فهرست مطالب

چغندر قند - سال سی و ششم شماره 2 (پاییز و زمستان 1399)
  • سال سی و ششم شماره 2 (پاییز و زمستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1401/03/17
  • تعداد عناوین: 9
|
  • پیمان نوروزی*، سیدباقر محمودی، داریوش طالقانی، اباذر رجبی، سعید صادق زاده حمایتی، محسن آقایی زاده، جمشید سلطانی ایدلیکی، سعید دارابی، بابک بابائی، پرویز فصاحت، سعید واحدی صفحات 117-128
    ریزومانیا مخرب ترین بیماری زراعت چغندرقند بهاره به همراه نماتد گره‎ریشه چغندرقند در برخی از مناطق ایران در حال گسترش می باشد. بهترین روش مبارزه با این دو بیماری استفاده از ارقام مقاوم می باشد؛ بنابراین، هدف این تحقیق تهیه و انتخاب هیبرید دیپلویید مقاوم به ریزومانیا و نماتد گره‎ریشه با عملکرد بالا بود. در این تحقیق، از 27 خانواده S1 از منشا SB-34 که بر اساس ارزیابی های قبلی با نشانگرهای مولکولی برای مقاومت به ریزومانیا و نماتد گره‎ریشه غربال شده بودند برای تهیه هیبریدهایی با مقاومت دوگانه استفاده شد. بدین منظور، در بهار سال 1394، گیاهان بهاره سازی شده این توده ها در ایزوله های جداگانه با سینگل‎کراس 7112*SB36 تلاقی داده شدند. در تابستان، بذور S1/S2 از روی پایه های پدری و بذور هیبرید تری وی کراس از روی پایه مادری هر یک از ایزوله ها به صورت جداگانه برداشت و بوجاری شدند. از 27 ایزوله تنها در 19 ایزوله بذر کافی از پایه های پدری و مادری جهت ادامه تحقیق به‎دست آمد. در پاییز، بذر 19 هیبرید منتخب در کرج در گلخانه کشت شده و در آزمایشگاه با نشانگرهای SNP و SCAR پیوسته با ژن های مقاومت به ریزومانیا و نماتد گره‎ریشه ارزیابی مولکولی شدند تا فراوانی این ژن ها در هیبریدها مشخص شود. بر اساس نتایج ارزیابی مولکولی، از 19 هیبرید تعداد 14 هیبرید برتر انتخاب شدند. در بهار سال 1395، هیبریدهای منتخب در دو منطقه آلوده به ریزومانیا در خراسان و فارس به همراه چند شاهد در یک آزمایش 20 رقمی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با شش تکرار کشت و مورد آزمون عملکرد قرار گرفتند. در پاییز ریشه ها برداشت و صفات کمی و کیفی مانند عملکرد ریشه، درصد قند و عملکرد قندسفید اندازه گیری و داده ها مورد تجزیه آماری قرار گرفتند. بر مبنای نتایج آزمون عملکرد هیبریدها در دو منطقه آلوده به ریزومانیا و فراوانی ژن مقاومت به ریزومانیا و نماتد گره‎ریشه در آزمایشگاه، هیبرید (7112*SB36)*930620 با میانگین 92/10 تن در هکتار عملکرد قندسفید انتخاب شد.
    کلیدواژگان: چغندرقند، ریزومانیا، نشانگر مولکولی، نماتد گره ریشه، هیبرید
  • بابک بابائی*، محمدرضا خانمحمدی خرمی، امیر باقری گرما رودی، محمد عبداللهیان نوقابی صفحات 129-138

