فهرست مطالب

باغ نظر - سال نوزدهم شماره 113 (آبان 1401)

نشریه باغ نظر
سال نوزدهم شماره 113 (آبان 1401)

  • تاریخ انتشار: 1401/08/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • زهرا پاکزاد*، مینا فروغی دهنوی صفحات 5-18

    بیان مسیله: 

    تعریف پست مدرنیسم هنری همواره با چالش هایی روبه رو بوده است؛ اما می توان با درنظرگرفتن برخی مولفه های شکل دهنده از جمله التقاط گرایی، تکثرگرایی، شالوده شکنی، اهمیت خرده روایت ها و خرده فرهنگ ها و بحران هویت به ابزاری برای تحلیل آثار هنری در این دوران دست یافت. در این راستا این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سوالات است که ویژگی آثار وانگچی موتو کدام است؟ در آثار این هنرمند چه تشابهات و تمایزاتی می توان دریافت کرد؟ و رویکرد آثار چه رابطه ای با کلیدواژگان پست مدرن برقرار می کند؟

    هدف پژوهش: 

    هدف از این پژوهش جستجو و تحلیل خصلت های هنر پست مدرن در آثار «وانگچی موتو» هنرمند زن کنیایی تبار ساکن آمریکا است که نمونه ای از هنرمندان این دوره به شمار می رود و با درنظرگرفتن ویژگی آثارش می توان برای خوانش آن ها از این ابزار بهره برد.

    روش پژوهش: 

    این پژوهش از طریق مطالعه کیفی به توصیف و تحلیل بخشی از آثار نقاشی های وانگچی موتو براساس مبانی نظری هنر پست مدرن می پردازد.

    نتیجه گیری:

     نتایج نشان می دهد مولف با استفاده از کلاژ تصویری و مفهومی و به صورت کلی جهان بینی کلاژی هم در ساختار و هم در محتوای آثار خود به بیانی التقاطی و متکثر دست یافته است و از این طریق به شالوده شکنی روایت های کلان، به خرده فرهنگ زنان و سیاهان و مهاجران دست زده و از این طریق با مسیله بحران هویت ارتباط برقرار کرده است. موتو آثارش را به عنوان بیانیه های سیاسی-اجتماعی مطرح کرده و در آن به بیان و نقد مسایل تبعیض نژادی و طبقاتی موجود در جهان معاصر می پردازد.

    کلیدواژگان: پست مدرن، التقاط گرایی، تکثر گرایی، وانگچی موتو، کلاژ
  • نورااکرم گودرزی، طاهر رضازاده* صفحات 19-30

    بیان مسیله:

     هنرمعاصر شاهد پیامدها و پدیده های گوناگونی بوده است، که به هیچ عنوان از قواعد سنتی هنر تبعیت نمی کنند. «ازآن خود سازی» در هنر معاصر یکی از همین پدیده های نوظهور است که هنرمندان بسیاری به آن روی آورده اند. هنرمند امروز، علاوه بر فعالیت های فرهنگی، خود نیز مصرف کننده هنر است. از این رو «ازآن خود سازی» راهکاری است در هنر معاصر برای رجعت به گذشته و استفاده از تصاویر ازپیش موجود و باز تولید آثاری با مفاهیم جدید. این پدیده همزمان با غرب در هنر ایران نیز طرفداران خود را پیدا کرده است.

    هدف پژوهش: 

    این پژوهش بر آن است تا «ازآن خودسازی» وکارکردهای آن را در هنر معاصر ایران و آثار نقاشان معاصر ایرانی پی بگیرد.

    روش پژوهش:

     این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته و شیوه گردآوری منابع آن نیز میدانی و کتابخانه ای بوده است. در اینجا، ابتدا، با توجه به تعاریف و مطالعات حوزه «ازآن خود سازی» در هنر غرب به بررسی مشابهت ها و مطابقت های این پدیده با هنر معاصر ایران پرداخته شده است، سپس هنرمندان معاصر ایرانی را که رویکرد «ازآن خود سازی» در آثارشان به وضوح قابل رویت است، شناسایی شده است.

