فهرست مطالب

مجله دانش گیاه پزشکی ایران
سال پنجاه و چهارم شماره 1 (بهار و تابستان 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/06/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • فاطمه تدین راد، لیلا ابراهیمی* صفحات 4-17

    قارچ Macrophomina phaseolina عامل بیماری پوسیدگی ذغالی، پوسیدگی ساقه و گیاهچه است که سالانه باعث خسارت اقتصادی در بیش از 500 گونه گیاهی از جمله گوجه فرنگی و طالبی در سرتاسر دنیا می شود. از مهم ترین و موثرترین روش های مبارزه جایگزین برای سموم شیمیایی و کاهش خطرات ناشی از آن، مهار زیستی با عوامل مختلف از جمله قارچ های اندوفیت می باشد. در مطالعه حاضر، تاثیر چند قارچ اندوفیت روی بیماری پوسیدگی ذغالی و شاخص های رشدی گیاه گوجه فرنگی و طالبی بررسی شد. در آزمون کشت متقابل، از بین دوازده گونه اندوفیت، پنج جدایه شامل Chaetomium globosum 2S1، Ch. globosum 3L2، Fusarium fujikuroi 37F6، Fusarium acuminatum GO2L1 و Fusarium incarnatum 25S3 که بیشترین میزان بازدارندگی از رشد رویشی قارچ بیمارگر را داشتند، برای آزمون ها انتخاب شدند. در آزمون ترکیبات فرار، همه جدایه های اندوفیت بیش از 90 درصد بازدارندگی از رشد رویشی قارچ بیمارگر را نشان دادند. در آزمون مهار زیستی بیماری در شرایط گلخانه ای، همه جدایه های قارچی به غیر از F. fujikori 37F6 به طور کامل از وقوع بیماری روی هر دو گیاه گوجه فرنگی و طالبی جلوگیری کردند. در ارزیابی شاخص های رشدی و با مقایسه گیاهان تیمار شده با شاهد آلوده و سالم، اثرات مثبتی از جدایه های اندوفیتی منتخب در ارتقاء شاخص های رشدی گیاهچه های هر دو گونه محصول زراعی مشاهده نشد. با این حال، آن ها اثرات سوء عامل بیماری زا را کاهش داده و در نتیجه باعث کاهش علایم بیماری پوسیدگی ذغالی شدند. جداسازی مجدد جدایه های اندوفیت از دو گیاه طالبی و گوجه فرنگی مایه زنی شده نشان داد که جدایه های مورد ارزیابی توانایی اندوفیت شدن در بافت گیاهی را دارند.

