فهرست مطالب

آفات و بیماریهای گیاهی - سال هفتاد و پنجم شماره 2 (اسفند 1386)
  • سال هفتاد و پنجم شماره 2 (اسفند 1386)
  • تاریخ انتشار: 1386/12/20
  • تعداد عناوین: 9
|
  • پراکنش و برخی خصوصیات بیولوژیکی و مولکولی جدایه های ویروس موزائیک کلم گل از مزارع کلم گل ایران
    شیرین فرزادفر، غلامحسین مصاحبی، علی آهون منش، مینا کوهی حبیبی، کازوساتو اوشیما، رضا پوررحیم، علی رضا گلنراقی صفحه 1
    به منظور تعیین پراکنش و مطالعه برخی خصوصیات بیولوژیکی و مولکولی جدایه های ایرانی ویروس موزائیک کلم گل (Cauliflower mosaic virus-CaMV)، از 32 مزرعه کلم گل (Brassica oleracea var. botrytis) واقع در 6 استان کشور بازدید به عمل آمد. نمونه برداری در فصول مختلف انجام و مجموعا 323 نمونه برگی کلم گل علائم دار جمع آوری گردید. این نمونه ها با روش سرولوژیکی الایزا و به کمک آنتی بادی اختصاصی CaMV مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج آزمون سرولوژیکی با استفاده از آزمون های بیولوژیکی و نیز واکنش زنجیره ای پلی مراز مورد تایید قرار گرفت. بر اساس آزمون الایزا، 292 نمونه کلم گل (4/90 درصد) به CaMV آلوده بودند. میزان آلودگی در مزارع نمونه برداری شده بین 6/63 تا 100 درصد متفاوت بود. خصوصیات بیولوژیکی 21 جدایه از مناطق مختلف و با شدت علائم متفاوت، بر اساس بیماریزایی آن ها روی شلغم (Brassica rapa)، داتوره (Datura stramonium) و کلم قمری (Brassica oleracea var. gongylodes) مورد مطالعه قرار گرفت. این جدایه ها روی شلغم علائم متفاوتی شامل لکه های موضعی و پس از آن رگ روشنی، موزائیک، رگ نواری، چین خوردگی و بازماندن از رشد ایجاد نمودند. شدت علائم سیستمیک ایجاد شده بسته به جدایه مورد بررسی متفاوت بود. برخلاف شلغم، علائم ایجاد شده در کلم قمری محدود به برگ های پایینی و مایه زنی شده بود و شدت علائم نیز در مقایسه با شلغم بسیار خفیف تر بود. تمامی گیاهان کلم قمری مایه زنی شده با جدایه های مورد نظر حالت بهبودی نشان داده و علائم در برگ های بالایی مشاهده نشد. یازده جدایه در گیاه داتوره نیز لکه های موضعی ایجاد نموده و دو جدایه علاوه بر ایجاد لکه موضعی، این میزبان را بصورت سیستمیک آلوده نمودند. همه 21 جدایه CaMV با شته سبز هلو (Myzus persicae) منتقل گردیدند. برای تجزیه مولکولی و رسم درخت تبارزایی، ژن شماره شش (ORFVI) مربوط به نه جدایه با استفاده از آغازگرهای اختصاصی، تکثیر و تعیین ترادف گردید. نتایج بدست آمده، نشان دهنده یکنواختی بالای این ناحیه (9/96 تا 100 درصد) در بین جدایه های ایرانی بود. مقایسه این ترادف ها با ترادف های موجود در بانک ژن نشان داد که این جدایه ها دارای بیشترین یکنواختی (1/96 تا 7/96 درصد) با جدایه D/H (از مجارستان) می باشند. بر اساس تجزیه تبارزایی، جدایه های ایرانی مورد مطالعه در گروه جدایه های غیر آمریکای شمالی و در یک شاخه جداگانه قرار گرفتند. همچنین با استفاده از آنزیم برشی Hpy99I، جدایه های ایرانی مورد مطالعه از سایر جدایه های خارجی، کاملا تفکیک شدند.