    تخمین ساکارز چغندرقند به روش چگالی سنجی به دلیل عدم تخریب نمونه، ارزانی، سرعت اندازه گیری و نداشتن اثر مخرب زیست محیطی در مقایسه با روش پلاریمتری اهمیت دارد. پژوهش حاضر در سال 1398 با هدف بررسی اثر اندازه؜ی وزنی ریشه 10 رقم داخلی و خرجی چغندرقند  جهت تخمین ساکارز آن به روش چگالی سنجی در مقایسه با روش پلاریمتری انجام گرفت.  به این منظور، به طور تصادفی 150 ریشه چغندرقند سالم کشت شده در منطقه کرج انتخاب شدند. هر ریشه یک نمونه آزمایشی بود. نمونه ها پس از توزین و تعیین چگالی، خمیرگیری شدند. شاخص های کیفی مورد ارزیابی شامل ساکارز، ماده خشک، تفاله، مواد جامد محلول بودند. شناسایی داده های پرت به روش استانداردسازی باقیمانده ها انجام گرفت. نمونه ها در گروه های 100 گرمی به 13 کلاس وزنی تقسیم و سپس رابطه خطی بین چگالی و ساکارز برای هر کلاس تعیین شد. مقایسه آماری بین شیب و عرض از مبدا روابط خطی به شکل پلکانی از کوچک ترین کلاس وزنی با کلاس وزنی بالاتر انجام و در صورت نداشتن اختلاف معنی دار (p>0.05) داده ها در یک گروه آماری قرار گرفتند. نتایج نشان داد میانگین قند، ماده خشک، تفاله و درجه خلوص نمونه های مورد بررسی به ترتیب 10/15، 23/46، 4/06 و 73/84 درصد بودند. ضریب تعیین (R2) حاصل از رابطه خطی بین چگالی و ساکارز در کلاس های وزنی با افزایش وزن ریشه کاهش نشان داد، به طوری که 0/997 =R2 برای ریشه های کوچک تر از 350 گرم و 0/67=R2 برای ریشه های بزرگ تر از 1450 گرم به دست آمد. مقایسه آماری ضرایب رگرسیونی شیب و عرض از مبدا روابط خطی بین چگالی (x) و ساکارز (y) در کلاس های وزنی منتج به سه کلاس با دامنه وزنی کمتر از 350 تا 750 گرم (کوچک) شامل رابطه خطی y=43.38x-32.557 و 0/92=R2، کلاس وزنی متوسط با دامنه وزنی 751 تا 950 گرم (متوسط) با رابطه خطی y=51.55x-41.38 و 0/89=R2 و کلاس وزنی 951 تا ریشه های بزرگ تر از 1450 گرم (بزرگ) با رابطه خطی y=58.05x-48.014 و 0/77=R2 گردید. لذا با در نظر داشتن وزن ریشه جهت تسریع در برآورد درصد ساکارز می توان از روابط خطی به دست آمده به روش چگالی سنجی به جای روش پلاریمتری استفاده نمود.

    کلیدواژگان: چگالی، چغندرقند، ساکارز، غربال
  • عبدالمجید خورشید، اباذر رجبی*، علی اکبر اسدی، حیدر عزیزی، بابک بابائی صفحات 139-154

    به منظور تعیین پارامترهای ژنتیکی و وراثت پذیری صفات مختلف چغندرقند و تجزیه ارتباط صفات، ژنوتیپ های فول سیب (تمام‎خواهری) و هیبرید در آزمایش های جداگانه در سال زراعی 1396 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی میاندوآب در دو شرایط شوری و نرمال، مورد بررسی قرار گرفتند. در آزمایش فول سیب ها در شرایط شوری، صفات عملکرد ریشه، عملکرد قند خالص و ناخالص، محتوای نسبی آب برگ، وزن خشک ریشه و نسبت وزن ریشه به اندام هوایی و در شرایط نرمال صفات عملکرد ریشه، عملکرد قند، نسبت وزن ریشه به اندام هوایی و وزن ویژه برگ واریانس ژنتیکی بیشتری نسبت به واریانس محیطی داشتند و درنتیجه دارای وراثت پذیری عمومی بالاتری نیز بودند. در آزمایش هیبریدها در شرایط شوری برای صفات عملکرد قند خالص، میزان پتاسیم، نسبت پتاسیم به سدیم، میزان نیتروژن و سطح برگ و در شرایط نرمال برای صفات عملکرد ریشه، میزان سدیم، نسبت پتاسیم به سدیم و میزان نیتروژن، واریانس ژنتیکی بالا بود و در نتیجه وراثت پذیری عمومی بالای 0/5 مشاهده شد؛ بدین ترتیب، در برنامه های اصلاحی و گزینشی می توان این صفات را مدنظر قرار داد. در شرایط شوری، دامنه تغییرات وراثت پذیری خصوصی از 0/16 تا 0/66 متغیر بود. بیشترین میزان وراثت پذیری به ترتیب مربوط به قند ملاس با 0/66، میزان نیتروژن با 0/43، عملکرد قند با 0/38 و محتوای نسبی آب برگ با 0/38 بود؛ بنابراین، این صفات تا حدودی توسط اثرات افزایشی ژن ها کنترل شده و می توان در برنامه های اصلاحی از درجات مختلف گزینش برای آنها استفاده کرد. در شرایط نرمال، دامنه تغییرات وراثت پذیری خصوصی از 0/10 تا 0/29 متغیر بود و صفت محتوای نسبی آب برگ با 0/29 بیشترین میزان وراثت پذیری را نشان داد. در تنش شوری، وراثت پذیری عملکرد ریشه و عملکرد قند در حد متوسط بود؛ بنابراین، در اصلاح عملکرد ریشه می توان از گزینش در نسل های متمادی و انتهایی و همچنین تولید هیبرید استفاده کرد. نتایج تجزیه رگرسیون و علیت نشان داد که در شرایط نرمال و شوری، وقتی عملکرد ریشه به عنوان متغیر تابع در نظر گرفته شد، صفات وزن ویژه برگ، سطح برگ و محتوای آب نسبی برگ تغییرات موجود را توجیه کردند و از بین آنها سطح برگ دارای بیشترین اثر مثبت و مستقیم بر عملکرد ریشه بود.

