فهرست مطالب

یافته - سال هشتم شماره 3 (پیاپی 29، پاییز 1385)
  • سال هشتم شماره 3 (پیاپی 29، پاییز 1385)
  • 110 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1385/10/20
  • تعداد عناوین: 12
|
  • ابراهیم فلاحی، مهرداد سیامی، افشین نظری صفحه 3
    مقدمه
    کمبود ریزمغذی ها یکی از مهمترین مشکلات بهداشتی جهان است. در بین ریزمغذی ها کمبود آهن و روی شیوع بیشتری داشته و تداخل این دو ماده معدنی با ویتامین آاز اهمیت زیادی برخوردار است. هدف ازاین مطالعه مقایسه تاثیر مکمل یاری آهن و روی به تنهایی و همراه باهم بر وضعیت ویتامین آدر کودکان ابتدایی است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه که بصورت کارآزمایی بالینی دو سوکور انجام گرفت، 81 دانش آموزپایه پنجم ابتدائی شهر خرم آباد به سه گروه تقسیم شدند. گروه اول مکمل آهن(20 میلی گرم آهن در روز)، گروه دوم مکمل روی(20 میلی گرم روی در روز) و گروه سوم مکمل آهن+ روی(20 میلی گرم آهن+20 میلی گرم روی) را به مدت 4 ماه دریافت نمودند. در آغاز و پایان مداخله رتینول پلاسما با روش HPLC اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از برنامه نرم افزاری SPSS نسخه 5/11 تجزیه و تحلیل شدند. از آزمونهای ANOVA برای مقایسه میانگین بین گروه ها و تی تست دوتایی برای مقایسه قبل و بعد از مداخله استفاده شد. در مورد فریتین پلاسما با توجه به اینکه توزیع غیر نرمال بود، از آزمون کروسکال والیس برای مقایسه استفاده شد.
    یافته ها
    تغییرات رتینول پلاسما در گروه های دریافت کننده آهن به تنهایی، روی به تنهایی و توام آنها به ترتیب 2/0±1/0-،1/0±1/0-،1/0±1/0- میکرومول بر لیتر بود. این تغییرات به تفکیک جنس و به ترتیب دختر و پسر در گروه آهن2/0±18/0- و 1/0±03/0-، روی 1/0±1/0- و 09/0±08/0-، آهن+روی 2/0±14/0- و 1/0±06/0- میکرومول بر لیتر بود. تفکیک گروه ها بر اساس کمبود یا کفایت روی اولیه تاثیری بر نتایج نداشت.
    نتیجه گیری
    رتینول پلاسما در هر سه گروه کاهش یافت. با توجه به اهمیت و نقش مهمی که رتینول در بدن بر عهده دارد پیشنهاد می شود در برنامه های مکمل یاری وضعیت ویتامین آنیز در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: مکمل یاری، آهن، روی، رتینول پلاسما، کودکان
  • فریدون سبزی، حسین تیموری، صدیقه ندری صفحه 11
    مقدمه
    یکی از داروهایی که در بیهوشی عمومی کاربرد فراوان دارد، کتامین است. حلالیت دارو و ماهیت آن، قدرت بسیار بالای دارو برای القای بیهوشی و عوارض اندک قلبی، عروقی و تنفسی آنرا داروی بسیار مناسبی برای بیهوشی ساخته است. اما این دارو عوارض جانبی از قبیل افزایش ترشحات راه هوایی، بالا رفتن فشار داخل مغزی، فشار داخل چشم، فشار داخل معده و... دارد که به سهولت قابل کنترل می باشد. مهمترین و شایعترین عارضه جانبی آن توهم بعد از عمل می باشد که شیوعی بین 5 تا 30% داشته و درمانی هم ندارد اما برای پیشگیری از آن عمدتا بر استفاده از بنزودیازپین ها تاکید می شود. در این مطالعه اثر دیازپام و میدازولام را به عنوان پیش دارو در پیشگیری از توهم بعد از عمل ناشی از کتامین مورد بررسی قرار داده ایم.
    مواد و روش ها
    در این کارآزمایی بالینی دوسوکور تعداد 50 نفر از بیمارانی که نامزد بیهوشی عمومی توسط کتامین بودند، به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در یک گروه بعنوان پیش دارو از دیازپام و درگروه دیگر از میدازولام استفاده شد، سپس شیوع توهم بعد از عمل در هر دو گروه محاسبه گردید و با استفاده از آزمون کای دو تفاوت آماری بین دو گروه بررسی شد.
    یافته ها
    تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که در گروه نخست که دیازپام دریافت نمودند، 36 درصد دچار توهم شدند و در گروه دیگر که میدازولام دریافت کردند تنها 8 درصد دچار توهم بعد از عمل شدند. آزمون آماری مجذور کای تفاوت آماری معنی داری را بین دو گروه از نظر بروز توهم بعد از عمل نشان داد.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان می دهد که میدازولام در پیشگیری از بروز توهم بعد از عمل ناشی از کتامین نسبت به دیازپام موثرتر است. به عبارتی اگر چه توهم بعد از عمل ناشی از کتامین درمان خاصی ندارد اما می توان با تجویز بنزودیازپین ها و به ویژه میدازولام از بروز آن پیشگیری نمود.
    کلیدواژگان: توهم، کتامین، دیازپام، میدازولام
  • سمیه شاهرخی، زهیر محمدحسن، طوبی غضنفری، محمدعلی محققی، علی شیخیان صفحه 15
    مقدمه
    غضروف کوسه از جمله مکمل های دارویی مورد استفاده در درمان سرطان است که با مکانیسم های متعددی سبب مهار رشد تومور می شود. مدارک علمی کمی در خصوص نحوه تاثیر آن بر سیستم ایمنی انسان وجود دارد، لذا در این مطالعه اثر آن را بر سیستم ایمنی سلولی بیماران مبتلا به سرطان پستان بررسی کردیم.
