فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد - سال پانزدهم شماره 4 (زمستان 1386)
  • سال پانزدهم شماره 4 (زمستان 1386)
  • 116 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1386/11/25
  • تعداد عناوین: 15
|
  • مقالات پژوهشی
  • مطهره گلستان، عبدالحسین فاطمی، امیر بهرامی احمدی صفحات 3-8
    مقدمه
    هیپربیلی روبینمی یافته شایع و اکثرا خوش خیم نوزادان است ولی بیلیروبین در غلظت های بالا و تحت شرایط خاص در شیرخوار نوروتوکسیک می باشد و ممکن است باعث کرن ایکتروس در نوزادان شود. روش استاندارد برای تعیین شدت زردی، اندازه گیری بیلی روبین سرم می باشد که مستلزم نمونه گیری از ورید محیطی است که این کار باعث تحمیل استرس و درد به نوزاد و هم باعث صرف هزینه و وقت می گردد. اندازه گیری غیرتهاجمی غلظت بیلی روبین از راه پوست، یک روش جایگزین برای تعیین میزان بیلی روبین سرم می باشد. هدف از این مطالعه مقایسه بیلیروبین اندازه گیری شده از طریق پوست به وسیله بیلیروبینومتر JH20-1 با بیلیروبین سرم بود.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع مشاهده ای تحلیلی و به روش آینده نگر برروی 100نوزاد ترم از فروردین لغایت آبان ماه 1385 انجام شد. در ابتدا نوزادان توسط محقق معاینه و از نظر بالینی میزان بیلی روبین تخمین زده می شد و سپس نمونه خون جهت اندازه گیری بیلیروبین سرم ارسال شده و همزمان توسط بیلی روبینومتر JH20-1 میزان بیلی روبین در 2 ناحیه پیشانی و استرنوم اندازه گیری می شد. دراین مطالعه ضریب همبستگی بیلی روبین بیلی روبینومتر و بیلی روبین از طریق بالینی با بیلیروبین سرم اندازه گیری شده به وسیله آزمایشگاه مقایسه گردید.
    نتایج
    57 نوزاد پسر و 43 دختر در این مطالعه بررسی شدند. میانگین بیلی روبین آزمایشگاه 35/13 و میانگین بیلی روبین بیلی روبینومتر در ناحیه پیشانی 95/12 و در ناحیه استرنوم 49/12 بود که این سه مورد تفاوت چندانی با همدیگر نداشتند. ضریب هم بستگی بیلی روبینومتر در ناحیه پیشانی با آزمایشگاه برابر 773/0 و بیلی روبینومتر در ناحیه استرنوم با آزمایشگاه برابر 731/0 بود. در مقادیر بالاتر از 12 میلی گرم در دسی لیتر (cut-off point) ویژگی افزایش و حساسیت کاهش و در مقادیر کمتر از 12 حساسیت افزایش و ویژگی کاهش می یابد. و ضریب هم بستگی بیلیروبین آزمایشگاه و مشاهده بالینی معادل 731/0 بود.
    نتیجه گیری
    استفاده از بیلی روبینومتر JH20-1 در نوزادان ترم جهت اندازه گیری بیلی روبین در مقایسه با بیلیروبین سرم قابل قبول می باشد و بیلی روبین اندازه گیری شده به وسیله بیلی روبینومتر در ناحیه پیشانی به بیلیروبین سرم نزدیک تر است. اما در بیلیروبین بالاتر از 12 حساسیت کاهش می یابد و قابل اعتماد نیست.
    کلیدواژگان: هیپربیلی، روبینمی، بیلی روبینومتر، بیلی روبین سرم، نوزاد
  • قاسم کریمی، احمد رضاییان، شکوه تقی پور ظهیر، محمد امرالهی صفحات 9-15
    مقدمه
    تانسیلکتومی با یا بدون آدنوئیدکتومی از شایع ترین اعمال جراحی است، لذا بحث در مورد ارزش بررسی پاتولوژیک نمونه های تانسیلکتومی و آدنوئیدکتومی درکودکانی که به علت آپنه انسدادی هنگام خواب و عفونتهای مکرر تحت عمل جراحی قرار می گیرند ادامه دارد. علاوه براینکه بررسی روتین پاتولوژیک این نمونه ها هزینه های قابل توجهی را تحمیل می کند، ولی نگرانی برای نادیده گرفتن موارد نادر و غیرمنتظره بدخیمی باعث شده است تا از نظر بالینی بررسی میکروسکوپی به طور قابل توجهی روی تمام نمونه های لوزه کامی و لوزه سوم در بسیاری از مراکز انجام گردد. در این میان لنفوما در جمعیت کودکان بیشترین نگرانی را در تشخیص پاتولوژیکی نمونه های تانسیل و آدنوئید ایجاد کرده است.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع Case control است که بر روی 305 بیمار با سن 16 سال و جوانتر که تحت تانسیلکتومی یا آدنوتانسیلکتومی بین سالهای 1382 تا 1386 در بیمارستان شهیدصدوقی یزد قرارگرفته بودند انجام گرفت. بیمارانی که برای بروز بدخیمی دارای فاکتور خطر بودند از مطالعه خارج شدند. بعداز برداشتن لوزه ها اندازه لوزه قبل از ارسال برای پاتولوژی بررسی شد و تشخیص قبل از عمل لوزه های کامی قرینه و غیرقرینه با تشخیص پاتولوژی پس از عمل مورد ارزیابی قرار گرفت.
