فهرست مطالب

مطالعات تطبیقی فقه و اصول - سال سوم شماره 1 (بهار و تابستان 1399)
  • سال سوم شماره 1 (بهار و تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1400/04/07
  • تعداد عناوین: 8
|
  • وریا حفیدی* صفحات 1-22
    زمینه و هدف

    پیدایش و گسترش سریع بیماری کرونا و مقابله با انتقال آن، مستلزم رعایت محدودیتهای بهداشتی، به ویژه خودداری از حضور در اجتماع است. از سوی دیگر، وجوب حضور در نمازهای جماعت و مناسک جمعی از امور مورد اتفاق میان همه مذاهب اسلامی است. حال این سوال مطرح است که آیا شیوع گسترده و سریع بیماری کرونا با توجه به شیوه های مختلف انتقال آن، می تواند عذر شرعی در ترک عبادات و مناسک جمعی باشد؟

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر با تکیه بر توصیف و تحلیل گزاره های فقه مذاهب اسلامی و روش کتابخا نه ای به بررسی موضوع حاضر پرداخته است. نتیجه گیری: بیماری های واگیردار در طول تاریخ بشر وجود داشته و لزوم رعایت سلامت و بهداشت از امور مورد تاکید شریعت است. با این وصف، در باب پذیرش بیماری های واگیردار در میان صاحب نظران اختلاف وجود دارد. از نگاه شرعی رخصت های عام یا خاص وجود دارند که مدار آنها بر رفع حرج و عسر است. بر این اساس، ثبوت رخصت شرعی برای شخص مبتلا به کرونا ثابت است اما در خصوص پذیرش احتمال ابتلاء به بیماری به عنوان رخصت، می توان این بیماری را به عنوان رخصت خاص پذیرفت و با قواعد فقهی همچون: لزوم رفع مشقت و حرج، یا ازاله ضرر و نیزبا تاکید بر لزوم حفظ جان به عنوان یکی از ضروریات از نگاه مقاصد شریعت، وجود بیماری های مسری را تا زمان کشف دارو به عنوان رخصت خاص پذیرفت.

    کلیدواژگان: مناسک دینی، کرونا، بیماری های مسری، الزامات بهداشتی، رخصت های شرعی
  • مهدی کیان مهر، رحیم سیاح*، سید حسام الدین حسینی صفحات 23-38

    ملاحظه ی ظاهری "تصرفات غاصبانه" با "در حکم غصب" بیانگر تفاضل مفهوم و تطابق احکام می باشد؛ زیرا که برخی از مصادیق غصب بالاخص در عناوین دولتی(ماده 555 بخش تعزیرات ق.م.ا) دارای وصف کیفری و تنبیهی می باشند، در صورتی که "درحکم غصب" در بعضی مصادیق مانند مقبوض به عقد فاسد(ماده366ق.م) دارای وصف کیفری نیستند؛ و بالعکس، استنکاف از رد امانت به مالک (در حکم غصب، ماده 674بخش تعزیرات ق.م.ا) دارای وصف کیفری است، اما غصب اموال شخصی فاقد وصف کیفریست. با تبیین تعارضات، نمی توان بیان نمود که دومی در حکم اولی است، بلکه نهادهایی هستند با احکام متعارض. با این وجود، فقها، اقتباس نظریه ی "در حکم غصب" "ضمان ید" و ملحق به غصب می دانند؛ این نظر هرچند اقوی به نظر می رسد ولی جامع و مانع نیست. اهمیت و ضرورت این مقاله به این دلیل می باشد که، تعارضات غصب و در حکم غصب با وجود رابطه عموم و خصوص من وجه در احکام و مصادیق، مسبب تفارق اندیشه بین فقها و حقوقدانان، توسعه دامنه ی مصادیق "تصرفات در حکم غصب" و افتراق در رسیدگی قضایی گردیده است. برآیند اینکه، می توان اظهار داشت که تاسیس نهاد "در حکم غصب" در فقه و حقوق ایران موضوعیت ندارد. محقق در صدد است تا با روش توصیفی- تحلیلی جهت چاره جویی و تاسیس نهاد "رجوع از تصرفات ترخیص مسبق" که نهادی نو ظهور می باشد، همچنین، عدم تجانس در مفهوم و کثرت مصادیق را زایل، و با تبیین مبادی تصوری این کاوش، گزارشی برای استکشاف نظریه اقوی از طریق‏‎ پیشنهادهای قابل پی گیری ارایه نماید. 

