فهرست مطالب

ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی - سال شانزدهم شماره 60 (پاییز 1399)
  • سال شانزدهم شماره 60 (پاییز 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/08/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • فاطمه الهامی*، عبدالغفور جهاندیده، محمدریاض رئیسی صفحات 13-42
    تصوف به مثابه یک نهاد اجتماعی در تاریخ ایران از اهمیت فراوانی برخوردار است. اصول، قواعد و تعالیم آن دارای آیین خاصی بوده که صوفیه ملزم به رعایت آن بوده اند. تصوف به موازات تغییرات سیاسی و اجتماعی، فراز و فرودهایی داشته و دارای گرایش ها و شاخه های بسیاری بوده است، اما با همه گستردگی، همچنان می توان آن را به عنوان یک گفتمان فوکویی در نظر گرفت. پژوهش حاضر با روش تحلیلی تطبیقی در پی کشف کارکردها، ساختار و تشریح مقوله قدرت در تصوف بر پایه نظریه گفتمان قدرت فوکو است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تصوف دارای کارکرد دوگانه است؛ از یک سو نوعی انضباط عمومی به وجود می آورد، آزادی فردی را تحت شعاع قرار می دهد و تعالیم آن، گزاره های قدرت را تقویت و تثبیت می کند؛ از سوی دیگر تصوف اگرچه درون اپیستمه (معرفت و آگاهی) زمانه خود قرار دارد، در برخی مواقع می تواند دامنه معرفت عمومی را گسترش داده و به عنوان یک گفتمان رقیب در برابر گفتمان های دیگر از جمله نهاد قدرت حاکم مطرح شود و با توزیع قدرت و ثروت، تا حدودی هرچند اندک از خودکامگی نهادهای موازی و به خصوص نهاد حاکم بکاهد.
    کلیدواژگان: گفتمان، تصوف، فوکو، قدرت، اپیستمه (معرفت)
  • سمیه خادمی، عظیم حمزئیان*، قدرت الله خیاطیان، لیلا هوشنگی صفحات 43-75
    خدایی که در عرفان، توسط عارفان مسلمان معرفی و تبیین شده است، دارای وجود و وحدت شخصی است. کشف الاسرار روزبهان بقلی شیرزای، درباره بیان مکاشفات او از تجلیات و تمثلات حق در هدایت و کشش سالکان به سوی خویش است. روزبهان در این اثر، ظهورات و جلوات حق را بیان نموده است. هدف این پژوهش در پی پاسخ گویی به این پرسش هاست که روزبهان تا چه اندازه از اندیشه عرفا در خدای متشخص پیروی کرده است؟ پیشینه معرفتی روزبهان در حوزه عرفان اسلامی، و آشنایی او با آیات و روایات، تا چه اندازه در شکل گیری مکاشفات او از خدای متشخص موثر بوده است؟ اندیشه خدای متشخص در کشف الاسرار، از نگاه معرفت شناختی چگونه قابل تحلیل است؟ نوشتار حاضر با روش تحلیلی توصیفی به نگرش این عارف، در رابطه با تجلی خداوند و نحوه حضور او در جهان پرداخته است. خداوند برای هدایت و کشش روزبهان به سوی خویش به شکل خدای متشخص و در قالب پیر و شیخ، چوپان، نوازنده، ترکان زیبارو، رقصنده، ساقی، موذن، قصاب، شیر، گل سرخ، نور، سنگ های قیمتی و خاص، تجلی کرده است. نتایج به دست آمده، گویای آن است که روزبهان از اندیشه خدای متشخص در سنت عرفا پیروی کرده و این تشخص را در نمودها و گونه های مختلف بیان نموده است و قرآن کریم، روایات و عرفای گذشته در شکل گیری اندیشه او موثر بوده و از منظر معرفت شناختی، این اندیشه قابل توجیه است.