    نتیجه گیری:

     نتایج این پژوهش حاکی از حضور چشم گیر رویکرد «ازآن خود سازی» در هنر معاصر ایران است که با کارکردهای متفاوتی در میان هنرمندان به کار گرفته شده است، که از آن میان می توان سه کارکرد عمده را برجسته کرد: 1) «فراخوان گذشته در وضعیت معاصر»، 2) «ترجمه یا گفتگوی بینافرهنگی» و 3) «معنی گردانی آثار درون فرهنگی پیشین». در این پژوهش، ذیل هرکدام از این کارکردها، تعدادی از آثار ازآن خود ساخته هنرمندان معاصر موردبررسی قرارگرفته است. در حالی که، در کارکرد اول بازنمایی عظمت گذشته، مسایل و مصایب انسان امروزی در معرض توجه هنرمندان بوده، درکارکرد دوم ترکیب فرهنگ و هنر ایرانی با آثار مهم و تاثیرگذار غربی مورد تاکید قرار گرفته است. در نهایت در کارکرد سوم، با دخل وتصرف در آثار شناخته شده پیشین ایرانی و افزودن معانی تازه ای به آن ها مواجه می شویم. بنابراین، استفاده از تصاویر و آثار پیشین با رویکردهای نوین و انتقادی به منظور معنا سازی، درهم آمیختن گذشته و آینده، ارجاع به گذشته و نقل آن، از ویژگی های آثار خلق شده کنونی با رویکرد «ازآن خود سازی» هستند.

    کلیدواژگان: ازآنخودسازی، هنر معاصر ایران، نقاشی معاصر ایران، دخلوتصرف، شیوه ها و کارکردهای ازآنخودسازی
  • محبوبه پهلوان*، اصغر کفشچیان، حسن بلخاری قهی، ادهم ضرغام صفحات 31-44

    بیان مسیله:

     دیوارنگاره های سده های میانه همواره تحت گفتمان دینی مسلط بر این دوره بازخوانی می شوند. در این میان، کمتر به بینامتن های ارجاعی آن در معنای هنر و شهر و هویت های بینامتنی آثار در نسبت با تحولات منطقه ای آن اشاره شده است.

    هدف پژوهش: 

    هدف از این پژوهش واکاوی معنایی بصری مضامینی است که با حضور در فضاهای عمومی شهر جهت اعتباربخشی گفتمان های اندیشه ای عمل می کنند و با بینامتن های هویتی و بافتارهای بومی، روایت تصویری هدفمند جهت حضور در فضای عمومی شهر می سازند. لذا چیستی معنا و چگونگی دست یابی به آن در هنر شهرهای پیشامدرن در دو سوال: چیستی معنایی هنر و شهر و کارکردهای تعاملی هنر در شهر، در نسبت با این اندیشه واکاوی می شود.

    روش پژوهش: 

    روش تحقیق به لحاظ هدف بنیادین-نظری است و با جستجوی معنایی در متون تاریخی شهر و هنر آغاز و بر محوریت تاریخ و مصادیق تصویری دیوارنگاره های کلیسایی با روش توصیفی و بعدتر تفسیری-تبیینی بنا شده است.

    نتیجه گیری:

     نتایج نشان می دهند معنای هنر در شهر سده میانه بر ساختاری قدرتمند در نسبت شهر با هنر، ذیل نیروی ماورایی، با روابط جانشینی: خدا (پادشاه، پاپ)، شهر (قلعه، شهر خدا) و هنر (فن، راز) تعریف می شود. لذا، کارکردهای تعاملی آن در نسبت میان شهر و هنر با نیروی برتر بنیان گذارده شده و مخاطب که ماهیتی ذیل اندیشه خدای گون دارد، تنها در نسبت خواننده پیام هویت می یابد.

    کلیدواژگان: معنای کارکردی، دیوارنگاره، هنر شهری، سده های میانه، رومانسک، گوتیک
  • سمیه موسویان، بهناز امین زاده گوهریزی* صفحات 45-62

    بیان مسیله: 

    زیبایی امری است در وهله اول تجربی، تجربه ای که در شرایط مختلف، صورت های متنوعی به خود می گیرد. اینکه چه چیزی در محیط های ساخته شده، خوشایند به نظر می رسد، همیشه بحث برانگیز بوده و چندان روشن نیست و به نوع رابطه ایی که با ادراکات انسان برقرار کرده، بستگی دارد و می تواند در بسترهای جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی متفاوت باشد. لیکن تاکید افراطی بر سلیقه ای بودن آن و عدم توجه به اشتراکات فرهنگی/اجتماعی که زمینه ساز ادراکات ذهنی مشترک است، سبب شده موضوع زیبایی شناسی از منظر تجربه کاربران فضا مغفول بماند و زمینه ساز ناهنجاری هایی در طراحی معماری شود. لذا در این راستا چنین پرسش هایی مطرح می شوند: مولفه های موثر در شکل گیری تجربه زیبایی شناسی معماری از منظر مخاطب عام چیست؟ و چه مولفه هایی عمده ترین تاثیر را در شدت ایجاد این تجربه ایفا می کنند؟

