فهرست مطالب

نشریه جامعه شناسی اقتصادی و توسعه
سال دوازدهم شماره 2 (پاییز و زمستان 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/12/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • امیر رنجبر، داود ابراهیم پور*، صفر حیاتی صفحات 1-24
    اچ آی وی بیماری نوپدیدی است که به خاطر انتشار سریع و شدت اثر آن در تاریخ بشر منحصر به فرد بوده و چالش های اجتماعی و اقتصادی جبران ناپذیری بر مبتلایان و همچنین جامعه به وجود آورده است. بر این اساس این تحقیق به منظور مطالعه چالش های اجتماعی تجربه شده بیماران مبتلا به اچ آی وی انجام گرفته است. روش پژوهش، کیفی و از نوع پدیدارشناسی است. جامعه آماری شامل مبتلایان به اچ آی وی باشگاه مثبت تبریز به تعداد 140 نفر می باشد که براساس روش نمونه گیری هدفمند و نیز اشباع نظری 16 نفر از مبتلایان به اچ آی وی برای مصاحبه انتخاب شدند. در این پژوهش برای گردآوری اطلاعات از تکنیک مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شده است. مفاهیم و مقولات به دست آمده از مصاحبه ها نشان داد مبتلایان به اچ آی وی از طرق مختلف نظیر؛ تزریق، ازدواج با مبتلایان که موقع ازدواج بیماری خود را از طرف مقابل انکار کرده بودند و یا از طریق والدین خود مبتلا شدند که به نوعی قربانی محسوب می شوند. در زمینه درمان، بعضی از مبتلایان اشاره به این داشتند که به جز کادر پزشکی مرکز بیماری های رفتاری، برخی پزشکان به علت عدم آگاهی در این زمینه با بیماران بد رفتاری می کنند و یا آنها را به نوعی طرد می کنند و با توجه به طرد مبتلایان از طرف مردم عادی و کادر پزشکی به علت ناآگاهی در زمینه اچ آی وی و نحوه انتقال آن، مبتلایان بیماری خود را انکار می کنند که این امر منجر به افسردگی و گوشه گیری بیماران می شود و با توجه به برچسب هایی که به مبتلایان می زنند آنها اچ آی وی را مساوی با مرگ می دانند و به دنبال خودکشی می باشند.
    کلیدواژگان: اچ آی وی، چالش های اجتماعی، پدیدارشناسی، طرد، ایدز هراسی
  • معصومه باقری، علی بوداقی*، سجاد بهمنی، مرضیه شهریاری صفحات 25-50

    در عصر حاضر فقر یکی از مهم ترین مسایل جوامع بشری است. شیوع فقر در جامعه، فرایند توسعه را در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با چالش مواجه می سازد. فقر در مناطق شهری مثل سایر پدیده ها متاثر از عوامل مختلفی است که در این پژوهش با استفاده از روش کیفی و استراتژی تیوری داده بنیاد، فرایند فقر در مناطق شهری استان خوزستان (اهواز و آبادان) بررسی شده است. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر 46 نفر از مطلعین کلیدی اعم از خبرگان دانشگاهی، کارشناسان ارشد دستگاه های اجرایی (کارشناسان استانداری، کارشناسان دفتر تسهیل گری اهواز، کارشناسان اجتماعی فرمانداری اهواز و آبادان)، افراد و خانواده های ساکن در مناطق شهری اهواز و آبادان بوده است. در تحقیق حاضر برای گردآوری داده ها از تکنیک مصاحبه و برای انتخاب موردها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. مصاحبه با رسیدن به مرحله اشباع نظری ادامه یافته است. یافته های تحقیق نشان داد که مقولاتی چون فرهنگ ضعیف کار و روالمند شدن فقر، بیکاری و رکود اقتصادی، حمایت و پشتیبانی ضعیف از حاشیه نشینان، سرمایه ی روان شناختی ضعیف، عدم توانمندسازی حاشیه نشینان، عدم شایسته سالاری، توزیع نامتقارن منابع و احساس تبعیض و نابرابری، ناکارآمدی در مدیریت شهری، فساد اقتصادی و اداری، فرهنگ مطالبه گری ضعیف مردم و ضعف اتخاذ مشی علمی در سیاست گذاری ها از شرایط علی تاثیرگذار بر فقر بوده است. طبق نتایج پژوهش، فوران احساس محرومیت از قابلیت ها به عنوان مقوله محوری از متن مصاحبه ها مکشوف گردید. بر اساس یافته های تحقیق می توان گفت که توجه به استراتژی هایی چون 1. تروج فرهنگ کار در جامعه، 2. سرمایه گذاری در مناطق حاد و حمایت از سرمایه گذار 3. توجه به آموزش های مهارت زا در مناطق فقرنشین و... می تواند نقش مهمی در مقابله با فقر داشته باشد.