    نتایج
    از 305 بیماری که که کاندید عمل بودند 106 بیمار (75/34%) دارای غیرقرینگی لوزه های کامی بدون فاکتورهای بدخیمی بودند که تحت تانسیلکتومی یا آدنو تانسیلکتومی قرار گرفتند. در گروه غیرقرینه، متوسط بیشترین طول لوزه ها در 2/96% درصد از موارد کاملا مشابه بوده و در نسبت های بیشترین طول کمتر از 2 و در محدوده (67/1-1) قرارداشتند و نسبت حجم دو لوزه به یکدیگر نیز در 45/92% کمتر از 2 و مابقی بزرگتر از 3 بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از دو گروه اختلاف آماری معنی داری را بین دو گروه در سن و جنس و اندیکاسیون جراحی و نوع عمل جراحی نشان نداد. بیشتر نمونه های بررسی شده از نظر هیستوپاتولوژی هیپرپلازی لنفوئیدی واکنشی را به میزان 49/58% برای لوزه های غیر قرینه و 9/54% را برای لوزه های قرینه نشان داد. هیچ نوع بدخیمی یا یافته پاتولوژیک غیرمعمولی در دو گروه مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    لوزه های کامی برداشته شده بااندیکاسیون تانسیلیت مزمن و تانسیلیت های مکرر و خرخرشبانه در بیمارانی که از نظر دیگر معاینات نرمال هستند، ثانویه به هیپرپلازی خوش خیم یا فاکتورهای آناتومیکی می باشد. بنابراین، وجود غیرقرینگی بدون فاکتورهای ظاهری مشکوک و علایم و نشانه های قابل توجه و بزرگی پیشرونده لوزه های کامی و آدنوپاتی همزمان و شرح حال بدخیمی یا نقص ایمنی، مطرح کننده بدخیمی نمی باشد و ارزش تشخیصی ندارد.
    کلیدواژگان: لوزه های کامی، پاتولوژی، لوزه سوم، غیر قرینگی لوزه های کامی
  • محمد برزگر، امیرحسین جعفری روحی صفحات 16-20
    مقدمه
    صرع پایدار مقاوم یک بیماری تهدید کننده حیات در اطفال است که در آن حرکات تشنجی به داروهای خط اول ضد تشنج پاسخ نمی دهد. این مطالعه برای بررسی عوامل خطر، روش های درمانی و سرانجام کودکان مبتلا به صرع پایدار مقاوم می باشد.
    روش بررسی
    بیماران مبتلا به صرع پایدار مقاوم بستری شده در بیمارستان کودکان تبریز است که طی سالهای 1381 تا 1384 به صورت آینده نگر از نظر عوامل خطر، روش های درمانی و سرانجام موقع ترخیص، مورد بررسی قرار گرفتند.
    نتایج
    از 121 بیمار مبتلا به صرع پایدار، 47 بیمار (8/38%) دچار صرع پایدار مقاوم بودند. شایع ترین اتیولوژی در بیماران مبتلا به صرع پایدار مقاوم سمپتوماتیک حاد (3/38%) بود. تشنج با علت سمپتوماتیک حاد ریسک فاکتور[RR=2.36, (CI 95%=1.25 – 4.44), P=0.006] برای ایجاد صرع پایدار مقاوم بود. 2/87% بیماران مبتلا به صرع پایدار مقاوم با به کار بردن انفوزیون میدازولام درمان شدند. ارتباط معنی دار بین عدم جواب به میدازولام با اتیولوژی (P=0.798) و شکل تشنج (P=0.273) وجود نداشت. سرانجام زودرس در کودکان مبتلا به صرع پایدار مقاوم به طور معنی دار بدتر از کودکان مبتلا به صرع پایدار بود (P=0.0001).
    نتیجه گیری
    صرع پایدار مقاوم در حدود 38% بیماران مبتلا به صرع پایدار رخ می دهد و سبب مورتالیته و ناتوانی بیشتری می گردد. تشنج به علت سمپتوماتیک حاد عامل خطر مهمی برای ایجاد صرع پایدار مقاوم می باشد. به کار بردن انفوزیون میدازولام در درمان صرع پایدار مقاوم در اکثر موارد سبب خاتمه تشنج می گردد.
