فهرست مطالب

قبسات - پیاپی 48 (تابستان 1387)
  • پیاپی 48 (تابستان 1387)
  • 178 صفحه، بهای روی جلد: 19,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1387/11/15
  • تعداد عناوین: 9
|
  • علی ربانی گلپایگانی صفحه 5
    فیلسوفان اسلامی در دو مقام درباره وحی و نبوت به بحث پرداخته اند: یکی در نفس شناسی و دیگری در مباحث خدا شناسی (کلام الهی). ایشان وحی را تعلیم الهی به پیامبران می دانند که به واسط عقل فعال انجام می پذیرد. مبنای تبیین فلسفی وحی این است که جهان بر اساس اسباب و مسببات تدبیر می شود و عقل فعال هم به اذن خداوند در تدبیر جهان نقش تعیین کننده دارد. علوم و معارفی که به بشر اعطا می شود، به واسطه او تحقق می یابد. از سوی دیگر، نفس انسان از ماده مجرد است و شایستگی دارد با عالم عقول ارتباط برقرار کند، ولی دل بستگی های مادی و ناسوتی مانع از برقراری این ارتباط است. پیامبران کسانی اند که نفس خود را از تعلقات مادی و ناسوتی پیراسته اند و در عالی ترین سطح می توانند با عالم عقول ارتباط یابند و حقایق ماوراءالطبیعی را دریافت کنند. این حقایق در دستگاه ادراکی آنان، به صورت فرشته وحی و کلام فصیح و بلیغ تمثل می یابد.
    منتقدانی این دیدگاه را تحلیل و نقد کرده اند. در ارزیابی نهایی می توان گفت تبیین فلسفی وحی در میان فرضیه هایی که برای تحلیل عقلی وحی ارائه شده، بهترین فرضیه است. اگر چه نمی توان آن را به صورت نظریه قطعی و همه جانبه به شمار آورد.
    کلیدواژگان: وحی، عقل فعال، فرشته وحی، تمثیل، روح قدسی، نفس ناطقه، عالم ملکوت، عالم عقول، عالم ملک، عالم مجردات، قوای ظاهری، قوای باطنی
  • ابوالفضل ساجدی صفحه 19
    یکی از پرسش های اساسی درباره قرآن این است که آیا منبع آن الهی است یا بشری؟ آیا لفظ و معنا از خدا است یا پیامبر؟ از جمله مسائلی که امروزه برخی درباره بشری بودن قرآن مطرح کرده اند، یکی پنداشتن آن با تجربه های دینی عمومی است. آیا می توان پیرو متکلمان مسیحی و برخی از روشن فکران داخلی مانند دکتر عبدالکریم سروش، این نظریه را پذیرفت و قرآن را نیز بسان آنچه در باب عهدین تحریف شده فعلی مطرح است، نوعی تجربه دینی پیامبر همچون دیگر تجربه های دینی تلقی کرد؟ در پاسخ به این پرسش، نخست واژه وحی در لغت، کاربردهای متعدد آن در قرآن و مراد از وحیانی بودن آموزه های این کتاب آسمانی بیان می شود. سپس به مقایسه آن با تجربهدینی می پردازیم.
    کلیدواژگان: وحی، قرآن، تجربه دینی، پیامبر
  • علی نصیری صفحه 43
    در فرآیند وحی قرآنی، جبرئیل نقش مهمی دارد. با بازکاوی این نقش بر اساس کتاب و سنت، در عمل زمینه راه یابی برخی شبهه ها درباره وحی قرآنی منتفی خواهد شد. این مقاله تلاش دارد این نقش را بررسی کند. بر این اساس، نخست دیدگاه دانشوران مسلمان در تحلیل نقش جبرئیل در فرآیند وحی قرآنی بررسی می شود و سپس با تکیه بر آیات قرآن کریم، بر شش نکته در تبیین این نقش تاکید می گردد که عبارتند از: 1. قرآن، فرآورده گفتار الهی با وساطت جبرئیل؛ 2. نزول قرآن با وساطت جبرئیل؛ 3. صفات تاثیر گذار جبرئیل در نزول کامل قرآن؛ 4. قلب پیامبر، جایگاه نزول قرآن؛ 5. برابری ماهیت وحی قرآنی فرود آمده بر جبرئیل و پیامبر؛ 6. نظارت الهی در ابلاغ کامل وحی قرآنی به پیامبر. در پایان بر اساس این نکته ها، شبهه دخالت پیامبر در تولید قرآن نقد خواهد شد.