    کلیدواژگان: ویروس موزائیک کلم گل، ژن شماره 6 ویروس موزائیک کلم گل، ترادف
  • مریم عطاپور، سعید محرمی پور، محسن برزگر، عباس خانی صفحه 27
    کرم ساقه خوار برنج به شکل لاروهای کامل در حال دیاپوز زمستان را سپری می کند. مشخص شده است که میزان برخی کربوهیدرات ها در حشرات زمستان گذران تغییرات قابل ملاحظه ای از خود نشان می دهد. به منظور تعیین این ترکیبات و نحوه تغییرات آن ها در طول دوره دیاپوز، لاروهای زمستان گذران طی ماه های مهر تا اسفند 1383 از محل های زمستان گذرانی خود در مزارع برنج جمع آوری شدند. جهت شناسایی و اندازه گیری قندهای مهم و همچنین اندازه گیری غلظت گلیکوژن به ترتیب از کروماتوگرافی مایع با کارآیی بالا (HPLC) و طیف سنج Vis-UV استفاده شد. مهم ترین ترکیب ضد یخ شناسایی شده گلیسرول و مهم ترین قند تری هالوز بود. در طول بررسی غلظت هر دو ترکیب در ماه های مختلف اختلاف معنی داری از خود نشان دادند. کمترین و بیشترین میزان گلیسرول بترتیب در ماه های مهر و دی (به ترتیب 18/021/1 و 70/353/15 میلی گرم در هر گرم وزن تر لارو) اندازه گیری شد. بر خلاف گلیسرول، تری هالوز بیشترین غلظت را در آبان ماه (mg/g61/000/7) و کمترین غلظت را در دی ماه (mg/g 57/079/2) دارا بود و غلظت آن تقریبا از آذر ماه تا پایان زمستان ثابت ماند. با وجود رابطه منفی، ارتباط معنی داری بین گلیسرول و تری هالوز به دست نیامد. تغییرات غلظت گلیکوژن درست عکس گلیسرول بود و رابطه منفی و معنی داری (r = -0.964; P<0.01) بین این دو وجود داشت که این مساله نمایانگر تبدیل شدن گلیکوژن به گلیسرول در این دو فاصله زمانی می باشد.
    بر اساس این نتایج می توان عنوان کرد که مهم ترین ترکیب ضد یخ با وزن مولکولی پایین تاثیر گذار در مقاومت به سرما در کرم ساقه خوار برنج در ایران گلیسرول می باشد و بر اساس تغییرات آن می توان نتیجه گرفت که دیاپوز در لاروهای این آفت در این سال باید در اواخر آبان شروع و در فاصله بین بهمن و اسفند ماه شکسته شده باشد.
    کلیدواژگان: کرم ساقه خوار برنج، دیاپوز، زمستان گذرانی، ترکیبات ضد یخ، گلیسرول
  • کاظم محمدپور، آرمان آوند فقیه صفحه 39
    سوسک سرخرطومی حنایی خرما Rhynchophorus ferrugineus از مهم ترین آفات نخیلات در قاره های آسیا، آفریقا و اروپا می باشد که برای اولین بار در سال 1369 در شهرستان سراوان خسارت آن بر روی درختان خرما گزارش شد. سوسک شاخدار خرما،Oryctes elegans نیز یکی از مهم ترین آفات خرما بوده که در مناطق خرما خیز آسیا و از جمله در ایران انتشار دارد.
    در طول سال های 84-1383 آزمایش های تله گذاری صحرایی با پخش کننده های فرومون تجمعی سوسک شاخدار خرما و نیز سوسک سرخرطومی حنایی خرما بصورت مجزا و مخلوط در تله های سطلی پلاستیکی در نخلستان های شهرستان سراوان به منظور امکان تلفیق شکار انبوه دو آفت مذکور انجام شد.
