فهرست مطالب

یافته - شماره 3 (پیاپی 41، پاییز 1388)
  • شماره 3 (پیاپی 41، پاییز 1388)
  • تاریخ انتشار: 1388/05/15
  • تعداد عناوین: 13
|
  • ساسان ساکت، سعید مجتهد زاده، عبدالله کریمی، رضا شیاری، فریبا شیروانی صفحه 5
    بیماری کاوازاکی یک واسکولیت حاد تب دار دوران کودکی است که در سراسر دنیا روی می دهد و در این بین آسیایی ها بالاترین خطر ابتلا را دارند. تقریبا 20% بیماران درمان نشده، دچار آنوریسم شریان کرونر، انفارکتوس میوکارد و مرگ ناگهانی می شوند. بیماری کاوازاکی علت اصلی ایجاد بیماری اکتسابی قلبی در کودکان ژاپنی و آمریکایی است. هدف از انجام این مطالعه، تعیین شدت بیماری کاوازاکی در کودکان بر اساس یافته های آزمایشگاهی و اکوکاردیوگرافیک می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه مقطعی، کلیه بیمارانی (61n=) که از 1/10/1383 تا 1/11/1386 با تشخیص اولیه بیماری کاوازاکی در بیمارستان کودکان مفید بستری شدند، بررسی شده و پس از حذف بیمارانی که معیارهای خروج از مطالعه را داشتند، 50 بیمار در دو گروه شدید (24n=) و خفیف (26n=) وارد مطالعه شدند. برای کلیه کودکان اکوکاردیوگرافی رنگی در زمان تشخیص، 3-2 هفته و 8-6 هفته پس از شروع بیماری انجام شد. تمامی موارد اکوکاردیوگرافی رنگی، فقط توسط یک نفر فوق تخصص قلب و عروق انجام شد که از ویژگی های کودکان مطلع نبود. تمام بیماران تا 12 هفته پس از ترخیص پیگیری شدند.
    یافته ها
    از 50 بیمار مورد مطالعه، 32 نفر (64 %) پسر و 18 نفر (36 %) دختر و نسبت پسر به دختر 1: 8/1 بود. 100% بیماران تب، 82% تغییرات مخاط و لبها، 78% کونژونکتیویت دوطرفه غیر چرکی، 64% پوسته ریزی اندام ها، 58% راش و 40% آدنوپاتی گردنی داشتند. آنوریسم عروق کرونر در 2% بیماران دیده شد. در هیچیک از کودکان مبتلا، موردی از عود بیماری کاوازاکی مشاهده نگردید. بر اساس یافته های آزمایشگاهی و اکوکاردیوگرافیک، بیماران به 2 گروه با بیماری کاوازاکی شدید (24n=) و خفیف (26n=) تفکیک شدند. از نظر میانگین سنی، میانگین زمان بستری و بروز راش، بین دو گروه، اختلاف آماری معنی داری مشاهده شد. از نظر پتاسیم کمتر از 4/3 میلی اکی والان در لیتر، بین دو گروه، اختلاف آماری معنی داری مشاهده نشد. از نظر سدیم کمتر از 135 میلی اکی والان در لیتر، بین دو گروه، اختلاف آماری معنی داری مشاهده شد (01/0p=). از نظر شمارش پلاکتها، سرعت سدیمانتاسیون اریتروسیتها و موارد CRP ≥ +++؛ بین دو گروه، اختلاف آماری معنی داری مشاهده نشد. از نظر بروز نارسایی دریچه میترال و نیز دریافت 2 نوبت IVIG، بین دو گروه، اختلاف آماری معنی داری مشاهده شد (به ترتیب 02/0p= و 008/0p=).
    بحث و نتیجه گیری
    در این مطالعه ما نشان دادیم که با زودتر انجام دادن اکوکاردیوگرافی داپلر رنگی و اندازه گیری CRP، ESR و سدیم می توان فرم شدید بیماری کاوازاکی را سریعتر و آسان تر تشخیص داد.
