فهرست مطالب

علوم زمین - پیاپی 57 (پاییز 1384)
  • پیاپی 57 (پاییز 1384)
  • 168 صفحه، بهای روی جلد: 3,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1384/10/10
  • تعداد عناوین: 16
|
  • سخن سردبیر
    صفحه 1
  • دکتر محمدحسین بصیری، فاطمه سادات نبی یان جوردی صفحه 2
    یکی از عوامل مهم برای برنامه ریزی اقتصادی یک کشور در حال توسعه مانند ایران، داشتن اطلاعات از مزیتهای نسبی مواد معدنی در امر تولید و صادرات است. آگاهی از مزیتهای نسبی در بخش تجارت خارجی به منظور گسترش صادرات غیر نفتی و کاهش وابستگی به اقتصاد تک محصولی نفت، از ضرورتهای برنامه ریزی کشور است. اهمیت طلا به عنوان یک منبع ثروت و همچنین نقش کنترلی آن در سامانه پولی جهان، دو عامل به عنوان نیروی محرکه اصلی در اکتشاف، استخراج و تولید طلا مطرح می باشند. طلا امروزه به عنوان اصلی ترین مبنای مبادلات تجاری در آمده و در بین ملل صنعتی جهان، به صورت پشتوانه رسمی یا غیر رسمی برای پول مطرح است و بانکهای مرکزی آن را به عنوان ذخیره پولی نگهداری می کنند. سهم زیادی از افزایش سرمایه گذاری در زمینه مواد معدنی فلزی در جهان، در چند سال گذشته، مربوط به فلز طلا بوده است. در این مقاله به کمک روش هزینه منابع داخلی (DRC) که یکی از روش های محاسبه مزیت نسبی به شمار می آید، وجود یا عدم وجود مزیت نسبی در تولید و صادرات طلا به خارج از کشور مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. سپس دقت نتایج به دست آمده از این روش با استفاده از شاخصهای استاندارد جهانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در نهایت، با استفاده از این روش و بررسی شرایط بازار بین المللی و نیاز داخلی تعیین می گردد که آیا اولویت با بهره برداری هر چه بیشتر از این ذخایر و صادرات آنها بوده و یا اینکه بهتر است که به واردات توجه شده و ذخایر را برای آینده حفظ نمود.
    کلیدواژگان: ایران، معادن طلا، مزیت نسبی، تولید، صادرات، هزینه منابع داخلی، شاخصهای جهانی
  • حامد سعادت نیا، دکتر عبدالرحیم جواهریان، ایرج عبدالهی فرد، کاظم کاظمی صفحه 16
    راهی مناسب برای ارزیابی میزان اعتبار یک تفسیر ساختاری، به حالت اولیه باز گرداندن (restoration) ساختار برای یافتن شکل آن پیش از دگر شکلی (deformation) است. چرا که این ساختارها به عنوان کلیدی عمل می کنند که راهگشای تحلیل زمین ساخت منطقه ای هستند و معمولا نقشی اساسی در صنعت اکتشاف ایفا می کنند. بویژه اکتشاف و تولید ذخایر هیدروکربوری نیاز به بهترین کنترل ممکن بر روی ساختارهای زیرسطحی به منظور حفر چاه های اکتشافی و یا چاه های تولیدی دارد. یک نقشه یا مقطع عرضی (cross section) صحیح را معمولا می توان با روش هایی که بر مبنای بیش از یک مدل جنبشی (kinematic model) هستند، به حالت اولیه باز گرداند و روش های مختلف تا حدی هندسه های متفاوتی ارایه می دهد. با این حال، بازگرداندن به هر شیوه ای انجام شود و با رعایت مفروضات و ملزومات آن شیوه، اعتبار و اطمینان آن شیوه تامین شود، تفسیر حاصل را معتبر و قابل اطمینان می سازد. هدف از مطالعه حاضر، این است که افزون بر روش های کیفی، با آزمایش روش های مختلف به صورت کمی، روش بهینه ای برای انجام موازنه پیدا کرد. به همین منظور، سه روش طولی - خطی (Line-length)، برش ساده قائم (Vertical simple shear) و لغزش خمشی (Flexural slip) برای داده های لرزه نگاری سه بعدی دو تاقدیس نفتی در خاور خوزستان به صورت کمی با هم مقایسه و روش لغزش خمشی به عنوان روش بهینه برای انجام این کار در منطقه مورد نظر پیشنهاد شده است.
    کلیدواژگان: موازنه، روشهای موازنه، به حالت اولیه بازگرداندن
  • دکتر حمیدرضا رمضی، دکتر محمدرضا حسین نژاد صفحه 26
    در این مقاله به بررسی پیوند میان بزرگی و شدت زمین لرزه ها در مرکز آنها از یک سوی و میزان و چگونگی کاهش شدت زمین لرزه ها از مرکز یا چشمه لرزه ای به فواصل دورتر، از سوی دیگر پرداخته شده است. در آغاز به دیباچه ای از پژوهشهای انجام شده در جهان و ایران پرداخته شده و رابطه های موجود در این زمینه ارایه شده است. سپس 21 زمین لرزه بزرگی روی داده در ایران در فاصله زمانی 1336 تا 1376 خورشیدی مورد بررسی قرار گرفته است. با تحلیل داده های دستگاهی و مهلرزه ای مربوط به این 21 زمین لرزه، دو رابطه میان شدت زمین لرزه ها در مرکز و بزرگی آنها برآورد شده است. یکی از این دو رابطه برای ساختگاه های نرم (خاکها و آبرفتهای نامتراکم، واریزه ها و...) و دیگری برای ساختگاه های سخت (سنگها و آبرفتهای متراکم و...) به دست آمده اند. کاهیدگی و افت شدت زمین لرزه ها در فواصل مختلف از چشمه لرزه ای یا مرکز زمین لرزه نیز مورد بررسی قرار گرفته و با توجه به شرایط ساختگاهی، دو رابطه برای کاهیدگی شدت زمین لرزه ها برای ساختگاه های سخت و نرم برآورد شده است.
