر صفحات 227-238

    هدف از این تحقیق شناسایی عوامل موثر بر مشارکت بهره برداران در عملیات اصلاح و احیای مرتع چقاکدو در شهرستان سرپل ذهاب- استان کرمانشاه است. تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش تحقیق، علی- همبستگی است. برای داده پردازی علاوه بر آمار توصیفی و ضریب همبستگی، از آماره های استنباطی نظیر رگرسیون چندگانه و تکنیک تحلیل مسیر استفاده شده است. نتایج حاصل از ضریب همبستگی نشان داد که متغیرهای حضور در جلسات عمومی، روابط صمیمانه با همسایگان، تسلط مروجین بر مباحث فنی، اریه خدمات ترویجی در زمینه اصلاح و احیای مرتع، واگذاری مسیولیت بخشی از برنامه ها به بهره برداران، عضویت در سازمان های محلی، آشنایی بهره برداران با برنامه ها و شرکت در دوره-های آموزشی و ترویجی دارای بیشترین همبستگی با میزان مشارکت بهره برداران در اصلاح و احیای مرتع هستند. نتایج رگرسیون چندگانه به شیوه Enterبر روی متغیرهای زمینه ای نشان دهنده آن است که متغیر سطح تحصیلات، بیشترین اثر مثبت و مستقیم (281/0) و بیشترین اثر مثبت و کل (357/0) را بر میزان مشارکت بهره برداران دارد، همچنین تعداد دام، تعداد افراد تحت تکفل و درآمد در اولویت های بعدی قرار دارند. در بین متغیرهای زمینه ای سن و سابقه بهره برداری دارای اثر منفی (482/0- و 468/0-) بر مشارکت بهره برداران در اصلاح و احیای مرتع هستند. بنابراین توجه خاص به عوامل مذکور می تواند در دستورکار مدیران و برنامه ریزان قرار گیرد و زمینه های مشارکت هر چه بیشتر بهره برداران را در اصلاح و احیای مراتع، در هر منطقه فراهم آورد.

    کلیدواژگان: مشارکت، بهره برداران، اصلاح و احیای مرتع، مرتع چقاکدو، استان کرمانشاه
  • خالد اوسطی*، حامد جنیدی، ناهید عزیزی صفحات 239-255

    پیش بینی عملکرد گونه های مرتعی، یکی از ابزارهای کارا در برنامه ریزی و سیاست گذاری منابع طبیعی هر کشور است. متغیرهای آب و هوایی از جمله بارش و دما، نقش مهمی در پیش بینی تولید گونه های مرتعی دارند. در این تحقیق، به منظور تعیین اثرات خشکسالی بر تولید گونه های گیاهی شاخص مراتع قوشه استان سمنان، اندازه گیری تولید گونه های شاخص منطقه در 30 پلات دو متر مربعی واقع بر دو ترانسکت به روش قطع و توزین و در یک دوره ده ساله (بین سال های آبی 85-1384 تا 94-1393) انجام شد. در مرحله بعد، ضمن محاسبه چندین شاخص خشکسالی و بررسی ارتباط بین مقادیر تولید گونه های مرتعی و مقادیر شاخص های خشکسالی، مدل پیش بینی تولید در منطقه مورد بررسی براساس مقادیر شاخص های خشکسالی مد نظر قرا گرفت. براساس مقادیر شاخص های خشکسالی SIAP، PNPI و Z - Score، در دوره ده ساله مورد بررسی، چندین دوره ترسالی و خشکسالی حادث شده است. بررسی روابط بین مقادیر تولید و شاخص های خشکسالی نشان داد که بهترین مدل خطی یک متغیره ارایه شده برای تولید کل، مربوط به شاخص های SIAP و Z - Score با 1/0= RRMSE بود که 53 درصد تغییرات تولید را در سطح اعتماد 95 درصد توجیه نمودند. اثر دوره های خشکسالی و ترسالی بر مقادیر و تولید گونه های مورد بررسی متفاوت بوده است، به طوری که نوسانات سالانه تولید برای گونه های یکساله بسیار شدید (بین 1 تا 11 درصد تولید کل سالانه) و برای گونه های چندساله و درختچه ای بسیار ناچیز بوده است. حساسیت گونه ها به نوسانات سالانه بارش و دوره های خشکسالی، ارتباط نزدیکی با ساختار و عمق ریشه دوانی گونه ها دارد. با توجه به نتایج این تحقیق، گونه های Zygophyllum eurypterum، Stipa barbata و Ephedra intermedia و Artemisia sieberi به عنوان گونه های پیشنهادی در اصلاح و احیاء مراتع مورد مطالعه توصیه می شوند.

    کلیدواژگان: بارش، تولید مراتع، رگرسیون خطی یک متغیره، شاخص های خشکسالی، SIAP، Z-Score
  • عباسعلی آروین*، مرتضی خداقلی، سوسن موذنی صفحات 257-272

    آویشن یکی از مهم ترین گیاهان دارویی است که تعدادی از گونه‏های آن بومی ایران هستند. با توجه به لزوم حفظ و گسترش آویشن، نیازهای اقلیم رویشی این گیاه مورد مطالعه قرار گرفته است. برای این منظور 52 پارامتر اقلیمی موثر بر رویش آویشن در 30 ایستگاه هواشناسی استان اصفهان و استان های همجوار مورد استفاده قرار گرفت. برای تعیین مهم ترین عوامل موثر بر رویش آویشن از تحلیل عاملی به روش تجزیه مولفه های اصلی با دوران واریماکس استفاده شد. تعیین مناطق اقلیم رویشی گیاه آویشن با استفاده از تکنیک سلسله مراتبی، پنج ناحیه اقلیمی را تشخیص داد که با توجه به پارامترهای اقلیمی موثر، به نام های، ناحیه پر بارش و سرد، نیمه خشک و سرد، خشک و بادی، خشک و ابری و خشک و گرم نام گذاری گردید. عامل دمای سرمایش با میانگین امتیاز 55/2 بیشترین تاثیر مثبت و عامل باد با میانگین 28/0- با بالاترین امتیاز منفی در پراکنش گونه آویشن دنایی در مناطق دارای گونه داشته است. عامل بارش با میانگین امتیاز 8/0 در رتبه دوم امتیاز در مناطق واجد گونه دارا می باشد. در مجموع عوامل دمای سرمایشی و بارش مهم ترین عامل در رشد و پراکنش این گونه می باشد که در ناحیه اقلیمی پربارش و سرد و نیمه خشک سرد دارای اثر مثبت می باشد.