    نتایج نشان داد که پخش کننده های حاوی مخلوط فرومون دو آفت در مقایسه با پخش کننده های مجزا، از جلب کنندگی یکسانی برای حشرات کامل سرخرطومی حنایی خرما برخوردار است، در حالیکه در مورد سوسک شاخدار خرما، پخش کننده های مجزا، جلب کنندگی بیشتری داشت. همچنین تله هایی که در سطح زمین نصب گردید، در مقایسه با تله هایی که در ارتفاع 5/1 و 4 متری نصب شده بود، بطور معنی دار حشرات بیشتری از سوسک سرخرطومی حنایی خرما را جلب کردند. ولی میزان جلب و شکار سوسک شاخدار خرما در ارتفاعات مختلف نصب تله روی تنه درخت، یکسان بود و تفاوت معنی داری را نشان نداد. از طرف دیگر تاثیر زمان تعویض طعمه گیاهی در جلب دو آفت به تله های فرومونی تقریبا یکسان بود، بطوریکه بیشترین میزان جلب کنندگی برای سرخرطومی حنایی خرما و نیز سوسک شاخدار خرما در تله هایی مشاهده شد که تعویض طعمه گیاهی هر یک هفته یکبار در آن ها صورت گرفته بود. افزایش زمان تعویض طعمه گیاهی به هر 2 یا 3 هفته یکبار، به طور محسوسی سبب کاهش کارایی تله های فرومونی شد. با توجه به نتایج بدست آمده، تله های فرومونی حاوی پخش کننده فرومون هر دو آفت که بطور مجزا، در سطح زمین نصب شده و تعویض طعمه گیاهی آن ها هر هفته صورت می گیرد، از کارایی خوبی برخوردار بوده و می تواند جهت تلفیق شکار انبوه سرخرطومی حنایی خرما و سوسک شاخدار خرما بکار رود.
    کلیدواژگان: سرخرطومی حنایی خرما، سوسک شاخدار خرما، فرومون تجمعی، پخش کننده
  • مهری باب مراد، منصور عبایی، ستار زینالی صفحه 55
    سوسک چوبخوار Melanophila picta یکی از مهم ترین آفات درختان صنوبر در کرج می باشد. طی سال های 1372 تا 1374 زیست شناسی و دشمنان طبیعی این آفت در مجتمع تحقیقاتی منطقه ی البرز کرج و حومه آن، با نمونه برداری منظم هفتگی از تنه درختان آلوده، پرورش حشره روی تنه درختان سرپا و نیز روی ساقه های قطع شده صنوبر در شرایط کنترل شده بررسی گردید.
    در منطقه کرج، حشرات کامل از دهه دوم اردیبهشت ماه در طبیعت ظاهر شدند و خروج آن ها تا دهه اول تیرماه ادامه یافت. نقطه اوج ظهور این حشرات در هفته دوم خرداد ماه اتفاق افتاد. حشرات ماده پس از جفتگیری، در شیارها و لابلای جوانه‎های موجود روی تنه به دفعات مختلف تخم ریزی نمودند. هر حشره ماده به طور متوسط30/56 ± 08/108 عدد تخم گذاشت. میانگین دوره تخم گذاری 02/7 ± 29/15 روز و دوره انکوباسیون تخم ها به طور متوسط 21/1 ± 14/7 روز طول کشید. لارو های جوان (Neonate) از محل اتصال تخم به پوست تنه درخت، نفوذ نموده و از زیر پوست و لایه زاینده تغذیه کردند. این لاروها با ادامه تغذیه در ناحیه برون چوب، دالا ن هایی حداکثر به طول 10 سانتی متر ایجاد نمودند. سوسک های چوبخوار صنوبر زمستان را به صورت لاروهای سنین بالا و به حالت غیر فعال در دالان های لاروی سپری کردند. لارو ها اوایل بهار سال بعد مجددا فعال شده، شروع به تغذیه نمودند. پیش شفیره ها از اواخر فروردین و اولین شفیره ها از اواخر فروردین ماه یا اوایل اردیبهشت درون اطاقک شفیرگی دیده شدند. شفیره ها به طور متوسط بعد از 6 ± 18/15 روز به حشره کامل تبدیل شدند. این آفت در شرایط آب و هوایی کرج یک نسل در سال ایجاد نمود. نسبت جنسی حشرات ماده به نر 14/1 به 1 تعیین شد. در این بررسی 4 گونه زنبور پارازیتوئید متعلق به خانواده های Encyrtidae، Braconidae، Ichneumonidae، Chalcididae و یک گونه مورچه شکارگر تحت نام علمی Lasius alinus جمع آوری گردید. درصد پارازیته شدن لارو های آفت توسط هر یک از زنبورهای خانواده Braconidae و Ichneumonidae در سال 1374 به ترتیب 21/4 و 72/17 تعیین شد.
