فهرست مطالب

تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران - سال بیست و پنجم شماره 1 (بهار 1388)
  • سال بیست و پنجم شماره 1 (بهار 1388)
  • تاریخ انتشار: 1388/02/11
  • تعداد عناوین: 13
|
  • محمدتقی درزی*، امیر قلاوند، فرهاد رجالی صفحه 1
    به منظور بررسی اثر کودهای بیولوژیک بر روی جذب عناصر نیتروژن (N)، فسفر (P)، پتاسیم (K) و عملکرد دانه در گیاه دارویی رازیانه (Foeniculum vulgare Mill.)، آزمایشی به صورت فاکتوریل سه عاملی با استفاده از عاملهای قارچ میکوریزایی (تلقیح و عدم تلقیح)، کود فسفات زیستی (0، 30 و 60 کیلوگرم در هکتار) و ورمی کمپوست (0، 5 و 10 تن در هکتار) در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با هیجده تیمار و سه تکرار و در دو سال زراعی 1384 و 1385 در ایستگاه تحقیقات همندآبسرد (وابسته به موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور) به اجرا درآمد. مقایسه میانگینها توسط آزمون چند دامنه ای دانکن در سطح احتمال پنج درصد انجام شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بیشترین غلظت نیتروژن (62/2%)، فسفر (21/1%) و پتاسیم در دانه (54/1%) و عملکرد دانه (1367 کیلوگرم در هکتار) در تلقیح با میکوریزا حاصل شد. کود فسفات زیستی نیز تاثیر معنی داری بر روی صفات یاد شده داشت. به طوری که بیشترین غلظت نیتروژن (64/2%) با کاربرد 60 کیلوگرم و بالاترین غلظت فسفر (20/1%) و پتاسیم در دانه (52/1%) و عملکرد دانه (1316 کیلوگرم در هکتار) با کاربرد 30 کیلوگرم از آن بدست آمد. همچنین بیشترین غلظت نیتروژن (82/2%)، فسفر (25/1%) و پتاسیم در دانه (66/1%) و عملکرد دانه (1689 کیلوگرم در هکتار) با مصرف 10 تن ورمی کمپوست حاصل شد. اثر متقابل هم افزایی و مثبت نیز در بین عوامل مشاهده شد که می توان به اثر متقابل بین تلقیح میکوریزایی و کود فسفات زیستی بر غلظت نیتروژن در دانه و اثر متقابل میان کود فسفات زیستی و ورمی کمپوست بر غلظت فسفر در دانه اشاره کرد.
    کلیدواژگان: رازیانه (Foeniculum Vulgare Mill.)، میکوریزا، کود فسفات زیستی، ورمی کمپوست، نیتروژن، فسفر، پتاسیم، عملکرد دانه
  • محمد مقتدر*، عبدالرضا ایرج منصوری، حسن سالاری، آرمیتا فرهمند صفحه 20
    برای شناسایی ترکیبهای شیمیایی و بررسی اثر ضد میکروبی، بذرهای زیره (Bunium persicum Boiss.) از رویشگاه طبیعی آن در خرداد ماه 1385 از لاله زار کرمان جمع آوری شد و پس از تمیز کردن بذرها، اسانس گیری با روش تقطیر با آب انجام شد. بازده اسانس بذر زیره سیاه 2/4% بود. ترکیبهای موجود در اسانس با استفاده از کروماتوگرافی گازی تجزیه ای (GC) و گاز کروماتوگراف متصل به طیف سنج جرمی (GC/MS) مورد شناسایی قرار گرفت. با توجه به نتایج بدست آمده، 26 ترکیب در اسانس زیره (Bunium persicum) مورد شناسایی قرار گرفت که 7/99% اسانس را به خود اختصاص دادند. در میان ترکیبهای شناسایی شده به ترتیب ترکیبهای گاما-ترپینن-7-آل (91/26%)، کومین آلدئید (3/23%) و گاما-ترپینن (0/22%) بالاترین مقدار را به خود اختصاص دادند. از سایر ترکیبهای اصلی می توان از پارا-سیمن (3/7%)، 2-کارن-10-آل (9/6%) و لیمونن (8/4%) را نام برد. برای بررسی اثر ضد میکروبی اسانس بر روی 9 سوش باکتری نیز با روش Disk diffusion که شامل دو نوع باکتری گرم مثبت (استافیلوکوکوس آرئوس و استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس) و هفت نوع باکتری گرم منفی (سودوموناس آئروجینوزا، شیگلا فلکسنری، کلبسیلا پنومونی، سالمونلاتیفی، سراشیا مارسسنس و دو سوش اشرشیاکلی) با اندازه گیری قطر هاله عدم رشد بررسی شد. نتایج نشان داد که اسانس زیره سیاه مورد مطالعه دارای اثر ضد میکروبی قابل توجهی می باشد. با توجه به مقدار بالای ترکیبهای ترپینن و کومین آلدئید موجود در اسانس با خواص ضد میکروبی که دارند، از اسانس Bunium persicum می توان جهت مقابله با میکروبهای بیماری زای خاص استفاده کرد و جایگزین بی ضرر برای آنتی بیوتیک ها پیدا نمود.