    کلیدواژگان: آویشن، تحلیل عاملی، عناصر اقلیمی، استان اصفهان
  • هسل پوری*، واحدبردی شیخ، حسن یگانه صفحات 273-291

    تحقیق حاضر با هدف مکان یابی مناطق مناسب استحصال آب باران در سطح مراتع شمال شهرستان آق قلا برای تامین آب شرب مورد نیاز دام با استفاده از معیارهای تاثیرگذار و سیستم های تصمیم گیری چندمعیاره صورت گرفت. با استفاده از روش تلفیق سیستم های تصمیم گیری چند معیاره و نرمال سازی داده های رستری پیوسته در محیط GIS نسبت به تهیه نقشه پتانسیل استحصال آب باران اقدام گردید. برای مکان یابی مناطق دارای پتانسیل استحصال آب باران از روش امتیازدهی وزنی خطی (WLC) در بازه صفر الی یک و به روش MCE در محیط GIS و معیارهای فاصله از منابع آب، فاصله از دامداری، تراکم دام در سامان عرفی، شاخص نرمال شده تفاوت پوشش گیاهی (NDVI)، فاصله از جاده، درصد شیب، فاصله از مناطق مسکونی و بافت خاک استفاده شده است. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان می دهد که در حدود 2/5 از منطقه مورد مطالعه پتانسیل مناسب برای استحصال آب باران به منظور تامین آب شرب دام را دارد. همچنین نتایج نظرسنجی از بهره برداران نشان داد که از بین 107 بهره بردار مراتع منطقه، حدود 70 درصد، تمایل به احداث و استفاده از سامانه های استحصال آب باران دارند اما هزینه های بالای احداث آن را مانع اصلی می دانند.

    کلیدواژگان: تامین آب، تخریب مرتع، آب شرب دام، تصمیم گیری چند معیاره، تمایل بهره برداران
  • وحید چیت ساز*، علی اکبر نظری سامانی، سعید سلطانی، سادات فیض نیا صفحات 293-303

    پدیده های فرسایش و رسوب دو پدیده اجتناب ناپذیر حوزه های آبخیز هستند. در این پژوهش به منظور مدلسازی تعیین بار معلق رسوب 69 حوزه موجود در حوزه های آبخیز کارون بزرگ و کرخه ابتدا اطلاعات 30 نوع ویژگی فیزیوگرافیکی، ژیومرفولوژیکی، پوشش گیاهی و اقلیمی برای تجزیه و تحلیل آماری استفاده شد. با استفاده از تجزیه مولفه های اصلی، ماتریس خصوصیات به 8 ویژگی عامل مبنا شامل: رسوب سالانه، مساحت، محیط، طول آبراهه اصلی، رلیف حوزه، متوسط ارتفاع در 85% بالایی آبراهه اصلی، ارتفاع موقعیت 15% پایینی طول آبراهه اصلی و تعداد زمین لغزش در هر حوزه تقلیل یافت. حوزه های موجود بر اساس ویژگی های منتخب به 6 گروه همگن تقسیم و با استفاده از رگرسیون چند متغیره گام به گام مدلسازی رسوب دهی حوزه ها انجام شد. بر اساس منحنی های جرم مضاعف بین داده های رسوب-بارش، از بین 35 ایستگاه که در بالا دست خود دارای انواع سد های مخزنی بودند، رسوب دهی 29 ایستگاه تحت تاثیر سدهای بالا دست خود قرار داشتند. نتایج نشان داد که سدهای بزرگ می توانند بر عملکرد رسوب پایین دست خود تا طول 98 کیلومتری رودخانه تاثیر بگذارد. همچنین در هر گروه ترکیب خاصی از ویژگی ها بر روی رسوب دهی حوزه ها تاثیر گذار هستند. بر اساس شاخص های اعتبارسنجی ، مدل های به دست آمده دارای کارایی بالایی هستند (ضریب نش ساتکلیف 72/0 و ضریب تبیین 71/0). بطور کلی، ویژگی های فیزیوگرافی حوزه مانند محیط، مساحت، طول آبراهه اصلی و رلیف حوزه نسبت به سایر عوامل اقلیمی، پوشش گیاهی و زمین شناسی منطقه از درجه اهمیت بیشتری برخوردارند و کل واریانس تبیین شده توسط ویژگی های ذکر شده 3/87 درصد است.

    کلیدواژگان: مدلسازی، تجزیه مولفه های اصلی، خوشه بندی، حوزه های آبخیز کارون بزرگ و کرخه
  • سید علیرضا حسینی، حسن خسروی*، حمید غلامی، یحیی اسماعیل پور، آرتمی سردا صفحات 305-320

    تغییر کاربری اراضی و تغییر پوشش زمین، از مهم ترین مباحث زیست محیطی مورد توجه در دنیا می باشند. چنین تغییراتی معمولا در اثر عوامل طبیعی و فعالیت های انسانی ایجاد می شود. مناطق ساحلی در جهان از اهمیت اکولوژیکی، اقتصادی و سیاسی زیادی برخوردارند. در پژوهش حاضر روند تغییرات کاربری اراضی مناطق ساحلی جنوب ایران شامل سه استان سیستان بلوچستان، هرمزگان، بوشهر طی دوره 31 ساله (1367 - 1398) مورد بررسی قرار گرفت. در این راستا از تصاویر ماهواره ای لندست، سنجنده های TM، ETM+ و OLI و از روش حداکثر احتمال نیز برای طبقه بندی تصاویر ماهواره ای استفاده گردید. همچنین جهت اثرگذاری طبقات کاربری اراضی بر روند تخریب سرزمین از شاخص های پوشش گیاهی (SAVI) و شاخص شوری (SI1)  استفاده شد. نتایج روند تغییرات کاربری اراضی نشان داد که تغییرات طبقات کاربری مناطق انسان ساخت و اراضی شور به عنوان پویا ترین طبقات کاربری به ترتیب، روند افزایشی 72/2 و 14/1 درصد را دنبال می کند. یافته های تحلیل رگرسیونی چند متغیره نشان داد، سه متغیر پوشش گیاهی، اراضی شور و مناطق انسان ساخت و چهار متغیر پوشش گیاهی، اراضی شور، مناطق انسان ساخت و ماسه زار به ترتیب 3/22 و 8/37 درصد تغییرات متغیر وابسته شاخص های پوشش گیاهی و شوری را تبیین می کنند. بنابراین در بیش از 60 درصد تغییرات، دیگر متغیرهای محیطی اثر گذار می باشند. از این رو با توجه به نتایج به دست آمده از مساحت طبقات کاربری و تحلیل رگرسیونی و روند متوسط تغییرات SAVI  و SI1 که در آن، طبقه کاربری پوشش گیاهی و SAVI روند کاهشی و طبقه اراضی شور و SI1 روند افزایشی را نشان می دهد، می توان نتیجه گرفت که تغییرات کاربری اراضی پدیده ای است که خدمات اکوسیستم را تغییر می دهد که تقریبا اثرات آن غیرقابل جبران و برگشت ناپذیر می باشد. این نتیجه ای جز بهم خوردن تعادل اکوسیستم و تشدید روند تخریب سرزمین در مناطق ساحلی به همراه نخواهد داشت.