    کلیدواژگان: محرومیت از قابلیت ها، فرهنگ ضعیف کار، عدم شایسته سالاری، احساس تبعیض و نابرابری
  • مسعود حاجی زاده میمندی*، مهدی نایه در صفحات 51-69
    صنعت هواپیمایی یکی از فاکتورهای مهم در توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و از مهمترین شاخص های رشد اقتصادی هر کشوری است. این صنعت علاوه بر آنکه پیشران دیگر بخش های اقتصاد ملی است، به دلیل نقشی که در افزایش رفاه مصرف کننده و نیز توسعه فرهنگی ملت ها دارد، دارای منافع اجتماعی است. با درک اهمیت این صنعت، این مقاله درصدد بررسی چالش ها و موانع توسعه صنعت هواپیمایی بازرگانی ایران است. بر این اساس سوال اصلی پژوهش این است که کنشگران و فعالان صنعت هواپیمایی چالش های و موانع توسعه این صنعت را چگونه درک و تفسیر می کنند؟ و بسترها و دلایل آن را چه می دانند؟ روش تحقیق کیفی و به روش تحلیل تماتیک(تحلیل مضمون) انجام شده است. مشارکت کنندگان 23 نفز از فعالان و کنشگران این صنعت هستند. مصاحبه شوندگان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و داده ها از طریق مصاحبه فردی نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. تحلیل داده ها به روش مضمونی انجام گرفت. بدین منظور، ابتدا به روش کدگذاری توصیفی و در مرحله بعد کدگذاری تفسیری صورت گرفت. از تحلیل مصاحبه ها 48 مفهوم و از مفاهیم استخراج شده 12مقوله و از بین مقولات 4 مقوله هسته احصا شد. بر اساس یافته های تحقیق کم سواد راهبردی، سیاست زدگی، جهانی شدن انحصاری و تحریم صنعت هواپیمایی ،مهمترین چالش ها و موانع فرا روی توسعه صنعت از منظر کنشگران و فعالان این صنعت محسوب می شوند. همچنین نتایج این مطالعه نشان می دهد در صنعت هواپیمایی به دلیل دارا بودن ماهیت بین المللی آن دولت نقشی اساسی در توسعه آن دارد و دولت بازیگر اصلی در میدان این صنعت محسوب می شود و توسعه صنعت تا حدود زیادی تابع کیفیت مداخلات و نوع رویکرد دولت به صنعت هواپیمایی بازرگانی است.
    کلیدواژگان: جامعه شناسی اقتصادی، دولت، حمل و نقل هوایی، صنعت هواپیمایی، تحریم
  • امید قنبری، سیامک کورنگ بهشتی*، علی رشیدپور صفحات 71-99
    این تحقیق با هدف اصلی فهم عوامل مداخله گر بر سبک زندگی در جامعه ایران انجام شده است. روش تحقیق کیفی است و از مصاحبه برای گردآوری اطلاعات و از تحلیل تماتیک برای تجزیه و تحلیل یافته ها استفاده شده است. روش شناسی این تحقیق از جهت هدف جزء تحقیقات اکتشافی و از حیث نتیجه، مطابق تحقیقات کاربردی توسعه ای، انجام شده است. در تحقیق حاضر مشارکت کنندگان شامل 17 نفر از خبرگان و کارشناسان متخصص در حوزه های مدیریت و برنامه ریزی امور فرهنگی و علوم ارتباطات بودند که با انجام هماهنگی های لازم، مصاحبه نیمه ساختاریافته با آنها انجام گرفت. برای انتخاب مشارکت کنندگان از روش نمونه گیری هدفمند و روش گلوله برفی استفاده شد و انجام مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. براساس یافته های تحلیل تم، چهار مضمون اصلی به عنوان عوامل مداخله گر فرهنگی بر سبک زندگی در جامعه ایران شامل:1. عوامل اقتصاد محور، 2. عوامل نگرشی، 3. مشارکت های اجتماعی مدنی و فرادولتی 4. عوامل هویت مدار است، که هر یک از مضامین اصلی، مضامین فرعی خاص خود را دارد. آداب و رسوم غیر اسلامی در بسیاری از موارد بر سبک زندگی ما تاثیر گذار است. لذا ضروری به نظر می رسد که سازمان های متولی فرهنگ، زمینه برنامه ریزی فرهنگی به خصوص در زمینه ارتقای سطح کیفی سبک زندگی و بهبود مصرف فرهنگی براساس محصولات بومی و مطابق با ارزش های جامعه ایرانی را برای شهروندان فراهم کنند. در این راستا، مجموعه ای از عوامل مداخله گر چندگانه که در این تحقیق شناسایی شد، باید مدنظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: سبک زندگی، فرهنگ مصرف، عوامل نگرشی، عوامل اقتصاد محور
  • جعفر هزارجریبی، سمیه شالچی، مهدی وزیری* صفحات 101-118

     موضوع و مسیله: 

    مقاله حاضر درصدد شناسایی اختلاف های مفهومی حول هویت حاشیه نشینان در بین سیاست های حاشیه نشینی، دیدگاه کارکنان و فعالان فرهنگی در شهرداری ها و سرای محله ها و دیدگاه خود حاشیه نشینان است.

    روش

    از روش تحلیل تماتیک کلارک و براون در این پژوهش استفاده شده است و داده ها به صورت هدفمند از موارد ویژه انتخاب شد که شامل اسناد مرتبط با سیاست های حاشیه نشینی، مصاحبه نیمه ساختار یافته با 48 نفر از حاشیه نشینان و 25 نفر از کارکنان و فعالان فرهنگی در شهرداری و سرای محله در مناطق 2، 4، 12، 18 و 19 تهران می-شود.