    کلیدواژگان: روزبهان بقلی، کشف الاسرار، تجلی، حضور حق، خدای متشخص
  • محمد سنجری نژاد، ابوالقاسم رادفر*، حمید طبسی صفحات 77-105
    نظربازی از بن مایه های پربسامد ادبیات عاشقانه و عارفانه است که در آثار بسیاری از بزرگان ادب فارسی، بازتاب قابل توجهی دارد. نظربازی نزد عارفان، بیانگر نوعی تجربه عرفانی است تجربه ای که عارف در عشق و عرفان به جایی می رسد که به هرچه می نگرد، خدا و جلوه های او را می بیند و با آن ها نظربازی می کند. از جمله این عارفان، خواجوی کرمانی و شاه نعمت الله ولی است که نظربازی در اشعار آن ها، قابل تقسیم به نظربازی عرفانی و زمینی است. هدف از این جستار، مقایسه و تبیین تشابه و تفاوت مفهوم نظربازی در دیدگاه این دو شاعر است که با روش تحلیلی توصیفی به بررسی این موضوع پرداخته شده است. حاصل پژوهش حاکی از آن است که شاه نعمت الله ولی با نظر به چهره زیبارویان، تصویری از زیبایی خداوند را می نگرد و نظر او مبنای جسمی ندارد، اما خواجوی کرمانی، اساس و فلسفه بهره مندی انسان از نعمت بینایی را نظربازی و دیدن معشوق مجازی می داند به گونه ای که بخش اعظمی از ابیات مربوط به نظربازی او، خطاب به معشوق زمینی است.
    کلیدواژگان: سروده های عرفانی، نظربازی، معشوق، شاه نعمت الله ولی، خواجوی کرمانی
  • سمیرا شفیعی*، حمیدرضا شعیری صفحات 107-139
    در یک نگاه کلی، رساله الطیرها اغلب متون روایی کوتاه قلمداد می شوند. معتقدان به این دیدگاه، کاربرد اندک عوامل تعلیق آفرین و حداکثری عناصر ضدتعلیقی را دلیل این اختصار می دانند. در این مقاله، می خواهیم براساس اصل زمان روایت، ثابت کنیم نه تنها عناصر تعلیق آفرین و ضدتعلیقی همپای هم در این آثار نقش آفرینی کرده اند، چه بسا، عناصر تعلیق آفرین بیشتر از عناصر ضدتعلیقی کاربرد داشته اند، همچنین به دنبال آن هستیم تا دلیل و جایگاه کاربرد عناصر تعلیقی و ضدتعلیقی را در این آثار بررسی کنیم. این پژوهش با روش تحلیلی توصیفی به این نتایج رسیده است که عناصر تعلیقی در این آثار با بسامد یازده نسبت به عناصر ضدتعلیقی با بسامد سه کاربرد بیشتری داشته اند. در عناصر تعلیق آفرین، تعویق از طریق تکرار و برای تاکید بر درون مایه عرفانی، بیشترین و در عناصر ضدتعلیقی، حذف مطالب به جهت بی اهمیت بودن، کمترین بسامد را دارند. این امر حاکی است موضوع عرفانی تعلیمی و حالات روایت شنو تعیین کننده اصلی کاربرد این گونه عناصر بوده است. هر جا راویان باید برای آموزش، مطلبی را تکرار کنند از تعلیق استفاده کرده و هر جا شرایط روایت شنو اقتضا می کرده، مطالب را حذف و به ضدتعلیق روی آورده اند.
    کلیدواژگان: زمان، تعلیق، ضدتعلیق، ژنت، رساله الطیرها
  • علی صادقی منش، مهیار علوی مقدم* صفحات 141-172

