فهرست مطالب

Researcher Bulletin of Medical Sciences - Volume:10 Issue: 5, 2006
  • Volume:10 Issue: 5, 2006
  • 57 صفحه، بهای روی جلد: 10,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1384/10/20
  • تعداد عناوین: 11
|
  • بررسی اختلال حرکات
    صفحه 0
  • علی استکی، تنی هاجستون صفحه 285
    سابقه و هدف
    میزان تاثیر تحریک عمقی تالاموس بر توانایی بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد در رساندن دست ها به موقعیتی معین هنوز در پرده ابهام است. این مطالعه به منظور تعیین دقت و صحت هدف یابی دست 6 فرد سالم و 7 بیمار مبتلا به اسکلروز متعدد که از تحریک عمقی تالاموس استفاده می کنند، انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    نشانگرهای مادون قرمز بر روی نوک انگشت اشاره هر دو دست چپ و راست افراد نصب می شد. حرکت متناوب دست از چانه به سمت هدف، که یک مانور معمول بالینی است، توسط هر فرد سه مرتبه انجام می شد. هدف نشانگری ثابت در ارتفاع چانه و در فاصله 25 سانتیمتری بیمار بود. بیماران این آزمایش را در دوحالت، با محرک روشن و با محرک خاموش، انجام دادند. یک سیستم تصویر برداری ویدیویی موقعیت فضایی نشانگر را در حین انجام آزمایش به مدت 15 ثانیه با فرکانس 100 هرتز ثبت می کرد. میانگین و انحراف معیار موقعیت نشانگر نسبت به هدف در نزدیکی هدف به ترتیب به عنوان شاخص دقت و صحت هدف یابی دست محاسبه شدند.
    یافته ها
    مقدار متوسط هر دو شاخص در بیماران بیش تر از افراد سالم بود (p<0.05) که بیان گر دقت و صحت کم تر حرکت دست بیماران است. همچنین آشکار شد که روشن کردن محرک در برخی بیماران باعث افزایش شاخص ها اما در مجموع موجب کاهش قابل توجه مقدار متوسط هر دو شاخص می شود (p<0.05) که نشان دهنده دقت و صحت حرکت در صورت استفاده از تحریک عمقی تالاموس است.
    نتیجه گیری
    تحریک عمقی تالاموس روش درمانی موثری در جهت بهبود دقت و صحت هدف یابی دست بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد است.
    کلیدواژگان: اسکلروز متعدد، تحریک عمقی تالاموس، حرکت معطوف به هدف، سیستم های تصویربرداری ویدئویی
  • سید یوسف حسینی، مجید علی عسگری، فرید دادخواه، حسن یاری. اذن الله آذر کشب صفحه 291
    سابقه و هدف
    نظر به عود تومور سطح مثانه پس از درمان استاندارد و عوارض شناخته شده آن و به منظور مقایسه تاثر طولانی مدت دوز کامل BCG داخل مثانه ای با ترکیب نصف دوز از BCG و نصف دوز از میتومایسین C این تحقیق بر روی بیماران با تومور سطحی مثانه مراجعه کننده به بیمارستان شهید مدرس تهران طی سالهای 1380-1377 انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    تحقیق با طراحی کارآزمایی بالینی روی 60 بیمار با تشخیص قطعی تومور سطحی مثانه انجام گرفت. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه شاهد که به مدت 6 هفته هر هفته 120 میلیگرم BCG داخل مثانه ای دریافته نمودند و گروه تجربی که 20 میلیگرم میتومایسین C و 60 میلیگرم BCG برای مدت 6 هفته به صورت هفتگی دریافت کردند تقسیم شدند. تاثیر درمانی به صورت میزان عود تومور در پیگیری حداقل 21 ماهه و میزان بروز عوارض شامل تب، سوزش و تکرر ادرار و علایم عمومی مانند ضعف و بی حالی درکوتاه مدت و با آماره مجذور کای مورد قضاوت آماری قرار گرفتند.
