فهرست مطالب

اقتصاد کشاورزی و توسعه - پیاپی 121 (بهار 1402)

فصلنامه اقتصاد کشاورزی و توسعه
پیاپی 121 (بهار 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/04/20
  • تعداد عناوین: 10
|
  • عدالت سلیم اودلو*، عاطفه کریمی، امیرحسین چیذری صفحات 1-22
    تخم مرغ از مهم‏ترین محصولات پروتیینی با جایگاه ویژه در سبد غذایی خانوارهای ایرانی است. تغییرات زیاد قیمت این محصول می تواند بر خریداران و تولیدکنندگان بسیار تاثیرگذار باشد. سهم بزرگی از هزینه تولید تخم مرغ مربوط به مصرف دو نهاده سویا و ذرت است؛ از این‏رو، قیمت تمام ‏شده و نوسان‏های قیمت تخم مرغ به‏ شدت به قیمت این دو نهاده و نوسان‏های آن وابسته است. در پژوهش حاضر، با استفاده از آزمون باند، به کشف روابط بلندمدت و کوتاه مدت موجود بین قیمت تخم مرغ و قیمت های سویا و ذرت و همچنین، تاثیر تکانه ‏های قیمتی واردشده به بازار این نهاده ها در بازار تخم مرغ پرداخته شد. این آزمون در قالب الکوی خودتوضیح با وقفه گسترده (ARDL) انجام و وجود رابطه هم‏ جمعی بین متغیرها در حالت‏های مختلف بررسی شد. از آنجا که عدم وجود رابطه بلندمدت بین متغیرها در هر سه حالت مورد بررسی رد شد، الگوی تصحیح خطای برداری (VECM) برای بررسی تکانه‏ های واردشده بر بازار تخم مرغ، مناسب تشخیص داده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تکانه ‏های وارد بر قیمت سویا بیشترین تاثیر را در نوسان قیمت تخم مرغ در کوتاه ‏مدت دارد و در بلندمدت، رهبری قیمت تخم مرغ (افزایش یا کاهش قیمت تخم مرغ) توسط تکانه ‏های وارد بر بازار ذرت صورت می گیرد. بنابراین، پیشنهاد می‏شود که در کوتاه‏ مدت، سیاست‏گذار با اخذ سیاست های تعرفه ای مناسب (تعرفه متغیر مناسب با نوسان‏های قیمت جهانی نهاده ها)، از انتقال تکانه‏ های بازار سویا به تخم مرغ جلوگیری کند؛ همچنین، با توسعه کشت ذرت در مناطق مستعد کشت، نیاز به واردات این محصول را به حداقل رساند، چراکه با خودکفایی در تولید ذرت، تاثیر تکانه های جهانی وارد بر بازار این محصول و بازار تخم مرغ کاهش می یابد و مهار تکانه‏ های داخلی آسان‏تر از تکانه ‏های جهانی خواهد بود.
    کلیدواژگان: آزمون باند، مدل تصحیح خطای برداری، تخم مرغ، کنجاله سویا، ذرت
  • الهام کنعانی، زهرا دهقان شبانی* صفحات 25-48
    کشور ایران دارای اقلیم خشک و نیمه ‏خشک بوده و بر اساس شاخص های موسسه بین ‏المللی مدیریت آب، در آستانه یک بحران شدید آبی است. بنابراین، باید به ‏دنبال راهکارهایی برای صرفه ‏جویی در مصرف آب به ‏ویژه در بخش های پرمصرف مانند کشاورزی بود. طرح مبادله آب مجازی یکی از راهکارهای مناسب برای صرفه جویی در مصرف آب در بخش کشاورزی است. برای بررسی مناسب بودن مبادله اب مجازی، توجه به شاخص های منابع آبی، اقتصادی، فناوری و حمل‏ ونقل، و جامعه مهم است. در این راستا، در مطالعه حاضر، با استفاده از روش تحلیل مولفه های اصلی (PCA) و داده های سال 1394، به ساخت یک شاخص ترکیبی و بررسی مبادله آب مجازی از طریق گروه محصولات حبوبات پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان داد که برای مبادله آب مجازی از طریق محصول عدس، استان‏های آذربایجان شرقی، فارس، قزوین، اردبیل، چهارمحال و بختیاری، زنجان، سمنان و کهگیلویه و بویراحمد و برای محصول لوبیا، استان‏های چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، زنجان، فارس، لرستان و مرکزی و و همچنین، برای محصول نخود، استان‏های آذربایجان شرقی، زنجان، فارس و کرمانشاه از وضعیت متوسط به بالا برخوردارند. بنابراین، در طراحی الگوی کشت مناسب و تدوین سیاست‏های تخصیص بهینه و افزایش بهره وری آب در استان‏های ایران، سیاست‏گذاران می‏توانند از نتایج تحقیق حاضر استفاده کنند.