    کلیدواژگان: زمین لرزه، شدت زمین لرزه، بزرگی، پیوند کاهیدگی، اثر ساختگاهی، ایران
  • میرزا آقا محمدی، دکتر مهدی سالاری راد، دکتر مهدی ایران نژاد صفحه 34
    در این تحقیق، سینتیک سمنتاسیون مس بر روی آهن با استفاده از روش طراحی آزمایشها (روش تاگوچی) بررسی می شود. عوامل با تاثیر معنی دار به ترتیب اهمیت، غلظت مس، زمان، سطح آهن، آشفتگی محیط (شدت همزنی)، برهم کنش pH و غلظت مس و pH شناخته شدند. شرایط بهینه در سطوح انتخاب شده برای این آزمایش غلظت مس 7 g/l، زمان 5 min، سطح آهن 62.4 cm2، شدت همزنی pH=1.300 S-1 تعیین و عملکرد در این نقطه 427.557 mg با فاصله اطمینان 6.932 ± تخمین زده شد.
    کلیدواژگان: سمنتاسیون مس، آهن، طراحی آزمایشها، روش تاگوچی
  • محمد پوستی، دکتر ایرج رساء، دکتر محمدحسین آدابی صفحه 40
    کانسار سرب و روی کوه سورمه در 33 کیلومتری جنوب فیروزآباد واقع شده است. سنگ در برگیرنده ماده معدنی، دولومیتهای بخش پایینی سازند دالان است. ماده معدنی در این دولومیتها در رخساره های خاص کانه دار و در 3 افق مشخص قرار گرفته اند. از رخساره های منطقه مورد مطالعه می توان در رخساره سیلتستونی، ماسه سنگی، کربناتی (شامل بایومیکرایت، اینترا اسپارایت، دولومیکرواسپارایت، دولو اسپارایت و دولومیکرایت) و رخساره های تبخیری (شامل ژیپس و انیدریت) اشاره کرد. رخساره دولواسپارایت، رخساره افق کانه دار میانی (اصلی) بوده و عناصر روی و سرب، ماده معدنی غالب در این افقهاست. محیط تشکیل رخساره های فوق، عموما Intertidal تا Supratidal است.. کانی شناسی کانسار کوه سورمه شامل: اسفالریت، گالن، پیریت، سروزیت، کالکوپیریت، مالاکیت، آزوریت، هماتیت، گوتیت، مگنیتیت، هیدروکسیدروی، کالکوسیت، سلستیت، لیمونیت، همی مورفیت، آنگلزیت، کوولیت، هالوتریکیت، دولومیت، کلسیت، باریت و مقدار کمتری ژیپس، کوارتز، فلدسپار، کلریت، آراگونیت و کانیهای رسی است. ماده معدنی، به صورت افشان، حفره پرکن و جانشینی دیده می شود و در مواردی برشهای انحلالی و شکستگیها را پر کرده اند. مطالعات ایزوتوپهای پایدار اکسیژن و کربن روی دولومیتها، گویای دگرسانی سنگ میزبان افقهای کانه دار توسط سیالهایی با شوری نسبتا بالا و دمای حدود 100 درجه سانتی گراد است. بررسیهای انجام شده از جمله مشاهدات صحرایی، شکل ماده معدنی و قرارگیری افقهای کانه دار در رخساره های کربناتی، ساخت و بافت ماده معدنی، نوع محیط رسوبی، پاراژنز کانه و مطالعه ایزوتوپهای پایدار و نیز نتایج حاصل از میانبارهای سیال، همگی گویای قرارگیری کانسار مذکور در ردیف کانسارهای دره می سی سی پی هستند.
    کلیدواژگان: رخساره، ایزوتوپ های پایدار، سرب و روی، کوه سورمه
  • زهرا بنیادی، دکتر فرید مر صفحه 54
    کانسار آهن- منگنز ناریگان در 30 کیلومتری شمال خاور بافق و 20 کیلومتری خاور معدن چغارت واقع است. منطقه مورد مطالعه در زون ایران مرکزی قرار دارد. سنگهای دربرگیرنده کانسنگ، شامل سنگ آهک دولومیتی و توفهای ریولیتی است که کانسنگ را از بالا و پایین احاطه کرده اند.
    مجموعه اطلاعات به دست آمده از مطالعات سنگ نگاری و کانه نگاری، حاکی از تشکیل کانسار وسنگهای پیرامون آن، در نواحی کم ژرفا و سکوی قاره ای می باشد. بر اساس مطالعات زمین شیمیایی، زایش گرمابی کانسار مشخص می شود. مطالعات صحرایی و سنگ نگاری کانسنگ و سنگهای در برگیرنده، منجر به تشخیص دو مرحله فعالیت گرمابی شده است:? - کانه زایی اولیه به صورت خروج محلولهای بروندمی از بستر دریا و ته نشست ژلهای اکسیدی و هیدروکسیدی آهن و منگنز و تبلور بعدی آنها؛? - حرکت محلولهای گرمابی ثانویه از منطق اکسیدی و انتقال آهن و منگنز به این مناطق و نهشت آنها.
    همچنین از مجموعه بررسیهای انجام شده، می توان به این نتیجه رسید که احتمالا در زمان تشکیل کانسار، در منطقه کافتش رخ داده و باعث تشکیل حجم وسیعی از ماگمای فلسیک گردیده است. بدین ترتیب و بر اثر فعالیت محلولهای گرمابی، کانسار فرومنگنز در این منطقه تشکیل شده است.
