فهرست مطالب

مسائل کاربردی تعلیم و تربیت اسلامی - سال ششم شماره 20 (پاییز 1400)
  • سال ششم شماره 20 (پاییز 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/12/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • علیه رضاداد، منیره صالحی*، مهسا موسوی صفحات 7-36

    یکی از چالش های مهم تربیت دینی، عدم پویایی و بی انگیزگی یادگیرندگان است. از این رو، ضروری است با بهره گیری از شیوه های خلاقانه نظیر بازی و بازی وارسازی (گیمیفیکیشن)، پویایی لازم در آموزش مفاهیم دینی و قرآن را به وجود آورد. جامعه پژوهشی حاضر، شامل محتوای کتاب های قرآن و هدیه های آسمان دوره ابتدایی چاپ 1400- 1399 و همچنین محتوای رسمی شبکه آموزش دانش آموزی (شاد) این دروس در سال تحصیلی1400- 1399 است. نمونه پژوهش حاضر برابر با جامعه آماری می باشد و از روش سرشماری استفاده شده است. واحد ضبط پژوهش شامل تمامی انواع محتوای کتاب های درسی و فیلم های اموزشی (تمرین، متن، پرسش تصویر) می باشد و داده ها با استفاده از آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شده اند. عمده ترین یافته های پژوهش عبارتند از: کتاب های هدیه های آسمان با داشتن 100 فراوانی مرتبط با مولفه های بازی، (45/85%) در مقایسه با کتاب های قرآن، توجه بیشتری به مولفه های بازی داشته است. نتایج بررسی و مقایسه محتوای رسمی اپلیکیشن شاد دروس قرآن و هدیه های آسمان نیز بیانگر این است که محتوای رسمی شاد درس هدیه های آسمان با داشتن 102  فراوانی (28/84 %) توجه بیشتری به مولفه های بازی داشته است. همچنین در این دروس به مولفه های گیمیفیکیشن توجهی نشده است و به طورکلی، در این زمینه، محتوای آموزشی بسیار ضعیف عملکرده است.

    کلیدواژگان: تحلیل محتوا، کتاب های هدیه های آسمان، کتاب های درسی قرآن، اپلیکیشن شاد، بازی، بازی وارسازی (گیمیفیکیشن)
  • محمود سعیدی رضوانی*، فاطمه غلامی صفحات 37-60
    هدف

    هدف مطالعه حاضر، واکاوی چگونگی روابط پیش از ازدواج پسران دانشجو و کشف پیشران‏ها و چالش‎های رعایت عفاف است.

    روش

    این پژوهش کاربردی، با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناختی انجام گرفت. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد بود و 48 دانشجوی پسر مقطع کارشناسی با نمونه‎ گیری هدفمند «باحداکثر تنوع»، مورد مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته قرار گرفتند و به روش کدگذاری سه مرحله‎ ای استراوس و کوربین تجزیه‎ وتحلیل شدند.

    یافته ها

    عبارت های بیان‎شده از سوی مشارکت کنندگان، در قالب 858 مفهوم، 62 مقوله و 14 مضمون دسته‎ بندی شدند. با بررسی تجارب زیسته افراد، یافته‎ ها با اندکی اغماض، در سه محور دلایل ورود به روابط نامشروع، دلایل ترک روابط نامشروع و دلایل دوری از روابط نامشروع جای گرفتند. مضامین استنباط‎شده در محور اول شامل مذهب اباحه ‎گری، افول هویت بومی، غلبه نیاز جنسی، مسایل روانشناختی، بستر اجتماعی رسانه‎ ای محرک، خودفریبی و رویای دست‎ نیافتی ازدواج و مضامین محور دوم مشتمل‎ بر معنویت گرایی، غیرت‎ورزی و پیامداندیشی بودند. آسیب زا بودن روابط نامشروع، تامین نیاز جنسی از سایر روش‎ها، نبودن شرایط روابط نامشروع و انتخاب مسیر عفاف نیز، چهار مضمون محور سوم مشخص شدند.