    یافته ها
    تعداد 8 بیمار در طی مراحل تحقیق به دلایل مختلفی از مطالعه حذف شدند. بروز تب در گروه شاهد به میزان 28.6 درصد، سوزش ادرار 60.7 درصد، تکرر ادرار 71.4 درصد و علایم عمومی 32.1 درصد بود که این مقادیر در گروه تجربی به ترتیب 11.1 درصد، 40.7 درصد، 44.4 درصد و 11.1 درصد بود. عود بیماری در گروه BCG به میزان 32.1 درصد و در گروه نصف دوز ترکیبی 11.1درصد بود (p<0.07).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که ترکیب توام نصف دوز از میتومایسین C و نصف دوز از BCG داخل مثانه ای بهتر از دوز کامل BCG به تنهایی در مبتلایان به تومور سطحی مثانه باشد. تحقیقات بیشتر در این زمینه را توصیه می کنیم.
    کلیدواژگان: تومور سطحی مثانه، BCG، میتومایسین C
  • سهیلا روحانی، علی وطن خواه صفحه 295
    سابقه و هدف
    این مطالعه با توجه به اهمیت کیست هیداتید در انسان و به منظور تعیین کیست های هیداتیک بارور و استریل در کبد و ریه میزبانان واسط انگل انجام شد.
    مواد و روش ها
    418 گاو، 544 گوسفند و 451 بز مورد بررسی قرار گرفتند. جهت تشخیص کیست های بارور از استریل پونکسیون کیست های کبد و ریه انجام گرفت و مایع هیداتید برای تشخیص پروتواسکولکس ها سانتریفوژ شد.
    یافته ها
    درگوسفند 72.34 درصد کیست ها بارور و بیشتر کیست های بارور در کبد (59.75%) دیده شدند. در بز و گاو بین نوع کیست و محل استقرار آن اختلاف معنی دار دیده شد. اکثرکیست ها در بز بارور (77.67%) بود و بیشتر کیست های بارور (67.20%) و اغلب کیست های استریل (56.38%) در کبد مشاهده شد. برعکس در گاو، اکثر کیست ها استریل (61.76%) بود و بیشتر کیست های بارور (71.85%) و بیشتر کیست های استریل (66.06%) در ریه مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که تنوع سویه های انگل از یک طرف و تفاوت ژنتیکی میزبانان واسط و پاسخ ایمنی متفاوت در این میزبانان از طرف دیگر، باعث می شود که آمارهای ارایه شده توسط محققین در نقاط مختلف در عین مشابه بودن، تفاوت هایی با یکدیگر داشته باشد. به عبارتی شاید وجود پلی مورفیسم در انگل و میزبان در نقاط مختلف توجیهی برای این تفاوت ها باشد. با در نظر گرفتن این که بیشتر کیست های مشاهده شده در گوسفند بارور است می توان نتیجه گرفت که گوسفند یکی از مناسب ترین میزبانان واسط این انگل در ایران است.
    کلیدواژگان: کیست هیداتید، کیست بارور، کیست استریل، گاو، گوسفند، بز
  • بررسی مقایسه ای مدت زمان بی حسی نخاعی بین افراد وابسته به تریاک و افراد غیر وابسته به آن
    مریم وثوقیان، حسن مفتوح، علی دباغ، سمیرا رجایی صفحه 301
    سابقه و هدف
    مدت زمان بی حسی در بی حسی نخاعی بیماران وابسته به تریاک کوتاه تر از افراد غیر وابسته است. هدف از این مطالعه، مقایسه مدت زمان استمرار بی حسی نخاعی در افراد وابسته با افراد غیر وابسته به تریاک و اثبات فرضیه کوتاه تر بودن زمان بی حسی نخاعی در صورت یکسان بودن دوز دارو در افراد وابسته است، تا در مواردی که بی حسی نخاعی برای جراحی در این افراد مورد استفاده قرار می گیرد، متخصص بیهوشی از داروهایی با مدت اثر طولانی تر استفاده کند و یا در صورت لزوم، روش های بیهوشی دیگری را به کار ببرد.