    کلیدواژگان: Bunium persicum Boiss.، اثر ضد میکروبی، اسانس، خواص دارویی، آنالیز شیمیایی
  • نجمه کبیری، صدیقه عسگری*، حسین مدنی، پروین محزونی، پریوش رحیمی صفحه 29
    هیپرکلسترولمیا و فشارهای اکسیداتیو موجب افزایش سطح کلسترول و LDL-C و در نتیجه موجب افزایش خطر پیشرفت آترواسکلروز می شود. آنتی اکسیدانها نقش مهمی در بازدارندگی و جمع آوری رادیکالهای آزاد دارند و در جلوگیری از افزایش بیماریهای قلبی و عروقی در افراد موثر می باشند. در این مطالعه اثر ضد آترواسکلروزی مخلوط عصاره های هیدروالکلی سرشاخه گلدار دو گیاه گل راعی (Hypericum perforatum L.) و تاج خروس (Amaranthus caudatus L.) بر روی برخی از فاکتورهای موثر در ایجاد آترواسکلروز در خرگوشهای هیپرکلسترولمی بررسی شده است. همچنین برای مقایسه این عصاره با داروهای شیمیایی بر پیشگیری از آترواسکلروز از لوستاتین استفاده شد. در این مطالعه 20 خرگوش نر بالغ از نژاد نیوزیلندی به طور تصادفی در چهار گروه پنج تایی تقسیم شدند. این گروه ها با رژیمهای غذایی پایه، پرکلسترول، رژیم پرکلسترول به همراه مخلوط عصاره های دو گیاه گل راعی و تاج خروس (هر عصاره به طور مساوی با دوز mg/kgbw 75) و نیز پرکلسترول به همراه لوستاتین با دوز mg/kgbw 10، به مدت 60 روز تیمار شدند. در ابتدا، اواسط و پایان دوره از خرگوشها خون گیری بعمل آمد و فاکتورهای سرمی (کلسترول، LDL-C، HDL-C، TG) آنها مورد بررسی قرار گرفت. در پایان مطالعه، آئورت برای عملیات بافت شناسی نمونه برداری شد تا تشکیل پلاک های آترواسکلروز مورد مطالعه قرار گیرد. نتایج نشان داد که مخلوط عصاره ها و همچنین لوستاتین سبب کاهش معنی دار سطح کلسترول، تری گلیسرید، LDL-C و افزایش معنی دار سطح HDL-C نسبت به گروه پرکلسترول می شود. این تحقیق به طور مشخصی اثر موثر عصاره را در کاهش معنی دار فاکتورهای بیوشیمیایی مانند TG، کلسترول و کاهش معنی دار ضایعه نسبت به گروه دریافت کننده لوستاتین نشان داد. مصرف مخلوط عصاره های دو گیاه گل راعی و تاج خروس در کاهش سطح فاکتورهای خطر بیماریهای قلبی عروقی در خرگوشهای پرکلسترول موثرتر از لوستاتین می باشد.
    کلیدواژگان: آترواسکلروز، Hypericum perforatum L.، Amaranthus caudatus L.، لوستاتین
  • زریر تیموری زاده، شعبان رحیمی*، محمد امیر کریمی ترشیزی، رضا امید بیگی صفحه 39
    این مطالعه به منظور مقایسه اثر سه نوع عصاره گیاهی و آنتی بیوتیک ویرجینیامایسین به عنوان بهبود دهنده های رشد مورد استفاده در صنعت طیور، بر جمعیت میکروفلور روده و سیستم ایمنی جوجه های گوشتی انجام شد. 480 قطعه جوجه گوشتی نر یک روزه به گروه های جیره پایه (کنترل) و جیره پایه با ppm150 آنتی بیوتیک، 1/0 درصد عصاره آویشن باغی (Thymus vulgaris L.)، سرخارگل (Echinacea purpurea (L.) Moench.)، سیر (Allium sativum L.) و مخلوطی از عصاره ها با دوز مشابه تقسیم شدند. شمارش E. coli محتویات ایلئو- سکوم در گروه مخلوط عصاره ها به طور معنی داری کمتر از گروه شاهد بود. به هر حال، اختلاف معنی داری در شمارش E. coli در مخلوط عصاره ها و دیگر گروه ها بجز گروه کنترل وجود نداشت. شمارش باکتریهای اسید لاکتیک در تیمار آویشن به طور معنی داری از دیگر گروه ها بجز سرخارگل بیشتر بود. وزن بورس فابریسیوس در تیمار سیر افزایش معنی داری را در مقایسه با سایر گروه ها نشان داد، اما وزن طحال تحت تاثیر قرار نگرفت. پاسخ به افزایش حساسیت بازوفیل های پوستی (تزریق فیتوهماگلوتنین) و همچنین عیار پادتن بر علیه گلبول قرمز گوسفند در دو دوره 27 و 42 روزگی در تیمار سرخارگل به طور معنی داری بالاتر بود (05/0>p). عیار پادتن بر علیه ویروس واکسن نیوکاسل در هر دو دوره 36 و 42 روزگی تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفت، اما تیمار سرخارگل به طور غیر معنی داری عیار پادتن بر علیه این ویروس را افزایش داد.
    کلیدواژگان: آویشن (Thymus vulgaris L.)، سرخارگل (Echinacea purpurea (L.) Moench.)، سیر (Allium sativum L.)، ویرجینیامایسین، میکروفلور، ایمنی
  • فریبا بیات*، علی احسان نصرتی صفحه 49
    برای نگهداری سیر در انبار افزون بر زمان و روش برداشت، نوع توده سیر و شرایط خشک کردن پس از برداشت نیز ضروریست. به این منظور توده های سیر سفید (Allium sativum L.) همدان پس از آخرین آبیاری، در سه مرحله (مرحله زرد شدن نوک برگها، مرحله زرد شدن کامل برگها و مرحله قهوه ای و خشک شدن برگها) برداشت و بعد در دو شرایط مصنوعی (دماهای 35، 45 و 55 درجه سانتی گراد) و طبیعی خشک شدند. کلیه تیمارها برای مدت 6 ماه در انبار نگهداری شدند و هر دو ماه یک مرتبه پیرووات، رنگ، سفتی بافت، افت وزنی و فساد آنها اندازه گیری شد. نتایج نشان داد بین مقادیر پیرووات، رنگ و سفتی بافت سیر پس از برداشت در سه مرحله اختلاف معنی دار وجود ندارد. بنابراین برداشت آنها از مرحله زرد شدن نوک برگها امکان پذیر است ولی به دلیل رطوبت بالای گردن و پوسته های پیاز سیر، خشک کردن پس از برداشت آنها ضروریست. مقایسه خشک کردن پیازهای سیر در دو شرایط مصنوعی و طبیعی نشان داد که مدت زمان خشک کردن با تاخیر در برداشت و افزایش دما کاهش می یابد. طی فرایند خشک کردن، مقدار رطوبت سیرچه ها تغییرات کمی دارد ولی رطوبت ساقه و پوسته سیرچه ها کاهش یافته و به ترتیب به میانگین 4±15 و 2±20 درصد می رسد. افزایش دمای خشک کردن و تاخیر در برداشت سیر سبب افزایش تغییر رنگ می شود. مقدار پیرووات نیز با کاهش دمای خشک کردن و تاخیر در برداشت افزایش می یابد ولی بین مقدار سفتی بافت پیازهای سیر اختلاف معنی دار وجود ندارد. پس از 6 ماه نگهداری سیر در انبار افت وزنی و فساد پیازهای سیر مرحله های اول و دوم برداشت و دماهای 35 و 45 درجه سانتی گراد کمترین مقدار را دارد. مقادیر اسید پیروویک و تغییر رنگ نیز در طول مدت نگهداری، افزایش و سفتی بافت کاهش می یابد. کمترین مقدار پیرووات و رنگ در مرحله اول برداشت، در شرایط مصنوعی با دمای 35 درجه سانتی گراد و شرایط طبیعی خشک کردن و در مرحله دوم برداشت، در شرایط مصنوعی با تیمارهای 35 و 45 درجه سانتی گراد و شرایط طبیعی خشک کردن مشاهده می شود.