    کلیدواژگان: صنوبر، سوسک چوبخوار، زیست شناسی، خسارت، دشمنان طبیعی، شکارگرها، انگل ها
  • محبوبه پرتوی، اسکندر زند، حسن محمد علیزاده، علیرضا عطری صفحه 73
    به منظور پی جویی احتمال بروز مقاومت دو گونه از علف هرز تاج خروس(Amaranthus retroflexus L.) و (Amaranthus blitoides S.Wats) نسبت به علف کش های کلریدازون، دس مدیفام و مخلوط این دو علف کش، دو آزمایش گلخانه ای و زیست سنجی در سال های 82-81 و 83-82 در بخش علف های هرز مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور انجام شد. آزمایش ها به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی (27 توده تاج خروس با 3 علف کش در آزمایش گلخانه ای و 6 توده تاج خروس با 1 علف کش در آزمایش زیست سنجی) در 4 تکرار انجام شد. در آزمایش گلخانه ای بذور مشکوک به مقاومت و بذور حساس به علف کش تاج خروس از مناطق مختلف استان های آذربایجان غربی، اصفهان، فارس و خراسان جمع آوری و با استفاده از دز توصیه شده علف کش های ذکر شده، سم پاشی شدند و غربال گیاهان مشکوک به مقاومت و حساس به علف کش با اندازه گیری وزن خشک و نمره دهی نسبت به شاهد بدون علف کش انجام شد. بدین ترتیب که اگر میانگین درصد وزن خشک گیاهان تیمار شده ای که زنده مانده بودند، حداقل 50% وزن خشک گیاهان شاهد (بدون علف کش) بود، به عنوان گیاهان مقاوم انتخاب و اگر میانگین درصد وزن خشک آن ها کمتر از 50% وزن خشک شاهد بود، به عنوان گیاهان غیر مقاوم در نظر گرفته شدند. آزمایش زیست سنجی با استفاده از پتری دیش بر روی 6 توده تاج خروس از توده های آزمایش گلخانه ای با اعمال دزهای0، 5/0، 1، 5/1، 2، 5/2 و 3 گرم ماده مؤثر در لیتر علف کش کلریدازون انجام شد و طول ریشه چه مبنای ارائه نتایج قرار گرفت. نتایج دو ساله آزمایش گلخانه ای بر روی بذور تاج خروس نشان داد که با اینکه کلیه توده ها به هیچ یک از علف کش های کلریدازون، دس مدیفام و مخلوط این دو علف کش مقاومتی نشان ندادند، اما دارای عکس العمل متفاوتی نسبت به این علف کش ها بودند، به طوریکه توده هایی مانند FR1 و MR(bl)5 توسط علف کش کلریدازون، ER2 و MR(re)1 توسط علف کش دس مدیفام و ER1، ER3 و MR(bl)6 نیز توسط مخلوط این علف کش ها کمتر کنترل شدند، بنابراین در صورت ادامه کاربرد مستمر علف کش های بازدارنده فتوسنتز احتمال مقاومت آن ها در آینده وجود خواهد داشت. در آزمایش زیست سنجی نیز، ریشه چه کلیه توده ها با افزایش دز علف کش کاهش رشد نشان داد و مقاومتی مشاهده نشد
    کلیدواژگان: علف کش، مقاومت، تاج خروس
  • رضا پوررحیم، شیرین فرزادفر، هرمز سلطانی، علی رضا گل نراقی، علی آهون منش4 صفحه 89
    در این تحقیق تاثیر استفاده از دو حشره کش سیستمیک جذبی از ریشه شامل تیامتوکسام و ایمیداکلوپراید در کنترل جمعیت حشرات ناقل و نیز بیماری های ویروسی قابل انتقال با این ناقلین مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی و به صورت کرت های خرد شده با استفاده از سه حشره کش تیامتوکسام، ایمیداکلوپراید و تیودیکارب به همراه شاهد (آب) و دو رقم سیب زمینی اگریا و مارفونا انجام گردید. آزمون در چهار تکرار و در دو استان تهران و همدان در دو سال زراعی 1380 و 1381 انجام شد.