    بررسی اسطوره شناختی تطبیقی غار به عنوان یک نماد کهن، از سویی می تواند جنبه هایی کمتر شناخته شده از کارکردهای این نماد را آشکار سازد و از دیگر سو امکان درک دقیق تر چرایی به کار بستن این نماد را فراهم می کند. نگارندگان با روش تحلیلی تطبیقی در بررسی اسطوره شناختی نمود های غار و کارکرد های آن در متون مختلف، کوشیده اند به یک دسته بندی جامع و مانع از نمود های غار دست یابند. همچنین بر پایه این دسته بندی چهار کارکرد برای این نماد تعریف و تبیین کرده اند که عبارتند از: 1. زهدان زمین مادر؛ 2. دنیای درون و ناخودآگاه؛ 3. جایگاه نمادین آیین تشرف؛ 4. دنیا. بر پایه این دسته بندی جدید، امکان بررسی نمودهای اسطوره ای نماد غار در شعر منوچهر آتشی، با تکیه بر تمایزها و تعاریف هر کارکرد، فراهم گردید؛ بررسی این نماد در شعر نو پارسی از جمله این شاعر نوپرداز، از سویی نشان دهنده میزان نفوذ شیوه تفکر اسطوره ای در ذهن بشر مدرن است و از دیگرسو می تواند پربسامدترین کارکردهای بازمانده از این نماد در شعر این شاعر نو سرای فارسی را آشکار سازد. بررسی شعر منوچهر آتشی نشان از آن دارد که کارکردهای نمادین غار که در پیوند با «دنیای درون و ناخودآگاه» و نیز «نوزایی و تجدد» هستند، در سروده های وی با بسامد افزون تری قابل مشاهده هستند.