    کلیدواژگان: سیر (Allium sativum L.)، زمان برداشت، خشک کردن پس از برداشت، عمل آوری، انبارداری
  • الهام فتحی، فاطمه سفیدکن*، غلامرضا بخشی خانیکی، زهرا آبروش، محمدحسن عصاره صفحه 64
    در این تحقیق برگهای جوان گونه ای اکالیپتوس با نام علمی Eucalyptus largiflorens در فصل بهار از شهرستان کاشان در استان اصفهان (نواحی مرکزی ایران) جمع آوری شد. برگهای جمع آوری شده تحت پنج تیمار مختلف شامل آون Co30، آون Co40، آون Co50، آفتاب و سایه خشک شدند. پس از خشک کردن برگها، با استفاده از روش تقطیر با آب، اسانس آنها در مدت دو ساعت استخراج شد و به وسیله دستگاه های کروماتوگرافی گازی (GC) و کروماتوگرافی متصل به طیف سنج جرمی (GC/MS) مورد تجزیه و شناسایی قرار گرفت. بازده اسانس این گونه در تیمار خشک شده در آون Co50 (59/1%) به ترتیب بیش از آون Co40 (58/1%) و آون Co30 (37/1%) بدست آمد. بازده اسانس نمونه خشک شده در آفتاب (31/1%) تقریبا برابر با نمونه خشک شده در سایه (32/1%) بود. اجزای عمده اسانس شامل 8،1-سینئول (0/25%، 2/26%، 6/40%، 7/29% و 6/24%)، پارا-سیمن (2/17%، 4/17%، 3/20%، 5/20% و1/17%) و آلفا-پینن (2/16%، 6/12%، 4/14%، 2/7% و 9/9%) به ترتیب در آون Co30، آون Co40، آون Co50، آفتاب و سایه بودند. با توجه به بالاتر بودن بازده اسانس و بیشتر بودن درصد 8،1-سینئول در آون Co50 می توان برای این گونه خشک کردن در آون Co50 را توصیه نمود. در بخش دیگری از تحقیق برگهای خشک شده در سایه، علاوه بر روش تقطیر با آب با استفاده از دو روش تقطیر دیگر یعنی تقطیر با آب و بخار و تقطیر با بخار آب مستقیم، اسانس آنها در مدت دو ساعت استخراج و به وسیله دستگاه های GC و GC/MS مورد تجزیه و شناسایی قرار گرفت. بازده اسانس در روش تقطیر با آب 32/1%، در روش تقطیر با آب و بخار 92/0% و در روش تقطیر با بخار مستقیم 77/0% بود. بالاترین درصد ترکیب عمده اسانس یعنی 8،1-سینئول از روش تقطیر با آب و بخار بدست آمد (4/31%). به این ترتیب مشاهده می شود که در روش تقطیر با آب بازده اسانس بالاتر می باشد و بیشترین درصد 8،1-سینئول از روش تقطیر با آب و بخار بدست می آید.
    کلیدواژگان: Eucalyptus largiflorens، اسانس، 8، 1، سینئول، تقطیر
  • مریم پیوندی*، آذر رفعتی، مهدی میرزا صفحه 75
    در این تحقیق اثر کودهای شیمیایی ازت و فسفر بر میزان رشد، کیفیت و کمیت اسانس در گیاه درمنه شیرین (Artemisia annua L.) مطالعه شد. برای این منظور اثر کودهای نیتروژن (46% به فرم اوره) و فسفر (48% به فرم سوپر فسفات تریپل) هر کدام در چهار سطح به مقادیر صفر، 40، 80 و 120 کیلوگرم در هکتار روی رشد رویشی و تغییرات کمی و کیفی اسانس برگ درمنه شیرین بررسی شد. این آزمایش به صورت بلوکهای کامل تصادفی، با 16 تیمار و در سه تکرار اجرا شد. بررسی شاخصهای رشد نشان داد که اختلاف میانگین ارتفاع بوته ها، تعداد شاخه های فرعی و وزن خشک بوته ها در تیمارهای مختلف فسفر و نیتروژن در 5%≥P معنی دار است. به طوری که بیشترین ارتفاع بوته و شاخه های فرعی در تیمارهای N80P40 و N40P40 بدست آمد. افزایش فسفر بیش از 80 کیلوگرم در هکتار در همه تیمارها باعث کاهش معنی دار رشد شد. اسانس برگهای گیاه در زمان گلدهی با روش تقطیر با بخار استخراج شد. درصد اسانس در تیمار N80Po و N40P0 افزایش معنی داری را نسبت به سایر تیمارها نشان داد. بررسی کیفی ترکیبهای اسانس برگها با GC/MS حضور 24 ترکیب را در همه تیمارها نشان داد که از این میان آرتمیزیا کتون، کامفور، 8،1-سینئول، آرتمیزیا الکل، ویریدیفلورن و آلفا-پینن عمده ترین ترکیبهای تشکیل دهنده اسانس این گیاه بودند.
