فهرست مطالب

نامه انسان شناسی - پیاپی 8 (پاییز و زمستان 1384)
  • پیاپی 8 (پاییز و زمستان 1384)
  • تاریخ انتشار: 1384/10/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مقاله ها
  • بهرام امین زاده صفحه 7
    شناسایی تصویر ذهنی واژه شهر با تبارشناسی آن، هدف این مقاله است. یافته های مقاله نشان می دهد: واژه اوستایی (Xsayra) که ریشه واژه شهر است، در اوستا هیچ گاه به معنای سکونت گاه زمینی انسان به کار نرفته و عموما به مفهوم قلمرو مینوی یا ملکوت دلالت داشته است. تحول معنایی این واژه در پارسی میانه (پهلوی) و کاربرد آن به مفهوم سکونت گاه زمینی انسان می تواند به نوعی تلاش برای بازنمایی زمینی قلمرو مینوی پنداشته شود. همچنین در این مقاله در حد بضاعت تلاش شده با روشن شدن مفاهیمی چون شار، شهرستان و شارستان کمکی به صحیح این واژه ها در متون مختلف شود.
  • حسین ایمانی جاجرمی صفحه 17
    مروری بر تاریخچه مدیریت محله و مطالعات موردی تجزیه((شهرداری محله)) در شهر تربت حیدریه دو بخش اصلی این مقاله را تشکیل می دهد. در گذشته شهرها از چندین محله تشکیل می شدند که هر محله از استقلال نسبی و مرزهای کالبدی و اجتماعی مشخص برخوردار بود. کدخدایان محلات مسئولیت مدیریت محله را بر عهده داشتند و زیر نظر کلانتر و حاکم شهر وظایف خود را شامل رسیدگی به امور عمومی و گردآوری مالیات، انجام می دادند. همبستگی درونی شدید در محلات، ضعف پیوندها میان محله ای و منافع حاکمیت شهری در عدم اتحاد مردم سبب شده بود تا شهرهای ایران شاهد ناآرامی ها و درگیری های ناشی از ستیز میان محله ها باشد. در دوران معاصر به ویژه از دهه1340 با دخالت دولت متکی به درآمدهای نفتی در شهرها و اجرای سیاست های شهرسازی مدرنیستی، ساختارهای سنتی زندگی شهری از جمله محله ها دچار دگرگونی های اساسی شد. با این وجود در مناطق سکونتگاهی غیر رسمی به دلیل وجود منافع مشترک ناشی از مقابله با سیاست های رسمی نوعی از همبستگی محله ای که به ویژه در هنگام مواجهه با سازمان های رسمی فعال می شد. تشکیل شوراهای اسلامی شهرها در سال1377 موجبات توجه دوباره به زندگی محله ای را فراهم ساخت. برخی تجربه های مدیریت محله ای در شهرهای تهران، سنندج، زاهدان و تربت حیدریه انجام شد. بررسی موردی تجربه تربت حیدریه نشان می دهد که با وجود انگیزه شهروندان برای مشارکت در مدیریت محله، عواملی مانند ماهیت تمرکزگرای نظام برنامه ریزی شهری و شکاف میان مدیران و کارشناسان شهری و مردمان عادی، موفقیت این تجربه ها را با محدودیت مواجه سازد.
  • سولملز حاجی علیلو صفحه 30
    از منظر باستان شناسی نقش برجسته ها یکی از قابل استفاده ترین منابع مطالعه و شناخت جوامع گذشته به شمار می روند. این دسته از آثار بازتابی از عقاید، ارزش ها و رویدادهای تاریخی عصر خود و در نگاهی عمیق تر بازگو کننده شاخصه های فرهنگی، هنری، سیاسی و اجتماعی حاکم بر حکومت و جامعه ای که زائده آن اند می باشد. علی رغم کثرت نقش بجسته های باقی مانده از ایران پیش از اسلام- که بیشترین آن ها ار ساسانیان برجای مانده است-پی از ورود اسلام به ایران و تحریم کشیدن نگاره های انسانی و حیوانی، هیچ نقش برجسته ای از فرمانروایان این سرزمین در فضای آزاد تا دوره قاجاریه شناسایی نشده است. احیا سنت ساخت نقوش برجسته از شخص شاه در عصر قاجار در پی گرایش فتحعلی شاه دومین شاه قاجاری به فرهنگ و تمدن پیش از اسلام ایران بوده است. این گرایشات که نه تنها توسط شاه قاجار بلکه دیگر اقشار جامعه آن روز ایران دنبال می شد، بر هنر این عصر تاثیر گذارده و منجر به همانندسازی و الگوبرداری از عناصر هنری ایران باستان به ویژه هنر دوره ساسانی شده است. در این مقاله مقدمتا سعی شده است تا عوامل موثر در گرایش فتحعلی شاه به ایران پیش از اسلام و اهداف مدنظر وی از احیا هنر سنگ تراشی پس از یک وقفه طولانی شناسایی شود. همچنین با توجه به شکل گیری نقوش برجسته قاجار تحت تاثیر نقش برجسته ساسانی، مشخص شود که آیا تاثیرپذیری فتحعلی شاه از ساسانیان به الگوبرداری از آثار هنری ساسانی محدود شده و یا موارد دیگری همچون ساختار اداری و اجتماعی عصر قاجار را نیز تحت تاثیر قرار داده است؟ و از آن جا که نقش برجسته ها یکی از منابع معتبر در شناخت ماهیت عصر خود به شمار می آیند، امکان پاسخ به این پرسش براساس نقش برجسته های دو دوره نیز مورد بررسی قرار می گیرد.
