فهرست مطالب

بهبود مدیریت - پیاپی 52 (تابستان 1400)
  • پیاپی 52 (تابستان 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/07/03
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مجید کریمی فرد، غلامرضا هاشم زاده خوراسگانی*، عبدالرضا سبحانی صفحات 1-29

    با توجه به پیچیدگی محصولات صنایع هوافضایی توسعه آنها نیازمند استفاده از تیم های مختلف طراحی، تخصص های متعدد علمی و منابع گسترده می باشد. لذا شرکت ها لازم دارند با توجه به محدودیت منابع خود، به منابع نهفته در شرکت های بیرونی برای بهبود عملکرد مراجعه کنند. بر این اساس شرکت ها اقدام به همکاری با یکدیگر می کنند. ورود به شراکت نیازمند برخورداری از قابلیت های تشریک مساعی بوده تا شراکت با خطر مواجه نگردد. لذا مسئله پیش روی شرکت ها درک، شناخت قابلیت های تشریک مساعی و تاثیر آن بر عملکرد مشترک می باشد. این پژوهش چندین قابلیت را بررسی می کند که شرکت ها را قادر می سازد تا از آنها به عنوان ابزاری برای ترکیب دانش و تخصص در یک شراکت، استفاده نموده و عملکرد خود را افزایش دهند. در چارچوب دیدگاه قابلیت پوبا، «قابلیت اشتراک گذاری منابع»، «قابلیت برنامه ریزی مشترک»، «قابلیت حل مسئله و ارزیابی عملکرد مشترک» و «قابلیت فرهنگی تشریک مساعی» به عنوان قابلیت های تشریک مساعی شناسایی شده اند و سپس با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری اثرات آنها بر عملکرد طراحی و توسعه محصول مشترک در صنایع هوافضای کشور بررسی شده است. نتایج نشان می دهد قابلیت های بیان شده تاثیر مثبتی بر عملکرد طراحی و توسعه محصول مشترک دارند.

    کلیدواژگان: 'قابلیت تشریک مساعی'، ' قابلیت فرهنگی'، 'قابلیت اشتراک گذاری منابع'، 'قابلیت برنامه ریزی مشترک'، 'قابلیت حل مسئله و ارزیابی عملکرد مشترک'، ' طراحی و توسعه محصول مشترک'
  • حسین اثباتی، رضا رادفر*، سید حبیب الله طباطبائیان، عباس طلوعی اشلقی صفحات 31-66

    رشد روزافزون دستاوردهای فضایی حاصل از توسعه محصولات جدید و افزایش سطح بهره برداری از یافته های آن، باعث شده تا حوزه فضایی نقش موثری در توسعه اقتصادی و افزایش تولید ناخالص داخلی کشورها داشته باشد. بررسی پیشینه تحقیق بیانگر تاثیر عوامل سه سطح صنعت(بالاترین سطح)، بنگاه (سطح میانی) و فرآیند(سطح عملیاتی) در تحقق محصول جدید است و صنعت فضایی نیز تابع این دسته بندی می باشد. کنش های ساختاری سطوح حوزه فضایی طی دهه اخیر، مشکلاتی در حوزه پرتابه ها و ماهواره ها ایجاد کرده است که به عنوان یک دغدغه در این حوزه قابل تامل است. در این تحقیق با تمرکز بر سطح صنعت فضایی، ابتدا شناسایی موقعیت مساله زا از روش اظهاری و اسنادی انجام و صحه گذاری نتایج با ایجاد گروه کانونی، توسط خبرگان صورت گرفت. با بررسی پیشینه تحقیق، 34 عامل مرتبط با توسعه محصول جدید این سطح شناسایی و در ارزیابی میزان تاثیر آنها در تحقق اهداف فضایی کشور با روش وزن دهی ساده از تصمیم گیری چند معیاره، پنج عامل موثر بر توسعه محصول جدید به عنوان پیشران انتخاب شد. سپس ارزیابی تاثیرمتقابل عوامل با نرم افزار میک مک انجام و در تحلیل ساختاری عوامل، روابط بین عوامل اولویت بندی گردید و مشخص شد عامل ساختار و روابط سازمانی در این سطح، تاثیر مستقیم بر تعیین زمان ورود محصول جدید به بازار دارد که نیاز است حاکمان حوزه فضایی توجه ویژه ای به آنها داشته باشند. در نهایت، اولویت ها، الزامات و پیشنهادات بهبود تصمیمات در این سطح برای توسعه محصول جدید ارایه گردید.