    کلیدواژگان: آنتاگونیست، ترکیبات فرار، قارچ اندوفیت، مهار زیستی، Macrophomina phaseolina
  • کیمیا آقازاده، سولماز عظیمی*، پریسا لطف الهی صفحات 19-31
    کنه‏ های بالاخانواده Eriophyoidea همگی گیاه ‏خوارند و به کنه‏ های گال ‏زا یا کنه‏‏ های زنگ معروف هستند. این کنه ها آفات گیاهی و همچنین ناقل بیمارگر های گیاهی هستند. به منظور مطالعه تنوع گونه ای کنه های اریوفیویید نمونه برداری ها در طی دو نوبت در سال های 1400-1399 از باغات، مزارع و مراتع هشت روستای شهرستان ماکو انجام شد. پس از اتمام شناسایی و شمارش نمونه ها، با در نظر گرفتن تعداد و فراوانی گونه ها، شاخص های تنوع گونه ای اعم از شاخص تنوع شانون، سیمپسون و مارگالف در هر ایستگاه محاسبه شدند. در این تحقیق در مجموع 35 گونه از 12 جنس متعلق به پنج قبیله و دو زیر خانواده، از روستاهای مختلف ماکو جمع آوری و شناسایی شد. به نظر می رسد بر خلاف تصور، تغییرات اقلیمی و کمی بارش در سال 1399 تنوع گونه ای گیاهان مرتعی را تحت تاثیر قرار داده است که همین امر منجر به کاهش شاخص های تنوع اکوسیستم مرتع در مقایسه با سایر اکوسیستم هایی شده است که برنامه منظم آبیاری داشته اند. روستای هندور بالاترین مقدار شاخص شانن_وینر را به خود اختصاص داد، همچنین این روستا کمترین شاخص سیمپسون را نشان داد که کاهش مقدار این شاخص بیانگر توزیع مناسب افراد و افزونی تنوع گونه ای است. همچنین بررسی اکوسیستم های مختلف شهرستان ماکو نشان داد که شاخص شانن وینر کنه های Eriophyoidea در اکوسیستم باغی در سطح احتمال 5 درصد به طور معنی داری در مقایسه با اکوسیستم زراعی و مرتعی بیشتر است و نیز تنوع گونه ای زیاد در اکوسیستم باغی سبب افزایش شاخص مارگالف این اکوسیستم نسبت به دو اکوسیستم دیگر شده است. افزایش تنوع این کنه ها در اکوسیستم باغی این ذهنیت ناشی از مطالعات پیشین را ایجاد می کند که امکان دارد در طول چندین سال شاهد تغییر رفتار و ترجیح میزبان کنه های اریوفیویید از روی برخی گونه های گیاهی غیرمثمر و علف های هرز  به سمت گیاهان مثمر باشیم.
    کلیدواژگان: کنه ها، تنوع زیستی، شانون وینر، فراوانی
  • مژگان قربی، حسن مومنی*، ورهرام رشیدی، فهیمه نظری، علیرضا احمدزاده صفحات 33-46
    بیماری لکه خرمایی ناشی از قارچ بیماریزای Pyrenophora tritici-repentis یک بیماری مخرب در مناطق تولید گندم در دنیا است. این بیماری در استان های گلستان، مازندران و مناطق شمالی استان اردبیل از شیوع و گستردگی بالایی برخوردار است. به دلیل عدم وجود ارقام مقاوم مناسب در کشور خسارت بیماری بالاست. در این تحقیق ارزیابی مقاومت 50 لاین گندم متعلق به خزانه 9HLBSN مرکز بین المللی تحقیقات ذرت و گندم سیمیت نسبت به نژاد یک عامل بیماری لکه خرمایی مورد بررسی قرار گرفت. با وادار کردن جدایه های قارچی به تولید کنیدیوم های فراوان، استقرار آلودگی روی گیاهچه های گندم از طریق مایه زنی سوسپانسیون کنیدیوم های قارچ انجام گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که لاین های شماره 1، 17، 18، 22، 25، 29، 33، 34، 35، 36، 37، 38، 44، 45 و 47 واکنش حساسیت و سایر لاین ها که معادل 70% لاین های مورد بررسی بود، واکنش مقاومت نشان دادند.  ضمنا میانگین شاخص بیماری در لاین های مختلف محاسبه و مقایسه گردید. از نظر میانگین شاخص بیماری روی لاین های مورد ارزیابی، 13 گروه به دست آمد که به ترتیب دارای 8، 8، 8، 4، 3، 5، 12، 23، 24، 28، 28، 26 و 22 عضو بودند. با توجه به حساسیت اغلب ارقام تجاری کشور به این بیماری، لاین های مقاوم به دست آمده در این تحقیق منابع مقاومت خوبی برای استفاده در برنامه های به نژادی گندم هستند.
    کلیدواژگان: Pyrenophora tritici-repentis، ارزیابی، بیمارگر، گندم، مقاومت
  • ناصر امانی فر* صفحات 47-58
    بیماری شانکر باکتریایی درختان میوه هسته دار (Pss) Pseudomonas syringae pv. syringae با عوامل متعددی از جمله نماتدهای حلقه ای برهمکنش دارد. در این تحقیق، اثر آلودگی تنها و توام Mesocriconema xenoplax (Mx)  و Pss، در شرایط گلخانه داخل گلدان، در ایجاد شانکر باکتریایی هلو روی پایه-های رویشی GN و GF677، به ترتیب متحمل و حساس به Mx، مورد بررسی قرار گرفت. برای انجام این آزمایش، از نهال های یک ساله رقم زعفرانی هلو (حساس به Pss)، پیوند شده روی دو پایه فوق استفاده شد. تیمارهای آزمایش شامل مایه زنی با نماتد، مایه زنی با باکتری و مایه زنی توام با هر دو بیمارگر بودند. آزمایش به صورت فاکتوریل درقالب طرح کاملا تصادفی با پنج تکرار انجام شد. نتایج نشان از تفاوت معنی داری بین دو پایه GN و GF677، از نظر واکنش به هر یک از تیمارها بر اساس شاخص های فوق بود. در هر دو پایه، در آلودگی توام با Mx و Pss، شدت شانکر و مرگ جوانه بیشتر از مایه زنی با Pss به تنهایی بود. در آلودگی توام با هر دو بیمارگر نهال های با پایه GF677 ، میزان پیشرفت شانکر تا حدود 30 سانتیمتر بود و حتی مرگ سرشاخه نیز مشاهده گردید. در مایه زنی منفرد با Mx و Pss بین دو پایه، تفاوت معنی داری به ترتیب برای جمعیت نماتد و شدت بیماری وجود داشت. بر این اساس می توان گفت که Mx  یکی از عوامل هم افزایی برای تشدید بیماری شانکر باکتریایی ناشی از Pss در هلو، به ویژه در پایه حساس،  می باشد.
    کلیدواژگان: برهمکنش، پایه های رویشی، شانکر، هلو
  • مجید محمدنژاد هاوستین، قدرت الله صباحی*، علیرضا بندانی، عزیز شیخی گرجان صفحات 59-75

    سفیدبالک پنبه بانام علمی Bemisia tabaci (Gennadius) (Hemiptera: Aleyrodidae)  از آفات مهم محصولات کشاورزی است که خسارت اقتصادی زیادی ایجاد می کند. در این پژوهش اثر ترکیب اسپیروتترامات روی سه مرحله مختلف رشدی آفت در چند جمعیت آن، که از استان های مختلف کشور جمع آوری شده بود، مورد مطالعه قرار گرفت. زیست سنجی به روش غوطه وری دیسک برگی انجام شد. نتایج نشان دهنده حساسیت بیشتر مرحله پوره سن دو نسبت به مرحله حشره بالغ و مرحله تخم بود؛ درحالی که مرحله حشره کامل کمترین حساسیت را نسبت به اسپیروتترامات نشان داد. بیشترین نرخ مقاومت در مراحل مختلف رشدی، در جمعیت جیرفت مشاهده شد، نسبت مقاومت در حشرات کامل جمعیت های کرج، یزد، پیشوا و جیرفت به ترتیب 6/7، 2/6، 2/4 و 6/9 و در پوره سن دوم به ترتیب 2 ، 2/2، 1/2 و 5/5 محاسبه شد. بررسی آنزیم های سم زدا حاکی از میزان فعالیت بیشتر آنزیم های مونواکسیژناز (43/3 برابر جمعیت پایه) در جمعیت مقاوم جیرفت نسبت به جمعیت مرند بود که نشان دهنده نقش موثر این آنزیم در ایجاد مقاومت به این حشره کش است. با توجه به نتایج به دست آمده برای جلوگیری از بروز مقاومت استفاده از ترکیبات شیمیایی با شیوه تاثیر متفاوت، که ضمن اثرگذاری بر مراحل مختلف رشدی، بتواند از بروز مقاومت تقاطعی جلوگیری کند، کاملا ضروری است.