    کلیدواژگان: غار، نماد، اسطوره، میرچا الیاده، منوچهر آتشی
  • صدرالدین طاهری* صفحات 173-202
    در اندیشه فرهنگ های جانمندانگار، جانور برگزیده، نماینده نیرویی ازلی است که برای کفاره گناهان یا برکت بخشی باید قربانی گردد. گاه انسان برگزیده و جانور برگزیده در قربانگاه جانشین یکدیگر می گردند. این قربانی جانشین، در ادیان ابراهیمی اغلب شتر یا گوسفند است، اما نگاهی به انگاره های مرتبت با گاو در باورهای پیش از اسلام ایران، آشکار می سازد که قربانی برگزیده برای ایرانیان باستان گاو بوده است که در سیمایی کهن الگویی با قربانی شدن خود سبب برکت یافتن طبیعت می گردد. هدف این پژوهش تاریخی با روش توصیفی تحلیلی و توسعه ای که داده های کیفی آن به شیوه اسنادی گردآوری شده اند، پی جویی ریشه های اساطیری درام گاو اثر غلامحسین ساعدی با رویکرد اسطوره شناسی تطبیقی است. نتیجه پژوهش آشکار می سازد که کنشگران اساطیری این روایت عبارتند از: شمن (مش اسلام)، راهبه ها (ننه خانم و ننه فاطمه)، قوای اهریمنی (راهزنان پوروسی)، قربانی جانوری (گاو)، و قربانی انسانی (مش حسن). پس از مرگ گاو، مش حسن جانشین او می گردد و در نهایت او نیز دچار مرگی همسان گاو می شود تا مرز میان دو قربانی انسانی و جانوری از میان برداشته شود.
    کلیدواژگان: اساطیر، کهن الگوی گاو، درام گاو، غلامحسین ساعدی، قربانی
  • فاطمه السادات طباطبایی، کریم حیاتی آشتیانی* صفحات 203-228