    کلیدواژگان: صرع پایدار مقاوم، میدازولام وریدی، مرگ و میر
  • سیدعباس میروکیلی، محمدحسین برادران فر، علی حسنی، رزیتا جعفری صفحات 21-28
    مقدمه
    کاهش شنوایی انتقالی ناشی از اوتیت مدیای مزمن را می توان به روش جراحی به خوبی اصلاح کرد اما امکان آسیب فونکسیونل به گوش داخلی هم وجود دارد. این آسیب ممکن است به صورت سرگیجه با کاهش شنوایی حسی عصبی تظاهر یابد. هدف اصلی از این مطالعه پاسخ به این پرسش است که آیا اوتیت مدیای مزمن می تواند به کاهش شنوایی حسی عصبی منجر شود یا خیر؟
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع مشاهده ای و مورد – شاهدی بود که به روش مقطعی صورت گرفت. 120 بیمار مبتلا به اوتیت مدیای مزمن یکطرفه با رعایت معیارهای خروج از مطالعه به روش نمونه گیری آسان انتخاب و وارد مطالعه گردیدند. در هر بیمار گوش مبتلا به اوتیت مدیای مزمن، گوش مورد آزمون و گوش مقابل (گوش سالم) به عنوان گوش شاهد در نظر گرفته شد. آستانه هدایت استخوانی و آستانه هدایت هوایی در فرکانسهای گفتاری و نیز در فرکانس KHZ 4 در گوش مبتلا و گوش سالم و همچنین یافته های حین عمل بیماران شامل کلستاتوم، خوردگی استخوانچه ها، فیستول لابیرنتین و خوردگی کانال فالوپ (در صورت وجود) در پرسشنامه ثبت گردیدند. با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آزمونهای Wilcoxon، Kruskal-Wallis، Mann-Whitney وضریب همبستگیSpearman تجزیه و تحلیل اطلاعات صورت گرفت.
    نتایج
    میانگین آستانه هدایت استخوانی در فرکانسهای گفتاری، و در گوش مبتلا و گوش سالم به ترتیب 98/14 و 88/11 دسی بل و در فرکانس KHZ 4 به ترتیب: 55/21 و 47/13 دسی بل بود. مقایسه این میانگین ها در گوش مبتلا و گوش سالم بیانگر اختلاف آماری معنی دار بود (P =0.0001,P=001). میزان افزایش آستانه هدایت استخوانی در فرکانس KHZ4 نسبت به فرکانس های گفتاری دارای اختلاف آماری معنی دار بود (P=0.001). با تقسیم بیماران به سه گروه از نظر مدت زمان بیماری (کمتر از یک سال بین یک سال تا ده سال و بیش از ده سال) میانگین افزایش آستانه هدایت استخوانی در بین سه گروه مقایسه گردید که معرف اختلاف آماری معنی دار بین آنها بود. ارتباط معنی دار بین وجود کلستاتوم و میزان افزایش آستانه هدایت استخوانی به دست آمد اما در مورد خوردگی در زنجیره استخوانی چنین ارتباطی حاصل نشد.
    نتیجه گیری
    اوتیت مدیای مزمن می تواند به کاهش شنوایی حسی عصبی در فرکانس های گفتاری و در فرکانس KHZ 4 منجر شود که در فرکانس KHZ 4 شدت آن بیشتر است. با افزایش مدت زمان بیماری شدت کاهش شنوایی حسی عصبی ایجاد شده افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: کاهش شنوایی حسی عصبی، اوتیت مدیای مزمن
  • صدیقه اخوان کرباسی، مطهره گلستان، راضیه فلاح، مهدخت صدر بافقی صفحات 29-34
    مقدمه
    اختلال کمبود توجه - بیش فعالی(ADHD) از شایع ترین اختلالات روانپزشکی کودکان در سنین مدرسه می باشد که در صورت عدم شناسایی و مداخله مناسب می تواند منجر به عوارض و صدمات جبران ناپذیر شود. هدف از انجام این پژوهش بررسی فراوانی اختلال بیش فعالی -کمبود توجه در کودکان شهر یزد است.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع توصیفی و به روش مقطع برروی 400 کودک 6 ساله (200 پسر و 200 دختر) به روش نمونه گیری خوشه ایتصادفی از کودکان مراجعه کننده به پایگاه های سنجش سلامت در شهر یزد در سال تحصیلی 84-1383 انتخاب شدند و از نظر علایم ADHD براساس شاخص های تشخیصی IV-DSM و طی مصاحبه با والدین مورد بررسی قرار گرفتند. پس از تکمیل پرسشنامه تجزیه و تحلیل اطلاعات توسط نرم افزار آماری SPSS:11.5 صورت گرفت.