    کلیدواژگان: آب مجازی، روش تحلیل مولفه ‏های اصلی (PCA)، محصولات کشاورزی
  • اتابک کاظم پور کهریز، حامد رفیعی*، سیده طاهره قائم مقامی، حسین نوروزی، احمد قاسمی صفحات 49-72
    در ایران، با توجه به نیاز کم زنبورداری به سرمایه و همچنین، وجود مراتع طبیعی فراوان با گونه های گیاهی شهدزا و گرده زا، این فعالیت بسیار اهمیت دارد. از دیرباز، عسل به‏ عنوان یکی از پرمصرف ترین فرآورده های غذایی شناخته شده است که به ‏خاطر خواص دارویی بی نظیر آن، گسترده ترین داروی طب سنتی در کشور به ‏شمار می آید. از این  ‏رو، هدف تحقیق حاضر بررسی عملکرد صادراتی عسل ایران و اولویت بندی بازارهای هدف آن بود. بدین منظور، ابتدا محاسبه مزیت نسبی صادرات عسل با استفاده از شاخص های مزیت نسبی آشکارشده و مزیت نسبی آشکارشده متقارن طی سال های 97-1380 صورت گرفت و با استفاده از شاخص هرفیندال- هیرشمن، ساختار بازار صادراتی عسل ایران مشخص شد؛ سپس، برای اولویت بندی بازار های بالفعل صادراتی عسل، از روش تاکسونومی عددی استفاده شد. نتایج نشان داد که مزیت نسبی عسل در سال های مورد مطالعه با نوسان همراه بوده و مخاطره (ریسک) رقابتی برای صادرکنندگان عسل ایران نسبت به رقبا بالاتر بوده است؛ همچنین، طی دوره مورد مطالعه، تا سال 1387، بازار صادراتی عسل جهان دارای ساختار انحصار چندجانبه بوده و از سال 1388 تا 1397، ساختار انحصار چندجانبه باز داشته و ساختار بازار صادراتی عسل ایران و نیز ساختار بازار وارداتی عسل جهان در طول این دوره از نوع انحصار چندجانبه بوده است. با توجه به شاخص های مورد بررسی، نتایج پژوهش نشان داد که بازارهای عربستان، عراق، امارات و مالزی بهترین بازار ها برای عسل ایران به‏ شمار می روند. بنابراین، با توجه به کشورهای هدف معرفی ‏شده بر اساس نتایج اولویت ‏بندی، شایسته است که ضمن توجه به بخش خصوصی و حمایت از حضور فعال آن در این کشورها، بازار صادراتی از تمرکز بر چند بازار محدود و سنتی خارج شده، انحصار در خرید بازارهای هدف به‏ سوی تنوع‏ بخشی در این بازارها سوق داده شود.
    کلیدواژگان: انحصار چندجانبه، صادرات، مزیت، نسبت تمرکز، شاخص هرفیندال - هیرشمن (HHI)
  • مریم رواقی*، لیلا بهبهانی، وحید یعقوبی صفحات 73-104
    صنایع تبدیلی کشاورزی نقش مهمی در رشد و توسعه پایدار دارد. چنین صنایعی، ضمن تولید محصولات ارزشمند با حداقل ضایعات، زمینه ساز اشتغال و درآمد بیشتر است. گستره فعالیت این بخش شامل تمام فرآیندها از مزرعه گرفته تا سفره خانوار است. استان خوزستان جایگاهی ویژه در کشاورزی ایران دارد. با این همه، توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی در این استان در سطح انتظار نیست. پژوهش حاضر، از نظر ماهیت، کاربردی و از نظر روش، از نوع تحقیقات توصیفی- تحلیلی بود که با هدف ارایه راهکارهای توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی در استان خوزستان اجرا شد. بدین منظور، پس از بررسی شرایط استان خوزستان، مشکلات و مسایل مربوط در قالب مصاحبه های حضوری و تلفنی و نیز با تکمیل پرسشنامه توسط مسیولان و کارشناسان ادارات دولتی (مانند غذا و دارو، جهاد کشاورزی، اداره صنعت و معدن، تجارت، شرکت شهرک های صنعتی خوزستان)، فعالان و مدیران کارخانه ها و کارگاه های صنایع تبدیلی  و تکمیلی در نقاط مختلف این استان (در مجموع، شامل 107 نفر) بررسی شد. پس از بررسی پرسشنامه ها و مصاحبه ها، تشکیل ماتریس داخلی (نقاط قوت و ضعف) و ماتریس خارجی (فرصت‏ها و تهدیدها) صورت گرفت. بدین ترتیب، توسعه فناوری و نوآوری با استفاده از توان علمی متخصصان با امتیاز موزون 170/0 به‏ عنوان مهم ترین عامل پیشبرنده و نابرابری در بهره مندی از تسهیلات و مقررات موجود و وجود برخوردهای سلیقه ای با امتیاز موزون 034/0 به ‏عنوان مهم ترین عامل بازدارنده در ماتریس سوات (SWOT) شناسایی شدند. مجموع امتیازات موزون در ماتریس عوامل داخلی (435/2) و عوامل خارجی (325/2) نشان‏ دهنده وضعیت نامناسب و کمتر از حد میانه این صنایع (برای هر کدام، 5/2) بود. در مرحله بعد، راهبرد های پیشنهادی به روش ماتریس برنامه ریزی راهبردی کمی بررسی و اولویت بندی شد که بر اساس آن، سه راهبرد «آمایش صنایع تبدیلی استان» (امتیاز 75/6)، «تلاش دولت در وضع قوانین و سیاست گذاری حمایتی» (امتیاز 34/6) و «پرداخت اعتبارات و وام های کم‏ بهره» (امتیاز 98/5) در اولویت قرار گرفتند. از این ‏رو، با وجود اهمیت مسیله آمایش به‏ ویژه در برنامه توسعه صنایع تبدیلی استان خوزستان، پیگیری سایر راهبرد ها نیز اهمیت دارد.
