فهرست مطالب

فصلنامه سلامت و محیط زیست
سال شانزدهم شماره 2 (پیاپی 60، تابستان 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/06/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سارا میرزایی، محمد احمدی*، نبی شریعتی فر، پیمان آریایی صفحات 229-244
    زمینه و هدف

    با گسترش دانش بشری و پیشرفت در زمینه صنعت غذایی، امروزه پوشش های پلاستیکی به دلیل ویژگی های منحصر به فرد خود، به طور گسترده جهت بسته بندی مواد غذایی مختلف نظیر آب و شیر مورد استفاده قرار می گیرد. استرهای فتالات به منظور بهبود انعطاف پذیری، کارایی و پایداری در این مواد کاربرد دارند. تماس طولانی مدت با این مواد در بروز انواع مختلف بیماری و سرطان در انسان نقش دارند. هدف از این مطالعه بررسی حضور و میزان استرهای فتالات در انواع مختلف شیر توزیع شده شهر تهران با استفاده از کربن نانوتیوب مغناطیسی شده با اکسید آهن و از طریق دستگاه GC-MS است.

    روش بررسی

    در این پژوهش ابتدا نانو تیوب های کربنی چند جداره  با استفاده از اکسید آهن مغناطیسی گردید و سپس کامپوزیت سنتز شده جهت استخراج استرهای فتالات از ماتریکس شیر مورد استفاده قرار گرفت. 60 نمونه از سطح شهر تهران جمع آوری و به صورت دو بار تکرارآماده سازی انجام گرفته است. پس از آماده سازی نمونه، غلظت هرکدام از استرفتالات ها از طریق  دستگاه GC-MS اندازه گیری شد. از نرم افزار SPSS برای آنالیز داده ها استفاده شد (آزمون های کروسکال-والیس و کولموگروف-اسمیرنوف).

    یافته ها

    نتایج این پژوهش نشان داد که میانگین مجموع فتالات ها و نیز میانگین DEHP (بیس (2-اتیل هگزیل) فتالات) موجود در کل نمونه ها برابر µg/L 5/26 (محدوده بین 2/94-8/39) و µg/L 0/97 (محدوده بین یافت نشده تا µg/L 2/05) بوده است که از استانداردهای موجود پایین تر بوده است (استاندارد DEHP در آب برابر µg/L 6 است).

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های این پژوهش و به دلیل پایین تر بودن میانگین کل هر کدام از استرفتالات ها  نسبت به استاندارد در انواع مختلف شیرهای مصرفی در ایران می توان بیان نمود که خطری از این بابت مصرف کننده را تهدید نمی کند.

    کلیدواژگان: شیر، استرهای فتالات، انواع بسته بندی، جاذب مغناطیسی، کربن نانوتیوب چند جداره
  • فاطمه مومنی ها، محمد کوهکن، هدا صفامنش، پرویز یاراحمدزهی، محمد عثمان خدایاری، علی محمدی، امیرحسین محوی* صفحات 245-256
    زمینه و هدف

    با توجه به اهمیت مدیریت پسماندهای تیز و برنده و پتانسیل آسیب زایی این نوع پسماندها، استفاده از فناوری های بی خطرساز، کپسوله کننده و کاهنده حجم همزمان، یکی از نیازهای اساسی به منظور مدیریت پسماندهای پزشکی در بیمارستان ها و سایر مراکز ارایه خدمات بهداشتی درمانی محسوب می گردد. هدف اصلی این مطالعه تعیین کارآیی دستگاه بی خطرساز و کپسوله کننده پسماندهای تیز و برنده پزشکی بوده است.

    روش بررسی

    این دستگاه با روش ایجاد فوم از طریق حرارت القایی در محیط بسته بدون اکسیداسیون، با ایجاد پوشش نگهداری پایدار و حفاظت ایمن، فرایند محصورسازی و کپسوله کردن پسماندهای تیز و برنده پزشکی را فراهم کرده و در نتیجه از پخش و رهاسازی این پسماندها جلوگیری می کند. نمونه برداری از گازهای خروجی دستگاه با روشNIOSH 1501 انجام و نمونه ها با دستگاه GC-MS  سنجش شد. کارایی عملکرد بی خطرسازی دستگاه، براساس پایش بیولوژیکی باکتری شاخص باسیلوس استیاروترموفیلوس مورد ارزیابی قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد میانگین غلظت گازهای BTEX و سایر گازهای آلی فرار در خروجی دستگاه در حد مجاز بوده است. غلظت گازهای بنزن، تولوین، اتیل بنزن و گزیلن به ترتیب 0/04، 0/033، 0/029 و  ppm0/029 بوده است. نتایج حاصل از پایش بیولوژیکی نشان داد که کاهش بار میکروبی 99/9999 (Log 6) بوده و فرایند بی خطرسازی قابل قبول بوده است. همچنین، از مزایای این دستگاه کاهش حجم اجسام تیز و برنده و پلاستیکی در فرایند کپسوله سازی و در نهایت استفاده از کپسوله ها در پیرولیز/ بازیافت پلاستیک در صنعت است.

    نتیجه گیری

    امید است با به کارگیری این دستگاه نوآورانه و بومی در واحد های بی خطرسازی بیمارستان های کشور، گامی موثر در راستای بهبود مدیریت پسماندهای پزشکی، کاهش تولید پسماند، کاهش هزینه های بیمارستان ها و حفظ و ارتقاء سلامت کشور برداریم.

    کلیدواژگان: پسماندهای پزشکی، پسماندهای تیز و برنده، بی خطرسازی، کپسوله سازی
  • محمد غفوری، مهرداد چراغی*، مریم کیانی صدر، بهاره لرستانی، سهیل سبحان اردکانی صفحات 257-272
    زمینه و هدف

    آنتی بیوتیک ها آلاینده هایی نوظهور هستند که از طریق فاضلاب صنایع داروسازی، بیمارستانی و فاضلاب شهری به محیط زیست وارد می شوند. از این رو، این مطالعه با هدف بررسی کارایی حذف تتراسایکلین توسط نانوکامپوزیت گرافن اکساید مغناطیسی عامل دار شده با β سیکلودکسترین (GO@Fe3O4@β-CD) از محلول آبی انجام شد.