    کلیدواژگان: تحلیل چند سطحی، توسعه محصول جدید، ارزیابی تاثیرمتقابل، تحلیل ساختاری
  • زهره رحیمی راد* صفحات 67-95
    تامین برق به عنوان یکی از اساسی ترین دغدغه های کشور، بخش های مختلف آن را تحت تاثیر می دهد. موضوع صنعت برق از منظر رهیافتهای نظری گوناگون مورد توجه قرار گرفته است؛ اما تامل بر ریشه ها و زمینه های گفتمانی آن و چگونگی معنادارشدن آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است، این درحالیست که بررسی این موضوع بدون توجه به گفتمانهای حاکم ناقص و گمراه کننده خواهد بود. پژوهش حاضر با هدف تحلیل گفتمان مدیریت و سیاستگذاری حوزه برق کشور به مطالعه و تحلیل مستندات مختلف در این رابطه بر اساس نظریه گفتمان لاکلا و موف پردخته است. بدین ترتیب، ابتدا مضامین و محورهای اصلی گفتمان سیاستگذاران استخراج و سپس مشخص شد که چه مضامینی دارای موقعیتی ویژه بوده و با توجه به مضامین دیگر چگونه در آن گفتمان قرار می گیرند. مضامین و محورهای اصلی گفتمان غالب با عنوان "توسعه مبتنی بر وفور منابع فسیلی در کشور " عبارت بودند از: «تامین برق پایدار»، «خودکفایی و خوداتکایی در صنعت برق»، «تامین برق به صورت اقتصادی» و «فقرزدایی و عدالت محوری» که حول دال مرکزی «توسعه مبتنی بر سوخت فسیلی» مفصل بندی شده است. تحلیل گفتمان سیاستگذاران نشان داد، آنها مسایل پیرامون تامین برق را در بافت و زمینه ی «گفتمان رژیم برق فسیلی» می بینند. بدین ترتیب تمام کنشهای آنها در چارچوب گفتمان رژیم برق فسیلی معنادار می شود و این گفتمان توانسته سایر خرده گفتمانها چه تعدیل گر و چه مخالف اعم از بهره وری انرژی، تجدید ساختار صنعت برق، هسته ای و تجدیدپذیر را به حاشیه براند و مفاهیم خود را مسلط و به یک هژمونی نایل گردد.
    کلیدواژگان: مدیریت و سیاستگذاری، تحلیل گفتمان، برق، سوخت فسیلی، توسعه
  • مصطفی شیرین فر، حسن حسینی نسب*، احمد صادقیه، محمدباقر فخرزاد صفحات 97-126

    صنعت نگهداری و تعمیرات هواپیما همواره دارای نقشی کلیدی در صنعت هوایی می باشد. براساس تحقیقات انجام شده از جمله مهمترین دلایلی که ایرلاین ها مراکز تعمیرات و اورهال را برای خدمت دهی انتخاب می کنند به ترتیب کیفیت، زمان خدمت دهی و هزینه می باشد. یکی مهمترین ابزارهایی که راستای کاهش زمان خدمت دهی مورد توجه است و در شرکت هایی تعمیرات و اورهال در سطح دنیا کاربرد دارد، بکارگیری اصول و تکنیک های تولید ناب است. در این مقاله، بکارگیری اصول تولید ناب، ارزیابی اصول و تکنیک های آن و بطور خاص بررسی میزان سازگاری و اثربخشی آن در راستای کاهش زمان خدمت دهی در صنعت تعمیرات و اورهال هوایی مورد توجه قرار گرفته است. براین اساس در ابتدا و بعد از بررسی و تحلیل جامع ادبیات موضوع فهرست جامعی از شاخصه ها و اصول تولید ناب مورد مطالعه قرار گرفته و شاخص ها با توجه به ویژگی های صنعت تعمیرات و اورهال هواپیما در نظر گرفته شده است و سپس براساس شاخص های بدست آمده، پرسشنامه ای تنظیم و براساس آن بیش از 25 ساعت مصاحبه با خبرگان که شامل معاونین، مدیران و کارشناسان صنعت تعمیرات و اورهال هوایی در جامعه آماری، شرکت مهندسی تعمیرات هواپیمایی فارسکو انجام گرفته است. براساس روش تجزیه و تحلیل ین داده های پرسشنامه به منظور شناسایی عوامل تاثیرگذار در زمان خدمت دهی هواپیماها مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت. در این راستا یافته های پژوهش، وجود نقایص در برخی حوزه ها از جمله عدم وجود مدیریت موجودی و برنامه ریزی جایگزینی برای کامپوننت های قابل خدمت تاثیرات قابل ملاحظه ای را در افزایش زمان خدمت دهی هواپیماها ایجاد نموده است.