    هدف پژوهش: 

    مقاله حاضر درصدد است تا به تبیین مقوله زیبایی و معیارهای آن از ورای ادراک و تجربه زیسته مخاطب در جهت فراهم سازی احیاء مجدد این حس در کاربران از طریق ترجمان آن به مولفه های اثرگذار پردازد.

    روش پژوهش: 

    این تحقیق با موضوع تجربهزیسته افراد در بناها، به لحاظ ماهیت از گونه کیفی با رویکرد فلسفی پدیدارنگاری است و به لحاظ قصد پژوهش، تفسیری و از نظر منطق پژوهش، استقرایی است.

    نتیجه گیری:

     در شکل گیری تجربه زیبایی شناسی معماری مجموعه مولفه های ادراکی، انگیزشی، حسی-حرکتی، شناختی، رفتاری و هیجانی؛ هرکدام نقش اثرگذاری در فرایند ادراک زیبایی از منظر مخاطب ایفا می کنند. در واقع نقش هریک از این مولفه ها بر این تجربه مطابق با ویژگی های هر ساختمان به صورت متفاوتی برجسته می شوند و در هر ساختمان اولویت هرکدام از مولفه ها و بازخوردهای آن ها متغیر است. منتها زمانی که همه مولفه ها در تکامل یکدیگر در یک فرایند تجربی قرار می گیرند؛ می توانند این تجربه را به حداکثر میزان خود برسانند و مولفه هیجانی عمده ترین نقش را در شدت اثر این تجربه ایفا می کند.

    کلیدواژگان: زیبایی شناسی، تجربه زیبایی شناسی، تجربه مخاطب، پدیدارنگاری
  • آمنه هاشمی، احمد اخلاصی*، محسن دولتی صفحات 63-76

    بیان مسیله: 

    نظریه نهاده شده بر یکپارتارش یکی از نظریه های کهن و به لحاظ عقلانی غیرهمسو با نظریه تکتونیک است. لذا جهت خوانش قاعده مند آثار معماری از این منظر که منجر به نقدهای مستدلی در راستای ارتقای کیفی شود، در ابتدا باید مفاهیم ضمنی در خصوص نظریه مذکور، جهت دستیابی به رویکردهای آن طبقه بندی شوند. انطباق مفاهیم نظریه فوق با شرایط معماری معاصر جهت واکاوی معماری از این منظر و تبیین نحوه اثرپذیری مولفه های معماری از رویکردهای نظریه مذکور نیز از چالش های مهم پیش روی این پژوهش بوده و می تواند زمینه دستیابی به خوانش آثار معماری را فراهم نماید و بستری برای تعیین سهم مولفه های معماری در پذیرش نقوشی که به واسطه برخورداری از رویکردهای نظریه نهاده شده بر یکپارتارش پذیرا شده اند، آماده سازد.

    هدف پژوهش:

     این نوشتار درصدد است تا به چگونگی تاثیرگذاری رویکردهای نظریه نهاده شده بر یکپارتارش بر روی مولفه های معماری معاصر و نحوه عکس العمل مولفه ها در برخورد با نظریه فوق بپردازد.

    روش پژوهش:

     این پژوهش به روش کیفی، توسط داده هایی متنی به کمک مطالعات کتابخانه‎ای، با اندیشه قیاسی و سطح تحلیل تفسیری، بر روی متغیرهای کیفی انجام پذیرفته است. تحلیل‎ها به روش کدگذاری اشتراوس و کوربین با نرم‎افزار مکس کیودا (MAXQDA) به انجام رسیده است.