    کلیدواژگان: Artemisia annua L.، نیتروژن، فسفر، اسانس، رشد رویشی
  • حسین آذرنیوند، مرضیه علی خواه اصل*، حسین ارزانی، غلامرضا امین، محمد جعفری، سیدسعید موسوی صفحه 85
    اسانس قسمتهای هوایی گیاه گرز (Diplotaenia cachrydifolia Boiss.) در دو حالت سبز و خشک از نظر میزان و درصد ترکیبهای موجود در آن، مورد بررسی قرار گرفت تا علت غیر خوش خوراک بودن و سمیت آن در حالت سبز و خوش خوراک شدن آن برای دام در حالت خشک، مشخص شود. استخراج اسانس به روش تقطیر با آب انجام شد. اسانس استخراج شده توسط دستگاه گاز گروماتوگرافی متصل به طیف سنج جرمی (GC/MS) بررسی و سپس اجزاء آن شناسایی گردید. براساس نتایج بدست آمده، بازده اسانس در حالت سبز 7/2% و در حالت خشک 4/0% بود. در حالت سبز، 18 ترکیب (4/91%) در اسانس شناسایی شد که لیمونن (6/49%)، سیس- بتا-اوسیمن (6/12%)، دیل آپیول (8/10%) و آلفا-فلاندرن (3/4%) ترکیبهای عمده بودند. در حالت خشک 17 ترکیب (6/91%) شناسایی گردید که ترکیبهای عمده را لیمونن (7/50%)، دیل آپیول (3/18%)، سیس-بتا-اوسیمن (3/10%) و آلفا-پینن (1/4%) تشکیل می دادند. براساس نتایج حاصل شده، بالا بودن میزان اسانس یکی از عوامل کاهنده خوش خوراکی گیاه در حالت سبز می باشد. همچنین ترکیبهای بتا-میرسن و آلفا-فلاندرن که دارای عوارض مضر بیولوژیکی هستند و مقدارشان در حالت خشک کاهش نشان داد، به عنوان ترکیبهای ضد کیفیت معرفی می شوند. در مجموع، بالا بودن میزان اسانس گیاه و بعضی ترکیبهای موجود در اسانس می توانند از عوامل ضد کیفیت، به حساب آیند.
    کلیدواژگان: Diplotaenia cachrydifolia Boiss.، خوش خوراکی، اسانس، بتا، میرسن، آلفا، فلاندرن
  • فرحناز هوشیدری* صفحه 92
    هدف از اجرای این تحقیق جمع آوری گیاهان دارویی استان کردستان، شناسایی و تکمیل اطلاعات علمی در زمینه گیاهان دارویی استان بود. برای این منظور، ضمن مراجعه مکرر به مناطق مختلف استان نسبت به جمع آوری گیاهان دارویی موجود و گیاهان مورد مصرف افراد محلی اقدام شد و ضمن تهیه نمونه هرباریومی از نمونه های جمع آوری شده، موارد مصرف آنها ثبت و در زمان مناسب نسبت به جمع آوری بذر آنها نیز اقدام شد. نتیجه این تحقیق جمع آوری و شناسایی 144 گونه گیاه دارویی بود. بیشترین گونه ها به ترتیب تعداد متعلق به خانواده های Compositae با 18 گونه، Umbelliferae با 16 گونه، Papilionaceae با 11 گونه، Rosaceae با 10 گونه، Labiatae با 8 گونه، Cruciferae با 6 گونه، Solanaceae با 4 گونه، Rannculaceae با 4 گونه، Alliaceae با 3 گونه، Liliacea با 3 گونه و Malvaceae با 3 گونه بود. بقیه خانواده ها بجز Anacardiaceae، Linacea، Caryophyllaceae، Moraceae، Chenopodiaceae، Papaveraceae، Orchidaceae، Tamaricaceae و Polygonaceae تنها یک گونه دارویی را شامل می شدند.
    کلیدواژگان: گیاهان دارویی، جمع آوری، شناسایی، استان کردستان
  • سیدحسن حجازیان*، علی فتاحی بافقی، سیدمجید مهدوی صفحه 104
    یکی از اهداف تحقیقات بیولوژیکی یافتن موادی جهت کاهش و تسکین درد می باشد که به وسیله بیماریهای مختلف بروز می کند. در این راستا استفاده از گیاهان دارویی اهمیت دارد. گیاه زنیان (Carum copticum (L.) C. B. Clarke) که در طب سنتی ایران به عنوان یک ماده تسکین دهنده معرفی شده، در کنترل دردهای با منشا عصبی و سر درد استفاده می شود. مطالعه حاضر تحقیقی است که با استفاده از تست فرمالین بر روی اثر ضد دردی بخش غیر روغنی میوه گیاه زنیان صورت گرفته و با بخش روغنی آن مقایسه شده است. در این بررسی آزمون فرمالین به عنوان یک آزمون استاندارد ایجاد کننده درد مورد استفاده قرار گرفت و اثر ضد دردی آن با تزریق داخل صفاقی بخش غیر روغنی عصاره زنیان با غلظت 20 میلی لیتر/کیلوگرم به مدت یک ساعت بررسی شد. نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان می دهد که بخش آبی زنیان بر درد ناشی از فرمالین در یک ساعت اثری نداشته و در مقایسه با گروه کنترل معنی دار نمی باشد (P>0.05). بنابراین با توجه به اثر ضد دردی اسیدهای چرب ضروری که در بخش روغنی و عصاره تام وجود دارد، عدم وجود اثر ضد دردی در این بخش از عصاره ممکن است ناشی از فقدان روغن در آن باشد.