    مواد و روش ها
    پس از تهیه پودر غضروف کوسه و توزیع آنها در کپسول های دارو، بسته های دارویی کدگذاری شدند. بیماران مبتلا به سرطان پستان علاوه بر هورمون درمانی، کپسول های غضروف کوسه (گروه تست) و کپسول های نشاسته (گروه کنترل) را طبق پروتکل درمانی مصرف کردند. قبل و بعد از دوره درمانی از آنان خونگیری شد. پس از جداسازی سلول های تک هسته ای خون محیطی گروه تست و کنترل و کشت آنها در آزمایشگاه، میزانIL-4 و IFNg تولید شده توسط آنها به روش ELISA اندازه گیری گردید. درصد و نسبت سلول های T-CD4+ و T-CD8+ خون محیطی آنها با فلوسایتومتری قبل و بعد از درمان ارزیابی شد.
    یافته ها
    مصرف غضروف کوسه سبب افزایش ترشح IFNg و افزایش نسبت سلول های T-CD8+ به T-CD4+ در بیماران گروه تست در مقایسه با قبل از درمان شد. درحالی که تفاوت معنی داری در این پارامترها در گروه کنترل دیده نشد.
    بحث و نتیجه گیری
    غضروف کوسه ماهی می تواند با تقویت سیستم ایمنی سلولی که اهمیت فوق العاده ای در دفاع ضد توموری در بیماران مبتلا به سرطان پستان دارد، به عنوان مکمل درمانی مناسبی در کنار درمان های رایج این بیماران عمل کند.
    کلیدواژگان: غضروف کوسه، سرطان پستان، سیستم ایمنی
  • مهرداد منصوری، بابک سیاوشی صفحه 23
    مقدمه
    شکستگی های متافیزیال دیستال رادیوس از شایعترین شکستگی های سیستم اسکلتی بوده و شیوع آن به علت افزایش شیوع استئوپروز در حال افزایش است. هدف از مطالعه حاضر بررسی روش جااندازی و پین گذاری بسته در درمان این نوع شکستگی است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تعداد 44 بیمارکه طبق تقسیم بندی یونیورسال در گروه 2 و در تقسیم بندی اولدر 2 و 3 بودند، در طی 3 سال مورد مطالعه قرار گرفتند. شکستگی بیماران تحت بیهوشی عمومی و با استفاده از فلوروسکوپی جااندازی بسته شده و توسط دو عدد پین فیکس شدند. نتایج درمان از لحاظ پرتونگاری با بررسی طول رادیال، زاویه رادیال و چرخش ولار و از لحاظ بالینی توسط معیار مدیفیه دمریت بررسی شد.
    یافته ها
    جااندازی خوب و قابل قبول از لحاظ پرتونگاری در68 درصد موارد و نتایج عالی و خوب از لحاظ بالینی طبق معیار دمریت در 84 درصد موارد بدست آمد. در هیچ موردی تغییر شکل آشکاری در اندام بعد از درمان بوجود نیامد و هیچ یک از عوارض بوجود آمده موجب تاثیر عمده ای در کارآیی کلی فرد نشدند.
    بحث و نتیجه گیری
    با در نظر گرفتن سادگی روش جراحی و تهاجم بافتی کم و عوارض کمتر نسبت به دیگر روش ها، جااندازی بسته و پین گذاری روش درمانی مناسبی جهت استفاده در شکستگی های متافیزیال دیستال رادیوس بخصوص با خردشدگی دورسال میباشد.
    کلیدواژگان: شکستگی دیستال رادیوس، جااندازی بسته، پین گذاری
  • میترا صفا، ماندانا ساکی، فاطمه یاری، ناهید لرزاده صفحه 31
    مقدمه
    سایکوز بعد از زایمان یک اختلال خلقی است که بطور متوسط 3-2 هفته بعد از زایمان شروع می شود. در موارد شدید علایم به حدی است که بیمار نمی خواهد از بچه اش مراقبت نماید و یا قصد صدمه رساندن جدی به بچه یا خودش یا هر دو را دارد. به نظر می رسد عوامل روانی اجتماعی متعددی در بروز این اختلال موثر باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و علل وابسته در بیماران مبتلا به سایکوز بعد از زایمان در سالهای 84-82 انجام گرفته است.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی- مقطعی است. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه زنانی است که به فاصله 3 الی 12 هفته اول بعد از زایمان با یکی از علایم اختلال خلقی به درمانگاه تخصصی آموزشی- درمانی اعصاب و روان و مطب های خصوصی سطح شهر مراجعه نموده اند. نمونه گیری به روش سرشماری انجام گرفت. کلیه زنانی که 12-3 هفته از زایمان آنها گذشته و با یکی از علایم خلقی به درمانگاه تخصصی اعصاب و روان و مطب های خصوصی سطح شهر مراجعه نمودند، توسط متخصص روانپزشکی مورد معاینه و مصاحبه بالینی قرار گرفته و افرادی که مبتلا به اختلال افسردگی بعد از زایمان با شدت شدید و تابلوی سایکوتیک بودند، به عنوان نمونه در پژوهش وارد و مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات پس از جمع آوری از طریق نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جهت توصیف فراوانی داده ها از آمار توصیفی استفاده گردید.
    یافته ها
    نتایج تحقیق نشان داد که اکثریت واحدهای مورد پژوهش در رده سنی 30-20 سال قرار داشته و خانه دار بودند. در اکثر موارد جنسیت نوزاد دختر و زایمانها به روش طبیعی انجام گرفته بودند. اکثر نمونه ها در روابط زناشویی خود مشکل داشته و در اکثر موارد حاملگی ها ناخواسته بوده است. همچنین یافته های تحقیق نشان داد که از بین %29.6 نمونه هایی که سابقه قبلی بیماری روانی داشته اند %9.1 سابقه افسردگی اساسی، %5.6 سابقه کج خلقی را ذکر نمودند. %18.5 از واحدهای مورد پژوهش سابقه بیماری های جسمی نظیر تشنج، عفونت دستگاه ادراری، هیپرتیروئیدی، تشنج و کیست تخمدان را ذکر نمودند. یافته های تحقیق ارتباط معنی داری بین وجود سایکوز بعد از زایمان با متغیرهایی مثل سن، سطح تحصیلات، شغل، سابقه قبلی بیماری روانی، رتبه زایمان، ناهماهنگی در روابط زناشویی و تمایل به بچه دار شدن نشان داد.