    مواد و روش ها
    از میان بیماران مراجعه کننده به اتاق عمل بیمارستان طالقانی جهت انجام جراحی در قسمت تحتانی شکم و اندام تحتانی، 50 بیمار وابسته به تریاک و 50 بیمار بدون وابستگی انتخاب شدند و پس از لحاظ کردن معیارهای ورود و خروج تحت بیهوشی نخاعی با داروی یکسان قرار گرفتند. با لحاظ کردن متغیرهای مداخله گر طول مدت بیهوشی اندازه گیری و ثبت شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و آزمون t استفاده گردید و ارزش پی کمتر از 0.05معنی دار تلقی شد.
    یافته ها
    در این دو گروه از نظر متغیرهای مداخله گر اختلاف معنی دار آماری وجود نداشت. اما طول مدت بی حسی نخاعی، در افراد وابسته به تریاک 67.6±53.96 دقیقه و در افراد غیر وابسته 10.09±78.74 دقیقه بود (p<0.00001).
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های مطالعه در افراد وابسته به تریاک مقاومت متقاطعی در سطح نخاع در برابر اثرات داروهای بی حسی موضعی به وجود می آید. بنابراین، به نظر می رسد که در انتخاب دارو و روش بیهوشی در این بیماران با توجه به مدت زمان جراحی می یابد دقت بیشتری مبذول شود. علاوه بر این، نویسندگان مقاله پیشنهاد می کنند که برای یافتن علل این رویداد، در آینده تحقیقات وسیع تری در خصوص پدیده مقاومت متقاطع نسبت به اثرات داروهای مخدر و بی حسی موضعی، در سطح سلولی و ملکولی، ازجمله درسطح گیرنده های نخاعی این داروها انجام پذیرد.
    کلیدواژگان: درد، بیهوشی نخاعی، مقاومت متقاطع، گیرنده
  • پروین دیباج نیا، محمد آقازاده امیری صفحه 307
    سابقه و هدف
    اختلالات ظریف در حرکات چشم در اثر درگیری دستگاه عصبی یکی از مباحث مهم در اختلالات روانپزشکی از جمله اسکیزوفرنی است. این مطالعه با هدف بررسی وجود اختلال حرکات چشم در گروهی از بیماران روانپزشکی انجام شده است.
    مواد و روش ها
    نوع بررسی توصیفی، نمونه گیری از نوع در دسترس و جامعه مورد بررسی مشتمل بر چهار گروه 30 نفری (120 نفر، 81 زن و 39 مرد) شامل بیماران سایکوتیک، افسرده اساسی، وسواسی- جبری (مراجعه کننده به مطب خصوصی) و افراد بهنجار بود. حرکات پرسوت و ساکاد در این افراد با استفاده از آزمون NSUCO توسط اپتومتریست بررسی و با استفاده از مقیاس درجه بندی نمره گذاری شد. جهت بررسی آماری از نرم افزار SPSS ویرایش دهم و آزمون مجذور کای و تی، با قبول سطح اطمینان 95 درصد، استفاده گردید.
    یافته ها
    میانگین سنی جمعیت مورد بررسی 30.34 (انحراف معیار=9.04) بود. رابطه معنی داری بین جنس، سن و اختلال حرکات چشم به دست نیامد. چهار گروه مورد مطالعه از نظر میزان اختلال حرکات چشم به نحو معنی داری از یکدیگر متفاوت بودند (p<0.0001). مقایسه گروه های مورد مطالعه نشان داد که بیماران افسرده با افراد سالم و بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- جبری از نظر میزان اختلال در حرکات چشم اختلاف معنی داری ندارند. افراد سالم با بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- جبری (p<0.007)، افراد سایکوتیک (p<0.0001) از نظر اختلال در حرکات چشم اختلاف معنی داری داشتند. علاوه بر این، بیماران سایکوتیک در مقایسه با مبتلایان به اختلال وسواسی- جبری (p<0.002) و افسرده (p<0.0001) از نظر اختلال در حرکات چشم به نحو معنی داری از یکدیگر متفاوت بودند.