    نتیجه گیری

    عمده ترین چالش‎های رعایت عفاف و عوامل درگیری در روابط نامشروع (موانع عفاف)، وجود توامان چهار عامل «نیاز جنسی»، «عدم‎ امکان برآورده ساختن مشروع»، «روحیه اباحه‎ گرانه و روشنفکرمآب» و «فضای اجتماعی و رسانه ای محرک» شناخته شد و پیشران‏ه ای عمده عفاف در جمعیت مطالعه ‏شده نیز، ایمان و وجدان‏های اخلاقی «هنوز بیدار»، جو خانوادگی دینی_اخلاقی و نظارت اجتماعی بوده است.

    کلیدواژگان: عفاف جنسی، روابط جنسی پیش از ازدواج، پیشران رعایت عفاف، چالش‎ رعایت عفاف
  • محمدمهدی قائمی نیک*، علی سعیدی صفحات 61-80

    هدف پژوهش حاضر بررسی میزان و عوامل موثر بر انگیزش طلاب برادر سطح یک شهر مشهد می باشد. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه طلاب برادر سطح یک مشهد مقدس در سال تحصیلی 99-98 است که از این جامعه به طور تصادفی خوشه ای 139 نفر از طلاب مشغول به تحصیل از پایه اول تا پنجم انتخاب شدند.  برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه انگیزش پیشرفت تحصیلی ISM  و مصاحبه نیمه ساختار یافته با اساتید، مدیران مدارس و مسیولین آموزش حوزه علمیه مشهد استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای و آزمون رتبه بندی فریدمن و تحلیل واریانس استفاده شده. نتایج پژوهش نشان داد که 5/6 درصد از طلاب دارای انگیزش کم، 5/88 درصد دارای انگیزش متوسط و 5 درصد دارای انگیزش زیاد بودند. از بین مولفه های انگیزش تحصیلی، میانگین گرایش به کار و تحصیل، گرایش به پیشرفت، هدف مداری، عزت نفس، اتکابه نفس، پاداش های معنوی و همیاری اجتماعی در حد مطلوب است. همچنین نتایج مصاحبه های صورت گرفته با مدیران و اساتید سطح یک نشان داد که جهل به هدف و آینده شغلی، حجم زیاد دروس و در برخی موارد نامتناسب بودن دروس و انتخاب دوست بی انگیزه و نامناسب، از مهم ترین عوامل کاهش انگیزه و ارایه کاربردی دروس، دادن شخصیت و کرامت به طلاب، الگوی مناسب و توجه به امور معنوی و توسل، از مهم ترین عوامل افزایش انگیزش طلاب از نظر اساتید است.

    کلیدواژگان: انگیزش، انگیزش تحصیلی طلاب، عوامل انگیزش تحصیلی، طلاب (دانشجویان علوم دینی)
  • لیلا قرائیان، اصغر زمانی* صفحات 81-102
    هدف

    این پژوهش باهدف شناسایی مولفه های ارزیابی آموزشی- رفتاری معلمان و دبیران مدارس اسلامی طلوع انجام شد.

    روش

    مطالعه ای حاضر پژوهشی کاربردی است که به روش کیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش کلیه صاحب نظران، اعم از خبرگان نظری در حوزه ارزیابی آموزشی- رفتاری معلمان  و خبرگان تجربی در حوزه ارزیابی آموزشی- رفتاری معلمان  مدارس اسلامی طلوع بودند که  به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. ابزار پژوهش  مصاحبه نیمه ساختار یافته بود.  اعضای نمونه در این پژوهش پس از مصاحبه با  10نفر، اشباع نظری در پاسخ ها به دست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری تماتیک استفاده گردید.