    کلیدواژگان: اسپیروتترامات، سفیدبالک پنبه، سم زدایی متابولیکی، مقاومت
  • سعید میرزایی*، مسعود احمدی افزادی، محمدرضا لشکری، بتول صادقی صفحات 77-100
    سویا یکی از مهم ترین دانه‎ های روغنی در جهان است که نیمی از پروتیین و روغن گیاهی مصرفی انسان را تامین می کند. بیماری پوسیدگی زغالی و پوسیدگی طوقه و ریشه سویا ناشی از Macrophomina phaseolina و Phytophthora sojae از مهم ترین بیماری های سویا هستند که باعث کاهش کمی و کیفی عملکرد محصول می شوند. راهبرد مهار زیستی با استفاده از خانواده Actinobacteria، به ویژه اعضای جنس Streptomyces و در خانواده Hypocreaceae، جنس Trichoderma، به عنوان یک روش امیدوارکننده برای مدیریت بیماری ها و آفات در نظر گرفته می شود. در این مطالعه فعالیت مهار زیستی یک جدایه استرپتومایسس و یک جدایه تریکودرمای جداسازی شده از خاک باغات استان کرمان در برابر قارچ های بیمارگرM. phaseolina و P. sojae مورد ارزیابی قرار گرفت. آزمایش ها در آزمایشگاه بر پایه طرح کاملاتصادفی با سه تکرار انجام شد. تجزیه و تحلیل توالی 16s rDNA و ناحیه ITS نشان داد که  Streptomyces sp.جدایه 23 وTrichoderma sp. جدایه1 به ترتیب متعلق به S. bacillaris وT. Longibrachiatum  می باشند. نتایج روش کشت دوگانه و آزمون متابولیت های فرار نشان داد که S. bacillaris جدایه23 و T. longibrachiatum جدایه1 بطور معنی داری از رشد M. phaseolina و P. sojae جلوگیری کردند. در هر دو آزمون، دو عامل بیوکنترل مورد استفاده اثر بازدارندگی بیشتری بر روی رشد میسلیومیP. sojae در مقایسه با M. phaseolina از خود نشان دادند.
    کلیدواژگان: اکتینوباکتریا، بیماری پوسیدگی زغالی، سویا، کنترل زیستی
  • رضا مقصودی، سعید نصرالله نژاد، سیروس آقاجانزاده*، سید مهدی بنی هاشمیان صفحات 101-113

    ویروس رگبرگ روشنی زرد مرکبات از جنس  Mandarivirus است که بعضی از ارقام مرکبات را آلوده کرده و موجب خسارت می شود. در این مطالعه، انتقال این ویروس توسط شته سبز مرکبات (spiraecola Aphis)، شته جالیز (A. gossypii)  و شته سیاه مرکبات (Toxoptera aurantii)  مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 30 شته بالغ از هر گونه پس از 24 ساعت تغذیه گیرش روی پرشین لایم آلوده به ویروس، به مدت 24 و 48 ساعت برای تغذیه دهش روی گیاهچه های اورکالمون (Citrus limon cv. Eureka)  منتقل شدند. شش ماه پس از انتقال، شمارش گیاهان دارای علایم تفکیک انجام شد و آلودگی آنها با آزمون آر.تی .پی .سی. آر دو مرحله ای مورد تایید قرار گرفت. در آزمون اول میزان انتقال ویروس در مدت 24 ساعت تغذیه گیرش و دهش ویروس برای شته سبز مرکبات، جالیز و سیاه مرکبات به ترتیب 67/16، 33/13 و 67/26 درصد و در مدت 24 ساعت تغذیه گیرش و 48 ساعت تغذیه دهش ویروس به ترتیب 33/23، 20 و 33/33 درصد محاسبه شد. با افزایش مدت زمان تغذیه شته ها از گیاهان گیرنده ویروس از 24 ساعت به 48 ساعت،  میزان انتقال افزایش یافت. در آزمون دوم با مدت زمان نامعلوم تغذیه گیرش توسط هر سه گونه شته روی درختان پرشین لایم آلوده به ویروس در باغ تحت شرایط طبیعی و 24 و 48 ساعت تغذیه دهش روی اورکالمون سالم در گلخانه، مشخص شد که شته های مورد آزمایش قابلیت انتقال ویروس را داشتند. مطالعه حاضر تایید کرد که شته های مورد آزمایش، تحت شرایط کنترل شده قادرند ویروس رگبرگ روشنی زرد مرکبات را از پرشین لایم به اورکالمون منتقل کنند.

