فهرست مطالب

روانشناسی سلامت - پیاپی 47 (پاییز 1402)

فصلنامه روانشناسی سلامت
پیاپی 47 (پاییز 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/09/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محسن جلالی*، الناز پوراحمدی اسفستانی صفحات 1-18
    مقدمه
    در طول همه گیری کووید-19، مطالعات متعددی شیوع اضطراب و افسردگی را در زنان باردار شناسایی کرده اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر نوروفیدبک بر اضطراب بارداری و افسردگی پریناتال در زنان باردار انجام شد.
    روش
    این پژوهش یک طرح آزمایشی تک آزمودنی از نوع طرح خط پایه چندگانه با دوره پیگیری بود.    3 زن باردار مبتلا به اضطراب بارداری و افسردگی پریناتال براساس روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت پلکانی به تحقیق وارد شدند. ابزارهای به کار رفته شامل درمان نوروفیدبک، مقیاس های اضطراب بارداری و مقیاس افسردگی بک- ویرایش دوم بود. داده ها با استفاده از تحلیل چشمی، اندازه اثر و درصد بهبودی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته
    نوروفیدبک به طور معناداری موجب کاهش شدت علایم اضطراب بارداری و افسردگی پریناتال شد، به طوری که درصد بهبودی برای بیمار اول، دوم و سوم در علایم اضطراب بارداری به ترتیب 72، 74 و 71 درصد و در علایم افسردگی پریناتال 72، 77 و 77 درصد به دست آمد. تحلیل های دیداری و نتایج تحلیل های درون موقعیتی و بین موقعیتی نیز حاکی از تفاوت معنادار بین مرحله خط پایه و مداخله برای همه آزمودنی ها بود (PND>70 و PAND>50). ماندگاری اثر نوروفیدبک در مرحله پیگیری نیز تایید شد.
    نتیجه گیری
    نوروفیدبک در بهبود علایم زنان باردار مبتلا به اضطراب بارداری و افسردگی پریناتال موثر است. نتیجه این پژوهش و پژوهش های مشابه می توانند در حوزه های تشخیصی و درمانی علایم روانی در زنان باردار مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: نوروفیدبک، اضطراب، افسردگی، زنان باردار، کوید-19
  • مائده اسدالله نجفی*، بتول امین جعفری، مهدی مروی صفحات 19-32
    مقدمه
    هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش خودشفابخشی گروهی بر تحمل پریشانی، واکنش پذیری هیجانی و اضطراب در زنان مبتلا به سرطان سینه در شهر اصفهان بود.
    روش
    پژوهش از نوع نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری شامل تمامی زنان مبتلا به سرطان سینه در شهر اصفهان بودند که در سه ماهه ی نخست سال 1401 جهت دریافت درمان به مرکز حمایت از بیماران سرطانی مراجعه نموده بودند و تعداد آن ها در این بازه زمانی براساس آمار دریافت شده از مرکز مشاوره 93 نفر بود.30 نفر بعنوان نمونه ی پژوهش به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (15نفر) و کنترل (15نفر) قرار گرفتند. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه های تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005)، واکنش پذیری هیجانی متیو و ناک (2008) و اضطراب زانک ریس و پترسون (1985) بود. جلسات آموزش گروهی خودشفابخشی بر اساس پروتکل لطیفی و مروی (1397) با اقتباس از لوید و جانسون (2010) در طی 14جلسه 2 ساعته بر گروه آزمایش انجام شد. داده های حاصل از این پژوهش با توجه به فرضیه های مورد بررسی و با استفاده از نرم افزار SPSS-24 در دو بخش توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (آزمون های نرمال سازی و کوواریانس چندمتغیره) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد آموزش خودشفابخشی گروهی بر تحمل پریشانی و ابعاد آن (تحمل، ارزیابی و تنظیم)، واکنش پذیری هیجانی (حساسیت، شدت و پایداری) و اضطراب (ترس از علایم جسمانی، ترس از کژکاری کنترل شناختی و ترس از مشاهده ی واکنش های اضطرابی) در زنان مبتلا به سرطان سینه موثر است (005/0>p).
    نتیجه گیری
    بنابراین به نظر می رسد که از این روش می توان برای بیماران مبتلا به سرطان سینه استفاده کرد.
    کلیدواژگان: اضطراب، تحمل پریشانی، خودشفابخشی، سرطان سینه، واکنش پذیری هیجانی
  • محمدرضا تمنایی فر*، اعظم منصوری نیک، شیوا احمدپور سامانی صفحات 33-46
    مقدمه

    کیفیت زندگی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی تحت تاثیر عوامل متعددی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین ویژگی های شخصیتی با کیفیت زندگی بیماران قلبی با میانجی گری رفتارهای خودمراقبتی انجام شد.