    کلیدواژگان: بیماری کاوازاکی، شدت، اختلالات الکترولیتی، ESR، CRP، پلاکت
  • سپیده وهابی، فاطمه یاری، محمد شرفی صفحه 15
    مقدمه
    واکنش پاسخ به استرس به دنبال جراحی و بیهوشی شامل طیف وسیعی از تغییرات هماتولوژیک و ایمییونولوژیک و اندوکرینولوژیک است که قسمتی از این تغییرات شناخته شده اند. در این مطالعه جهت بررسی و مقایسه اثر دو روش بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی روی واکنش پاسخ به استرس تعداد کل و رده های مختلف گلبول های سفید و سطح سرمی کورتیزول و پروتئین (CRP) C _ reactive به عنوان شاخصهایی از واکنش پاسخ به استرس مورد بررسی قرار گرفتند.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر بصورت کارآزمایی بالینی روی خانمهای 45- 25 ساله کاندید عمل جراحی ترمیم رکتوسل- سیستول درASA CLASS 1 و حاضر به همکاری در این تحقیق در بیمارستان عسلی خرم آباد وابسته به دانشگاه علوم پزشکی لرستان در سال84 انجام گرفت. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه بیهوشی عمومی(GA)(29نفر) و بی حسی نخاعی (SA) (27نفر) در سطح T 10 تقسیم شدند. قبل از عمل و 12 ساعت بعد از عمل نمونه خون بیماران جهت بررسی تغییرات تعداد کل و رده های مختلف گلبول های سفید و سطح سرمی کورتیزول و CRP به آزمایشگاه فرستاده شد.
    یافته ها
    با وجود عدم تفاوت واضح میانگین تعداد گلبولهای سفیددر قبل از عمل بین دو گروه میانگین تعداد گلبول های سفید در بعد از عمل بطور معنی داری در گروه بیهوشی عمومی نسبت به گروه بیحسی نخاعی بالاتر بود. در درصد پلی مورفو نو کلیرها و لنفوسیت وایوزینوفیل و منوسیت چه قبل وچه بعد از عمل اختلاف معنی داری بین دو گروه وجود نداشت. با وجود پایین بودن میانگین سطح سرمی کورتیزول قبل از عمل در گروه بیهوشی عمومی در 12 ساعت بعد سطح کورتیزول در این گروه نسبت به گروه بیحسی نخاعی بطور واضحی بالاتر بود. CPR در زمان قبل از عمل و 12 ساعت بعد از عمل در دو گروه تفاوتی نداشت.
    بحث و نتیجه گیری
    بر اساس این نتایج بنظر میرسد که بیحسی نخاعی در سطح T 10 واکنش به استرس را مهار کرده و سبب کاهش کورتیزول و تعداد گلبول های سفید در بعد از عمل می شود و تاثیر آن احتمالا از طریق مهار عبور امواج عصبی در سطح نخاع است.
    کلیدواژگان: واکنش پاسخ به استرس، بیحسی نخاعی، بیهوشی عمومی، کورتیزول، C، Reactive Protein
  • کبری رضایی، بهرام دلفان، امیر جوانبخت، طاهره طولابی، محمد غلامی، علیرضا غیاثوند، صبا سلاح ورزی صفحه 23
    پسوریازیس ولگاریس یک بیماری شایع، مزمن و عود کننده پوست است که در هر سن و جنسی دیده می شود. شیوع آن در جامعه 5/1 تا 3 درصد و علت بیماری نامشخص است. ضایعات بیماری به شکل پاپول پوسته ای و خارش دار روی زمینه اریتماتوز بوده و در نواحی سر، سطوح اکستانسور، کف دست و پا و ناخن بیشتر دیده می شود. درمان روتین بیماری، تجویز کرتیکواستروئید موضعی و سیستمیک است. بررسی ها نشان داده اند که این بیماران دچار کمبود اسیدهای چرب آزاد بوده و در صورت رفع این کمبود، علائم بیماری کاهش و حتی بهبود می یابد. گیاه گاو زبان از منابع غنی گامالینولینک اسید است که تاثیر آن در بهبود بیماری های مزمن التهابی ثابت شده است. این بررسی به منظور تعیین اثر روغن بذر گاو زبان بر ضایعات پسوریازیس انجام شد.