  • ملیحه شیانی، محمد علی محمدی صفحه 60
    انسان ها دارای دامنه نامحدودی از نیازها هستند که بر حسب شرایط زمانی، مکانی و سطوح فرهنگی-اجتماعی تنوع می پذیرد. این نیازها به مثابه نیرویی برخاسته از ذهنیات و ادراک، اندیشه و رفتارهای افراد را در جهت تغییر وضعیت موجود برای پاسخ به انتظارات تنظیم می کنند. بنابراین، نیازها در سلسله مراتب خود انتضارات خاصی را به وجود می آورند که جامعه باید به آنها پاسخ دهد. نحوه پاسخگویی به نیازها در طول تاریخ و در جوامع مختلف یکسان نبوده و از شیوه های سنتی و غیر رسمی در قالب امور خیریه ای به شیوه های رسمی و سازمانی تبدیل شده است. در فرایند تحول حمایت های اجتماعی، سازمان تامین اجتماعی در ساختار رسمی مسئولیت ارائه خدمات را در جهت رفع نیازها عهده دار شده است. در ایران نیز سازمان تامین اجتماعی جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده و به ویژه در مورد کارکنان خود نه فقط به عنوان بیمه گر بلکه کارفرما ایفای نقش می کند. بر همین اساس، در این نوشتار ضمن ارائه تعاریف و طبقه بندی متفاوت از نیازها با نقد رویکرهای سنتی و کلیشه ای به فرهنگ، بر جنبه های مادی فرهنگ و ضرورت پاسخ به آنها جهت نیل به اهداف فرهنگی والاتر تاکید شده است. در این مقاله که با استفاده به یافته های پژوهشی تنظیم شده، تلاش شده تا پیوند میان مباحث نظری و تجربی در میان بخشی از اعضا- بازماندگان کارکنان سازمان تامین اجتماعی- برقرار شود. این مطالعه با روش کمی و کیفی اطلاعات مورد نیاز را گرآوری و سپس مورد توصیف و تحلیل قرار داده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که در میان خانوادهای بازماندگان سازمان تامین اجتماعی نیازها و انتظارات معیشتی و بهبود رفاه زندگی از اولویت برخوردار بوده و نیازهای غیر مادی در صورت رفع آنها معنادار شوند. بدیهی است توجه به نیازهای فرهنگی صرفا با رویکرد فرهنگ معنوی در مراتب و اولویت های ثانویه، پاسخگوی انتظارات افراد نبوده و می تواند زمینه را برای بروز مسائل و مشکلات اجتماعی متعدد فراهم سازد.
  • محمد علی محمدی صفحه 86
    برای رفع فاصله و تقابل موجود میان نظریه های حاکم بر علوم تجربی و انسانی، ضمن تاکید بر استقراء به عنوان ویژگی مبنایی انسان شناسی و رشته های مشابه آن باید نقش زیبایی شناسی را به عنوان عامل جهت بخش فعالیت های بشری مورد تاکید قرار داد و توجه داشت که چیستی زیبایی و انسان را نمی توان از موضوع علم خارج کرد. مروری بر دیدگاه های تجدیدنظر طلبانه توصیف گرایان و بن بست هایی که بر اثر تبعیت علوم انسانی از نظریه های علوم تجربی رخ نموده اند و نیز اعترافات دانشمندان علوم تجربی به ابهاماتی که برای گریز از آن ها به دین و فلسفه تمسک جسته اند، شناسایی نیروی عظیم را که در کنار غریزه در وجود انسان ایفای نقش می کند بیش از همیشه الزامی ساخته و تنها با پذیرش دو کانی بودن وجود انسان می تواند به تعریف زیبایی نزدیک شد، آن گاه می توان ارتباط مقولاتی چون الهیات، اخلاق و حقوق با توانایی های رهایی بخش زیبایی را مورد تاکید قرار داد و نقطه عزیمتی برای رفع دو آلیسم بازدارنده نظریه های موجود و دست یابی به تعریف مناسب تری از انسان شناسی و سایر علوم انسانی فراهم ساخت که دربرگیرنده و پاسخ گوی الزامات گرایش به استقراء و پرهیز از قیاس گرایی نیز باشد.