    سه حشره کش تیامتوکسام (فرمولاسیون Cruiser 350FS)، ایمیداکلوپراید (فرمولاسیون Gaucho 70WS) و تیودیکارب (فرمولاسیون Larvin DF80) به ترتیب به میزان 20 میلی لیتر، 5/28 و 5/37 گرم به ازای 100 کیلوگرم بذر به صورت تیمار غده های بذری و متعاقب اضافه کردن این سه حشره کش به ترتیب از فرمولاسیون های Actara 25WG، Confidor 350SC و Larvin DF80 در موقع خاک دهی پای بوته های سیب زمینی به ترتیب به مقدار 03/0 گرم، 14/0 میلی لیتر و 05/0 گرم در هر متر از ردیف کشت استفاده شد. تعداد حشرات ناقل در کرتچه های آزمایشی، در سه گروه شته، زنجرک و تریپس شمارش شدند. همچنین میزان آلودگی به ویروس اس سیب زمینی (PVS)، ویروس ام سیب زمینی (PVM)، ویروس برگ قاشقی سیب زمینی (PLRV)، ویروس موزاییک یونجه (AlMV) و ویروس وای سیب زمینی (PVY) با استفاده از آزمون الایزا و در مورد ویروس پژمردگی لکه ای گوجه فرنگی (TSWV) به کمک روش RT-PCR در کرتچه های آزمایشی مورد سنجش قرار گرفت. داده های حاصله در دو مقطع زمانی اوایل فصل (اواسط خرداد) و در اواخر فصل (اواسط شهریور) مورد تجزیه واریانس و مقایسه میانگین قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که هر دو حشره کش تیامتوکسام و ایمیداکلوپراید (بدون اختلاف معنی دار با یکدیگر در سطح 1%) تعداد شته ها و زنجرک ها را در مقایسه با شاهد، هم در اوایل و هم در اواخر فصل تا حدود 3 برابر و تعداد تریپس ها را در اوایل فصل زراعی تا حدود دو برابر و در اواخر فصل تا 3 برابر کاهش دادند. همچنین میزان آلودگی به ویروس های AlMV، PVM، PVS و PVY در اوایل فصل به نصف و در اواخر فصل به حدود یک سوم کرتچه های شاهد کاهش یافت. میزان بوته های آلوده به PLRV و TSWV در اوایل و هم اواخر فصل زراعی در کرتچه های تیمار شده با دو حشره کش تیامتوکسام و ایمیداکلوپراید به ترتیب حدود 4 و 3 برابر نسبت به شاهد کاهش داشت. حشره کش تیودیکارب کارایی مناسبی در کاهش تراکم ناقلین و نیز میزان بیماری های ویروسی نداشت.