    نتایج

    یافته ها نشان می دهد که در سیاست های حاشیه نشینی هویت حاشیه نشینان بر مبنای دو تم اصلی عصبیت محلی و آزادی - خلاقیت و در دیدگاه کارکنان و فعلان فرهنگی بر اساس ویژگی هایی چون همبستگی قوی محلی، بلاتکلیفی، نظم گریزی، و... تشکیل شده است. اما مصاحبه با حاشیه نشینان نشان داد هویت آنها با مفهوم کار پیوند اساسی دارد. همبستگی حاشیه نشینان مثل هر جای دیگر شهر یک همبستگی عادی است اما همبستگی قوی محلی حاشیه نشینان زمانی شکل می گیرد که احساس کنند کار آن ها از طریق نظم جدیدی تهدید می شود. مقامت آن ها در برابر تهدید ایجاد وضعیت بلاتکلیفی و نظم گریزی است. بدین ترتیب در این نوشته مشخص شد در میان عامل های گوناگون پیچیدگی سامان دهی حیات حاشیه نشینی تفاوت در پنداره های بنیادی در دو سوی سیاست های حاشیه نشینی و هویت حاشیه نشینان نیز می تواند عاملی قابل تاملی باشد. در حقیقت هویت حاشیه نشینان در چارچوب سیاست های حاشیه نشینی آن چیزی نیست که واقعیت ویژگی های هویتی حاشیه نشینان نشان می دهد. 

    کلیدواژگان: سیاست های حاشیه نشینی، عصبیت محلی، توسعه مشارکتی، همبستگی ناخودآگاهانه محلی، تحلیل تماتیک
  • غلامرضا جعفری نیا* صفحات 119-146
    زمینه و هدف

    یکی از موضوعات موردمطالعه اندیشمندان در حوزه های علوم اجتماعی و رفتاری، ابزارسازی برای مفاهیم اصلی مرتبط است. فرهنگ زیست محیطی که ناشی از نگرش های مسیولانه در قبال محیط زیست باشد، یکی از عناصر کلیدی در فرایند توسعه پایدار جوامع مدرن و در حال توسعه است. بنابراین درک ماهیت آن، در گرو سنجش دقیق آن موضوع است. مطالعه حاضر با هدف طراحی و ساخت ابزار سنجش فرهنگ زیست محیطی شهروندان و برآورد پایایی و روایی آن با تاکید بر شهر بوشهر انجام گرفت.

    روش بررسی

    روش مطالعه در این پژوهش پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. برای این منظور از کل جامعه آماری، نمونه ای 374 نفری از شهروندان بالای 18 سال شهر بوشهر به روش تصادفی انتخاب و آن را تکمیل نمودند. برای هنجاریابی و تعیین اعتبار و روایی این ابزار، از آزمون های متعدد روایی مانند تحلیل عاملی و برای پایایی آن از هماهنگی درونی گویه ها و روش آلفای کرونباخ استفاده و تحلیل های آماری با استفاده از دو نرم افزار SPSS و AMOS انجام گرفت.

    یافته ها:

    روش تحلیل عامل نشان دهنده ساختار سه مولفه ای مقیاس فرهنگ زیست محیطی (دانش، نگرش و رفتار زیست محیطی) در نمونه مورد مطالعه است. به این ترتیب مولفه دانش با ارزش ویژه 17/8 بیشترین درصد واریانس(76/10)، مولفه نگرش با ارزش ویژه 68/4 درصد واریانس (16/6)، مولفه رفتار با ارزش ویژه 97/3 درصد واریانس (22/5) کل را تبیین می کنند. نتایج حاصل از مدل اندازه گیری (AMOS) نشان می دهد مقدار ریشه میانگین مربعات باقیمانده (RMR) برابر 627/0، شاخص ریشه میانگین مربعات خطای برآورد (RMSEA) برابر با 041/0، شاخص کای اسکویر بهنجار (نسبی) (CMIN/DF) برابر 626/1 و شاخص های برازش تطبیقی (CFI) و شاخص برازش شده تطبیقی مقتصد (PCFI) با مقادیر 956/0 و 646/0 در حد قابل قبولی مدل را مورد تایید قرار می دهند.