    کلیدواژگان: خوزستان (استان)، ماتریس برنامه ریزی راهبردی کمی (QSPM)، ماتریس سوات (SWOT)، صنایع تبدیلی و تکمیلی
  • دادگر محمدی صفحات 105-133
    با توجه به سهم قابل توجه گوشت مرغ در سبد غذایی خانوارها، قیمت تمام‏ شده و تغییرات آن برای مصرف کنندگان و تولیدکنندگان دارای اهمیت مالی است. در پژوهش حاضر، بر اساس بودجه فعالیت واحدهای مرغداری در استان فارس، قیمت تمام‏ شده مرغ زنده در ظرفیت های مختلف، فصول و انواع نظام های مکانیزاسیون محاسبه و تغییرات آن بررسی شد. همچنین، شاخص های سهم هزینه نهاده، اندازه بهینه تولید و نیز کشش های خودقیمتی و متقاطع با برآورد تابع هزینه محاسبه شدند. داده های مورد استفاده از 88 واحد مرغداری گوشتی به روش نمونه گیری تصادفی جمع آوری شد. نتایج مطالعه نشان داد که، قیمت تمام‏ شده مرغ زنده در فصل زمستان نسبت به سایر فصول بالاتر بوده و کاهش میانگین قیمت گوشت مرغ با افزایش ظرفیت های تولیدی حاکی از آن است که هرچه ظرفیت مزرعه کوچک تر باشد، تولید غیراقتصادی تر می‏شود و به کارگیری فناوری پیشرفته ‏تر در واحدهای مرغداری به افزایش هزینه های ثابت و قیمت تمام ‏شده محصول می ‏انجامد؛ مقدار کشش هزینه نسبت به تولید به ‏طور میانگین در حدود 876/0 بوده و از این ‏رو، تولید مرغ گوشتی در استان فارس دارای بازده صعودی نسبت به مقیاس است. همچنین، با محاسبه کشش های خود قیمتی، مشخص شد که تقاضای نهاده ها نسبت به تغییرات قیمت کشش ناپذیر بوده و مقادیر به دست ‏آمده از کشش جانشینی موریشما حاکی از قدرت انتخاب بسیار محدود صنعت مرغداری استان در جانشین کردن عوامل تولید با یکدیگر است. بنابراین، با توجه به پایین بودن قیمت تمام ‏شده در مرغداری های با ظرفیت بالاتر و صعودی بودن بازده نسبت به مقیاس، برنامه ریزی در راستای توسعه واحدهایی با مقیاس های بالاتر تولید ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: قیمت تمام‏ شده، عوامل موثر بر قیمت، اقتصاد مقیاس، مرغ گوشتی، فارس (استان)
  • مهری احمدی جاوید*، صادق خلیلیان، سید حبیب الله موسوی، حامد نجفی علمدارلو صفحات 135-162
    وجود نوسان‏های قیمتی و کاهش تولید در بخش کشاورزی امکان به خطر افتادن امنیت غذایی و سلامت جامعه و نارضایتی عمومی را دوچندان می کند؛ از این رو، تنظیم بازار این محصولات از مهم‏ترین دغدغه های سیاستگذاران بخش کشاورزی است. این مهم زمانی میسر خواهد بود که سیاست گذار، عوامل موثر بر تقاضا و حساسیت قیمتی خانوارها را به ‏خوبی درک کند. در پژوهش حاضر، به‏ منظور تخمین تقاضا، ضمن لحاظ متغیرهای جمعیت ‏شناختی، از یک نظام تقاضای تقریبا ایده آل با شاخص قیمت غیرخطی ترانسلوگ و رهیافت حداکثر آنتروپی تعمیم یافته استفاده شد. نتایج نشان داد که با افزایش بعد خانوار، مصرف برنج و غلات، تخم مرغ، روغن و شیر توسط خانوارها افزایش می یابد. همچنین، کشش های غیرجبرانی نشان دادند که تمامی کالاهای مورد بررسی در پژوهش حاضر، با توجه به ماهیت راهبردی آنها، کم کشش و البته، کالای ضروری به‏ شمار میروند؛ کمترین کشش مربوط به گروه برنج و غلات و بیشترین کشش مربوط به گروه گوشت قرمز است. با توجه به ضروری بودن گروه کالاهای مورد بررسی، داشتن چشم انداز بلندمدت برای تامین کالاهایی مثل برنج و غلات و انواع گوشت که مهم‏ترین منابع کسب کالری و پروتیین نحسوب می‏شوند، باید در دستور کار سیاستگذران قرار گیرد، به‏ گونه ای که تولیدکنندگان در برابر نوسان‏های ناگهانی بازار محافظت شوند.