    روش

    پژوهش از نوع مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه ی آماری 300 نفر از بیماران قلبی مراجعه کننده به بیمارستان جم و کلینیک تخصصی قلب و عروق بوستان بودند که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های پنج عاملی نیو (کاستا و مک کری، 1989)، کیفیت زندگی (ویر و شربورن، 1992) و رفتار خودمراقبتی بیماران مبتلا به نارسایی قلب (جارسما و همکاران، 2003) استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که الگوی پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. علاوه بر این نتایج حاکی از این بود که اثر مستقیم روان رنجوری، برون گرایی و توافق پذیری بر کیفیت زندگی معنی دار است (01/0>P). هنگامی که رفتارهای خودمراقبتی به عنوان میانجی در ارتباط بین ویژگی های شخصیتی و کیفیت زندگی وارد می شود، اثر غیرمستقیم و معنادار روان رنجوری و وجدانی بودن بر کیفیت زندگی به ترتیب برابر با 09/0- و 049/0 است (01/0>P). بنابراین رفتارهای خودمراقبتی رابطه ی بین ویژگی های شخصیتی روان رنجوری و وجدانی بودن با کیفیت زندگی را میانجی می کنند.

    نتیجه گیری

    این نتایج تلویحات مهمی برای عملکرد بالینی و تحقیقات در زمینه ی روانشناسی سلامت بیماران قلبی دارد و ضرورت توسعه ی رویکردها و مدیریت بهتر این بیماران را در رفتارهای خودمراقبتی نشان می دهد.

    کلیدواژگان: ویژگیهای شخصیتی، کیفیت زندگی، رفتار خودمراقبتی، نارسایی قلبی
  • مینا نیکوروش*، حمید علیزاده، سعید رضایی، مهدی دستجردی کاظمی صفحات 47-58
    مقدمه
    کودکان مبتلا به سرطان تحت درمان های دردناک و طولانی مدت قرار می گیرند که تاثیرات مخربی در سلامت روان آنها دارد. این پژوهش با هدف تدوین برنامه ی بازی درمانی آدلری و ارزیابی اثربخشی آن بر علاقه ی اجتماعی کودکان مبتلا به سرطان انجام شد.
    روش
    مطالعه به روش نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون و پس آزمون با گروه شاهد انجام شد. جامعه ی آماری را کلیه ی کودکان مبتلا به سرطان سنین 8 تا 12 سال که از موسسه خیریه شهر یزد در سال 1400 خدمات دریافت می کردند، تشکیل دادند که از بین آنها 30 کودک به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. برنامه ی تدوین شده ی بازی درمانی آدلری به مدت 18 جلسه (هر هفته، 40 دقیقه)  به عنوان برنامه ی مداخله برای گروه آزمایش اجرا شد؛ در حالیکه گروه شاهد چنین مداخله ای را دریافت نکردند. هر دو گروه با مقیاس علاقه ی اجتماعی کودکان ایرانی (علیزاده،1394) مورد ارزیابی قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج حاصل از تحلیل کواریانس چندمتغیره برای خرده مقیاس های مقیاس علاقه ی اجتماعی نشان می دهد که گروه آزمایشی در مقایسه با گروه شاهد، پس از شرکت در برنامه ی آموزشی تغییر مثبت معناداری در خرده مقیاس ها دارد (05/0>p).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که برنامه ی بازی درمانی آدلری بر بهبود علاقه ی اجتماعی کودکان مبتلا به سرطان موثر بود. لذا این برنامه به عنوان مداخله ی روانشناختی در کنار سایر مداخلات دارویی و روانشناختی به کودکان مبتلا به سرطان توصیه می شود.
    کلیدواژگان: بازی درمانی، علاقه ی اجتماعی، کودکان سرطانی
  • فاطمه کاظمی، سحر صفرزاده* صفحات 59-70
    مقدمه
    هدف پژوهش حاضر بررسی مدل فرسودگی شغلی بر اساس وضعیت سلامت جسمی و سیستم مغزی رفتاری با میانجی گری استرس شغلی در کارکنان شرکت نفت آبادان است.
    روش
    تحقیق از نوع معادلات ساختاری است و جامعه ی آماری کلیه ی کارکنان شاغل در شرکت نفت آبادان بودند که تعداد 255 نفر از آنها به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. شرکت کنندگان در پژوهش به پرسشنامه های مقیاس فرسودگی شغلی مسلش و جکسون (1981)، وضعیت سلامت جسمی اسپنس و همکاران (1987)، سیستم های مغزی-رفتاری کارور و وایت (1994) و فشار روانی شغلی پارکر و دکوتیس (1983) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری انجام شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که سلامت جسمی و سیستم مغزی فعال ساز رفتاری بر فرسودگی شغلی اثر مستقیم و معکوس دارد و سیستم بازدارنده رفتاری و استرس شغلی بر فرسودگی شغلی اثر مستقیم و مثبت دارد. همچنین بر اساس نتایج پژوهش وضعیت جسمی و دو سیستم فعال ساز/بازدارنده رفتاری می توانند از طریق میانجی گری استرس شغلی در شکل گیری فرسودگی شغلی نقش داشته باشند. بعلاوه مشخص شد که مدل ارایه شده برازنده داده ها می باشد.
    نتیجه گیری
    با سلامت جسمانی و بهبود سیستم فعال ساز رفتاری و کاهش استرس های شغلی، میزان فرسودگی شغلی کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: استرس شغلی، سیستم مغزی رفتاری، فرسودگی شغلی، سلامت جسمی
  • سپیده تمرچی، مونا فرخنده فال، محدثه خردمند، مهتاب ربیعی، فریبا زرانی* صفحات 71-88
    مقدمه