    کلیدواژگان: زنیان (Carum copticum (L.) C. B. Clarke)، تست فرمالین، ضددردی، درد، گیاهان دارویی
  • کرامت الله سعیدی، رضا امیدبیگی* صفحه 113
    گیاه Kelussia odoratissima Mozaff. از خانواده چتریان می باشد که ارزش دارویی و غذایی بالایی دارد و برای درمان بیماریهای مختلف از آن استفاده می شود. این آزمایش به منظور تعیین میزان و ترکیب اسیدهای چرب، میزان کل مواد فنولیکی و میزان اسانس بذر گیاه دارویی کلوس انجام شد. استخراج ترکیبهای فنولیکی با استفاده از روش Folin-Ciocalteu انجام شد و جذب در طول موج 750 نانومتر بوسیله دستگاه اسپکتروفتومتر قرائت شد. براساس نتایج بدست آمده میزان ترکیبهای فنولیکی در بذر کلوس mg GAE/g DW 15/288 بود. برای اسانس گیری از روش تقطیر با آب و دستگاه کلونجر استفاده شد. میزان اسانس بدست آمده 1/2 درصد بود. به منظور تعیین میزان روغن بذر گیاه، روغن گیری به روش سوکسله انجام شد و ترکیب اسیدهای چرب آن با استفاده از دستگاه GC تعیین شد. بذر حاوی 25 درصد روغن بود و مهمترین اسید چرب بذر، C18:1 شامل: C18:1(n-12) (اسید پتروسلینیک) و C18:1(n-9) (اسید اولئیک) به میزان 35/75 درصد بود. سایر اسیدهای چرب بذر اسید لینولئیک 14/19 درصد، اسید پالمتیک 65/6 درصد، اسید استئاریک 9/1 درصد و اسید لینولنیک 95/ درصد بودند.
    کلیدواژگان: Kelussia odoratissima Mozaff.، ترکیبهای فنولیکی، اسیدهای چرب، اسانس، بذر
  • الهام نیکخواه*، مسعود خیامی، رضا حیدری صفحه 120
    گونه های اکسیژن فعال ROS و نیتروژن فعال RNS اشکال مولکولهای فعالی هستند که می توانند موجب آسیب به DNA شده و در نهایت منجر به جهش گردند. در واقع رادیکالهای آزاد نقش عمده ای در ایجاد اختلال در سلامتی انسان دارند که شامل فرایند های پیری، سرطان و آترواسکلروزیس می باشد. به عکس، آنتی اکسیدانها به روش های مختلف می توانند رادیکالهای آزاد را مهار نمایند. مهار آزاد سازی رادیکالهای آزاد به خصوص رادیکالهای نیتریک اکسید که جزء RNSها می باشند، یک راهبرد بالقوه جهت کنترل التهاب می باشد. بسیاری از داروهای ضد التهابی، گوارشی و حفاظت کننده عصبی، مکانیسمهای آنتی اکسیدانی و یا جمع کنندگی رادیکال را دارند. مطالعات بسیاری فعالیتهای آنتی اکسیدانی و فواید سلامتی آنتوسیانین های موجود در میوه ها و سبزیجات را شرح می دهند. آنتوسیانین ها مشتقات گلیکوزیله پلی هیدروکسی و پلی متوکسی از نمکهای فلاویلیوم بوده و به عنوان رنگهای طبیعی از خانواده فلاونوئید ها می باشند و به طور گسترده ای در گلها، میوه ها و سبزیجات وجود دارند. انگورها و توتها منابع غذایی اصلی آنتوسیانین ها هستند. توتها غنی از آنتوسیانین هستند که این ترکیبها موجب ایجاد رنگ در میوه شده و همچنین به عنوان آنتی اکسیدانهای طبیعی محسوب می شوند. مطالعات اولیه نشان داده که آنتوسیانین ها در کاهش پیری همراه با آسیبهای اکسیداتیو مفیدند. هدف از این مطالعه، سنجش میزان فعالیت مهاری آنتوسیانین های سه گونه توت در برابر رادیکالهای نیتریت بود. برای این کار عصاره آنتوسیانینی با استفاده از روش Francis و Cribago استخراج شده و سپس این عصاره آنتوسیانینی جهت سنجش مهار رادیکالهای نیتریت توسط واکنش Griess Illosvoy بکار گرفته شد. در کل نمونه ها مشاهده شد که ظرفیت مهار نیتریت توسط عصاره آنتوسیانینی توتها همزمان با افزایش غلظت عصاره افزایش می یابد. این نتایج تاییدی بر فعالیت آنتی اکسیدانی آنتوسیانین ها می باشد.
    کلیدواژگان: آنتوسیانین، رادیکال نیتریک اکسید، شاه توت، توت فرنگی، توت سیاه
  • محمدحسین دشتی رحمت آبادی، مرتضی انوری*، محمد رضایی صدرآبادی، حمید فلاح تفتی، سمیرا زنبق، صادق یادگاری صفحه 129
    امروزه به منظور تسکین دردهای مزمن، مسکن های ضد التهابی غیراستروئیدی و اپیوئیدی به طور وسیعی مصرف می شوند. برای دستیابی به داروهای مسکن جدید مطالعه بر روی گیاهان دارویی مطرح در طب سنتی مورد توجه خاصی قرار گرفته است. در این پژوهش اثر عصاره بادمجان (Solanum melongena L.) بر درد مزمن در موش سوری مورد بررسی قرار گرفته و با اثر مورفین مقایسه شده است. این مطالعه از نوع مداخله ای و به روش کارآزمایی تجربی بر روی 8 دسته ی 5 تایی موش سوری نر انجام شده است. 15 دقیقه پس از تزریق داخل صفاقی عصاره، مورفین یا سالین، 25 میکرولیتر فرمالین 2/5 درصد به کف پای چپ هر کدام از موشها تزریق شد و بلافاصله حیوان به محفظه دستگاه مشاهده منتقل شده و به مدت یک ساعت هر 15ثانیه، امتیاز درد متناسب با شدت ظهور علامت درد، به حیوان نسبت داده شد. این پژوهش نشان داد که از بین دوزهای مختلف عصاره بادمجان، تنها دوز mg/kg1000 در مرحله اول (درد حاد) و دوم (درد مزمن) از آزمون فرمالین موجب کاهش درد شد که این اثر در فاصله زمانی 20 تا40 دقیقه نسبت به گروه کنترل تفاوت قابل ملاحظه ای نشان داد (p= 000). اثر ضد دردی این دوز عصاره بادمجان در همین فاصله زمانی با دوز mg/kg 4 مورفین تفاوت معنی داری نداشت (P= 0.146). براساس یافته های این پژوهش، عصاره بادمجان درد مزمن ناشی از تزریق فرمالین را کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: بادمجان (Solanum melongena L.)، درد مزمن، آزمون فرمالین، مورفین، موش سوری
|
  • M.T. Darzi*, A. Ghalavand, F. Rejali Page 1
    In order to study the effects of biofertilizers on N, P, K concentrations and seed yield in fennel (Foeniculum Vulgare Mill.), an experiment was conducted at Homand Research Station in Damavand at 2005 and 2006. The factors were mycorrhizal inoculation (inoculated and non-inoculated), phosphate biofertilizer (0, 30, 60 kg/ha) and vermicompost (0, 5, 10 ton/ha). The experiment design was factorial experiment in the base of randomized complete blocks design with eighteen treatments and three replications. Mean comparison was carried out using Duncan multiple range test (at 5% level). Results showed that the highest concentration of N, P and K in seed and seed yield were obtained with mycorrhiza inoculums. Phosphate biofertilizer also showed significant effects on mentioned traits as the highest N concentration in seed with consumption of 60 kg/ha and maximum concentration of P, K and seed yield with consumption of 30 kg/ha from it were obtained. The highest concentration of N, P and K in seed and seed yield were obtained with application of 10 ton/ha vermicompost. There were positive and synergistic interactions between factors, like interactions between mycorrhizal inoculation and phosphate biofertilizer on N concentration and phosphate biofertilizer and vermicompost on P concentration.