    نتیجه‎ گیری: 

    نتایج حاصل از پژوهش نشانگر تاثیر مستقیم سبک معماری و کم اثربودن دوره ساخت در تاثیرپذیری کالبد و فضای معماری از رویکردهای نظریه یکپارتارش است. مولفه های مصالح، عناصر، سازه و ساختار در فرایند طراحی معماری عمدتا به صورت ناخودآگاه تحت تاثیر رویکردهای نظریه مذکور قرار گرفته اند. مولفه ساختار در نقش رفتار، تاثیرپذیری حداکثر از رویکردهای نظریه یکپارتاش داشته و پیکره فضایی در آثار معماری نیومدرن و آثار مبتنی بر تکنولوژی، کمترین میزان تاثیرپذیری از رویکردهای نظریه مذکور را به واسطه مولفه ها داشته است.

    کلیدواژگان: پیکره بندی کالبدی، پیکره فضایی، معماری معاصر ایران، مولفه های معماری، نظریه یکپارتاش
  • ساحل عرفان منش*، زهرا امانی، حامد امانی صفحات 77-86

    بیان مسیله: 

    قالی و قالیچه ها به عنوان بستری جهت انتقال مفاهیم هر د وره از تاریخ و فرهنگ ایران بود ه است. جایگاه عناصر خاص و نقش مایه ها د ر قالی ها می توانند مبین اند یشه د وره ای باشد که اثر د ر آن خلق می شود . از جمله عناصری که د ر د وره قاجار د ر قالیچه های محرابی رواج گسترد ه ای پید ا می کند تاج است. این عنصر د ر زیر پیشانی محراب برخی از قالیچه های محرابی د وره قاجار جانشین قند یل یا اسم اعظم خد اوند د ر د وره های پیشین می شود . از ویژگی های برجسته د یگر این عنصر همنشینی آن با د رخت یا گلد ان است. در میان قالیچه های د وره قاجار که عنصر تاج د ر آن جایگاه ویژه ای د ارد ، قالیچه ای است که د ر موزه فرش ایران نگهد اری می شود ؛ این قالیچه د ارای متن کلامی و دیداری است که هر د و به تاج گذاری مظفرالد ین شاه اشاره دارند . همچنین در پیشانی محراب عنصر تاج با گل نیلوفر و... همنشین می شود که این پژوهش به دنبال پاسخ به چرایی و چگونگی ارتباط میان نام مظفرالد ین شاه، گل نیلوفر و تاج د ر زیر پیشانی محراب است و د ر شکل گسترد ه تر آن به تبیین و تحلیل نشانگان کلامی و دید اری در همنشینی عنصر تاج است.

    هدف پژوهش:

    هدف از این پژوهش تحلیل و تبیین نقوش موجود د ر قالیچه محرابی مظفرالد ین شاه با تاکید بر عنصر تاج است.

    روش پژوهش: 

    این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی است و د ر آن با روش آیکونولوژی، قالیچه محرابی مظفرالد ین شاه در سه سطح بررسی می پرد ازد .

    نتیجه گیری: 

    پس از بررسی و تحلیل قالیچه نشان د اد ه می شود با توجه به گفتمان باستان گرایی، تاج د ر قالیچه هویت متفاوتی می یابد . مطابقت میان تاج کیانی و فر کیانی، د ر این گفتمان و قرارگیری آن د ر زیر پیشانی محراب محل آیه نور، آن را جانشین نور الهی می سازد . همچنین همنشینی آن با گل نیلوفر، د رخت و نام مظفرالد ین شاه به اعطای فره الهی به او اشاره د ارد . به علاوه بر ایجاد حکومت جد ید توسط مظفرالد ین شاه تاکید می کند .

    کلیدواژگان: تاج کیانی، آیکونولوژی، فر کیانی، قالیچه محرابی، اروین پانوفسکی
  • علی عسگری*، راضیه فتحی صفحات 87-104

    بیان مسیله: 

    ابزارهای متنوع طراحی که د ر ساختار آموزشی و همچنین فعالیت های حرفه ای معماران معاصر مورد توجه و استفاد ه قرار می گیرند ، بد ون شک بر روند طراحی از منظر بروز جنبه های تقویتی د ر اید ه سازی تا ارایه پروژه های معماری موثرند و انتخاب آنها می بایست د ر روند ی از تعاملات منطقی و غیرجانبد ارانه بر پایه شناخت و ارزیابی نقاط قوت و ضعف هر یک صورت پذیرد .