    کلیدواژگان: صنعت تعمیرات هواپیما، زمان خدمت دهی، اصول تولید ناب، کامپوننت های قابل خدمت
  • مهدیه ویشلقی*، عظیم زارعی، داوود فیض صفحات 127-153

    پژوهش حاضر با هدف تدوین مدلی برای چابکی استراتژیک در رابطه با رونق پایدار تولید در صنایع خودروسازی انجام شده است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد می باشد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش استراوس و-کوربین انجام شده است. نمونه گیری به روش نمونه گیری نظری و با بهره گیری از تکنیک های هدفمند_ قضاوتی و گلوله برفی انجام شده است. در طی این پژوهش با 14 نفر از خبرگان در صنعت خودروسازی مصاحبه صورت گرفته است. نتایج تحلیل های به دست آمده از مصاحبه ها، طی فرآیند کدگذاری باز، محوری و انتخابی به ارایه الگوی چابکی استراتژیک بر مبنای نظریه پردازی داده بنیاد که شامل 6 مقوله و 17 مفهوم منجر شده است. براساس مدل چابکی استراتژیک، عوامل موثر بر چابکی استراتژیک در صنعت خودروسازی «عوامل درون سازمانی»، «عوامل تولیدی»، «عوامل فردی» می باشند. شرایط زمینه ای از قبیل «عوامل اقتصادی»، «عوامل سیاسی»، «ذینفعان»، شرایط مداخله گر از قبیل «الزامات قانونی»، «ویژگی های مدیریتی»، «زیرساخت ها» همچنین راهبردهای «بهره گیری از تکنولوژی نوین»، «تغییرات ساختاری»، « تغییرات استراتژیک»، «اصلاح زیرساخت ها»، «تغییرات در زنجیره تامین» و «چابک سازی منابع انسانی» و پیامدهای حاصل از بکارگیری چابکی استراتژیک در صنعت خودروسازی شامل «پیامدهای درون سازمانی» و «پیامدهای برون سازمانی» می باشند.

    کلیدواژگان: چابکی، چابکی استراتژیک، رونق پایدار تولید، صنعت خودروسازی
  • الهام اسمعیلی پور ماسوله*، مهدی صادقی نیارکی صفحات 155-192

    صنعت خودرو بواسطه برخورداری از پیوندهای پسین قدرتمند با سایر صنایع و بخش خدمات، یکی از محرکهای رشد اقتصادی و نمادی از توسعه یافتگی صنعتی کشور است. مشکلات ناشی از مداخلات دولتی در این صنعت و ضرورت ارتقای تاب آوری آن در برابر پیامدهای خارجی، تنظیم بهینه بازار و کاهش تقاضای سفته بازی، رفع انحصار چندجانبه در میان تولیدکنندگان، متوازن سازی سود در زنجیره تولید، آشنایی کامل مصرف کنندگان به حقوق خود، ایجاد هماهنگی میان بنگاه های کوچک و متوسط قطعه سازی و ارتقای قابلیت-های فناورانه تولیدکنندگان متناسب با تحولات جهانی، بازبینی و اصلاح ساختار تنظیم گری این صنعت را می-طلبد. نتایج حاصل از ارزیابی ساختار تنظیم گری صنعت خودرو از طریق مطالعات کتابخانه ای، میدانی و نگاشت نهادی (ماتریس نهاد- کارکرد) حاکی از آن است که اولا، توزیع پراکنده ابزارهای تنظیم گری میان 23 نهاد مختلف موجب عدم انسجام سیاستی در این صنعت شده است و ثانیا، موضوعاتی نظیر طراحی و R&D، برندسازی، جذب سرمایه گذار خارجی و مشارکت بین المللی (تولید)، عمق ساخت داخل در قطعه سازی و انتقال دانش فنی به داخل (واردات)، حقوق مصرف کننده و رقابت پذیری (قیمت گذاری)، بازار قطعات یدکی و نحوه عرضه نمایندگی های فروش (عرضه)، بازاریابی و اعطای حق انتخاب به مصرف کنندگان (مصرف) در ساختار تنظیم گری این صنعت چندان مورد توجه نبوده است. از این رو، در پایان ضمن ارایه پیشنهاداتی برای اصلاح ساختار تنظیم گری صنعت خودرو، سیاست هایی جهت اصلاح نظام قیمت گذاری و تعرفه ای این صنعت در راستای ارتقای توان رقابتی و توسعه R&D در آن ارایه شده است.