    کلیدواژگان: چغندرقند، شوری، واریانس ژنتیکی، وراثت پذیری عمومی و خصوصی
  • سمیرا افراخته، داوود حبیبی*، مهدی صادقی شعاع، فرزاد پاکنژاد، منصور سراجوقی صفحات 155-169

    با توجه به جایگاه آب در بخش کشاورزی و اهمیت توسعه سطح زیرکشت چغندرقند پاییزه، این تحقیق به منظور بررسی اثر تیمارهای محدودیت رشد، تاریخ کاشت و رقم بر میزان ساقه روی و سایر صفات کمی و کیفی چغندرقند پاییزه در منطقه کرج طی دو سال زراعی 1397 و 1398 طراحی گردید. آزمایش به صورت فاکتوریل اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. فاکتورهای مورد بررسی عبارت اند از فاکتور اول تاریخ کاشت با دو سطح (اول مهر و اول آبان ماه)، فاکتور دوم محدودیت رشد با چهار سطح شاهد (بدون محدودیت)، مصرف پاکلوبوترازول (300 پی پی ام)، محدودیت مصرف کود نیتروژن (50 درصد میزان توصیه شده) و مصرف پاکلوبوترازول + محدودیت کود نیتروژن و فاکتور سوم ژنوتیپ با سه سطح رقم گیادا، یودورو و یک ژنوتیپ ایرانی مقاوم به ساقه روی بود. فاکتورهای تاریخ کاشت و محدودیت رشد در کرت های اصلی و فاکتور ژنوتیپ در کرت های فرعی قرار گرفت. صفات مورد بررسی شامل درصد ساقه روی، عملکرد ریشه، عیار قند، قند ملاس و عملکرد شکر سفید بود. نتایج نشان داد اثر سال برای صفت درصد ساقه روی معنی دار بود. کم ترین درصد ساقه؜روی به مقدار 0/50 درصد مربوط به اجرای سال دوم آزمایش با رقم یودورو کاشته شده در اول آبان ماه بود. رقم یودورو کاشته شده در اول مهرماه و تیمارشده با پاکلوبوترازول (300 پی پی ام) بیشترین عملکرد ریشه را با میانگین 79/91 تن در هکتار داشت. ارقام گیادا و یودورو کاشته شده در اول مهرماه به ترتیب با میانگین 8/15 و 8/62 تن در هکتار بیشترین عملکرد شکرسفید را داشته و اختلاف معنی‎داری بین آنها وجود نداشت.

    کلیدواژگان: تنظیم کننده های رشد، چغندرقند، کشت پاییزه، گلدهی، عملکرد ریشه
  • علیجان سالاریان*، امیر سالاری صفحات 171-183

    امروزه یکی از راه های کاربردی جهت بهبود کمیت و کیفیت چغندرقند، استفاده از عناصر ریزمغذی به نسبت های مناسب و به صورت محلول پاشی می باشد. بدین منظور، 14 تیمار کودی ریزمغذی در چهار تکرار بر روی رقم لاتی؜تیا در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در دو شهرستان رشتخوار و زاوه استان خراسان رضوی در سال 1396 اعمال گردید. نتایج نشان داد تیمارهای کودی مورد مطالعه در مزرعه تحقیقاتی رشتخوار تاثیر معنی داری در سطح احتمال یک درصد بر تمامی پارامترهای مورد مطالعه از جمله عملکرد شکر، عملکرد شکرسفید، درصد قند قابل استحصال و درصد عیار قند داشته است. تاثیر این تیمارهای کودی در مزرعه تحقیقاتی زاوه بر پارامترهای پتاسیم و درصد قند ملاس در سطح احتمال یک درصد و بر درصد قند قابل استحصال در سطح پنج درصد معنی دار گردید. بیشترین مقدار عملکرد شکرسفید در مزارع رشتخوار و زاوه به ترتیب برابر با 8/5 تن در هکتار (در ترکیب کودی شماره 1) و 7/61 تن در هکتار (در تیمار کودی شماره 3) به دست آمد. بیشترین عملکرد ریشه (51/47 تن در هکتار) و کمترین درصد عیار قند (18/29 درصد) در تیمار کودی شماره 1 مزرعه رشتخوار حاصل شد. در مزارع رشتخوار و زاوه به ترتیب ترکیب کودی شماره 7 با 19/16 درصد و ترکیب کودی شماره 8 با 20/10 درصد بیشترین مقادیر عیار قند را شامل شدند. بررسی ها نشان داد که موثرترین عناصر در افزایش عملکرد شکر و عملکرد شکرسفید، مولیبدن، بر و منگنز و موثرترین عناصر در افزایش میزان درصد قند، درصد قند قابل استحصال، ضریب استحصال شکر و درصد قند ملاس عناصر آهن، روی، منگنز، منیزیم و بر می باشند، هم‎چنین در تغییرات ضریب استحصال شکر، منیزیم، مس و مولیبدن موثرترین عناصر شناخته شدند. در نهایت نتایج نشان دادند که ترکیب عناصر میکرو(ریزمغذی) و ماکرو حاوی درصد نیتروژن کمتر، تاثیر مثبت و فزاینده ای در کیفیت تولید و راندمان قند و ترکیب مناسب عناصر آهن، منگنز، روی، منیزیم و مولیبدن با عناصر ماکرو حاوی درصد کمتر عناصر بر و کلر، بیشترین تاثیر را در افزایش ضریب استحصال شکر، عملکرد شکر سفید و میزان عملکرد ریشه دارد.