  • ابراهیم فلاحی، الهام خزائلی، فرزاد ابراهیم زاده صفحه 31
    چاقی یکی از مهمترین مشکلات تغذیه ای دنیاست. رژیمهای کم کالری مناسب بهترین راه برای کاهش وزن محسوب می شود. هدف از این مطالعه مقایسه تاثیر دو نوع رژیم غذایی محدودیت انرژی در کاهش وزن بود
    مواد و روش ها
    76زن 55-22 ساله سالم به طور تصادفی در دو گروه: 37 نفردریافت کننده رژیم استاندارد (55% کربوهیدرات، 15% پروتئین، 30% چربی) و 39 نفر دریافت کننده رژیم پرپروتئین- کم چربی (55% کربوهیدرات، 25% پروتئین و 20% چربی) به مدت 3 ماه مورد مطالعه قرار گرفتند. میزان محدودیت کالری در هر دو گروه 1000 کالری کمتر از نیاز روزانه بود. در پایان هر ماه بیماران ویزیت گردیده و انرژی رژیم غذایی تعدیل می گردید. متغیرهای نمایه توده بدنی، دور کمر، دور باسن و وزن در ابتدا و انتهای مطالعه محاسبه و اندازه گیری شد.
    یافته ها
    مقدار BMI در گروه استاندارد و پرپروتئین به ترتیب: 96/0±43/4 و 76/0±15/4 کیلوگرم بر متر مربع کاهش داشت. میزان کاهش وزن در گروه استاندارد 04/2 89/10 و در گروه پرپروتئین 73/1 48/10 بود. نسبت دور کمر به باسن در دو گروه استاندارد و پرپروتئین به ترتیب 014/0±020/0 و 014/0±018/0 کاهش داشت. این تفاوتها بین دو گروه معنی دار نبود.
    بحث و نتیجه گیری
    هر دو نوع رژیم غذایی در کاهش نمایه توده بدنی، وزن، دور کمر، دور باسن و نسبت دور کمر به باسن موثر بودند. بنابراین می توان از رژیم پرپروتئین –کم چربی نیز بعنوان جایگزین رژیم استاندارد استفاده نمود.
    کلیدواژگان: چاقی، رژیم پر پرتئین، کم چربی، رژیم استاندارد، کاهش وزن، نمایه توده بدنی
  • اعظم محسن زاده، علی فرهادی، محمد جواد طراحی، آینور پدرام صفحه 41
    از آنجایی که جدی ترین عارضه مربوط به اختلالات خواب کودکان، مشکلات شناختی است و این مشکل کودکان را در معرض اختلالات تحصیلی، مشکلات خانوادگی و اجتماعی و روانی قرار می دهد، مطالعه انواع اختلالات خواب و نحوه مقابله با آنها مهم است. مطالعه حاضر به منظور بررسی شیوع انواع اختلالات خواب در کودکان دبستانی 7-12 ساله شهر خرم آباد در سال تحصیلی 86-85 انجام گرفته است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه توصیفی مقطعی 364 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر خرم آباد به روش تصادفی چند مرحله ای در هر دو جنس پسر و دختر به تعداد مساوی انتخاب و بررسی شدند. روش جمع آوری اطلاعات پرسشنامه بود.
    یافته ها
    نتایج شیوع انواع اختلالات خواب را به ترتیب شیوع به این صورت نشان داد: تنفس با دهان باز 7/35 درصد، صحبت کردن در خواب 7/24 درصد، خروپف عادتی 3/20 درصد، کابوس شبانه 8/19 درصد، دندان قروچه 9/15 درصد، خواب آلودگی مفرط روزانه 10 درصد، شب ادراری ثانویه 2/8 درصد، شب ادراری اولیه 1/7 درصد، آپنه خواب 6/6 درصد، راه رفتن در خواب 6/6 درصد. همچنین آزمون های آماری نشان داد میان شب ادراری اولیه و ثانویه با جنس رابطه معناداری برقرار بوده و در جنس پسر شیوع بیشتری داشت. (004/0= P-value) همچنین میان دندان قروچه و خروپف، آپنه و خروپف، تنفس با دهان باز و خروپف ارتباط معناداری برقرار بود. (001/0> P-value).