    کلیدواژگان: اورکالمون، پرشین لایم، شته، ویروس
  • طاها رستمی، صمد جمالی* صفحات 115-127
    شناسایی دقیق گونه های میزبان برای تشخیص بیماری و اتخاذ استراتژی صحیح مدیریت آن بسیار مهم است. گونه Paecilomyces formosus، عامل سرخشکیدگی و زوال بلوط، تهدیدی نوظهور است که ممکن است در آینده جنگل های زاگرس ایران را در معرض خطر جدی قرار دهد. در این مطالعه از واکنش زنجیره ای پلیمراز تودرتو با جفت آغازگرهای اختصاصی PaMF و PaMR طراحی شده از مقایسه توالی های نوکلیوتیدی ناحیه نسخه برداری شده داخلی DNA ریبوزومی هسته ای (ITS) گونه P. formosus و سایر آرایه های نزدیک، برای تشخیص این گونه استفاده شد. برای این منظور نمونه برداری از درختان جنگلی با علایم سرخشکیدگی در دو استان کرمانشاه و ایلام صورت گرفت. جدایه های Paecilomyces با استفاده از ویژگی های ریخت شناختی، تولید اسید روی محیط کشت کراتین سوکروز آگار و توالی یابی ناحیه ITS-rDNA و قسمتی از ژن بتاتوبولین شناسایی گردیدند.  با استفاده از واکنش زنجیره ای پلیمراز تودرتو، باند 441 جفت بازی منحصرا از DNA ژنومی P. formosus تکثیر شد و هیچ باندی برای سایر گونه ها و از جمله گونه P. variotii مشاهده نشد. روش واکنش زنجیره ای پلیمراز تودرتو می تواند 100 پیکوگرم از DNA ژنومی P. formosus را ردیابی کند. شصت درخت از هفت منطقه درجنگل های زاگرس با علایم سرخشکیدگی مورد ارزیابی قرار گرفت که گونه های گیاهی کرف (Acer sp.)، بلوط لبنانی (Quercus libani)، کیکم (کرکو) (Acer monspessulanum)، کنار (Ziziphus spina-christi)، انجیر  (Ficus carica)، پلت (Acer sp.)، تنگس (Amygdalus lycioides)، گز (Tamarix ramosissima)، آلبالوی وحشی(Cerasus microcarpa)  و گیلاس وحشی (Cerasus avium)  برای اولین بار به عنوان میزبان های جدید برای P. formosus گزارش می شوند. تایید بیماریزایی جدایه ها با مایه زنی روی شاخه های بریده و شاخه های سالم درختان انجام شد. آغازگرهای اختصاصی طراحی شده در این تحقیق می تواند برای ردیابی سریع و مطمین P. formosus، پایش همه گیری ها و اتخاذ استراتژی های صحیح مدیریتی در جنگل های زاگرس مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: دامنه میزبانی، Paecilomyces maximus، سرخشکیدگی، جنگلهای بلوط
  • حمیده طبسیان، شیلا گلدسته*، غلامحسین مروج، الهام صنعتگر، محمد قدمیاری صفحات 129-146
    شته روسی گندم، Diuraphis noxia، یکی از آفات اقتصادی و چند خوار غلات است که در معرض ترکیبات شیمیایی متنوعی از جمله فنول ها قرار می گیرد. در این تحقیق برای بررسی تاثیر احتمالی محتوای فنولی میزبان بر کارآیی کنترل شیمیایی، حساسیت به ایمیداکلوپرید در شته های پرورش یافته روی ارقام گندم (شیرودی و گاسکوژن) و تریتیکاله (سناباد و جوانیلو 92) به روش زیست سنجی گلخانه ای مورد بررسی قرار گرفت. مقادیر LC50 ایمیداکلوپرید علیه جمعیت های مذکور به ترتیب 41/2، 56/3، 89/4 و 73/5 میلی گرم ماده موثره بر لیتر بدست آمد. لذا بیشترین حساسیت به ایمیداکلوپرید به جمعیت شیرودی تعلق گرفت. بر اساس مطالعات بیوشیمیایی، فعالیت آلفا و بتا استراز ها، گلوتاتیون اس ترانسفرازها و سیتوکروم P450 برای جمعیت گاسکوژن به ترتیب، 32/1، 16/1، 16/1 و 5/1 برابر جمعیت شیرودی بود. این نسبت برای جمعیت سناباد به ترتیب 82/1و 96/1، 4/1 و 2 و برای جمعیت جوانیلو 92 به ترتیب 09/2، 48/2، 51/1 و 25/2 بدست آمد. فزون بر این، محتوای فنولی ارقام مذکور به ترتیب 19/2، 71/2، 48/3 و 87/3 میلی گرم به ازای هر گرم برگ برآورد شد. تجزیه و تحلیل داده ها، همبستگی مثبت و معنی داری بین محتوای فنولی گیاهان با موارد مورد پژوهش را نشان داد. با توجه به روابط بیوشیمیایی بین D. noxia و گیاهان میزبان آن می توان مقدار ترکیبات فنولی غلات را به عنوان شاخصی مناسب برای پیش بینی پاسخ این شته به ایمیداکلوپرید معرفی کرد.
    کلیدواژگان: زیست سنجی گلخانهای، سیتوکروم P450، شته روسی گندم، کربوکسیل استرازها، گلوتاتیون اس-ترانسفرازها
  • مرتضی الهیاری* صفحات 147-160