    روش بررسی

    در این پژوهش توصیفی، نانوکامپوزیت گرافن اکساید مغناطیسی عامل دار شده با β سیکلودکسترین سنتز و به عنوان جاذب برای حذف تتراسایکلین استفاده شد. خصوصیات ظاهری نانوکامپوزیت با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، دستگاه پراش پرتو ایکس (XRD)، طیف سنجی مادون قرمز فوریه (FTIR) و آنالیز خاصیت مغناطیسی (VSM) بررسی شد. همچنین، اثر متغیرهای pH (3-9)، دوز جاذب (g0/003-0/050)، زمان تماس (min0-100) و دما (Cº 25-55) بر کارایی حذف تتراسایکلین مورد ارزیابی قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج آنالیز TGA نشان داد که نانوذرات GO@Fe3O4@β-CD تا دمای C° 400 مقاوم است. همچنین، نتایج بیان گر آن است که β سیکلودکسترین به طور یکنواخت بر روی سطح GO@Fe3O4 پراکنده شده است. به علاوه، بیشینه کارایی حذف تتراسایکلین مربوط به pH برابر با 7، دوز جاذب برابر با g 0/010، زمان تماس برابر با min 60 و دمای واکنش برابر با °C 25 بود. همچنین، تحت شرایط بهینه، جذب از ایزوترم جذب لانگمویر با ضریب همبستگی برابر با 0/992و مدل سینتیکی شبه درجه دوم با ضریب همبستگی برابر با 0/997، 0/999 و 0/998 به ترتیب برای غلظت های mg/L 30،mg/L  50 و mg/L 100 از ماده جذب شونده پیروی کرده است. از طرفی، بیشینه ظرفیت جذب جاذب سنتز شده برابر با mg/g 357 برآورد شد.

    نتیجه گیری

    نانوکامپوزیت گرافن اکساید مغناطیسی عامل دار شده با β سیکلودکسترین می تواند به عنوان یک جاذب موثر و در دسترس برای حذف تتراسایکلین از پساب های صنعتی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: ایزوترم، باقی مانده دارو، جذب سطحی، β سیکلودکسترین، شرایط بهینه
  • محمدجواد ذوقی، محمدامین رسولی، بهنوش خطائی*، محمدرضا دوستی صفحات 273-286
    زمینه و هدف

    اگرچه معدن کاری از فعالیت های مهم اقتصادی در سراسر جهان است، به علت بهره برداری ضعیف فرایندها و دفع نادرست باطله های معدنی باعث انتشار آلودگی های مختلف به خصوص فلزات سنگین در خاک می شود. تکنیک های مختلفی جهت تصفیه خاک و استخراج فلزات سنگین به کار گرفته شده اند. از جمله روش الکتروکینتیک که در خاک های ریزدانه بسیار موثر است. لذا در تحقیق حاضر از فرایند الکتروکینتیک جهت استخراج مس از باطله های معدنی در بیرجند استفاده شد.

    روش بررسی

    در این پژوهش، از راکتوری به طول cm 24 از جنس PVC استفاده شد. زمان ماند 2، 4 و 6 روز و ولتاژ V/cm 1 در نظر گرفته شد. الکترودهای گرافیتی انتخاب و دو محلول الکترولیت اسید نیتریک و اسید سیتریک جهت استخراج مس بررسی شد. سپس، جهت کنترل pH و بهبود فرایند استخراج، قطبیت الکترودها به طور متناوب تغییر یافت.

    یافته ها

    در راکتور های مورد آزمایش، بالاترین راندمان حذف (54 درصد) در حالتی بدست آمد که در آند و کاتد به ترتیب از اسید سیتریک M 0/1 و آب مقطر، در مدت زمان 6 روز استفاده شد. در ادامه، با تعویض قطبیت 24 ساعته، راندمان حذف مس به حدود 60 درصد افزایش یافت.

    نتیجه گیری

    کاربرد اسید سیتریک در آند، باعث حذف بیشتر مس شده و تاثیربخشی بیشتری نسبت به اسید نیتریک داشته است. به علاوه، با تعویض متناوب قطبیت و حفظ pH خاک در محدوده خنثی، شرایط برای انحلال بیشتر فلز و کاهش ته نشینی آن در خاک مهیا گردید. درنتیجه میزان انتقال آن به خارج از محدوده تصفیه و راندمان حذف آن از محیط خاک افزایش یافت.

    کلیدواژگان: الکتروکینتیک، فلزات سنگین، مس، آلودگی خاک، باطله های معدنی
  • محسن پورخسروانی*، فاطمه جمشیدی گوهری، نسرین سیاری صفحات 287-302
    زمینه و هدف

    این پژوهش سعی دارد، ضمن آنالیز توزیع مکانی و روند تغییرات میزان آرسنیک در منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان، عوامل موثر بر غلظت این عنصر در این منابع آبی را ارزیابی و تحلیل نماید.

    روش بررسی

    نمونه برداری از منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان از چاه ‏های بهره‏ برداری در محدوده آبخوان به تعداد 19 نمونه به روش سیستماتیک - تصادفی صورت پذیرفت. در هنگام نمونه ‏برداری، پارامترهایی همچون pH و همچنین موقعیت جغرافیایی چاه ‏های نمونه با استفاده از GPS تعیین گردید. سنجش آرسنیک با روش ICP-MS که متداول ترین روش برای شناسایی و اندازه ‏گیری آرسنیک است، صورت پذیرفت. همچنین جهت ارزیابی عوامل موثر بر غلظت عنصر آرسنیک در منابع آب زیرزمینی دشت سیرجان از روش تحلیل سیستم ‏های ارضی استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان می ‏ دهد که میزان آرسنیک در تمام نمونه‏ ها بالاتر از رهنمود ارایه شده سازمان جهانی بهداشت است به طوریکه میزان این عنصر در منابع آب زیرزمینی محدوده مطالعاتی بین µg/L 30 تا  µg/L390 تغییر می ‏کند. نتایج نشان می دهد که با توجه به آنالیز ارتفاعی حوضه سیرجان حداکثر غلظت آرسنیک مربوط به قسمت هایی از عمیق ترین نقاط حوضه است. مقدار آرسنیک نمونه شماره 9 که در پست ‏ترین قسمت حوضه گرفته شده، به میزان µg/L 390 است. به همین علت ماندگاری آب در این قسمت از حوضه افزایش یافته و به تبع آن شدت جریان کاهش می‏ یابد در نتیجه طبق قانون اثر تجمعی این فرآیند می ‏تواند منجر به افزایش غلظت آرسنیک گردد.