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به یافته های تحقیق، تنفس با دهان باز شایعترین اختلال خواب در جامعه مورد مطالعه بود که ارتباط نزدیک و معناداری با خروپف شبانه داشت که لزوم بررسی از نظر مشکلات طبی و جسمی زمینه ای و روانی را مطرح می سازد. لذا پیشنهاد می شود که، به دلیل قابلیت درمان محافظه کارانه و غیر دارویی در اغلب اختلالات خواب و سودمند بودن این روش در نتایج مطالعه، بالا بردن سطح آگاهی خانواده ها از طریق مدارس و جلسات اولیاء و مربیان و کاهش شرایط استرس آور، انجام شود.
    کلیدواژگان: شیوع، اختلالات خواب، کودکان دبستانی، خرم آباد
  • نفیسه نوریه، سیمین ناصری*، روشنک رضایی کلانتری، کاظم ندافی، امیرحسین محوی، محمد خزایی صفحه 51

    هیدروکربن های آروماتیک چند حلقه ای از مواد شیمیایی بالقوه خطرناک برای محیط زیست بوده و منجر به نگرانی های بهداشتی شوند. این ترکیبات به علت دارا بودن خصوصیاتی همچون سمیت، جهش زایی و سرطان زایی توسطUSEPA در ردیف آلاینده های مقدم قرار گرفته اند. هیدروکربن های آروماتیک چند حلقه ای به سختی تجزیه پذیر است. کاربرد فرایند اصلاح زیستی (Bioremediation) برای حذف هیدروکربن های آروماتیک چند حلقه ای از خاک های آلوده یکی از گزینه های اقتصادی و مطلوب می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه فنانترن (ترکیب سه حلقه ای از ترکیبات هیدروکربن های آروماتیک چند حلقه ای) به عنوان نماینده این ترکیبات انتخاب گردید و در دو دامنه غلظت (mg/kg100 و mg/kg500) مورد مطالعه قرار گرفت. در ابتدا میکروارگانیسم های تجزیه کننده هیدروکربن های حلقوی جداسازی و پس از سازگاری وغنی سازی، باکتری ها شناسایی شدند. آنالیز باکتری به روش تست تاییدی و کیت api انجام گرفت وچهار باکتری سودوموناس spp، باسیلوس، سودوموناس آئروژنوزا و اسینتوباکتر تشخیص داده شد. فنانترن موجود در خاک با استفاده از روش التراسونیک استخراج شد و جهت سنجش میزان فنانترن از دستگاهHPLC استفاده گردید.

    یافته ها

    بررسی مطالعات اصلاح زیستی در خاکهای آلوده به فنانترن نشان داد که حذف موثر فنانترن توسط باکتری سودوموناس بیشتر از باکتری های دیگر است همچنین حذف موثر در 45 روز اول اتفاق می افتد و سپس میزان حذف کاهش می یابد. از یافته های دیگر در این مطالعه این بود که غلظت پایین فنانترن سریعتر از غلظت بالا حذف می شود و همچنین مقایسه تجزیه زیستی فنانترن توسط گونه های خالص و کنسرسیوم نشان داد که سرعت حذف فنانترن توسط کنسرسیوم در ابتدای فرایند از باکتری های دیگر بیشتر است.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج حاصل نشان داد باکتری های جداسازی شده از محیط کشت غنی شده به جز سودوموناس که تنها توانایی تجزیه نفتالین را دارد، توانایی تجزیه هیدروکربنهای آروماتیک چند حلقه ای را از خود نشان دادند. جمعیت باکتری ها در طول هفته اول کاهش و سپس رو به افزایش گذاشت. کاهش اولیه می تواند به دلیل مواجهه با فنانترن باشد اما باکتری ها از محیط هایی که تنها منبع کربن آنها فنانترن بوده توانایی تکثیر مجدد را دارند.