    یکی از ویژگی های پست مدرن رمان های املی نوتومب، استفاده از اسطوره است و یکی از اسطوره هایی که رمان های این نویسنده و خصوصا مرکور را تحت الشعاع قرار می دهد، اورفه و اوریدیس است. املی نوتومب از این اسطوره الهام می گیرد، تغییراتی اساسی در آن می دهد و آن را با نگاه فمینیستی خود بازنویسی می کند. در این رمان، برخلاف اسطوره اورفه و اوریدیس، نقش زن بر مرد ارجحیت دارد و حرف اول را می زند. در این پژوهش، سعی بر آن است تا با روش تحلیلی تطبیقی چگونگی این تغییرات و تکنیک های استفاده شده را شرح دهیم. سیستم ارتباطی که این اسطوره و رمان مرکور را به هم پیوند می دهد فرامتنیت نام دارد. همچنین سعی خواهیم کرد تک اسطوره های اصلی سازنده تصویر اوریدیس، دوگانگی شخصیت های زن، دوگانگی ساختار رمان و همچنین واژگونی نقش ها را به تفصیل توضیح دهیم. شخصیت های ادل و ازل مسیرهای مختلفی را طی می کنند و دو تصویر متفاوت از اوریدیس به نمایش می گذارند. در واقع، این تغییرات که به علت استقلال و ابهام شخصیت زن رمان به کمک فرایند دوگانگی در تصویر اوریدیس به وجود می آید باعث می شود نویسنده نسخه جدیدی از اسطوره اورفه و اوریدیس ارایه دهد که در آن زن بر مرد برتری دارد.

    کلیدواژگان: املی نوتومب، فرامتنیت، دوگانگی، رمان مرکور، اسطوره اورفه و اوریدیس
  • منیره طلیعه بخش*، غلامحسین غلامحسین زاده صفحات 229-256

    آنچه تاکنون کمتر بدان پرداخته اند، گفتار عارفان در نقد علم و معرفت است. در بادی امر نقد معرفت به وسیله کسانی که خود به عنوان عارف؛ یعنی صاحب معرفت شناخته می شوند، در تناقض است، اما همین تناقض تامل در ماهیت و ساختار حقیقی معرفت در نزد آن ها را ایجاب می کند. محمدبن عبدالله نفری در المواقف هفتادوهفت موقف را در طریق عارف عنوان می کند که نظم مشخصی ندارد، اما به لحاظ ساختار و محتوا از الگویی پیروی می کنند که بنا بر نام «موقف/ ایستگاه» می توان آن را توقف نامید. وقفه به معنای مدت زمان تامل است تا عارف نسبت به جایگاه خود آگاهی یابد. گواه این مدعا آن است که اکثر موقف ها با کلامی سلبی و منفی به پایان می رسند. ساختار مواقف ساختار مبتنی بر طریق سلبی است؛ چراکه سراسر این اثر در مورد نفی مقام وقفه است. هدف این جستار بیان ماهیت مقام وقفه، مبانی طریق سلبی و الهیات تنزیهی در اندیشه نفری است که به روش تحلیلی تطبیقی در سه بعد وجودی، معرفت شناختی و زبان شناختی انجام می شود. نتایج این جستار حاکی از آن است که متن نفری به لحاظ هستی شناسی پیش از آثار ابن عربی زمینه توجه به ذات حق و تامل در مفهوم عدم را فراهم آورده است؛ حقیقت معرفت در نزد نفری، جهل عالمانه و حیرت است و زبان متناقض و گنگ او بیانگر کلام سلبی است.

    کلیدواژگان: عبدالجبار نفری، طریق سلبی، الهیات تنزیهی، معرفت، وقفه
  • هدی عرب زاده*، مهرآسا رحمانی صفحات 257-287

    مفهوم قربانی از محوری ترین مباحث رمان بیوه کشی است که به انسجام و توالی روایت، کمک شایانی می کند. اسطوره شناسان مختلفی به بررسی موضوع قربانی در فرهنگ اقوام مختلف پرداخته اند که از آن جمله می توان به میرچا الیاده اشاره کرد که قربانی کردن را برابر با فعل آفرینش و لازمه حیات می داند. وی معتقد است هیچ چیز بدون فدا شدن یا قربانی کردن، آفریده نمی شود. داستان بیوه کشی را می توان نمونه ای معاصر از آیین قربانی به شمار آورد. در بیوه کشی، توالی قربانی شدن هفت پسر حضرت قلی و قربانی کردن بره به جای دختر باکره، نمونه ای از تفکر اسطوره ای آیین قربانی را تداعی می کند. در بررسی حاضر، نگارندگان با رویکرد تحلیلی تطبیقی ابتدا به جمع آوری و تنظیم نظریات عمده میرچا الیاده درباره مفاهیمی چون اسطوره آفرینش، قربانی و کمال آغازین پرداخته اند و سپس عناصر آیین قربانی در روایت بیوه کشی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند تا ضمن تبیین نظرات الیاده، میزان انطباق آن با روایت بیوه کشی را نیز مورد ارزیابی قرار دهند. نتیجه بدست آمده در این پژوهش به روشن شدن این موضوع انجامید، که روایت بیوه کشی تجلی جدال میان اسطوره های آفرینش و باروری است.