    کلیدواژگان: فرهنگ زیست محیطی، دانش، نگرش، رفتار، بوشهر
  • آرمان مرتضوی*، کامران ربیعی صفحات 147-176
    موضوع این پژوهش ناظر بر مطالعه تطبیقی توسعه صنعتی در ایران و مصر (2010-1990) است. هر دو کشور در این بازه زمانی، توسعه صنعتی را به عنوان راه حلی برای مسایل مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پیگیری کرده اند؛ مسایلی مانند نیاز مبرم به بازسازی خسارت های جنگی در ایران، بحران بدهی خارجی در مصر و رشد بالای جمعیت در هر دو کشور. بررسی نمودار رشد GDP که سنجه قابل اعتمادی برای اندازه گیری تولیدات صنعتی است، نشان دهنده ی نوسان های متعدد و همچنین بی ثباتی در نرخ رشد اقتصادی ایران و مصر است. پرسش اساسی این پژوهش چرایی ناکامی دو کشور ایران و مصر در توسعه صنعتی علی رغم در دستور کار قرار دادن آن توسط دولت در بازه زمانی ذکرشده است. برای پاسخ دادن به این پرسش، با بهره گیری از نظریه دولت توسعه گرا، بر شاخص «ظرفیت دولت» تاکید شده است. همچنین دستگاه نظری پژوهش با دو مولفه «یکپارچگی اقتدار دولت» و «رابطه دولت با جامعه» به منظور بررسی ظرفیت دولت مبنای مطالعه قرارگرفته است. در این پژوهش از روش تطبیقی-تاریخی در دو سطح تحلیل درون کشوری و تحلیل بین کشوری استفاده شده است. در تحلیل درون کشوری، با استفاده از تکنیک تحلیل روایتی، و در سطح بین کشوری از روش توافق میل، تفسیری تاریخی از تجربه توسعه صنعتی در ایران و مصر ارایه شده است. یافته های پژوهش دلالت بر آن دارد که فقدان یکپارچگی و اجماع میان نخبگان، عدم تعهد دولت به کار با طبقه سرمایه دار و تولیدکننده و نیز شکست در تدوین و اجرای یک سیاست اجتماعی کارآمد از عوامل مهم ناکامی در توسعه صنعتی ایران و مصر بوده اند.
    کلیدواژگان: توسعه صنعتی، ظرفیت دولت، ایران، مصر
  • احسان عسگری، عزت الله میرزایی* صفحات 177-211

    پژوهش حاضر با هدف نیل به ارتباط و نسبت میان دو مقوله توسعه یافتگی اقتصادی-اجتماعی و نابرابری اجتماعی در استان های ایران به رشته تحریر درآمده است؛ زیرا نسبت عدالت (= عدم نابرابری) و توسعه همواره موضوعی چالش برانگیز بوده است. در حالی که اقتصاددانان اولیه توسعه، هرنوع سمت گیری معطوف به عدالت را به ضرر نظام اقتصادی می دانستند و نابرابری فزاینده داخلی را به عنوان نتیجه ناگزیر توسعه مسلم فرض می کردند، اما با گذشت زمان مشخص شد که شرایط عادلانه جزو متغیرهای بسیار مهم عملکرد مطلوب اقتصادی محسوب می گردند؛ به گونه ای که تقریبا تمام عوامل بازتولیدکننده توسعه نیافتگی ریشه در غفلت از مسیله عدالت اجتماعی و نابرابری های فاقد توجیه دارد. حال این پژوهش از حیث نوع مطالعه، تحقیقی تبیینی می باشد که در مقام آزمون مدعا یا مقابله فرضیه های نظری با واقعیت هایی که بر آن ها دلالت دارند، از روش تطبیقی کمی درون کشوری استفاده نموده است و در آن،واحد تحلیل و مشاهده «استان/ سال» و سطح تحلیل «ایران» با طرح تحقیق طولی برای دوره زمانی 1368 تا 1398 مطمح نظر می باشد. چنانچه نتایج و یافته های این تحقیق دال بر این بوده است که میان دو مقوله توسعه اقتصادی-اجتماعی و نابرابری اجتماعی نوعی ارتباط خطی منفی معنادار با شدت نسبتا متوسط (000/0beta: -0.324/ sig :) دیده شده است. با استناد به یافته های نهایی این پژوهش، می توان گفت که نوعی مطابقت با دیدگاه نظری چلبی (ارتباط خطی به شکل منفی میان دو مقوله توسعه اقتصادی-اجتماعی و نابرابری اجتماعی) دیده شده و همچنین نتایج پژوهش حاضر با دیدگاه های نظری کوزنتس و رفیع پور در تضاد بوده است.

