فهرست مطالب

مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی - سال دوازدهم شماره 3 (پیاپی 39، پاییز 1387)
  • سال دوازدهم شماره 3 (پیاپی 39، پاییز 1387)
  • تاریخ انتشار: 1387/08/14
  • تعداد عناوین: 8
|
  • غلامرضا بهروزلک صفحه 2
    مکاتب و نحله های مختلف فکری در طول تاریخ سعی کرده اند به تبیین و توضیح دانش دینی- اسلامی بپردازند. این امر تحولات و تطوراتی را در تاریخ اندیشه اسلامی موجب شده است. یکی از عرصه های احیای دانشگاه اسلامی، تامل در زیرساخت های نظری آن است. علاوه بر مبانی دینی عرضه شده در قرآن و سنت، تلاش های اندیشمندان مسلمان در طول تاریخ اسلامی نیز در این زمینه حائز اهمیت است.
    بدون تردید نمی توان دانش اسلامی را بدون توجه به زیرساخت های نظری آن احیا کرد. مهم ترین وظیفه دانشگاه اسلامی در شرایط کنونی، تلاش برای زمینه سازی شرایط ظهور، شکوفایی و رونق دانشهایی است که در راستای توحید بوده، جهت گیری اسلامی جدی داشته باشند. این امر شامل تمامی رشته ها و عرصه های دانش بشری می شود و از منظری کلان، به تعبیر حکیم بزرگ ومتاله حکمت متعالیه در جهان امروز، حضرت آیت الله جوادی آملی و تمامی علوم خصلت دینی دارند و نمی توانند غیردینی- غیر اسلامی محسوب شوند.
    البته به رغم ماهیت دینی علم، گاه کژتابی ها و انحرافاتی نیز در علم صورت گرفته است. مهم ترین راهبرد احیای علم و زدودن انحرافات و کژتابی ها در این مکتب، تلاش برای بنا کردن مجدد دانشها و علوم بر مبانی یقینی است. در شرایط کنونی ناگزیریم برای احیای علوم اسلامی، به پرورش و احیای زیرساخت های نظری آن بپردازیم. علم مفید از این جهت باید بر زیرساخت های نظری یقینی و برهانی استوار شود.
  • نجف لک زایی صفحه 4
    هرگونه اقدام در جهت طراحی نقشه علمی جمهوری اسلامی ایران از یک سو مستلزم بازگشت به مبانی اسلامی در ساحت طبقه بندی علوم و از سوی دیگر، تبیین فلسفه تعلیم و تریبت مبتنی بر آموزه های اسلامی است. در مقاله حاضر سعی کرده ایم در یک بررسی تطبیقی، دیدگاه دو تن از بزرگان حکمت متعالیه را در موضوع اول، مورد بررسی قرار دهیم. ملاصدرا تمام علوم و معارف را در شبکه و منظومه ای خاص (دینی و الهی) می بیند و بر این اساس، علوم اخروی و الهی و حکمت نظری را بر علوم دنیوی و حکمت عملی مقدم می داند. طبقه بندی علوم از نظر حضرت امام(ره) مبتنی بر انسان شناسی ویژه ایشان است. از نظر امام(ره) انسان به طور اجمال و کلی دارای سه نشئه و صاحب سه مقام و عالم است و کلیه علوم نافع به این سه بر می گردد؛ یعنی: علمی که مربوط است به کمالات عقلیه و وظایف روحیه؛ علمی که مربوط به اعمال قلبیه و وظایف آن است؛ علمی که مربوط به اعمال قالبیه و وظایف نشئه ظاهره نفس است. به نظر حضرت امام(ره) سایر علوم، داخل در یکی از این اقسام است.
    کلیدواژگان: طبقه بندی علوم، امام خمینی، ملاصدرا، نقشه علمی، فلسفه علم
  • احمد بستانی صفحه 21
    عمده پژوهشگران، در بررسی اندیشه سیاسی صدرالمتالهین، بنیانگذار حکمت متعالیه، بیشتر بر دو کتاب «مبدء و معاد» و «الشواهد الربوبیه» تکیه کرده و کوشیده اند مباحث سیاسی صدرا را در تداوم فلسفه سیاسی فارابی مورد توجه قرار دهند. مقاله حاضر بر خلاف این رویکرد، می کوشد با تاکید بر نسبت اندیشه سیاسی فارابی با حکمت اشراقی سهروردی و نتایج سیاسی آن، پرتویی نو بر جایگاه ملاصدرا در تاریخ فلسفه سیاسی اسلامی به خصوص در ایران بیفکند. سهروردی برای نخستین بار به طرح حکومت حکیم متاله یا انسان کامل پرداخت و دریافتی عرفانی از اندیشه سیاسی عرضه داشت. این دریافت موجب گشودن پارادایمی جدید در تاریخ اندیشه سیاسی شد و بر حکمای پس از وی تاثیر فراوانی بر جا گذاشت. هدف از پژوهش حاضر، بحث در باب بسط و تحول فلسفه سیاسی از سهروردی تا ملاصدرا و مقایسه اندیشه سیاسی این دو فیلسوف برجسته ایرانی است.