    کلیدواژگان: آهن، منگنز، ناریگان، گرمابی، بروندمی، بافق
  • دکتر داود مختاری صفحه 64
    رشته کوهستانی میشوداغ، با امتداد خاوری - باختری و در حدفاصل دشت مرند و جلگه شبستر، در شمال باختر ایران واقع شده است. واحدهای توپوگرافی و زمین شناسی منطقه به وسیله گسل شمالی میشو و گسلهای دیگر، که در جهت خاوری - باختری کشیده شده اند، از همدیگر جدا می شوند. دامنه شمالی این کوهستان، سرچشمه رودخانه های دایمی است که در جهت جنوب به شمال جریان دارند. این رودخانه ها در انتهای حوضه آبریز خود و پیش از ورود به دشت مرند، ساختارهای زمین شناسی و گسلهای مهم منطقه را به صورت عرضی قطع کرده اند.
    به منظور دستیابی به هدف اصلی این مقاله، یعنی ارزیابی نقش نوزمین ساخت در سامانه های رودخانه ای منطقه، بازسازی شبکه رودخانه ای در گذشته بر مبنای شواهد زمین شناسی و زمین ریخت شناسی امری ضروری بود. مستندات این شواهد از راه تفسیر نقشه های زمین شناسی و توپوگرافی، عکسهای هوایی و بویژه بازدیدهای مکرر میدانی به دست آمد. براساس نتایج این بازسازی، منطقه مورد مطالعه در پیلو - پلیستوسن سه مرحله اصلی را پشت سر گذاشته است. مرحله اول با به جا گذاری رسوبات کنگلومرایی نیمه متراکم در قالب مخروط افکنه هایی در امتداد گسل شمالی میشو در طول پلیو - پلیستوسن مشخص می شود. مرحله دوم با بالا آمدگی رسوبات پلیو - پلیستوسن، جداشدگی آنها به واسطه یک دره ناودیسی از بدنه اصلی کوهستان میشو و تشکیل ناهمواریهای مستقل از کوهستان میشوداغ (تاقدیس) در آن سوی دره ناودیسی و به تبع آن تطبیق مسیر رودخانه ها با دره ناودیسی همراه بوده و مرحله سوم، با ایجاد گسلهایی عمود بر پیکره ناهمواریهای جدید شمال دره ناودیسی، تطبیق رودخانه ها با مسیر این گسلها و تشکیل مخروط افکنه های جدید شناخته می شود.
    شواهد نوزمین ساخت که به صورت مایل شدن رسوبات پلیو - پلیستوسن، انحراف رودخانه ها از مسیر اصلی، تطبیق یا عدم تطبیق شبکه آبراهه ای با ساختار زمین ساختی و زمین شناسی، ویژگیهای ریخت سنجی حوضه ها و موقعیت و ریخت شناسی مخروط افکنه ها ظاهر شده است، همگی دلالت بر واکنش سامانه های رودخانه ای به فعالیتهای زمین ساختی در طول پلیستوسن و هولوسن دارند. لذا می توان گفت که در بخش خاوری دامنه شمالی میشوداغ، زمین ساخت تنها عامل موثر در جایگزینی و موقعیت سامانه های رودخانه ای است.
    کلیدواژگان: نوزمین ساخت، سامانه های رودخانه ای، تکامل شبکه آبراهه ای در کواترنر، دامنه شمالی میشو داغ، شمال باختر ایران
  • کاظم سید امامی. فرانتس فورزیش، مارکوس ویلمسن صفحه 78
    بلوک طبس یکی از اجزای ساختاری خرد قاره مرکز و خاور ایران است که در فاصله تریاس پسین و ژوراسیک در خاور ورقه ایران شکل گرفته است.
    براثر نوسانهای جهانی سطح آب دریا و جنبشهای متعدد زمین ساختی در مقیاس جهانی، منطقه ای و محلی، بویژه در زمانهای ژوراسیک میانی و پسین، حوضه های رسوبگذاری متعدد و متنوع با رخساره های سنگی متفاوت در شمال بلوک طبس شکل گرفته است که تنظیم زمانی و انطباق آنها با هم، فقط با مطالعات تفصیلی و بسیار دقیق میسر است. در این بررسی، ضمن بازنگری و تعریف جدید ردیفهای چینه سنگی سیستم ژوراسیک در بخش شمالی بلوک طبس، سعی شده است تا با توجه به زمین ساخت فعال همزمان با رسوبگذاری، ترکیب سنگ شناسی و جایگاه چینه شناسی ردیفهای چینه سنگی ژوراسیک میانی و بالایی منطقه، یک الگوی ساده و عملی برای تنظیم و انطباق ردیفهای چینه سنگی موجود ارایه شود. بدین ترتیب، سازندهای ژوراسیک میانی و بالایی (گروه مگو) در قالب سه زیر گروه جدید: بغمشاه، اسفندیار و گره دو قرار داده شده است. ضمنا سازند قلعه دختر بازنگری شده و به بخش آهکی آن محدوده گردیده است. افزون بر این سه سازند جدید با نامهای سیخور (کالوین)، کمرمهدی (کالوین تا کیمریجین زیرین) و کرند (اکسفوردین بالایی تا کیمریجین میانی) معرفی شده است.