    اعلام خبر بد به بیمار و خانواده ی وی مرحله ای مهم و دشوار در فرایند یک بیماری است که نیازمند مهارت های کلامی و غیرکلامی می باشد. مطالعات در حوزه ی روانشناسی سلامت به ارایه ی پروتکل هایی برای توضیح گام به گام نحوه ی اعلام خبر بد، پرداخته اند. این پروتکل ها در حوزه های درمانی مختلف، با رویکردهای متفاوت و از زوایای متنوعی اعلام خبر بد را بررسی کرده اند. تنوع مدل های ارایه شده می تواند متخصصان سلامت را در انتخاب مدل مناسب دچار تردید نماید. مطالعه ی حاضر با هدف شناسایی پرکاربردترین پروتکل های موجود برای اعلام خبر بد، شباهت ها و تفاوت های آن ها و ارایه ی ساختاری جهت مقایسه ی این پروتکل ها با یکدیگر انجام شد.

    روش

    جستجوی پروتکل های اعلام خبر بد در پایگاه های اطلاعاتی گوگل اسکالر و ساینس دایرکت انجام شد. سپس پرکاربردترین پروتکل ها که بیشترین ارجاع در مطالعات دیگر به آنها داده شده بود شناسایی و در نهایت 13 پروتکل برای بررسی دقیق تر انتخاب شد.

    یافته ها

    ر نتیجه ی مقایسه این پروتکل ها 9 مفهوم مشترک در قالب 47 زیرمرحله شناسایی و سپس سهم هر پروتکل در مفاهیم و زیرمرحله ها در قالب جدولی مقایسه ای به تفصیل مشخص شد. به طور کلی، این مطالعه با مرور و مقایسه ی مهم ترین پروتکل های اعلام خبر بد، به ارایه ی تصویری نسبتا جامع از آنچه در مطالعات مختلف مورد توجه قرار گرفته پرداخته است.

    نتیجه گیری

    بدین ترتیب، متخصصان می توانند با مراجعه به مدل مفهومی ارایه شده، تصویری دربردارنده مفاهیم مشترک و زیرمرحله های متفاوت از مهم ترین پروتکل های اعلام خبر بد دریافت نمایند.

    کلیدواژگان: اعلام خبر بد، پروتکل اعلام خبر بد، روانشناسی سلامت
  • سمیرا ترکیان ولاشانی، زهره لطیفی*، نیلوفر باقری، محمد سلطانی زاده صفحات 89-104
    مقدمه

    هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش خودشفابخشی بر بهزیستی معنوی و عواطف مثبت و منفی در بیماران مبتلا به ام اس شهر اصفهان بود.