    هدف پژوهش: 

    هد ف این پژوهش شناسایی و مقایسه معیارهای د اوری بر ابزارهای طراحی از جهت تقویت طرح به منظور راهنمایی طراحان د ر انتخاب ابزارهای مستعد متناسب با موضوعات متنوع یا مراحل پیشبرد طراحی است.

    روش پژوهش: 

    پژوهش حاضر سعی د ارد تا د ر بستر آیند ه پژوهی با روش د لفی به عنوان رویکرد ی جهت هم اند یشی آرای خبرگان، پس از شناخت مولفه های موثر د ر انتخاب ابزارهای طراحی، این موضوع را د ر سه د ور مباحثاتی با بهره گیری از ارزیابی ساختار ماتریس های د ود ویی د ر روش سلسله مراتبی شناسایی و مورد تحقیق قرار د هد .

    نتیجه گیری: 

    ابزارهای طراحی د ر اشکال و ظرفیت های متنوعی تولید شد ه اند که هر یک از جنبه های د قت، ابهام، ساد گی کارکرد ی، د سترسی، سرعت و انعطاف، متناسب با موضوع طراحی و استعد اد های ذاتی طراحان حایز ارزش بود ه و قطعیت د ر انتخاب یک ابزار یا پافشاری د ر توصیه ویژگی خاصی از آنها بد ون د رنظرگرفتن متغیرهای موثر بر طراحی، شخص طراح یا طراحان و مرحله طراحی هوشمند انه نخواهد بود .

    کلیدواژگان: ابزارهای طراحی، بیان معماری، طراحی دست آزاد، معماری دیجیتال، ماکت
  • محمد فرشیدی، سید امیر منصوری*، شروین میرشاهزاده صفحات 105-122

    بیان مسیله: 

    روش نحو فضای معماری به عنوان یکی از سامانه های منطقی پژوهش در دهه اخیر بسیار توسعه یافته است ولی با تمام مزایای آن نقدهای جدی نیز به آن وارد می شود. یکی از این نقدها کم توجهی به ویژگی های فردی و ذهنی محیط مصنوع و تمامیت وجودی انسان در فضا و قراردادن پیکره بندی فضا به عنوان اساس تحلیل الگوهای رفتاری است. سوال اصلی پژوهش این است که چگونه می توان اثر چنین ویژگی هایی از فضا را همزمان با پیکره بندی فضا مورد بررسی قرار داد؟ در این مقاله فرض بر این است که با استفاده از گراف وزن دار به جای گراف ساده ارزش منحصر به فرد هر فضا تعیین می شود و نتایج حاصل دقیق تر و قابل استناد تر هستند.

    هدف پژوهش: 

    هدف این مقاله، درنظرگرفتن تاثیر مولفه های ذهنی فضا در کنار پیکره بندی فضا بر حرکت و در نتیجه رفتار انسان در یک بنای معماری است. این تحلیل همزمان از وزن مولفه های ذهنی و آنالیز نحو فضا می تواند بخشی از نواقص روش فعلی در تحلیل های نحو فضا را برطرف سازد.

    روش پژوهش:

     تحلیل های این مقاله به دو روش کیفی و کمی صورت گرفته است. تحلیل هم پیوندی و تحلیل Agent-based به عنوان دو پارامتر مرتبط با موضوع مقاله به دو روش سازمان فضایی، خانه هنرمندان را بررسی کرده است. نخست به روش رایج و با بهره گیری از گراف ساده به وسیله نرم افزار «Depthmap» محاسبه شده و در روش دوم وزن مولفه های ذهنی به روش «AHP» تعیین شده و در محاسبات نحو فضا لحاظ شده است. در انتها به روش «دروازه شمارش» قابلیت استناد به نتایج قیاس شده است.

    نتیجه گیری: 

    مقایسه دو روش ذکر شده نشان می دهد نتایج به دست آمده به وسیله گراف وزن دار توانسته است به صورت دقیق تری با جریان های حرکت در فضای خانه هنرمندان تطبیق داشته باشد.

    کلیدواژگان: نحو فضا، حرکت طبیعی، گراف وزندار، همپیوندی
|
  • Zahra Pakzad *, Mina Foroughi Dehnavi Pages 5-18

    Problem statement: 

    The definition of artistic postmodernism has always faced challenges. However, it is possible to obtain a tool for analyzing the postmodernism of artworks in this period by considering components such as eclecticism, pluralism, deconstructionism, and the importance of micro-narratives and subcultures, as well as the identity crisis. In this regard, this research seeks to answer these questions What are the features of Wangechi Mutu's works? What similarities and differences can be found in the works of this artist? How are approaches to Mutu's works’  associated with postmodern keywords?