    کلیدواژگان: توسعه اقتصادی-اجتماعی، عدالت اجتماعی، نابرابری اجتماعی، استان های ایران
  • سعیده امینی*، فرهود کوه اسدی صفحات 213-237
    با آغاز دهه ی هشتاد و تسریع روند خشک شدن دریاچه ی ارومیه، متخصصان حوزه ی محیط زیست این واقعه را یک مسئله ی زیست محیطی بسیار حیاتی عنوان کردند و همین امر سبب واکنشهای مختلف شهروندان استانهای مجاور دریاچهی ارومیه گشت. با توجه به این که واکنشهای مذکور، گروه های مختلفی از مردم را در بر میگرفت و تا امروز نیز تداوم داشته است، از آن تحت عنوان «کنش جمعی خشک شدن دریاچه ی ارومیه» یاد شده است. در این مقاله، با اتکاء به چارچوب مفهومی مناسب و با روش اسنادی تلاش شده این کنش جمعی زیست محیطی مورد مطالعه قرار گیرد. آن چه که بررسی این جنبش را حائز اهمیت کرده و به پیچیدگیهای تحلیلی آن افزوده است، نقش گروه های اجتماعی مختلف موجود در آذربایجان جهت پیش بردن آن میباشد. این امر طوری است که فعالان محیط زیست، هویتطلبان و ملیگرایان قومی و بخشی از مردم عادی جامعه همچون بازاریان و طرفداران تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز و... همگی با استفاده از ابزارها و فضاهای عمومی در دسترس، سعی در رساندن صدای خود و بیان مطالبات خود دارند. نتایج پژوهش نشان می دهد که کنش جمعی خشک شدن دریاچه ارومیه ابتدا با کنش فعالان زیست محیطی مطرح شده و بعد ها توسط گروه های سیاسی قومی- زبانی تصرف شده و تداوم یافته است. به بیان دیگر کنش جمعی قومی تحت لوای بحران زیست محیطی زیست کرده و به حیات خود ادامه می دهد و همین امر به کنش وجهه سیاسی بخشیده و مانع فعالیت سمن ها و نهادهای ذیربط برای مدیریت بحران زیست محیطی دریاچه ارومیه شده است.
    کلیدواژگان: کنش جمعی، قومیت، محیط زیست
  • حدا داوری، مهدی کرمانی*، احمدرضا اصغرپور، روح الله اسلامی صفحات 239-265
    در طول سه دهه گذشته، مواضع جنبش دانشجویی عدالتخواه در بسیاری از موضوعات چالش برانگیز شده است. هدف این مقاله بررسی جایگاه توسعه در گفتمان این جنبش دانشجویی است. با توجه به تاثیرگفتمان جنبش های دانشجویی، در گفتمان موثر جامعه و تاثیرش بر ساختارهای سیاسی و اجتماعی، بررسی آن ضروری به نظر می رسد. در این راستا باید مشخص ساخت که گفتمان این تشکل، چه معنایی از توسعه را حفظ و چه معنایی را طرد می‎کند. الگوی تحلیل گفتمان تلفیقی فرکلاف و لاکلا و موفه، برای نیل به این هدف کارآمد است. بر پایه این الگو، ابتدا ویژگی صوری بیانیه‎ها و سخنرانی‎های افراد شاخص از منظر واژگان، نظام آوایی و دستور زبان در سه سطح محتوا و روابط موجود در متن و همچنین هویت هایی که در سطح متن تصویر می‎شوند؛ بررسی شد. در ادامه، در سطح تفسیر با استفاده از تلفیق فرکلاف و لاکلا و موف، گفتمان های موجود در متون بیانیه ها و مصاحبه ها شناسایی شد. در سطح تبیین جایگاه گفتمان مورد مطالعه در مناسبات قدرت مشخص شد. یافته‎ها نشان می‎دهد هر چند این گفتمان دال «تمدن گرایی اسلامی» را به عنوان بدیل توسعه معرفی می‎کند، اما همچنان با رویکرد وابستگی قرابتی اساسی دارد. در گفتمان جنبش، نسبت به مقوله هایی چون عدالت طلبی، اقتصاد مقاومتی، استکبار ستیزی و استعمار ستیزی و مبارزه با فساد برجسته‎سازی آشکار صورت پذیرفته است. در مقابل، توسعه غربی، اشرافی‎گری و جناح بندی‎های سیاسی، با شدت بالابه حاشیه رانده شده اند. گفتمان های غائب این جنبش شامل صلح طلبی، مقوله زنان، دمکراسی خواهی، آزادی خواهی، حقوق بشر و امر روزمره است.
    کلیدواژگان: تحلیل گفتمان، جنبش دانشجویی، جنبش عدالتخواه، توسعه، عدالت
  • مهناز فرهمند*، فضه ابوالحسنی صفحات 267-292
    شهروندان در زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود با مطالبات و خواسته هایی مواجه هستند که تحقق آنها را جزء وظایف دولت و منوط به برنامه ریزی و سیاست گذاری کارآمد می دانند. اما فرآیندد شهروندی و تحقق خواسته های شهروندان به ویژه جوانان در گرو شناسایی صحیح مطالبات و رسیدن به فهم مشترک بین شهروندان و دولت ها است؛ چرا که عدم درک صحیح از مطالبات مردم و شکاف بین مطالبات و مصوبات دولت، پیامدهای اجتماعی سنگینی از جمله نارضایتی مدنی، اعتراضات و جنبش ها، آسیب های اجتماعی و خشونت و هرزرویی سرمایه ها را در پی خواهد داشت. بنابراین شناسایی عمیق مطالبات شهروندان یکی از اهداف دولت ها است و هدف محققین در این پژوهش با رویکرد کیفی و تحلیل محتوا، پاسخگویی به این خلا پژوهشی و تقویت بنیان علمی است. نمونه انتخابی این پژوهش شهروندان جوان (35-18 ساله) شهر یزد هستند و داده های این تحقیق حاصل مصاحبه نیمه ساختاریافته با 30 نفر از جوانان طبقات بالا، پایین و متوسط در محله های مختلف شهر است. نتایج حاکی از آن است که دستیابی به خواسته های جوانان در 6 مضمون اصلی (نفی مطالبات، پویایی اجتماعی، سازماندهی تعاملات فرهنگی، تحقق سوژگی و اقدامات سرمایه سازی، مدیریت مخاطرات زیست محیطی) و 17 مضمون فرعی است. در مجموع علیرغم عدم تمایل شهروندان به پاسخ دادن صریح در مصاحبه ها، ناامیدی از تغییر وضعیت و عدم اعتماد جوانان به نهادها و نارضایتی از تبعیض ها و دلزدگی سیاسی و دوقطبی شدن جناحی و اسیر شدن در ساختار های سخت و ناکارآمد و عدم امید به آینده به طور مکرر بیان شده است. مدیریت و ساماندهی مهاجرت به استان یزد و مدیریت مخاطرات زیست محیطی از جمله مطالبات پر تکرار شهروندان در سطح محلی و استانی است که دغدغه بسیاری از شهروندان بوده است.
    کلیدواژگان: تحلیل مضمون، ذهنیت، شهروندی، مخاطرات، مطالبات
  • شکیلا مرادی، علی روحانی*، سیدعلیرضا افشانی صفحات 293-316
    امروزه اقتصاد بیش از پیش در کانون زندگی مردم قرار گرفته و به صورت دغدغه ای همیشگی درآمده است. به گونه ای که حتی نوجوانان و جوانان نیز از این قائده مستثنی نبوده و خانواده ها چنین دغدغه هایی را حتی در سنین کودکی در فرد رواج می دهند. درواقع، زیست جهان کودک و نوجوان خواه ناخواه درگیر مسائل اقتصادی گشته و در سنین پایین تر مجبور به برنامه ریزی برای قبولی در رشته های به اصطلاح موفق و پول ساز می شود. این وضعیت شرایط خاصی را برای کنش گران به وجود می آورد که اولین پیامد آن رواج دغدغه های فراگیر در بین نوجوانان و جوانان است. به همین منظور، پژوهش حاضر با هدف بررسی فرایند شکل گیری دغدغه های شغلی دانشجویان نورود به دانشگاه، طراحی شد و با استفاده از روش شناسی کیفی و رویکرد نظریه زمینه ای (سیستماتیک)، بر اساس نمونه گیری نظری مصاحبه های عمیق با 20 نفر از دانشجویان نوورود به دانشگاه یزد انجام داد. دراین مسیر داده ها با استفاده کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. مقولات اصلی کشف شده شامل پول سالاری شغلی، کام خواهی شغلی، تقدیرگرایی شغلی، همبستگی سرمایه تلاش درآمد و... بودند. بر اساس مقولات اصلی مدل پارادایمی (کدگذاری محوری) ارائه گشت و در پایان نظریه تجربی (کدگذاری گزینشی) پژوهش ارائه گشت که مبتنی بر درک دانشجویان از فضای شغلی به مثابه میدانی سرمایه سالار است که در آن نیازهای مالی برجسته هستند اما کام خواهی شغلی منوط به همبستگی شغل با سرمایه است که آن هم در اتمفسری نابرابر توزیع شده است. آنان آگاهانه/ناخودآگاه می دانند که در میدان اقتصادی بدون مالکیت سرمایه ای مناسب نمی توانند شغلی با برآیند مالی/اجتماعی/منزلتی مناسب به دست آورند. زیرا میدان غالبی که در آن سیر می کنند پول سالاری است. پیامد این وضعیت آرزوها و آمال آنان سخت تحت تاثیر قرار می دهد و زندگی آنان را پروبلماتیک می کند.
    کلیدواژگان: اشتغال، دغدغه شغلی، دانشجویان نورود، کام خواهی شغلی، نظریه زمینه ای
|
  • Amir Ranjbar, Davood Ebrahimpoor *, Safar Hayati Pages 1-24
    HIV is a newly emerging disease that is unique in human history due to its rapid spread and severity of its effect, and has caused irreparable social and economic challenges to the sufferers as well as the society. Based on this, this research was conducted to study the social challenges experienced by patients with HIV. The research method is qualitative and phenomenological. The statistical population includes 140 people with HIV from positive club in Tabriz, based on the purposeful sampling method and theoretical saturation, 16 people with HIV were selected for interview. In this research, semi-structured interview technique was used to collect information. Concepts and categories obtained from the interviews showed that HIV sufferers in different ways such as; Injection, marriage with infected people who had denied their illness from the other party during marriage, or were infected through their parents, who are considered a kind of victim. In the field of treatment, some sufferers mentioned that, except for the medical staff of the Center for Behavioral Diseases, some doctors misbehave with patients due to lack of knowledge in this field or reject them in some way, and according to the rejection of the sufferers On the part of ordinary people and medical staff, due to ignorance about HIV and how it is transmitted, sufferers deny their illness, which leads to depression and isolation of patients, and according to the labels given to sufferers, they equate HIV with They know death and seek suicide.
    Keywords: HIV, social challenges, Phenomenology, exclusion, HIV phobia
  • Masoumeh Bagheri, Ali Boudaghi *, Sajad Bahmani, Marziyeh Shahryari Pages 25-50