    کلیدواژگان: تقاضای کالاهای راهبردی، متغیرهای جمعیت شناختی خانوار، حداکثر انتروپی تعمیم یافته(GME)
  • قادر دشتی*، مرتضی موسوی اسبق، جواد حسین زاد، الهه قاسمی صفحات 163-184
    برداشت بی ‏رویه و نامطلوب منابع آب در بسیاری از مناطق کشاورزی ایران به ویژه دشت مرند به عنوان یکی از قطب های کشاورزی استان آذربایجان شرقی، لزوم تخصیص بهینه منابع محدود آب و نیز ضرورت لحاظ راهبردهای مختلف آبیاری برای هر محصول را نمایان کرده است. بر این اساس، هدف مطالعه حاضر تعیین الگوی بهینه کشت محصولات زراعی با تاکید بر محدودیت منابع آب در دشت مرند بود. بدین منظور، از رهیافت برنامه ریزی ریاضی یعنی، الگوی برنامه ریزی کسری با اهداف چندگانه با بهره ‏گیری از رویکرد فازی استفاده شد. گردآوری داده های مورد نیاز نیز از طریق تکمیل پرسشنامه از 321 کشاورز منطقه صورت گرفت. نتایج نشان داد که الگوی بهینه کشت پایدار پیشنهادی حاصل از مدل یادشده، در مقایسه با مدل برنامه ریزی خطی، باعث کاهش درآمد ناخالص بهره برداران در کوتاه‏ مدت می شود. همچنین، بر اساس یافته های حاصل از الگوی برنامه ریزی کسری، مصرف آب به گونه ای صورت خواهد گرفت که عمدتا در ماه های مختلف، کمبودی از این حیث در منطقه وجود نداشته باشد؛ افزون بر این، مصرف کودهای شیمیایی و سموم در حداقل خود بوده و محصولات زراعی که نسبت به آب مصرفی سود ناخالص کمتری را حاصل می کنند، از الگوی کشت فعلی حذف و محصولات با صرفه اقتصادی بالا و نیاز آبی کم مانند زعفران که سازگار با اقلیم منطقه باشد، در الگوی کشت جایگزین می شوند. بر این اساس، ترویج روش های نوین آبیاری، توسعه کشت محصولات کم‏ آب بر و استفاده از آب صرفه جویی‏ شده در محصولات با بازده بالاتر در راستای بهره برداری پایدار از منابع آب توصیه می شود.
    کلیدواژگان: الگوی کشت، برنامه ریزی کسری، دشت مرند، محصولات زراعی، منابع آب
  • کامران معصومی، رضا اسفنجاری کناری*، محمدکریم معتمد صفحات 185-210

    شهرستان رودسر، به ‏لحاظ شرایط بوم ‏شناختی و تنوع بالای گیاهی، از توان مناسب در زمینه زنبورداری برخوردار است. زنبورداری، نسبت به سایر فعالیت های کشاورزی، به سرمایه کمتر و زمین محدودتری نیاز دارد. با این همه، زنبورداران عموما از درآمد نسبتا پایین تری برخوردارند و لازم است برای افزایش تولید و درآمد آنها تدابیری اندیشیده شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی کارآیی فنی واحدهای زنبورداری شهرستان رودسر انجام شد و گردآوری داده های پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی به‏ صورت حضوری و با تکمیل پرسشنامه از 150 زنبوردار در سال 1399 صورت گرفت. برای شناسایی داده های پرت  (Outliers)در مجموعه داده ها از روش ابر داده (Data Cloud)بهره گرفته شد. همچنین، برای تشخیص آزمون نوع بازده نسبت به مقیاس، از روش بوت‏استرپ و برای تخمین کارآیی فنی نسبت به مرز گروهی نیز از مدل تحلیل پوششی داده ها (DEA) استفاده شد؛ سرانجام، برای رتبه بندی واحدهای مورد مطالعه، از مدل ابرکارآیی بهره گرفته شد. بر اساس نتیجه آزمون های کولموگروف- اسمیرنوف و من ویتنی، زنبوردارانی که کوچ می کنند، نسبت به زنبور دارانی که کوچ نمی کنند (ساکن)، به ‏طور میانگین، از ابرکارآیی بالاتری برخوردارند. نتایج کارآیی فنی نیز نشان داد که با استفاده از نهاده های فعلی، امکان افزایش تولید عسل برای زنبوردارانی که کوچ می‏کنند (مهاجر)، به میزان 6/26 درصد و برای زنبوردارانی که کوچ نمی کنند (ساکن)، به میزان 7/34 درصد وجود دارد. در پایان، از آنجا که برخی از کشاورزان و باغداران، به ‏علت ناآگاهی از اهمیت گرده ‏افشانی زنبور عسل، اجازه استقرار کندوهای زنبورداران در مزارع و باغ های خود را نمی‏دهند، در قالب یک پیشنهاد، شایسته است که دولت و یا سازمان های غیردولتی، با انجام فعالیت های فرهنگی و ترویجی، گام هایی موثر در راستای آگاهی‏ بخشی بدین دسته از کشاورزان و باغداران در این زمینه بردارند.