    کلیدواژگان: ایران مرکزی، بلوک طبس، رشته کوه شتری، سیستم ژوراسیک، چینه شناسی، فسیل شناسی، محیط رسوبی
  • علیرضا بابا خانی، رضا منظمی باقرزاده صفحه 98
    رخنمونهای گسترده ای از لیستوینیت (سرپانتینیتهای کربناتی شده) در محور بیرجند - نهبندان در خاور کشور و جنوب استان خراسان وجود دارد که در وسعتی افزون بر 25000 کیلومتر مربع در امتداد گسل های اصلی و در میان مجموعه افیولیتی - آمیزه رنگین - فلیش تشکیل شده اند. بیشترین گسترش این رخنمونها در بخش جنوبی نقشه مختاران (1:1?????) مشاهده می شود. لیستوینیتها از نظر سنگ شناسی به انواع سیلیسی نهان بلورین برشی حاوی کانیهای سولفیدی، سیلیسی بدون سولفید، سیلیسی - کربناتی و کربناتی تقسیم شده و بیشتر در مجاورت بلافصل سنگهای فرابازی دیده می شوند. از نظر کانی شناسی، متشکل از کانیهای اصلی کوارتز نهان بلورین (اپال، ژاسپ)، کوارتز بلورین، کلسیت، دولومیت، منیزیت، سیدریت، سرپانتین و کلریت، و کانیهای فرعی پیروکسین، کرومیت، مگنتیت، سینابار، کلکوپیریت، بورنیت، آرسنوپیریت و اکسیدها و هیدروکسیدهای آهن است. در این میان، لیستوینیتهای نوع سیلیسی برشی حاوی سولفید، از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و از نظر پی جویی طلا، گزینه مناسب تری هستند. در این نوع لیستوینیت، کانیهای سولفیدی از جمله پیریت، کلکوپیریت، بورنیت، آرسنوپیریت و کوولیت دیده می شوند. بعضی از بلورهای سولفیدی به اکسید و هیدروکسیدهای آهن دگرسان شده اند.
    همچنین به منظور مطالعه کانیهای سنگین، از رسوبات دانه درشت رودخانه ها نیز نمونه برداری شد. در مطالعه نمونه های کانی سنگین، ذرات ریز طلا 3?) تا 150 میکرون(همراه با کانیهای پیریت، کلکوپیریت، سینابار و مس طبیعی مشاهده شد.
    دگرسانی غالب در مجموعه لیستوینیتی عبارتند از: سیلیسی، لیمونیتی، هماتیتی و گوتیتی و به طور محدود آرژیلیک.
    خاستگاه طلا، نقره، آرسنیک و دیگر عناصر همراه از سنگهای فرابازی سرپانتینیتی شده سرچشمه گرفته است. با پیشرفت دگرگونی ناحیه ای، محلولهای حاوی آنیونهایی مانند (SO4)2-، Cl-، (CO3)2- با عناصر فلزی (Ni،Co،Cr،Cu،Hg،Sb،As،Ag،Au) کمپلکس تشکیل داده و در اثر صعود به بخشهای بالایی، در زونهای برشی و همراه با نهشت سیلیس و در سد ژئوشیمیایی بخشهای کربناتی (لیستوینیت کربناتی)، تشکیل نهشته های رگه ای سیلیسی سولفیددار حاوی طلا را دادند.
    کلیدواژگان: لیستوینیت، طلا، کانی سنگین، هنگران، مختاران، ایران
  • مهدی هنرمند، دکتر حجت الله رنجبر صفحه 110
    منطقه مطالعاتی در بخش جنوب شرقی کمربند آتشفشانی - رسوبی ایران مرکزی واقع شده است. سنگهای آتشفشانی - رسوبی ائوسن، اصلی ترین واحد زمین شناسی منطقه را تشکیل می دهند که نفوذ توده های الیگومیوسن در آنها، باعث کانسار سازی و دگرسانی گسترده در سطح منطقه شده است. در این تحقیق از روش های مختلف پردازش تصویر (نسبت گیری باندی، روش کروستا، رده بندی فازی و تحلیل عامل خطوارگی) به منظور شناسایی زونهای دگرسانی مرتبط با کانسارهای مس استفاده شده است. در مطالعه حاضر، روش رده بندی نظارت شده فازی با استفاده از تصاویر پردازش شده حاصل از روش کروستا یکی از موفق ترین فنون پردازش تصویر برای تفکیک دقیق مناطق دگرسانی گرمابی همراه با کانسارهای مس پورفیری تشخیص داده شد. تحلیل خطواره های تفسیر شده از تصویر فیلتر شده باند ETM+ 8، به عنوان روش دیگری برای شناسایی کانسارهای مس پورفیری و رگه ای پیشنهاد می شود. ارتباط نزدیکی بین عامل خطوارگی و موقعیت کانسارهای مس در منطقه مشاهده شد. پس از تحلیل و تفسیر نتایج، تعدادی نقطه کنترلی برای نمونه برداری انتخاب شدند. نتایج به دست آمده از مقاطع نازک و پراش پرتو ایکس نشان داد که داده های ETM+ قابلیت نقشه برداری مناطق دگرسان را دارند.
    کلیدواژگان: تصاویر ETM، پردازی تصویر، طبقه بندی فازی، کانسارهای پورفیری، کرمان
  • جواد سعادت نژاد صفحه 128
    به منظور مطالعه و معرفی ماکروفسیلهای گیاهی تریاس پسین - ژوراسیک میانی (سازند شمشک)، دو منطقه رامسر - جواهرده (البرز شمالی) و اشکورات علیا (البرز مرکزی) مورد بررسی قرار گرفته که در نهایت منجر به معرفی چهار گونه از گروه بازدانگان برای نخستین بار از ایران شده است. دو گونه Ctenis kaneharai و Pseudoctenis herriesi از شاخه سیکادوفیتها و راسته سیکادالها و دو گونه Ginkgoites longifolius و Baiera furcata از شاخه ژینکوفیتها و راسته ژینکوآلها می باشند. همچنین پس از بررسیهای صورت گرفته در ارتباط با مقالات Schweitzer & Kirchner (1995،1998،2000) و گونه های ذکر شده در زیر، مشخص شد که گونه های Ctenis sp. A و Ctenis sp. B که توسط Fakhr (1975) به ترتیب از مناطق گاجره و فریزی و گونه Ctenis afghanensis که توسط Jacob & Shukla (1955) از افغانستان معرفی شده اند، مترادف گونه Ctenis kaneharai و گونه Pseudoctenis herriesi مترادف گونه Nilssonia herriesi نیز نمی توانند باشند.