    روش

    این پژوهش یک مطالعه ی نیمه آزمایشی با دو گروه آزمایشی و کنترل از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری 2 ماهه بود. جامعه ی آماری، تمامی بیماران مبتلا به ام اس مراجعه کننده به مرکز درمانی در سال 1398 و حجم نمونه 31 نفر داوطلب مایل به شرکت در جلسات آموزشی بودند که به صورت دردسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرارگرفتند. تمامی شرکت کنندگان در شرایط یکسان، پرسشنامه های عواطف مثبت و منفی (واتسون، 1988) و بهزیستی معنوی (دهشیری، 1388) را به عنوان پیش آزمون تکمیل کردند. سپس مداخله ی آموزش خودشفابخشی هفته ای 1 مرتبه به مدت 14جلسه ی 60 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا گردید. برای بررسی تاثیر آموزش خودشفابخشی بر عواطف مثبت و منفی از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و برای بررسی تاثیر آموزش خودشفابخشی بر بهزیستی معنوی به دلیل عدم برقراری مفروضه توزیع نرمال داده ها از آزمون فریدمن و ویلکاکسون استفاده شد.

    یافته ها

    آموزش خودشفابخشی توانست ارتباط فرد با خود، ارتباط فرد با طبیعت و عواطف مثبت گروه شرکت کننده را به طور معناداری افزایش دهد (05/0>P) ولی بر ارتباط فرد با دیگران، ارتباط فرد با خدا و کاهش عواطف منفی تاثیر معنا داری دیده نشد.

    نتیجه گیری

    می توان روش خود شفابخشی را به عنوان یکی از رویکردهای جدید روانشناسی مثبت گرا جهت افزایش بهزیستی معنوی و عواطف مثبت در بیماران مبتلا به ام اس به کار برد.

    کلیدواژگان: بهزیستی معنوی، بیماری ام اس، خودشفابخشی، عواطف مثبت، عواطف منفی
  • آزاده فتحی فتحی دوکی، الهه فتحی دوکی، لیلا حسن نیا*، هادی حسن نیا صفحات 105-117
    مقدمه

    هدف از مطالعه ی حاضر، بررسی پیامدهای روانشناختی ویروس کووید 19 بر دانشجویان به روش مروری نظام مند بود.

    روش

    مقالات چاپ شده از زمان شیوع اپیدمی کرونا در خلال سال های 2019 تا 2023 در پایگاه های اطلاعاتی PupMed، Science direct،Google Scholar، ProQuest با جستجوی کلیدواژه های قرنطینه، سلامت روان، مشکلات روان شناخی و دانشجویان مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت از بین 70 مقاله، 34 مقاله وارد پژوهش شد.

    یافته ها

    ارزیابی یافته های حاصل از مقالات مورد بررسی نشان داد استرس پس از آسیب، افسردگی، اضطراب، ترس، وسواس فکری- عملی، انزوای اجتماعی، افکار خودکشی، کیفیت خواب پایین، اختلال خلقی، اختلال عملکردی، رژیم غذایی غلط، سوء مصرف الکل، درگیری های بین فردی، محدودیت های ارتباط اجتماعی، عدم تمرکز، مشکلات یادگیری و احساس تنهایی از پیامد های روانشناختی ویروس کووید 19 در دانشجویان به شمار می رود.

    نتیجه گیری

    با توجه به تاثیرات منفی روانشناختی پاندمی کرونا بر دانشجویان نیاز است تا برنامه ریزی مناسب و فراگیر در این زمینه صورت گیرد و مداخلات موثری در راستای ارتقاء سلامت این قشر از جامعه طراحی و اعمال شود.