    نتایج
    فراوانی کلی ADHD در این بررسی 3/16% بود که میزان آن در پسران(5/19%)بیش از دختران(13%) بود.بیشترین فراوانی این اختلال در کودکان با والدین بی سواد و دارای سواد ابتدایی مشاهده شد. توزیع فراوانی ADHD باجنس، رتبه و وزن هنگام تولد ارتباط معنی داری نداشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به شیوع بالای اختلال کمبود توجه و بیش فعالی و پیامدها و عوارض نامطلوب آن توصیه می شود تا برنامه شناسایی و درمان مناسب این اختلال در تکمیل شناسنامه سلامت کودکان در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: اختلال بیش فعالی، کمبود توجه، کودکان پیش دبستانی، عدم تمرکز پر تحرکی
  • حمید الله وردی پور، عبدالله فرهادی نسب، سعید بشیریان، حسین محجوب صفحات 35-42
    مقدمه
    مصرف مواد مخدر و داروهای ممنوعه یکی از پدیده های پیچیده و مولتی فاکتوریال است که جوامع متعددی را گرفتار ساخته است. در این راستا آغاز سوءمصرف مواد و تغییرات در سنین جوانی بیشتر از هر سنی می باشد. مصرف مواد مخدر علاوه بر اینکه در سنین جوانی شروع می شود، در هیچ گروه جمعیتی به این مقدار سرعت انتشار مصرف مواد مخدر و سیگار وجود ندارد.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع توصیفی_تحلیلی است که با استفاده از از روش نمونه گیری گلوله برفی Snow ball sampling پس از شناسایی سوء مصرف کنندگان مواد به عنوان کانون اولیه و یافتن نمونه های جدید اقدام به گردآوری اطلاعات در زمینه ماده آغازین مصرفی و ماده مصرفی فعلی، عوامل مؤثر در زمینه نحوه ی انتخاب ماده مصرفی و الگوی مصرف بر روی 400 نفر انجام گردید. ابزار بررسی روند سوء مصرف، شامل 35 موضوع جهت بررسی اپیدمیولوژیک و عوامل مؤثر بر گرایش به مصرف مواد و تغییر ماده مصرفی بود.
    نتایج
    یافته های به دست آمده در این مطالعه نشان داد که مصرف سیگار(93%)، الکل(5/92%)، حشیش(3/64%) و تریاک(8/57%) در بیشترین میزان و کوکایین(3/2%) و LSD (8/4%)در حداقل مقدار در طول عمر و در این راستا سیگار، الکل و حشیش و به عنوان ماده آغازین برای مصرف مواد می باشند. همچنین سنین 12 تا 18 سالگی بحرانی ترین سنین برای تجربه اول مواد(8/77%) می باشد. حس کنجکاوی(5/26%)، تمایل شخصی(8/24%) و اصرار دوستان(22%) از عمده ترین دلایل شروع مصرف و باز حس کنجکاوی عمده ترین دلیل برای تغییر ماده مصرفی بود.
    نتیجه گیری
    از آنجا که الکل و حشیش پس از سیگار به عنوان ماده آغازین نقش زیادی در ادامه مصرف مواد مخدر دارند، انجام سورویلانس سالانه در کشور و بررسی عوامل اتیولوژیک در اقدام به سوء مصرف مواد به دلیل ماهیت پیچیده اعتیاد بایستی به طور ادواری مورد بررسی قرارگیرد. در این راستا، تمامی برنامه های پیشگیری از سوء مصرف که برای جوانان طراحی می گردد علاوه بر تاکید بر رویکردهای فردی در برنامه های مدرسه محور بایستی همراه با رویکردهای پیشگیری مبتنی بر عوامل محیطی، دموگرافیک و سیاست گذاری به مورد اجرا گذاشته شود تا حداکثر اثربخشی محقق گردد.
    کلیدواژگان: سوء مصرف مواد، جوانان، مواد مخدر، الگوی مصرف مواد
  • محمدرضا وحیدی، جهانگیر آیت اللهی، قاسم کریمی، ابوالفضل ملاصادقی صفحات 43-46
    مقدمه
    گلوکوم مهمترین عامل نابینایی در دنیا می باشد نتایج برخی مطالعات نشان دهنده رابطه ی بین گلوکوم و کم شنوایی حسی عصبی است در حالی که در بررسی های دیگر هیچ رابطه معنی داری بین گلوکوم و کم شنوایی حسی عصبی به دست نیامده است. هدف از مطالعه حاضر بررسی این موضوع است که آیا بین گلوکوم و کم شنوایی حسی عصبی رابطه ای وجود دارد یا خیر؟
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی و به روش مقطعی از بهمن ماه 1384 تا فروردین 1385 برروی 44 بیمار گلوکومی که در محدوده سنی 15 تا 60 سال قرار داشتند، انجام شد. پس از گرفتن تاریخچه کامل، بیمارانی که سابقه کم شنوایی ناشی از پیرگوشی، استفاده از دارو اتوتوکسیتی و سابقه جراحی گوش داشتند از مطالعه کنار گذاشته شدند. همه بیماران مبتلا به گلوکوم زاویه باز بودند، برای بررسی دقیق گلوکوم از نوع با فشار طبیعی چشم NTG (Normal Tension Glaucoma)به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گرفتند. سپس آزمایشات کامل ادیومتری شامل Impedance, SDS, SRT, PTA برای آنها انجام و نتایج آنها با گروه شاهد مقایسه شد.