    کلیدواژگان: کامروفسیلهای گیاهی، سازند شمشک، رامسسر، جواهرده، اشکورات علیا، البرز، ایران، بازدانگان، سیکادوفیت ها، ژینکوفیت ها
  • دکتر محمدرضا شایسته فر، دکتر ایرج رسا صفحه 134
    هدف اصلی از انجام این پژوهش کاربرد تحلیل آماری داده های زمین شیمیایی برای دستیابی به یک الگوی اکتشافی مورد قبول در منطقه قنات مروان کرمان است.
    در ابتدا به ارایه اطلاعات زمین شناسی و زمین شیمیایی محدوده کانسار سرب و روی قنات مروان کرمان پرداخته می شود و بعد ورود داده ها به نرم افزار surfer، رسم نقشه های کنتوری و نقشه های امتیازی مولفه های اصلی، سپس تعیین حد آستانه عناصر سرب و روی با استفاده از روش فراکتال، و در نهایت تعیین شاخص سریسیتی شدگی (K2O/K2O+Na2O)و رسم نقشه کنتوری آن و بالاخره با بررسی ماتریس ضریب همبستگی، تحلیل مولفه های اصلی، تحلیل خوشه ای و نقشه های حاصل این نتایج به دست می آید که عناصر سرب (Pb) و روی (Zn) در مولفه های اصلی PC3، PC2 و PC4 مقادیر بالایی را نشان می دهند. بنابراین، نقشه امتیازی مولفه اصلی PC4 تقریبا مشابه نقشه های کنتوری سرب و روی است. و این مولفه، کانی سازی سرب و روی را در منطقه مشخص کرده است. این مناطق که دستخوش کانی سازی سرب و روی بوده، تحت تاثیر دگرسانی فیلیک (سریسیت) قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: تحلیل داده ها، قنات مروان، سرب، روی
  • دکتر غلامرضا لشکری پور، دکتر علی اصغر مریدی فریمانی، دکتر محمد بومری صفحه 146
    غار پوسه در خاور روستای اسکل آباد و نزدیک جاده زاهدان به خاش، در 114 کیلومتری جنوب زاهدان و در حدود 22 کیلومتری باختر کوه تفتان در شمال بلوچستان قرار دارد. این غار در رخساره های فلیشی واقع شده که عمدتا از تناوب شیل و ماسه سنگ تشکیل شده اند. شیل و ماسه سنگها با سیمان ضعیف و لایه بندی نازک، دیواره ها و کف غار را تشکیل می دهند. بخش بالایی و سقف غار را لاهار کواترنر تشکیل داده است. این لاهار با جور شدگی ضعیف، شامل خاکسترهای آتشفشانی همراه با قلوه های ریز تا درشت سنگهای آذرین است.
    این غار نمونه ای جالب از غارهای غیر کارست (Pseudokarst cave) یا کارست دروغین در منطقه و در ایران می باشد. از داخل غار، چشمه آبی خارج می شود که توسط اهالی استفاده می شود. نتایج تجزیه نمونه های سنگی داخل غار و آب خروجی از غار، موید انحلال ناپذیر بودن سنگهایی است که غار در آن تشکیل شده است. در این مقاله، نحوه شکل گیری و به وجود آمدن این غار از دیدگاه زمین شناسی تجزیه و تحلیل می شود.
    کلیدواژگان: غار، کارست کاذب، بلوچستان، فلیش
  • علیرضا عرب امیری، دکتر نادر فتحیان پور صفحه 154
    دسترسی به مواد معدنی اولیه یکی از ملزومات گام نهادن در شاهراه توسعه است. این در حالی است که منابع سهل الوصول سطحی رو به اتمام است. لذا بهره گیری از روش های نوین اکتشافی به منظور دستیابی به ذخایر عمیق تر گریز ناپذیر است. با توجه به دلایل فوق، در این مقاله سعی بر آن است تا با به کارگیری نتایج مطالعات زمین شناسی و زمین شیمیایی سطحی، ضمن تکمیل مطالعات مذکور، با استفاده از روش های نوین زمین فیزیک اکتشافی موقعیت مکانی زون کانی سازی سرب و روی غرب معدن تپه سرخ (از معادن مجتمع معدنی باما، ایرانکوه) تعیین شود.
    متداولترین روش های زمین فیزیکی قابل استفاده در اکتشاف کانسارهای سولفیدی سرب و روی روش های قطبش القایی و مقاومت سنجی است. از مزایای به کارگیری روش قطبش القایی امکان انجام اندازه گیری های قطبش القایی طیفی می باشد. در این پژوهش، از این روش نسبتا جدید، در حوزه زمان استفاده شد. پارامترهای ثابت زمانی ظاهری، وابسته بسامد ظاهری و بارپذیری حقیقی استخراج گردید. با استفاده از نتایج پارامتر ثابت زمانی میانگین دانه بندی دانه های فلزی در منبع تولید کننده قطبش القایی استنباط گردید. همچنین از نتایج پارامتر وابسته بسامد، میزان پراکندگی دانه های فلزی (بافت کانی سازی) تعیین شد. با توجه به اینکه نتایج خام اندازه گیریها اطلاعات کمی دقیق و مطمئنی درباره عمق و هندسه توده های کانی سازی شده زیر سطحی در اختیار قرار نمی دهند؛ با استفاده از مقاطع حاصل از پارامترهای قطبش القایی طیفی و مدل سازی های معکوس (هموار و پارامتری) برای تعیین محلهای احتمالی، گسترشهای جانبی و قائم کانی سازیهای زیر سطحی استفاده شد.
    کلیدواژگان: قطیش القایی طیفی. مقاومت سنجی، سرب و روی، اکتشاف، بارپذیری، وابسته بسامدی، ثابت زمانی، مدل سازی معکوس هموار و پارامتری
  • سعیده سنماری صفحه 164
    سازند خانگیران در منطقه مورد مطالعه، در ناحیه کپه داغ در شمال خاور ایران و حدود 25 کیلومتری دهکده شورلق واقع است.