    کلیدواژگان: حکمت متعالیه، اندیشه سیاسی اشراقی، انسان کامل، اندیشه سیاسی ایرانشهری، فلسفه سیاسی
  • مرتضی یوسفی راد صفحه 46
    زندگی سیاسی و حیات دنیوی و اخروی مسلمانان همواره با حکمت و شریعت آمیخته بوده و تعیین نسبت آن دو، دغدغه فیلسوفان مسلمان از جمله صدرالمتالهین بوده است. صدرا همچون سایر فیلسوفان اسلامی، برای توجیه ضرورت حیات دنیوی و زندگی سیاسی و تنظیم و مدیریت آن، هم به حکمت و هم به شریعت رو می آورد و برای هر یک، جایگاه و نقش و کارکرد خاصی قائل است. این مقاله در دستگاه فلسفی صدرالمتالهین به بحث از نسبت حکمت و شریعت می پردازد و تقدم حکمت بر شریعت را در سه جهت مورد بررسی قرار می دهد: نخست، ملاحظه تقدم معرفتهای بنیادی و نظری بر احکام جزیی شریعت؛ دوم، موضوعات کلی و اساسی که فیلسوفان، تاملات خود را از آنها آغاز می کنند؛ سوم، حکومت حکمت و معرفت حکیمانه حکیم بر زندگی دنیوی بدون قید زمان و مکان خاصی است؛ در حالی که شریعت، مقید به زمان و شرایط خاصی است. تاملات فیلسوف همواره بر جزییات زندگی حکومت دارد و به همین جهت در دستگاه فلسفی صدرالمتالهین، چیستی و چرایی زندگی مورد تامل فیلسوف واقع می شود، اما احکام جزیی آن به فقیه واگذار می شود.
    کلیدواژگان: حکمت متعالیه، حکمت، شریعت، سیاست، حکمت سیاسی، حکومت
  • شریف لک زایی صفحه 71
    در این مقاله تلاش شده است دیدگاه ها و تلقی ها درباره حکمت سیاسی متعالیه بررسی و بازخوانی شود. در این زمینه دو تلقی از یکدیگر بازشناخته شده است: امتناع حکمت سیاسی متعالیه و امکان حکمت سیاسی متعالیه. این هر دو نظر، بیش از آنکه مستند به آثار صدرالدین شیرازی باشند، در ادعاهایی اند که صاحبان آنها باید برای اثبات آنها مستنداتی را از فلسفه صدرایی و حکمت متعالیه ارائه کنند. شاید بهترین روش، رجوع مبسوط به آثار مکتوب صدرالمتالهین و شارحان و پیروان این فلسفه و کشف الزامات و اقتضائات منظومه فکری صدرالدین شیرازی و حکمت متعالیه باشد. مقاله با بسط دیدگاه های مذکور و ارائه پیشنهادهایی ادامه یافته است.
    کلیدواژگان: فلسفه سیاسی، حکمت سیاسی متعالیه، صدرالمتالهین
  • محمد پزشکی صفحه 92
    محور فلسفه متعالیه مفهوم اساسی وجود است و همین امر باعث شده است که گزاره های مرکب که تنها از صفات و عوارض و اختصاصات موضوع گزارش می دهند و اصل هستی موضوع و عوارض آن را به عنوان پیش فرض می پذیرند، خارج از قلمرو فلسفه متعالیه قرار بگیرند؛ در حالی که گزاره های فلسفه سیاسی نوعا از نوع گزاره های مرکبند.