    کلیدواژگان: اسطوره آفرینش، آیین قربانی، کمال آغازین، رمان بیوه کشی، میرچا الیاده
  • زهرا محققیان* صفحات 289-329
    داستان گوساله سامری یکی از داستان های مهم قرآن کریم است که در تورات نیز بارها بدان اشاره شده است. در کنار تمامی تحقیقاتی که پیرامون این داستان انجام شده آنچه حایز اهمیت است توجه به علت انتخاب این گوساله در میان انواع حیوانات توتمی و سپس علت نرینگی آن است؛ به این معنا که علت انتخاب گوساله از میان تمامی حیوانات توسط سامری چیست؟ چرا جنسیت این گوساله در قرآن کریم به صورت مذکر بازتاب یافته است؟ اساسا بازگویی این واقعه و تلمیح به این گوساله نرینه در آیات قرآن کریم با چه هدفی بوده است و کارکرد آن در القای پیام هدایت چیست؟ در این مقاله با کاوش در باورهای فرهنگی منطقه بین النهرین و سرزمین اقوام مختلف سامی کوشش شده است تا ویژگی های گوساله از حیث اهمیت آیینی و نمادین آن مورد بررسی قرار گیرد و سپس بافت معنایی جنسیت یافتگی این گوساله در قرآن کریم واکاوی شود. این نوشتار با رویکرد تحلیلی تطبیقی میان قرآن کریم و کتاب مقدس از روش نقد کهن الگوهای یونگی نیز بهره برده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که نرینگی این گوساله از شمار آن دسته مضامینی است که بار معنایی خاصی دارد و در مقام نفی برخی از رسوم جاهلی پیرامون تقدیس اجرام طبیعی به کار رفته است. البته از آنجا که این جنسیت زدگی دارای کارکرد ثبوتی در ادیان توحیدی نبوده؛ بنابراین زمینه ای برای گسترش و تداوم فراهم نیافته است.
    کلیدواژگان: گاونر، اقوام سامی، گوساله سامری، کهن الگوی پدر، نقد یونگی
|
  • Fātemeh Elhāmi *, Abdolqafoor Jahāndideh, Mohammadriyāz Raiisi Pages 13-42
    Sufism, as a social institution, has great importance in the history of Iran. Its principles, rules and teachings refer to special rituals that Sufis have to obey them. Along with political and social changes, Sufism has had its ups and downs, and many tendencies and branches have been formed in it. But for all its breadth, it can be considered as a Foucauldian discourse. By employing analytical-comparative method, the present study seeks to assess the function and structure of power in Sufism based on Foucault's theory of power discourse. The results of the study show that Sufism has a dual function. On the one hand, it creates a kind of public discipline, affects the individual freedom, and its teachings reinforce and establish the propositions of power. On the other hand, it can sometimes expand the scope of general knowledge, challenges, as a rival discourse, the other discourses including the sovereign power discourse. In this way, Sufism can reduce, albeit slightly, the despotism of parallel institutions, especially the sovereign one, by distributing power and wealth.
    Keywords: Discourse, Sufism, Foucault, Power, episteme (knowledge)
  • Somayyeh Khādemi, Azim Hamzeiān *, Qodratollāh Khayātiān, Leilāh Hooshangi Pages 43-75
    The God introduced by the Muslim mystics has an individual existence and unity. Kashf al-asrār (The Unveiling of Secrets) by Ruzbehan Baqli is about his mystical experiences of the Truth, the manifestations of God and ways of guiding the holy travelers (sālek) towards Him. The purpose of this study is to answer these questions: To what extent does Ruzbehan follow the Muslim mystics about the individual God? To what extent is his epistemological background and his familiarity with Quranic verses and the Tradition (hadith), effective in shaping his mystical experiences about the individual God? How can the idea of individual God in Kashf al-asrār be analyzed from an epistemological point of view? By using analytical-descriptive method, the present article examines the views of Ruzbehan Baqli about the manifestation of God and how He is present in the world. God appears in the form of an individual One and manifests Himself in the shape of sage, shaykh, shepherd, musician, beautiful Turkish man, dancer, cupbearer, muezzin, butcher, lion, red rose, light, valuable and expensive stones, for directing and attracting Ruzbehan toward Himself. The findings reveal that on the subject of individual God, Ruzbehan follows the tradition of the Muslim mystics; he expresses this individuation in different ways; the Holy Quran, the Tradition (hadith) and the ideas of the mystics of the past have influence in shaping his thoughts; and finally, his ideas are justifiable from an epistemological point of view.
    Keywords: Rouzbahan Baghli, Kashf al-asrār, Manifestation, The Presence of God, The Individual God
  • Mohammad Sanjarinezhād, Abolqāsem Rādfar *, Hamid Tabasi Pages 77-105
    Nazarbāzi is one of the most frequent themes in Persian romantic and mystical literature, which is reflected in the works of many great Persian writers. According to some mystics, nazarbāzi refers to a kind of mystical experience in which the mystic reaches a state where he looks at everything, sees God and His manifestations and loves them. Among these mystics are Khwaju Kermani and Shah Nimatullah Wali that in their poems, nazarbāzi can be divided into spiritual and worldly. The purpose of this study is to compare and explain the similarities and differences between the concept of nazarbāziin the poems of these two mystics. The research is done by using descriptive-analytical method. The results of the research show that Shah Nematullah Wali, by watching beautiful faces, looks at the image of God's beauty and his opinion does not refer to physical beauty. But according to Khwaju Kermani, the reason for man to enjoy the blessing of sight is to look at his beloved, and for this reason, most of his poems, related to nazarbāzi, are addressed to the earthly beloved.
    Keywords: mystical poems, Nazarbāzi, the beloved, Khwaju Kermani, Shah Nimatullah Wali
  • Samirā Sharifi *, Hamidrezā Shairi Pages 107-139
    In a general sense, Risālāt al-Tayr (treatises on birds) are often considered short and brief narrative texts. Proponents of this view argue that minimum use of the factors of suspense and maximum use of the anti-suspense factors are the reasons for this shortness and brevity. In this article, by using Genette’s narrative theory and on the basis of the narration time, we aim to prove that not only the suspense and anti-suspense factors play a role in these treatises, but also, the suspense factors are used more than anti-suspense ones.  We also aim to investigate the reason of using the suspense and anti-suspense elements in these works. By using analytical-descriptive method, the research has reached the conclusion that in Risālāt al-Tayr (treatises on birds) the suspense elements with eleven frequencies have more application than the anti-suspense elements with three frequencies. In the elements of suspense, deferment through repetition and for emphasizing the mystical theme, have the highest, and in the anti-suspense elements, the removal of content due to insignificance, have the lowest frequency. This indicates that mystical-didactic topics and the modes of narrative audience play a major role in Risālāt al-Tayr. Whenever the narrator has to repeat a story for training, he/she uses the suspense elements, and whenever the circumstances of the narrative audiences require, he/she omit the training materials and resorts to the anti-suspense elements.
    Keywords: Time, suspension, anti-suspension, Genette, Risālāt al-Tayr (Treatises on Birds)
  • Ali Sādeghi Manesh, Mehyār Alavi Moghaddam * Pages 141-172