    کلیدواژگان: در حکم غصب، تصرفات ترخیص مسبق، شبه غصب، غصب
  • اکبر محمودی* صفحات 39-73

    دانش اصول فقه از زمان پیدایش آن تاکنون تحول های زیاد و متنوعی به خود دیده و در پس آن، ساختارهای گوناگونی برای تنظیم مباحث آن ارایه شده است. این ساختارها در مراحل آغازین ابتدایی و ساده بوده و به مرور زمان و براساس گسترش مسایل آن، پیچیده و سخت شدند. نداشتن مقسم واحد، عدم رعایت در توازن بخش ها و فصول، ذکر نشدن برخی مباحث مهم، موازی کاری، عدم مناسبت زیرفصل با فصل، ابهام و اجمال از مهم ترین ایرادهای ساختارهای مطرح به شمار می روند. قبول توسط اکثر اهل فن؛ هماهنگی با چینش های گذشته تا حد امکان؛ پوشش همه مباحث؛ مناسبت بحث با جای آن؛ عدم ذکر مباحث استطرادی؛ ترتیب منطقی و منظم؛ عدم پیچیدگی زیاد؛ عدم تکرار؛ پرهیز از اطناب ممل و اجمال مخل؛ بهترین بودن از مهم ترین مختصات ساختار مطلوب است. این مقاله با روش تحقیق توصیفی تحلیلی انتقادی و اسناد کتابخانه ای، مهم ترین ساختارهای پیشنهادی از سوی اصولیان شیعه برای دانش اصول فقه را بررسی کرده و سپس براساس مختصات ساختار مطلوب، چینش پیشنهادی را طرح می کند. این چینش هفت بخش دارد: آشنایی با اصول فقه؛ شناخت احکام؛ تعیین ادله استنباط احکام؛ دلالت ادله احکام؛ عوارض ادله احکام؛ تعادل و ترجیح ادله احکام؛ امتثال احکام.

    کلیدواژگان: ساختار اصول فقه، مباحث اصول فقه، باب بندی اصول فقه، تبویب اصول فقه
  • جمال بیگی*، محمدرضا نوجوان صفحات 74-95

    بحث اصول متفاوت حاکم بر جنایات علیه زن از دیرباز در مجامع حقوقی و فقهی مورد بحث بوده است. سعی بر این است با تطبیق منابع فقهی امامیه و فقهای اهل سنت،مشخص شود آیا در دیدگاه فقهای امامیه و فقهای اهل سنت اصول حاکم بر جنایات علیه زن یکسان است یا خیر؟ ادله هر کدام از آن ها برای اثبات دیدگاه خود چیست؟این مقاله که به روش تحلیل- توصیفی و با ابزار فیش برداری نگارش شده است نشان می دهد که از دید فقهای امامیه چنانچه بزهکار مرد و قربانی جرم زن باشد، اجرای مجازات منوط به پرداخت فاضل دیه است، اما در بین فقهای اهل سنت در اینباره سه نظریهوجود دارد، یکی مبنی بر اجرای قصاص بدون پرداخت فاضل دیه. دیگر، عدم قصاص مرد در برابر زن و دریافت دیه توسط اولیای دم زن و گروه سوم نیز اعتقاد بر پرداخت تفاضل دیه دارند.یافته های این تحقیق نشان میدهد از دیدگاه فقه اسلامی، چنانچه مردی، زنی را بکشد خانواده مقتول قبل از قصاص می بایست فاضل دیه را به قاتل (مرد) دهند. اما اگر قاتل زن باشد و مقتول مرد، خانواده ولی دم بدون پرداخت چیزی می توانند تقاضای قصاص کنند. در فقه امامیه ، شافعیه و حنبلیه، سه دیدگاه در این زمینه د وجود دارد: الف- پرداخت تفاضل دیه ب- عدم پرداخت دیه ج- عدم قصاص مرد در برابر زن و فقط پرداخت دیه . همچنین با توجه به منابع مذکور دیدگاه پرداخت تفاضل دیه دیدگاه ارجح است که قانونگذار ما نیز این دیدگاه را پذیرفته است.