    نتیجه گیری
    تحلیل داده های فوق نشان می دهد که بین اختلال حرکات چشم و متغیر سن و جنس رابطه ای وجود ندارد. معنی دار بودن اختلال حرکات چشم در جمعیت مورد بررسی نشان دهنده این مطلب است که اختلال فوق الزاما منحصر به سایکوز نیست و در سایر اختلالات روانپزشکی هم دیده می شود.
    کلیدواژگان: بیماران روانپزشکی، پرسوت، ساکاد، آزمون NSUCO
  • عباس ریاضی، مصطفی نادری، خسرو جدیدی، بهرام خسروی صفحه 311
    سابقه و هدف
    این تحقیق با توجه به روند رو به افزایش عمل لیزیک و اهمیت اتورفراکتومتر بعد از لیزیک و مشاهده بعضی تغییرات در نتایج عینی و ذهنی پس از عمل در بیمارستان بقیه اله صورت گرفت.
    مواد و روش ها
    تحقیق با طراحی کارآزمایی بالینی از نوع مقایسه قبل و بعد روی 55 بیمار و تعداد 110 چشم انجام گرفت. بیماران بیش از 18 سال سن داشتند و فاقد بیماری چشمی و سیستمیک بودند. قبل از عمل جراحی معاینات کامل چشمی، مشورت با بیمار و توضیح مزایا و معایب ناشی از عمل صورت گرفت. رفراکشن عینی با دستگاه اتورفراکتومتر و رفراکشن مانیفست توسط اپتومتریست و همچنین کراتومتری و توپوگرافی انجام گردید. قبل از انجام تحقیقات دستگاه اتورفراکتورTOPCON RMA 2300 کالیبره و مطابق استاندارد میانگین به صورت کامپیوتری ثبت می شد و پس از انجام لیزیک، روز بعد از عمل مجددا بیماران از لحاظ رفراکشن و V/A بررسی می شدند. در تمام موارد مقدار سیلندر کمتر از مقدار اسفر بود. تمام اعمال جراحی توسط یک جراح و یک دستگاه صورت پذیرفت. وضعیت رفراکشن توسط اپتومتریستی صورت می گرفت که از این مطالعه بی خبر بود. مقادیر رفراکشن قبل و بعد از عمل این افراد با آماره مان- ویتنی مورد قضاوت آماری قرار گرفت.
    یافته ها
    از بین 110 چشم بیمار تحت عمل لیزیک 55 چشم مربوط به سمت راست، 55 چشم مربوط به سمت چپ بود. ضمنا 40 مورد مربوط به زن (36.4%) و 70 مورد مربوط به مردها (63.6%) و محدوده سنی بیماران 8±31.2 بود. میزان اتورفراکتومتری قبل و بعد از عمل به ترتیب 2.93±6.76- و 1.59±1.66- بود. این میزان در رفراکشن مانیفیست به ترتیب عبارت بود از 3.76±6.008- و 1.26±0.63. در میزان رفراکشن عینی و ذهنی در مقادیر اسفریک و سیلندریک قبل از عمل تفاوت معنی داری وجود نداشت (p<0.04). میزان رفراکشن عینی و ذهنی در مقادیر اسفریک و سیلندریک بعد از عمل تفاوت معنی داری نسبت به قبل از عمل داشت (p<0.000).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که بعد از عمل لیزیک نتایج ذهنی قابل اعتمادتر از نتایج عینی است. لذا به کارگیری این روش توصیه می شود.
    کلیدواژگان: لیزیک، رفراکشن، اتورفراکتومتری
  • سید حمزه حسینی، ساسان طبیبیان، علی ثمربخش صفحه 317
    سابقه و هدف
    شیوع بالای سکته قلبی و پایین آمدن سن بروز آن لزوم بررسی و شناسایی عوارض و عوامل افزایش دهنده مرگ و میر به دنبال سکته قلبی را نشان می دهد. از جمله این عوارض افسردگی به دنبال سکته قلبی است که مستقل از سایر عوامل خطرزا و شدت بیماری عروق کرونری موجب افزایش ناتوانی و مرگ و میر می شود. لذا به منظور تعیین شیوع علایم افسردگی و عوامل مرتبط با آن، این تحقیق در بیمارانی که برای اولین بار دچار سکته قلبی شده اند انجام گرفته است.