    یافته ها

      بر اساس نتایج مولفه های موثر در رابطه با ارزیابی آموزشی- رفتاری معلمان و دبیران مدارس اسلامی طلوع ، 69 مولفه  به صورت ویژگی های : اخلاقی و شخصیتی، ویژگی های تخصصی، مهارت های تدریس، ارزیابی آموزشی، کنش روانشناسانه و مدیریت کلاس استخراج شد. 19راهکار،  نیز به صورت راهکارهای آموزشی و راهکارهای رفتاری استخراج و تقسیم بندی شدند.

    نتیجه گیری

      از پیامدهای مهم شناسایی مولفه های ارزیابی آموزشی- رفتاری معلمان و دبیران ؛  نوآوری آموزشی، کنترل و نظارت و ارزشیابی است.

    کلیدواژگان: آموزش، رفتار، ارزیابی معلمان، ارزیابی آموزشی-رفتاری، مدارس اسلامی
  • امید مهنی*، منصوره مشایخی، سهیلا مختاری، ایوب فیضی، عباس توان صفحات 103-122
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تصویر سازمانی در رابطه بین هویت سازمانی و خوش بینی تحصیلی در مدارس اسلامی شهر تهران انجام شده است.

    روش

    پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان مدارس اسلامی مقطع ابتدایی شهر تهران به تعداد 270 نفر می باشد. حجم نمونه آماری با استفاده از جدول Krejcie & Morgan (1970) 159 نفر تعیین شد. جهت انتخاب نمونه آماری پژوهش نیز از  روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده گردید. به منظور جمع آوری داده ها و اطلاعات موردنیاز در این پژوهش از پرسشنامه خوش بینی تحصیلی Beard, Hoy & Woolfolk Hoy (2010)، پرسشنامه هویت سازمانی Mael & Ashforth (1992)  و پرسشنامه محقق ساخته تصویر سازمانی استفاده شد که پایایی هر یک از آن ها به ترتیب برابر با 85/0، 81/0 و 79/0 به دست آمد. با هدف تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد.

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان داد که هویت سازمانی با خوش بینی تحصیلی، هویت سازمانی با تصویر سازمانی و تصویر سازمانی با خوش بینی تحصیلی رابطه دارند. همچنین نتایج نشان داد هویت سازمانی با میانجی گری تصویر سازمانی با خوش بینی تحصیلی  رابطه دارد.

    نتیجه گیری

    خوش بینی تحصیلی از نشانه های موفقیت یک مدرسه است وآنچه را که موجبات بهبود این مولفه مهم در مدارس اسلامی خواهد شد، توجه به هویت سازمانی و تصویر سازمانی مدارس اسلامی است. درک نامناسب ذینفعان از هویت سازمانی و  تصویر سازمانی یک مدرسه اسلامی و ظرفیت های موجود در آن بر کیفیت آموزشی و عملکرد کلی مدرسه تاثیرگذار خواهد بود.

    کلیدواژگان: تصویر سازمانی، هویت سازمانی، خوش بینی تحصیلی، مدارس اسلامی
  • فرهاد کریمی* صفحات 123-136
    هدف

    هدف از این پژوهش، واکاوی نمودهای روانی - اجتماعی  احسان فضیلت مدارانه  به دیگران  در اسناد تحولی آموزش  و پرورش است.

    روش

    روش پژوهش کیفی است. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش،اسناد تحولی آموزش و پرورش از قبیل،  مبانی نظری سند تحول بنیادین آموزش و پرورش(1390) و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش(1390) است.که ابتدا بر اساس مطالعه مبانی نظری، و اسناد مورد مطالعه، گزاره های ناظر بر ارتباط انسان با  دیگران استخراج، دسته بندی، کدگذاری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های حاصله از طریق روش دلفی در اختیار صاحب نظران قرار داده شد که  پس از جرح و تعدیل با پیشنهاداصلاحاتی مورد تایید قرار گرفت.