    کلیدواژگان: کووید 19، پیامد های روان شناختی، دانشجویان
|
  • Mohsen Jalali *, Elnaz Pourahmadi Pages 1-18
    Objectives
    During the pandemic COVID-19, numerous studies displayed an increase in anxiety and depression in pregnant women. This present study aimed to investigate the effect of neurofeedback therapy on pregnancy anxiety and prenatal depression in pregnant women.
    Methods
    The study was a single-case experimental study with multiple baseline design with a follow-up period. Three pregnant women were selected according to purposive sampling method and entered the study gradually in fixed intervals. The research tools included the neurofeedback therapy, Pregnancy Related Anxiety Questionnaire (PRAQ) and Beck Depression Inventory Second Edition (BDI-II).
    Results
    The findings showed that the neurofeedback reduced the severity of pregnancy anxiety and prenatal depression symptoms in both post-treatment and follow-up stages, so that the percentage of improvement for the first, second and third participants in the symptoms of pregnancy anxiety was 72%, 74% and 71% in post-treatment and 75%, 80% and 73% in follow-up stage, respectively. The percentages of improvement for the first, second and third participants in the symptoms of prenatal depression were also 72%, 77% and 77% in post-treatment and 79%, 77% and 83% in follow-up stages, respectively. Moreover, the overall percentages of improvement in post-treatment and follow-up stage in the symptoms of pregnancy anxiety were 72% and 79% and in the symptoms of prenatal depression was 75% and 80%, respectively. In addition, at the end of the intervention sessions and at the 1-month follow-up, all the three patients scored less than 14 on BDI-II, which indicated the clinical significance of the reduction of their depression symptoms on this scale. The visual analyses and the results of inter-positional and intra-positional analyses showed a significant difference between baseline and intervention stage for all subjects (PND>70, PAND>50). The percentages of non-overlapping data (PND) as a measure of effect size for the first, second and third participants in the symptoms of pregnancy anxiety were 83%, 100% and 83% respectively. The percentages of all non-overlapping data (PAND) as the second effect size criterion for the subjects were also 87.5%, 100% and 90%, respectively, which shows the effectiveness of the intervention for all the three subjects in the symptoms of pregnancy anxiety. The percentages of non-overlapping data (PND) for the first, second and third participants in the symptoms of prenatal depression were 83%, 83% and 67% respectively. The percentages of all non-overlapping data (PAND) for the subjects were 87.5%, 89% and 800% respectively, which shows the effectiveness of the intervention for all the three subjects in the symptoms of prenatal depression.
    Keywords: Neurofeedback, Pregnancy Anxiety, Prenatal Depression, Covid -19
  • Maede Asadollah Najafi *, Batool Aminjafari, Mehdi Marvi Pages 19-32
    Objectives
    Cancer has experienced alarming growth in the last two decades and is considered as an urgent health problem of modern life. Meanwhile, breast cancer is one of the most common types of cancer, and its annual incidence is increasing at a rate of 1.8 to 2% in the world, and it ranks first among all women's cancers. However it has a major difference from other chronic diseases. In addition to requiring long-term care and treatment, it cannot be completely cured. This study  aimed to investigate the effectiveness of group self-healing training on distress tolerance, emotional reactivity and anxiety in women with breast cancer in Isfahan.
    Methods
    It was semi-experimental in the form of pre-test-post-test with a control group. The statistical population included all women with breast cancer in Isfahan who had referred to support center for cancer patients in the first quarter of 2011, and their number was 93 people in this period of time based on the statistics received from the counseling center. 30 people were selected as the sample through available sampling and were placed in two experimental (15 people) and control (15 people) groups. The used tools were Simons & Gaher's distress tolerance (2005), Matuo & Nock's emotional reactivity (2008) and Reese and Patterson anxiety (1985) questionnaires. Self-healing group training sessions based on the protocol of Latifi and Meravi (2017) adapted from Loyd and Johnson (2010) were conducted during 14 sessions. The data were analyzed using SPSS-24 software in two descriptive and inferential (normalization and MANCOVA) according to the investigated hypotheses.  
    Results
    The results showed that group self-healing training on distress tolerance and its dimensions (tolerance, evaluation and regulation), emotional reactivity (sensitivity, intensity and stability) and anxiety (fear of physical symptoms, fear of cognitive control distortion, fear of observing anxiety reactions) is effective in women with cancer in Isfahan (P<0.05).
    Conclusion
    Therefore, it seems that this method can be used for breast cancer patients. The reason for the effectivness of self-healing training on reducing cancer patients’ anxiety and stress in physical and psychological dimensions can be attributed to the effects of direct training in the field of fear and anxiety in this intervention. In this treatment method for treating anxiety, strategies include self-education and communication management (keeping calm, avoiding haste, avoiding useless discussions, speaking in a soft tone, not reacting quickly and not judging quickly), trusting others (patience, calmness, happiness and entrusting the solution of the problem to a higher power), adjustment of idealism (reducing the desire to be perfect and accepting mistakes as an inseparable part of every human being), order and time management (having discipline, planning and prioritization and doing necessary daily tasks), correct connection with the mind (living in the present moment), and using physical and muscle relaxation techniques (muscle relaxation, breathing, hydrotherapy, swimming, walking, religious behaviors, watching the sky, listening to the sound of water, meditation and yoga, the use of relaxing audio files at least once a day) were used and the patients were helped to reduce their anxiety to a great. Considering the confirmation of the effectiveness of self-healing training on reducing emotional reactivity and anxiety in people with cancer, it is suggested that doctors and nurses pay attention to their psychological condition in addition to physical treatments for these patients and if they observe psychological problems caused by the disease, refer them to psychologists and counsellors. It is also suggested to set up counseling and psychological centers for cancer patients in hospitals.
    Keywords: Anxiety, breast cancer, Distress tolerance, Emotional reactivity, Self-healing
  • MohammadReza Tamannaifar *, Azam Mansourinik, Shiva Ahmadpoursamani Pages 33-46
    Objectives

    Quality of life in patients with heart failure can be affected by several factors. The present study aimed to examine the relationship between personality traits and quality of life in heart failure patients mediated by self-care behaviors.