    بنابر این، پرسشی اساسی برای هواداران حکمت متعالیه مطرح می شود که آیا قواعد وجودی فلسفه اسلامی در هر دو قلمرو فلسفه و فلسفه سیاسی جاری است یا اینکه فلسفه سیاسی راهی دیگر از فلسفه در رهیافت فلسفه اسلامی می پیماید؟ برای پاسخ به این پرسش، فیلسوفان مسلمان معاصر دو دیدگاه رقیب ارائه داده اند؛ مهدی حائری معتقد است که قواعد هستی شناسی فلسفه به رغم تفاوت فلسفه و فلسفه سیاسی، در هر دو قلمرو کاربرد دارند. اما سید محمدحسین طباطبائی معتقد است که قواعد هستی شناختی فلسفه را راهی در فلسفه سیاسی اسلامی نیست. مقاله حاضر بر آن است دو دیدگاه حاضر را مورد بررسی قرار دهد.
    کلیدواژگان: حکمت متعالیه، فلسفه سیاسی اسلامی، فلسفه سیاسی وجودی، فلسفه سیاسی اعتباری
  • حرکت جوهری و ادراکات اعتباری با نگاه به اندیشه فلسفی - سیاسی علامه طباطبایی
    احمدرضا یزدانی مقدم صفحه 115
    نوشتار حاضر به نسبت میان حرکت جوهری و ادراکات اعتباری می پردازد و این دو و نسبت میان این دو را با استناد و نگاه به اندیشه علامه طباطبایی تبیین می کند. از این رو، نخست حرکت جوهری بر اساس دو مقاله سیزدهم و دهم از کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم بیان شده و سپس نظریه ادراکات اعتباری، به طور عمده بر اساس مقاله ششم همان کتاب گزارش و پس از تبیین این دو مفهوم، نسبت میان آنها بررسی و نشان داده می شود که حداقل، بخشی از حرکت جوهری در جهان هستی از طریق ادراکات اعتباری تحقق می یابد. با توجه به اهمیت این موضوع، در ادامه، نظریه ادراکات اعتباری در حوزه اجتماع و سیاست، بیشتر از نگاهی هنجاری، پی گرفته می شود تا حرکت جوهری مطلوب در عالم انسانی به دست داده شود.
    کلیدواژگان: حرکت جوهری، ادراکات اعتباری، استخدام، ملک اجتماع، عقل و دین، عدالت و مصلحت
  • حکومت اسلامی و برنامه ریزی فرهنگی در حکمت متعالیه امکان، ضرورت، چگونگی
    فرزاد جهان بین، حبیب محمدنژاد چاوشی صفحه 140
    در خصوص امکان، ضرورت و چگونگی برنامه ریزی فرهنگی، دیدگاه های متعددی مطرح شده است. گروهی با پذیرش امکان مدیریت فرهنگ و تاکید بر ضرورت آن، با هدف همسان سازی اجتماعی، به مدیریتی تمام عیار دست می زنند که با سلب آزادی و اختیار بشری نیز همراه است. در نقطه مقابل این رویکرد تمامت خواه، رویکرد لیبرالی، امکان مدیریت کلان فرهنگ را به خاطر گستردگی مؤلفه های موجود در آن و نیز تعدد ورودی ها و به عبارتی؛ وجود محیط باز، نفی می کنند و قائل به نظم خود انگیخته در این حوزه می باشند. مقاله حاضر بر آن است تا "نگاه معقول اسلامی" را از منظر حکمت متعالیه در این خصوص مورد بحث و بررسی قرار دهد و به این پرسشها پاسخ دهد که: اولا، برنامه ریزی فرهنگی با توجه به دو مسئله محیط تربیتی باز و آزادی و اختیار انسان، چگونه امکان پذیر است؟ ثانیا، با فرض امکان، چه ضرورتی در این خصوص وجود دارد؟ بدین منظور، اشاره خواهد شد که فرهنگ از سه لایه اصلی مظاهر فرهنگی، ارزشها و عقاید تشکیل می شود. رکن اعتقادی به عنوان لایه زیرین است. در این لایه، مؤلفه تعقل به عنوان مؤلفه ای کلیدی می باشد؛ بدین معنا که تاثیر بر آن به تاثیر بر کل حوزه فرهنگ می انجامد. از این رو، برنامه ریزی عقل محور، امکان مدیریت فرهنگ را در فضای باز موجود، توام با حفظ اختیار و آزادی، به سمت فرهنگ مطلوب فراهم خواهد کرد و امکان «مقاومت فرهنگی» در برابر فرهنگهای مهاجم را نیز ایجاد می کند.
    کلیدواژگان: مدیریت، فرهنگ، مطلوب، اختیار، تعقل