    کلیدواژگان: فنانترن، تجزیه بیولوژیکی، هیدروکربن های آروماتیک چند حلقه ای، باکتری های تجریه کننده فنانترن
  • مهناز مردانی، الهام اسحاقی، صادق رضاپور، فرزاد ابراهیم زاده صفحه 61
    شیوع چاقی در دنیا به طور قابل ملاحظه ای رو به افزایش است، به طوری که در جوامع علمی دنیا به عنوان یک اپیدمی مطرح گردیده است. چاقی می تواند سبب افزایش خطر ابتلا به بیماری های قلبی، دیابت، فشار خون بالا و برخی سرطان ها گردد. دور کمر و دور باسن نحوه توزیع چربی دربدن را نشان می دهند و تحت تاثیر عوامل مربوط به شیوه زندگی (مصرف سیگار، مصرف الکل و فعالیت فیزیکی) می باشند، و امروزه متداول ترین شاخص مورد استفاده برای شناسایی نحوه توزیع چربی در بدن نسبت دور کمر به دور باسن می باشد. این مطالعه به منظور بررسی ارتباط نسبت دور کمر به دور باسن با فشار خون در افراد مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر اراک انجام شد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه مقطعی و بر پایه جمعیت، 340 فرد 18 سال به بالا که طی سال 1387 به مراکز بهداشتی درمانی شهر اراک مراجعه نموده بودند، به طور تصادفی انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه ای که حاوی اطلاعات دموگرافیک آنان بود جمع آوری گردید. دور کمر، دور باسن و فشار خون افراد مورد بررسی به روش استاندارد اندازه گیری شد. سپس نسبت دور کمر به دور باسن در کلیه افراد محاسبه گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. برای توصیف متغیرها از آمار توصیفی نظیر جداول توزیع فراوانی، نسبتها، درصدها، میانگین، انحراف معیار و دامنه تغییرات استفاده شد. سپس جهت ارتباط سنجی ها از ضریب همبستگی پیرسون و ضرایب همبستگی جزئی استفاده گردید. در ضمن جهت پیشگویی فشار خون بالا با استفاده از شاخص نسبت دور کمر به دور باسن از منحنی ROC استفاده شد.
    یافته ها
    6/32 درصد افراد تحت بررسی مرد و 4/67 درصد زن بودند. 2/16 درصد از مردان و 2/12 از زنان فشار خون بالا داشتند. نسبت دور کمر به دور باسن همبستگی معنی دار مستقیم با فشار خون داشت. سطح زیر منحنی ROC به ازای زنان 802/0 و به ازای مردان 815/0 محاسبه شد و بهترین مقدار بحرانی WHR جهت پیشگویی ابتلا به فشار خون در مردان و زنان به ترتیب 895/0 و 830/0 به دست آمد
    بحث و نتیجه گیری
    یافته ها نشان داد که در جامعه افراد اراکی، WHRشاخص بهتری نسبت به دور کمر و دور باسن به تنهایی، برای پیشگویی فشار خون می باشد.
    کلیدواژگان: WHR، فشار خون، اراک
  • مریم احمدی، مهناز صمدبیک، مهدی بیرجندی صفحه 71
    نتیجه اندیشه ها، فعالیت ها و اقدامات انجام شده در هر سازمان به صورت اسناد و مدارک حفظ ونگهداری می شوند؛ این سوابق که با صرف وقت و هزینه فراوان بوجود می آیند، حاوی اطلاعات وتجربیات گرانبهایی است که در پیشبرد هدف یا اهداف سازمان نقش مهمی بر عهده دارد. بنابراین می توان بایگانی مدارک پزشکی را حافظه سازمان نامید که ضعف در کارائی آن موجب خلل در کلیه فعالیت های بیمارستان می شود. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی وضعیت بایگانی در بیمارستانهای آموزشی شهر خرم آباد در سال 1387 انجام شد.