    یافته ها

    بر اساس یافته های حاصله در اسناد تحولی آموزش و پرورش،  نمودهای روان شناختی احسان در بعد ایجابی با مولفه  های اصلی (بعد جسمی با یک مولفه فرعی  و بعد روانی  با 8 مولفه فرعی مورد توجه قرار گرفته است). مولفه های ابعاد مختلف  جسمی  متمرکز بر تلاش جهت ارتقاء سلامت جسمی دیگران  و در بعد روانی  متمرکز بر  ارتقاء ابعاد ارتباطی ، شناختی، اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دیگران می باشد . در بعد سلبی نیز  احسان فضیلت مدارانه در رابطه با دیگران  با بک مولفه اصلی در حوزه  روانی و 5 مولفه فرعی در حوزه شخصیتی - اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در اسناد تحولی مورد توجه قرار گرفته است.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های حاصله لازم است نظام آموزش و پرورش در راستای عملیاتی کردن مولفه های روان شناختی  ایجابی فضیلت مدارانه  و فاصله گرفتن از مولفه های سلبی در بخش های  اساسی آموزش و پرورش گام های جدی اتخاذ نماید.

    کلیدواژگان: سناد تحولی آموزش و پرورش، مبانی نظری سند تحول بنیادین، سند تحول بنیادین، رابطه انسان با دیگران، احسان، بعد روانی - اجتماعی ایجابی و سلبی
|
  • Aliyyeh Rezadad, Monireh Salehi*, Mahsa Musavi Pages 7-36
    Objective

    This study aimed to analyze the content of the different kinds of games and gamifications in the Amozesh Qur’an (Qur’an Teaching) and Hadiye Asemani textbooks to order to make use of creative methods in teaching and create the dynamism and motivation in the learners.

    Method

    The method of the study was applied research in terms of purpose and a quantitative content analysis in terms of research approach. The statistical population of the study included the content of the Amozesh Qur’an (Qur’an Teaching) and Hadiye Asemani textbooks, reprinted in 2021, in the primary schools, as well as the official content of the software for the student education network (SHAD) in the academic year 2021-2022. The sample of the study was equal to the statistical population and the census method was used. The study recording unit included all types of the textbooks content and instructional videos (exercises, text, and image query). The collected data were analyzed using descriptive statistics (frequency and percentage). A checklist was used to count the components of the game and gamification. Its validity was confirmed by the experts. The Holsti’s formula was used so as to ensure the reliability of the tool for measuring the content of the textbooks and videos, and the agreement percentages of 89.74% and 82.35% were obtained, respectively. The descriptive statistics and Shannon’s entropy was used to analyze the data.

    Findings

    The findings showed that the Hadiye Asemani textbooks with 100 frequencies related to the components of the game (85.45%) compared to the Amozesh Qur’an textbooks had paid more attention to the components of the game. The findings of reviewing and comparing the lessons in the Amozesh Qur’an and Hadiye Asemani textbooks on SHAD showed that the lessons of the Hadiye Asemani textbooks on SHAD with 102 frequencies (84.28%) had paid more attention to the components of the game, but had not considered the components of the gamification. The findings of Shannon’s entropy also showed that the component of an entertaining game in the Hadiye Asemani textbooks had the highest Coefficient of Importance (wj), (1.47) and the component of dramatic game in the Amozesh Qur’an text books in the primary schools had the highest Coefficient of Importance (wj), (0.34). Furthermore, the entertaining game component on SHAD for the Hadiye Asemani textbooks has the highest Coefficient of Importance (wj), (0.30) and the entertaining game component has the highest Coefficient of Importance (wj), (0.51).

    Results

    Therefore, it can generally be concluded that the educational content for game and gamification has not paid attention to all dimensions and components, and, has played a very poor role especially in the content for gamification.

    Keywords: content analysis, the Hadiye Asemani textbooks, the Amozesh Qur’an (Qur’an Teaching) textbooks, SHAD, game, gamification
  • Mahmood Saeedy Rezvani*, Fatemeh Gholami Pages 37-60
    Objective

    The present study aims to analyze the male-students’ premarital sex and to identify the drivers and challenges of observing chastity.