    نتایج
    هیچگونه تفاوت آماری بین گروه شاهد و انواع گلوکوم به استثنای گروه NTG در آزمونهای PTA، SDS و SRT مشاهده نشد. همچنین هیچگونه تفاوت آماری از لحاظ سن، جنس و سابقه بیماری بین دو گروه مشاهده نشد. لازم به توضیح است که در گروه NTG فقط در فرکانس های بالا، تفاوت چشمگیری با گروه شاهد وجود داشت.
    نتیجه گیری
    باتوجه به تفاوت آماری در گروه NTG با گروه شاهد، انجام آزمایشات کامل ادیومتری و هیستوپاتولوژیکی برای تشخیص سریع کم شنوایی و انجام خدمات توانبخشی در این گروه ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: گلوکوم، کم شنوایی حسی عصبی، گلوکوم با فشار طبیعی
  • محمدرضا یعقوبی ارشادی، نرگس مروی مقدم، رضا جعفری، امیراحمد اخوان، حسن سلیمانی، علیرضا زهرایی رمضانی، محمدحسنی آرندیان، علیرضا دهقان دهنوی صفحات 47-52
    مقدمه
    لیشمانیوز پوستی روستایی از مهمترین بیماری های انگلی در ایران است که در نواحی روستایی 15 استان از 30 استان کشور به صورت اندمیک وجود دارد. در سالهای اخیر لیشمانیوز پوستی روستایی یکی از جدی ترین مشکلات بهداشتی استان یزد به حساب می آید. به دنبال اپیدمی این بیماری در شهرستان خاتم مطالعاتی در زمینه عفونت انسانی و مخازن حیوانی این بیماری انجام گرفت.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع توصیفی وبه روش مقطعی طی سالهای 1385- 1384 صورت گرفت. جهت بررسی شیوع بیماری، اقدام به بازدید خانه به خانه از 300 خانوار شامل 1364 نفر در منطقه گردید. در این بازدیدها وضعیت افراد هر خانوار از نظر بیماری بررسی و در فرمهای مخصوص ثبت می گشت. به منظور بررسی فون جوندگان منطقه و تعیین مخازن بیماری در ماه های شهریور، مهر و آبان سال 1385 هر 15 روز یکبار اقدام به نصب 20 عدد تله زنده گیر در مجاورت لانه های فعال جوندگان گردید. جوندگان صید شده، تعیین هویت شده و از نظر آلودگی به انگل لیشمانیا مورد آزمایش قرار گرفتند. ماهیت انگل جدا شده از انسان و جوندگان با آزمایش RAPD-PCRتعیین گردید.
    نتایج
    میزان ابتلاء به زخم حاد و جای زخم سالک در بین خانوارهای بررسی شده به ترتیب 8/4و 8/9 درصد محاسبه شد. انگل Leishmania major از بیماران این منطقه جداسازی و تعیین هویت گردید. در طی این بررسی جمعا 15 سر جونده از گونه های Meriones libycus، Rhombomys opimus و Tatera indica صید گردید که در هر سه گونه آلودگی لیشمانیا یی مشاهده شد. انگل Leishmania majorاز رومبومیس اپیموس نیزجدا سازی و تعیین هویت گردید.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که لیشمانیوز جلدی روستایی با عامل Leishmania major در شهرستان خاتم شایع شده است. به نظر می رسد رومبومیس اپیموس به عنوان مخزن اصلی به همراه مریونس لیبیکوس و تاترا ایندیکا در نگهداری این کانون نقش داشته باشند.
    کلیدواژگان: لیشمانیاماژور، لیشمانیوز پوستی روستایی، خاتم، یزد
  • محسن عبادی، محمدحسین انوری، عباس رجبیون، عباسعلی دهقانی صفحات 53-58
    مقدمه
    انگل های روده ای دارای انتشار جهانی و به عنوان مهمترین مشکل بهداشتی و اقتصادی در اغلب نقاط دنیا می باشند به طوری که می توان گفت هیچ نقطه ای از دنیا را نمی توان یافت که گرفتار چند نوع بیماری انگلی نباشند. این مطالعه به منظور ارزیابی فراوانی آلودگی انگلی در مراجعه کنندگان به آزمایشگاه مرکزی یزد طی سالهای 84-1382 انجام گرفت.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع توصیفی و به روش مقطعی است که برروی آزمایشات نمونه مدفوع افراد مراجعه کننده به آزمایشگاه مرکزی استان یزد طی سالهای 84-1382 صورت گرفته است در مجموع 13388 نمونه مدفوع با روش فرمالین- اتیل استات و مستقیم از نظر وجود انگل بررسی شد و برای اکسیور از روش چسب اسکاچ استفاده شد.