    بحث و نتیجه گیری
    به منظور پیشگیری از بروز سایکوز بعد از زایمان شرایط مساعد جهت بارداری مادر فراهم گردد و با برنامه ریزی مناسب آموزشی زمینه حضور فرزند و تولد نوزاد در خانواده مهیا گردد.
    کلیدواژگان: ویژگیهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سایکوز بعد از زایمان، اختلال خلقی، افسردگی
  • طاهره طولابی، فریبا امینی، شهلا پیامنی صفحه 37
    مقدمه
    عفونت بیمارستانی یکی از مهمترین مشکلات بهداشتی درمانی محسوب می شوند. 10-7 درصد بیماران بستری در بیمارستان، حداقل به یک عفونت بیمارستانی مبتلا می شوند. پژوهش حاضر به منظور تعیین میزان رعایت اصول پیشگیری از عفونتهای بیمارستانی در بیمارستانهای آموزشی شهر خرم آباد در سالهای 84-1383 انجام شد.
    مواد و روش ها
    این پژوهش یک مطالعه توصیفی مقطعی است که روی کلیه بخش های (23 بخش) بیمارستان های آموزشی شهر خرم آباد (بجز اتاق عمل) انجام شد. فضای فیزیکی، منابع و امکانات و عملکرد کارکنان در خصوص کنترل عفونت مورد مشاهده و بررسی قرار گرفت. اطلاعات از طریق دو چک لیست جمع آوری شد. وضعیت بخش ها و عملکرد کارکنان بر اساس امتیاز کسب شده از چک لیست ها در سه سطح خوب، متوسط و ضعیف طبقه بندی شدند. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS 11 و آزمون های آماری توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد رعایت اصول کلی پیشگیری از عفونت های بیمارستانی در اکثر کارکنان (%53.7) در حد متوسط و شستن دستها در 90% موارد در حد ضعیف بود. از نظر فضای فیزیکی %47.83 و در مورد منابع و امکانات %78.3 بخش ها جهت پیشگیری از عفونت های بیمارستانی در حد متوسط بودند.
    بحث و نتیجه گیری
    آموزش مداوم کارکنان در رده های مختلف شغلی، استفاده از وسایل و روش های کاهش عفونت، افزایش منابع و امکانات و ارتقای فضای فیزیکی، تاسیس سیستم ملی نظارت و کنترل مستمر عفونت های بیمارستانی، بررسی اپیدمیولوژیک سالانه، و انجام کشت منظم، راهکارهای مهمی برای کنترل عفونت هستند که باید در بیمارستان های آموزشی اجرا شوند.
    کلیدواژگان: عفونت بیمارستانی، اصول کنترل عفونت، شستن دستها، منابع و امکانات، فضای فیزیکی
  • اسکندر حاجیانی، سیدجلال هاشمی، عبدالرحیم مسجدی زاده، مصطفی چراغی صفحه 47
    مقدمه
    عفونت هپاتیت (HCV) C یکی از مسایل بهداشتی مهم در کشور ما می باشد. تصور می شود که انتقال ویروس هپاتیت C از طریق دستگاه های آندوسکوپی بندرت اتفاق می افتد. هدف این مطالعه بررسی میزان انتقال هپاتیت C بدنبال آندوسکوپی بعد از ضدعفونی به روش رایج و معمولی می باشد.
    مواد و روش ها
    در طی یک مطالعه آینده نگر 456 مورد بیمار که جهت آنها آندوسکوپی فوقانی انجام شده است مورد بررسی قرار گرفته اند. دستگاه های آندوسکوپی به روش معمولی با گلوتارالدئید 2% و به مدت 5 دقیقه ضدعفونی شده اند. آنتی بادی HCV جهت تمام بیماران چک شده و جهت بررسی سایر ریسک فاکتورهای هپاتیت C نیز پرسشنامه اطلاعات فردی بیماران ثبت شده است. شش ماه و یکسال بعد مجددا تست HCV آنتی بادی کنترل و نتایج مثبت به روش PCR ارزیابی شده اند. پانصد فرد دهنده سالم خون بعنوان گروه کنترل مورد مطالعه قرار گرفته اند.
    یافته ها
    در 5 بیمار (%1) نتایج آنتی بادی HCV مثبت گزارش شد. در 3 نفر از بیماران فوق عفونت HCV به روش PCR تایید شده است. در گروه کنترل نیز 6 نفر آنتی بادی HCV مثبت داشتند (%1.2). انتقال خون، سابقه تزریق دارویی غیربهداشتی، دستکاری های دندانپزشکی از عوامل خطر مستقل عفونت هپاتیت ‍C در گروه بیماران و کنترل بودند. تفاوت آماری قابل توجهی بین گروه بیماران و کنترل از نظر میزان شیوع آنتی بادی HCV دیده نشد (p=0.74).
    بحث و نتیجه گیری
    به نظر نمی رسد که آندوسکوپی که به روش های معمولی ضدعفونی می شود نقش عمده ای در انتقال عفونت هپاتیت C داشته باشد و روش ضدعفونی مناسب از انتقال آن جلوگیری می کند.
    کلیدواژگان: هپاتیت، آندوسکوپی، دستگاه گوارش، 0 آنتی بادی
  • شهلا انشاییه، حمید رشنو، امیر حسین سادت، علی صادقی نیا صفحه 55
    مقدمه
    تلوژن افلوویوم یک بیماری خود محدود شونده غیر اسکار گذار است که خود را بصورت ریزش منتشر موهای سر نشان می دهد و معمولا 3 ماه بعد از یک بیماری حاد اتفاق می افتد. از لحاظ تئوری محلول مینوکسیدیل بعنوان درمان این حالت پیشنهاد شده است. در این مطالعه، ما تاثیر محلول مینوکسیدیل و یک داروی گیاهی مشتمل بر گزنه دو پایه، رازیانه، دم اسب، آویشن و بابونه آلمانی را در درمان تلوژن افلوویوم مورد بررسی قرار دادیم.