    کلیدواژگان: تیامتوکسام (کروزر)، ایمیداکلوپراید (گاچو)، تیودیکارب (لاروین)، غده بذری سیب زمینی، ویروس های سیب زمینی، کنترل ناقلین
  • فاطمه حسینی1، سعید محرمی پور1 و فرامرز علی نیا2 صفحه 113
    جهت بررسی مقاومت آنتی زنوزی 15 رقم برنج ایرانی نسبت به شپشه برنج Sitophilus oryzae آزمایشاتی در سال 1383 در شرایط کنترل شده آزمایشگاهی در دمای 1±28 درجه سانتی گراد، رطوبت نسبی 5±70 درصد و تاریکی مطلق در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی انجام گرفت. در آزمایش ترجیح برای استقرار شپشه برنج که با رهاسازی مخلوط 75 حشره نر و ماده 8-1 روزه در 4 تکرار و در دو زمان 24 و 48 ساعت انجام شد، اثرات متقابل رقم و زمان معنی دار نبود که نشان می دهد مدت 24 ساعت می تواند برای ترجیح میزبان و استقرار حشرات کامل کافی باشد. بررسی ترجیح تخم ریزی حشرات ماده در آزمون انتخاب آزاد با رها سازی 12 جفت حشره نر و ماده در 5 تکرار و در مدت 72 ساعت روی ارقام برنج صورت گرفت. در هر دو آزمایش شپشه برنج نسبت به رقم کادوس کمترین ترجیح و میزان تخم ریزی را نشان داد. لذا رقم کادوس می تواند به عنوان یکی از ارقام دارای پتانسیل مقاومت به شپشه برنج مد نظر قرار گرفته و در آزمایشات تکمیلی مورد بررسی بیشتر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: شپشه برنج، آنتی زنوز، ارقام برنج، تخم گذاری، مقاومت گیاهان
  • بتول صمدانی، حمید رحیمیان مشهدی صفحه 127
    در آزمایش های مزرعه ای اثرات تک کشتی و مخلوط گیاهان پوششی روی کنترل علف های هرز گوجه فرنگی طی دو سال متوالی در مرکز تحقیقات ورامین بررسی شد. آزمایش ها به صورت اسپلیت پلات با طرح پایه بلوک های کامل تصادفی اجرا شد. فاکتور کنترل تکمیلی علف های هرز در دو سطح (عدم وجین علف های هرز و وجین کامل علف های هرز) به عنوان کرت اصلی و درصدهای اختلاط چاودار (Secale cereale L.) و ماشک گل خوشه ای (Vicia villosa Roth.) در 5 سطح (100% چاودار، 25% چاودار+ 75% ماشک، 5/17% چاودار+ 5/82% ماشک، 10% چاودار+90% ماشک گل خوشه ای و100% ماشک) به عنوان کرت فرعی در نظر گرفته شد. وزن خشک مالچ تک کشتی چاودار و مخلوط گیاهان پوششی در هر دو سال از تک کشتی ماشک گل خوشه ای بیشتر بود. مخلوط گیاهان پوششی و تک کشتی چاودار تراکم و وزن خشک علف های هرز را نسبت به تیمار تک کشتی ماشک گل خوشه ای در سال اول کاهش دادند، اما در سال دوم میزان کنترل علف های هرز در بین تمام گیاهان پوششی یکسان بود. عملکرد گوجه فرنگی در هر دو سال در تک کشتی ماشک گل خوشه ای و چاودار و تمام تیمارهای مخلوط گیاهان پوششی یکسان بود، اما در سال اول در تک کشتی چاودار عملکرد کمتر از بقیه تیمارها بود. عملکرد گوجه فرنگی در تیمار گیاهان پوششی بدون وجین علف هرز، کمتر از عملکرد آن در تیمار گیاهان پوششی با وجین علف هرز بود. وزن تک بوته، وزن تک میوه و تعداد میوه ایجاد شده در هر بوته گوجه فرنگی تحت تاثیر تیمارهای مختلف گیاه پوششی قرار گرفت.
    کلیدواژگان: گوجه فرنگی، گیاهان پوششی، چاودار، ماشک گل خوشه ای