    مواد و روش ها
    این پژوهش، مطالعه ای توصیفی- تحلیلی است که به صورت مقطعی انجام شده است. داده ها با استفاده از چک لیست و پرسشنامه های مبتنی بر استانداردهای واحد بایگانی پزشکی به روش مشاهده و مصاحبه گرد آوری گردید. چک لیست های تکمیل شده با استفاده از روش امتیاز بندی و آستانه ی تحلیل به کمک نرم افزارSpss مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. و برای ارزیابی کیفی واحد بایگانی پزشکی از پرسشنامه استفاده شد تا تحلیل و شفاف سازی وضعیت بایگانی با تمام جزئیات در هر یک از بیمارستانها صورت گیرد.
    یافته ها
    درجه مطلوبیت موقعیت مکانی و فضا، پرسنل، روش های ذخیره سازی و بازیابی پرونده های پزشکی، تجهیزات، دستورالعملها و رویه ها و سیستم مکانیزه واحد بایگانی پزشکی در بیمارستانهای مورد پژوهش با درصد امتیاز کلی(41%) در گروه «متوسط» قرار گرفت. بالاترین درصد تطابق با استاندارد مربوط به سیستم مکانیزه با(8/48%) و کمترین آن مربوط به موقعیت مکانی و فضا با (26%) بود.
    بحث و نتیجه گیری
    در مجموع واحد بایگانی پزشکی در کلیه بیمارستانهای مورد مطالعه از وضعیت مطلوبی برخوردار نبود. بنابراین استفاده از فناوری های مدرن ذخیره سازی و بازیابی مدارک پزشکی مانند ایجاد بایگانی پزشکی الکترونیکی، اسکن نمودن مدارک پزشکی و ذخیره سازی دیجیتالی آنها با قابلیت بازیابی سریع، موجب ارتقا بازدهی و عملکرد این واحد، استفاده بهینه از منابع، صرفه جویی هزینه و ارتقا مراقبت از بیمار می شود.
    کلیدواژگان: واحد بایگانی، مدارک پزشکی، ذخیره سازی و بازیابی
  • فاطمه بهرامی، سیدکمال صولتی دهکردی، علی فرهادی صفحه 83
    درمان های روان شناختی اختلال دو قطبی به مقدار زیادی مورد غفلت قرار گرفته است. هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش فراشناختی پردازش هیجانی همراه با درمان دارویی در مقایسه با درمان استاندارد در افزایش مهارت های عاطفی، شناختی و اجتماعی(MEPT) بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی است.
    مواد و روش ها
    پژوهش از نوع نیمه تجربی با گروه کنترل بوده و نمونه شامل 32 زن (40-16) که بر اساس ملاکهای تشخیصی DSM-IV-R تشخیص اختلال دو قطبی نوع اول گرفتند، بود. که به طور تصادفی از بین مراجعان بیمارستان ها و کلینیک های روانپزشکی شهر اصفهان انتخاب شده اند. یکی از گروه ها تنها دارو دریافت کرد و به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد و گروه دیگر آموزش فراشناختی پردازش هیجانی توام با دارو دریافت کرد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاری براساس معیارهای DSM-IV-R و پرسشنامه مانیا (Bech و همکاران، 1979) و مقیاس 17 آیتمی افسردگی (Hamilton، 1980) برای استفاده مانیا و افسردگی استفاده شده است. برای اندازه گیری برخی مهارتهای عاطفی از برخی زیرمقیاس های هوش هیجانی Cooper) و همکاران، 1999) و درمورد مهارت های شناختی از پرسشنامه و نگرش های بدکنشی (Power و همکاران، 1994)، خودکنترلی(Rosenbaum، 1980) و بینش (David و همکاران، 1992) استفاده شد. برای اندازه گیری عملکرد اجتماعی از پرسشنامه عملکرد اجتماعی (Hurry و همکاران، 1983)، استفاده گردید. برای کنترل اثرمتغیر وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی آزمودنی ها بر متغیر مستقل از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد.