    کلیدواژگان: تخریب سرزمین، کاربری اراضی، مدل رگرسیونی، SAVI، SI1، خلیج فارس
  • مه رو ده بزرگی، محمد جعفری*، آرش ملکیان، غلامرضا زهتابیان، سید رشید فلاح شمسی صفحات 321-335

    در کشور ایران، با وجود شرایط آب و هوایی خشک و نیمه خشک، استفاده بهینه از منابع محدود آب و خاک از اهمیت ویژه ای برخوردار است. آنچه به عنوان تخریب سرزمین از آن یاد می شود، نتیجه سیاست های نادرست در مدیریت اراضی است که نمونه بارز آن در حوزه آبخیز بختگان به چشم می خورد. عوامل و دخالت های انسانی و نیز تغییر اقلیم و پدیده خشکسالی در سال های اخیر و نیز بسیاری عوامل دیگر سبب شده تا این حوزه از نظر منابع آبی و خاکی به شدت تخریب شده و حیات تالاب بختگان در معرض نابودی قرار گیرد. در این مطالعه سعی گردید تا ضمن شناسایی عوامل و پارامترهای اکولوژیکی طبیعی و نیز عوامل انسانی موثر در تخریب و آسیب پذیری حوزه، با استفاده از روش طبقه بندی فازی، روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و قابلیت های مدل سازی سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، از داده های حاصل از معیارها و لایه های موثر استفاده شده و میزان آسیب پذیری و تخریب اراضی در سطح حوزه تعیین گردد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد، میزان تخریب و ناپایداری اراضی در سطح حوزه دارای گسترش زیادی (48% از مساحت حوزه) است، اما آسیب پذیری در بخش های مرکزی و پایین دست حوزه و غالبا در محدوده های تحت دخالت عوامل انسانی مانند تراکم زیاد جمعیت، مصرف و بهره برداری آب در بخش کشاورزی، مدیریت های نادرست در کاربری اراضی منطقه و نیز سدها و بندهای احداث شده ایجاد گردیده است و همچنین عوامل و پارامترهای انسانی دارای نقش پررنگ تری در تخریب و آسیب پذیری منطقه در مقایسه با عوامل اکولوژیکی و محیطی دارا می باشند.

    کلیدواژگان: طبقه بندی فازی، فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، حوزه آبخیز بختگان
  • فریبا زکی زاده، علیرضا مقدم نیا*، علی سلاجقه، عبدالله اردشیر صفحات 337-346

    در طی چند دهه گذشته با توجه به رشد جمعیت و توسعه شهری، رواناب شهری افزایش یافته و منجر به مشکلات مختلفی از جمله آبگرفتگی معابر سطح شهر، انتشار آلودگی های زیست محیطی و خطرات ناشی از گسترش سیلاب شده است. به منظور مدیریت رواناب شهری لازم است میزان رواناب به درستی برآورد گردد. از جمله مدل های پرکاربرد برای برآورد رواناب شهری مدل  SWMMاست. هدف تحقیق حاضر، ارزیابی کارایی مدل SWMM در شبیه سازی دبی جریان در حوزه آبخیز شهری در منطقه 22 تهران است. در ابتدا پارامترهای مورد نیاز مدل محاسبه شد. برای واسنجی و ارزیابی مدل، رواناب متناظر با سه واقعه بارندگی در خروجی حوزه اندازه گیری شد و با رواناب شبیه سازی شده توسط مدل مقایسه شد. نتایج به دست آمده از واسنجی مدل نشان داد که شبیه سازی دبی در هر دو واقعه مورد بررسی، انطباق خوبی با داده های مشاهده ای دارد. از فرآیند واسنجی برای برآورد مقدار بهینه پارامترهای ورودی مدل استفاده شد. نتایج ارزیابی مدل SWMM کارایی و دقت مدل را با مقدار نش ساتکلیف 72/ 0 تایید می کند. همچنین مقدارRSR  برای ارزیابی مدل 53/. به دست آمد که نشان دهنده قابل قبول بودن مدل است و نشان می دهد که مدل مذکور قابلیت شبیه سازی رواناب شهری را دارد و می توان از این مدل برای طرح های مدیریت رواناب شهری و طراحی شبکه زهکشی رواناب شهری منطقه مورد مطالعه استفاده نمود.

    کلیدواژگان: تحلیل حساسیت، رواناب شهری، صحت سنجی، مدل SWMM، واسنجی
  • اردوان قربانی*، شاهین شفاهی، مهدی معمری، اکبر قویدل، احسان زند اصفهانی صفحات 347-365

    هدف این تحقیق که در سال 1396 انجام شد بررسی تاثیر قرق 25 ساله بر عملکرد اندام های هوایی و زیر زمینی گونه Trifolium pratense بوده است. در مراتع منطقه شغال دره اردبیل سه مکان در داخل و سه مکان در خارج قرق کاملا نزدیک هم انتخاب شد. در هر مکان سه ترانسکت 100 متری مستقر و از سطح 10 پلات یک مترمربعی خصوصیات پوشش گیاهی (تولید کل، درصد تاج پوشش کل و تاج پوشش پهن برگان علفی) اندازه گیری شد. به منظور انتخاب پایه های T. pratense و اندازه گیری پارامترهای مورد بررسی (اندازه گیری تاثیر قرق بر عملکرد اندام های T. pratense) علاوه بر ترانسکت های قبل، در هر مکان سه ترانسکت 50 متری (تصادفی) مستقر شد. در امتداد هر ترانسکت 10 نقطه تصادفی انتخاب شده و نزدیک ترین گونه به T. pratenseمشخص شد. طول ریشه، ساقه، گل آذین، ارتفاع و قطر یقه T. pratense ثبت شد. گل آذین، ساقه و ریشه  T. pratense انتخاب شده قطع و پس از هواخشک شدن با ترازوی دقیق وزن شد. نتایج نشان داد تولید کل در داخل قرق (06/2413 کیلوگرم در هکتار) اختلاف معنی داری با خارج قرق (84/963 کیلوگرم در هکتار) داشت (01/0P<). تولید T. pratense در داخل قرق (84/99 کیلوگرم در هکتار) اختلاف معنی داری با خارج قرق (75/22 کیلوگرم در هکتار) داشت (01/0P<). اثر متقابل قرق و طبقات ارتفاعی بر تاج پوشش (کل و پهن برگان علفی)، تعداد گل آذین، قطر یقه، وزن اندام های گیاه (01/0P<) و تلاش بازآوری (05/0P<) معنی دار بود. به طورکلی نتایج نشان داد که قرق سبب افزایش تاج پوشش گیاهی و تولید کل گیاهان شد. همچنین، عملکرد اندام های هوایی و زیرزمینی در گونه T. pratenseدر داخل قرق بیش تر از خارج قرق بوده است. بالا بودن عملکرد اندام های هوایی و زیرزمینی این گیاه شاخص در داخل قرق، می تواند بیانگر وجود تعادل و پایداری مراتع قرق شده باشد.