    سن سبز پسته Acrosternum arabicum Wagner (Hem: Pentatomidae) به دلیل ایجاد خسارت کمی و کیفی در باغ های پسته از اهمیت بالایی برخوردار است. برای پرورش این حشره از جیره های غذایی مختلفی استفاده شده است ولی نگهداری دایمی این آفت امکان پذیر نبوده است. در این تحقیق با استفاده از یک غذای مصنوعی، اهمیت تغذیه ای مواد مختلف بکار رفته، تخم آفتابگردان و بادام زمینی، مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. در ابتدا سه غذای مصنوعی D1-D3 مورد آزمایش قرار گرفت که در آن مقادیر کره بادام زمینی و  کره آفتابگردان متغیر بود. مقایسه پارامترهای تولید مثلی در قالب یک طرح کاملا تصادفی نشان داد که با افزایش مقدار کره آفتابگردان در غذا، نرخ ذاتی افزایش جمعیت به طور معنی داری تغییر کرد به طوریکه این شاخص بین غذاهای D3 و  D1 ، که به ترتیب فقط حاوی کره آفتابگردان و کره بادام زمینی بود، اختلاف معنی دار داشت. سپس با افزایش مقدار کره آفتابگردان در غذای D4 و غذای رایج بدون بادام زمینی، rm  و Ro به ترتیب به بالاترین مقادیر، (006/0 ± 111/0) و (253/17 ± 114) مربوط به غذای مغز آفتابگردان_لوبیا سبز رسید. علاوه بر سن سبز پسته چندین سن دیگر را نیز می توان با جیره تخم آفتابگردان-لوبیا سبز پرورش داد. بیشترین مقدار rm مربوط به Peribalus sp.  بود. پوره های سن گندم با تغذیه از جیره مغز آفتابگردان-لوبیا سبز بخوبی رشد کرده و به حشره کامل تبدیل شدند. اینکه ممکن است تخم آفتابگردان ویژه گی خاصی برای این گروه از حشرات داشته باشد مورد بحث قرار گرفت.

    کلیدواژگان: Acrosternum arabicum، Dolycoris penicillatus، غذای مصنوعی، تخم آفتابگردان و سن گندم
  • ارزیابی آزمایشگاهی سمیت چند حشره‏ کش‏ شیمیایی روی شته مومی کلم Brevicoryne brassicae (Hemiptera: Aphididae) و بررسی انتخابی بودن آنها برای کفشدوزک شکارگر Hippodamia variegata (Coleoptera: Coccinellidae)
    حاصل مصری، اروج ولیزادگان*، اثمر سلیمان زاده صفحات 161-182
    شته مومی کلم Brevicoryne brassicae یکی از آفات مهم گیاهان خانواده چلیپاییان است که در برابر بسیاری از حشره‏ کش‏های رایج مقاومت پیدا کرده و در سراسر جهان سبب ایجاد خسارت اقتصادی می‏شود. بنابراین شناسایی حشره‏ کش‏های جدید و توسعه برنامه ‏های مدیریت تلفیقی این آفت، امری ضروری است. در این تحقیق سمیت حشره‏کش‏های فلوپیرادیفوران، فلوکسامتامید و دینوتفوران در برابر شته‏ های بالغ با استفاده از روش غوطه ‏ورسازی برگ ارزیابی شد. مرگ ومیر بعد از گذشت 24 ساعت ثبت شد. تجزیه پروبیت داده ‏ها نشان داد که فلوپیرادیفوران با مقدار LC50 برابر با 16/58 میلی‏گرم بر لیتر موثرترین ترکیب در برابر آفت است. در ادامه، اثر غلظت زیرکشنده (LC25) این حشره ‏کش روی پارامترهای رشدی جمعیت شته مومی کلم با استفاده از تیوری جدول زندگی دوجنسی سن-مرحله رشدی بررسی شد. غلظت زیرکشنده فلوپیرادیفوران (LC25= 21/65 mg/L)  طول عمر و باروری ماده‏ های بالغ را نسبت به شاهد کاهش داد. مقادیر نرخ خالص تولیدمثل 236/5 و 345/24 پوره بر ماده، نرخ ذاتی افزایش جمعیت 125/0 و 277/0 بر روز،  نرخ متناهی افزایش جمعیت 134/1 و 319/1 بر روز، به ترتیب در تیمار LC25 فلوپیرادیفوران و شاهد به دست آمدند. دینوتفوران با مقادیر LC50 برابر با 50/244 و 17/1005 میلی‏گرم بر لیتر بیشترین سمیت را برای لاروهای سن سوم و حشرات بالغ کفشدوزک Hippodamia variegata داشت. مقادیر نسبت انتخابی و ضریب خطر نشان دادند حشره‏ کش‏ها برای کفشدوزک انتخابی و ایمن هستند. با انجام آزمایش‏ های تکمیلی، می‏توان استفاده هم زمان حشره‏ کش‏های فلوپیرادیفوران، دینوتفوران و فلوکسامتامید به همراه H. variegata را در مدیریت تلفیقی شته مومی کلم توصیه کرد.
    کلیدواژگان: اثر کشندگی، اثر زیرکشندگی، دینوتفوران، فلوپیرادیفوران فلوکسامتامید
|
  • Fatemeh Tadayyon Rad, Leila Ebrahimi * Pages 4-17

    Macrophomina phaseolina causal agent of charcoal rot, stem, and seedling rot, causes economic losses on over 500 plant species including tomato and melon around the world every year. One of the most important and effective alternative methods for chemicals and reducing their risks is biocontrol using different agents such as endophytic fungi. In the present study, the effect of some endophytic fungi on charcoal rot disease and the growth indices of tomato and melon plants were assessed. In the dual culture test, among the 12 endophyte species, five isolates including Chaetomium globosum 2S1, Ch. globosum 3L2, Fusarium fujikuroi 37F6, F. acuminatum GO2L1, and F. incarnatum 25S3 which had the highest inhibition of pathogen mycelia growth, were selected for further tests. In the volatile compounds test, all endophytic isolates showed more than 90% inhibition of pathogen mycelia growth. In biocontrol assay under greenhouse conditions, all endophytic isolates except F. fujikori 37F6, completely prevented disease on both tomato and melon plants. In the evaluation of the growth indices and by comparing the treated plants with the infected and healthy controls, no positive effect of the selected endophytic isolates was observed on the growth indices of both plants. However, they reduced the harmful effects of the pathogen and thus reduced the charcoal rot disease severity. Recovery of endophyte isolates from both inoculated melon and tomato plants showed that the surveyed isolates can become endophytes in plant tissue.