    کلیدواژگان: جنایت، زن، فقه امامیه، فقه اهل سنت
  • مرتضی چیت سازیان* صفحات 96-121

    تفریح مجازی از مقول ه های است که در جهان امروزی قشری عظیمی از مردمان را به سوی خود جلب کرده است، لذا با توجه به مبتلی به بودن آن مقتضی است که از جنبه شرعی موردبررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر با روش تحلیلی - توصیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای انجام شده است. تفریح مجازی عبارت است از فعالیتی غیر جدی به قصد سرگرمی، وقت گذرانی یا رفع خستگی که در فضای غیرواقعی که همان فضای رایانه ای می باشد، انجام می شود. تفریح مجازی شامل بازی های رایانه ای و اینترنت و گفتگوهای اینترنتی (چت کردن) می باشد. در پژوهش حاضر به این نتیجه رسیدیم که بازی های رایانه ای به طور کلی مباح است مگر اینکه به نحوی باشد که در فقه از آنها نهی گردیده است، مانند قمار و یا باعث ضرر و زیان و مفسده در فرد گردد. در اینترنت و گفتگوهای اینترنتی (چت کردن) نیز اصل اولی اباحه می باشد مگر اینکه استفاده ناصواب از آن گردد. بنابراین استفاده تفریحی از اینترنت و ارتباط برقرار کردن با دیگران از طریق اینترنت (چت کردن) تابع نحوه استفاده این ابزار است، لذا اگر به نحوی از اینترنت استفاده گردد که در آن مفسده و ضرر باشد و یا به نحوی از طریق اینترنت (چت کردن) با دیگران ارتباط برقرار کند و گفتگو کند که در فقه از آن نهی گردیده است، مانند ارتباط برقرار کردن با جنس مخالف حکم حرمت بر آن جاری می گردد.

    کلیدواژگان: تفریح، مجازی، ضرر، بازی، اینترنت
  • محمدعلی بنایی خیرآبادی*، ابراهیم رستمی صفحات 122-143

    پژوهش حاضر در پی بررسی ضرورت «مبحث تعریف عناوین فقهی است» به این معنا که آیا تعریف عناوینی همچون طهارت،عبادت ،صلوه و صوم و... در علم فقه دارای ثمره عملیه ای است؟ و اینکه آیا صرف ثمره علمیه در پرداختن به این مباحث کفایت می کند؟از نظر صاحب کفایه ،تعریف حقیقی اشیاء ممکن نبوده و تعریف عناوین فقهی از قبیل تعاریف لفظی و شرح الاسم می باشند که ضرورتی برای پرداختن به این تعاریف و پاسخ به اشکالات وجود نداشته و حتی بدون این تعاریف لفظی ما به موضوعات احکام علم داشته و تمییز این عناوین از یکدیگر منوط به تعریف آنها از سوی علما نیست.نگارنده با رویکرد توصیفی - تحلیلی به این نتایج دست یافته که ثمره اصلی تعریف، شناخت مفاهیم است و چون عناوین فقهی در نزد مخاطبین آشکار است نیازی به تعریف نداشته و اصل اولیه عدم ترتب ثمره عملیه بر تعریف است. البته درمواردی که بر تعریف ثمره عملیه بار است {مانند تعریف قتل} باید تعریف به بهترین وجه مورد بررسی و اجتهاد قرار گیرد.بنابراین شایسته است که بجای پرداختن به این مباحث به بهانه ثمره علمیه (که فی الواقع در علم فقه و اصول،ثمره هم نمی باشد) و تضییع وقت و از دست دادن فرصت ها، به موضوعات و مسایل کاربردی متناسب با زمان و مکان جامعه کنونی پرداخته شود.

    کلیدواژگان: عناوین فقهی، تعریف، صاحب کفایه
  • احمد شکوهی*، علیرضا ابراهیمی صفحات 144-160

    مسئله تعدد زوجات از جمله احکام امضایی است که در نظام حقوقی اسلام مورد شناسایی قرارگرفته است. پدیده چندهمسری از مباحثی است که در قرن اخیر بسیار مورد توجه اندیشمندان اجتماعی قرار گرفته است نکته درخور تامل در این تبیین ها، اتخاذ سرسختانه موضع دفاع یا مخالفت با چندهمسری است. هدف پژوهش حاضر، بررسی فقهی حکم اولیه تعدد زوجات است. بدین منظور منابع دست اول فقهی به دقت نقد و بررسی گردید. یافته ها به روش کتابخانه ای و توصیفی - تحلیلی مقایسه و تحلیل گردید. و نتایح ذیل به دست آمد: اگرچه اصل جواز تعدد زوجات براساس ادله قطعی مورد اجماع و اتفاق همه مذاهب اسلامی است، ولی پرسش جدی درباره خصوصیت این حکم وجود دارد. مشهور میان متقدمین ادعای اجماع بر جواز تعدد زوجات و استحباب اکتفای به یک زن در اصل شرع جدای از حیثیات افراد و شرایط متفاوت شده است. بنابراین حکم فی نفسه تعدد زوجات از نظر شرع اباحه می باشد و با عروض شرایطی تعدد زوجات مستحب، مکروه و احیانا حرام می شود.