    سازند خانگیران به لحاظ اهمیت ویژه اقتصادی و وجود ذخایر گازی، نظر بسیاری را به خود جلب کرده است. به دلیل اهمیت موضوع، نانوپلانکتونهای آهکی در آن مورد مطالعه قرار گرفت و به طور سیستماتیک از آن نمونه برداری شد.
    نمونه ها توسط میکروسکوپهای نوری و الکترونی مطالعه و شناسایی شده و در این مطالعه، 9 زیست زون بر اساس نخستین پیدایش گونه های شاخص (FO) در منطقه تعیین شد که در محدوده زمانی زونهای NP13-NP24 مارتینی (Martini،1971) و زونهای (CP11-CP19) اوکادا و بوکری (Okada&Bukry،1980) قرار گرفتند و بر اساس محدوده چینه شناسی گونه های شاخص، زمان رسوب گذاری این سازند، ائوسن آغازین تا الیگوسن پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: نانوپلانکتونهای آهکی، زیست زون، گونه های شاخص، میکروسکوپ نوری، میکروسکوپ الکترونی، نانوپلانکتونهای پالئوژن، کوکولیتهای پالئوژن
|
  • Dr. M. H. Basiri, F. S. Nabiyan Javardy Page 2
    The comparative advantage of minerals from production and export point of view is one of the important key factors in economical activities. This issue is central in the developing countries. In Iran, promoting the non-petroleum export and diverting from the single-product economy to a wide range of exports is a major issue. This is an excellent potential for the mining investment. In this paper, the comparative advantage of operating gold mines in Iran, from the production to the export stages, is evaluated by the implementation of the Domestic Resources Cost (DRC) method. Finally this study recommends a regime for the promoting of the production and export or importing the ore. Accuracy of this method is examined by the comparing the result with the real standard ratio, being used in the other countries.
  • H. Saadatnia, Dr. A. Javaherian, I. Abdollahi Fard, K. Kazemi Page 16
    A powerful and independent test for the validity of a structural interpretation is the restoration of the structure to the shape it had before deformation. Such construction is a key in understanding of regional tectonics and plays a vital role in exploration industry. Exploration for oil and gas, in particular, requires the best possible control on underground structures to locate exploration and production wells. A map or cross section can usually be restored by methods based on more than one kinematic model, however, different methods will produce somewhat different restored geometries. It follows that any given restoration methods does not necessarily represent the exact pre-deformational geometry. The internal consistency of the restoration by any relevant technique validates the interpretation. The optimum method can be investigated through qualitative and quantitative testing techniques. The main aim is to select an optimum method for length and area balancing of the two oilfields in the east of Khuzestan. In this study, three line-length, vertical simple shear, and flexural slip methods are compared quantitatively with 3D seismic data of the two oilfields in the Eastern Khuzestan, and finally the flexural slip method is recommended as the optimum method.
  • Dr. H.R. Ramazi, Dr. M.R. Hosein Nejad Page 26
    This paper is devoted to explore the relationship between earthquake intensity in the epicenter and its magnitude as well as the intensity attenuation laws of the Iranian earthquakes. For this purpose, available data, reports, seismotectonic and isoseismal maps, related to 21 destructive earthquakes in a period of 1957 to 1998, were studied.The results show that the intensity-magnitude relationships and the intensity attenuation laws are strongly dependent on the site geology that specifies local effects. Therefore, the sites have been classified, according to site geology, into two groups, hard sites and soft sites. The intensity-magnitude and intensity attenuation versus the distance from the earthquake sources (surface refaulting of the causative fault(s)) were determined and introduced for each of the two site groups. Finally, the obtained laws were compared with some other laws offered by other researchers.
  • M. Mohammadi, Dr. M. Salari Rad, Dr. M. Irannejad Page 34
    In this research the kinetics of copper cementation on iron was investigated by experimental design (Tagochi method). The significant factors in the order of importance were: copper concentration, time, iron surface, agitation intensity, interaction of Ph × copper concentration and pH. The optimum conditions for the selected levels were copper concentration = 7 g/l; time=5 min; iron surface= 62.42 cm2, agitation intensity= 300 s-1 and pH= 1. Estimated performance and confidence interval at this point were 427.557 mg and ±6.932 respectively.
  • M. Poosti, Dr. I. Rasa, Dr. M. H. Adabi Page 40
    Pb-Zn ore deposit in Kuh-e-Surmeh is located at about 33 km, south of Firouzabad. The host rocks of the ore are dolostones of the lower part of Dalan Formation. The ore body in the dolostones occurs in three ore-bearing horizons. The main facies in the area are as follows: siltstone, sandstone, biomicrite, intrasparite, dolomicrosparite, dolosparite, dolomicrite, gypsum and anhydrite. Dolosparite is the main facies in the main ore horizons. Siliciclastic and carbonate facies are deposited in intertidal to supratidal environment. The mineralogy of the deposit consists of sphalerite, galena, pyrite, cerrusite, anglesite, covellite, azurite, hematite, chalcocite, dolomite, calcite, barite, and gypsum. Mineralization occures as void filling, replacement and dissemination fabrics. In some cases ore deposits fills dissolution breccia and fractures. Stable isotope studies show that dolomite has been altered by fluids with relatively high salinity and temperature of about 100C. Field observation, texture and structure of ore bodies, type of carbonate facies, paragenetic sequences, fluid inclusions and oxygen and carbon isotopes indicate that Kuh-e-Surmeh Pb-Zn deposits is similar to MVT type deposits.