    مواد و روش ها
    این مطالعه، یک مطالعه آینده نگر دوسوکور بود که در آن 24 بیمار مبتلا به تلوژن افلوویوم بصورت تصادفی به 2 گروه تقسیم شده و تحت درمان با مینوکسیدیل و داروی گیاهی قرار گرفتند. اطلاعات بدست آمده توسط آزمونهای آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین مدت زمان طول کشیدن تلوژن افلوویوم در بیماران استفاده کننده از مینوکسیدیل معادل 17 هفته و در گروه استفاده کننده از داروی گیاهی معادل 7 هفته بود. این اختلاف از لحاظ آماری معنی دار بود.
    نتیجه گیری
    بر طبق نتایج حاصل از این مطالعه، می توان نتیجه گیری نمود که داروی گیاهی در درمان تلوژن افلوویوم موثر است، هر چند که مطالعات بیشتر در این زمینه ضروری است.
    کلیدواژگان: تلوژن افلوویوم، درمان، مینوکسیدیل، محلول گیاهی
  • منصور گودرزی، مرتضی ستاری، شهین نجارپیرایه، غلامرضا گودرزی، محسن بیگدلی صفحه 63
    مقدمه
    به دلیل مقاومت روزافزون باکتری های بیماریزا به آنتی بیوتیک های جدید محققین در پی یافتن مواد ضدمیکروبی با منشا گیاهی به عنوان جایگزین آنتی بیوتیکهای غیر موثر هستند. هدف از انجام این مطالعه، بررسی خواص ضدباکتریایی عصاره آبی و الکلی گیاه آویشن شیرازی بر روی سویه های بالینی و استاندارد اشریشیاکلی انتروهموراژیک می باشد.
    مواد و روش ها
    برگ های جوان گیاه پس از خشک شدن به طور جداگانه به میزان 10 گرم در دسی لیتر به اتانول 85 درجه و آب مقطر اضافه شده، سپس عصاره ها به روش تقطیر در خلا استخراج شدند. خواص ضدباکتریایی عصاره ها ابتدا به روش رقت در لوله تعیین و سپس وزن خشک عصاره ها در هر میلی لیتر محاسبه و حداقل غلظت مهارکنندگی و کشندگی آنها بدست آمد. معادل این غلظت ها به چاهک های حفر شده در محیط مولر- هینتون آگار اضافه و میانگین قطر هاله های عدم رشد برای عصاره ها و سویه ها مقایسه گردید. به منظور شناسایی مواد موثره ضدباکتریایی در عصاره های آبی و الکلی از روش کروماتوگرافی با صفحه نازک استفاده گردید.
    یافته ها
    غلظت های معینی از عصاره الکلی دارای خواص ضدباکتریایی قابل توجهی بود. درغلظت 0.78 میلی گرم در میلی لیتر دارای اثر مهاری و اثر کشندگی بر روی هر سه سویه بود و از این نظر سویه ها با هم تفاوتی نداشتند. همچنین تاثیر عصاره با کم شدن غلظت آن در چاهک ها کم می شد. این در حالی بود که عصاره آبی در هیچکدام از غلظت ها بر روی سویه های استاندارد و بالینی موثر نبود.
    نتیجه گیری
    عصاره الکلی آویشن شیرازی دارای اثرات چشمگیری بر روی سویه های اشریشیاکلی انتروهموراژیک می باشد ولی معرفی آن به عنوان یک ترکیب ضدباکتریایی نیاز به تحقیقات وسیع تری دارد.
    کلیدواژگان: آویشن شیرازی، اشریشیا کلی آنترو هممراژیک، گیاهان دارویی
  • افشین برازش، جعفر مجیدی، اسماعیل فلاح، رسول جمالی، اردوان قازانچایی صفحه 71
    مقدمه
    ژیاردیا لامبلیا از شایع ترین تک یاخته های روده ای انسان در سراسر جهان می باشد. تشخیص آن عمدتا از طریق مشاهده مستقیم صورت می گیرد ولی روش های مبتنی بر IFA و ELISA نیز کاربردهای تحقیقاتی و سرواپیدمیولوژی دارد. برای تهیه آنتی بادی های پلی کلونال به هدف طراحی کیت های ELISA و IFA، مطالعات مولکولی و ژنومی، آزمایشاتی نظیر PCR و کشت انگل و سایر تحقیقات اپیدمیولوژی، نیاز به خالص سازی کیست های انگلی می باشد. روش های مختلفی برای این منظور منتشر شده است و در این بین روشی که بتواند کیست ها را در طی روند خالص سازی بطور سالم و زنده نگه داشته و نیز تقریبا عاری از سایر آلودگی های مدفوعی و مواد اضافه باشد، نیاز می باشد. لذا در این مطالعه ما بر آن شدیم که نمونه های مثبت را با چندین روش متدوال خالص سازی کرده و از نظر درجه خلوص با همدیگر مقایسه کنیم.
    مواد و روش ها
    نمونه های مثبت طی سه روش جداگانه گرادیان یک مرحله ای سوکروز، گرادیان سوکروز- پرکول و گرادیان دو مرحله ای سوکروز در دو مرحله، مورد خالص سازی قرار گرفت. در نهایت نتایج حاصل از هر سه روش فوق از نظر درجه خلوص کیستی و میزان حذف مواد اضافی مدفوع و نیز میزان کیست های بازیافتی با لام مستقیم و لام نئوبار مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    محلول کیستی حاصل از روش اول و همچنین دوم حاوی کمی مواد دبری و سلولزی بود، در صورتی که در روش سوم، باکتری ها تقریبا حذف شده و کیست ها سالم بدست آمدند ولی میزان بازیافت آن کمتر بود (از 2 گرم مدفوع حدود (3×104).