    کلیدواژگان: چغندرقند، کودهای ریزمغذی، قند، محلول پاشی
  • پژمان حقیقی، داوود حبیبی*، حمید مظفری، بهزاد ثانی، مهدی صادقی شعاع صفحات 185-201

    به منظور بررسی صفات مورفولوژیک، کیفیت و کمیت ارقام (ژنوتیپ های) مختلف چغندر علوفه ای تحت محلول پاشی متانول و اسیدآمینه گلایسین، پژوهش حاضر در سال 1397 در دو منطقه همدان و قم اجرا شد. آزمایش به صورت فاکتوریل اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. فاکتورهای این آزمایش شامل مصرف متانول در سه سطح (شاهد، 15 و 30 درصد حجمی متانول)، مصرف گلایسین در دو سطح (شاهد و چهار گرم به ازای هر لیتر متانول مصرفی) و ارقام چغندر علوفه ای در شش سطح (SBSI050، SBSI051، SBSI052، Brunium، Jamon و Kyros) بود بر اساس نتایج، مناطق مورد ارزیابی تفاوت معنی داری در سطح یک درصد را نشان دادند. عملکرد ریشه در منطقه همدان نسبت به قم به طور میانگین 40/59 تن در هکتار بیشتر و تفاوت عملکرد کل 45/53 تن در هکتار بود. محلول پاشی متانول به طور میانگینسبب افزایش عملکرد ریشه به مقدار 16/56 تن در هکتار و عملکرد ماده خشک به میزان 2/85 تن در هکتار نسبت به تیمار شاهد شد. اما سطوح مختلف مصرف متانول تفاوت معنی داری با یکدیگر نداشتند. محلول پاشی گلایسین نیز تفاوت معنی داری را در صفات کمی ایجاد نمود، میانگین عملکرد کل را 17/47 تن در هکتار افزایش داد. در بررسی عملکرد کیفی شامل پروتیین خام و درصد قابلیت هضم ریشه، بین سطوح مختلف متانول و گلایسین تفاوت معنی داری وجود نداشت. نتایج نشان دادند که بین ژنوتیپ ها نیز تفاوت معنی دار در سطح یک درصد وجود داشت. بر اساس نتایج اثرات متقابل ژنوتیپ و متانول، ژنوتیپ kyros در منطقه همدان به انضمام سطح محلول پاشی 15 درصد حجمی با ثبت رکورد میانگین 120 تن در هکتار عملکرد ریشه، میانگین 20 تن در هکتار عملکرد ماده خشک ریشه و میانگین 142 تن در هکتار عملکرد کل به عنوان بهترین گزینه قابل توصیه می باشد.

    کلیدواژگان: چغندر علوفه ای، صفات کیفی، عملکرد کل، عملکرد ماده خشک، متانول، محلول پاشی
  • حامد رفیعی*، سیده فاطمه هاشمی دشتکی صفحات 203-211

    شکر به عنوان کالای استراتژیک همواره مورد توجه دولت ها بوده است. این کالا از دو محصول نیشکر و چغندرقند به‎دست می آید. لذا بررسی ارتباط تولید چغندرقند و واردات شکر مورد توجه است. از همین رو این مطالعه با هدف برآورد ارتباط واردات شکر با تولید چغندرقند در ایران طی سال های 1399-1380 با استفاده از الگو خودتوضیح برداری انجام گرفته است. آمار موردنیاز برای تولید چغندرقند و واردات شکر از پایگاه اطلاع رسانی وزارت جهادکشاورزی و انجمن صنفی کارخانه های قند و شکر ایران استخراج شده است. نتایج حاکی از آن است که تغییرات واردات شکر علت تغییرات تولید چغندرقند است. نتایج الگو خودتوضیح برداری نشان داده است که در کوتاه مدت افزایش یک درصدی واردات شکر باعث کاهش 0/30 درصدی تولید چغندرقند می شود. نتایج الگوی بلندمدت حاکی از آن است که افزایش یک درصدی واردات شکر موجب کاهش 0/19 درصدی تولید چغندرقند خواهد شد. بر اساس نتایج، پیشنهاد می شود ظرفیت سنجی از واردات شکر بر اساس شکاف عرضه و تقاضا در داخل کشور انجام گیرد و ظرفیت مناسب کشور در تولید چغندرقند و حمایت از صنایع فرآوری و نیز توسعه کشاورزی قراردادی مدنظر سیاست گذاران قرار گیرد.