    کلیدواژگان: طول گل آذین، تلاش بازآوری، Trifolium pratense، عملکرد گیاه، قرق
  • حسین صائمی پور، آرش ملکیان، مهدی رمضان زاده لسبوئی صفحات 367-377
    امروزه سرمایه اجتماعی یکی از عوامل اصلی در توسعه پایدار کشورها می باشد و بعد اجتماعی توسعه پایدار بدون توجه به مشارکت و بعد اجتماعی آن محدوده امکان پذیر نمی باشد. در این تحقیق سعی شده است از طریق روش تحلیل شبکه و شاخص-های سطح کلان و خرد شبکه ذینفعان محلی (بهره برداران منابع آب) سامان عرفی تلوبین در شهرستان میامی استان سمنان، میزان سرمایه اجتماعی شبکه سنجش و همچنین قدرت های اجتماعی و رهبران محلی موثر در تحقق توسعه پایدار محلی مشخص شوند. نتایج نشان می دهد که میزان سرمایه اجتماعی بر اساس پیوندهای اعتماد و مشارکت به ترتیب در حد متوسط و ضعیف بوده و سرمایه اجتماعی در این روستا متوسط رو به ضعیف سنجش شده است. بر اساس نتایج بدست آمده می توان استدلال نمود تقویت اعتماد و مشارکت اجتماعی دراین روستا جهت افزایش سرعت گردش اطلاعات و منابع و همچنین افزایش یگانگی و اتحاد در بین ذینفعان الزامی است تا از این طریق بتوان توسعه پایدار محلی را به شکلی مطلوب در منطقه مستقر ساخته و به موفقیت در این زمینه دست یافت. همچنین بر اساس نتایج بدست آمده، کنشگران Gh-Ar و Mo-Ar قدرت کلیدی در بین بهره برداران سامان عرفی تلوبین شناخته شدند. این افراد به دلیل اقتدار و نفوذ اجتماعی بالا می توانند نقش مهمی در جهت ایجاد ارتباط بین نهادهای دولتی و سایر بهره برداران در جهت تحقق توسعه پایدار روستایی ایفا کنند.
    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، توسعه پایدار محلی، تحلیل شبکه اجتماعی، روستای تلوبین
  • منیرالسادات طباطبایی زاده، علی اکبر کریمیان*، محمد متینی زاده، محمدهادی راد، سید کاظم صباغ صفحات 379-391

    همزیستی قارچ‏های میکوریز آربسکولار با ریشه گیاهان نقش مهمی در پایداری و توسعه جوامع گیاهان دارویی در اکوسیستم‏‏هایی که فشارهای فیزیکی و اکولوژیک بر آن ها حاکم است، دارد. در این بین گیاه کلپوره یکی از مهم ترین گیاهان دارویی است که در این اکوسیستم‏ها دیده می‏شود. در این مطالعه، بعد از شناسایی سه گونه قارچ میکوریز G. rosea، S. constrictum، G. intraradices که در خاک ناحیه ریشه گیاه کلپوره در مرتع غالب بود، اقدام به تکثیر اسپورها به صورت مجزا و ترکیبی از قارچ‏ها شد. سپس اسپورهای تکثیر یافته با بذور گیاه کلپوره در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار در محیط گلخانه تلقیح شدند که پس از پایان دوره رشد، از نظر ارتفاع ساقه اصلی بین تیمار قارچ G. intraradices و دیگر تیمارها اختلاف معنی‏داری وجود داشت. از نظر وزن تر و خشک اندام هوایی و وزن خشک ریشه نیزاختلاف معنی‏داری وجود داشت به طوری که بیشترین وزن تر و خشک اندام هوایی با (34/4 و61/1 گرم) و وزن خشک ریشه با (7/0گرم) مربوط به تیمار ترکیبی از قارچ‏ها بود که با دیگر تیمارها اختلاف معنی‏داری را نشان داد. همچنین تیمار ترکیبی از قارچ‏ها بیشترین غلظت کاروتنویید با (32/7 درصد) را نیز به خود اختصاص داد. تمام تیمارهای قارچی نیز، غلظت کلروفیل a را نسبت به شاهد به طور معنی‏داری افزایش دادند. بدین ترتیب نتای  بیانگر آثار مفید رابطه همزیستی میکوریزی در گیاه کلپوره است که در این بین استفاده از ترکیبی از این قارچ‏ها می‏تواند به مراتب تاثیر بیشتر و بهتری در بهبود شرایط رشد گیاه داشته باشد.