    Keywords: Antagonist, biological control, endophytic fungus, Macrophomina phaseolina, Volatile Organic Compounds
  • Kimia Aghzadeh, Solmaz Azimi *, Parisa Lotfollahi Pages 19-31
    Eriophyoidea mites are all herbivorous and are known as scabies mites or rust mites. These mites are plant pests and carriers of plant pathogens.  During the years 2020-2021, gardens, farms, and pastures of eight villages of Maku City were sampled. After identifying and counting the samples, considering the number of species and their relative abundance, species diversity indices, Shannon, Simpson, and Margalefs diversity indices were calculated at each station.In this research, a total of 35 species from 12 genera belonging to five tribes and two subfamilies were collected and identified from different Mako villages. It seems that contrary to the imagination, climate changes and low rainfall in 2019 have affected the species diversity of pasture plants, which has led to a decrease in the indicators of the diversity of the pasture ecosystem compared to other ecosystems that have a regular irrigation schedule. Handavar village had the highest value of Shannon-Wiener's index, and this village also showed the lowest Simpson's index, which means that the decrease in this index indicates high species diversity. Also, the Shannon-Wiener index of Eriophyoidea mites in the garden ecosystem is significantly higher at the probability level of 5% compared to the agricultural and pasture ecosystems. The increase in the diversity of these mites in the garden ecosystem creates this mentality resulting from previous studies that it is possible to witness a change in the behavior and preferences of eriophyoid mites over some non-productive plant species that are close to being on the side of fruitful plants
    Keywords: abundance, Biodiversity, ecosystem, Shannon wiener
  • Mojgan Ghorbi, Hassan Momeni *, Varahram Rashidi, Fahimeh Nazari, Alireza Ahmadzadeh Pages 33-46
    Tan spot disease caused by Pyrenophora tritici-repentis is a destructive disease in wheat production areas around the world. The disease has a high prevalence and distribution in the Golestan, Mazandaran, and northern regions of Ardabil province. Due to the lack of suitable resistant varieties in Iran, the damage caused by the disease is high. In this study, the evaluation of 50 wheat lines resistance belonging to the 9HLBSN treasury of the International Maize and Wheat Research Center (CIMMYT) was investigated using race1 of the pathogen. By inducing the fungal isolates to produce abundant conidia, the infection was established in the wheat seedlings through inoculation of the suspension of fungal conidia. The results of this study demonstrated that lines number 1, 17, 18, 22, 25, 29, 33, 34, 35, 36, 37, 38, 44, 45, and 47 had a susceptible reaction, and other lines which included 70% of investigated lines, were resistant. In addition, the mean disease index in different lines was calculated and compared. In terms of the mean disease index on the evaluated lines, 13 groups were obtained, which had 8, 8, 8, 4, 3, 5, 12, 23, 24, 28, 28, 26, and 22 members, respectively. Considering the susceptibility of most of the country's commercial cultivars to this disease, the resistant lines obtained in this study are good sources of resistance to be used in the breeding programs of wheat.
    Keywords: Pyrenophora tritici-repentis, Evaluation, pathogen, Wheat, Resistance
  • Naser Amanifar * Pages 47-58
    Bacterial canker of stone fruit trees caused by Pseudomonas syringae pv. syringae (Pss) interacts with several factors such as ring nematodes. The effect of infection of Mesocriconema xenoplax (Mx) and Pss and co-infection in pot conditions in the greenhouse on peach bacterial canker was investigated on GN and GF677 rootstocks, tolerant and susceptible to Mx, respectively. One-year peach seedlings (cv. Zaafarani), susceptible to Pss, grafted on these rootstocks were used. Infection treatments included nematode inoculation, bacterial inoculation, and inoculation with both pathogens. The experiment was conducted as a factorial in a completely randomized design with five replications. The results were evaluated and compared statistically based on disease severity, bud death, seedling height, root weight, total plant weight, and population of Mx in soil. The results showed a significant difference between GN and GF677 in terms of response to pathogen inoculation (s) based on evaluation indexes. In both vegetative rootstocks, canker severity and dead bud in seedlings co-inoculated with Mx and Pss were more than those only inoculated with Pss alone. In seedlings with GF677 rootstock, in infection with both pathogens, the rate of canker progression up to about 30 cm was measured and dieback was observed. In inoculation with only Mx and Pss, there was a significant difference in plant growth indexes (in both treatments) and nematode population and disease severity between the two rootstocks for inoculation with nematode and bacteria. Therefore, it can be concluded that Mx is a synergistic factor for peach trees (especially at a susceptible rootstock) to aggravate bacterial canker disease caused by Pss.
    Keywords: Canker, interaction, peach, Rootstock
  • Majid Mohammad Nejad Havestin, Qodratollah Sabahi *, Ali R. Bandani, AZIZ Sheikhigarjan Pages 59-75

    The cotton whitefly Bemisia tabaci (Gennadius) (Hemiptera: Aleyrodidae) is one of the important pests of agricultural products that causes great economic losses. In this research, the effect of spirotetramat on three different developmental stages of the pest was studied in several populations that were collected from different provinces of Iran. Bioassay was done by leaf disk method. The results showed a higher sensitivity of the 2nd nymph stage compared to the adult stage and the egg stage; while the adult stage showed the least sensitivity to spirotetramat. The highest rate of resistance in different developmental stages was observed in the Jiroft population The LC50 ratios of adults in Karaj, Yazd, Pishwa, and Jiroft populations to sensitive one (Marand) were 7.6, 6.2, 4.2, and 9.6, respectively. For second instar nymphs, the ratios were 2.0, 2.2, 2.1, and 5.5 respectively. The investigation on detoxification enzymes indicated the higher activity of monooxygenase enzyme in the resistant population of Jiroft (3.34-fold) compared to the Marand population, which indicates the effective role of these enzymes in creating resistance. According to the results, to prevent resistance development, it is necessary to use other chemical compounds with different modes of action to prevent the occurrence of cross-resistance while affecting different developmental stages of pests.