    The comparative-mythological study of the cave, as an ancient symbol, can reveal some unknown aspects of the functions of this symbol, and also, it makes it possible to understand more precisely why this symbol is used. By using the analytical-comparative method and the mythological approach to cave and its functions in various texts, the authors of present article have tried to achieve a comprehensive classification of the cave images. Based on this classification, four functions have been defined for the symbol as follows: 1. the womb of the Land-Mother; 2. the inner world and unconscious; 3. the symbolic role of the initiation ritual; 4. the world. According to these definitions, the mythological representations of the cave in the poems of Manouchehr Atashi have been considered. The study of the symbol in Persian modernist poetry, including the poems of Atashi, on the one hand shows the extent of the influence of mythological thinking in the mind of modern man, and on the other hand, it can reveal the most frequent functions of the symbol in the poetry of this modern Persian poet. An examination of Manouchehr Atashi's poetry shows that the symbolic functions of the cave, which are related to ‘the inner world and unconscious’ as well as ‘renaissance and modernity’, can be seen in his poems with greater frequency.

    Keywords: Cave, symbol, Myth, Mircea Eliade, Manouchehr Atashi
  • Sadreddin Tāheri * Pages 173-202
    In animist cultures, the chosen animal represents an eternal power, which needs to be ritually sacrificed to blessing or as atonement for sins. In an altar, sometimes the chosen man and the chosen animal substitute one another. In the Abrahamic religions, the successor sacrifice is often a camel or a sheep. But taking a look at pre-Islamic Iranian beliefs reveals that for the ancient Iranians the chosen animal is cow which in its archetypal role, as the sacrifice, blesses the nature. The purpose of the present article is to explore the mythological roots in Gāv (The Cow), a screenplay by Gholām-Hossein Sā'edi, with a comparative mythological approach. The research has been done by using descriptive-analytical and developmental method and its qualitative data have been collected in a documentary manner. The result of the research reveals that the mythological actors of this narrative are as follows: the shaman (Mash Islam), the nuns (Naneh Khanom and Naneh Fatemeh), the devilish powers (the Porusi bandits), the sacrificial animal (the cow) and the sacrificial man (Mash Hasan). After the cow dies, Mash Hasan substitutes for it, and eventually he suffers the same death as the cow. In this way, the border between the sacrificial animal and the sacrificial man is abolished.
    Keywords: Mythology, The Archetype of the Cow, Gāv, Gholām-Hossein Sā'edi, The Sacrifice
  • Fātemeh Sādāt Tabātabāie, Karim Hayāti Ashtiāni * Pages 203-228

    One of the postmodern features of Amelie Nothomb's novels is the use of myths, most notably the myth of Orpheus and Eurydice in Mercure. Nothomb draws inspiration from the myth, makes major changes to it and rewrites it with her feminist perspective. Contrary to the myth of Orpheus and Eurydice, in Mercure, woman has priority over man and has the last word. In this research, by using analytical-comparative method, we describe these changes and the techniques used and show that the communication system that connects the novel to the myth is hypertextuality. We also try to explain in detail the main mythemes that make up the image of Eurydice, the duality of female characters, the duality of the structure of the novel, as well as the reversal of the roles. The characters of Adele and Azel take different paths and present two different images of Eurydice. In fact, these changes are due to the independence and ambiguity of the novel's female character through the process of duality in the image of Eurydice, and cause the author to present a new version of the myth of Orpheus and Eurydice, in which woman is superior to man.