    کلیدواژگان: استحباب، اباحه، تعدد زوجات، حکم اولیه، ازدواج دائم
  • عبدالرحمن نجفی عمران* صفحات 161-189

    در دنیای کنونی، برای مقابله با دین و اسلام و از طرفی در اثر رسیدن دنیای غرب به بن بست و احساس خلا معنویت، عرفان های نوظهور فراوانی ظهور کردند تا از سویی به این واسطه متدینان را از دین و مذهب دور سازند و از سوی دیگر احساس خلا معنویت در غرب را پاسخ گویند که یکی از آن، عرفان کیهانی است. بنابراین باید بحث نمود که هر یک از تصدی گری و ترویج مکتب عرفان حلقه، جذب شدن و پیوستن به عرفان حلقه و نشر و حفظ و مطالعه آثار عرفان کیهانی از نظر فقهی چه حکمی دارد؟ مکتب عرفان کیهانی و یا عرفان حلقه در دهه هشتاد در ایران راه اندازی شد و به همین جهت تاکنون پیرامون بررسی فقهی آن چندان بحث نشده است و می طلبد پیرامون حکم هر یک از حفظ و نشر و چاپ آثار و جذب شدن به چنین مکتبی و همچنین ترویج آن بحث گردد که تصدی گری و ترویج مکتب عرفان کیهانی، به دلیل حرمت بدعت و تشریع و قاعده نفی سبیل، حرام است و جذب شده و پیوستن به عرفان حلقه نیز حرام است و سه دلیل: قاعده حرمت تشبه به کفار، ادله لزوم کسب اعتقادات صحیح و ادله لزوم کسب رفتارهای صحیح، بیانگر حرمت آن است. همان گونه که قاعده حرمت حفظ کتب ضاله، هر گونه حفظ و نشر و مطالعه آثار عرفان کیهانی را حرام می شمارد.

    کلیدواژگان: فقه، عرفان، حلقه، عرفان حلقه، عرفان کیهانی
|
  • Wrya Hafidi * Pages 1-22
    Background and Aim

    The emergence and rapid spread of coronavirus disease and deal with the transfer of the provisions of health limitations, in particular to refrain from participation in society. On the other hand, the obligation to attend congregational prayers and collective rituals is a common occurrence among all Islamic religions. The question now is whether the widespread and rapid spread of coronary heart disease, given the different methods of transmission, can be a religious excuse for abandoning worship and collective rituals?

    Materials and Methods

    The present study, based on the description and analysis of the propositions of Islamic jurisprudence and the library method, has studied the present subject.

    Conclusion

    Infectious diseases have existed throughout human history and the need to maintain health and hygiene is one of the matters emphasized by the Shari'a. However, there is disagreement among experts about the acceptance of infectious diseases. From the religious point of view, there are general or special vacations whose focus is on relieving embarrassment and hardship. Accordingly, the proof of sharia leave is fixed for a person with coronary artery, but regarding the acceptance of the possibility of contracting the disease as leave, this disease can be accepted as a special leave and with jurisprudential rules such as: the need to relieve hardship or eliminate harm Also emphasizing the need to save lives as one of the necessities from the point of view of Sharia purposes, he accepted the existence of infectious diseases until the discovery of medicine as a special leave.