    Research objective

    The purpose of this study is to search for and analyze the characteristics of postmodernist art in the works of Wangechi Mutu, a Kenyan female artist living in the United States. Considering the characteristics of her works, this study uses postmodernist tools to interpret them.

    Research method

    This research described and analyzed a part of Wangechi Mutu's paintings based on the theoretical foundations of postmodern art through a qualitative study.

    Conclusion

    The results show that the artist has achieved an eclectic and plural expression, both in the structure of her works and in their content, by using visual and conceptual collages and, in general, a collage worldview. In this way, she has succeeded in breaking the foundations of macro narratives and subcultures of women, black people, and immigrants, and was consequently able to relate to the issue of an identity crisis. Mutu’s works are her socio-political statements in which she expresses and critiques the issues of racial and class discrimination in the contemporary world.

    Keywords: postmodernism, Eclecticism, pluralism, Wangechi Mutu, Collage
  • Noorakram Goodarzi, Taher Rezazadeh * Pages 19-30

    Problem statement:

     Contemporary art has developed various outcomes and phenomena that do not comply with traditional artistic norms. One of these emerging phenomena in modern art is “appropriation,” which has piqued the curiosity of numerous artists. Artists today are also art consumers, in addition to their cultural activities. In this regard, “appropriation” may be seen as a contemporary art strategy for returning to the past, using pre-existing motifs, and reproducing works with new concepts. This approach has gained popularity among Iranian artists at the same time as it has in the Western world.

    Research objective

    This research aims to observe, examine, and evaluate contemporary Iranian art, mainly the works of modern Iranian painters, to investigate the idea of “appropriation” and identify its ways and functions with regard to Iranian contemporary art.

    Research method

    The descriptive-analytical method was used in this study, and data were gathered using field and desk research methodologies. First, we examined the similarities and overlap between this phenomenon in Iran and the Western world using definitions and studies associated with “appropriation” in Western art. Then, we highlighted contemporary Iranian artists whose work follows the “appropriation” principles.

    Conclusion

    According to the results, contemporary Iranian artists have predominantly accepted this method. As a consequence, artists have applied the notion of “appropriation” for a variety of purposes, three of which are noted below: 1- “Recycling the past within modern contexts,” 2- “Fostering intercultural dialogue and translation,” and 3- “Transposing the meanings of native artworks.” This study examines a range of appropriated works by contemporary artists under each of these functions. In the first function, artists’ attention has been drawn to the representation of the splendor of the past and the difficulties or concerns of contemporary man. In contrast, in the second function, the fusion of Iranian culture and art with renowned Western works has been highlighted. Finally, in the third function, we see previously recognized Iranian pieces distorted or tampered with, as well as new meanings added to them. Thus, some characteristics of works created through the “appropriation” strategy include modern and critical reproduction of images and works from the past to develop new meanings, link the past to the future, and refer to or retell the past.

    Keywords: Appropriation, Iranian contemporary art, Iranian Contemporary Painting, Tampering, Strategies, functions of appropriation
  • Mahboubeh Pahlavan *, Asghar Kafshchian Moghaddam, Hasan Bolkhari Ghahi, Adham Zargham Pages 31-44

    Problem statement: 

    The murals of the Medieval era have always been reviewed under the influence of the governing religious discourse of this era. In this regard, inter-textual relations are rarely referred to, in the form of art, the city, and the intertextual identities of the works in relation to their regional developments.

    Research objective

    This research aims to analyze the semantic visual meanings of concepts that validate the thought discourses by manifesting them in the public urban spaces, and to build purposeful visual narration relying on the identical intertextuality and native textual contexts to be presented in the public space of the city. Therefore, the ‘quiddity’, ‘semantic’, and the ‘way it is achieved in the art of pre-modern cities are being analyzed in two questions: the semantic quiddity of art and the city, and the interactive functions of art in the city, in relation to this concept.        

    Research method

    This research study is a kind of fundamental-theoretical method in terms of purpose, which initiates with a semantic quest in the historical texts of the ‘city and art’, and is based on the history and pictographic connotations of church murals by adopting a descriptive method followed by an interpretive-explanatory one.