    Keywords: Amelie Nothomb, hypertextuality, duality, Mercure, The Myth of Orpheus, Eurydice
  • Monireh Taliehbakhsh *, Gholamhossein Gholamhosseinzadeh Pages 229-256

    The Negative Theology of “Waqfih” in Al-Niffari’s Al-Kitāb al-Mawāqif
     
     
    Mystics' views on the critique of knowledge is a subject that has been less addressed so far. In essence, it seems that critique of knowledge by those who are mystics, that is, are known to have knowledge, to be a contradiction. But this contradiction leads us to reflect on the true nature and structure of knowledge in the eyes of mystics. Muhammad ibn Abd al-Jabbar ibn al-Hasan Al-Niffari in his book, Al-Kitāb al-Mawāqif (The Book of Standings) talks about seventy-seven ‘mawqif’ (standings/stayings) in the process of the mystic's spiritual journey. They do not have a definite order, but they follow a pattern of structure and content. Another term is ‘waqfih’ that refers to a period of contemplation in which the mystic becomes aware of his position. The structure of al-Kitāb al-Mawāqif is based on the negative theology; all of the book is about negation of the position of ‘waqfih’, and in the most positions, the author ends his speech with negative words. The aim of present article is to consider the role of ‘waqfih’ and the elements of the negative theology in the thoughts of Al-Niffari. The research is done from three perspective: existential, epistemological and linguistic by using an analytical-comparative method. The results indicate that Al-Niffari in his book, before Ibn Arabi, have ontologically provided the basis for attention to the Divine essence and the concept of non-existence. According to Al-Niffari, the reality of knowledge is “wise ignorance” and astonishment, and his mute and contradictory language refers to his negative speech.

    Keywords: Abd al-Jabbar Al-Niffari, Al-Kitāb al-Mawāqif, The Negative Theology, Knowledge. Waqfih
  • Hodā Arabzādeh *, Mehrāsā Rahmāni Pages 257-287

    The concept of sacrifice is one of the major themes in Biveh-koshi (Widow Killing) a novel by Yousef Alikhani. It contributes to the coherence of the narrative and the sequence of events in the story. Various mythologists have studied the subject of sacrifice in the culture of different ethnic groups, including Mircea Eliade, who equates sacrifice with the act of creation and the necessity of life. He believes that nothing can be created without sacrifice. Biveh-koshi is a contemporary example of the rite of sacrifice. In the novel, the successive sacrifices of the seven sons of Hazratgholi and the sacrificing a lamb instead of a virgin girl are reminiscent of mythological idea of the rite of sacrifice. In the present study, the authors, by using an analytical-comparative approach, have first interpreted the main theories of Mircea Eliade about concepts such as the myth of creation, sacrificing and the initial perfection. Then, they have analyzed the elements of the rite of sacrifice in Biveh-koshi in order to explain the views of Eliade and to evaluate their compatibility with the narrative of the story. The results of the study show that the narrative of Biveh-koshi is a manifestation of the conflict between the myths of creation and fertility.

    Keywords: the Myth of Creation, The Rite of Sacrifice, The Initial Perfection, Biveh-koshi, Mircea Eliade
  • Zahrā Mohagheghiyān * Pages 289-329
    The story of the Golden calf is one of the most important stories of the Holy Quran which is also mentioned several times in the Torah.  Along with many questions about the story, what is important is the reason for choosing the calf from a variety of totemic animals. Why does Samiri choose a calf among all animals? Why is the calf represented as masculine in the Holy Quran? Basically, what is the purpose of telling the story and alluding to a male calf in the verses of the Holy Quran? By exploring the cultural beliefs of Mesopotamian and Semitic people, in the present article, first, the attempt is made to examine the features of calf in terms of its ritual and symbolic importance. Then, the semantic context of the Qur'anic verse referring to the gender of the calf is examined. The article uses archetypal criticism and Jungian ideas with an analytical and comparative approach to the Holy Quran and The Holy Scripture. Findings of the study indicate that the masculinity of the calf is a theme with a special meaning and is used as a rejection of some customs of the Age of Ignorance about the sanctity of natural objects. Since attention to gender did not play much role in the Abrahamic religions, so in later periods it was not raised.
    Keywords: Bull, Sami People, The Golden Calf, The Archetype of Father, Jungian Criticism