    Keywords: Religious Rites, coronas, Infectious Diseases, Health Requirements, religious leave
  • Mehdi Kiyanmehr, Rahim Sayah *, Syd Hesamdin Hosseini Pages 23-38

    The articles on "usurpation" and "on the rule of usurpation" are among the articles of jurisprudential and legal planners. The apparent consideration of "usurping possessions" with "in the rule of usurpation" indicates the difference between the concept and the conformity of the rulings;However, it is obvious that some instances of usurpation, with emphasis on the jurisprudential rule of "al-usurpation and taking away the state of affairs", especially in government titles (Article 555 of the Penal Code) have a criminal and punitive description, if "in the ruling of usurpation" Some cases, such as being bound by a corrupt contract (Article 366 BC), do not have a criminal description; Conversely, refusing to refuse a trust to the owner (in the ruling of usurpation, Article 674 of the Penal Code) has a criminal description,but the usurpation of personal property has no criminal description.Therefore, by explaining the conflicts, it can not be said that the latter is in the first sentence, but they are institutions with conflicting concepts and sentences. On the other hand, the theory of "in the sentence of usurpation", although it seems strong, is not comprehensive and can not be a correct theory. As a result, it can be stated that the establishment of the institution "as a usurpation" is not relevant in Iranian jurisprudence and law. The researcher seeks to eliminate the heterogeneity in concept and multiplicity of examples by descriptive-analytical method of finding a solution and establishing the institution of "recourse to previous clearance seizures", which is a new institution. Provide strong through follow-up suggestions. 

    Keywords: Ghasb, Dar, Hokme, Shebh, e, Ghasb. Former permissi
  • Akbar Mahmoudi * Pages 39-73

    The knowledge of the principles of Fiqh has undergone many and varied changes since its inception, and behind it, various structures have been presented to regulate its topics. These structures were simple and rudimentary in the early stages and became more complex over time as their problems spread. Lack of a single division, lack of observance in the balance of sections and chapters, failure to mention some important issues, parallelism, lack of relevance of the subsection to the chapter, ambiguity and conciseness are among the most important problems of the proposed structures. Accepted by most people; Coordinate with past arrangements as much as possible; Cover all topics; The appropriateness of the discussion with its place; Failure to mention extraneous issues; Logical and orderly arrangement; Lack of high complexity; Non-repetition; Avoiding distractions and distractions; Being the best is one of the most important coordinates of the desired structure. This article examines the most important structures proposed by Shiite fundamentalists for the knowledge of the principles of Fiqh through the method of descriptive-critical analytical research and library documents, and then designs the proposed arrangement based on the coordinates of the desired structure. This arrangement has seven parts: Introduction to the principles of Fiqh; Recognition of rulings; Determining the reason for inferring the rulings; The meaning of the arguments of the rulings; Complications of the evidence; rulings; Equilibrium and preference Obedience to the rulings.

    Keywords: the structure of the principles of Fiqh, the topics of the principles of Fiqh, the chapters of the principles of Fiqh, the interpretation of the principles of Fiqh
  • Jamal Beigi *, Mohammadreza Nojavan Pages 74-95

    This article is a descriptive-analytical method written with library tools. The findings of this study also show that from the point of view of Imami jurists,If the male offender is a female victim, the execution of the sentence is subject to the payment of a dieh. However, there are three theories among Sunni jurists, one on the practice of retribution without paying Fadhil Diyat, the other on the lack of retribution for men against women, and the payment of Diyat by female parents, and the third group believe in paying the difference in Diyat. Therefore, if a man kills a woman, the victim's family must pay the obligatory blood money to the killer (man) before retribution. But if the killer is a woman and the victim is a man, the family can apply for retribution without paying anything. There are three views in this regard: jurisprudence: a) payment of the difference between diyat b) non-payment of diyat c - non-retribution of men against women and only payment of diyat.

    Keywords: Crimes, women, Imamiyyah jurisprudence, sunni jurisprudence
  • Morteza Chitsazian * Pages 96-121

    Virtual entertainment is a non-serious activity intended for entertainment and pastime that takes place in an unreal space or computer space. Virtual entertainment includes computer games and the Internet and Internet chats. In the present study, we concluded that computer games are generally permissible unless they are prohibited in jurisprudence, such as gambling, or cause harm and corruption in the individual. In the Internet and Internet chats (chatting) is also the first principle of obscenity unless it is used incorrectly. Therefore, recreational use of the Internet and communicating with others through the Internet (chatting) depends on how the tool is used, so if the Internet is us.Literally, entertainment is different from fun; Because entertainment is done in one's free time, and this is different from what was said in Leho's definition; Secondly, entertainment is an activity in which there is a rational purpose and it is done in leisure time for fun, so it is different from leisure in this respect. Despite this difference, jurists consider entertainment to be a category of entertainment. Also, in some narrations, entertainment is used as lahoo. It is also fun other than cancellation; Because entertainment is not a literal and void act, but, as we have said before, it should have a rational purpose. As with fun, it includes games and playing is an example of a game