    کلیدواژگان: شهرستان رودسر، ابر داده، بوت استرپ، ابر کارایی، کولموگروف - اسمیرنوف
  • ابوالفضل محمودی، بیتا زنجانی آبندانسری*، غلامرضا یاوری، محسن مهرآرا صفحات 211-232
    هدف پژوهش حاضر ارزش ‏گذاری اقتصادی خدمات زیست بوم زراعی شالیزارهای شهرستان قایم‏شهر با استفاده از الگوی لاجیت شرطی بود. بدین منظور، اطلاعات مورد نیاز از طریق تکمیل 252 پرسشنامه از شالی‏کاران و استفاده کنندگان از زیست ‏بوم شالیزار در مناطق شهری و روستایی به‏ صورت مصاحبه و مراجعه حضوری در سال 1400 جمع آوری شد. نتایج پژوهش نشان داد که برای بهبود وضعیت کارکرد زیست ‏بوم شالیزاری، پاسخ‏گویان به مشارکت در طرح‏های مربوط تمایل دارند، به‏ گونه‏ای که تمایل به پرداخت برای بهبود کارکردهای تولیدی و تفرجگاهی، به‏ ترتیب، برابر با 2843855 و 5118800 ریال برای هر خانوار در سال است؛ همچنین، ارزش اقتصادی کارکردهای تولیدی و تفرجگاهی، به ‏ترتیب، برابر با 292775 و 5/526980 میلیون ریال در سال برآورد و مجموع ارزش اقتصادی کارکردهای زیست ‏بوم شالیزار خانوارهای قایم‏شهری نیز برابر با 819755 میلیون ریال در سال محاسبه شد. از آنجا که از بین کارکردهای مورد مطالعه، کارکرد تفرجگاهی دارای بالاترین تمایل به پرداخت بود، بر اساس یافته های تحقیق، پیشنهاد می شود که متولیان این حوزه نسبت به ایجاد امکانات تفرجی لازم در مناطق مستعد شامل ایجاد دریاچه های مصنوعی، سایه ‏بان، ایجاد آلاچیق و بهبود وضعیت جاده ای با همکاری خیرین و کشاورزان و مردم منطقه سیاست‏ها و اقدامات لازم را به ‏عمل آورند.
    کلیدواژگان: کارکرد تفرجگاهی، قائمشهر (شهرستان)، آزمون انتخاب، ارزش گذاری اقتصادی
  • احمد سلیمانی پور*، سید محمد مهدوی نیا، محمدمهدی رشیدی صفحات 233-254

    در حال حاضر بازارهای بین المللی غیرنفتی برای کشور از اهمیت زیادی برخوردار بوده و اکثر سیاست های اقتصادی کشور در راستای رسیدن به اقتصاد بدون نفت و افزایش صادرات غیرنفتی تدوین شده اند. در این راستا یکی از مهم ترین بازارها، بازار محصولات کشاورزی به خصوص پسته می باشد. با این رویکرد پژوهش حاضر به بررسی تاثیر کیفیت و قیمت محصول بر توسعه صادرات پسته ایران پرداخته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و روش آن توصیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش نیز شامل دست اندرکاران چرخه فرآوری تا صادرات پسته می باشد که به نحوی در ارسال پسته ایران به بازارهای جهانی در سال 1400-1399 فعالیت داشته اند. در این رابطه با مراجعه به انجمن پسته ایران و بخش باغبانی وزارت کشاورزی تعداد 205 شرکت در این خصوص شناسایی و اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه از این شرکت ها جمع آوری شد. در نهایت نیز اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که میان دو متغیر کیفیت و قیمت با توسعه صادرات محصول پسته ایران رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. همچنین بر اساس نتایج، عامل کیفیت نسبت به قیمت تاثیر بیشتری بر توسعه صادرات پسته ایران دارد.