    Keywords: Fennel (Foeniculum Vulgare Mill.), mycorrhiza, phosphate biofertilizer, vermicompost, N, P, K, seed yield
  • M. Moghtader*, A. Iraj Mansori, H. Salari, A. Farahmand Page 20
    In order to study chemical composition and antimicrobial activity of essential oil of Bunium persicum Boiss., the seeds of this plant, which grows in Kerman Province in Lalehzar Mountains around of Kerman city, were collected in June 2006. The essential oil yield, obtained by hydro distillation from seeds, was 4.2%. The oil was analyzed by capillary gas chromatography (GC) using flame ionization (FID) and capillary gas chromatography coupled mass spectrometry (GC/MS) for detection. Twenty-six compounds were identified in the essential oil that concluded 99.7% of the total oil. The major components were γ-terpinen-7-al (26.91%), cumin aldehyde (23.29%) and γ-terpinene (22.02%). Other constitutes were ρ-cymene (7.32%), 2-caren-10-al (6.92%) and limonene (4.79%). For study of antimicrobial activity, the essential oil tested against 9 bacteria by disk diffusion method. The antimicrobial effects were determined against two gram positive bacteria: Staphylococcus areous (ATCC=25922) and Staphylococcus epidermidis (ATCC=1435) and seven gram negative bacteria: Pseudomonas aeroginosa (ATCC=1074), Shigella flexneri (ATCC=1234), Kellebsiella pnuomonae (ATCC=1053), Salmonella typhi (ATCC=1634), Serratia marcescens (1111), Escherichia coli (ATCC=25923) and Escherichia coli (ATCC=157). The results showed the seed oil of B. persicum had strong anti-bacterial effects. This property could be resulted from the relatively high amount of terpinenes and cumin aldehyde in the essential oil.
    Keywords: Bunium persicum Boiss., antimicrobial activity, essential oil, medicinal properties, analytical chemistry
  • N. Kabiri, S. Asgary*, H. Madani, P. Mahzoni, P. Rahimi Page 29
    Hypercholesterolemia and oxidative stress increase serum total cholesterol and LDL-C cholesterol levels resulting in increased risk for development of atherosclerosis. Antioxidants play an important role in inhibiting and scavenging radicals thus could be other important measures to benefit individuals with the increased cardiovascular disease risk factors. This study was designed to investigate the effect of aerial parts of Hypericum perforatum L. and Amaranthus caudatus L. on the development of atherosclerosis in male hyperlipidemic rabbits. Twenty adult male rabbits were randomly divided into four groups of five and were fed for 60 days as follows: basic diet, high cholesterol, high cholesterol along with combination Hypericum perforatum and Amaranthus caudatus (HA) extract (75mg/kg) and high cholesterol along with Lovastatin (10mg/kg). Blood samples were taken at the beginning, one month later and at the end of the study in order to measure their serum factors (cholesterol, LDL-C-C, HDL-C-C, TG). The fatty streak formation evaluated at the end of the study. The results showed that both the extract and lovastatin reduced significantly the levels of cholesterol, LDL-C-C, triglyceride and HDL-C-C) increased in comparison with high cholesterol group. Fatty streak formation in extract recipient group significantly decreased in comparison with high cholesterol group with lovastatin. The result showed that HA significantly decreased TG, cholesterol and fatty streak formation in comparison with high cholesterol group and lovastatin. These findings suggest HA extract is more effective in decreasing the level of cardiovascular risk factors than Lovastatin in hypercholesterolemic rabbits.
    Keywords: Atherosclerosis, Hypericum perforatum L., Amaranthus caudatus L., rabbit, lovastatin
  • Z. Teymouri Zadeh, Sh. Rahimi*, M.A. Karimi Torshizi, R. Omidbaigi Page 39
    The present study was designed to evaluate comparison of the effects on the intestinal microflora population and immune system of broilers of three commercial herbal extracts and virginiamycin antibiotic. A total four hundred and eighty 1-day old male broiler chicks were assigned to the basal diet (control) and basal diet supplemented with 150 ppm virginiamycin, 0.1% extract of thyme (Thymus vulgaris L.), coneflower (Echinacea purpurea (L.) Moench.), garlic (Allium sativum L.) and blend of extracts with the same dose. The colony forming units of Escherichia coli in digesta of ileo-cecum in the blend group showed a significantly lower number compared with control group. However, there was no difference in E. coli counts between blend group and others except control. The lactic acid bacteria counts in the thyme group increased compared with other groups except coneflower (p<0.05). Relative weights of immune organs (spleen and bursa of Fabricious) as two immune indexes were compared among different groups. Relative weight of bursa of Fabricious in the Garlic group showed a significantly increase compared with other groups, but relative weight of spleen was unaffected by treatments. Cutaneous basophils hypersensitivity response (to phytohemagglutinin injection) and antibody responses to sheep red blood cells were higher in coneflower group (p<0.05). Antibody responses to Newcastle vaccine (Lasota) was unaffected by treatments but coneflower group improved antibody levels (p>0.05).