    Conclusion

    Findings of the literature review indicate that the meaning of art in the medieval cities was defined by a solid structure in city-art relations under supernatural power, with a kind of succession relations as follows: God (king, pope), City (castle, city of God) and Art (skill, enigma). Therefore, its interactive functions are established in relation to the city and art with superior power, and the audience, who has a nature below the god, is identified merely in relation to the reader who perceives the message.

    Keywords: Functional Meaning, Mural, Urban Art, middle ages, Romanesque, Gothic
  • Somayeh Moosavian, Behnaz Aminzadeh Gohar Rizi * Pages 45-62

    Problem statement:

     Aesthetics, an experience that manifests itself in various forms under different conditions, is primarily experimental. What appears pleasant in the built environment has always been contentious and ambiguous. It can vary in geographical, social, and cultural contexts depending on the type of relationship it has with human perceptions. However, aesthetics has been overlooked in terms of users’ experience with an environment due to an overemphasis on its preferential nature, as well as obliviousness to sociocultural commonalities that lay the groundwork for subjective perceptions. As a result, some anomalies in architectural design have come to light. The following questions arise in this regard: What factors influence the development of architectural aesthetic experience from the standpoint of an ordinary user? What factors contribute significantly to the intensity of this experience?

    Research objective

    The purpose of this paper is to explain aesthetics and its criteria through users’ perceptions and lived experiences to revive their aesthetic feelings by translating them into effective components.

    Research method

    This descriptive study employed the philosophical phenomenography of people’s lived experiences in buildings. It is also classified as interpretative-inductive research.

    Conclusion

    Perceptual, motivational, sensorimotor, cognitive, behavioral, and emotional components all play important roles in the process of aesthetic perception from the user’s standpoint, resulting in the architectural aesthetic experience. In fact, the role of each component in this experience is highlighted differently depending on the features of different buildings, which are distinguished by variable component priority and feedback. However, when all components in an experimental process play complementary roles, the experience can be maximized. Moreover, for this experience to be effective, the emotional component must be strong.

    Keywords: Aesthetics, Aesthetic Experience, User Experience, phenomenography
  • Ameneh Hashemi, Ahmad Ekhlassi *, Mohsen Dolati Pages 63-76

    Problem statement: 

    The stereotomic theory is one of the oldest theories and is intellectually inconsistent with the tectonic theory. Thus, to regularly read architecture from this perspective, which results in reasoned critiques to improve the quality, first, it is required to classify implicit concepts related to the aforementioned theory to achieve its approaches. The important challenges of this research are aligning this theory with the conditions of contemporary architecture to analyze architecture through its lens and to explain how architectural components are influenced by the approaches of this theory. The results of this study can serve as a basis for reading architectural works and determining the contribution of architectural components to the acceptance of the designs framed by this theory.

    Research objectivs: 

    This research aims to demonstrate how the approaches of the stereotomic theory affect the components of contemporary architecture and how the components react to the above theory.

    Research method

    The present study is qualitative. It was carried out on qualitative variables using library studies, deductive thinking, and interpretive analysis. The analyses were performed using Maxqda n’s coding method in Max Kyoda software.

    Conclusion

    The results of the present study indicate the direct effect of architectural style and the low effect of the construction period on the being influenced by the body and architectural space by the approaches of the stereotomic theory. The components of materials, elements, structures, and construction in the architectural design process are mainly subconsciously influenced by the approaches of the mentioned theory. The structural component in the role of behavior is the most influenced by the approaches of the stereotomic theory, and the spatial body in neo-modern and technology-based architecture is the least influenced by the approaches of the theory.

    Keywords: Physical Configuration, Spatial Configuration, Contemporary Iranian Architecture, Architectural Components, Stereotomic Theory
  • Sahel Erfanmanesh *, Zahra Amani, Hamed Amani Pages 77-86

    Problem statement: 

    Problem Statement: Carpets and rugs have always been used as a context for conveying the concepts of Iranian history and culture. The position of specific elements and motifs in carpets can manifest the idea of ​​the time in which the work was created. One of the prevalent elements in altar rugs during the Qajar era is the crown. This element was replaced by a cresset form (Ghandil) or the great name of God in some altar rugs during the Qajar era, which was positioned lower than the forehead of the altar, as it was common in previous times. Another specific feature of this element is its association with tree or vase elements. Among the Qajar carpets with crown elements having a special place, there is a rug that is kept in the Carpet Museum of Iran that has a verbal and visual text and both refer to the coronation of Muzaffar al-Din Shah. Moreover, on the forehead of the altar, the crown element is associated with the lotus flower and similar icons. This study aims to answer the reason (why) and the manner  (how) of the relationship between the name of Mozaffar al-Din Shah, the lotus flower, and the crown, below the forehead of the altar, and seeks to explain and analyze the verbal and visual icons which are associated with the crown element.