    Nowadays, poverty is one of the most important issues in human societies. The prevalence of poverty in society challenges the development process in economic, social, cultural, etc. dimensions.. Poverty in urban areas, like other phenomena, is affected by various factors. In this study, using the qualitative method and Grounded Theory Strategy, the roots and consequences of poverty in urban areas of Khuzestan province (Ahvaz and Abadan) have been investigated. The participants of the present study were 46 key people including university experts, senior experts of executive bodies (provincial experts, experts of Ahwaz Facilitation Office, social experts of Ahwaz and Abadan governorates), individuals and families living in urban areas of Ahwaz and Abadan. The present study used interview technique to collect data and purposive sampling method to select cases. The interview continued until the theoretical saturation stage was reached. Findings showed that categories such as weak work culture and the normalization of poverty, unemployment and economic stagnation, poor support for the marginalized, weak psychological capital, lack of empowerment of marginalized people, lack of meritocracy, Asymmetric distribution of resources and feelings of discrimination and inequality, inefficiency in urban management, economic and administrative corruption, the weak demand culture of the people and the weakness of adopting a scientific approach in policy-making have all contributed to poverty. According to the results of the research, the outburst of the feeling of being deprived of capabilities was revealed as a central category from the text of the interviews.According to the findings of the research, it can be said that paying attention to strategies such as 1. Promoting work culture in the society, 2. Investing in acute and critical areas and supporting investors, 3. Paying attention to skill training in poor areas, etccan play an important role in combating poverty.