    نتیجه گیری
    روش سوم (گرادیان دو مرحله ای سوکروز) در خالص سازی و ایزولاسیون کیست های انگل نسبت به دو روش قبلی مناسب تر بوده و میزان مواد اضافی مدفوع کاهش پیدا می کند ولی با اینحال ابداع روشی ساده که بتواند مواد اضافی و زاید را تا حد زیادی حذف نموده و از طرفی میزان بازیافتی کیست ها را بالا ببرد، ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: ژیاردیا، کیست، خالص سازی
  • منصور شهرکی، جعفر مجیدی، محمدرضا رشیدی، سلطانعلی محبوب، اردوان غازانچای، مهران مسگری، توران شهرکی صفحه 77
    مقدمه
    گرچه مصرف سه و کمتر از سه وعده در روز (رژیم کم وعده) در بسیاری از کشورها رایج می باشد ولی در حال حاضر در کشورهای غربی گرایش فزاینده ای به سوی تعداد وعده های غذایی بیشتر ولی با حجم کمتر (رژیم پر وعده) مشاهده می گردد. تا بحال، اثرات تعداد وعده های غذایی بر ایمنی هومورال در حیوانات آزمایشگاهی مورد بررسی قرار نگرفته است. همچنین اطلاعات انسانی و حیوانی در مورد اثرات تعداد وعده های غذایی بر روی میزان انسولین سرم نیز ضد و نقیض است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثرات تعداد وعده های غذایی بر پروفایل ایمونوگلوبولین ها برای اولین بار روی موش صحرایی می باشد. همچنین در مطالعه اخیر، اثر تعداد وعده های غذایی روی میزان انسولین سرم نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
    مواد و روش ها
    در یک مطالعه تجربی قبل و بعد مدل حیوانی، 30 موش صحرایی ماده از نوع Wistar با 11 هفته سن (210±15 گرم) بعد از 10 روز دوره سازگاری وزن و به طور تصادفی به دو گروه کاملا مساوی تقسیم گردیدند. حیوانات غذای یکسان را یا بصورت 8 وعده به فواصل هر 2ساعت یک بار از ساعت 6 بعد از ظهر (رژیم پر وعده) و یا بصورت 2 وعده در ساعات 9 شب و 6 صبح (رژیم کم وعده) به مدت 60 روز دریافت نمودند. از هر حیوان قبل و بعد از مداخله خون گرفته شد. جهت اندازه گیری میزان انسولین و ایمونوگلوبولین های سرم از ELISA استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری Student’s t-test صورت گرفت. پروژه تحقیقاتی توسط کمیته اخلاق پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز مورد مطالعه و به تصویب رسید.
    یافته ها
    هر دو رژیم غذایی باعث کاهش غیر معنی داری (P>0.05) در مقادیر انسولین و IgA سرم بعد از 60 روز مداخله گردیدند. گرچه در هر دو رژیم غذایی میزان انسولین سرم بطور غیر معنی دار کاهش پیدا کرده بود، اما درصد کاهش در رژیم پر وعده در قیاس با رژیم غذایی کم وعده بیشتر بود (-%5.3 در برابر -%2.3)، میزان IgM و IgG سرم در هر دو رژیم غذایی بطور معنی داری (P<0.05) افزایش پیدا کرده بود، اما اختلاف بین دو رژیم قبل و بعد از مداخله معنی دار (p<0.05) نبود. گرچه، در هر دو گروه میزان IgM و IgG سرم بطور معنی داری (P<0.05) افزایش پیدا کرده بود، اما درصد افزایش در رژیم پر وعده در قیاس با رژیم کم وعده بیشتر بود (به ترتیب 56% در مقابل 38% و 37% در مقابل %28.7 برای IgM و IgG سرم). دریافت آب و غذا بطور غیرمعنی داری (P>0.05) در رژیم کم وعده در قیاس با رژیم پر وعده کمتر بود.
    بحث و نتیجه گیری
    رژیم غذایی پر وعده اثرات بهتری بر روی میزان انسولین، IgM و IgG سرم نسبت به رژیم کم وعده دارد. تحقیقات بیشتر در این زمینه روی انسان و حیوان توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: تعداد وعده های غذایی، ایمونوگلوبولین ها، انسولین سرم، موش صحرایی
  • قاسم مسیبی، علی قضاوی، حسینصالحی صفحه 85
    مقدمه
    در بیماری ایی مثل مولتیپل اسکلروزیس و آنسفالومیلیت خودایمن تجربی ارتشاح لکوسیتی به داخل سیستم عصبی مرکزی در پاتوژنز و پیشرفت بیماری موثر می باشد. برخی بررسی ها نشان می دهد که تجویز ویتامین D3 (فرم فعال ویتامین D) به موش های مبتلا به EAE، شدت بیماری را تعدیل می کند. هدف از این مطالعه، بررسی کارآمدی ویتامین D3 در مهار EAE، اثر ویتامین D3 روی میزان ارتشاح لکوسیتی به مغز موشهای مبتلا به EAE مورد مطالعه می باشد.
    مواد و روش ها
    موش های نر نژاد C57BL/6 در دو گروه درمانی (هر گروه 8 راس) با شرایط سنی و وزنی مشابه قرار گرفتند. موش های گروه مطالعه (مبتلا به EAE تحت درمان با ویتامین D3) یک روز در میان 5 میکروگرم ویتامین D3 به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به صورت داخل صفاقی از سه روز قبل تا 19 روز پس از ایجاد بیماری دریافت کردند. موش های گروه شاهد (مبتلا به EAE درمان نشده) تنها حلال ویتامین را با همان جدول زمانی دریافت نمودند. همچنین 5 راس موش نر نژاد C57BL/6 با شرایط سنی و وزنی مشابه به عنوان گروه سالم در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که شدت علایم کلینیکی در موش های تحت درمان با ویتامین (3.2±0.8) D3 در مقایسه با گروه درمان نشده (5.3±0.44) بطور معنی داری کمتر می باشد (p<0.001). همچنین اختلاف معنی داری در تعداد سلول های ارتشاح یافته به مغز، بین موش های مبتلا به EAE درمان شده با ویتامین D3 و درمان نشده مشاهده شد (p<0.01).
    بحث و نتیجه گیری
    این نتایج مشخص می نماید که درمان با ویتامین D3 موجب کاهش ارتشاح لکوسیت ها به مغز موش های مبتلا به EAE شده و سبب کاهش ضایعات پاتولوژیک و علایم کلینیکی و تعدیل بیماری می گردد. لذا ویتامین D3 ممکن است در درمان بیماری های التهابی همراه با ارتشاح سلولی به داخل بافت، مفید باشد.