    کلیدواژگان: توسعه صادرات، کیفیت، قیمت، پسته، روش معادلات ساختاری (SEM)
|
  • Adalat Salim Odlou *, Atefeh Karimi, Amir Hossein Chizari Pages 1-22
    Eggs are one of the most important protein products with a special place in the food basket of Iranian households. The large changes in the price of this product can have a great impact on buyers and producers. A large share of the cost of egg production is related to the consumption of two inputs, soy and corn; therefore, the final price and fluctuations in the price of eggs are highly dependent on the prices of these two inputs and their fluctuations. In this research, by using bounds-testing, the long-term and short-term relationships between egg prices and soybean and corn prices were explored, as well as the effect of the price shocks of these inputs in the egg market. This test was carried out in the form of Autoregressive Distributed Lag (ARDL) and the presence of cointegration relationship between the variables in different modes was investigated. Since the lack of long-term relationship between the variables was rejected in all three studied modes, the Vector Error Correction Model (VECM) was found to be suitable for investigating the shocks on the egg market. The study results showed that the shocks on soybean prices had the greatest effect on the fluctuation of egg prices in the short term, and in the long term, the leadership of the egg price (increase or decrease in the price of eggs) was done by the shocks on the corn market. Therefore, it is suggested that in the short term, the policy-maker should prevent the transfer of shocks from the soy market to eggs by adopting suitable tariff policies (variable tariff appropriate to fluctuations in global input prices); in addition, with the development of corn cultivation in areas susceptible to cultivation, the need to import this product would be minimized, because with self-sufficiency in corn production, the impact of global shocks on the market of this product and the egg market will be reduced, and it will be easier to control domestic shocks than the global shocks.
    Keywords: Bounds Testing, Vector Error Correction Model (VECM), Egg, SOYBEAN MEAL, Corn
  • Elham Kanani, Zahra Dehghan Shabani * Pages 25-48
    Iran has an arid and semi-arid climate and is on the verge of a severe water crisis. Therefore, solutions should be sought to save water consumption, especially in sectors such as agriculture with a high share of water consumption. A virtual water exchange strategy is one of the suitable methods to save water in the agricultural sector. Attention to water resources, economic factors, technology and transportation, society, and environment is necessary to examine the suitability of virtual water exchange plans among regions. In this regard, this study aimed at constructing a composite index using Principal Components Analysis (PCA) method and the data of 2014 as well as investigating the virtual water exchange through the group of pulses products and the suitability of the virtual water exchange plans in pulses for each province of Iran based on the constructed composite index. The results showed that for the exchange of virtual water through the lentil crop, the provinces of East Azerbaijan, Fars, Qazvin, Ardabil, Chaharmahal and Bakhtiari, Zanjan, Semnan and Kohgiluyeh and Boyer Ahmad and for the bean crop, the provinces of Chaharmahal and Bakhtiari, Kohgiluyeh and Boyer Ahmad, Zanjan, Fars, Lorestan and Markazi, and also, for the chickpea crop, the provinces of East Azarbaijan, Zanjan, Fars and Kermanshah had medium to high status. Therefore, policy makers can use these results in designing the appropriate cultivation pattern and formulating policies for optimal allocation and increasing water productivity in Iran's provinces.
    Keywords: Virtual Water, principal component analysis (PCA), Agricultural Products
  • Atabak Kazempour Kahriz, Hame Rafiee *, Seyede Tahereh Ghaem Maghami, Hossein Noroozi, Ahmad Ghasemi Pages 49-72
    In Iran, due to the low capital requirement of beekeeping as well as the presence of many natural pastures with nectar-producing and pollinating plant species, this activity is very important. For a long time, honey has been known as one of the most widely consumed food products, which is considered as the most widespread traditional medicine in the country due to its unique medicinal properties. Therefore, this study aimed at investigating the export performance of Iranian honey and prioritizing its target markets. For this purpose, the comparative advantage of honey export was first calculated using the Revealed Comparative Advantage (RCA) and Revealed Symmetric Comparative Advantage (RSCA) indices during 2001-2018 and the structure of Iran's honey export market was determined using the Herfindahl-Hirschman index (HHI). Then, numerical taxonomy method was used to prioritize actual honey export markets. The results showed that the comparative advantage of honey fluctuated in the studied years and the competitive risk for Iranian honey exporters was higher than competitors as well as during the studied period, until 2008, the export market of world honey had a multilateral monopoly structure and from 2009 to 2018, it had an open multilateral monopoly structure, and the structure of Iran's honey export market and also the structure of the world honey import market were of a multilateral monopoly during this period. According to the studied indicators, the study results showed that the markets of Saudi Arabia, Iraq, UAE and Malaysia were considered as the best markets for Iranian honey. Therefore, according to the target countries introduced based on the results of the prioritization in this study, it is appropriate that while paying attention to the private sector and supporting its active presence in these countries, the export market should be moved away from focusing on a few limited and traditional markets and also monopolizing in the purchase of target markets while being directed towards diversification in these markets.