    Method

    This study is a structural equation modeling. Among the heart failure patients referred to Tehran Heart Hospitals, 300 patients referred to Jam Hospital and Bustan Cardiovascular Clinic were recruited through convenient sampling. In order to collect information, NEO-FFI (Costa & McCrae, 1992), MOS (Ware & Sherbourne, 1992) and EHFSCB (Jarsma et al., 2003) were used. Data were analyzed using SPSS and AMOS 24 software.

    Results

    The results of correlation coefficients showed that there are significant negative correlation between the personality traits of neuroticism and agreeableness with quality of life, while there are significant positive correlation between extroversion and quality of life (P<0.01). Also, there are significant negative correlation between self-care behaviors and quality of life (P<0.01). According to the results the proposed model has a good fit (x2/df=2.786, p<0.001, CFI= 0.92, RMSEA=0.07). In addition, the direct effect of neuroticism, extroversion and agreeableness on quality of life is significant (P<0.01). When self-care behaviors are included as mediators in the relationship between personality traits and quality of life, the indirect effect of neuroticism and conscientiousness on quality of life is 0.09 and 0.049 respectively, and these indirect effects are significant (P<0.01). Therefore, self-care behaviors mediate the relationship between personality traits of neuroticism and conscientiousness with quality of life.

    Conclusion

    These results have important implications for clinical practice and research in the field of cardiac health psychology and indicate the need to develop approaches and better management of these patients in self- care behaviors. Considering the widespread prevalence of heart diseases as a chronic disease and the high costs of treatment, the results of this research have many practical implications for health psychologists, doctors and nurses. Interventions aimed at changing personality characteristics (especially reducing neuroticism and increasing conscientiousness) in order to improve the quality of life of heart patients is a complex and time-consuming task. Therefore, one of the effective interventions to increase these patients’ quality of life can be focusing on increasing self-care behaviors. Hence, educating patients about the importance of this issue can play an important role in improving these patients’ quality of life.