    کلیدواژگان: مولتیپل اسکلروزیس، آنسفالومیلیت خود ایمن تجربی، ویتامین d3، ارتشاح لکوسیتی، موش نژاد c57bl، 6
|
  • Ebrahim Fallahi, Mehrdad Seifi, Afshin Nazari Page 3
    Background
    Micronutrients deficiency is one of the most health problems in the world. Iron and zinc deficiency and their interaction with vitamin A are important, too. The aim of this study was to investigate the effects of supplementation of iron and zinc, alone or combined, on vitamin A status of primary school children.
    Material And Methods
    The study was a randomized double-blind clinical trial in which 81 primary school children, 11 y of age, were randomly supplemented for 4 months with iron (20 mg/d), zinc (20 mg/d), or iron+ zinc (20 mg of each/d). Plasma retinol was measured at beginning and after 4 months by HPLC method. SPSS version 11.5 software was used. Data were analyzed by ANOVA, and paired t test.
    Results
    Plasma retinol changes in Iron, zinc, and iron +zinc groups were: -0.1±0.2, -0.1±0.1, -0.1±0.1 µmol/L, respectively. These changes in female and male were, respectively: -0.18±0.2, -0.03±0.1 for iron group, -0.1±0.1, -0.08±0.09 for zinc group, and -0.14±0.2, -0.06±0.1 for iron + zinc group retinol decreased in all supplemented groups. Deficient or non-deficient basal serum zinc had no effect on result.
    Conclusion
    Plasma retinol was decreased in all supplemented groups. As, decrease in plasma retinol results from the supplementation, more studies should be carried out on this subject.
    Keywords: supplementation, iron, zinc, plasma retinol, children
  • Fereidon Sabzi, Hasan Teimouri, Sedighe Nadri Page 11
    Background
    Ketamine is one of the most common drugs that used in general anesthesia. Water solubility, high efficacy for Anesthesia induction and low cardiac and respiratory side effects make it suitable drug for general anesthesia. But this drug has side effects such as increased airway secretion, ICP, IOP, IGP that can be managed comfortably. The most common side effect of ketamine is postoperative hallucination with incidence of 5 to 30% in adult. This problem has no treatment but can be prevented using benzodiazepines. In this study we assessed the effects of prophylaxis with diazpam and midazolam for ketamine induced postoperative hallucination.
    Materials And Methods
    This double-blind clinical trial study was done on 50 patients who were candidate for ketamine administration. Patients were divided into two groups. In the first group diazepam, was administrated on premedication and in the other group, midazolam was administrated, then occurring of hallucination assessed in both groups and comparried with each other.
    Results
    Incidence of hallucination in the first group is 36% and in the other group is 8%. Chi- Square test demonstrates a significant statistical difference between the two groups (p.v=0.017 and K.sq=5.71).
    Conclusions
    Analysis of data demostrated that midazolam is more effective than diazpam for prevention of ketamine induced postoperative hallucination. According to the above although postoperative hallucination induced by ketamine has no effective treatment but can be prevented effectively using benzodiazepines especially midazolam.
    Keywords: Hallucination, Ketamine, Diazepam, Midazolam
  • Somaye Shahrokhi, Zoheir Mohammad Hasan, Tooba Ghazanfari, Mohammad Ali Mohagheghi, Ali Sheikhian Page 15
    Background
    Shark cartilage is one of the complementary medicines for cancer patients that inhibits tumor progression by several mechanisms. There is not sufficient evidence on its effects on human immune system thereby we investigated its modulatory effects on some cellular immune response parameters in breast cancer patients.
    Material And Methods
    After preparation of shark cartilage powder and its distribution in capsules, drug packages were coded. Test group patients consumed shark cartilage and control group consumed starch capsules according to the specified protocol, along with hormone therapy. Blood samples were taken before and after treatment. After isolating and culturing mononuclear cells, the quantity of IL4, IFNγ, as well as CD4+T/CD8+T percentage and ratio were evaluated by ELISA, and Flow cytometry techniques.
    Results
    After treatment, there was a significant increase in the quantity of IFNγ, lymphocyte proliferation and CD4T/CD8T ratio in test group patients, while there was not a significant change in these parameters in control group.
    Conclusion
    It seems that shark cartilage could help strengthen cellular immunity which is important in tumor regression in breast cancer patients. So we suppose that it could be a good candidate for cancer treatment along with conventional medicine.
    Keywords: Shark cartilage, Breast cancer, IL4, IFNγ Immune system
  • Mehrdad Mansouri, Babak Siavoshi Page 23
    Background
    Distal radius fractures are one of the most common fractures of skeletal system and because of the aging of population, its incidence is rising. The aim of the present research was to evaluate the close reduction and percutaneous pin fixation as a treatment option.
    Material And Methods
    44 patients who were type 2 according to universal classification or type 2 or 3 according to Older classification studied for 3 years at 6 months period. Fractures reduced under general anesthesia with Image intensifier and fixed with 2 pins. Results evaluated radiologically in term of radial length, radial inclination and volar tilt and clinically by demerit point rating system.
    Results
    Excellent results were achieved in 68% of patients radiologically and in 84% clinically by Demerit point rating system with no obvious deformity in wrist and no complication affected gross function of the patients.
    Conclusion
    Putting the simplicity and minimal invasiveness of the operation and low complication rates, close reduction and percuteneous pin fixation is an appropriate way to treat distal metaphyseal radius fracture.
    Keywords: distal radius fracture, close reduction, pining
  • Mitra Safa, Mandana Saki, Fatemeh Yari, Nahid Lorzadeh Page 31
    Background
    Post partum psychosis is a mood disorder which starts 2 or 3 weeks after delivery. In acute form, the symptoms of this disorder are so obvious that the sick mother doesn’t want to take care of her child in some cases, she wants to hurt either the child or herself or both (the child & the mother). It seems that there are some psychosocial factors that cause this problem to occur.