    نتیجه گیری

    ارزیابی روند تغییرات غلظت عنصر آرسنیک در منابع آب زیرزمینی محدوده مطالعاتی حاکی از آن است که غلظت این عنصر یک روند افزایشی بالایی داشته است. طبق نتایج، قرارگیری منطقه مورد مطالعه در مرکز فرآیندهای هیدروترمال و ژیوترمال (کمربند کانه ‏زایی مس در ایران)، اثر تجمعی و تاثیر pH بر جذب و واجذب عنصر آرسنیک، از مهمترین عوامل موثر بر افزایش میزان آرسنیک در منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان هستند.

    کلیدواژگان: آرسنیک، اثر تجمعی، منابع آب زیرزمینی، کانه زایی، حوضه سیرجان
  • سمانه دهقان*، محمدعلی ززولی، ابوالفضل حسین نتاج، معصومه شیخی، علی کوهی صفحات 303-324
    زمینه و هدف

    امروزه بازیافت یکی از راه های نجات بشر از انبوه پسماندهایی است که تولید می کند و تفکیک پسماند از مبدا اولین و مهم ترین حلقه در بحث بازیافت پسماندهای شهری است. از آنجایی که لازمه و اساس بازیافت مشارکت مردم در طرح های تفکیک از مبدا است، لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد مردم استان مازندران در مورد تفکیک از مبدا پسماند های خانگی در سال 1400 انجام شد.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر توصیفی-تحلیلی و از نوع مقطعی بوده و ابزار مورد استفاده در آن، پرسشنامه ای محقق ساخته شامل سه حیطه آگاهی، نگرش و عملکرد بوده که لینک آن به صورت آنلاین در اختیار افراد واجد شرایط قرار گرفت. روایی محتوای کیفی این پرسشنامه توسط 8 نفر از متخصصین بهداشت محیط به تایید رسید. پایایی ابزار نیز از طریق روش بازآزمایی برآورد گردید. بعلاوه مقادیر ضریب آلفای کرونباخ برای سه حیطه آگاهی، نگرش و عملکرد محاسبه گردید. در ادامه، نمونه ها بر اساس روش نمونه گیری در دسترس و از طریق توزیع لینک پرسشنامه بصورت آنلاین در گروه های مجازی انتخاب شدند. برای مقایسه میانگین نمرات در سطوح متغیرها از آزمون آنالیز واریانس، جهت بررسی ارتباط بین نمره ابعاد آگاهی، نگرش و عملکرد از آزمون همبستگی پیرسن و برای بررسی تاثیر متغیرهای مستقل بر نمرات ابعاد از رگرسیون خطی استفاده شد. در نهایت داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS ورژن 22 مورد آنالیز قرار گرفتند.

    یافته ها

    برای کل جمعیت مورد مطالعه (305 نفر)، محدوده و میانگین نمره آگاهی به ترتیب برابر با  6-0 و 1/18±5/03، محدوده و میانگین نمره نگرش به ترتیب برابر با 85-17 و 9/45±61/01 و محدوده و میانگین نمره عملکرد به ترتیب برابر با 30-6 و 5/19±11/43 بوده است. همچنین همبستگی معنا داری بین میانگین نمرات ابعاد آگاهی و نگرش (ضریب همبستگی=0/70)، آگاهی و عملکرد (ضریب همبستگی=0/68) و نگرش و عملکرد (ضریب همبستگی=0/63) وجود داشته است.

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه که با هدف سنجش دانش، نگرش و عملکرد مردم استان مازندران در مورد تفکیک پسماند خانگی از مبدا و بازیافت پسماند و با نظرسنجی از 305 خانوار در این استان به صورت آنلاین انجام شد نشان داد که اگرچه عموم مردم از آگاهی و نگرش مناسبی در ارتباط با اهمیت تفکیک و بازیافت پسماند جامد برخوردار بوده اند، اما در طرح های تفکیک از مبدا مشارکت چندانی نداشته اند. لذا به منظور افزایش سطح عملکرد افراد، تدوین برنامه های تشویقی در زمینه تفکیک از مبدا شامل اهدای جوایز یا اعمال تخفیف در عوارض پسماند ملک و همینطور در اختیار قرار دادن ظروف مناسب تفکیک پسماند به خانوارها به صورت رایگان توسط شهرداری جهت تشویق به تفکیک پسماند پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، عملکرد، پسماند، تفکیک از مبدا
  • احسان رفیعی منش، حبیب الله اسماعیلی، فرزانه رحیم پور، محمد واد فحول، حبیب هراتی، حسن جاهد طاهرانی* صفحات 325-338
    زمینه و هدف

    کارکنان تصفیه خانه های فاضلاب در معرض عوامل مختلف زیان آور محیط کار بوده که می توانند تهدید کننده سلامت آنها باشند. در این پژوهش وضعیت سلامت کارکنان تصفیه خانه های فاضلاب مشهد مورد ارزیابی قرار گرفته تا با طراحی برنامه های مداخله ای منجر به ارتقاء سلامت کارکنان شود.

    روش بررسی

    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی پارامترهای بیو آیروسل ها، پرتوهای UV، استرس حرارتی و گاز H2S در5 تصفیه خانه شهر مشهد اندازه گیری شدند. همچنین کلیه داده های وضعیت سلامتی، آزمایشات بالینی و استرس شغلی در دو گروه کارکنان عملیاتی و اداری مورد مقایسه تحلیلی قرار گرفتند. بمنظور بررسی وضعیت استرس شغلی از پرسشنامه استاندارد استرس شغلی HSE استفاده گردید و تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS 20 انجام گردید.

    یافته ها

    میزان کلیه پارامترها بجز گاز H2S از سطح مجاز کشوری پایین تر بودند. تعداد افراد سیگاری، دیابتی، دارای مشکل زانو درد و کاهش شنوایی در کارکنان عملیاتی بیشتر از اداری بود و فشار خون بالا، افزایش کلسترول، کمردرد و بیماری پوستی نیز در کارکنان اداری بیشتر از عملیاتی بود ولی اختلاف آماری معنی دار نداشتند. چاقی و اضافه وزن (0/009<p) و افزایش تری گلیسرید (0/05<p) در کارکنان اداری بیشتر از عملیاتی بودند و اختلاف آماری معنی دار داشتند. استرس شغلی در کارکنان عملیاتی در مقایسه با اداری در محورهای نقش (0/018<p) و ارتباط (0/002<p) از نظر آماری معنی دار شد.