    Method

    This applied research was conducted through a qualitative approach and with a phenomenological method. The statistical population was the male-students of Ferdowsi University in Mashhad, and 48 undergraduates of them were interviewed in a semi-structured way with a purposeful sampling method "with maximum diversity" and analyzed using the three-step coding method of Strauss and Corbin.

    Results

    The expressions expressed by the participants were classified into 858 concepts, 62 categories, and 14 themes. Examining the lived experiences of the students, the findings of study, with some negligence, were divided into three parts: the reasons why they enter into an illegitimate relationship, the reasons why they leave an illegitimate relationship, and the reasons why they avoid an illegitimate relationship. The themes inferred in the first part include the religion of permissiveness, the decline of indigenous identity, the domination of sexual desires, psychological issues, the stimulating social media context, self-deception, and the unattainable dream of marriage, and the themes of the second part include orienting to spirituality, being zealous, and thinking about the consequences. The harmfulness of an illegitimate relationship, satisfaction of sexual desires through other ways, the lack of conditions for an illegitimate relationship, and the choice of chastity include the four themes of the third part. .

    Conclusion

    The most important challenges of observing chastity, and the factors of entering into an illegitimate relationship (i.e. the barriers of chastity) are: ‘the sexual desire’, ‘the impossibility of its legitimate satisfaction, ‘the permissible and highbrow spirit’ and ‘the social and media stimulating atmosphere’; the main drivers of chastity in the this statistical population were faith, ‘still awake’ moral conscience, religious-moral family atmosphere, and social control.

    Keywords: sexual chastity, premarital sex, the drivers of observing chastity, the challenge of observing chastity
  • Mohammad Mahdi Qaeminik*, Ali Saeeidi Pages 61-80
    Objective

    This study investigates the effective factors on academic motivation and its level in the first-level male students in the Mashad Howzeh (Seminary).

    Method

    The methodology of the research is a descriptive survey one, and its statistical population included all the first level male students at Mashhad Howzeh, who were studying in the academic year 2019-2020, and their schools teachers and officials. Among this statistical population, 139 students from the first to the fifth grade among 5 seminary schools as the sample participated voluntarily. In addition, 12 teachers and officials of these schools were selected as the available sample. ISM Academic Achievement Motivation Questionnaire and semi-structured interviews with the teachers, principals and officials at the Mashhad Howzeh (Seminary) were used to collect data. One-sample T-Test, Friedman Ranking Test, and Analysis of Variance were used to analyze the data.

    Finding

    The findings showed that 6.5% of students had low motivation, 88.5% had moderate motivation, and 5% had high motivation. Among the components of academic motivation, the average of the tendency to work and study, tendency to progress, purposefulness, self-esteem, self-reliance, spiritual rewards and social cooperation was desirable.

    Conclusion

    Furthermore, the findings of the interviews with the schools officials and teachers of these students showed that the most important factors in reducing motivation are the lack of awareness of goal and the career future, the large volume of courses and, in some cases, disproportionate ones, and choosing an unmotivated and inappropriate friend. From the their teachers’ point of view, presenting the courses in a practical way, developing personality in the students and giving them dignity, having an appropriate role model, and paying attention to the spiritual affairs and recourse (tawassul ) are the most important factors in increasing students’ motivation.

    Keywords: motivation, academic motivation, Howzeh (Seminary), the seminary students in the first level
  • Leila Ghoraian, Asghar Zamani* Pages 81-102
    Objective

    This study was conducted to identify the components of educational-behavioral evaluation of teachers and teachers of Islamic schools in Tollou.

    Method

    The present study is an applied research that has been done qualitatively. The statistical population of the study was all experts, including theoretical experts in the field of educational-behavioral evaluation of teachers and experimental experts in the field of educational-behavioral evaluation of Tollou Islamic school teachers who were selected by purposive sampling. The research tool was a semi-structured interview. The sample members in this study, after interviewing 10 people, obtained theoretical saturation in the answers. Thematic coding method was used to analyze the data.