    کلیدواژگان: قارچ میکوریز آربسکولار، همزیستی میکوریزی، ویژگی‏های مورفوفیزیولوژیک، گیاه کلپوره (Teucrium polium L.)
  • سادات فیض نیا*، ربانه روغنی، سعید سلطانی صفحات 393-404
    ذرات گردوغبار به دلیل دستیابی به سیستم تنفس انسان تاثیرات مخربی بر سلامت انسان به ویژه در مناطق شهری و صنعتی دارند. بنابراین پایش ذرات گردوغبار و بررسی روند مکانی و فصلی آن اهمیت ویژه ای دارد. هدف از انجام این تحقیق بررسی تغییرات فصلی و مکانی غلظت ذرات گردوغبار به تفکیک در اندازه های PM2.5، PM10 و TSP در حومه شهر اصفهان و ارتباط آن با پارامتر های هواشناسی می باشد. برای این منظور به کمک دستگاه نمونه بردار هوا از نوع مکش پایین و روش وزنی غلظت ذرات PM2.5، PM10 و TSP در طی دوره یک ساله (تیر 1394-1395) در سه ایستگاه واقع در شرق، جنوب و غرب شهر اصفهان اندازه گیری شد. بر اساس نتایج به دست آمده، در شرق، جنوب و غرب شهر اصفهان به ترتیب میانگین غلظت ذرات PM2.5 73، 50 و 23؛ PM10101، 86 و 45؛ TSP 134، 103 و 53 میکروگرم بر مترمکعب بود. میزان غلظت ذرات PM2.5 در تمام ایستگاه ها اغلب بیش از حد استاندارد تعیین شده توسط آژانس حفاظت محیط زیست ایالات متحده (US EPA) گزارش شد. همچنین بررسی ها نشان داد رطوبت نسبی و دما به ترتیب همبستگی منفی و مثبتی با غلظت ذرات گردوغبار در منطقه داشتند. با این حال میان سرعت باد و غلظت ذرات گردوغبار ارتباط ضعیفی مشاهده شد. به طور کلی ذرات PM2.5 نسبت به سایر ذرات درشت تر همبستگی قوی تری با عوامل اقلیمی داشتند. به کمک روش گلباد آلودگی مشخص شد که بادهای غربی و شمال غربی نقش ویژه ای در افزایش غلظت ذرات PM2.5 داشتند. نتایج این تحقیق می تواند برای مدیران و تصمیم گیران در حوزه عملیات مقابله با گردوغبار به ویژه در عملیات درختکاری و پوشش سبز مفید واقع گردد.
    کلیدواژگان: ذرات گردوغبار، هواشناسی، تغییرات زمانی، تغییرات مکانی
  • زینب محمدی رایگانی، کاظم نصرتی* صفحات 405-421
    فرسایش خاک تشدید شونده تهدید جدی برای پایداری مدیریت منابع زمین و استفاده از منابع آب در بسیاری از مناطق جهان است. پژوهش حاضر با هدف تعیین سهم نسبی منابع رسوب سطحی کاربری کشاورزی و مرتع و زیر سطحی کانال رودخانه در تولید رسوب معلق در طول یک رخداد سیلاب، در حوضه کوهستانی کمیش با استفاده از یک روش منشایابی ژیوشیمیایی و مدل غیر ترکیبی بیزی انجام شد. به این منظور، 34 ردیاب ژیوشیمیایی برای ارزیابی منابع اصلی تولید رسوب حوضه شامل اراضی کشاورزی، مرتع و کانال رودخانه (69 نمونه) و همچنین 10 نمونه رسوب هدف برداشت شده در طول یک رخداد سیل در خروجی حوضه کمیش اندازه گیری شد. در این راستا، از دو روش آماری آزمون کروسکال وایلیسو تحلیل تابع تشخیصبه منظور انتخاب ترکیب بهینه ردیاب استفاده شد. نتایج مدل منشایابی رسوب بر اساس عدم قطعیت بیزی نشان داد سهم نسبی رسوب (دامنه عدم قطعیت) منابع کاربری کشاورزی و مرتع و کانال رودخانه به ترتیب 8/31 (7/12- 3/50)، 2/33 (5/17-49) و 2/35 (6/25-6/44) درصد است. این نتایج نشان می دهد منابع رسوب کاربری سطحی و زیرسطحی سهم یکسانی در تامین رسوبات معلق در طول رخداد سیلاب حوضه کمیش دارند. هرچند سهم منابع رسوب در طول رخداد سیلاب به طور متناوب بین خاک های سطحی و زیرسطحی به صورت جزیی تغییر می کند. در نتیجه، شیوه های مدیریت هدفمند باید از طریق کنترل فرسایش و کاربری اراضی این منابع متمرکز شوند تا اثرات آن ها بر روی نهشته های رسوب ریزدانه به حداقل برسد.
    کلیدواژگان: حوزه آبخیز کمیش، فرسایش سطحی و زیر سطحی، مدل غیر ترکیبی بیسین، منشایابی رسوب معلق
  • جواد معتمدی*، شکوفه ابراهیمی، اسماعیل شیدای کرکج صفحات 423-438
    برآورد ذخیره کربن، یکی از ملزومات اساسی به منظور ارزش گذاری خدمات اکوسیستم های مرتعی و ارزیابی اقتصادی ذخیره کربن، در عملیات اصلاح مراتع است. عملکرد گیاهان در مقدار ذخیره کربن، تابعی از ویژگی های گیاهی، عوامل محیطی و مدیریتی است.از این رو، ارتباط ذخیره کربن سالانه گونه Astragalus brachyanus (گون درختچه ای) با صفات گیاهی، خصوصیات رویشگاهی و مدیریت مرتع، در مراتع کوهستانی راژان، بررسی شد. پنج مکان که گونه مذکور در آن پراکنش دارد و از نظر خصوصیات فیزیکی با یکدیگر تفاوت داشتند، انتخاب و بر مبنای نوع مدیریت (قرق یا غیر قرق؛ شدت چرای شدید، متوسط و کم) و جهت جغرافیایی، کد بندی شدند. در هر مکان، از پوشش گیاهی در داخل 30 پلات 2*2 متر مربعی که با فاصله 10 متر از یکدیگر در امتداد شش ترانسکت 50 متری مستقر شدند، اندازه گیری شد. در هر مکان، 15 پایه گیاهی A.brachyanus با ابعاد متنوع، انتخاب و ضمن اندازه گیری ویژگی های مشخصات ظاهری، رشد سال جاری آن ها جهت برآورد ذخیره سالانه کربن، قطع گردید. نمونه ها جهت برآورد ضریب تبدیل کربن، به آزمایشگاه منتقل شد. از هر مکان، سه نمونه مرکب خاک نیز برداشت شد. عوامل توپوگرافی (شیب، جهت جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا) و مدیریتی (شدت چرا در واحدهای مطالعاتی) نیز در هر مکان، ثبت گردید. به منظور بررسی ارتباط ذخیره کربن سالانه در بیوماس هوایی با عوامل محیطی و مدیریتی،از رگرسیون حداقل مربعات جزیی استفاده گردید. بر مبنای نتایج، مقدار ذخیره کربن گونه A.brachyanusدر تیمارهای مختلف، با یکدیگر تفاوت معنی دار داشتند. ذخیره کربن سالانه بیوماس هوایی، با قطر تاج، تعداد جست و ارتفاع پایه گیاهی، ارتباط مستقیم و با نوع مدیریت (شدت چرا)، ارتباط معکوس دارد. بدین معنا که با افزایش قطر تاج، تعداد جست و ارتفاع پایه گیاهی، توان ذخیره کربن سالانه، افزایش و با افزایش شدت چرا، توان ذخیره کربن آن، به شدت کاهش می یابد. با توجه به اثر منفی چرای دام بر مقدار ذخیره کربن، مدیریت چرای بهینه به منظور حداکثر سازی ذخیره کربن، ضرورت می یابد. همچنین به منظور فراهم کردن زمینه افزایش ذخیره کربن گونه A.brachyanus، توجه به افزایش مشخصه های گیاهی در پروژه های توسعه و گسترش پوشش گیاهی و پروژه های اصلاح مراتع، ضرورت می یابد. در این راستا، عملیات پرورشی گون درختچه ای، باید در جهت افزایش صفات گیاهی و در نتیجه افزایش سطوح فتوسنتز کننده، صورت گیرد.
    کلیدواژگان: اکوسیستم های مرتعی، اصلاح مرتع، خدمات و کارکردهای طبیعت، ذخیره کربن، گون زارها
  • معصومه موقری رودپشتی*، لیلا خلاصی، امین ذرتی پور، فرشته یزدان پناه صفحات 439-451

    این پژوهش در اطراف چاه نفتی زوییر خوزستان با هدف بررسی غلظت فلزات سنگین (سرب، مس، روی، کادمیوم) در خاک و دو گیاه Alhagi camelorumو Cornulaca monacanthaو همچنین بررسی پتانسیل گیاه پالایی فلزات سنگین در دو گیاه مذکور صورت گرفت. بدین منظور سه پلات با ابعاد 10 * 10 متر در دو جهت باد غالب و خلاف جهت باد غالب منطقه در سه فاصله از چاه نفتی مستقر گردید. پلات اول در نزدیکی حوضچه مواد نفتی و پلات های دوم و سوم با فاصله 500 متری از پلات قبلی مستقر شد. در هر پلات از گیاه مورد مطالعه با سه تکرار به تفکیک اندام هوایی و ریشه نمونه برداری انجام گردید. همچنین در پای هر گیاه دو نمونه خاک از عمق های 0-30 سانتی متر و 30-60 سانتی متر و همچنین دو نمونه از دو عمق ذکر شده بین دو پایه گیاه برداشت گردید. برای تعیین پتانسیل گیاه پالایی گیاهان مذکور از شاخص های فاکتور انتقال (TF)، فاکتور تجمع بیولوژیکی (BCF) و ضریب تجمع بیولوژیکی (BAC) استفاده گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها آزمون های آماری T-test، آنالیز واریانس و برای مقایسه میانگین ها از آزمون دانکن از نرم افزار آماری SPSS نسخه 16 استفاده شد. نتایج نشان داد که در مورد خاک میزان ترسیب فلزات سرب، مس و روی در جهت باد نسبت به خلاف جهت باد با اختلاف معنی داری بیشتر است، در حالی که در مورد غلظت این عناصر در گیاه، اختلاف معنی داری در جهت باد و خلاف جهت باد وجود نداشت. این در حالی است که در مورد فلز کادمیوم دقیقا عکس این حالت مصداق داشت. غلظت فلزات مورد مطالعه هم در خاک و هم در گیاهانی که از فواصل مختلف برداشت شده بودند دارای تفاوت معنی داری در سطح یک درصد بودند. دو فلز سرب و روی دارای اختلاف معنی دار از نظر میزان حضور در خاک سطحی و عمقی بودند در حالی که این معنی داری در مورد فلزات کادمیوم و مس و همچنین در خاک پای بوته ها و بین بوته ها وجود نداشت. میزان جذب فلزات سنگین در دو گونه مورد مطالعه تفاوت معنی داری را نشان نداد در حالی که این اختلاف در بین اندام های هوایی و زیرزمینی معنی دار بود. کادمیوم و مس در اندام زیرزمینی و سرب و روی در اندام هوایی دارای بیشترین غلظت جذب بودند. بررسی فاکتورهای تجمع و انتقال نشان داد که گیاه Cornulaca monacantha برای عناصر سرب، روی و کادمیوم و گیاه Alhagi camelorumبرای دو عنصر سرب و روی دارای ضریب (TF > 1) بوده، بنابراین می توان از آن ها برای پالایش خاک های آلوده به این عناصر استفاده کرد. مقادیر  BAC و BCF برای هر دو گونه مورد مطالعه کمتر از یک بود.