    Keywords: Heart failure, personality traits, Quality of Life, self-care behaviors
  • Mina Nikoravesk *, Hamid Alizadeh, Saeed Rezaei, Mehdi Dastjerdi Kazemi Pages 47-58
    Objectives
    Cancer has extensive effects on children’s mental health and well-being. One of the problems of children with cancer is social interest. Due to the constant reduction of social interests and their association with quality of life, effective intervention programs are very important. On the other hand, helping childhood cancer survivors and children with cancer to maintain physical, mental and social well-being is one of the most important responsibilities of health professionals and psychologists. It should be noted that the intervention was tailored to the condition of children with cancer. This study aimed to evaluate the effectiveness of an Adlerian play therapy on enhancing social interest in children with cancer.
    Methods
    It was a quasi-experimental study with pretest–posttest with control group. The statistical population consisted of all children with cancer of Yazd City, Iran. Using the convenience sampling method, 30 children were selected as a sample based on the inclusion and exclusion criteria. They were randomly divided into experimental and control groups (n=15/group). The inclusion criteria for children included age 8-12, definitive diagnosis of cancer, at least one course of chemotherapy, not being treated with psychotropic drugs, the child living with both parents, not having any disease other than cancer, not having neuropsychological problems such as mental retardation, hyperactivity, moderate socio-family status and hospitalized for at least one month. The inclusion criteria included reluctance to continue cooperation, not cooperating in completing questionnaire at each of stages or more than two absences in training sessions. In pretest and posttest stage, participants completed the Social Interest Scale for Iranian Children (Alizadeh, 2015(, which included responsibility-task doing, relationship with people-empathy, confidence -assertive, equality vs inferiority-superiority. The weekly sessions of play therapy program included eighteen 45–minute for children. To describe the obtained data, central and dispersion indices, including mean and standard deviation and multivariate and univariate analysis of covariance were used in SPSS 24 at the significance level of 0.05.
    Results
    The results of the multivariate covariance analysis for the subscales of the social interest scale show that the experimental group shows a significant positive change in the subscales after participating in the training program compared to the control group (p <0.05).
    Conclusion
    Adlerian play therapy is effective on social interest in children with cancer and should be offered as a complementary treatment along with other medical and psychological therapies to these children.
    Keywords: Adlerian play therapy program, Social interest, children with cancer
  • Fatemeh Kazemi, Sahar Safarzadeh * Pages 59-70
    Objective
    This study aimed to investigate the burnout model based on physical health status and brain-behavioral system by mediation of job stress in employees of Abadan Oil Company.
    Method
    The type of research is structural equation and the statistical population was all the employees working in Abadan Oil Company of which 255 people were selected by purposive sampling. The participants responded to Moslesh and Jackson’s job burnout scale (1981), Spence et al.’s physical health status (1987), Carver and White’s brain-behavioral systems 1994) and Parker and Dekutis’s occupational psychological pressure (1983) questionnaires. Data analysis was done using structural equation modeling.
    Results
    Findings showed that physical health and behavioral activating brain system have a direct and inverse effect on burnout and behavioral inhibition system and job stress have a direct and positive effect on burnout. By increasing the activity of the behavioral activator system, the feeling of job burnout and fatigue decreases and with the increase in the activity of the behavioral inhibitory system and the perceived stress in the job, the level of job burnout increases. Also physical condition and two behavioral activation / inhibitory systems can play a role in the formation of burnout by affecting job stress. It was also found that the proposed model is suitable for data. Based on this, it has been determined that the increase in job burnout can be caused by several factors, such as weak physical health or underlying diseases that are not suitable for the chosen job, as well as the increasing activity of the inhibitory behavioral brain system and impaired behavioral activation system and job stress can be one of the characteristics of any job, can mediate this relationship.
    Conclusion
    According to the present findings, we can conclude that physical health, improvement of the behavioral activation system, and job stress reduction decrease the rate of job burnout. Since employment in industrial organizations is associated with risks and traumatic conditions, no matter how hard the organization tries, their mental and physical health is facing risks, and can lead to job burnout. So the factors such as lack of physical health disruption of the activator system and increased activity of the inhibitory-behavioral system can increase job burnout by increasing stressful conditions in the work environment.
    Keywords: Brain-behavioral system, Job Burnout, Job stress, Physical health status
  • Sepideh Tamrchi, Mona Farkhondehfal, Mohadese Kheradmand, Mahtab Rabiee, Fariba Zarani * Pages 71-88
    Objective

    Breaking bad news to the patients and their family is an important and difficult stage in disease process requiring both verbal and non-verbal skills. Thus, studies in the field of health psychology have provided protocols to explain step by step how to break bad news. These protocols have focused on how to break bad news in various therapeutic fields and different approaches. The diversity of these models can make health professionals hesitate in choosing the right model. The purpose of this review study was to identify the most widely used protocols for breaking bad news, their similarities and differences, and to provide a structure to compare these protocols.

    Methods

    The search for breaking bad news protocols was conducted in Google Scholar and Science Direct databases. Then, the most widely used protocols that were mostly referred to by other studies were identified. Finally, 13 protocols were selected for detailed investigation.

    Results

    As a result of comparing these protocols, 9 common concepts were find, including: 1- preparation before the session, 2- setting up the proper communicational space, 3- personal evaluation of the patient, 4- evaluation of the patient's environment, 5- approaching the news, 6- exploring the emotions and providing empathic response, 7-talking about treatment plans, 8- investigating support systems, 9- summarizing and concluding the session. Along with these common steps, 47 sub-steps were identified. All these findings were classified altogether in both summarized and extended model. In summarized model the one look table consisting of 9 common concepts and 47 sub-steps was provided. While in an extended table, the contribution of each of 13 investigated protocols in each of the concepts and sub-steps was clarified by detail.

    Conclusion

    The extended table also highlights the unique features of each protocol, allowing health professionals to choose the most appropriate approach based on the specific needs of the patients and their families. In general, this study reviews and compares the most important protocols of breaking bad news to patients to provide a relatively comprehensive picture of what has been considered in different studies for breaking bad news. Therefore, it provided the summarized and extended models of breaking bad news to health professionals as a practical tool containing common concepts and different sub-steps of the most important protocols. This study emphasizes the importance of a structured and empathetic approach to breaking bad news, which can improve patient satisfaction, trust, and coping strategies.

    Keywords: Breaking bad news, Breaking bad news protocol, Health Psychology
  • Samira Torkian Valashani, Zohreh Latifi *, Niloofar Bagheri, Mohammad Soltanizadeh Pages 89-104
    Objective

    The aim of the present study was to investigate the effect of self-healing education on the spiritual well-being and positive and negative emotions in multiple sclerosis (MS) patients in Isfahan, Iran.