    نتیجه گیری

    مداخلات مناسب بهداشت حرفه ای به منظور کاهش آلاینده ها، اجرای برنامه های ارگونومی و بهبود تغذیه و افزایش فعالیت فیزیکی و مدیریت استرس می تواند نقش موثری در ارتقاء سلامت کارکنان این واحدها داشته باشد.

    کلیدواژگان: آلاینده ها، سلامت کارکنان، تصفیه خانه فاضلاب، بیماری های عمومی، بیماری های شغلی
  • محمدحسین فکری*، سمانه سلیمانی، مریم رضوی مهر، فاطمه ساکی صفحات 339-356
    زمینه و هدف

    با توجه به حضور آلاینده های صنعتی در منابع آبی، تصفیه فاضلاب ها، به ویژه پساب های رنگی یک امر ضروری است. هدف از این مطالعه تصفیه فاضلاب حاوی رنگ متیل اورانژ با استفاده از نانومزوپور SBA-16 است.

    روش بررسی

    در مطالعه حاضر، اثر پارامترهای مختلف (pH، غلظت متیل اورانژ، مقدار جاذب، دما و زمان تماس) در جذب متیل اورانژ توسط نانوکامپوزیت تهیه شده به کمک نرم افزار طراحی آزمایش به روش سطح پاسخ (RSM) بررسی شد.  

    یافته ها

    بیشترین مقدار حذف آلاینده توسط جاذب در شرایط بهینه 4/07=pH، دمای °C 50، زمان تماس min 35، غلظت اولیه جذب شونده ppm 10 و مقدار جاذب g 0/04 به دست آمد. همچنین یافته ها نشان داد که رفتار جذبی بیشترین مطابقت را با ایزوترم لانگمویر دارد و فرایند جذب از نوع گرمازا و در دماهای پایین خود به خودی است.

    نتیجه گیری

    در شرایط بهینه، 98/60درصد متیل اورانژ از محیط آبی توسط جاذب SBA-16 حذف گردید و حداکثر ظرفیت جاذب (qmax) برای حذف آلاینده متیل اورانژ mg/g 37/73 به دست آمد. با توجه به پتانسیل بالای نانومزوپور SBA-16 در حذف رنگدانه متیل اورانژ، می تواند گزینه مناسبی در حذف آلاینده های رنگی و تصفیه فاضلاب های کارخانجات نساجی محسوب شود.

    کلیدواژگان: جذب سطحی، نانو مزوپور SBA-16، رنگ متیل اورانژ، روش سطح پاسخ، بهینه سازی
  • جواد ترکمن*، مهرداد قدس خواه دریایی، شهروز صحرانورد صفحات 357-366
    زمینه و هدف

    تغییر اقلیم و آلاینده های محیط زیست در رشدگونه های مختلف گیاهی موثر هستند. که این اثر را می توان در حلقه های رویشی درختان جستجو کرد. هدف این مطالعه تعیین تاثیر تغییرات بارش و دما در چهار دهه (1393-1353) و تاثیر آلاینده های هوای دهه آخر بر روی متوسط پهنای دوایر سالیانه درخت کاج است.

    روش بررسی

    منطقه مورد مطالعه پارک جنگلی چیتگر واقع در شمال غربی شهر تهران و گونه مورد مطالعه کاج جنگلی (Pinus eldarica) است. روش تحقیق توصیفی است که اطلاعات اقلیمی مورد نیاز از ایستگاه هواشناسی مهرآباد و نمونه برداری بصورت برش دیسک از 10 درخت گونه کاج جنگلی تهیه شد. پس از آماده سازی نمونه ها با استفاده از بینوکولار و میز اندازه گیری تعداد و پهنای حلقه های سالیانه شمارش و اندازه گیری شد. برای بررسی تفاوت معنی داری پهنای رویش در چهار دهه از روش آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) در سطح معنی داری 5 درصد استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان می دهد که متوسط بارش در چهار دهه با هم تفاوت معنی داری ندارد درحالیکه دمای متوسط و رویش متوسط دارای تفاوت معنی دار است (0/05>p). مقدار رویش بر اساس نمایه رویش در طی چهار دهه کاهشی است که این کاهش در دهه چهارم بعلت افزایش آلاینده هایی نظیر اوزن (O3) و دی اکسیدنیتروژن (NO2) قابل توجه و مشهودتر است.

    نتیجه گیری

    بطور کلی رویش درخت کاج جنگلی در طی چهل سال با افزایش دمای متوسط سالانه کاهش یافته که کاهش بیش از حد در دهه چهارم ناشی از آلاینده هایی نظیر ازون و دی اکسید نیتروژن است. پیشنهاد می شود که برای درک بهتر تاثیر آلاینده ها بر رشد ونمو درختان، پژوهش بیشتری بر روی گونه های حساس و کاشته شده در فضای شهری انجام شود.

    کلیدواژگان: تغییر اقلیم، آلودگی هوا، حلقه سالیانه، کاج جنگلی
  • سپیده صادقی، فرزانه محمدی، امیرحسین نافذ، سحر قلی پور، مهناز نیک آئین* صفحات 367-382
    زمینه و هدف

    حضور میکروارگانیسم های بیماری زا در کمپوست تهدیدکننده سلامت عمومی است. لذا ارزیابی کیفیت بهداشتی کمپوست های تولیدی قبل از کاربرد آنها به عنوان تقویت کننده خاک امری ضروری است. این مطالعه جهت بررسی حضور میکروارگانیسم های پاتوژن در کمپوست تولید شده از مواد زاید جامد شهری (MSW) و خطرات میکروبی مرتبط با بلع تصادفی کمپوست توسط کودکان انجام گرفت.

    روش بررسی

    در این مطالعه، نمونه برداری از پارک های عمومی مختلف شهر اصفهان در طول دوره پخش کمپوست صورت گرفت. حضور و غلظت میکروارگانیسم های پاتوژن سالمونلا، کمپیلوباکتر، کریپتوسپوریدیوم و آدنوویروس به وسیله روش های کشت یا real-time PCR مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج مطالعه نشان داد که تمام میکروارگانیسم های پاتوژن با فراوانی 11 تا 62 درصد در نمونه های کمپوست یافت شدند و بالاترین فراوانی مربوط به آدنوویروس بود. ارزیابی ریسک سلامت نشان داد بالاترین میزان خطر عفونت روزانه برای کریپتوسپوریدیوم (pppy 4-10×7/67) و کمترین خطر مربوط به آدنوویروس (pppy 10-10×8/27) به دست آمد. همچنین خطرات عفونت یکبار تماس و سالیانه مجموع میکروارگانیسم ها برای کودکان بالاتر از حد استاندارد (pppy 3-10) محاسبه شد.