    Keywords: Cotton whitefly, Metabolic detoxification, Resistance, Spirotetramat
  • Saeid Mirzaei *, Masoud Ahmadi -Afzadi, Mohammadreza Lashkari, Batul Sadeghi Pages 77-100
    Soybean is one of the most important oilseed crops, supplying half of the protein and vegetable oil by humans. Charcoal rot disease and soybean crown and root rot caused by Macrophomina phaseolina and Phytophthora sojae, respectively, are among the most important soybean pathogens that cause a reduction in crop yield. A biocontrol strategy using Actinobacteria, especially different species of Streptomyces, and Hypocreaceae especially different species of Trichoderma, is considered a method for the management of disease and pests. In this study, biological control of these pathogens was investigated using Streptomyces sp. isolate 23 and Trichoderma sp. isolates 1 and their volatile metabolites. The activity of Streptomyces isolates and a Trichoderma isolate taken from the soil of Kerman was evaluated against pathogenic fungi, M. phaseolin, and P. sojae. Experiments in the laboratory were conducted based on a completely randomized design with three replications. Sequence analysis of 16s rDNA and ITS region showed Streptomyces sp. isolate 23 and Trichoderma sp. isolate 1 belong to S. bacillaris and T. longibrachiatum, respectively. The results of the double culture method and volatile metabolites test showed that S. bacillaris isolate 23 and T. longibrachiatum isolate 1, significantly inhibited the growth of M. phaseolina and P. sojae. In both tests, the two biocontrol agents used showed more inhibitory effects on P. sojae compared to M. phaseolina. The results of the dual culture and volatile metabolites tests showed that S. bacillaris isolate 23 and T. longibrachiatum isolate 1 had a high inhibitory effect on M. phaseolina and P. sojae.
    Keywords: Actinobacteria, Charcoal rot disease, soybean, Biocontrol
  • Reza Maghsoudi, Saeid Nassrollahnejad, Sirous Aghajanzadeh *, Seyed Mehdi Bani Hashemian Pages 101-113

    Citrus yellow vein clearing virus (CYVCV) is in the genus of Mandarivirus that infects some citrus cultivars and causes damage. In this study, the transmission of CYVCV by Aphis spiraecola, A. gossypii, and Toxoptera aurantii was investigated. Several 30 adult aphids of each species after a 24-hour acquisition access period (AAP) on infected Persian Lime were transferred to Citrus lemon cv. Eureka seedlings for 24 and 48 hours’ inoculation access period (IAP). Six months after inoculation, the infected plants were counted. Then their infection was confirmed by a two-step RT-PCR test. The results of the first test showed that 6 months’ post-inoculation, the mean transmission rate of CYVCV by A. spiraecola, A. gossypii, and T. aurantii was 16.67%, 13.33%, and 26.67%, respectively, for 24h AAP/24h IAP. The mean transmission rate was 23.33%, 20%, and 33.33% for 24h AAP/48h IAP, respectively. By increasing the inoculation access period of aphids on virus-infected plants from 24 h to 48 h, the transmission rate increased. In the second test, all three species of aphids with an unknown AAP were collected from infected Persian lime trees in the orchard, under natural conditions and allowed to feed for 24 and 48 hours on Eureka lemon in the greenhouse. It was found that the tested aphids were capable of transmitting this virus. The present study confirmed that the virus is transmitted from Persian lime to Eureka lemon by these citrus aphids under controlled conditions.