    کلیدواژگان: وحی، وحی قرآنی، جبرئیل، نزول قرآن، قلب پیامبر
  • عبدالله نصری صفحه 65
    عارفان اسلامی، به ویژه ابن عربی، تحلیل خاصی از وحی دارند. آنان بر اساس دیدگاهی که در باب وحدت وجود و مراتب هستی دارند، حقیقت محمدی را صادر اول می دانند. که چون خداوند خواست تا همه صفات و کمالات خود را در خارج از ذات خود مشاهده کند، حقیقت محمدی را ایجاد فرمود. حقیقت محمدی، مظهر همه اسما و صفات حق تعالی است و همه انبیا، نور نبوت خود را از او دریافت می کنند.
    از نظر ابن عربی، وجود سعی و منبسط رسول اکرم در مقام صادر اول، همه کمالات علمی، از جمله حقیقت قرآن را دریافت می کند. در واقع، حقیقت عقلی قرآن با تحقق حقیقت محمدیه برای پیامبر منکشف می شود، اما وجود لفظی آن به تدریج و به هنگام بعثت پیامبر در طول بیست و سه سال بر وی نازل شده است.
    کلیدواژگان: حقیقت محمدیه، وحی، جبرئیل، عالم مثال، تمثل، فرشته وحی
  • عبدالمجید طالب تاش صفحه 79
    قرآن، متن زبانی است که خداوند سبحان آن را به واسطه فرشته وحی، جبرئیل امین، بر پیامبر اکرم فرو فرستاد تا هدایت گر انسان های با ایمان باشد. زبانی بودن این متن و نزول آن در محدوده جغرافیایی خاص، سبب شده است که به زبان قوم نبی، یعنی زبان عربی نازل شود. اکنون پرسش این است که این متن که فرود آمده است تا فرهنگ جدیدی را بنیان گذارد و با فرهنگ جاهلی عصر نزول مبارزه کند، چه نسبتی با فرهنگ عربی عصر نزول دارد؟ برخی بر این باورند که خاستگاه متن قرآن، فرهنگ عربی است؛ همچنان که این متن، میهمان زبان عربی است، بر خوان فرهنگ عربی نیز نشسته است و چون از تصورات و تصدیقات فرهنگ عربی وام گرفته، بنابراین میهمان فرهنگ عربی نیز هست، اما بیشتر عالمان اسلامی معتقدند نه تنها از فرهنگ عربی تاثیر نپذیرفته است که فرود آمده تا تاثیر شگرفی بر فرهنگی عربی بگذارد و آن را از اساس متحول سازد. این نوشتار به بررسی این دو رویکرد متفاوت نسبت به متن قرآن و خاستگاه آن می پردازد.
    کلیدواژگان: قرآن، زبان عربی، فرهنگ عربی، خاستگاه، علم خداوند
  • حسین سوزنچی صفحه 97
    بحث درباره ماهیت وحی از بحث های پیچیده ای است که همواره اندیشمندان دین پژوه را به خود مشغول ساخته است. این بحث به دلایل مختلف، در حد یک مسئله فکری و نظری باقی نمانده و به یک چالش سیاسی اجتماعی تبدیل شده است. نزدیک به یک دهه پیش، دکتر عبدالکریم سروش، تحت تاثیر برخی متکلمان متاخر مسیحی که وحی را- به ویژه با توجه به نگرش مسیحیت کنونی در باب وحی- نوعی «تجربه دینی» قلمداد می کردند، کوشید این نوع تبیین را در عرصه وحی اسلامی نیز ارائه دهد که همان زمان، بحث هایی را در محافل علمی برانگیخت. چندی پیش ایشان همان بحث ها را، این بار با ادبیاتی جسورانه تر و گزنده تر - البته در سطحی عمومی تر مطرح کرد و تنها نکته جدیدی که بر آن بحث ها افزود تشبیه نبوت و سازوکار وحی به شاعری بود.
    مباحث ایشان را در دو سطح می توان بررسی کرد: اول اینکه دیدگاه ایشان از جنبه نظری چه مقدار مستدل و قابل دفاع است؛ دوم اینکه از جنبه تحلیل سیاسی و اجتماعی چه پی آمدهایی دارد. در این مقاله، بیشتر به مطلب اول پرداخته ایم که آیا بیان ایشان از اتقان نظری لازم برخوردار است یا نه؟ در ادامه، نخست نظریه ایشان در قالب چهار مدعای اصلی تقریر می شود که عبارتند از: (1) ممکن نبودن دریافت لفظ و اکتفا به درک مضمون توسط نبی؛ (2) تشبیه مکانیسم وحی به شاعری؛ (3) تاثیر فرهنگ زمانه نبی بر مفاد وحی و در نتیجه خطاپذیری وحی؛ (4) ضرورت نداشتن التزام و پذیرش تمامی مفاد وحی. سپس در هر مورد، افزون بر نقد خود آن مدعا، به خاستگاه و مبانی فکری آن مدعیات نیز اشاره خواهد شد.