  • Z. Bonyadi, Dr. F. Moore Page 54
    The Narigan ferro-manganese deposit is located in 30 km NE of Bafq, and 20 km of Chogart mine. The deposit is situated in Central Iran. Dolomitic limestone and rhyolitic tuffs are the main host rocks.Petrological and ore microscopic data indicate that ore and associated host rocks formed in shallow water, on a platform. Furthermore, geochemical studies show that hydrothermal genesis was responsible for the formation of the ore deposit.Field and petrographical studies show that two stages of hydrothermal activities were involved:1- Exhalation of hydrothermal fluids from seafloor, then primitive ore forming process in the form of precipitation of Fe and Mn oxide and hydroxide gels followed by final crystallization.2- Migration of secondary hydrothermal fluids from reducing to oxidizing area, and transportation and precipitation of Fe and Mn in the latter area; therefore, an increase of ore grade in the oxidizing area.Finally, it could be concluded that at the time of ore formation, rifting had probably occurred in the area, and large volumes of felsic magmas formed. In this way and due to hydrothermal activities, Fe and Mn leached from these rocks and precipitated on the sea floor.
  • Dr. D. Mokhtari Page 64
    Misho-Dagh Mountain range is part of Azerbaijan plateau in Northwest Iran. This E-W range is located between Marand and Shabestar plains. Northern Misho fault, the main fault in study area, and other parallel faults have separated the topographic units and geological structures. Rivers on the northern slope of Misho- Dagh, flowing from the south to the north, cut across geological structures and topographical units in their distal reaches, prior to joining in the Marand plain.The long-term drainage evolution and its creation, as transverse fluvial systems, have been examined by reconstruction of drainage network using a combination of geological and geomorphological records. This reconstruction is based on analysis of topographic and geologic maps and area photos and repeated field studies on fluvial remnants. Results show that drainage evolution in the study area has occurred in three stages: a) sedimentation of the Plio-Pleistocene non-compacted conglomerates (relict alluvial fans), b) uplift of the Plio- Pleistocene sediments in mid-? Late Pleistocene, separation of this sediments from main mountainous body of Misho-Dagh due to a E-W synclinal valley, formation of new block of mountains (anticline) in the north of the valley and eastward diversion of rivers in their distal reaches, and c) faulting of new relief block by S-N faults crossing the relief axis, verification of rivers to fault lines and formation of new alluvial fans.Neotectonic indices such as inclination of the Plio- Pleistocene sediments, separation of this sediments from main mountainous body of Misho-Dagh, verification and non-verification of rivers by tectonic and geologic structures, catchment morphometric properties, and situation and morphology of alluvial fans indicate that fluvial systems in the study area are influenced by the Pleistocene and Holocene tectonic activities, and tectonics is the main factor in the fluvial system replacement and their situation.
  • Pr. Dr. K. Seyed-Emami, Pr. Dr. F. T. Fuersich, Pr. Dr. M. Wilmsen Page 78
    The sedimentary pattern of the northern Tabas Block during the Jurassic period, apart from global sea-level fluctuations, was mainly governed by tectonic events of varying intensity and extent. These events took place during the Late Triassic (Early Cimmerian phase), Middle Bajocian (Mid-Cimmerian phase), Early Callovian, Late Oxfordian and Late Kimmeridgian/ Tithonian (Late Cimmerian phase). The importance and extent of these events and their influence on the facies pattern of the northern Tabas block are discussed. In this context the lithostratigraphy of the Jurassic strata in the northern Tabas Block is revised.The stratigraphic position of the Badamu and Parvadeh formations is briefly discussed and three facies types of the Hojedk Formation, belonging to different sedimentary environments, are reported. The Middle and Upper Jurassic Magu Group is subdivided into three new and genetically related subgroups, i.e. the Upper Bajocian to Middle Callovian Baghamshah Subgroup, the Lower Callovian to Middle Kimmeridgian Esfandiar Subgroup and the Upper Kimmeridgian to Tithonian Garedu Subgroup (Fig. 3). Furthermore the Qal’ eh Dokhtar Formation is revised and three new formations, i.e. the Sikhor Formation (Lower/Middle Callovian), Kamar-e-Mehdi Formation (Callovian to Lower Kimmeridgian) and the Korond Formation (Upper Oxfordian to Middle Kimmeridgian) are established. This new subdivision will considerably facilitate the applicability of the lithostratigraphic scheme to future work.
  • A. R. Babakhani, R. Monazzami Bagherzadeh Page 98
    The widespread listweanites (carbonatized serpentinites) outcrop in Birjand-Nehbandan axis in the east of Iran and south of Khorasan province. listweanites cover an area extending more than 25000 km2, and occur along the major faults and between flysch-colored mélange-ophiolite complex. The most extensive outcrop is in the south of Mokhtaran map (scale 1:100000). On the basis of lithology, listweanites, occurring mostly close to ultrabasic rocks, are divided into four categories: breccia cryptocrystalline silicic listweanite bearing sulfide minerals, silicic listweanite, and silicic-carbonatic listweanite. Among these, breccia silicic listweanite bearing sulfide can be a suitable case for gold exploration. Sulfide minerals such as pyrite, chalcopyrite, bornite, arsenopyrite and covelite occur in this listweanite. With respect to mineralogy, listweanite rocks consist of major minerals such as cryptocrystalline quartz (opal, jasper), calcite, dolomite, magnesite, siderite, serpentine, chlorite, and minor minerals such as pyroxene, chromite, magnetite, cinnabar, chalcopyrite, bornite, arsenopyrite and Fe-oxide-hydroxide. Some of the sulfide minerals have altered to Fe-oxide and hydroxides.Heavy mineral studies, on the samples taken from river sediment, show that the particles of gold (30-150 microns) are associated with pyrite, chalcopyrite, cinnabar and native copper. Significant alterations in the listweanitic complex are silicification, hematitization, and slight argillitization. The origin of gold, silver, arsenic and other associated elements are from serpentinized ultrabasic rocks. With development of regional metamorphism, fluid bearing anions like (CO3)2-, Cl-, and (SO4)2- form complexes with metallic elements such as Au, Ag, Sb, As, Hg, Cu, Ni, Cr, and Co. This fluid ascends to the upper parts, forming gold-bearing sulfide-silicic vein deposit in breccia zones and in the geochemical bars of carbonatic parts (carbonatic listweanite with silica deposition).