    Keywords: Aphid, Eureka lemon, Persian lime, virus
  • Taha Rosati, Samad Jamali * Pages 115-127
    Accurate identification of the host species is critically important for disease detection and informing appropriate disease management decisions. Paecilomyces formosus, a causal agent of dieback and decline of oak, is an emerging threat that may cause severe risk to the Zagros forests of Iran in the future. In this study, a nested PCR assay for the identification of P. formosus was developed with the species-specific primer pairs PaMF and PaMR designed from the comparisons of nucleotide sequences of the nuclear ribosomal DNA internal transcribed space regions (ITS) from P. formosus isolates and other closely related taxa. To accomplish this, we sampled forest trees with dieback symptoms in Kermanshah and Ilam provinces. The Paecilomyces isolates were identified based on morphological characteristics, acid production on keratin sucrose agar medium, and sequencing of the ITS-rDNA region and part of the beta tubulin gene. Nested PCR was successfully amplified a 441 bp product exclusively from P. formosus genomic DNA, and no cross-reactions were observed with any other species, and also P. variotii. The nested PCR method can detect 100 fg of P. formosus genomic DNA. Sixty of symptomatic forest trees from seven locations in Zagros foreste were assayed, resulting in the discovery of Amygdalus lycioides, Cerasus avium, Cerasus microcarpa, Quercus libani, Acer spp., Acer monspessulanum, Ficus carica, Ziziphus spina-christi, Tamarix ramosissima and Ziziphus spina-christi as new host species, and all seven infested areas. To fulfill Koch’s postulates, the experiments were carried out on detached branches and attached healthy branches of trees at the forests in Kermanshah and Ilam provinces, Iran. The PCR-based method developed here can be used for a fast and reliable diagnosis of P. formosus, monitoring the epidemics, and assessing management strategies in Zagros forests.
    Keywords: host range study, Paecilomyces maximus, Dieback, Zagros forests
  • Hamideh Tabasian, Shila Goldasteh *, Gholamhossein Moravvej, Elham Sanatgar, Mohammad Ghadamyari Pages 129-146
    Russian wheat aphid, Diuraphis noxia is one of the economic and polyphagous pests of cereals that are exposed to various chemicals such as phenols. In this research, to investigate the possible effect of host phenolic content on the effectiveness of chemical control, Imidacloprid susceptibility was detected for aphids reared on wheat (Shiroodi and Gascogne) and triticale (Sanabad and Juanillo 92) cultivars, under greenhouse bioassay. The LC50 values of Imidacloprid against the mentioned populations were 2.41, 3.56, 4.89, and 5.73 mg a.i. L-1, respectively. Therefore, the highest Imidacloprid susceptibility belonged to the Shiroodi population. Based on biochemical studies, the activity of alpha and beta esterases, glutathione S transferases, and cytochrome P450 for the Gascogne population was 1.32, 1.16, 1.16, and 1.5 times that of the Shiroodi population, respectively. These ratios were 1.82, 1.96, 1.4, and 2 for the Sanabad population and 2.09, 2.48, 1.51, and 2.25 for the Juanillo 92 population, respectively. Moreover, the phenol content of the mentioned cultivars was 2.19, 2.71, 3.48, and 3.87 mg per gram of leaf, respectively. The data analysis showed a positive and significant correlation between the cereals' phenolic content with the research subjects. Considering the biochemical relationships between D. noxia and its host plants, the value of plant phenolics can be suggested as a suitable index for the prediction of aphid response to Imidacloprid.
    Keywords: Greenhouse bioassays, Cytochrome P450, Russian wheat aphid, carboxylesterases, glutathione S transferases
  • Morteza Allahyari * Pages 147-160

    Acrosternum arabicum Wagner (Hem: Pentatomidae) is an important pest, due to its qualitative and quantitative damage in pistachio orchards. Different diets have been used to breed this insect, but it has not been possible to rear this pest permanently. In this research, using an artificial diet, the nutritional importance of the main substances in a conventional natural diet, sunflower seeds and peanuts were investigated. At first, three diets D1-D3 were tested in which the amount of sunflower seed and peanut butter was modified. After comparison of fecundity parameters in a completely random design it was found that with increasing the amount of sunflower butter in the artificial diet, the intrinsic rate of population increase (rm) changed significantly, so that this index had a significant difference between D3 and D2, which had only sunflower seed and peanut butter respectively. In the second experiment with increasing sunflower butter in D4 and feeding on the conventional diet without peanut seeds, (rm) and the net reproductive rate (Ro), reached their highest value (0.111±0.006) and (114±17.253) in the case of the sunflower seed-green bean diet respectively which showed significant difference with all diets. In addition to Acrosternum arabicum, several other bugs can also be grown with the sunflower seed-green bean diet. The highest value of rm was related to Peribalus sp. The nymphs of the Sunnpest grew well and turned into full-fledged insects by feeding on this diet. It was discussed that sunflower seeds may have special properties for this group of insects.

    Keywords: Acrosternum arabicum, Artificial diet, Sunflower seeds, Sunn pest
  • Laboratory assessment of some chemical insecticides toxicity on Brevicoryne brassicae (Hemiptera: Aphididae) and their selectivity for its predator, Hippodamia variegata (Coleoptera: Coccinellidae)
    Hasel Mesri, Orouj Valizadegan *, Asmar Soleymanzade Pages 161-182
    The cabbage aphid, Brevicoryne brassicae, is a serious pest of cruciferous plants, causing worldwide economic damage, notably due to its resistance to many commonly used insecticides. Therefore, the development of integrated pest management (IPM) approaches that include novel effective insecticides against this pest is essential. This study evaluated the toxicity of insecticides flupyradifurone, fluxametamide, and dinotefuran against adults of B. brassicae after 24 hours using the leaf-dipping method. Probit analysis revealed flupyradifurone as the most effective insecticide against the pest, with an LC50 value of 58.16 mg/L. However, the sublethal concentration (LC25) effect of this novel insecticide on population growth parameters was estimated using the age-stage, two-sex life table theory method. The sublethal concentration (LC25= 21.65 mg/L) of flupyradifurone reduced female adult longevity and fecundity compared to the control treatment. The values of the intrinsic rate of increase were 5.236 and 24.345 nymphs per female, the net reproductive rate was 0.125 and 0.277 per day, and the finite rate of increase was 1.134 and 1.319 per day with LC25 of flupyradifurone treatment and control, respectively. Dinotefuran with LC50 values of 244.50 and 1005.17 mg/L, had the highest toxicity on third instar larvae and adults of Hippodamia variegata, respectively. The selectivity ratio and hazard quotient values indicated that all three insecticides are selective and safe for the predator H. variegata. By conducting more experiments in the future, simultaneous use of insecticides flupyradifurone, dinotefuran, fluxametamide and H. variegate can be recommended in the integrated management of B. brassicae.
    Keywords: lethal effect, Sub-lethal effect, Dinotefuran, Flupyradifurone, Fluxametamide