    کلیدواژگان: الگو خود توضیح برداری، تولید چغندرقند، واردات شکر
  • مهدی کاظم نژاد* صفحات 213-222
    شکر از جمله محصولات اساسی و استراتژیک می باشد که همواره مورد توجه و حمایت دولت ها بوده است. این کالا یکی از کالاهای بین المللی و راهبردی است که جایگاه خاصی در سیاست های بازرگانی، اجتماعی و اقتصادی بسیاری از کشورها دارد. با توجه به اینکه بخشی از نیاز کشور از طریق واردات تامین می شود، بنابراین یکی از موضوعات مهم در بازار شکر در کشور، متاثر بودن قیمت داخلی شکر از نوسانات تغییر نرخ ارز است که به تبع آن بر میزان تولید چغندرقند و شکر اثرگذار است. در این مطالعه تلاش شده است با استفاده از اطلاعات سری زمانی ماهانه 99-1397 به بررسی تغییر سیاست های ارزی بر روی قیمت شکر اقدام گردد و همچنین با توجه به ارتباط واردات با تولید چغندرقند و شکر، نهایتا تاثیر غیرمستقیم این سیاست بر تولید تحلیل شود. داده های ماهانه به منظور بررسی تغییر سیاست های ارزی بر روی قیمت شکر از الگوی خود رگرسیون برداری VAR پردازش شده اند. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد، تغییر سیاست ارزی (تغییر نرخ ارز از 42000 ریال به ارز نیمایی) با وقفه دو ماهه بر روی قیمت شکر تاثیر مستقیم داشته است. با توجه بر رابطه علی بین متغیرها، هم‎چنین ملاحظه گردید که تغییر سیاست ارزی بر تولید چغندرقند نیز تاثیرگذار بوده است. با عنایت به نتایج حاصله از این تحقیق، به منظور پایداری اثر این سیاست در سال؜های آینده، لازم است در طراحی سیاست های مرتبط با این مسئله به نحو اثرگذاری به این متغیرها توجه ویژه شود. به طوری که از ابتدا همگام با اجرای سیاست، به عوامل موثر دیگر در این خصوص از جمله افزایش بهره وری عوامل تولید و حمایت از تکنولوژی به ویژه تولید بذر مناسب و اقتصادی برای تولیدکنندگان، بیش از پیش توجه شود تا روند فزاینده تولید در کشور، در مقابل واردات کاملا حمایت شده شکر خارجی، پایدار بماند.
    کلیدواژگان: چغندرقند، رگرسیون برداری VAR، سیاست های ارزی، شکر، قیمت
  • زهرا عباسی*، مهرداد محلوجی صفحات 223-228
    بهبود تحمل به تنش شوری در گیاهان زراعی نیازمند وجود منابع ژنتیکی متنوع است. این تحقیق در سال 1394 به منظور ارزیابی تحمل به شوری ژنوتیپ های جدید وارداتی به؜صورت آزمایش فاکتوریل و در قالب طرح کاملا تصادفی با 15 ژنوتیپ مولتی ژرم چغندرقند و دو شاهد (جمعا 17 ژنوتیپ) به؜عنوان فاکتور اول و دو سطح شوری صفر و 16 دسی زیمنس بر متر به؜عنوان فاکتور دوم در گلخانه مرکر تحقیقات و آموزش کشاورزی استان اصفهان با سه تکرار انجام شد. صفات درصد سبز شدن، درصد استقرار بوته و شاخص STI (تحمل به شوری) ثبت گردید. براساس نتایج، همه 15 ژنوتیپ مورد بررسی تفاوت معنی دار با شاهد متحمل 7233-P.29 داشتند و در بین ژنوتیپ های مورد بررسی، ژنوتیپ؜های شماره 1، 2، 3، 5، 7، 8، 10، 11، 12 و 14 جزء ژنوتیپ؜های متحمل شناخته شدند. نتایج نشان داد که بین ژنوتیپ های جدید با شاهد متحمل در شرایط تنش، بارزترین تفاوت در درصد استقرار نهایی بوته در شرایط تنش به؜دست آمد. میانگین درصد جوانه زنی ژنوتیپ های جدید نسبت به شاهد متحمل حدود شش درصد افزایش نشان داد، اما میانگین درصد استقرار بوته که یک صفت مهم در تحمل به شوری می باشد در ژنوتیپ های جدید نسبت به شاهد، 53/25 درصد افزایش نشان داد.
    کلیدواژگان: درصد استقرار بوته، درصد سبز شدن، درصد استقرار بوته Beta vulgaris، شاخص STI
|
  • P. Norouzi *, S.B. Mahmoudi, D. Taleghani, A. Rajabi, S. Sadeghzadeh Hemayati, M. Aghaiezadeh, J. Soltani Idliki, S. Darabi, B. Babaee, P. Fasahat, S. Vahedi Pages 117-128
    Rhizomania is the most destructive disease in spring sugar beet along with root-knot nematode and are spreading in some parts of Iran. The best control method against these two diseases is using resistant cultivars. Therefore, the aim of this study was to develop and select a high yield hybrid resistant to rhizomania and root knot nematode. Twenty-seven full-sib families (S1) from SB-34 origin which screened with molecular markers for rhizomania and root knot nematode resistance gene, were used to develop double resistant hybrids. In the spring of 2015, vernalized families were crossed to one single cross (7112*SB-36) in separate isolates. In summer, S1/S2 seeds from the paternal plants and three-way cross hybrid seeds from maternal plants were harvested and cleaned. Out of 27 isolates, only 19 isolates had adequate seeds from both parental lines. In autumn of the same year, selected hybrids were planted in greenhouse in Karaj. Seedlings were analyzed by SCAR and SNP markers linked to rhizomania and root knot nematode resistance genes to determine gene frequencies in hybrids. Based on the results of molecular evaluation, 14 hybrids were selected. In the spring of 2016, selected hybrids along with some controls, overall 20 varieties, were planted in two rhizomania-infected areas in Khorasan Razavi and Fars based on randomized complete block design with six replications. Roots were harvested in autumn and qualitative and quantitative characteristics such as root yield, sugar content, and white sugar yield were measured. Data were analyzed using SAS 9.1.3 software. According to the results of field trials and the frequency of rhizomania resistance gene and root node nematode in the laboratory, hybrid SB36*(7112*930620) with 10.92 t/ha white sugar yield to be used.
    Keywords: Hybrid, molecular marker, Rhizomania, Root knot nematode, sugar beet
  • Babak Babaee *, Mohammadreza Khanmohammadi Khorami, Amir Bagheri Gramarudi, M. Abdollahian Noghabi Pages 129-138