     Finding

    Based on the results of effective components related to educational-behavioral evaluation of teachers and teachers of Islamic schools in Tolo, 69 components were extracted :::as char:::acteristics: moral and personality, specialized characteristics, teaching skills, educational evaluation, psychological action and classroom management. 19 strategies were also extracted and divided into educational strategies and behavioral strategies. 

    Conclusion

    Based on the results of interviews and theories, we found that one of the important consequences of identifying the components of educational-behavioral evaluation of teachers and teachers of educational innovation is control, monitoring and evaluation.

    Keywords: education, behavior, teachers’ evaluation, educational-behavioral evaluation, Islamic school
  • Omid Mehni*, Mansoureh Mashayekhi, Soheila Mokhtari, Ayoub Faizy, Abbas Tavan Pages 103-122
    Objective

    The present study aims to investigate the mediating role of organizational image in the relationship between organizational identity and academic optimism in Islamic schools in Tehran.

    Method

    The study is applied in terms of purpose and descriptive and correlational in terms of method. The statistical population includes all of 270 teachers of Islamic primary schools in Tehran. The sample size was 159 using Krejcie and Morgan (1970) table. Simple random sampling method was used to select the statistical sample. In order to collect the data and information required in this study, the Academic Optimism Questionnaire of Beard, (and Hoy, and Woolfolk Hoy, 2010), the Organizational Identification Questionnaire of Mael and Ashforth (1992) and the researcher-made organizational image questionnaire were used. The reliability of them was 0.85, 0.81 and 0.79, respectively. Pearson correlation coefficient and structural equation modeling were used to analyze the data.

    Findings

    The Findings showed that there was a relationship between organizational identity and academic optimism, between organizational identity and organizational image, and between organizational image and academic optimism. Furthermore, the findings showed that there was a relationship between organizational identity by the mediating role of organizational image, and academic optimism.

    Conclusion

    Academic optimism is one of the signs of success in schools, and what will improve this important component in Islamic schools is paying attention to the organizational identity and organizational image of Islamic schools. The beneficiaries’ improper understanding of the organizational identity and organizational image of Islamic schools and its capacities will affect the quality of education and the overall performance of these schools.

    Keywords: organizational image, organizational identity, academic optimism, Islamic schools
  • Farhad Karimi* Pages 123-136
    Objective

    this study aims to analyze Psycho—social manifestations of virtuous ihsan (goodness) to ‘others’ in the Fundamental Reform Documents of Education.

    Method

    the research method of the study is qualitative. The study population is the reform documents of education, such as the theoretical foundations of the Fundamental Reform Document of Education (2011) and the Fundamental Reform Document of Education (2011).
    First, the statements concerning the interaction of human with others were extracted, categorized, coded and analyzed through the study of the theoretical foundations, and the studied documents.

    Findings

    According to the findings in the Reform Documents of Education, the psychological manifestations of Iḥsān (goodness) in the positive aspect with the main components (physical aspect with one sub-component, and psychological aspect with 8 sub-components) were considered. The components of the different physical aspects were concentrated on improving the physical health of others, and, in studying the mental aspects, on improving the communicative, cognitive, social, economic, moral, political, cultural and economic aspects of others. In studying the negative aspect, the virtuous Iḥsān (goodness) relating to others with one main component in the psychological field and 5 sub-components in the personality, and moral, social, political and economic fields in the Fundamental Reform Documents of Education were considered.

    Conclusion

    According to the findings of this study, it was necessary for the education system to take serious steps in order to realize the virtuous positive psychological components, and to distance itself from the negative components in the fundamental sectors of education.

    Keywords: the Reform Documents of Education, theoretical foundations of the Fundamental Reform Document of Education, the Fundamental Reform Document, the interaction of human with others, Iḥsān (goodness), psycho-social aspects