    یافته ها
    شیوه (MEPT) برافزایش تمام زیرمقیاس های نمره کل مهارت های عاطفی موثر بوده (05/0 P<) و در مورد مهارت های شناختی این شیوه درکاهش افکار ناکارآمد (000/0= P) و افزایش بینش (05/0 P<) و خودکنترلی (000/0= P) موثر بوده است. در مورد مهارت های اجتماعی این شیوه در افزایش مهارت های اجتماعی اثربخش بوده است(02/0 = P).
    بحث و نتیجه گیری
    استفاده از شیوه آموزشی فراشناختی پردازش هیجانی به انضمام شیوه درمان دارویی اثربخشی درمان را افزایش می دهد. بنابراین لازم است که درمانگران در این زمینه آموزش ببینند.
    کلیدواژگان: بیماران دوقطبی، آموزش فراشناختی پردازش هیجانی، دارودرمانی
  • کارشناس افسانه بدری زاده، یزدانبخش غلامی، مهدی بیرجندی، غلامرضا بیرانوند، فرشته ماهوتی صفحه 91
    پژوهش روندی است فعالانه و سامان مند برای کشف، تعبیر و بازنگری پدیده ها، رخدادها وفرضیه هاست. اولین گام برای سامان بخشیدن به امر پژوهش در جامعه، دستیابی به درک درستی از توانمندی های امکانات موجود و نیز پی بردن به نقاط ضعف و قوت برنامه های تحقیقاتی است. پژوهش حاضر با منظور تعیین موانع انجام پژوهش از دیدگاه اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی لرستان انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه توصیفی مقطعی به منظور تعیین موانع پژوهش از دیدگاه اعضاء هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی لرستان انجام گرفت. نمونه پژوهش شامل تمامی اعضاء هیات علمی شاغل در دانشگاه علوم پزشکی لرستان بجز دانشکده پرستاری الیگودرز بودند. ابزار گردآوری داده ها توسط پرسشنامه ای چهار قسمتی بر اساس مقیاس چهار گزینه ای لیکرت صورت گرفت اطلاعات 93 پرسشنامه توسط آزمونهای t مستقل، آنالیز واریانس مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    در رابطه با موانع شخصی، در مجموع، کمبود وقت به دلیل تدریس زیاد (2/32 درصد) و مسؤلیتهای اجتماعی و اجرائی (4/21 درصد) بیشترین و عدم علاقه شخصی به امور پژوهش (7/60 درصد) و نداشتن تبحر کافی در نوشتن مقاله و تدوین پروپوزال (6/50 درصد) کمترین موانع شخصی بودند. در خصوص موانع سازمانی سختگیری در تصویب طرحهای مورد علاقه پزوهشگر و مقررات دست و پاگیر اداری. با (2/49 درصد) و پروسه طولانی تصویب طرحهای پژوهشی و کافی نبودن امتیازات پژوهشی جهت ارتقاء پژوهشگران با (1/39 درصد) بیشترین مانع سازمانی و مشکلات مربوط به استخراج آماری نتایج و محدودیتهای اخلاقی در انجام پژوهش (9/34 درصد) و اجبار در استفاده پژوهشگر از یک روش و چارچوب خاص (9/27 درصد) کمترین موانع سازمانی گزارش گردید. در ضمن بین میانگین نمرات موانع شخصی در بین دانشکده ها اختلاف معنی داری وجود نداشت در صورتیکه بین نمرات موانع سازمانی اختلاف معنی دار بود.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به نقش محوری دانش و پژوهش که از مهمترین مشخصه های نگاه به آینده است دولتها و سازمانها و ملتها باید تغییر و آینده را بهتر و بیشتر درک نماید. چرا که ما همگان در آینده ای زندگی و کار خواهیم نمود که متفاوت از امروز خواهد بود. با توجه به نتایج بدست آمده برطرف کردن موانع اساسی ذکر شده. جهت رسیدن به آینده پژوهشی پربارتر ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: موانع، پژوهش، دانشگاه علوم پزشکی
  • زهرا سرلک، علی کاشی * صفحه 99

    مصرف مواد مختلف نیروزا جهت بهبود عملکرد ورزشی یک مشکل بزرگ در سراسردنیا محسوب می شود. هدف از انجام این تحقیق تعیین میزان شیوع مصرف مواد نیروزا و آگاهی دانش آموزان استان لرستان درمورد دوپینگ و مصرف مواد نیروزا بوده است.