    نتیجه گیری

    نتایج به دست آمده آلودگی کمپوست تولیدی به میکروارگانیسم های پاتوژن و اثرات بالقوه سلامتی در هنگام کاربرد کمپوست در فضای سبز شهری را نشان داد. بنابراین سازمان های مربوطه بایستی توجه بیشتری به فرآیند کمپوست سازی، کیفیت میکروبی و کاربرد کمپوست در مکان هایی با دسترس عموم داشته باشند.

    کلیدواژگان: کمپوست، پسماند جامد شهری، ارزیابی خطر، بلع تصادفی، خصوصیات میکروبی
  • ناهید جلیلیان، عبدالله شیخی، لیلا میرزائی، زینب غلامی، موید ادیبان* صفحات 383-392
    زمینه و هدف

    کره یک محصول لبنی شناخته شده در دنیاست و نقش مهمی در تغذیه بشر دارد. عدم رعایت مسایل بهداشتی در این فرآورده سبب افت کیفیت آن، و انتقال بیماری می شود. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی آلودگی باکتریایی کره های سنتی تهیه شده از شیر گاو و گوسفند در سطح شهر ایلام است.

    روش بررسی

    در این مطالعه تحلیلی، تعداد 150 نمونه کره سنتی گاوی و گوسفندی، طی 1 ماه از مراکز مختلف تولیدی، جمع آوری و از نظر آلودگی میکروبی مورد مطالعه قرار گرفتند، جهت آنالیز داده های جمع آوری شده از نرم افزار spss نسخه 23 استفاده شد.

    یافته ها

    از مجموع 75 نمونه کره گاوی، (25/3 درصد) به استافیلوکوکوس اوریوس، (44 درصد) استافیلوکوکوس اپیدرمیس، (38/7 درصد) سالمونلا، (12 درصد) کل کلیفرم و (10/7 درصد) به اشرشیاکلی آلوده و 12 درصد نمونه ها هیچگونه آلودگی نداشتند. از مجموع 75 نمونه کره گوسفندی (12 درصد) به استافیلو کوکوس اوریوس، (72 درصد) استافیلوکوکوس اپیدرمیس، (48 درصد) سالمونلا، (24 درصد) کلیفرم و (17/3 درصد) به اشرشیاکلی آلوده بودند. بین میزان آلودگی به استافیلوکوکوس اوریوس و استافیلوکوکوس اپیدرمیس در نمونه های گاوی و گوسفندی اختلاف معنی دار وجود دارد (0/05>p).

    نتیجه گیری

    آلودگی در کره های سنتی مصرفی شهر ایلام به میزان قابل توجهی بالا است لذا توجه بر امر بهداشت در مراحل مختلف تولید تا مصرف ضرورت دارد.

    کلیدواژگان: کره سنتی، کره گاوی، آلودگی باکتریایی
  • پریسا فرهمندیان، عبدالله محمدیان هفشجانی، عبدالمجید فدایی، رمضان صادقی* صفحات 393-412
    زمینه و هدف

    سرطان پستان شایع ترین بدخیمی در زنان در سراسر جهان است. کادمیم یکی از فلزهای سنگین بسیار پایدار و سمی است که قرارگرفتن در معرض آن ممکن است منجر به افزایش خطر سرطان پستان شود. هدف از این مطالعه، خلاصه سازی کمی شواهد موجود برای ارتباط بین مواجهه با کادمیم و خطر رخداد سرطان پستان با استفاده از روش مرور نظام مند و متاآنالیز است.

    روش بررسی

    در این پژوهش، مطالعات مشاهده ای که تا می ماه سال2022 ارتباط بین کادمیم و سرطان پستان را بررسی کرده و در بانک های اطلاعاتی بین المللی منتشر شده بودند، جستجو و بازیابی شدند. برای تعیین هتروژنسیتی از آزمون های آماری I2 و Chi2، برای بررسی وجود تورش انتشار از نمودار قیفی و تست بگ و تست ایگر و برای تشخیص ریشه  ناهمگنی ها از روش متارگرسیون و آنالیز حساسیت استفاده شد.

    یافته ها

    در این مطالعه مشاهده شد که نسبت به گروه پایه، خطر نسبی رخداد سرطان پستان در افراد مواجهه یافته/مواجهه با دوز بالاتر از سطح پایه کادمیم، برابر با (0/001≥ p؛ 1/14 - 1/06: CI 95 %)1/10 است، بنابراین بین مواجهه با کادمیم و یا دریافت سطح مواجهه بیش از اندازه پایه و ابتلا به سرطان پستان ارتباط آماری معنی داری مشاهده شد. در بررسی احتمال رخداد تورش انتشار، نتیجه آزمون ایگر برابر با (0/001 ≤ p) و نتیجه آزمون بگ برابر با (0/099 = p) بود.

    نتیجه گیری

    براساس شواهد موجود؛ مواجهه با کادمیم منجر به افزایش خطر ابتلا به سرطان پستان می گردد و این افزایش خطر از نظر آماری معنی دار است.

    کلیدواژگان: خطر نسبی، سرطان پستان، کادمیم
|
  • Sara Mirzaei, Mohammad Ahmadi*, Nabi Shariatifar, Peiman Ariaii Pages 229-244
    Background and Objective

    Today with progress and improvement of knowledge of human in the food industry field, plastic coatings owing to their unique properties, is extensively applied for a package of beverages and food like water and milk. Phthalate esters (PAEs) are applied to increase e sustainability, efficiency and flexibility of materials. Chronic exposure to stated compounds has a role in the occurrence of several types of human illnesses and cancer. The purpose of this study is to investigate the presence and amount of phthalate esters in different types of milk supplied in Tehran city by using magnetized nanotube crane with magnetic iron oxide and through GC-MS device.

    Materials and Methods

    In this research, multi-walled magnetic carbon nanotubes were synthesized by applying iron oxide and then synthesized magnetic nanotubes were applied for absorption and extraction of PAEs from the matrix of milk samples. The number of samples is 60 and has been selected from Tehran, which has been repeated twice. After the preparation of sample, by using GC-MS, each PAEs concentration was assessed. SPSS software was used for data analysis (Kruskal-Wallis and Kolmogorov–Smirnov tests).