    کلیدواژگان: گیاه پالایی، فاکتور انتقال (TF)، فاکتور تجمع بیولوژیکی (BCF)، ضریب تجمع بیولوژیکی (BAC)، خوزستان
|
  • Ronak Ahmadi *, Qodratollah Heydari, Gholamreza Khoshfar Pages 227-238

    The aim of this study was to identify factors influencing participation of landholders in the the rehabilitation and restoration of Choqakadoo rangeland in the city Sarpolzahab province of Kermanshah The aim of the research, applied research methodology, causal correlation. In addition to data processing descriptive statistics and correlation, multiple regression and path analysis method of inferential statistics were used. The results showed that the correlation coefficient attend public hearings, cordial relations with its neighbors, dominating the promoters on technical topics, providing extension services in the field of rehabilitation and restoration of rangeland, over responsibility for part of the program into landholders, membership in local organizations, familiar of landholders with and participate in training courses and promotional programs most of solidarity with the participation of landholders in the rangeland rehabilitation and restoration. Enter regression methods on variables including background indicate that their level of education, the most direct and positive effects (0/281) and the most positive effect and total (0/357) on the participation of landholders, also number of livestock, number of dependents and income are next in priorities. Among the variables including background age and years of exploitation has a negative effect (-0/482 , -0/468) on landholders' participation in the rangeland rehabilitation and restoration. So pay particular attention to these factors can be placed on the agenda of managers and planners and more participation of landholders in areas of rehabilitation and restoration of rangelands, provide in every area.

    Keywords: participation, Landholders, Rehabilitation, Restoration of Rangeland, Choqakadoo Grassland, Kermanshah Provinc
  • Khaled Osati *, Hamed Joneidi, Nahid Azizi Pages 239-255

    Prediction of rangeland species forage yield is one of the most effective tools for planning and policymaking of natural resources in each country. Climate variables (precipitation and temperature) play an important role in forecasting rangeland species production. In the present study, the forages yields of some typical species in Ghoosheh rangeland, Semnan, measured using cutting and weighing method. It was evaluated in 30 plots with an area of two square meter, distributed along with two transect lines, for a 10-year period (water year 2005-2006 to 2014-2015), to determine the effects of drought on the forages yield of typical species in the studied areas. In the next step, several drought indices were calculated. The relationship between forages yield of rangeland species and drought indices values investigated to model forages production of study areas via drought indices. According to the values of drought indices SIAP, PNPI and Z-Score, several drought and wet-year periods occurred during the assessed 10-year. The relationship between forages production and drought indices confirmed that the best simple linear regression model for estimating total forages production of studied area was introduced by SIAP and Z-Score indices (RRMSE = 0.1) explaining 53% of production changes at 95% confidence level. The effects of drought and wet-year periods varied among different species so as to the annual production varied greatly for annual species (between 1 and 11% of total annual forages yield) and slightly for perennials and shrubs.

    Keywords: Precipitation, Drought indices, rangeland production, simple linear regression, SIAP, Z-Score
  • Abbas Ali Arvin *, Morteza Khodagholi, Susan Moazeni Pages 257-272

    Thyme is one of the most important medicinal plants in the world; some of its species are native to Iran. Given the necessity of thyme preservation and development, the vegetative climatic needs of this plant were addressed in this study. To this aim, 52 climatic parameters influential on the thyme growth were considered in 30 meteorological stations located in Isfahan province and the neighboring provinces. Factor analysis with varimax rotation was then conducted to determine the most important factors influencing the growth of thyme. Determination of the climatic zones of the thyme plant was done using hierarchical cluster analysis, leading to the identification of five climatic zones; according to effective climatic parameters, these included the cold and rainy zone, the semi-arid and cold zone, the dry and windy zone, the arid and cloudy zone, and the dry and hot zone. Cooling temperature factor, with a mean of 2.55, had the most positive effect, while the wind factor, with a mean score of -0.28, had the highest negative impact on the distribution of thymus species in the zones with this species. The precipitation factor, with a mean score of 0.8, had the second rank in the zone that could be suitable for the growth of thyme species. Overall, cooling temperature and precipitation could be regarded as the most important factors in determining the growth and distribution of this species; these factors could have a positive effect in rainy and cold zone and the semi-arid and cold one.

    Keywords: Thymus Daenensis, Factor Analysis, Climatic Parameter, Isfahan province
  • Hesel Pouri *, Vahedberdi Sheikh, Yeganeh Hasan Pages 273-291

    The present study has been carried out aiming at suitable site selection for rainwater harvesting across the northern rangelands of the Aq Qala district to supply drinking water for grazing livestocks using the effective criteria and multi-criteria decision support system. The rainwater harvesting suitability map was created by integrating the multi-criteria evaluation (MCE) technique and standardization (fuzzification) of continuous raster data within ArcGIS. To determine the suitable rainwater harvesting areas, the weighted linear combination (WLC) was applied in the range of 0 to 1 using the multi-criteri evaluation (MCE) within the ArcGIS and and the data of various criteria including distance to water source, distance to cattle post, stocking density, normalized difference vegetation index (NDVI), distance to road, slope percentage, distance to settlement and soil texture. The result indicated that about 2950 ha (~5.2%) of the study area have a good suitability for implementation of rainwater harvesting systems to supply water for grazing livestocks. The results of questionnaire survey revealed that about 70% of 107 stakeholders of the rangelands are highly willing to install and utilize rainwater harvesting systems, but high cost of installing is considered the main hinderance.

    Keywords: Water supply, rangeland degradation, livestock drinking water, Multi-Criteria Decision Making, stakeholders’ willingness
  • Vahid Chitsaz *, Aliakbar Nazari Samani, Saeed Soltani, Sadat Feiznia Pages 293-303

    Sediment and erosion are two natural phenomena in watersheds. Due to irregular recording and sampling difficulties, daily data are not available for sediment records. Therefore, decision makers and researchers have to apply interpolating methods to estimated sediment yields. In this study, 30 watershed characteristics including physiography, geomorphology, vegetation, climate conditions in 69 watersheds located in the Karoon and Karkheh basins were used to statistical analysis. Based on the principle component analysis, eight characteristics including area, perimeter, river length, relief, mean of elevation at 85% upstream and 15% point of longest flow path and the number of landslide events were selected. Then using Cluster Analysis, six homogenous regions were identified and multiple regression models were applied. Due to constriction of large dames on the studied watersheds, access to the reliable data is a challenges for sediment yield analysis. Based on the sediment-precipitation double-mass curves 29 out of 35 stations were influenced by upstream dam. Results indicated that the effects of large reservoir dams can influence the downstream sediment yield along 98 Km of river length. The results show that in each group a particular combination of variables influence the sediment yields of the watersheds. According to the validation indices (NS and R2) the obtained models have the high performance (R2 = 0.71 and NS=0.72). In general, the physiographic characteristics of the watershed such as length, area, main flow path and relief are more important than other climatic, vegetation and geological factors. The total explain variance by the mentioned variables is 87.3%.