  • زهره محمدیان مغایر صفحه 107
    پریان در افسانه های ایرانی و آپسارا در (ریگ و دا) زنانی آب پیکرند با خویش کاری مشترک. بررسی تطبیقی نشان می دهد که این دو در ذات واحدند و هر دو با آب پیوندی تمام دارند، اما گویی پری ایرانی در طول دگردیسی اش و نیز آمیختن با تخیل پویای ایرانی بدل به زن -ایزدی شده در کمال جادوکاری ولی آپسارای هندی ایزد - زنی است که تنها چندی در جلد زنان به زمین می آید. پریان و آپساراها هر دو در نهایت غیب می شوند: یکی به بهشت (پری) و دیگری به آسمان (آپسارا) باز می گردند وسبب نیز بر افتادن رازی است که از خردماورایی آنان سرچشمه می گیرد و فاش شدنش حریم خدای گونه آنان را به روی آدمیزاده فانی می گشاید، اما فانی را صبر و دانش آن سر نیست. در این حیطه افسانه هایی که در سرتاسر ایران از (خضرنبی) روایت می شود مشترکانی با این تیپ افسانه های پریان دارند...
  • بهار مختاریان صفحه 119
    در این مقاله تلاش شده است، بنابر مقاله لوی -استروس که نقدی بر رده بندی داستان های پریان پروپ است، ارتباطی میان اسطوره سیاوش و داستان پریان کره اسب دریایی برقرار شود. لوی -استروس در آن مقاله بر این باور است، تا وقتی در رده بندی داستان های پریان، پیوند آن ها با اسطوره ها روشن نشود، رده بندی صرف آن ها بر پایه فرم بی نتیجه است. زیرا ما درگیر فرم می مانیم، نه محتوا که همان ساختار است. در ایران نه رده بندی صوری داستان های پریان به طور کامل انجام گرفته و نه پیوند آن ها با اسطورها مطرح شده است. اما داستان هی پریان و اسطوره ها با دو رویکرد و هدف متفاوت در شیوه روایت و ساخت، بن مایه واحدی را باز می نمایانند. کشف این بن مایه در چنین داستان هایی ما را به دریچه هایی نو در پژوهش فرهنگ عامیانه رهنمون می سازد. در این مقاله کوشیده شده است، برخی داستان های پریان ایرانی را که بن مایه مشابهی با اسطوره سیاوش دارند، شناسلیی و همگی در زیر گروه رده بن مایه تقابل آبی /گیاهی با خشکسالی /مرگ قرار داده شوند
  • میثم موسایی، جمال عزیزیانی فر صفحه 140
    این نوشتار حاصل پژوهشی میدانی در میان دراویش طریقت قاجاریه در مناطق مختلف استان کردستان است که با روش و فنون متفاوت انسان شناسی - مصاحبه، مشاهده مشارکتی و منابع کتابخانه ای - صورت گرفته است. برای گردآوری اطلاعات، محققان به مدت یک سال در تکیه های دراویش طریقت قادریه در ایام مختلف سال و مواقع برگزاری مراسم خاص دراویش شرکت نموده اند. در این مقاله کل دین ورزی دراویش قادریه با موقعیت های متفاوت مورد بررسی قرار گرفته است. مشایخ طریقت قادریه نفس و خلق را دو مانع مشاهده حق دانسته و یگانه راه وصول به حق را در ترک خویش می دانند. با توجه به اینکه حوزه دینداری افراد بسته به موقعیت اجتماعی آن ها متفاوت است و می توان گفت که شرایط زمانی - مکانی و شرایط اجتماعی در نوع دین ورزی تاثیر غیر قابل انکاری دارد. بنابراین شرایط و موقعیت های مختلف اجتماعی اقتصادی نوعی خاص از دین ورزی را دارد و همین شرایط و موقعیت اجتماعی، گونه خاصی از دین ورزی را چه در سطح جمعی و چه در سطح فردی تشویق می کند. در این مقاله سعی شده تا با مطالعه میدانی این مراتب به طور دقیق مورد بررسی قرار گیرند.
  • اسناد
  • جواد صفی نژاد صفحه 175
  • نقد و بررسی کتاب
  • احسان لرافشار صفحه 189
  • یادبود
  • مرتضی کتبی صفحه 213