    Results

    The outcomes of this study indicated the mean of total phthalates and DEHP in all samples was 5.26 (ranged from 2.94-8.39) and 0.97 (ranged from nd-2.05) µg/L, which were lower than the existing standards (DEHP standard in water is equal to 6 µg/L).

    Conclusion

    According to the current results and with regard to the lower concentration of each PAEs compared with the standard levels in different types of Iranian consumed milk, it can be concluded that there is no hazardous effect for consumers.

    Keywords: Milk, Phthalate esters, Different packaging, Magnetic adsorbent, Multi-walled carbon nanotube
  • Fatemeh Momeniha, Mohammad Kouhkan, Hoda Safamanesh, Parviz Yarahmadzahi, MohammadOsman Khodayari, Ali Mohammadi, AmirHossein Mahvi* Pages 245-256
    Background and Objective

    Due to the importance of managing medical sharps waste and the potential harm caused by these types of waste, the use of safe technologies that simultaneously encapsulate and reduce their volume is considered one of the essential needs for managing medical waste in hospitals and other healthcare facilities. The main objective of this study was to investigate the efficiency of disinfecting and encapsulating device for medical sharps waste.

    Materials and Methods

    This device provides the process of containment and encapsulation of medical sharps waste by creating a stable protective foam without oxidation through inductive heat in a closed environment, preventing the dispersion and release of these wastes. Gas samples from the device's output were collected using the NIOSH 1501 method and analyzed using GC-MS. The performance efficiency of the device was evaluated based on the biological monitoring of the indicator bacterium Bacillus stearothermophilus.

    Results

    The results showed that the average concentration of BTEX gases (benzene, toluene, ethylbenzene, and xylenes) and other volatile organic compounds in the device's output was within the permissible limit. The concentrations of Benzene, Toluene, Ethylbenzene and Xylene gases were 0.04, 0.033, 0.029, and 0.029 ppm, respectively. The results of biological monitoring showed that the reduction of the microbial load was 9999.99 (Log 6) and the decontamination process was acceptable.Additionally, this device has the advantage of reducing the volume of sharp and plastic objects during the encapsulation process, which can be further used in plastic pyrolysis/recycling industries.

    Conclusion

    It is hoped that by using this innovative and domestic device in the decontamination units of hospitals across the country, we can take an effective step towards improving medical waste management, reducing waste production, reducing hospital costs, and preserving and enhancing the country's health.

    Keywords: Medical wastes, Sharps waste, Disinfection, Encapsulation
  • Mohammad Ghafoori, Mehrdad Cheraghi*, Maryam Kiani Sadr, Bahareh Lorestani, Soheil Sobhanardakani Pages 257-272
    Background and Objective

    Antibiotics are emerging pollutants that enter the human environment through pharmaceutical, hospital, and urban wastewater. Therefore, this study was conducted to investigate of removal efficacy of tetracycline (TC) from aqueous solutions using GO@Fe3O4@β-CD.

    Materials and Methods

    In this descriptive study, GO@Fe3O4@β-CD was synthesized and then used as an adsorbent for the removal of TC from aqueous solution. GO@Fe3O4@β-CD was characterized using X-ray diffraction (XRD), Scanning electronic microscopy (SEM), Fourier transform infrared spectroscopy (FTIR), and vibrating sample magnetometry (VSM) methods. Also, the influence of variables including pH (3-9), amount of adsorbent (0.003-0.050 g), contact time (0-100 min), and temperature (25-55 °C) so assessed on the efficacy of TC removal. 

    Results

    The results of TGA analysis showed that GO@Fe3O4@β-CD nanoparticles were resistant to temperatures up to 400 °C. Also, the results indicated that β-cyclodextrin was uniformly dispersed on the surface of [email protected] results indicated that removal efficiency increased up to 60 min contact time, 0.01 g of adsorbent, and decrease temperature to 25 °C. The optimum pH for TC removal was 7.0. Also, under these conditions, the adsorption process followed the Langmuir adsorption isotherm with a correlation coefficient of 0.992 and the pseudo-second-order kinetic model with a correlation coefficient of 0.997, 0.999, and 0.998. The maximum adsorption capacity of the prepared adsorbent was 357 mg/g.

    Conclusion

    The GO@Fe3O4@β-CD could be an effective and efficient adsorbent for the removal of TC from industrial wastewater.

    Keywords: Isotherm, Pharmaceutical residue, Adsorption, β-cyclodextrin, Optimum conditions
  • MohammadJavad Zoqi, MohammadAmin Rasooli, Behnoosh Khataei*, MohammadReza Doosti Pages 273-286
    Background and Objective

    Mining is one of the important economic activities all over the world. It causes the release of various emissions, especially heavy metals in the soil, due to the weak exploitation and improper disposal of mineral wastes. Different techniques are used for soil remediation and heavy metal extraction; including the electrokinetic method (so effective in fine-grained soils). In this research, the electrokinetic process was used to extract copper from the waste of the mine in Birjand.

    Materials and Methods

    In this research, a 24 cm long PVC reactor was used. The retention time was 2, 4, and 6 days and the voltage gradient was 1 V/cm. Graphite electrodes and electrolyte solutions of nitric acid and citric acid were investigated for copper extraction. The electrode polarity was alternately changed in order to pH control and improve the extraction process.

    Results

    According to the results, the highest removal efficiency (54%) was obtained after 6 days using 0.1 M citric acid and distilled water in the anode and cathode reservoir, respectively. Further, by 24-hour polarity reversing, the copper removal efficiency increased to about 60%.

    Conclusion

    The use of citric acid in anode was more effective than nitric acid, leading to more copper removal. In addition, by periodically polarity change and keeping the soil pH in the neutral range, further dissolution of the metal and reducing its sedimentation in the soil occurred. As a result, the rate of its transfer outside the treatment area and removal efficiency increased.

    Keywords: Electrokinetic, Heavy metals, Copper, Soil pollution, Mine waste
  • Mohsen Pourkhosravani*, Fatemeh Jamshidi Gohari, Nasrin Sayari Pages 287-302
    Background and Objective

    This research tries to analyze the spatial distribution and trend of arsenic level changes in the underground water resources of the Sirjan basin, and also to evaluate and analyze the factors affecting the concentration of this element in these water resources.

    Materials and Methods

    Sampling of underground water sources in the study area was done by systematic-random method and arsenic concentration was done by ICP-MS method in the laboratory. Also, to evaluate the factors affecting the concentration of arsenic in the underground water resources of Sirjan bathe sin, the method of land systems analysis was used.