    Material And Methods
    The present study aims to survey the effect of social, cultural, economical and related factors on the post partum psychosis in 2003-2005. The study was cross sectional. The study included all the women who immediately return to the one of the clinical and educational centers for psychosis symptoms. All the women came to the clinics with one of the symptoms of mood disorder 3 to 12 weeks after their delivery. They were examined by psychiatrists. They were also interviewed by clinical psychologists. Those who recognized as having acute depression and psychotic symptoms were included in the study. The data were analyzed using “SPSS” software.
    Results
    Most of the subjects were in the range of 20-30 years old. They were housewives. In most case, they gave birth to a female newborn and the delivery was done in a normal way. Most of the patients declared that they had unplanned pregnancy. 29.6% of the patients had mental disease background. 9.1% had major depression, 5.6% had dysthymic disorder. 18.5% of the subjects had physical disease like UTI, hyper thyroid and seizure.
    Conclusion
    There was a significant relationship between post partum psychosis and variables such as age, education, job, and disease background, number of delivery and lack of child acceptance. It is suggested that for prevention of post partum psychosis, there should be a very suitable situation for pregnant mothers. Moreover by planning and designing educational programs, we could provide the proper background for child birth in the family.
    Keywords: Post partum psychosis, Women, Mood disorder, Pregnancy
  • Tahereh Toulabi, Fariba Amini, Shahla Payamani Page 37
    Background
    Nosocomial infections are the most important problems of health. The prevalence of nosocomial infection is 7-10 percent of admitted patients. the present study was carried out to determine the degree of following the preventive principles of nosocomial infections in educational hospitals of Khorramabad city at 2004-2005.
    Material And Methods
    This descriptive, cross –sectional study covered all wards (23 wards) of educational hospitals expect operation rooms. Physical environment, resources and equitpment and staff practice on infection control were observed. Data were collected by two checklists. Wards status and staff practice were categorized to three levels (good, medium and low). Collected data were analyzed by SPSS V.11 software.
    Results
    The degree of following infection control principles in most of the personnel’s was medium (53.7%) and in hand washing was low (90%). Wards status about physical environment (47.83%), resources and equipment (78.3%) were medium level.
    Conclusion
    Continuous education of personnel in different job categories, using instruments and methods to reduce infection, improvement of resources and equipment and physical environment, establishment of National Nosocomial Infection surveillance system (NNISS), yearly epidemiological investigations and performing regular microbiological cultures are the most important strategies for infection control, that must be performed in educational hospitals.
    Keywords: Nosocomial infection, Infection control principles, Hand washing
  • Eskandar Hajiani, Seyed Jalal Hashemi, Abdolrahim Masjedi, Zade, Mostafa Cheraghi Page 47
    Background
    Hepatitis C virus infection (HCV) is a main health problem in our country. It is thought that the transmission of hepatitis C virus (HCV) through the endoscopic procedures is a rare event. The aim of this study was to evaluate the risk of conventional disinfection in the transmission of HCV.
    Materials And Methods
    A prospective study, comprising 456 consecutive upper gastrointestinal endoscopies was carried out in our endoscopy centers by using conventional disinfection (exposure of the endoscope to 2% glutaraldehyde for 4 minutes),Without altering the routine procedures. Anti-HCV antibodies were tested for all patients and a questionnaire was fulfilled by the patients to obtain information regarding the risk factors for HCV infection. Six months and one year later anti-HCV antibodies were repeated and positive results were confirmed by the PCR method.Five hundred healthy blood donors were used for the control group.
    Results
    Five patients (1.09%) were anti-HCV-antibody positive. Anti-HCV-antibody-positive patients confirmed in three patients by PCR method. Anti-HCV antibodies were found in 6 healthy blood donors (1.2%) of controls.Transfusion, non-intravenous (i.v.) drug abuse, dental procedures, were found to be independent risk factors of HCV-positive the patients and controls groupsNo significant differences were observed between the patients and controls groups regarding the frequency of anti-HCV antibodies (P = 0.74).
    Conclusion
    HCV does not seem to transmit through the endoscopic procedures. Conventional disinfection of the endoscope and accessories is sufficient for prevention of HCV transmission.
    Keywords: Hepatitis, Endoscopy, Gastrointestinal system, Antibody
  • Shahla Enshaieh, Hamid Rashnoo, Amir Hosein Siadat, Ali Sadeghinia Page 55
    Background
    Telogen effluvium is a self-limited, non-scarring disease that shows itself as a diffuse hair loss of the scalp that usually occurs 3 months after an acute illness. Theoretically, Minoxidil solution has been suggested as a treatment for this condition. In this study, we compared the efficacy of the minoxidil and an herbal drug containing urtica diocia, chamomilla, thymus vulgaris, equisetum avenues and foeniculum vulgare for treating telogen effluvium.
    Material And Methods
    This study was a double – blind prospective study. 24 patients with telogen effluvium were allocated randomly in two groups and were treated with minoxidil and the herbal drug. Data were analyzed statistically.
    Results
    The mean duration of telogen effluvium in the minoxidil group was 17 weeks and in the herbal drug group was 7 weeks. This difference was statistically significant.
    Conclusion
    From this study, it is condoled that this herbal drug is effective in telogen effluvium although more studies are recommended in this field.
    Keywords: Telogen effluvium, Treatment, Minoxidil, Herbal drug
  • Mansour Goudarzi, Morteza Sattari, Shahin Najar Piraieh, Gholamreza Goudarzi, Mohsen Bigdeli Page 63
    Background
    Because of increasing resistance to current antibiotics, many attempts have been made by the researchers to find new compounds of plant derivatives as substitute for non-effective antibiotics. This research was performed to study the antibacterial properties of aquatic and alcoholic extracts of thyme on the clinical and standard strains of enterohemorrhagic Escherichia coli.
    Material And Methods
    After drying, the thyme leaves were added to ethanol 85º and distilled water separately. Then the compounds of plant were extracted by distillation method. The antibacterial properties of extracts were investigated by tube dilution method in broth media. By using different concentrations of the extracts, MIC & MBC were determined and equal amounts of these concentrations were added to excavated wells in Mueller – Hinton agar. Then the mean diameter of growth inhibition zones for extracts and strains were compared.
    Results
    Certain concentrations of the alcoholic extract showed significant antibacterial effect. Alcoholic extract with 0.780mg/ml showed growth inhibitory effect and bactericidal effect on strains, whereas the aquatic extract didn’t show any effect on the given strains.