    Keywords: Thymus vulgaris L., Echinacea purpurea (L.) Moench., Allium sativum L., virginiamycin, microflora, immune
  • F. Bayat*, A.E. Nosrati Page 49
    Proper drying is essential to successful marketing in regions which cultivated Garlic (Allium sativum L.) and most serious post harvest losses result from improper drying. For this reason, after the cut off irrigation, white garlic population were harvested at three stages. The first stage of harvesting was done after that approximately 70 percent of the top leaves turned yellow, while the second harvesting was began when whole leaves became yellow and eventually the last harvesting was ensued by getting dry, brown leaves which fell over on the field. After harvesting, bulbs dried at natural condition and artificial state at 35, 45 and 55oC. Effect of harvesting stage and drying conditions on the garlic shelf life were investigated during 6 months and qualitative and quantitative factors i.e. moisture content, pyruvate, color and texture in addition to weight loss and spoilage were measured bimonthly. The results of two years study showed that after harvesting, there was no significant difference between pyruvate, color and texture contents of cloves. Drying time at natural condition of the first stage of harvesting was longer than artificial drying process time as well as the other harvesting stages. At 55°C some cloves turned yellow, soft and sticky especially at the early stages of harvesting. During the post harvest drying of garlic the moisture content of cloves was relatively constant, while that of the skins and stem rapidly decreased. After curing, moisture contents of the cloves, skins and stems were 641, 202 and 154 percent respectively. Effect of drying on some quality factors showed that at low temperatures, the pyruvate content and color changes decreased. Qualitative and quantitative factors at the end of storage period showed that for harvesting at the first stage, drying at 35°C or natural conditions and at the second stage, drying at 35°C and 45°C or natural conditions were the best.
    Keywords: Garlic (Allium sativum L.), harvesting time, post harvest drying, curing, storing
  • E. Fathi, F. Sefidkon*, Gh. Bakhshi Khaniki, Z. Abravesh, M.H. Assareh Page 64
    In this research, the fresh leaves of Eucalyptus largiflorens were collected in the middle of spring from Kashan in Isfahan province. After drying the plant materials in oven 30°C, 40°C, 50°C, sun and shade, their essential oils were obtained by hydro-distillation. In addition, the essential oil of shade-dried sample was obtained by two other distillation methods (water and steam distillation and direct steam distillation). The oils were analyzed by GC and GC/MS. Oil yields (w/w) of the oven-dried 30°C, 40°C, 50°C, sun-dried and shade-dried sample were 1.37%, 1.58%, 1.59%, 1.31% and 1.32% respectively. 1,8-cineole (25.0%, 26.2%, 40.6%, 29.7% and 24.6%), P-cymene (17.2%, 17.4%, 20.3%, 20.5% and 17.1%) and α-pinene (16.2%, 12.6%, 14.4%, 7.2% and 9.9%) were identified as the main components in oven-dried 30°C, 40°C, 50°C, sun-dried and shade-dried sample, respectively. On the other hand, the oil yields were 0.92% and 0.77% in water and steam distillation and direct steam distillation. In different drying methods the result showed the oil yield and 1,8-cineole percentage were higher in oven-dried 50°C sample and in different distillation the oil yield in hydro-distillation was higher and the highest percentage of 1,8-cineole was obtained by water and steam distillation.
    Keywords: Eucalyptus largiflorens, essential oil, 1, 8, cineole, distillation
  • M. Peyvandi*, A. Rafati, M. Mirza Page 75
    The purpose of this study was determining the effects of different nitrogen and phosphorus doses on the plant growth parameters, yields and essential oil composition of Artemisia annua L. The effect of nitrogen (urea 46%) and phosphorus (Triple super phosphate %48) at four levels (0, 40, 80, 120 kg/ha) were examined. Experiments were designed based on Randomized Complete Block with 16 treatments and 3 replicates. Results indicated that differences between the average of height, number of branches and dry weight were significant at p≤0.05. The maximum of branches number and height of plant were gained in the N40P40 and N80P40 treatments. Increasing of P fertilizer more than 80 kg/ha decrease the growth parameters significantly. Essential oil of leaves at flowering stage was obtained by hydro-distillation. Percentage of essential oil showed significant increase in N40P0 and N80P0 treatments. Chemical compounds of leaf oil were identified by GC/MS. Twenty four components were found which the major compounds were artemisia ketone, camphor, 1,8-cineole, artemisia alcohol, viridiflorene and alpha-pinene
    Keywords: Artemisia annua L., nitrogen, phosphorus, essential oil, growth
  • H. Azarnivand, M. Alikhah Asl*, H. Arzani, Gh. Amin, M. Jafari, S.S. Mousavi Page 85
    The essential oil yield and composition of the aerial parts of Diplotaenia cachrydifolia Boiss. were investigated in green and dry states, to understand why it is toxic and unpalatable in green state and palatable in dry state, for livestock. The essential oil was obtained by hydro-distillation method with Clevenger-type apparatus. GC and GC/MS analysis were carried out for investigating the oil composition. According to the results, the oil yield was 2.7% in green state and 0.4% in dry state. Ighteen components were identified representing 91.4% of the oil in green state and 17 components representing 91.6% of the oil in dry state. The major volatile components in green state were: limonene (49.6%), Cis-β-ocimene (12.6%), dill apiole (10.8%) and α-phellandrene (4.32%), respectively and in dry state were: limonene (50.7%), dill apiole (18.3%), Cis-β-ocimene (10.3%) and α-pinene (4.1%), respectively. The results showed that the high amount of the oil in green state is a factor for decreasing plant palatability. Furthermore, β-myrcene and α-phellandrene which are harmful biological compounds decreased in dry state. These compounds are introduced as forage anti-quality factors. In conclusion, the high quantity of volatile oil and some components are forage anti-quality factors.