    کلیدواژگان: ساختار تنظیم گری، تنظیم گر، ابزارهای تنظیم گری، صنعت خودرو، نگاشت نهادی
|
  • Majid Karimifard, Gholam Reza Hashemzadeh Khorasgani *, Abdulreza Sobhani Pages 1-29

    Due to the complexity of aerospace industry products, their development requires the use of different design teams, numerous scientific specialties and extensive resources. Therefore, companies need to refer to the resources hidden in external companies to improve performance due to their limited resources. Based on this, companies cooperate with each other. Entering a partnership requires the ability to work together so that the partnership is not compromised. Therefore, the problem facing companies is understanding, recognizing the capabilities of joint efforts and its impact on joint performance. This study examines several capabilities that enable companies to use them as a tool to combine knowledge and expertise in a partnership and increase their performance. In the context of the dynamic capability perspective, "resource sharing capability", "joint planning capability", "problem solving capability and joint performance appraisal" and "joint venture cultural capability" have been identified as collaborate capabilities and then using structural equation modeling of effects They have studied the performance of joint product design and development in the country's aerospace industry. The results show that the stated capabilities have a positive effect on the design performance and development of the joint product.

    Keywords: Collaborative Capability, 'Cultural Capability', 'resource sharing capability', 'Joint Planning Capability', 'Joint problem solving, performance measurement capability', 'Joint Product Design, Development'
  • Hosein Esbati, Reza Radfar *, Seyyed Habibollah Tabatabaeian, Abbas Tolouei Ashlaghi Pages 31-66

    The increasing growth of space achievements, which is the result of the NPD and the increase in the level of exploitation of its findings, has made the space sector an effective role in economic development and increasing GDP and the space industry is also subject to this category. Structural actions in space have created problems in the field of rockets and satellites as a concern in space over the past decade. A review of the research background reveals the impact of three levels of industry, firm and process on NPD. In this research, the problematic situation in the space industry was identified, through interviews and documentation, and the results were validated by creating a focus group. 34 factors related to NPD at this level were identified by reviewing the research background. The extent of their impact on achieving the country's space goals was assessed by the SAW method of MADM and five factors affecting NPD were selected. Then, the interaction of factors was evaluated with Micmac software. Relationships between factors were prioritized by structural analysis of factors. It was found that the factor of structure and organizational relationships at the level of the space industry has a direct impact on the time of new product entry into the market. Therefore, the rulers of the space sector should pay special attention to them. Finally, priorities and suggestions for improving decisions for NPD were presented.

    Keywords: Multilevel Analysis, new product development, Cross Impact Analysis, structural analysis
  • Zohreh Rahimi Rad * Pages 67-95
    The present study aims to analyze the discourse of management and policy-making in the field of electricity in the country to study and analyze the text of 100 interviews, lectures, statements and quotations conducted in this regard in the years after the revolution; Based on the theory of Laclau and Moff discourse,it focuses on specific themes and their elaboration Thus, first the main themes and axes of policymakers' discourse were extracted and then it was determined which themes have a special position and how they are placed in that discourse according to other themes. The main themes and axes of the dominant discourse entitled "Development based on the abundance of fossil resources in the country" are: "Sustainable electricity supply", "Self-sufficiency and self-reliance in the electricity industry", "Economic supply of electricity" and "Poverty alleviation and justice", have been elaborated around the central slab of "fossil fuel-based development". Analyzing the discourse of policymakers showed that they see the issues of electricity supply in the context of the "fossil electricity discourse" which is at the heart of "fossil fuel development". In this way, all their actions become meaningful in the context of the fossil regime discourse, and this discourse has been able to marginalize other sub-discourses, whether modifying or opposing the use of this energy, restructuring the electricity, nuclear and renewable industries, and this discource masters its concepts and achieves hegemony.
    Keywords: Management, Policy-making, Discourse Analysis, electricity, Fossil Fuels, Development
  • Mostafa Shirinfar, Hasan Hosseininasab *, Ahmad Sadegheih, Mohammad Bagher Fakhrzad Pages 97-126