    Keywords: deprivation of capabilities, Poor work culture, Lack of meritocracy, feeling of discrimination, inequality
  • Masud Hajizadeh Mwymandi *, Mehdi Nayehdar Pages 51-69
    Airline industry is one of the important factors in economic, social, political and cultural development and one of the most important indicators of economic growth of any country. In addition to being the driver of other sectors of the national economy, this industry has social benefits due to its role in increasing consumer welfare and cultural development of nations. Considering the economic, social and political dimensions of this industry,This article with a pathological view of Iran's aviation industry during the last half century, tries to examine the challenges and obstacles to the development of Iran's commercial airlines industry. Based on this, the main question of the research is, how do the actors and activists of the aviation industry understand and interpret the challenges and obstacles to the development of this industry And what do they know about its bases and reasons The method of qualitative research was done by thematic analysis. The interviewees were selected by purposive sampling method; And in the next step, basic information was extracted using the maximum diversity method. Data were collected through semi-structured individual interviews. Data analysis was done by thematic method. For this purpose, descriptive coding was done first, followed by interpretive coding. In this way, the extraction of meaning units, coding, categorization and finally access to core categories or themes of the events were done. From the analysis of the interviews, 48 concepts and 12 categories were obtained from the extracted concepts, and 4 core categories were counted among the categories. Based on the findings of the research, low strategic literacy, politicization, monopolistic globalization and Sanction of the airline industry are the most important challenges and obstacles to the development of the industry from the point of view of activists and activists of this industry.
    Keywords: economic sociology, state, air transportation, airline industry, Sanction
  • Omid Ghanbari, Siamak Korang Beheshti *, Ali Rashidpoor Pages 71-99
    This research has been done with the main purpose of understanding the influencing factors on lifestyle in Iranian society. The research method is qualitative and interviews were used to collect information and thematic analysis was used to analyze the findings. The methodology of this research has been carried out in terms of the purpose of exploratory research and in terms of results, according to developmental applied research. In the current research, the participants included 17 experts in the fields of management and planning of cultural affairs and communication sciences, and semi-structured interviews were conducted with them after making the necessary arrangements. Purposeful sampling and snowball method were used to select the participants and the interviews were continued until theoretical saturation was reached. The results show that there are four main themes as cultural intervening factors on lifestyle in Iranian society including: 1. Economy-oriented factors, 2. attitudinal factors, 3. Civic social participations and 4. Identity-oriented factors, each of the main themes has its own sub-themes. In many cases, non-Islamic customs affect our lifestyle. Therefore, it seems necessary that the organizations in charge of culture in the field of cultural planning, especially in the field of improving the quality of lifestyle and improving cultural consumption based on local products and in accordance with the values of Iranian society, provide suitable conditions for citizens. In this regard, a set of multiple intervening factors identified in this research should be considered.
    Keywords: lifestyle, consumption culture, attitudinal factors, Economic factors
  • Jafar Hezarjaribi, Somayeh Shalchi, Mehdi Vaziri * Pages 101-118

     Topic and problem:

     The present article seeks to identify the conceptual differences around the identity of the marginalized among the policies of marginalization, the views of cultural workers and activists in municipalities and neighborhood centers, and the perspective of the marginalized themselves.

    Method

    Clark and Brown's thematic analysis method has been used in this research, and the data was purposefully selected from special cases, which include documents related to marginalization policies, semi-structured interviews with 48 people from the margins. Residents and 25 employees and cultural activists are located in the municipality and neighborhood hall in the 2nd, 4th, 12th, 18th and 19th districts of Tehran.

    Results

    The findings show that in the marginalization policies, the identity of the marginalized is based on the two main themes of local nervousness and freedom-creativity, and in the view of employees and cultural trends, based on characteristics such as strong local solidarity. Uncertainty, disorganization, etc. are formed. But the interview with marginal residents showed that their identity is fundamentally linked with the concept of work. The solidarity of the marginal residents is a normal solidarity like anywhere else in the city, but the strong local solidarity of the marginal residents is formed when they feel that their work is threatened by a new order. Their authority is against the threat of creating uncertainty and disorder.ز

    Keywords: marginalization policies, local nervousness, participatory development, local unconscious solidarity, thematic analysis
  • Gholamreza Jafarinia * Pages 119-146
    Background and purpose

    One of the topics studied by thinkers in the fields of social and behavioral sciences is the development of tools for key related concepts. Environmental culture, which arises from responsible attitudes towards the environment, is one of the key elements in the process of sustainable development of modern and developing societies. Therefore, understanding its nature depends on accurately measuring it. The aim of this study was to design and construct a tool to measure the environmental culture of citizens and estimate its reliability and validity with emphasis on the city of Bushehr.