    مواد و روش ها
    تحقیق بر روی 15 بیمار دچار سکته قلبی بار اول، 48 ساعت پس از وقوع آن انجام شده است. پرسشنامه افسردگی یک در روزهای دوم و ششم پس از حمله قلبی تکمیل شد. بیمارانی که سابقه بیماری روانپزشکی در خود یا خانواده شان و سابقه بیماری شدید جسمی داشته اند، از مطالعه خارج شدند. عوامل مرتبط شامل سن، جنس، نوع سکته و موج Q در الکتروکاردیوگرام بیماران بوده است. داده های پژوهش به کمک آزمون مجذور کای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    در این پژوهش شیوع علایم افسردگی در 48 ساعت بعد از سکته 60.7 درصد بوده است که 22.7 درصد خفیف، 26 درصد متوسط و 12 درصد شدید بوده است. این میزان 6 روز بعد از سکته قلبی 72 درصد بود که 22 درصد خفیف و 32 درصد متوسط و 18 درصد شدید بوده است. شدت اولیه و تداوم آن در روز ششم در زنان بیشتر از مردان بود (p<0.02).
    نتیجه گیری
    شیوع بالای علایم افسردگی بعد از سکته قلبی لزوم بررسی و تاثیر مشاوره همزمان روانپزشکی را توجیه می کند.
    کلیدواژگان: افسردگی، سکته قلبی، شیوع، مرگ و میر، ناتوانی، بیماری های عروق کرونری
  • محبوبه صفوی، محمود محمودی، مینا صدرالدینی صفحه 321
    سابقه و هدف
    بیماری های قلبی از جمله شایع ترین و خطرناک ترین بیماری هایی است که زندگی بشر را تهدید می کند. تحقیقات حاکی از آن است که آموزش قبل از عمل روشی موثر جهت کاهش نگرانی ها و تنیدگی ها و اضطراب بیمار به شمار می آید. به منظور تعیین تاثیر آموزش و اطلاع رسانی قبل از عمل در کاهش میزان تنیدگی تهویه مکانیکی و جداسازی از آن در بیماران جراحی قلب بخش مراقبت ویژه، این تحقیق در سال 1383 در بیمارستان های منتخب شهر تبریز بر روی بیمارانی که برای اولین بار تحت عمل جراحی پیوند عروق کرونر قرار می گرفتند و به مدت 24-6 ساعت پس از عمل تحت تهویه مکانیکی قرار می گرفتند و سپس از آن جدا می شدند، انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    این کار آزمایی بالینی بر روی 80 نفر (دو گروه 40 نفری) انجام شد. جهت اندازه گیری میزان تنیدگی تهویه مکانیکی و جداسازی از آن از 4 پرسشنامه استفاده شد. 1- پرسشنامه مشخصات فردی 2- پرسشنامه سنجش اضطراب صفتی – حالتی اشپیل برگر (STAI) 3- پرسشنامه سنجش خلق منفی واتسون (PANAS-NA) 4- پرسشنامه ارتباط آسان منزل که در دو مرحله قبل از عمل و آموزش و بعد از عمل و آموزش مورد استفاده قرار گرفتند و نتایج دو مرحله با هم مقایسه شدند. هر دو گروه در مرحله قبل از عمل، آموزش معمول را دریافت کردند. در گروه شاهد مداخله ای نشد ولی گروه تجربه علاوه بر دریافت آموزش معمول، آموزش ویژه قبل از عمل و اطلاع رسانی درباره تهویه مکانیکی و جداسازی از آن به همراه یک بازدید از بخش مراقبت ویژه قلب و آشنایی با بخش و وسایل مورد استفاده برای بیمار توسط پژوهشگر را دریافت کردند و جزوه آموزشی تهیه شده توسط پژوهشگر در اختیار بیماران گروه تجربه قرار گرفت. داده ها با استفاده از آزمون های مجذور کای، تی مزدوج تی و قبول خطای نوع اول در حد 5 درصد مورد تجربه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    