    نتایج
    از 13388 نمونه آزمایش شده 6913 نفر زن و 6475 مرد بودند که از این تعداد در مجموع 1151 نفر (6/8 درصد) آلوده به انگل تک یاخته ای و کرم بودند شامل 618 نفر مرد (7/53 درصد) و 533 نفر زن (3/46 درصد) بود. از این تعداد 6/98 درصد تک یاخته و 4 /1 درصد آلوده به کرم بودند. در بین انگل ها ژیاردیا (05/41 درصد) و آنتاموباکلی (45/27 درصد) و بلاستوسیستیس هومونیس (51/15 درصد)، بلاستوسیستیس با بیش از 5 انگل در هر میدان میکروسکوپی گزارش شد که بالاترین فراوانی را به خود اختصاص دادند. به طور کلی آلودگی به کرم ها اندک بود ولی هیمنولپسس نانا و اکسیور بیشتر از سایر موارد مشاهده شد. بیشترین موارد آلودگی در فصول تابستان بوده است. بین نوع انگل و شکل مدفوع ارتباط معنی داری مشاهده شد (P=0.002) و همچنین بین جنس، سن وآلودگی انگلی ارتباط معنی دار بود (P=0.001) و (p=0.002).
    نتیجه گیری
    در این تحقیق بیشترین انگل مشاهده شده، ژیاردیا و آنتاموباکلی و بلاستوسیستیس هومینیس (بیش از 5 انگل در هرشان) از بین تک یاخته های روده ای بود. به طوری که نسبت به سایر مناطق درصد آلودگی پایین بوده است که احتمالا به دلایل آب و هوای خشک و رعایت بهداشت فردی و دفع صحیح فاضلاب می باشد.
    کلیدواژگان: انگلهای روده ای، تک یاخته، کرم، یزد
  • رضا جعفری، عباسعلی دهقانی تفنی، محمدحسن احرام پوش، حسن سلیمانی صفحات 59-63
    مقدمه
    لیشمانیوزها ازمهمترین بیماری های انگلی هستند که ازاولویت های مهم بهداشتی در بسیاری از نقاط دنیا محسوب می شوند. این بیماری به سه صورت جلدی(روستایی، شهری) و احشایی وجود دارد. در نوع روستایی آن برخی جوندگان نقش مخزن را ایفا می کنند. در کشورما هر ساله عده ی زیادی از هموطنان به این بیماری مبتلا می شوند. در حال حاضر لیشمانیوز جلدی در استان یزد شایع شده است. با توجه به اینکه تاکنون مطالعات لازم و جامعی در مورد وضعیت کلی مخازن لیشمانیوز جلدی در این استان انجام نپذیرفته بود، انجام این تحقیق بسیار لازم و ضروری می نمود. این تحقیق جهت بررسی فون، پراکندگی و فراوانی جوندگان استان یزد در طول سالهای 1383 تا1384 به عمل آمد.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع توصیفی و به روش مقطعی می باشد. روش نمونه گیری خوشه ایو برروی جوندگان صورت گرفت. جوندگان هر هفته به وسیله 30 عدد تله زنده گیرازنقاط مختلف استان یزد صید گردیده در آزمایشگاه پس از بررسی خصوصیات مرفولوژیک، تعیین گونه می شدند. جهت بررسی از نظر آلودگی لیشمانیایی، از هرگوش جونده 2 عدد گسترش بروی لام آزمایشگاهی تهیه گردیده و پس از فیکساسیون با متانول و رنگ آمیزی بروش گیمسا به وسیله میکروسکوپ نوری بررسی می شدند.
    نتایج
    تعداد 106 جونده در این بررسی صید گردید که شامل 6 گونه Rhombomys opimus, Meriones libycus, Nesokia ndica, Tatera indica, Mus musculus و Rattus rattus بودند. در این تحقیق جمعا 4 عدد جونده آلوده به انگل لیشمانیا صید گردید که 3 عدد از آنها از گونه مریونس لیبیکوس ازشهرستانهای اردکان، بافق و خاتم و1 عدد از گونه رومبومیس اپیموس از شهرستان اردکان بود.
    نتیجه گیری
    آلودگی دو گونه مریونس لیبیکوس و رومبومیس اپیموس در شهرستانهای اردکان، بافق و خاتم ثابت شد. این دوگونه مهمترین مخازن لیشمانیوز جلدی در ایران می باشند. پیشنهاد می گردد در مناطقی که دارای موارد بیماری بوده و آلودگی جوندگان به انگل لیشمانیا مشخص شده است، مبارزه با جوندگان به منظور کنترل بیماری صورت گیرد.
    کلیدواژگان: لیشمانیوز جلدی، مخزن مریونس لیبیکوس، رومبومیس اپیموس، یزد
  • غلامعلی جلودار، یدالله زارع صفحات 64-68
    مقدمه
    از زمان کشف امواج پرفرکانس و به کارگیری آنها در صنایع مختلف همواره اثرات سوء آنها در سلول های زنده مورد توجه محققین بوده است. گسترش اختلالات تولید مثلی امکان مرتبط بودن استفاده از امواج میکروویو را با این اختلالات مطرح نموده است. بیضه ها یکی از بافت های فعال بدن می باشند که می توانند تحت اثر این امواج قرار گیرند و از طرفی سن فرد در زمان مواجه شدن با این امواج می تواند بر میزان اثرات نقش مهمی داشته باشد. لذا هدف این تحقیق بررسی تاثیر امواج نشتی از اجاق میکروویو بر میزان هورمون تستوسترون مترشحه از بیضه ها در موش صحرایی در دو مقطع سنی بالغ و نابالغ می باشد.