    Keywords: modelling, PCA, Clustering, Karoon, Karkhe Watersheds
  • Sayyed Alireza Hosseini, Hassan Khosravi *, Hamid Gholami, Yahya Esmaeilpour, Artemi Cerda Pages 305-320

    In this study, land use change trend in coastal areas of south of Iran, including Sistan Baluchestan, Hormozgan, Bushehr were studied during 31 years (1988-2019). Landsat satellite images including TM, ETM +, OLI were used for this purpose. The maximum likelihood method was also used to classify satellite images. Vegetation indices (SAVI) and salinity index (SI1) were used to influence land use classes on land degradation and desertification. The results of land use change trend showed that Changes in land use classes of man-made areas and saline lands as the most dynamic land use classes followed an increasing trend of 2.72% and 1.14%, respectively. The results of multivariate regression analysis showed that three vegetation, saline and man-made variables, and four vegetation, saline, man-made and sandy areas explain 22.3% and 37.8% of the dependent variables of vegetation and salinity indices, respectively. Therefore, in more than 60% of changes, other environmental variables are affected. Hence, with respect to the results of land use area and regression analysis and the mean trend of SAVI and SI1 changes, where vegetation and SAVI classes show decreasing trend and saline land and SI1 classes have increasing trend, it can be concluded that land use changes is phenomena that changes ecosystem services with almost irreversible impacts. This will have nothing to do with disturbing the ecosystem balance and intensifying land degradation in coastal areas.

    Keywords: Land degradation, Land use, Regression model, SAVI, SI1, Persian Gulf
  • Mahroo Dehbozorgi, Mohammad Jafari *, Arash Malekian, Gholamreza Zehtabian, Seyed Rashid Fallah Shamsi Pages 321-335

    In Iran, due to arid and semi-arid weather conditions the optimal use of limited water and soil resources has a particular importance. Land degradation is the result of incorrect policies in land management, which is a prominent example in the Bakhtegan watershed. Human factors, as well as climate changes and the phenomenon of drought in recent years, have caused the area to be severely degraded in terms of water and soil resources and the life of Bakhtegan wetland has been subject to destruction. In this study, it was tried to identify natural and ecological factors as well as human parameters affecting the destruction and vulnerability of the area using fuzzy classification method and hierarchical analysis method (AHP) as well as the capabilities of GIS modeling, the data from the criteria and effective layers have been used and the level of vulnerability and land degradation has been determined. According to the results of the research, the level of land degradation and instability in the area has a large extent (48% of the area), However, the level of vulnerability in the central and downstream regions of the watershed and often in areas affected by human factors such as high population density, consumption of water in the agricultural sector, improper management of land use in the region, as well as dams and dike construction, has been increased. It was also concluded that human parameters have a more significant role in the degradation and vulnerability of the region compared to ecological and environmental factors.

    Keywords: fuzzy classification, Analytical Hierarchy Process (AHP), Geographic Information System (GIS), Bakhtegan Watershed
  • Fariba Zakizadeh, Alireza Moghaddam Nia *, Ali Salajegheh, Abdollah Ardeshir Pages 337-346

    Over the past few decades due to population growth and urban development, urban runoff has increased and led to different problems such as inundation of urban pathways, dissemination of environmental pollutions and flood hazards. In order to urban runoff management, it is necessary to estimate runoff rate correctly. SWMM is one of the most widely used models in estimating urban runoff. The goal of this research is to evaluate the performance of SWMM model in simulating flow rate in an urban watershed in District 22 of Tehran. At first, model required parameters were calculated. For model evaluation and validation, in three events, runoff was measured in the watershed outlet and was compared with simulated runoff. The model validation results showed that the simulated flow rates had good adaptation with the observed ones. The validation results were used for estimating optimum values of model input parameters. The results of SWMM model evaluation confirm model accuracy with NS= 0.72 and RSR= 0.53 and indicate the model ability in simulating urban runoff. So, SWMM model can be used for urban runoff management plans and designing urban runoff drainage networks in this area.

    Keywords: Sensitivity analysis, Urban Runoff, Verification, SWMM model, calibration
  • Ardavan Ghorbani *, Shahin Shafaee, Mehdi Moameri, Akbar Ghavidel, Ehsan Zandi Pages 347-365

    The aim of this study was conducted to investigate the effect of 25 years old exclosure on the function of aerial and underground organs of Trifolium pratense since may to july of 2017. Three sites inside and three outside of the exclosure were selected in the rangelands in Shoghaldare- Namin rangelands, Ardabil. Three transects with the length of 100 meters were established in each site and from 10 plots of 1 m2 vegetation characteristics including total production, canopy percentage and forbs canopy were estimated. In order to select T. pratense stand and measure the selected parameters (to study the effect of exclosure on the function of different organs of T. pratense), in addition to previous transects, in each site was randomly established 3 transect of 50 meters. Along each transect, 10 random points and in each point the nearest plant was selected. Length of root, stem, inflorescence, plant height and basal diameter of T. pratense were recorded. Moreover, the inflorescences, stems and roots of the selected T. pratense were cut and after air-drying, they were weighed with a precision scale. Results showed that the total production in the exclosure (2413/06 kg/ha) has significant difference (p < 0/01) with the outside of exclosure (963/84 kg/ha). The production of T. pratense inside exclosure (99.83 kg/ha) has also significant difference (p < 0/01) with outside the exclosure (22.75 kg/ha). Interaction of exclosure and elevation has significant effect on canopy cover (forbs and total), number of inflorescences, basal diameter, weight of plant organs (p < 0/01) and recovery effort (p < 0/05).

    Keywords: length of inflorescence, recovery effort, Trifolium pratense, plant functional, Exclosure
  • Hosein Saemipour, Arash Malekian, Mehdi Ramezan Zadeh Lasbuei Pages 367-377
    Sustainable development will not be realized in any country unless social capital is reinforced. Accordingly, present study made an attempt to measure social capital of local beneficiaries network in traditional boundary of Telobine in Mayamei county, Semnan province through network analysis approach considering macro and micro level indexes. Besides, social powers and local leader playing critical role in sustainable development will be identified. Based on trust and participation ties, level of social capital was respectively moderate and weak and social capital of the village was estimated weakening . It can be argued that reinforcement of trust and participation in this village essential for faster knowledge and resource transfer and also for better unity of beneficiaries. It was as well revealed that Gh.Ar and Mo.Ar are core actors among Telobin traditional boundary beneficiaries. High authority and social influence of these actors contribute greatly to the establishment organizations and other beneficiaries toward rural sustainable development.
    Keywords: Social capital, Local, Sustainable Development, Social network analysis, Telobin village
  • Monirsadat Tabatabaeezadeh, Ali Akbar Karimian *, Mohammad Matinizadeh, Mohammad Hadi Rad, Seyyed Kazem Sabbagh Pages 379-391