    Estimation of sucrose content in sugar beet through density determination is notable in terms of its non-destructiveness, inexpensive, speed and lack of destructive environmental effects compared with polarimetric method. The aim of this study was to evaluate the effect of sugar beet root weight on sucrose estimation by densitometry compared with polarimetry method. One hundred fifty healthy sugar beet roots cultivated in the field and harvested in Karaj, Iran were randomly selected. Each root was considered as an experimental sample. Brei was prepared from the root samples after weighing and density determination. Qualitative characteristics included sucrose, dry matter, marc, and soluble solids. Identification of outliers’ data was performed by standardization of residues. Samples were divided up into 13 weight classes in 100 g groups and then a linear relationship between density and sucrose was determined for each class. Statistical comparison between slope and intercept of linear relationships was performed in a stepwise manner from the smallest to the highest weight class and if there was no significant difference (P> 0.05) data were placed in a statistical group. Results showed that average sugar content, dry matter, marc, and purity of the samples were 15.10, 23.46, 4.06, and 73.84%, respectively. The coefficient of determination (R2) obtained from the linear relationship between density and sucrose in weight classes decreased with increasing root weight so that R2 = 0.997 for roots smaller than 350 g and R2 = 0.67 for roots larger than 1450 g was obtained. Statistical comparison of slope and intercept width regression coefficients from the origin of linear relationships between density (x) and sucrose (y) in weight classes resulting in three classes with a weight range of <350-750 g (small) including linear relationship y = 43.38x-32.557 and R2 = 0.92, medium weight class with weight range of 751 to 950 g (average) with linear relationship y = 51.55x-41.38 and R2 = 0.89 and weight class of 951 to roots larger than 1450 g (large) with linear relationship y = 58.05 x-48.014 and R2 = 0.77. Therefore, considering the root weight, the linear relationships obtained by density determination can be used instead of polarimetric method to accelerate the estimation of sucrose content.

    Keywords: Density, screening, sucrose, sugar beet
  • Abdolmajid Khorshid, Abazar Rajabi *, Ali Akbar Asasdi, Heydar Azizi, Babak Babaee Pages 139-154

    In order to determine the genetic parameters and heritability of different traits of sugar beet and also the relationship between traits, full-sib and hybrid genotypes were evaluated in separate trials at Miandoab Agricultural Research Station under salinity and normal conditions in 2017. In full-sib trial performed under salinity condition, root yield, sugar yield, white sugar yield, leaf relative water content, root dry weight, and root/shoot ratio, and under normal condition, root yield, sugar yield, root/shoot ratio and specific leaf weight had higher genetic variance than environmental variance and consequently had higher broad-sense heritability. In hybrid trial performed under salinity condition, for white sugar yield, potassium content, potassium/sodium ratio, nitrogen content, and leaf area, and under normal condition, for root yield, sodium content, potassium/sodium ratio and nitrogen content, genetic variance was high and as a result, broad-sense heritability was above 0.5. Therefore, these traits can be considered in breeding and selection programs. Under salinity condition, the narrow-sense heritability ranged from 0.16 to 0.66. The highest narrow-sense heritability was related to molasses sugar with 0.66, nitrogen content with 0.43, sugar yield with 0.38 and leaf relative water content with 0.38, respectively. Therefore, it can be concluded that these traits are partially controlled by additive effects and can be used for selection of different degrees. Under normal condition, the narrow-sense heritability ranged from 0.01 to 0.29 and the relative water content with 0.29 showed the highest heritability. Under salinity stress, heritability of root yield and sugar yield was moderate; so yield could be improved by long-term selection and hybrid production. The results of regression and path analysis showed that under salinity and normal conditions, when the root yield was considered as dependent variable, specific leaf weight, leaf area, and relative water content explained the variation among which the leaf area had the highest positive direct effect on root yield.