    Review method

    The study method in this research is a survey and the data collection tool is a questionnaire. For this purpose, from a total statistical population, a sample of 374 citizens over 18 years of age in Bushehr were randomly selected and completed. To standardize and determine the validity and reliability of this tool, various validity tests such as factor analysis were used and for its reliability, internal coordination of items and Cronbach's alpha method were used and statistical analysis was performed using SPSS and AMOS software.

    Findings

     Thus, the knowledge component with eigenvalue of 8.17 has the highest percentage of variance (10.76), the attitude component with eigenvalue of 4.68% of variance (6.16), the behavior component with eigenvalue of 3.97% of variance (5.22) Explain the whole. The results of the measurement model (AMOS) show that the mean root mean square residual (RMR) is 0.627, the mean square root of the estimation error (RMSEA) is 0.041, and the normal chi-square index (relative) (CMIN / DF) equal to 1.626 and the adaptive fit indices (CFI) and the economical adaptive fit index (PCFI) with values of 0.956 and 0.646 approve the model to an acceptable level.

    Keywords: Environmental culture, knowledge, Attitude, behavior, Bushehr
  • Arman Mortazavi *, Kamran Rabiei Pages 147-176
    Despite the pursuit of industrial development as a solution to various socioeconomic and sociopolitical issues such as the urgent need for reconstructing war damages in Iran, foreign debt crisis in Egypt, and population growth in both countries, statistical data shows only slight progress. The graph of the GDP growth, which is a reliable index for measuring industrial output, demonstrate numerous fluctuations as well as instability in the economic growth rate for both cases under the studied time period. Failing to diversify the economy, the state in Iran and Egypt at the end of this era, still relied heavily on the unproductive rents mostly from hydrocarbon exports. Why this is the case in spite of the national leadership putting industrial development on the agenda I address this question through examining state capacity; focusing on the internal cohesion of state authority, as well as its relation to society. In so doing, comparative historical analysis and causal narrative method is used
    Keywords: Industrial development, state capacity, Iran, Egypt
  • Ehsan Asgari, Ezzatullah Mirzaei * Pages 177-211
    Background and purpose

    the present research was written with the aim of achieving the relationship and relationship between the two categories of socio-economic development and social inequality in the provinces of Iran; Because the ratio of justice (= lack of inequality) and development has always been a challenging issue. While the early development economists considered any kind of orientation towards justice to be harmful to the economic system and assumed the increasing internal inequality as an inevitable result of Islamic development, but with the passage of time, it became clear that fair conditions are among the most important variables of favorable economic performance; In such a way that almost all reproductive factors of underdevelopment are rooted in neglecting the issue of social justice and unjustified inequalities.

    Method

    In terms of the type of study, the current research is an explanatory research that has used a quantitative comparative method within the country in the position of testing the claim or confronting the theoretical hypotheses with the facts that they imply. In the current research, the unit of analysis and observation (province/year) and the level of analysis (Iran) with a longitudinal research design for the period 1368 to 1398 is considered.

    Findings

    The results and findings of this research have indicated that a significant negative linear relationship with relatively moderate intensity (beta: -0.324/sig: 0.000) has been seen between the two categories of socio-economic development and social inequality.

    Conclusion

    Based on the final findings of this research, it can be said that there is a kind of correspondence with Chalabi's theoretical point of view (a negative linear relationship between the two categories of socio-economic development and social inequality) and also the results of the current research with the theoretical points of view of Kuznets and Rafipour in It has been a contradiction.

    Keywords: socio-economic development, social justice, social inequality, Provinces of Iran
  • Saeedeh Amini *, Farhood Koohasadi Pages 213-237
  • Hoda Davari, Mahdi Kermani *, Ahmadreza Asgharpour Masouleh, Rohollah Eslami _ Pages 239-265
    Over the past three decades, the positions of the student justice movement have become challenging on many issues. The purpose of this article is to examine the place of development in the discourse of this student movement. Considering the impact of student movements' discourse on the effective discourse of society and its impact on political and social structures, it seems necessary to examine it. In this regard, it should be clarified that the discourse of this organization preserves and rejects what meaning of development.The integrated discourse analysis model of Fairclough, Lacla and Mouffe is efficient to achieve this goal. Based on this model, firstly, the formal features of the statements and speeches of prominent people from the point of view of vocabulary, phonetic system, and grammar in the three levels of content and relationships in the text, as well as the identities that are depicted at the level of the text; Checked out. Next, at the level of interpretation, using the combination of Fairclough, Lacla and Mouffe, the discourses in the texts of the statements and interviews were identified. At the explanation level, the position of the studied discourse in power relations was determined. The findings show that although this discourse introduces "Islamic civilization" as an alternative to development, it still has a fundamental relationship with the dependency approach.In the discourse of the movement, categories such as seeking justice, resistance economy, anti-arrogance, anti-colonialism, and fighting corruption have been highlighted. On the other hand, western development, aristocracy and political factions have been strongly marginalized. The absent discourses of this movement include pacifism, the category of women, democracy, freedom, human rights and everyday affairs.
    Keywords: Discourse Analysis, Students' Movement, Justice Seeking Students' Movement, Development, Justice