    Keywords: Diplotaenia cachrydifolia Boiss., palatable, essential oil, β myrcene, α phellandrene
  • F. Hooshidari* Page 92
    With regard to importance of medicinal plants, this study has carried out in Kurdistan province in 1998-2001 for identification of medicinal plants of this province. There were various stages contained collection of rural and locale information about medicinal plants, field and in situ investigations and collection of herbal samples and identification of them. According to results, 144 medicinal plants species were identified that 59 species of them were new in comparison with previous references. The most numbers of medicinal plants were belong to the families of Compositae, Umbelliferae, Papilionaceae, Rosaceae, Labiatae, Cruciferae, Solanaceae, Ranunculaceae, Alliaceae, Malvaceae, Liliacea with 18, 16, 11, 10, 8, 6, 4, 4, 3, 3 and 3 species, respectively. In addition Anacardiaceae, Caryophyllaceae, Chenopodiacea, Linaceae, Orchidaceae, Tamaricaceae, Polygonaceae, Moraceae, and Papaveraceae families allocated 2 species and the other families included one species.
    Keywords: Medicinal plants, collection, identification, Kurdistan Province
  • S.H. Hejazian*, A. Fattahi Bafghi, S.M. Mahdavi Page 104
    One of the important aims of biological investigations is finding substances which are involved in relieving pain. Application of medicinal herbs for relieving pain is very useful. Carum copticum (L.) C. B. Clarke from Umbelliferae family has been introduced as an analgesic agent in Iranian traditional literature which is widely used for relieving neuropathy pain and headache. This study was conducted to investigate the analgesic effect of Carum copticum fruit on formalin induced pain as compared with oil part of Carum copticum. Formalin test was used as a standard pain inducing test and the analgesic effect of intra peritoneal injection of 20ml/kg of Carum copticum extract were evaluated. Our findings showed that aqueous part of Carum copticum extract had no effect during one hour formalin test as compared with control group (P>0.05). Therefore, due to the analgesic effect of essential fatty acids and its crude extract of Carum copticum, the non analgesia property might be related to absent of oil part.
    Keywords: Carum copticum (L.) C. B. Clarke, formalin test, analgesic, pain, medicinal herb
  • K.A. Saeedi, R. Omidbaigi* Page 113
    Kelussia odoratissima Mozaff. is a plant belonging to the Apiaceae family which has got high nutrition and medicinal value and is extensively used for treatment several diseases. The objective of this research was determination of content and composition of fatty acids, total phenolic content and essential oil content on K. odoratissima seed. Extraction of total phenolics content carried out by Folin-Ciocalteu method and the absorbance at 750 nm was measured by spectrophotometer. Results showed that total phenolic content was 288.15 mg GAE/g DW in seed. Hydro distillation by Clevenger-type apparatus was used for the extraction of essential oil. 2.1% essential oil was obtained in the experiment. Moreover, extracting from the seeds was done using Soxhelet method, in addition to measuring fatty acids by GC. The results showed K. odoratissima seeds contain 25% oil. The major fatty acid present in seeds (75.35% of % total) was C18:1 including petroselininc acid (C18:1(n-12)) and oleic acid (C18:1(n-9)). Other fatty acids were including linoleic acid (19.14%), palmitic acid (6.65%), stearic acid (1.9%) and linolenic acid (.95%).
    Keywords: Kelussia odoratissima Mozaff., total phenolic content, fatty acids, essential oil, seed
  • E. Nikkhah*, M. Khayami, M. Heidari Page 120
    Reactive oxygen species (ROS) and reactive nitrogen species (RNS) are various forms of activated oxygen and nitrogen that cause DNA damage that may lead to mutation 3. In fact, free radicals are believed to play important roles in different health conditions, including the aging process, cancer and atherosclerosis. Several anti-inflammatory, digestive, anti-necrotic, neuroprotective, and hepatoprotective drugs, have recently been shown to have an antioxidant and/or radical scavenging mechanism as part of their activity. Many studies have demonstrated the antioxidant activities and health benefits of the anthocyanins occurring in various fruits and vegetables. Anthocyanins are a group of naturally occurring phenolic compounds, which are responsible for the attractive colors of many flowers, fruits (particularly in berries), vegetables and related products derived from them. These polyphenolic substances are glycosides of poly hydroxy and poly methoxy-derivatives of 2-phenylbenzopyrylium or flavilium salts. Grapes and berries are the chief dietary sources of anthocyanins. Berries are rich in anthocyanins, compounds that provide pigmentation to fruits and serve as natural antioxidants. Earlier studies have shown that berry anthocyanins are beneficial in reducing age_associated oxidative stress. The aim of this study was evaluation of inhibitory effect of anthocyanins from three spicies of berries. In this study, anthocyanin pigments were extracted from berries with Cribago & Francis method. Nitric oxide radical inhibition assay of berries’ extracts have been done by the use of Griess Illosvoy reaction. The scavenging of nitric oxide by berries extract was increased in a dose-dependent manner.
    Keywords: Anthocyanin, nitric oxide radicals, berry, strawberry, black berry
  • M.H. Dashti Rahmatabadi, M. Anvari*, M. Rezai Sadrabadi, H. Fallah Tafti, S. Zanbagh S. Yadegari Page 129
    Nowadays, steroidal anti inflammatory and opioide analgesics are widely used to attenuate the chronic Pain. For achieving new analgesics, many investigations have been focused on understanding the antinociceptive effects of different ethnic medicinal plants. In this study, the effects of Solanum melongena L. extract on chronic pain is assessed and compared with morphine. This study was conducted as an experimental trial on 40 male mice, equally and randomly divided in to 8 groups. 15 minutes after intra peritoneal injection of the extract, morphine or saline, 25µl of 2.5% formalin was subcutaneously injected to left hind paw of each mouse. Immediately after this injection the animals were placed under a chamber on the formalin test observational set up. Then pain scores were ascribed to each mouse according to pain intensity expression every 15 seconds during 1 hour. Our findings showed that 1000mg/kg Solanum melongena extract was analgesic in the 1st (acute) and the 2nd (chronic) phases of formalin test. This effect was more prominent during 20 to 40 min. after formalin injection and the pain score was significantly less than control (p=000). The analgesic effect of this eggplant dose, didn’t show any significant difference with 4mg/kg morphine sulfate in this time period (P=0.146). According to our findings the hydro-alcoholic extract of Solanum melongena reduces chronic pain produced by formalin injection.
    Keywords: Solanum melongena L., chronic pain, formalin test, morphine, mice