    Keywords: Salinity, Broad, Narrow-sense heritability, Genetic variance
  • Samira Afrakhte, Davood Habibi *, Mehdi Sadeghi-Shoae, Farzad Paknejad, Mansour Sarajoughi Pages 155-169

    Considering the importance of water in agriculture as well as extending ​​autumn-sown sugar beet cultivation area, this study was conducted to evaluate the effect of growth restriction treatments, planting date and cultivar on bolting and other quantitative and qualitative traits of autumn-sown sugar beet in Karaj, Iran during two years (2018-19). The experiment was performed as a factorial split plot in a randomized complete block design with 3 replications. Studied factors included two planting date (22nd September and 22nd October) as the first factor, the growth restriction with four levels including control (without limit), paclobutrazol (300 pp M), Nitrogen fertilizer restriction (50% of the recommended amount), Paclobutrazole + Nitrogen fertilizer restriction as the second factor, and three cultivars including Giada, Eudoro, and one Iranian genotype resistant to bolting as the third factor. Planting date and growth restriction factors were included in main plots and genotype factor in subplots. The studied traits included bolting percentage, root yield, sugar content, molasses sugar, and white sugar yield. Results showed that the effect of the year on bolting percentage was significant. The lowest bolting percentage (50%) was obtained by Eudoro cultivar on the second year of study planted on 22nd October. The highest root yield (79.91 tha-1) was related to the Eudoro cultivar, planted on 22nd September and treated with paclobutrazol (300 ppm). Giada and Eudoro cultivars planted on the 22nd September had the highest white sugar yield of 8.15 and 8.62 t ha-1, respectively with no significant difference between.

    Keywords: Autumn planting, flowering, Growth regulator, Root yield, sugar beet
  • Alijan Salarian *, Amir Salari Pages 171-183

    Today, one of the practical ways to improve the quantity and quality of sugar beet is to use micronutrients in appropriate proportions and in the form of foliar application. For this purpose, 14 micronutrient fertilizer treatments in four replications were applied on Latatia cultivar in a randomized complete block design in Roshtkhar and Zaveh cities of Khorasan Razavi in 2017. Results showed that fertilizer treatments had a significant (P<0.01) effect on sugar yield, white sugar yield, extraction coefficient of sugar, and sugar content in Roshtkhar field. However, the effect of fertilizer treatment on potassium (P<0.01), molasses sugar percentage (P<0.01), and extraction coefficient of sugar (P<0.05) were also significant in Zaveh field. The highest white sugar yield obtained in Roshtkhar and Zaveh fields was 8.5 (in fertilizer No. 1) and 7.61 t ha-1 (in fertilizer No. 3), respectively. The highest root yield (51.47 tha-1) and the lowest sugar content (18.29%) were obtained in fertilizer treatment No. 1 in Roshtkhar field. In Roshtkhar and Zaveh fields, fertilizer composition number 7 (19.16 %) and number 8 (20.01 %) were resulted in the highest sugar content, respectively. Studies showed that the most effective elements in increasing sugar yield and white sugar yield are molybdenum, boron and manganese and the most effective elements in increasing sugar content, white sugar content, extraction coefficient of sugar, and molasses sugar content are iron, zinc, manganese and magnesium. The most effective elements for extraction coefficient of sugar are magnesium, copper and molybdenum. The general conclusion of this study is that the combination of micro- and macronutrient elements containing less nitrogen had positive and significant effect on production quality and sugar efficiency and the proper combination of iron, manganese, zinc, magnesium and molybdenum with macro elements containing less boron and chlorine percentage have the greatest effect on increasing extraction coefficient of sugar, white sugar yield, and root yield.