    The Aircraft Maintenance, Repair, and Overhaul (MRO) has always played a key role in the aviation industry which is responsible for restoring aircraft to flight conditions based on a set of technical instructions and implementation of repair processes. According to researches, the most important reasons why airlines choose MRO centers to provide services are quality, turnaround time (TAT), and cost, respectively. In this research paper, the application of lean, its principles and techniques, and in particular the study of its compatibility and effectiveness in order to reduce TAT in the aircraft repair and overhaul industry has been considered. Accordingly, at the beginning and after the comprehensive review and analysis of the literature, the subject of a comprehensive list of principles of lean production has been studied and the indicators have been considered according to the characteristics of the aircraft repair and overhaul industry. Then, based on the obtained indicators, a questionnaire was prepared, and based on it, more than 25 hours of interviews with experts, including deputies, managers, and experts of the aircraft repair and overhaul industry in the case study were conducted. Based on the Yin analysis method (2003), the data of the questionnaire were analyzed and evaluated in order to identify the influential factors of service time during the aircraft maintenance check. Based on the research findings, the existence of defects in some areas, such as the lack of inventory management and alternative planning for serviceable components have created significant effects in increasing the service time of aircraft.

    Keywords: maintenance, Repair, Overhaul (MRO), Turnaround Time (TAT), Lean production. Cost
  • Mahdieh Vishlaghi *, Azim Zarei, Davood Feiz Pages 127-153

    The purpose of this study was to develop a model for strategic agility in relation to sustainable production boom in automotive industry. The present study seeks to increase the flexibility of industries and enhance accountability in a turbulent environment. The research method is qualitative and is based on the theory of grand theory. Semi-structured interviews were used to collect data. Data analysis was performed by Strauss and Corbin method. The sampling was done by theoretical sampling and using purposeful-judgment techniques and snowball. The study involved 14 experts in the automotive industry. The results of the analysis of the interviews resulted in an open, axial, and selective coding process to provide a model of strategic agility based on data theorization of the foundation that included 6 categories and 17 concepts. According to the strategic agility model, the factors affecting the strategic agility in the automotive industry are "intra-organizational factors", "manufacturing factors", "individual factors". Contextual conditions such as "economic factors", "political factors", "stakeholders", intervening conditions such as "legal requirements", "management features", "infrastructure formulation" as well as strategies "utilizing new technology", "Structural change", "Strategic change", "Infrastructure reform", "Supply chain change" and "Human resource agility" and the implications of strategic agility in the automotive industry include "intra-organizational outcomes" and "extracurricular outcomes".

    Keywords: Agility, Strategic Agility, Sustainable Manufacturing Boom, automotive Industry
  • Elham Esmailipour Masouleh *, Mehdi Sadeghi Niyaraki Pages 155-192

    The automotive industry is one of the drivers of economic growth and a symbol of the country's industrial development due to its strong backward linkage with other industries and services. Problems arising from government interventions in this industry and the need to improve its resilience to external consequences, optimize market regulation and reduce demand for speculation, remove multilateral monopolies among producers, balance profit in the production chain, full familiarity of consumers By its very nature, the establishment of coordination between small and medium-sized parts manufacturing enterprises and the promotion of technological capabilities of manufacturers in line with global developments requires a review and reform of the regulatory structure of this industry. The results of evaluating the regulatory structure of the automotive industry through library, field and institutional mapping studies (institution-function matrix) indicate that, firstly, the scattered distribution of regulatory tools among 23 different institutions leads to policy incoherence in this It has become an industry, and secondly, issues such as design and R&D, branding, attracting foreign investment and international participation (production), the depth of domestic manufacturing in parts manufacturing and the transfer of technical knowledge to the interior (import), consumer rights and Competitiveness (pricing), spare parts market and how to supply sales agents (supply), marketing and giving consumers the right to choose (consumption) in the regulatory structure of this industry has not received much attention. Hence, in the end, solutions to reform the regulatory structure of this industry are presented.

    Keywords: Regulatory Structure, Regulator, Regulatory Tools, automotive Industry, Institutional Mapping