    Conclusion
    Some of the concentrations of the alcoholic extract showed pronounced antibacterial activity on the strains of enterohemorrhagic Escherichia coli but it is necessary to do more studies on its antibacterial effects.
    Keywords: Thyme (Zataria), Enterohemorrhagic Escherichia coli, Pharmaceutical plants
  • Afshin Barazesh, Jafar Madjidi, Esmaeel Fallah, Rasoul Jamali, Ardavan Ghazanchaei Page 71
    Background
    Giardia lamblia is the most frequent human intestinal protozoan worldwide. Diagnosis of G. lamblia by microscopic examination of stool is common, but ELISA & IFA methods have been used in research and epidemiological studies recently. To produce polyclonal antibodies for designing ELISA & IFA kites molecular and genomic studies (PCR and parasitic culture) as well as other epidemiological purposes, purification of parasite cysts is required. Different methods were designed for this reason. A method, which can save the safe cysts without debris and other contamination, is required. In this study we decided to purify cysts from positive specimens with known methods and compare them on the basis of purification grade.
    Material And Methods
    three different methods were used for purification of cysts from positive samples (sucrose one stage, sucrose- percoll, and sucrose two stage gradients). The resulting product of these methods compared on the basis of elimination of debris, cysts purification grade and recovered cyst by using direct examination and Neobar chamber counting.
    Results
    Cyst solutions from first and second methods were contained debris and cellulose. In third method approximately all of bacteria were eliminated and cysts obtained safely but cysts recovery rate was low (3×104 per 2gr of stool).
    Conclusion
    third method (sucrose two stage gradients) was better than two other for isolation and purification of parasitic cysts and debris was less it seems designing a new simple method is highly needed for better elimination the debris and higher recovery rate of cysts.
    Keywords: Giardia lamblia, Cyst Purification, Sucrose, percoll
  • Mansour Shahraki, Jafar Majidi, Mohammad Reza Rashidi, Soltan Ali Mahboob, Ardavan Gazanchaie, Mehran Mesgari, Tooran Shahraki Page 77
    Background
    Although consumption of three or less than three meals per day (gorging regimen) is usual in some communities, in western population there is an inclination towards many small meals a day (nibbling regimen). Up to now the effects of meal frequency on serum immunoglobulins have not been investigated in laboratory animals. There is also some controversy information about the effect of meal frequency on serum insulin in human and animal studies. The aim of present study was to investigate, the effects of meal frequency on immunoglobulin profile in rat. The effect of meal frequency on serum insulin was also surveyed.
    Material And Methods
    In this experimental study, thirty female Wister rats aged 11 weeks (210 ±15 g), after 10 days of acclimation period, were weighed and randomly assigned into two equal groups. They were fed the same food as eight meals at 2-hours intervals starting from 6 p.m. (nibbling group) or as two meals at 9 p.m. and 6 a.m. (gorging group) for 60 days. Blood samples were taken before and after intervention. ELLISA method was used to measure insulin and immunoglobulins in serum. All values were expressed as Mean±SD using Student’s t-test based comparisons. The research project was reviewed and approved by the Medical Ethics Committee of Tabriz University of Medical Sciences.
    Results
    Diet regimens caused a non-significant reduction (P>0.05) in the serum insulin and IgA levels after sixty days of intervention. Although serum insulin level in the two regimens was non-significantly decreased, but the percentage of decrease in nibbling regimen was more than gorging one (-5.3% vs. –2.3%). Serum IgM and IgG levels in the two regimens were significantly increased (P<0.05), but there was no-significant difference (P>0.05) between the two regimens before and after the intervention. Although, in both groups, serum IgM and IgG levels were significantly increased, but the percentage of increase was more in nibbling regimen than gorging one (56% vs. 38% and 37% vs. 28.7% for IgM & IgG respectively). The food and water intakes were non-significantly (P>0.05) lowered in the gorging group compared with the nibbling one.
    Conclusion
    Although there is not a significant difference between the nibbling and gorging dietary regimens regarding the serum IgM, IgG, IgA and insulin but, nibbling regimen affects serum insulin, IgM and IgG more than gorging one in rat. More research on human and animal subjects is advised.
    Keywords: Meal frequency, Immunoglobulin, Insulin, Rat
  • Ghasem Mosayebi, Ali Ghazavi, Hosein Salehi Page 85
    Background
    Leukocyte infiltration into the central nervous system (CNS) in diseases like multiple sclerosis (MS) and experimental autoimmune encephalomyelitis (EAE) have been implicated in subsequent disease pathogenesis and progression. It suggested that vitamin D3 (active form of vitamin D) ameliorates the symptoms of EAE when administered after the onset of clinical sings. The aim of this study was to understand the efficacy of vitamin D3 against EAE, we examined the effect of vitamin D3 on the leukocyte infiltration into the brain of male C57BL/6 mice with MOG35-55- induced EAE.
    Material And Methods
    Male C57BL/6 mice were divided into two therapeutic groups (n=8 per group) with age and weight-matched as follow: Vitamin D3-treated EAE mice (5μg/kg/every two days of vitamin D3 given i.p.) from day -3 until day +19 after disease induction. Non-treated EAE mice (EAE control) received vehicle alone with same schedule. In addition, 5 age and weight-matched male C57BL/6 mice served as normal (non-EAE) controls.
    Results
    Vitamin D3-treated mice had significantly less clinical score of EAE (3.2±0.8) than non-treated mice (5.3±0.44), (p<0.001). Also, there was a significant difference between vitamin D3-trated and non treated mice (p<0.01) in relation to the number of the infiltrating cells in the brain.
    Conclusion
    These results indicate that vitamin D3 treatment reduces infiltration of leukocytes into the brain of EAE mice, and ameliorate the disease. Thus, vitamin D3 treatment may be of therapeutic value against inflammatory disease processes associated with infiltration of activated mononuclear cells into the tissue.
    Keywords: Multiple sclerosis, Experimental autoimmune encephalomyelitis, Vitamin, D3, Leukocyte infiltration, C57BL, 6 mouse