    The symbiosis of arbuscular mycorrhizal fungi with plants root plays an important role in the sustainability and development of medicinal plant communities in ecosystems which are subject to various physical and ecological pressures.Teucrium polium L. is one of the most important medicinal plants that exists in these areas. In this study after identifying three species of mycorrhizal fungi consist of G. rosea، S. constrictum، G. intraradices which were abundant in the soil of the root zone, The spores were propagated separately and a combination of fungi. Then spores were inoculated with T. polium seeds in a completely randomized design with three replications under greenhouse conditions. After the end of growth period, results showed that the highest stem length was related to G. intraradices. The highest fresh and dry weight of shoots (1.61 and 4.34 g) and root dry weight (0.7 g) were related to combined fungi treatment that showed a significant difference with other treatments. Also the combination of fungi had the highest carotenoid concentration (7.32%). Inoculation of plants with fungal treatments of G. rosea, S. constrictum and G. intraradices (separately) also significantly increased chlorophyll (a) concentration compared to control. Eventually, the results showed the beneficial effects of mycorrhizal symbiosis in T. polium plant that combined use of these fungi can have a much greater and better effect on improving plant growth conditions, as fungi exist in form of combination in nature.

    Keywords: Arbuscular Mycorrhizal Fungi, Symbiosis, Morphophysiological characteristics, Teucrium polium L
  • Sadat Feiznia *, Rabbaneh Roughani, Saeed Soltani Pages 393-404
    Particulate matters (PM) has a negative effect on human health especially in industrial and urban areas due to their great potential of reaching the furthest parts of human lungs. Therefore, it is essential to conduct continuous monitoring of PM in order to assess their spatial and temporal trend in ambient air. This study aimed to assess the spatial and seasonal variations of PM2.5, PM10, total suspended particles (TSP) concentration and evaluating their correlations with meteorological parameters in surrounding regions of Isfahan city, Iran. PM2.5, PM10 and TSP concentrations (24-hours) were measured by gravimetry method with low volume air sampler for one-year period (July 2015-July 2016) at three stations located on western, eastern and southern part of Isfahan. The overall daily mean concentrations of PM2.5, PM10 and TSP were 73, 101 and 134 µg/m3 in east; 50, 86 and 103 µgr/m3 in the south; and 23, 45 and 53 µgr/m3 in west stations, respectively. This study identified that PM2.5 concentrations were above the US Environmental Protection Agency (EPA) guideline at all stations. The daily mean concentration of PM2.5, PM10, and TSP showed a negative correlation with humidity, while a positive correlation was observed between daily average temperature and all pollutant concentrations. A weak positive correlation was observed in case of wind speed. This study found that the meteorological condition has the highest impact on fluctuating PM2.5 concentration over the monitoring period. Pollution rose analysis indicated that westerly and north-westerly wind increased PM2.5 concentration at all sites.
    Keywords: particulate matter, meteorology, Spatial Variation, Seasonal variation
  • Zeinab Mohammadi Raigani, Kazem Nosrati * Pages 405-421
    Accelerated soil erosion poses a serious threat to land management sustainability and water resource utilization in many areas of the world. The objective of this study was to apportion surface (cropland and rangeland) and subsurface (channel bank) sources relative contributions to the supply of suspended sediment during the storm event in Kamish mountainous catchment, using a geochemical fingerprinting approach and Bayesian un-mixing model. To this end, thirty-four geochemical tracers were measured as potential tracers to evaluate surface and subsurface sediment sources (69 samples), including 10 target suspended sediments samples collected across the hydrographs of a flood event at the overall catchment outlet. In total, two statistical methods Kruskal–Wallis H test and discriminant function analysis (DFA) were used to select the optimum tracer composition. The results of Bayesian un-mixing model indicated that mean (uncertainty range) relative contribution of cropland and rangeland (surface land-use) and channel bank (subsurface) sources are 31.8 (12.7-50.3), 33.2 (17.5-49), 35.2 (25.6- 44.6) percent, respectively. These results indicate surface and subsurface sediment sources have the same contribution to the supply of suspended sediments during the basin flood event. Although sediment sources contribution in during the flood event change intermittently between subsurface and surface soils. As a result, targeted management practices should focus through erosion and land use control of these sources for minimizing their effects on fine sediment deposition.
    Keywords: Kamish catchment, surface, subsurface erosion, Bayesian un-mixing model, suspended sediment fingerprinting
  • Javad Motamedi *, Shookofeh Ebrahimi, Esmaeil Sheidai Karkaj Pages 423-438
    Estimation of carbon storage is one of the essential requirements for evaluating rangeland ecosystem services and economic evaluation of carbon storage in rangeland plans. Plant performance in carbon storage is a function of plant characteristics, environmental and management factors. Therefore, the relationship of annual carbon storage of Astragalus brachyanus with plant traits, habitat characteristics and range management in the mountainous rangelands of Rajan was investigated. The five sites in which the species were distributed and differed in physical characteristics were selected and coded based on the type of management (exclosure or exclosure; intensity of grazing, medium and low grazing) and geographical direction. At each site, vegetation was measured within 30 two-by-two-square-meter plots, located 10 m apart along six 50 m transects. At each location, 15 A. brachyanus plant stands with different dimensions were selected and measured while measuring their appearance characteristics, and their current year growth was cut to estimate carbon storage. Samples were transferred to the laboratory to estimate the carbon conversion factor. Two composite soil samples were also taken from each site. Topographic factors (slope, geographical direction and altitude) and management (grazing in study units) were also recorded at each location. In order to investigate the relationship between annual carbon biomass storage and environmental and management , partial least squares regression was used. Based on the results, carbon storage of A. brachyanus was significantly different. Annual carbon biomass carbon storage, with crown diameter, number of base and plant height, was directly correlated with type of management (grazing intensity).
    Keywords: rangeland ecosystems, Range improvement, Natural services, functions, carbon storage, Astragalus association
  • Maasoumeh Movaghari *, Leila Khalasi, Amin Zoratipoor, Fereshteh Yazdanpanah Pages 439-451

    This study was carried out around Zooir oil well in Khouzestan to investigate the concentration of heavy metals (Pb, Cu, Zn, Cd) in soil and two species of plants (Alhagi camelorum and Cornulaca monacantha), two directions of dominant wind and opposite direction of dominant wind and three distances from oil well. The results showed that the concentration of lead, copper and zinc of soil in the wind direction was significantly higher than the opposite wind direction, whereas in the concentration of these elements in the plant, there was no significant effect. This is exactly opposite in the case of cadmium metal. The concentrations of the studied metals in both soil and plants collected from different distances were significantly different at 1% level. The two lead and zinc metals have significant differences in the surface and deep soils, but these were no significant for the cadmium and copper metals as well as in the soils under and between the plants. Heavy metal uptake was no significant effect in the two studied species, but this difference was significant between the shoots and roots. Cadmium and copper have the highest concentration in roots. Lead and zinc have the highest concentration in aerial parts. Evaluation of accumulation and transport factors showed that lead, zinc and cadmium in Cornulaca mocnaantha and lead and zinc in Alhagi camelorum had TF> 1 coefficients, so they could be used to refine soils polluted with these elements. BAC and BCF values for both species were less than one.

    Keywords: Phytoremediation, Transfer Factor (TF), Bio-Concentration Factor (BCF), Biological Accumulation Coefficient (BAC), Khuzestan