    Keywords: Foliar application, Micronutrient fertilizers, sugar, sugar beet
  • Pezhman Haghighi, Davood Habibi *, Hamid Mozafari, Behzad Sani, Mehdi Sadeghi-Shoae Pages 185-201

    In order to evaluate the morphological, quantitative and qualitative traits of different fodder beet cultivars (genotypes) under foliar application of methanol and the glycine betaine amino acid, the present study was conducted in 2018 in Hamedan and Qom. The experiment was designed as a factorial split plot in a randomized complete block with three replications. The studied factors were methanol at three levels of foliar application (control, 15 and 30% by volume of methanol) as the first factor, glycine at two levels (control and 4 gL-1 of methanol consumed) the second factor, and six fodder beet cultivars (SBSI050, SBSI051, SBSI052, Brunium, Jamon, and Kyros) as the third factor. Results showed a significant difference (P<0.01) among locations. The root yield in Hamedan region was 40.59 tha-1 more than Qom region. Methanol foliar application increased root yield by an average of 16.56 t ha-1 and dry matter yield by 2.85 tha-1 compared with control treatment. Glycine foliar application also made a significant difference in quantitative traits thorough the average total yield by 17.47 tha-1. There was no significant difference between different levels of methanol and glycine in qualitative traits including crude protein and root digestibility. A significant difference (P<0.01) was observed among genotypes. Based on the results of interaction between genotype and methanol, kyros treatment in Hamedan with applying 15% methanol concentration recorded 120 tha-1 root yield, 20 tha-1 root dry matter yield, and 142 tha-1 total yield which is recommended as the optimum option.

    Keywords: Dry matter yield, Fodder beet, Foliar application, methanol, qualitative traits
  • Hamed Rafiee *, Seyedeh Fatemeh Hashemi Dashtaki Pages 203-211

    Sugar as a strategic commodity has always been of interest to governments. This product is obtained from sugarcane and sugar-beet. Therefore, the relationship between sugar beet production and sugar import is considered significant. This study aimed to estimate the relationship between sugar import and sugar beet production in Iran during 2001-21 using a vector autoregressive model. The statistics required for sugar beet production and sugar import were extracted from the information baser of the Ministry of Jihad-e-Agricultural and the Iranian Sugar Factories Association. Results showed that changes in sugar imports are the cause of changes in sugar beet production. Results of vector autoregressive model showed that in short time, one percent increase in sugar import reduced sugar beet production by 0.30%, and in long-term model, one percent increase in sugar import reduced sugar-beet production by 0.19%. Based on the results, it is suggested that the capacity assessment of imports should be done based on the supply and demand gap in the country. The appropriate capacity of the country in sugar beet production and support of processing industries and development of contract agriculture should be considered by policy makers.

    Keywords: Sugar Import, Sugar-beet Production, Vector Autoregressive Model
  • Mehdi Kazemnejad * Pages 213-222
    Sugar is one of the basic and strategic products that has always been considered and supported by governments. Sugar is an international and strategic commodity that has a special place in the trade, social and economic policies of many countries. Given that part of the country's needs is met through imports, therefore, one of the important issues in the sugar market in the country is the effect of domestic sugar prices on exchange rate fluctuations, which in turn affects the production of sugar beet and sugar. The aim of this study was to evaluate the effect of variation in foreign exchange policies on sugar price using the monthly time series data of 2018-20 and also due to the relationship between imports and sugar beet and sugar production, the indirect effect of this policy on production be analyzed. Monthly data were analyzed to using VAR model. Results showed that change in foreign exchange policy (exchange rate change from 42,000 Rials to the Nima currency) with a two-month break had a direct effect on sugar price. Due to the causal relationship between the variables, it was also observed that variation in foreign exchange policy has also affected the sugar beet production. Considering the results of this study, in order to sustain the effect of this policy in the coming years, it is necessary to pay special attention to the effect of these variables in designing related policies so that from the beginning with the implementation of the policy to other effective factors in this regard, including increase in the productivity of production factors and supporting technology, especially the production of suitable and economical seeds for producers, more attention should be given to the growing trend of production in the country against the import of sugar.
    Keywords: Exchange policies, Price, sugar, sugar beet, Vector Autoregressive Model
  • Zahra Abbasi *, Mehrdad Mahluji Pages 223-228
    To develop cultivars tolerant to salinity stress, diverse genetic resources are required. This study was performed to evaluate the salinity tolerance of new imported sugar beet genotypes in a factorial design based on completely randomized design with three replications including 15 multi-germ genotypes and two controls as the first factor and two salinity levels (0 and 16 dsm-1) as the second factor at the greenhouse of the Agricultural Research, Education & Extension Organization of Isfahan. Different traits including germination percentage, plant establishment percentage, and salinity tolerance index were recorded. Based on the results, all 15 genotypes were significantly different from the tolerant control 7233-P.29 and among the studied genotypes, genotypes 1, 2, 3, 5, 7, 8, 10, 11, 12 and 14 were identified as tolerant genotypes. Results showed that the most obvious difference between the new genotypes and the tolerant control under stress condition was in final plant establishment percentage so that the average germination percentage of new genotypes compared with tolerant control increased by about 6%. The average plant establishment percentage which is an important trait in salinity tolerance, increased by 53.25% in new genotypes compared with the control.
    Keywords: beta vulgaris, STI index, Seed germination, plant establishment