    Keywords: Multilateral Monopoly, export, Advantage, Concentration Ratio, Herfindahl-Hirschman index (HHI)
  • Maryam Ravaghi *, Leila Behbahani, Vahid Yaghobi Pages 73-104
    Agro-processing industries play an important role in contributing to sustained growth and development. The agro-industries provide value added products with less wastes along with generating more employment opportunities and net income. The scope of the agro-processing industry involves all processes from farm to fork. Khuzestan province of Iran has a special place in agriculture of the country, due to its climate, productive areas and large and permanent rivers flow; however, the development of agro-processing industries in this province is not at the expected level. This study was an applied research in terms of nature and a descriptive analytic one in terms of methodology and it aimed at providing solutions for development of food processing industries in Khuzestan province. For this purpose, situations and problems were identified using phone and face to face interviews through the questionnaires completed by Khuzestan government employees (food and drug administration, agriculture-Jahad organization, department of industry and trade and mines, industrial estate company) as well as industrial experts and top executives of food processing plants (totally, 107 people). After checking interviews texts and questionnaires, internal matrix (strengths and weaknesses) and external matrix (opportunities and threats) were verified. Finally, suggested strategies using Quantitative Strategic Planning Matrix (QSPM) were prioritized. As shown by the study results, the development of technology and innovation using the scientific power of experts with balanced score of 0.170 and inequality in benefiting from existing facilities and regulations and the existence of personal preferences with balanced score of 0.034 were identified as the most important driving factor and hampering factor, respectively. As final scores of 2.435 for internal factors and 2.325 for external ones were less than median (2.5 for either factors), food industries in Khuzestan were not in good situations. Suggested strategies according to QSPM were ranked and three strategies of "land use planning challenge for food industries" (6.75), "the government's efforts in supporting laws and policies" (6.34) and "payment of credits and low interest loans" (5.98) were ranked higher in scores. It might be concluded that the food industries in Khuzestan province were not in good situation and the producers face many challenges. Therefore, though the land use planning challenge for the food industries is an important issue, other strategies should also be followed.
    Keywords: Khuzestan (Province), Quantitative Strategic Planning Matrix (QSPM), SWOT, Food industries
  • Dadgar Mohamadi Pages 105-133
    Given the significant share of chicken meat in the food basket of households, the fiull price and its changes are of financial importance for consumers and producers. In this study, based on the budget of poultry farming units in Fars province of Iran, the cost price of live broiler in different capacities, seasons and types of mechanization systems was calculated and its changes were investigated. Also, the indicators of input cost share, optimal production size, as well as self-price and cross elasticities were calculated by estimating the cost function. The data used were collected from 88 broiler units by random sampling method. The study results showed that the full price of live broiler in the winter season is higher than other seasons, and the decrease in the average price of chicken meat with the increase in production capacity indicated that the smaller the capacity of the farm, the more uneconomical the production becomes, and the use of more modern technology in poultry units would lead to an increase in fixed costs and the full price of the product; the value of cost elasticity in relation to production is on average around 0.876 and therefore, the production of live broiler in Fars province has an upward return to scale. In addition, by calculating the price elasticities, it was found that the input demand was inelastic to price changes and also, the values obtained from Morishma elasticity of substitution indicated the very limited power of choice of the province's poultry industry in substituting production factors with each other. Therefore, due to the low price in live broiler farms with higher capacity and the upward efficiency compared to the scale, it is necessary to plan for developing the units with higher production scales.
    Keywords: Cost Price, Factors, Affecting the Price, Economies of Scale, Broiler, Fars (Province)
  • Mehri Ahmadi Javid *, Sadegh Khalilian, Seyed Habiballah Mousavi, Hamed Najafi Alamdarloo Pages 135-162
    The price fluctuations and reduction of production in the agricultural sector tend to double the possibility of jeopardizing food security and community health and public dissatisfaction; therefore, regulating the market of these products is one of the most important concerns of policymakers in the agricultural sector, which will be possible when the policymaker understands well the factors affecting the demand and price sensitivity of households. In this study, in order to estimate the demand, while taking into account the demographic variables, an Almost Ideal Demand System (AIDS) with the translog nonlinear price index and the Generalized Maximum Entropy (GME) approach was used. The results showed that with the increase in the size of a household, the consumption of rice and cereals, eggs, oil and milk by the household would increase. Also, non-compensatory elasticity showed that all the communities examined in the current research, due to their strategic nature, were of low-elasticity and, of course, they were essential communities; the lowest elasticity was related to the rice and cereal group and the highest elasticity was related to the red meat group. Considering the necessity of the examined group of communities, having a long-term vision for supplying communities such as rice, grains and types of meat, which are considered as the most important sources of calories and protein, should be on the policymakers' agenda, so that the producers are protected against sudden fluctuations in the market.