    Results

    The results of the research show that the amount of arsenic in all samples is higher than the Guidelines provided by the World Health Organization so the amount of this element in the underground water sources of the study area varies between 30 and 390 µg/L. Samples No. 9, 13, and 16, which are located in the deepest parts of the basin, have the highest amount of arsenic. For this reason, the durability of water in this part of the basin increases. This reduces the intensity of the current. As a result, according to the cumulative effect law, this process can lead to an increase in arsenic concentration.        

    Conclusion

    The evaluation of changes in the concentration of arsenic in the underground water resources of the study area indicates that the concentration of this element had a high increasing trend. According to the results, the location of the studied area in the center of hydrothermal and geothermal processes (copper mineralization belt in Iran), the cumulative effect, and the effect of pH on the absorption and desorption of arsenic are among the most important factors affecting the increase of arsenic in the underground water resources of Sirjan Basin.

    Keywords: Arsenic, Cumulative effect, Underground water resources, Mineralization, Sirjan basin
  • Samaneh Dehghan*, MohammadAli Zazouli, Abolfazl Hosseinnataj, Masoome Sheikhi, Ali Koohi Pages 303-324
    Background and Objective

    Nowadays, recycling is one of the ways to save mankind from the mass of waste it produces, and waste separation from the source is the first and most important link in the field of urban waste recycling. Since the necessity and basis of recycling is people's participation in separation plans from the source, the present study was conducted to investigate the awareness, attitude, and performance of the people of Mazandaran province regarding the source separation of household waste in 2021.

    Materials and Methods

    The present study was a descriptive-analytical and cross-sectional study, and the tool used in it was a researcher-made questionnaire including three dimensions of knowledge, attitude, and performance, the link of which was provided online to qualified people. The qualitative content validity of this questionnaire was confirmed by 8 environmental health experts in the field of the research subject. The reliability of the tool was also estimated through the Retest Method. Furthermore, the values of Cronbach's alpha coefficient for the three dimensions of awareness, attitude, and performance were calculated. In the following, the samples were selected in virtual groups based on the available sampling method and through the distribution of the questionnaire link online. Analysis of variance was used to compare the mean scores in the levels of variables, Pearson's correlation test was used to examine the relationship between the scores of awareness, attitude, and performance dimensions, and linear regression was used to examine the effect of independent variables. Finally, the data was analyzed in SPSS software (version 22).

    Results

    For the entire study population (305 people), the range and mean score of awareness were 0-6, and 5.03±1.18 respectively, the range and mean score of attitude were 17-85 and 61.01± 9.45, and the range and mean score of performance were 6-30 and 11.43±5.19, respectively. Also, there was a significant correlation between the mean scores of the dimensions of awareness and attitude (correlation coefficient=0.70), awareness and performance (correlation coefficient=0.68), and attitude and performance (correlation coefficient=0.63).

    Conclusion

    The results of this study, which was conducted to measure the knowledge, attitude, and performance of the people of Mazandaran province regarding the separation of household waste from the source and waste recycling, and with a survey of 305 households in this province, showed that although the most of people have a piece of proper knowledge and attitude related to the importance of separation and recycling of solid waste, they have not participated much in the plans of waste separation from the source. Therefore, in order to increase the level of people's performance, it is recommended to develop incentive programs in the field of source separation, including awarding prizes or applying discounts on waste charges, as well as providing suitable containers for waste separation to households for free by the municipality to encourage waste separation.

    Keywords: Awareness, Attitude, Practice, Waste, Source separation
  • Ehsan Rafeemanesh, Habibollah Esmaily, Farzaneh Rahimpour, MohammadJavad Fahoul, Habib Herati, Hasan Jahed Taherani* Pages 325-338
    Background and Objective

    Employees of wastewater treatment plants are exposed to various harmful factors in the work environment that can threaten their health. In this research, the health status of the employees of Mashhad sewage treatment plants has been evaluated to help by implementing intervention programs to improve the health of employees.

    Materials and Methods

    In this descriptive-analytical study, (bioaerosols, UV rays, heat stress, and hydrogen disulfide gas) were measured in 5 treatment plants in Mashhad. All study variables, including health status, clinical tests, and job stress, were analyzed analytically in two operational and administrative employee groups. The standard HSE occupational stress questionnaire was used to investigate the state of occupational stress. All data were transferred to the computer and data analysis was done with the help of software SPSS20.

    Results

    The amount of pollutants except H2S gas was lower than the national occupational exposure limit. The number of smokers, diabetics, knee pain, and hearing loss was higher among operational than administrative employees, and hypertension, increased cholesterol, back pain, and skin disease were also more common in office workers than operational workers, but there were no statistically significant differences. Obesity and overweight (p<0.009) and increased triglycerides (p<0.05) were more common in administrative than operational workers, which had statistically significant differences. The state of job stress in operational employees was statistically significant compared to administrative employees regarding role (p<0.018) and communication (p<0.002).

    Conclusion

    Appropriate occupational health interventions to reduce pollutants, implement ergonomic programs and improve nutrition and increase physical activity and stress management can play an effective role in improving the health of employees of these units.

    Keywords: Pollutants, Employee health, Wastewater treatment plant, General diseases, Occupational diseases
  • MohammadHossein Fekri*, Samaneh Soleymani, Maryam Razavi Mehr, Fatemeh Saki Pages 339-356
    Background and Objective

    Due to the presence of industrial pollutants in water sources, it is necessary to treat wastewater, especially colored wastewater. This study aims to treat wastewater containing methyl orange dye using nano mesopore SBA-16.

    Materials and Methods

    In this study, the effect of different parameters (pH, concentration of methyl orange, amount of adsorbent, temperature, and contact time) on the absorption of methyl orange by nanocomposite prepared with the help of Design of Experiment 7 software and Response Surface Method (RSM) was investigated.

    Results

    The maximum amount of pollutant removal by the adsorbent was obtained under optimal conditions of pH = 4.07, temperature 50 °C, contact time 35 minutes, initial concentration of adsorbent 10 mg/L, and amount of adsorbent 0.04 g. Also, the findings showed that the absorption behavior is most consistent with the Langmuir isotherm and the absorption process is exothermic and spontaneous at low temperatures.