    Keywords: fun, virtual, Loss, game, internet
  • Mohamadali Banaeekhirabade *, Abrahim Rostami Pages 122-143

    The present study seeks to examine the necessity of "the subject of defining jurisprudential and principled titles" in the sense that whether the definition of titles such as purity, worship, prayer and prayer, etc. in jurisprudence and general and special and prohibition in the science of principles has practical effect. Is it And is it enough for theological fruit to deal with these issues? According to Sahib Kefayeh, the true definition of objects is not possible and the definition of jurisprudential and principled titles such as verbal definitions and description of names is necessary to address these definitions and respond to There were no problems, and even without these verbal definitions, we would have to deal with the issues of the rules of science, and distinguishing these titles from each other is not subject to their definition by scholars. Because the jurisprudential and principled titles are obvious to the audience, there is no need to define and the basic principle is not to put the practical fruit on the definition. Of course, in cases where the definition of the practical fruit is burdensome, the definition should be studied and ijtihad in the best way. Instead of addressing these issues under the pretext of the fruit of the seminary (which is not really the fruit of jurisprudence and principles) and the waste of time and opportunity, to address practical issues and issues appropriate to the time and place of today's society.

    Keywords: Jurisprudential Titles, Practical Fruit, Scientific Fruit
  • Ahma Shookohi *, Alireza Ebrahimi Pages 144-160

    The issue of polygamy is one of the signature rulings that has been recognized in the Islamic legal system. The phenomenon of polygamy is one of the topics that has received a lot of attention from social thinkers in the last century. The purpose of the present study is to study the jurisprudence of the initial ruling on polygamy. For this purpose, first-hand jurisprudential sources were carefully reviewed. Findings were compared and analyzed by library and descriptive-analytical methods. And the following results were obtained: Although the principle of permitting polygamy is based on conclusive evidence agreed upon by all Islamic religions, but there is a serious question about the specificity of this ruling. Popular among the forerunners is the claim of consensus on the permissibility of polygamy and the acceptance of contentment with a woman in the principle of Shari'a apart from the status of individuals and different circumstances. Therefore, the ruling on polygamy in itself is abaha according to the Shari'a, and with the proposition of conditions, polygamy is recommended, disliked, and possibly forbidden.

    Keywords: Adoption, adultery, polygamy, initial sentence, permanent marriage
  • Abdul Rahman Najafi lmran* Pages 161-189
    Background and Aim

    Many false mystics have appeared for a long time and continue to do so today, and it continues with the two goals of "confronting the divine religions, especially Islam" and "filling the feeling of spiritual emptiness in the Western world." Because on the one hand, the tendency towards divine religions, especially Islam, is spreading in the world, and on the other hand, the Western world has reached a dead end and the feeling of spiritual emptiness has been revived in it, so to deal with it, the emergence of emerging antireligious mysticism It is said that one of them is "cosmic mysticism" or "ring mysticism" and it is necessary to study it from the perspective of Islam and the ruling of each of the tenants and promoters of ring mysticism, absorption and joining cosmic mysticism and publishing and preserving And studied its works from the perspective of the sects, which is addressed in the present article, and by contemplating the rules of jurisprudence accepted by each of the Shiites and Sunnis, it was proved that each of the attraction and tendency, ownership and promotion and publication. And preserving the works of mysticism is forbidden.

    Materials and Methods

    The present study, based on expressing the views and beliefs of the school of cosmic mysticism and criticizing and examining it from the perspective of jurisprudential rules and in a library manner, has dealt with the present issue.

    Conclusion

    The school of cosmic mysticism or ring mysticism was established in Iran in the eighties, and for this reason, its jurisprudential study has not been much discussed and requires the ruling of each of the preservation and publication of works and attraction to such a school and also It should be argued that holding and promoting the school of cosmic mysticism is forbidden due to the sanctity of heresy and legislation and the rule of denying the mustache, and being absorbed and joining the mysticism of the circle is also forbidden and three reasons: The correct beliefs and reasons for the need to acquire the right behaviors, show its sanctity. Just as the rule of sanctity forbids the preservation of errant books, any preservation, publication and study of the works of cosmic mysticism is forbidden

    Keywords: jurisprudence, mysticism, ring, ringmysticism, cosmic mysticism