    کلیدواژگان: دین، وحی، نبوت، پیامبر اسلام (ص)، سروش، تجربه دینی، ذاتی و عرضی دین
  • مهدی عباس زاده صفحه 119
    وحی، عنصری مهم در الهیات مسیحی و کلام اسلامی و از مسائل اصلی آنهاست. این مسئله به ویژه در تفکر های کشیش جان مک کواری و استاد مرتضی مطهری مطرح شده است. نوشتار حاضر می کوشد مسائلی همچون چیستی وحی، محتوا و حامل وحی، اعتبار وحی، اقسام یا سطوح وحی، معرفت شناسی وحی، توصیف معرفت وحیانی و... را از دیدگاه این دو متفکر بررسی کند و با وجود اختلاف فضای فکری و فرهنگی و دینی این دو، مقایسه ای میان دیدگاه های آنها ارائه دهد. در ضمن این مقایسه، نقاط تشابه و اختلاف نیز روشن خواهد شد.
    کلیدواژگان: خدا، وحی، تجربه دینی، امر قدسی، هستی، معرفت، تفکر
  • غلامرضا ذکیانی صفحه 139
    «قرائت نبوی از جهان» عنوان سلسله مقاله هایی است که آقای مجتهد شبستری از تیرماه 86 تا خردادماه 87 به چاپ رسانده است. نویسنده دو مدعای اصلی دارد: اول اینکه پیامبر گوینده وحی است و دیگر اینکه ایشان یک تفسیر دریافت کرده است. در این نوشتار، مدعای نخست مورد ارزیابی قرارگرفته است. از مجموع مقاله های ایشان، سه دلیل عقلی، دو دلیل نقلی و یک دلیل تمثیلی برای مدعای نخست استخراج و نقد شده است. دلایل عقلانی وی با رویکرد هرمنوتیکی زبان شناختی، ضمن تحلیل مولفه-های زبان انسانی، در پی اثبات این موضوع هستند که اگر پیامبر را واسطه انتقال وحی بدانیم، در این صورت وحی برای مخاطبان و به ویژه غیرمومنان، گوینده نخواهد داشت(دلیل یکم و دوم عقلی). نیز اگر خدا را گوینده وحی بدانیم، وحی فاقد مولفه های زبان انسانی آگاهی، اراده، افعال گفتاری، نشانه های قراردادی برآمده از بطن و متن زندگی اجتماعی و تاریخی می شود. از این رو، مفهوم نخواهد بود(دلیل سوم). ما نیز در نقد بر این مطالب، نشان داده-ایم که اولا، گوینده مفروض برای فهم متن کافی است(نقد دلیل یکم)؛ ثانیا مومن و غیرمومن پس از فهم قرآن مصداق می یابند (نقد دلیل دوم)؛ و ثالثا مولفه های یادشده، پیش فرض های اکثری برای فهم متن انسانی به شمار می روند، نه پیش فرض های قطعی(نقد دلیل سوم). شبستری در ضمن دلایل نقلی، با نقل قولی از علامه طباطبایی و نقل برداشتی از عرفا، درصدد تایید مدعای خویش برآمده است؛ ما نیز ضمن نقل قول های صریح از علامه و تحلیل برداشت شبستری از عرفان، نشان داده ایم که این نقل قول ها از تایید مدعای ایشان ناتوانند. شبستری با استفاده از تشابه دو دسته آیات تکوینی و تشریعی و انتساب آن ها به خداوند از طریق علیت طولی (دلیل تمثیلی)، درصدد تقویت مدعای خویش است. ما نیز نشان داده ایم که نسبت علیت طولی خداوند به هر دو دیدگاه واسطه بودن پیامبر، گوینده بودن پیامبر یکسان است. پس این تمثیل هم سبب تقویت آن مدعا نمی شود.
    در پایان، با طرح معارض های قرآنی مدعای وی، -گوینده وحی بودن پیامبر- راه حل ایشان (توصیف ادبی مصحف شریف) را برای خنثی کردن آن معارض ها تحلیل و ارزیابی کرده ایم.