    Research objetive:

     This study attempts to analyze and explain the patterns used in the altar rug of Mozaffar al-Din Shah by addressing the crown element.

    Research method

    This research used a descriptive-analytical method. To study the altar rug of Mozaffar al-Din Shah, the iconology method was used for analysis on three levels.

    Conclusion

    Reviewing and analyzing the rug, has shown that according to the discourse of Archaism, the crown has a different identity in this kind of carpet. The resemblance between Taj-e Kiani (The Royal Crown) and FarreKiyâni (Faravahar), and its placement beneath the forehead of the altar, the position of the Quran Verse of Light (āyat an-Nūr) makes it a substitution for the Light of God (Nūr Allah).Moreover, its association with the ‘lotus flower’, the ‘tree’, and the name of ‘Muzaffar al-Din Shah’ refers to the granting of divine splendor (Farr or Farrah) to him. It also emphasizes the establishment of a new government by Muzaffar al-Din Shah.

    Keywords: Taj-e Kiani, Iconology, FarreKiyâni (Faravahar), Altar Rug, Carpet, Erwin Panofsky
  • Ali Asgari *, Razie Fathi Pages 87-104

    Problem Statement:

     The various design tools, which have received attention and have been used in educational structures and professional activities of architects, undoubtedly influence the design process, from the incidence of reinforcement aspects in ideation to presenting architectural projects. Hence, such tools must be chosen within the context of logical and unbiased interactions to identify their strengths and weaknesses.

    Research Objective

    The extant study aimed to identify and compare judgment criteria for design tools to improve the design and guide designers in choosing appropriate tools that are matched with various topics or design progress steps.

    Research Method

    The present paper was conducted based on futurology. The Delphi method was an approach adopted to identify experts’ consensus.  To this end, the factors affecting design tool selection were examined. The subject was studied and identified over three discussion courses by using binary matrixes for structure evaluation through the hierarchy method. 

    Conclusion

    Design tools have various forms and potential. Each aspect of precision, ambiguity, functional simplicity, accessibility, and flexibility is evaluable based on the design topic and designers’ inherent talents. Thus, it is not a smart action to be decisive in selecting a tool or insisting on a specific feature regardless of factors affecting design, designer(s), and design step.

    Keywords: design tools, architectural expression, freehand design, digital architecture, Maquette
  • Mohammad Farshidi, Seyed Amir Mansouri *, Shervin Mirshahzadeh Pages 105-122

    Problem statement:

     As a logical research system, the architectural space syntax method has been profoundly developed in recent decades. However, despite all its advantages, it has received serious criticism such as negligence of the individual and mental characteristics of the built environment, existential integrity of the human in the space, and analysis of the behavioral patterns based on the space configuration. The present study attempts to understand how such characteristics of space can be investigated simultaneously with the space configuration. This article assumes that using a weighted graph instead of a simple graph allows for determining the unique value of each space, leading to more precise and reliable results.

    Research objective

    The article seeks to take into account the impact of mental components of space, apart from space configuration, on the movement and, consequently, the behavior of a human in an architectural building. The simultaneous analysis of the weights of mental components and space syntax can correct some defects of the current approach in space syntax analyses.

    Research method

    The analyses performed in the study were both qualitative and quantitative. The integration and agent-based analyses, as two parameters related to the research subject, were performed to study the spatial organization of the Iranian Artists’ House through two approaches. The weights of the mental components were first determined using a simple graph and the depthmap software. In the second method, they were calculated using the AHP method and considered in the space syntax calculations. Eventually, the reliability of the outcomes was compared using the gate count method.

    Conclusion

    The comparison of the two methods revealed that the results obtained from the weighted graph were more precisely in line with the movement flows in the space of the Iranian Artists’ House.

    Keywords: Space Syntax, Natural Movement, Weighted graph, integration