    Methods

    This research was a semi-experimental study with two experimental and control groups by using pre-test-post-test and 2-month follow-up. The statistical population included all MS patients reffering to the treatment center in 2020, and the sample size consisted of 31 volunteers willing to participate in educational sessions who were randomly assigned to the experimental and control groups. The range of participants’ age was between 18 and 54 years. All participants completed positive and negative emotions questionnaires (Watson, 1988) and spiritual well-being (Dehshiri, 2010) as pre-tests under similar conditions. Subsequently, self-healing education consisting of 14 weekly sessions in 60 minutes, was considered for the experimental group. To examine the effectiveness of self-healing education on positive and negative emotions, repeated measures analysis of variance (ANOVA) and to dtudy the effect of self-healing education on spiritual well-being, the Friedman and Wilcoxon tests were used due to non-establishment of the assumption of normal distribution of data.

    Results

    The LSD pairwise comparisons test results showed no significant difference in positive emotion scores in the experimental group between the pre-test and post-test stages. However, significant differences were noted between the pre-test and follow-up, as well as between the post-test and follow-up stages. In examining the significance of the self-connection subscale in both the experimental and control groups, no significant difference was observed at all three stages in the control group. However, in the experimental group, a significant difference was evident at all three stages following the intervention. Also, the difference in overall spiritual well-being scores in the experimental group was significant between the pre-test and follow-up, with an increase in the follow-up period. Similarly, the difference in the connection to nature subscale in the experimental group was significant between the pre-test and follow-up, as well as between the post-test and follow-up stages, indicating a positive impact of the education. But no significant effect was observed on the individual's relationship with others, the individual's relationship with God, and the reduction of negative emotions.

    Conclusion

    The findings indicate that self-healing education improves spiritual well-being and positive emotions in MS patients. Participants likely improved their spiritual well-being in the area of self-connection by learning techniques such as spiritual elevation and inner richness, and accurately recognizing negative memories and their detrimental actions resulted in an improvement in their relationship with nature. It also appears that reducing inhibitory traits such as resentment and false beliefs leads to a change in attitude, strengthening willpower, and finding a better way to solve the problems. Additionally, tasks related to strengthening the 9 healing code may increase positive emotions.

    Keywords: multiple sclerosis disease (MS), Negative Emotions, Positive Emotions, Self-healing, spiritual well-being
  • Azade Fathi Dooki, Elahe Fathi Dooki, Leila Hassannia *, Hadi Hassannia Pages 105-117
    Objective

    Covid-19 pandemic as an acute respiratory disease that emerged in Wuhan, China on 30 January 2020 was declared a public health emergency of international concern. The World Health Organization has introduced this disease as a great threat to physical and mental health because of changing in families’ normal lifestyle. It has seriously damaged people's mental health due to fear, uncertainty, quarantine measures, staying at home, social isolation, inappropriate information or pouring out news from various media, including social media, etc. With the spread of the Covid-19 disease, various centers including schools and universities were closed, social relations were severely limited, and leisure activities outside the home were canceled or greatly reduced. Virtual training, the suspension of end-of-semester final exams, and the unavailability of books, computers, and low-speed internet at home, affected students' mental health. The students were exposed to a significant risk of adverse consequences of quarantine, such as hopelessness and boredom, and financial loss to the family. Also the change in the daily schedule, including the lack of outdoor activities, disruption of sleep patterns and social distance, has affected the students’ mental health. The aim of the present study was to investigate the psychological consequences of Covid 19 virus on students.

    Methods

    The research findings from the outbreak of Covid 19 during 2019 to 2023 in the PupMed, Science direct, Google Scholar and ProQuest databases were searched through the keywords quarantine, mental health, psychological problems and students. Finally among 70 articles, 34 articles entered the research and the results were summarized and reported.

    Results

    The results showed that post-traumatic stress, depression, anxiety, fear, practical obsession, social isolation, suicidal ideation, poor sleep quality, mood disorder, social dysfunction, wrong and risky diet, alcohol abuse, interpersonal conflicts, limitations of social communication, lack of concentration and loneliness are among the psychological consequences of Covid 19 virus in students.

    Conclusion

    So it was concluded that due to the negative psychological effects of the corona pandemic on students, it is necessary to plan and implement effective intterventions in order to improve thid future generation of society’s health physical and mentale.

    Keywords: Covid 19, Psychological consequences, students