    کلیدواژگان: قرائت نبوی، گوینده بودن پیامبر، واسطه بودن پیامبر، وحی
  • ترجمه چکیده انگلیسی
    ابوالفضل ساجدی صفحه 1
|
  • Ali Rabbani Gholpayegani Page 5
    Islamic philosophers have discussed revelation and prophecy in two positions: first in the egology discussions and second in the discussion of knowledge of God (Divine theology). They believe revelation is God’s teaching to the Prophets which is fulfilled through the active intellect. The philosophical explanation of revelation is based on the fact that this world is managed on the basis of causes and effects and the active intellect has a determinative effect, with God’s permission, on the world’s management. Human’s science and knowledge is fulfilled through the active intellect. On the other hand, human’s soul is abstract and deserves having relation with the world of intellects but the materialistic and worldly attachments is an obstacle for establishing this relation. The Prophets have purified their soul so they don’t have any materialistic or worldly attachment and are able to have the highest level of relationship with the world of intellect and receive metaphysics realities. In their system of knowledge, these realities are allegorized in the form of the angel of revelation and eloquent speech. Some have criticized this theory. Although the philosophical explanation of revelation is not an absolute and full-scale theory, we may say, as a final evaluation, it is the best rational theory presented for analysis of revelation.
    Keywords: revelation, active intellect, the angel of revelation, allegorization, holy soul, reasoning soul, world of pure intelligence, world of intellects, world of the angels, world of the abstracts, esoteric faculties, exoteric faculties
  • Abolfazl Sajedi Page 19
    One of the main questions posed regarding Quran is on its source: does it have a Divine source or a human source? One of the reasons mentioned, nowadays, to show it is a human book is to consider revelation the same as the common religious experiences. Can we accept this theory and consider Quran as the Prophet's religious experience, just like the Christian philosophers who accept this theory regarding the present distorted Bible and like some Muslim intellectuals who mention it regarding the Holy Quran, such as Dr. Abdol-Karim Soroush? In order to answer this question, we will first define the expression of "revelation" and explain its various uses in Quran and the meaning of having revelatory teachings from this Divine book. We will then compare revelation with religious experience.
    Keywords: Quran, human speech, Divine speech, revelation, religious exprence
  • Ali Nasiri Page 43
    Gabriel has an important role in the process of Quranic revelation. If we investigate this role according to Quran and narrations, we will actually settle some of the questions raised regarding the rejection of Gabriel’s role in the Quranic revelation and the attribution of Quran’s creation to prophet Mohammad (PBUH). This article will try to identify this role. Therefore this article first investigates the Muslim scholar’s perspectives regarding Gabriel’s role in the process of Quranic revelation and then on the basis of Quran’s verses, emphasizes six points to explicate this role. The points are as follows: 1- Quran, the result of Divine speech through the intercession of Gabriel; 2- Descent of Quran through the intercession of Gabriel; 3- The characteristics of Gabriel effecting Quran’s complete descent; 4- Prophet’s heart as the place of Quran’s descent; 5- Equality of the essence of the Quranic revelation descended on Gabriel and Prophet Mohammad (PBUH); 6- God’s superintendence in the complete process of Quran’s revelation to Prophet Mohammad (PBUH). Based on these points, the question of Prophet’s interference in the creation of Quran is answered at the end of the article.
    Keywords: revelation, Quranic revelation, Gabriel, Quran's descent, Prophet's heart
  • Abdollah Nasri Page 65
    Islamic mystics, especially Ibn-Arabi, have a special analysis of revelation. According to their view regarding unity of existence and the degrees of being, they believe the first sader (the first being emanated) is the Mohammadian reality. They believe that God willed to observe all of his characteristics and perfections outside himself, therefore he created the Mohammadian reality. The Mohammadian reality is the manifestation of all of God’s names and characteristics and all of the Prophets receive their light from it. Ibn-Arabi believes the expanded being of the Prophet of Islam (PBUH), as the first sader, receives all of the learned perfections including the Holy Quran. In fact the rational reality of Quran is revealed to the Prophet by existence of the Mohammadian reality but the literal being of Quran is gradually descended to him during the twenty three years of his mission.
    Keywords: Mohammadian reality, revelation, Gabriel, world of forms, allegorization of the angel of revelation
  • Abd, Ol, Majid Taleb Tash Page 79
    Quran is a linguistic text which God descended to the Great Prophet of Islam (PBUH) through the angel of revelation, the honest Gabriel, to guide the faithful people who accepted this invitation. Since it is a linguistic text and is descended in a certain geographical area, it is founded on the language of the Prophet’s tribe which is Arabic. Quran is descended to institute a new culture and fight against the ignorant culture of the time. What is the relation between Quran and the Arab culture of the time of descent? Some believe the birthplace of Quran’s text is the Arab culture therefore it is based on this culture. And because it has used the Arab concepts and acknowledgements, it is a guest of the Arab culture. However most Muslim scholars believe that not only it has not been affected by the Arab culture, rather it is descended to create a grate effect on it and reform the bases of this culture. This article will inspect the two approaches to Quran’s text and its birthplace.