تحقیق نشان داد که در گروه تجربه، اضطراب حالتی، خلق منفی، مشکلات برقراری ارتباط ضمن تهویه مکانیکی و جداسازی از آن به طور معنی داری کاهش یافته است (p<0.0001)، در حالی که در گروه شاهد تفاوت معنی دار مشاهده نشد یا این که تفاوت معنی دار در جهت افزایش اضطراب حالتی، خلق منفی و مشکلات برقراری ارتباط بود. در بررسی میزان مصرف مسکن و آرام بخش ضمن تهویه مکانیکی و جداسازی از آن و همچنین طول مدت لوله گذاری، با وجود کاهش مصرف مسکن و آرام بخش و کاهش طول مدت آن در گروه تجربه، تفاوت معنی دار آماری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    یافته های این پژوهش گویای آن بود که آموزش و اطلاع رسانی قبل از عمل در رابطه با تهویه مکانیکی و جداسازی از آن، میزان اضطراب حالتی، خلق منفی و مشکلات برقراری ارتباط را ضمن تهویه مکانیکی و جداسازی از آن کاهش می دهد. همچنین باعث کاهش مصرف مسکن و آرام بخش ضمن تهویه مکانیکی و جداسازی از آن می شود و طول مدت لوله گذاری را کاهش می دهد. در نهایت باعث کاهش استرس و تنیدگی بیمار ضمن استفاده از تهویه مکانیکی و جداسازی از آن می شود.
    کلیدواژگان: آموزش قبل از عمل جراحی، جراحی قلب، تهویه مکانیکی و جداسازی، تنیدگی
  • مینو محمدشیرازی، معصومه غفارپور، فروغ اعظم طالبان صفحه 329
    سابقه و هدف
    اسکلروز متعدد شایع ترین بیماری خود ایمنی دستگاه اعصاب مرکزی است که نقش عوامل تغذیه ای در ایجاد و سیر آن شناخته شده است. در مورد لزوم مکمل یاری با ریز مغذی ها در این بیماران توافق نظر وجود ندارد. هدف از این مطالعه تعیین فراوانی مصرف انواع مکمل های ویتامینی و املاح در این بیماران و تعیین میزان مواد مغذی دریافتی ازطریق این مکمل ها و مقایسه آن با مقادیر توصیه شده روازنه است.
    مواد و روش ها
    یکصد و هشت بیمار مبتلا به ام اس عود کننده- تخفیف یابنده به طور تصادفی از میان بیماران انجمن ام اس ایران انتخاب شدند. برای هر بیمار پرسشنامه اطلاعات فردی، پرسشنامه اطلاعات بیماری و پرسشنامه دریافت مکمل ها تکمیل شد. مقدار مصرف، فواصل دریافت، طول مدت، نحوه استفاده از مکمل ها و فرد توصیه کننده پرسیده شد. سپس میزان ویتامین ها، املاح و سایر مواد مغذی دریافتی برای هر فرد محاسبه و وارد رایانه گردید. اطلاعات توسط نرم افزار spss نسخه 11.5 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    93.5 درصد بیماران مورد مطالعه از مکمل ها استفاده می کردند و به طور متوسط هر بیمار 3.8 نوع مکمل ویتامینی و املاح را مصرف می کرد. تنها 31 درصد از بیماران مکمل ها را به طور منظم مصرف می کردند. بیشترین مکمل های مصرفی به ترتیب ویتامین های E,B1، انواع مولتی ویتامین، کلسیم، ویتامین های C,B12,D و آهن بود. دریافت دو مکمل ویتامین E,B1در بیش از نیمی از بیماران بیش از حد لازم برای مکمل یاری بود. دریافت ویتامین های D,A و آهن به تنهایی از طریق این مکمل ها در تعدادی از بیماران در حد مسمومیت بود. افراد کم وزن بیشتر از افراد چاق از مکمل ها استفاده می کردند. مصرف مکمل ها با طول مدت و شدت بیماری ارتباطی نداشت.