    روش بررسی
    برای این تحقیق 18 موش بالغ (سن حدود دو ماه) و 18 موش نابالغ (سن حدود یک ماه) مورد استفاده قرار گرفت. هر گروه سنی نیز به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. گروه های آزمایش روزانه سه نوبت و هر بار سی دقیقه در مدت دو ماه در مجاورت دستگاه مایکروفر با فرکانس 2450 مگاهرتز قرار گرفتند. گروه های کنترل نیز در شرایط مساوی از نظر نور و دما در محیط آزمایشگاه نگهداشته شدند. در پایان دوره با خون گیری از قلب، سرم تهیه و با استفاده از روش RIA میزان تستوسترون سرمها اندازه گرفته شد و اطلاعات حاصل با استفاده از تست T از نظر آماری مقایسه گردید.
    نتایج
    نتایج نشان داد میانگین تستوسترون سرم ها در گروه های نابالغ کمتر از گروه کنترل می باشد ولی این تفاوت از نظر آماری معنی دار نبود. در حالی که در گروه های بالغ میانگین تستوسترون در گروه آزمایش به طور معنی داری کمتر از گروه کنترل می باشد(05/0 < P).
    نتیجه گیری
    امواج میکروویو نشتی از اجاق میکروفر سبب کاهش تولید تستوسترون در موشهای بالغ گردید، که این کاهش می تواند به دلیل اثر مستقیم بر سلولهای لیدیگ بیضه یا اثر غیر مستقیم بر هیپوفیز و هیپوتالاموس باشد
    کلیدواژگان: میکروویو، تستوسترون، موش صحرایی، بیضه
  • بهناز انجذاب، اعظم خوشبین، مهشید بکایی، نازیلا نقشین صفحات 69-74
    مقدمه
    درد زایمان و روش های تسکین آن یکی از نگرانی های مادر و خانواده وی می باشد که تاثیر زیادی برچگونگی مراقبتهای حین زایمان، رضایتمندی بیماران و همچنین سرانجام زایمان دارد. در دنیا روش های دارویی و غیر دارویی مختلفی جهت تسکین درد زایمان به کار می رود، در کشور ما نیز در سالهای اخیر توجه پژوهشگران به کاربرد تکنیک های غیر دارویی کاهش درد زایمان معطوف شده است.یکی از روش های غیر دارویی تسکین درد در دنیا روش طب فشاری (Acupressure) می باشد اما در مورد تاثیر این روش بر درد زایمان مطالعات کم و تجربیات ما نیز بسیار کمتر می باشد. لذا هدف این مطالعه بررسی تاثیر ماساژ یخ در ناحیه هوگو (یکی از نقاط طب فشاری) بر شدت درد زایمان می باشد.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی می باشد که برروی 60 زن باردار مراجعه کننده جهت زایمان که شرایط ورود به مطالعه را دارا بودند انجام شد. افراد مورد پژوهش به صورت تصادفی در دو گروه شاهد(فقط لمس ناحیه هوکو 30n=) و گروه آزمون (ماساژ یخ در ناحیه هوکو30n=) قرار گرفتند. میزان درد زایمان قبل از انجام مداخله به وسیله مقیاس VAS اندازه گیری گردید. سپس در گروه مورد به مدت نیم ساعت ناحیه مورد نظر در دست چپ توسط کیسه یخ ماساژ داده شد و در گروه شاهد فقط لمس ناحیه صورت گرفت و پس از پایان نیم ساعت مجددا مقیاس VAS جهت سنجش درد تکمیل گردید.
    نتایج
    هر دو گروه از نظر سن، تعداد بارداری، سن حاملگی و میزان درد قبل از مداخله تفاوت آماری معنی دار نداشتند. آزمون آماری تی زوج نشان داد که ماساژ یخ در ناحیه هوکو سبب کاهش معنی داری در درد زایمان گردید به طوری که اختلاف معنی داری بین شدت درد بعد از مداخله در دو گروه مشاهده شد(001/0P<).
    نتیجه گیری
    ماساژ یخ در ناحیه هوکو که روشی ارزان، آسان و غیر تهاجمی است در کاهش درد زایمان موثر بوده و به راحتی در اتاقهای زایمان قابل استفاده می باشد. این روش می تواند بر تجربه زایمان تاثیر مثبتی داشته و راهکاری جهت کاهش نگرانی زنان از درد زایمان و اشاعه زایمان طبیعی باشد.