    Keywords: Quran, Arabic language, Arab culture, birthplace, God's knowledge
  • Hosein Soojanchi Page 97
    One of the complicated discussions which has always drawn the attention of scholars who research on religious subjects is the essence of revelation. Due to various reasons, this discussion has not remained an intellectual and theoretical subject, rather it has became a social-political challenge. A group of recent Christian philosophers consider revelation as a kind of "religious experience". Affected by these philosophers, Dr. Abdol-Karim Soroush tried to introduce this view regarding Islam's revelation about a decade ago which simultaneously provoked some discussions in relatively specialized centeries. He has recently pointed out the same discussions with a more impertinent and stinging literature and in a more common level. The only point he has added to his previous discussion is the analogy he draws between prophecy (and the process of revelation) and poetry.His discussions can be investigated from two aspects: first is how theoretically reasonable and defendable are his propositions and second is what is the position of his discussions from the social-political aspect and what are its results. The first area is mainly mentioned in this article: does his view have enough theoretical stability or not? In this article his theory is first written in the form of four main claims which are: impossibility of receiving letters and adequacy of understanding the content by Prophet (PBUH); drawing an analogy between revelation and poetry; the effect of the culture of Prophet's (PBUH) times on the content of revelation thus fallibility of revelation; lack of necessity to accept and be faithfulness to all of the content of revelation. Besides criticizing the claims, their origin and theoretical foundations are mentioned in each case.
    Keywords: religion, revelation, prophecy, Prophet of Islam (PBUH), Soroush, religious experience, essentials, accidentals of religion
  • Mehdi Abbas, Zadeh Page 119
    Revelation is an important issue in Christian and Muslim theology and is considered as one of their main subjects. Priest John Macquarrie and Motahhari have especially mentioned revelation in their theories as well. This article tries to investigate the perspectives of these two intellectuals in the following subjects: the essence of revelation, the content and bearer of revelation, validity of revelation, different kinds and levels of revelation, epistemology of revelation, explanation of revelational knowledge and …. It will also compare their views although they have different intellectual, social and religious conditions. While comparing the two, their similarities and differences will be apparent.
    Keywords: God, revelation, religious experience, holy issue, Macquarrie, Motahhari
  • Gholam Reza Zakiani Page 139
    “The Prophetic reading of the world” is the title of a series of articles written by Mr. Mojtahed Shabestari, from June of 2007 to May 2008. He has two main cl
    Aims
    the first one is that the Prophet Mohammad (PBUH) is the teller of revelation and the second is that he has received an interpretation of revelation. The first claim is evaluated in this article. Three rational reasons, two traditional reasons and one analogical reason are extracted from his articles which try to prove the first claim. The rational reasons have a hermeneutics/linguistic approach. Analyzing the components of human language, the first and second rational reasons try to prove that if we consider Prophet as the transmitter of revelation, then it will not be directed to other addressees and especially the non-pious addressees. And according to the third (rational) reason, if God is the teller of revelation, it will not have the characteristics of human language such as awareness, will, speech acts and conventional signs arisen from the social and historical life of human. Therefore it will not be comprehensible. I will prove that first of all, a hypothetical teller is enough to understand the text (critique of the first reason) and second of being pious or non-pious will be meaningful only after reading the Holy Quran (critique of the second reason). And Third of all the above characteristics are the prerequisites of understanding most human texts not an absolute prerequisite for understanding all of them (critique of the third reason). Mentioning his traditional reasons, Mr. Shabestari tries to confirm his view by quoting a phrase of Allameh Tabataba’i and referring to an interpretation of mystic’s sayings. I will clearly cite these phrases of Allameh and analyze Shabestari’s interpretation of mysticism and will show that these quotations do not confirm his claim. Shabestari’s analogical reason uses the similarity between genetic and legislative verses and their attribution to God – through longitudinal causality – to confirm his claim. I have proved that God’s longitudinal causality is equal with respect to both perspectives – prophet as a transmitter and as a teller – therefore this analogy doesn’t confirm the idea. Finally explaining some of Quran’s contradictions with this theory – i.e. the prophet is the teller of revelation – I have analyzed and evaluated his solution (literal description of Quran) of solving the contradictions.
    Keywords: prophetic reading, prophet as mediator, revelation, prophet as the transmitter of revelation