  • M. Honarmand, H. Ranjbar Page 110
    The study area is situated in the southern part of the Central Iranian Volcano-Sedimentary belt. The Eocene volcano-sedimentary rocks are the main geological features in the area. These rocks are intruded by the Oligo-Miocene intrusive bodies where they caused an intensive alteration and formation of copper mineralization. Different image processing techniques such as band ratios, Crosta technique, supervised fuzzy classification, and lineament factor analysis are used for identification of the alteration zones associated with copper mineralization. The supervised fuzzy classification of the images obtained through Crosta technique was found to be the best image processing technique for delineation of the hydrothermally altered rocks associated with porphyry copper deposits. Analysis of the lineaments interpreted out of ETM (band 8) data is recognized as another method for locating porphyry and vein type copper mineralizations. There is a close correlation between photolineament factor values and the known copper mineralization in the area. After analyzing and interpreting the processed images, a few selected sites were sampled. The thin sections and XRD data from the samples showed that ETM data was capable of mapping hydrothermal alteration.
  • J. Saadat Nejad Page 128
    To study and introduce plant macrofossils of Late Triassic – Middle Jurassic (Shemshak Formation), Ramsar – Javaher deh (Northern Alborz) and Eshkevarat-e-olia (Central Alborz) areas were studied. The performed investigation led us to the presentation of four species of Gymnosperms group for the first time in Iran. The two, Ctenis kaneharai and Pseudoctenis herriesi species belong to division Cycadophyta (order Cycadales) and the two, Ginkgoytes longifolius and Baiera furcata species are the members of division Ginkgophyta (order Ginkgoales). With respect to Schweitzer et al (1995, 1998, 2000), the species: Ctenis sp. A and Ctenis sp. B, introduced by Fakhr (1975) from Gajereh and Ferizi and Ctenis afghanensis, introduced by Jacob & Shukla (1955) from Afghanistan, are not synonymous with Ctenis kaneharai. Likewise, Pseudoctenis herriesi is not synonymous with Nilssonia herriesi species.
  • Dr. M. R. Shayestehfar, Dr. I. Rasa Page 134
    The main purpose of this paper is to apply statistical data analysis to find an acceptable geochemical pattern for Qanat Marvan area. Geological and geochemical information of Pb-Zn mineralization of Qanat Marvan district is first introduced and then data input to the Surfer software, contour map, drawing and principal component analyses are carried out. Pb-Zn thresholds are determined with fractal method and subsequently the sericitization index and its contour map are prepared. Finally, with respect to correlation coefficient matrices, principal component analyses, hierarchical clustering and the produced maps, it can be concluded that Pb-Zn elements in the PC2 and PC3 have high values. Therefore, principal component score map PC4 is equal to the Pb-Zn contour maps, suggesting component mineralization of Pb-Zn in the study area. These areas have undergone phyllic (sericitic) alteration due to Pb-Zn mineralization.
  • Dr. G.R. Lashkaripour, Dr. A.A. Moridi, Dr. M. Bomeri Page 146
    Posah cave is located near Skel-Abad village, beside the Zahedan-Khash road, about 114 km south of Zahedan city and about 22 km in the west of Taftan Mountain in the north of Baluchistan. This cave has been developed in a flysch unit consisting mainly of thin-bedded sandstone and shale layers. The roof of the cave is composed of Taftan lahar, a mudflow poorly sorted and consists mostly of volcanic ash with pyroclastic materials produced by Taftan volcano. The Posah cave is a unique pseudokarst cave in both the region and the whole country. The results of XRD and XRF analyses on two specimens of rocks from the cave have shown that rock units in the area are insoluble. Moreover, there is no significant difference between Ca2+ concentration values in the surface and ground waters. Therefore, it can be concluded that the cave has been developed in insoluble rocks. This paper deals with the development of the cave from a geological point of view.
  • A. R. Arab Amiri, Dr. N. Fathianpour Page 154
    Accessibility to industrial minerals and ores is one of the necessities to faciliate the development. Meanwhile, it is clear that the shallow mineral resources are near to exhaust, therefore, using modern exploration methods to attain deeper mineral deposits is inevitable. An attampt has been made in this paper to apply and accomplish the results of geological and surface geochemical studies for determination of spatial mineralized zones in western area of Tappeh Sorkh lead - zinc mine (which is one of Bama mining complex mines).IP and Resistivity techniques are the most popular geophysical methods for exploration of Pb and Zn sulfide deposits. There are some advantages in applying SIP method, such as identification of mineralization texture, grain structure, type of material, ore phase and parasitical data. In this study, a relatively new method of time domain SIP was used and apparent time constant, apparent frequency -dependent and true chargeability parameters were extracted. By using the results of time constant parameter, the average of metal grain size was determined, also the amount of metal grain dispersion (mineralization texture) was determined by applying the results of frequancy dependent parameter. Probable mineralization places were determined by using SIP sections. Since the results of raw data do not indicate accurate information about the depth and geometry of mineralization, smooth and parametric inverse modeling were applied to determine probable zones and vertical and horizontal extent of mineralization.
  • S. Senemari Page 164
    In this research, Kope-Dagh area (Khangiran formation.), some 25 km of Shorlogh village, north-east of Iran was investigated. Many researchers have paid their attention to the area that is economically important due to gas reservoirs. To explore the area, characteristic light microscope (LM) and scanning electron microscope (SEM) were employed to study the calcareous nanofossils. Based on the first occurrence and fossil assemblages, nine biozones were recognized. These assemblages, from the base to the top, are NP13-NP24 (Martini 1971) and CP11-CP19a (Okada & bukry 1980). The age of Late Early Eocene to Late Oligocene is suggested for Khangiran section.