    کلیدواژگان: درد زایمان، درمانهای مکمل، طب فشاری، ماساژ
  • سیدباقر مرتضوی، عباس زراءنژاد، علی خوانین، حسن اصیلیان مهابادی صفحات 75-83
    مقدمه
    در تمامی صنایع، فاز ساخت و ساز یکی از مراحل بسیار پیچیده محسوب می شود که به طور طبیعی و ذاتی خطرناک بوده و هر آن پیچیده تر شده، نرخ حوادث در آن بالاتر می رود. با اذعان به این واقعیت آشکار که بدون در نظر گرفتن مدل نمی توان روش های مناسب و قابل اطمینان برای پیشگیری از بروز حادثه به دست آورد. در این تحقیق هدف اصلی ارایه یک مدل است که بازنمایان سیستم یا فرایند مورد مطالعه بوده و بتواند رفتار آن سیستم یا فرایند را پیش بینی کند. به گونه ای که متغیرهای مهم برای توصیف پدیده بروز حوادث منجر به فوت را در بر گیرد و در عوض از عواملی که در بیان آن پدیده کم اهمیت هستند، چشم بپوشد.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی بوده که در منطقه عسلویه و طی سالهای 1385-1384 انجام شده است و منبع استخراجداده ها گزارشات حوادث موجود در دفاتر ایمنی و بهداشت طرحها و همچنین آمار موجود در دفاتر مراکز درمانی بوده است. در این تحقیق سعی می گردد با ارایه یک مدل تحلیلی (رگرسیون چندگانه) میزان تاثیر عوامل مؤثر و ریشه ای در احتمال افزایش حوادث منجر به فوت تشریح گردد. به این منظور و پس از بررسی ساختار 50 حادثه منجر به فوت و2700 حادثه دیگر، پس از ساعتها کار کارشناسی از طریق بررسی گزارشات حوادث، اسناد و مدارک مرتبط، مشاهده تاسیسات و عملیات و مشورت و مصاحبه با شاهدان حوادث و تیمی هشت نفره از مدیران، مهندسین وسرپرستان پروژه و شبیه سازی برخی از حوادث رخ داده شرایط و عملکرد غیرایمن، فاکتورهای سوء مدیریتی و استفاده از ابزار، مواد، تجهیزات و ماشین آلات فرسوده و معیوب به عنوان چهار متغیر مستقل و حوادث شغلی منجر به فوت به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدند در ادامه، آزمون رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته، برآورد ضرایب رگرسیونی و آزمون مدل های مختلف براساس روش های تحلیل رگرسیونی چندگانه با استفاده از نرم افزار Eviews انجام شده است.
    نتایج
    یافته های نهایی این تحقیق ضمن مشخص کردن میزان احتمال بروز حوادث منجر به فوت در ازای احتمال وجود هر یک از متغیرهای مستقل نشان دادکه از بین متغیرهای مستقل، شرایط غیرایمن و عوامل سوء مدیریتی در وقوع حوادث منجر به فوت از اهمیت نسبی بیشتری برخوردار بوده اند به طوری که در نهایت در مدل به صورت مجذور تعریف شده است.
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه ضریب تعیین تعدیل شده مدل در این تحقیق برابر با 99/0 است؛ یعنی مدل تصریح شده قدرت توضیح 99 درصد از تغییرات مربوط به تعداد حوادث شغل منجر به فوت را دارد و تنها برای یک درصد از سایر حوادث جواب قانع کننده ای وجود ندارد یا به عبارت دیگر علل آنها در مدل دیده نشده اند. بنابراین می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که این تحقیق در مقایسه با سایر تحقیق های مشابه به نتایج سودمندتری دست یافته است. لذا با اطمینان می توان با حذف و یا کاهش عملکرد های غیرایمن و سوءفاکتورهای مدیریتی نسبت به کاهش میزان حوادث منجر به فوت اقدام نمود.
    کلیدواژگان: مدل رگرسیونی، حوادث، سوء مدیریت، عملکرد ناایمن، شرایط ناایمن
  • گزارش مورد
  • سیدمحمدجلیل ابریشم، حمیدرضا عباسی، محمدرضا حاجی اسماعیلی، شاهرخ باستانی صفحات 84-87
    ترمیم مهره از طریق پوست (Percutaneous Vertebroplasty) از روش های درمانی جدید آسیب های ستون فقرات می باشد که برای ترمیم شکستگی های پاتولوژیک از جمله شکستگی های استئوپروتیک مهره ها کاربرد دارد. ترمیم مهره از طریق پوست درمان مناسبی برای شکستگی های پاتولوژیک مهره هایی است که مقاوم به سایر درمان ها می باشند. با توجه به این که این روش با آسیب نسجی کمی همراه است، خطرات جراحی باز را ندارد و بیمار به سرعت راه می افتد می تواند روشی مناسب و در بسیاری از موارد تنها روش انتخاب باشد.
    در این مقاله اولین مورد ترمیم مهره از طریق پوست که در شهر یزد انجام گرفت گزارش میگردد این عمل که در اردیبهشت ماه 1386 در بیمارستان آموزشی شهید صدوقی یزد بر روی مرد 72 ساله ای که دارای شکستگی پاتولوژیک دو مهره کمری بوده و از درد و ناتوانی شکایت داشته و کاندید عمل باز هم نبود انجام شده است.
    کلیدواژگان: Compression fracture، Percutaneous، Vertebroplasty