    نتیجه گیری
    فراوانی مصرف مکمل ها در بیماران ایرانی به مراتب بیش از سایر پژوهش ها است (93.5% در ایران در برابر 24% در آمریکا و 16% در آلمان). با توجه به تعداد زیاد (3.8 نوع به طور متوسط) و میزان بالای دریافت ریز مغذی ها می توان گفت که تجویز مکمل های ویتامین و املاح در بیماران مبتلا به ام اس باید مورد دقت نظر بیشتری قرار گیرد.
    کلیدواژگان: اسکلروز متعدد، تغذیه، مکمل تغذیه ای
  • ساغر صالحپور، آذین علوی صفحه 337
    سابقه و هدف
    با توجه به اهمیت کنترل درد در دوره بعد از عمل جراحی، تجویز مسکن ها با بهبود درد بیماران باعث کاهش عوارض بعد از عمل می شود. این تحقیق به منظور ارزیابی اثر بخشی انفوزیون زیر جلدی بوپیواکایین در کنترل درد بعد از عمل سزارین بیماران بستری در بیمارستان مهدیه طی سالهای 1383-1382 انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    تحقیق به روش کار آزمایی بالینی شاهد دار تصادفی و به صورت دو سو بی خبر بر روی 60 مادر باردار که کاندید عمل سزارین سگمان تحتانی بی حسی اسپاینال با برش پوستی فان اشتیل بودند، صورت گرفت. نمونه ها به طور تصادفی در دو گروه مورد (30نفر) و شاهد (30نفر) قرار گرفتند. بعد از عمل کاتتر متصل به پمپ انفوزیون روی فاسیا قرار داده شد و این سیستم با حجم مساوی از بوپیواکایین 0.25 درصد و یا آب مقطر پرشد. بیماران از نظر میزان درد بر اساس مقیاس بصری درد و میزان نیاز به مورفین در فواصل زمانی 12.6 و 24 ساعت بعد از عمل مورد ارزیابی قرار گرفتند. همچنین زمان راه افتادن و طول مدت بستری در بیمارستان و رضایت بیماران از بهبودی درد بعد از عمل ثبت شد.
    یافته ها
    دو گروه از نظر جمعیت شناختی مشابه بودند. از لحاظ میزان درد بعد از عمل در گروه مورد نسبت به گروه شاهد در تمام فواصل زمانی کاهش قابل توجهی مشاهده شد و شدت درد در گروه مورد در حد خفیف تا متوسط و در دو گروه شاهد در حد متوسط تا شدید بود و بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود داشت (p<0.001). میزان مورفین مصرفی در طی 24 ساعت بعد از عمل در گروه مورد (2.5±2.5 میلیگرم) به طور قابل توجهی کمتر از گروه شاهد (2.7±7.3 میلیگرم) بود (p<0.001). بیشتر بیماران در گروه مورد نسبت به شاهد رضایت از بهبود درد بعد از عمل را به صورت خوب یا عالی ذکر کردند (94% در مقابل 46%) و زمان راه افتادن آنان زودتر بود (5±11 ساعت در مقابل 4±16ساعت) (p<0.01). در مورد طول مدت بستری بعد از عمل اختلاف معنی داری بین دو گروه دیده نشد.
    نتیجه گیری
    انفوزیون زیر جلدی بوپیواکایین از طریق پمپ الکترونیکی تحت کنترل بیمار درمان موثر و بدون عارضه است و باعث تداوم بهبود درد بیماران و کاهش نیاز به تجویز مخدر بعد از عمل سزارین می شود. با توجه به دخیل بودن عوامل متعدد بر شدت و کیفیت درد بعد از عمل انجام تحقیقات بیشتر در این خصوص توصیه می شود.
    کلیدواژگان: کنترل درد بعد از عمل، عمل سزارین، بوپواکایین