    Conclusion

    In optimal conditions, the SBA-16 adsorbent was able to remove 98.60 % of methyl orange from the aqueous solution and the maximum adsorption capacity (qmax) for the removal of methyl orange pollutant was 37.73 mg/g. Considering the high potential of nano mesopore SBA-16 in removing methyl orange pigment, it can be considered a suitable candidate for removing colored pollutants and treating wastewater from textile factories.

    Keywords: Adsorption, Nano mesoporous SBA-16, Methyl orange color, Response surface method, Optimization
  • Javad Torkaman*, Mehrdad Ghodskhah Daryaei, Shahrooz Sahranavard Pages 357-366
    Background and Objective

    Climate change and environmental pollutants affect the growth of plant species. These effects can be recognized in the tree growth rings. This study aimed to investigate the effects of the precipitation and temperature in four decades (1975-2015) and air pollutants in the last decade on the average growth of pine trees (Pinus eldarica).

    Materials and Methods

    The studied area is Chitgar Forest Park located in the northwest of Tehran city and the studied species is the forest pine (Pinus eldarica). The research method is descriptive, the required climatic information was obtained from Mehrabad meteorological station and sampling was done by disc cutting from 10 forest pine trees. After preparing the samples, the number and width of annual rings were counted and measured using binoculars and a measuring table. One-way analysis of variance (ANOVA) was used at a significance level of 5% to investigate the significant difference in growth width in four decades.

    Results

    The results show that there is no significant difference between average precipitation in four decades, while average temperature and average growth have significant differences (p < 0.05). The amount of growth based on the growth index has decreased during four decades, and this decrease is more significant and obvious in the fourth decade due to the increase of pollutants such as ozone (O3) and nitrogen dioxide (NO2).

    Conclusion

    In general, the growth of forest pine trees has decreased during forty years with the increase of average annual temperature, which excessive decrease in the fourth decade is caused by pollutants such as ozone and nitrogen dioxide. It is suggested to do more research on sensitive species planted in urban areas to better understand the effect of pollutants on the growth and development of trees.

    Keywords: Climate change, Air pollutants, Ring growth, Forest pine
  • Sepideh Sadeghi, Farzaneh Mohammadi, AmirHossein Nafez, Sahar Gholipour, Mahnaz Nikaeen* Pages 367-382
    Background and Objective

    The presence of pathogenic microorganisms in compost of solid waste can threat public health. Therefore, it is necessary to evaluate the safety of produced composts before its land application as a soil conditioner. This study was conducted to investigate the presence of pathogenic microorganisms in municipal solid waste (MSW) compost and health risks associated with accidental ingestion of compost by children.

    Materials and Methods

    In this study, sampling was done from compost piles at different public parks of Isfahan city during the period of compost spreading. Presence and concentration of pathogenic microorganisms including salmonella, campylobacter, cryptosporidium and adenovirus were investigated by culture or real-time PCR methods.

    Results

    All pathogenic microorganisms were detected in MSW compost in a frequency from 11%-62% with the highest frequency for detection of adenovirus. The health risk assessment showed that the highest risk of daily infection was for Cryptosporidium (7.67 × 10-4 pppy) and the lowest risk was related to adenovirus (8.27 × 10-10 pppy). The annual infection risk from gastrointestinal disease was calculated above guideline infection risk (10-3 pppy).

    Conclusion

    The results showed contamination of produced compost to pathogenic microorganisms and potential health risks from applying MSW compost in urban green spaces. Therefore, the relevant organizations should pay more attention to the composting process and its microbial quality and application in public access areas.

    Keywords: Compost, Municipal solid waste, Risk assessment, Accidental ingestion, Microbial characteristics
  • Nahid Jalilian, Abdullah Sheykhi, Leila Mirzaei, Zeinab Gholami, Moayed Adiban* Pages 383-392
    Background and Objective

    Butter is a known dairy product in the world and has an important role in human nutrition. Ignoring sanitary tips in this product leads to low quality of the product and outbreak. Therefore, this study aims to investigate bacterial pollution of local butter produced from cow and sheep milk in Ilam city.

    Materials and Methods

    In this analytical study, 150 samples of traditional cow and sheep butter were collected and studied for microbial contamination for 1 month from different production centers. SPSS version 23 software was used to analyze the collected data.

    Results

    From 75 samples of cow butter, 25.3% of the samples are polluted to S. aureus, 44% to S. epidermidis, 38.7% to Salmonella, 12% to Total coliform 10.7% to E. coli, and 12% do not have any pollution. From 75 samples of sheep local butter, 12% of the samples are polluted to S. aureus, 72% to S. epidermidis, 48% to Salmonella, 24% to Total coliform, and 17.3% to E. coli. A significant difference (P< 0.05) between pollution to S. aureus and S. epidermis in cow and sheep samples exists.

    Conclusion

    The results of this study showed that contamination of consumed local butter in Ilam city is considerably high; Therefore, it is important to pay attention to food hygiene in different stages from production to consumption.

    Keywords: Traditional butter, Cow butter, Bacterial contamination
  • Parisa Farahmandian, Abdollah Mohammadian-Hafshejani, Abdolmajid Fadaei, Ramezan Sadeghi* Pages 393-412
    Background and Objective

    Breast cancer is the most common malignancy in women worldwide. Cadmium is one of the most persistent and toxic heavy metals, exposure to which may lead to an increased risk of breast cancer. This study aims to quantitatively summarize the available evidence for the relationship between cadmium exposure and the risk of breast cancer using a systematic review and meta-analysis.

    Materials and Methods

    In this research, observational studies that investigated the relationship between cadmium and breast cancer until May 2022 and were published in international databases were searched and retrieved. To determine the heterogeneity, the statistical tests Chi2 and I2 were used, to determine the presence of publication bias Egger's and Begg's tests were used, and to detect the root of the heterogeneity, meta-regression, and sensitivity analysis were used.

    Results

    In this study, it was observed that compared to the base group, the relative risk of breast cancer in people exposed/exposed to a dose higher than the base level of cadmium is equal to 1.10 (95% CI: 1.06-1.14; p ≤ 0.001), therefore, a statistically significant relationship was observed between exposure to cadmium or exposure to levels exceeding the baseline and developing breast cancer. In investigating the possibility of publication bias, the result of Egger's test was equal to (p ≥ 0.001), and the result of Bagg's test was equal to (p = 0.099).

    Conclusion

    According to the available evidence, exposure to cadmium leads to an increase in the risk of breast cancer, and this increase in risk is statistically significant.

    Keywords: Relative risk, Breast cancer, Cadmium