    Keywords: strategic commodities demand, Household Demographic, variables, Generalized Maximum Entropy (GME)
  • Ghader Dashti *, Morteza Mousavi Asbagh, Javad Hossein Zad, Elahe Ghasemi Pages 163-184
    Excessive and undesirable extraction of water resources in many agricultural areas of Iran, especially Marand Plain as one of the agricultural poles of East Azerbaijan province, has revealed the necessity of optimal allocation of limited water resources and the necessity of different irrigation strategies for each crop. Accordingly, this study aimed at determining the optimal cropping pattern of crops with emphasis on water resources limitation in Marand Plain. For this purpose, a fractional programming model with multiple objectives was used to evaluate the relative efficiency of agricultural sustainability. According to the study results, the optimal pattern of sustainable cultivation of the proposed model would reduce the gross income of farmers in the short run, compared with that of the linear programming model; also , based on the results of the model, the water consumption deficit programming model would be done so that there might be no shortage of water in different months while the consumption of harmful chemicals such as chemical fertilizers and pesticides would be at its minimum aa well as eliminating the crops which produce less gross profit than that of the water use pattern from the current cropping pattern and including the crops with low economic cost and low water requirement such as saffron which are compatible with the region's climate. Accordingly, the role of agricultural extension in training modern methods of irrigation, education of scientific agricultural production methods and the role of agriculture in the appropriate use of water saving technologies, the use of saved water in products with higher returns while increasing the area under cultivation such as saffron are more evident to achieve the sustainable agriculture.
    Keywords: Cropping pattern, Crop Products, Fractinal Programming, Marand Plain, Water resources
  • Kamran Masumi, Reza Esfanjari Kenari *, Mohammad Karim Motamed Pages 185-210

    Roudsar County of Guilan province in Iran, due to its ecological conditions and high diversity of plants, has a suitable potential in the field of beekeeping which requires less capital and limited land than other agricultural activities. However, beekeepers generally have a relatively lower income and it is necessary to think of measures to increase their production and income. This study aimed at investigating the technical efficiency of the beekeeping units in Roudsar County, and the required data was collected using the random sampling method in person and by completing a questionnaire from 150 beekeepers in 2020. Metadata method was used to identify outliers in the dataset. Also, the bootstrap method was used to determine the type of return to scale test, and the data envelopment analysis model was used to estimate the technical efficiency compared to the group boundary; finally, the super-efficiency model was used to rank the studied units. According to the Kolmogorov-Smirnov test results, the beekeepers who migrate have higher super-efficiency than the beekeepers who do not migrate. The results of technical efficiency also showed that by using current inputs, it is possible to increase honey production by 26.6 percent for the migrating beekeepers and by 34.7 percent for the non-migrating beekeepers. In the end, since some farmers and gardeners do not allow the beekeepers' hives to be placed in their fields and gardens, within a suggestion, it is appropriate that the government or non-governmental organizations, by carrying out cultural and extension activities, take effective steps in order to raise awareness in this field.

    Keywords: Rudsar County, Data Cloud, Bootstrap, Super Efficiency, Kolmogorov-Smirnov
  • A. Mahmoodi, B. Zangany Abandansary *, Gh. Yavari, M. Mehrara Pages 211-232
    This study aimed at evaluating the economic valuation of agricultural ecosystem services of paddy fields in Qaimshahr County of Iran using the conditional logit model. For this purpose, the required information was collected through the questionnaires completed by 252 rice farmers and users of the rice field ecosystem in urban and rural areas within interviews and face-to-face visits in 1400. The study results showed that in order to improve the functioning of the rice paddy ecosystem, the respondents were willing to participate in the related projects, so that the willingness to pay to improve the production and recreational functions, respectively, were equal to 2,843,855 and 5,118,800 IRI rials for each household per year; in addition, the economic value of production and resort functions, respectively, were estimated as 292,775 and 526,980.5 million IRI rials per year, and the total economic value of the functions of the rice paddy ecosystem of Qaimshahri households was calculated as 819,755 million IRI rials per year. Since among the studied functions, the resort function had the highest willingness to pay, based on the findings of the research, it is suggested that the authorities of this area should create the necessary recreational facilities in prone areas, including the creation of artificial lakes and shade, creating the gazebos as well as improvement of the road condition with the cooperation of charity donors, farmers and the people of the region to carry out the necessary policies and measures.
    Keywords: Resort function, Qaemshahr (County), Choice Experiment, Economic Valuation
  • Ahmad Soleymani Pour *, Sayed Mohammad Mahdavi Niya, Medi Rashidi Pages 233-254

    The main purpose of this study was to investigate the relationship between factors related to product and price with the development of Iranian pistachio exports. This research was descriptive and correlational in terms of applied purpose and method. The study population was those involved in the industry in the fields of production, processing and services, trade and packaging and export, which according to the table of Georgia and Morgan, the sample size was equal to 205 people. A researcher-made questionnaire was used in this study to examine the research variables. The face and content validity of the questionnaire was confirmed. In the present study, the content validity of the questionnaire has been estimated using the opinions of supervisors and several thematic experts. Formal validity was also confirmed by several respondents. The reliability of the research questionnaire was calculated by Cronbach's alpha, which was more than 0.7 for all dimensions of the questionnaire. Data analysis was performed by SPSS and Smart PLS software. The results showed that there is a significant relationship between product characteristics and price with export development. The results also showed that the product factor has a greater impact on the development of pistachio exports than price

    Keywords: export development, quality, Price, pistachio, Structural Equation Modeling (SEM) Method