    مواد و روش ها

    این تحقیق با استفاده از یک پرسشنامه ی خودگزارش دهی و محقق ساخته بر روی 1180 دانش آموزان پسر و دختر در 8 شهر و یک بخش (طرحان از توابع شهرستان کوهدشت) انجام گرفت. پس ازحذف پرسشنامه های ناقص، تعداد 992 پرسشنامه کدگذاری شده و توسط نرم افزار SPSS ویرایش شماره 15 بوسیله آمار توصیفی (میانگین ها، جداول متقاطع و توزیع فراوانی) و آمار استنباطی (آزمونهای تحلیل واریانس، تحلیل رگرسیون، کای دو، تحلیل عاملی، آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی) مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند.

    یافته ها

    نتایج این تحقیق نشان داد که 92 نفر (3/9%) از دانش آموزان شرکت کننده در این تحقیق اعتراف به مصرف حداقل یک ماده نیروزا نمودند، که 37 نفر (7/3%) از این دانش آموزان از داروهای ممنوعه و دوپینگی و 71 نفر (1/7%) از دانش آموزان نیز از مکمل های ورزشی استفاده کرده بودند (البته برخی افراد هم دارو و هم مکمل مصرف کرده بودند). البته میزان شیوع مواد نیروزا در بین دانش آموزان پسر برابر با 4/13% و در بین دانش آموزان دختر برابر با 3/4% بود. تحلیل اطلاعات در این تحقیق نشان داد که عوامل موثر در شیوع مصرف مواد نیروزا شامل سن، جنس، قد، وزن، محل سکونت، میزان درآمد خانواده، ورزشکار بودن، رشته ی ورزشی، شیوه ی فعالیت ورزشی، داشتن سابقه ی قهرمانی، رشته ی ورزشی قهرمانی، سطح قهرمانی، نگرش به سمت دوپینگ، آگاهی از دوپینگ و شناخت نام مواد نیروزا می باشد (p<0. 05). همچنین مهمترین متغیرهای پیش بینی کننده ی مصرف مواد نیروزا به ترتیب شامل متغیرهای نگرش به سمت دوپینگ، وزن، شناخت نام مواد نیروزا، منطقه ی محل سکونت دانش آموز و رشته ی ورزشی که دانش آموز در آن فعالیت می کند می باشند که دارای ضریب همبستگی چند متغیره 0. 475+ R= با مصرف مواد نیروزا می باشندکه این میزان بیانگر 23% از تغییر پذیری مصرف مواد نیروزا می باشد. یعنی با کنترل این 5 متغیر می توان 23% مصرف مواد نیروزا را کنترل نمود.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج این تحقیق نشان داد که دوپینگ و مصرف مواد نیروزا در بین دانش آموزان دبیرستانی یک واقعیت انکار ناپذیر بوده و در صورت عدم توجه مسئولین و برنامه ریزان در این مورد، هر روز شاهد آسیب های بیشتر جوانان و نوجوانان عزیز میهن اسلامی مان خواهیم بود.

    کلیدواژگان: عوامل خطرزا، شیوع، مواد نیروزا، دانش آموزان دبیرستانی
  • بیژن مقیمی دهکردی، عبدالرضا رجایی فرد، سیدحمیدرضا طباطبایی، بهرام ضیغمی، آزاده صفایی، سیدضیاءالدین تابعی صفحه 113
    در ایران، سرطان ها به عنوان دومین علت مرگ و میر و بطور خاص سرطان های معده و مری به عنوان یکی از کشنده ترین بیماری های سرطانی مطرح می باشند. مطالعه حاضر با هدف بررسی و مقایسه میزان های بقاء در مبتلایان به سرطان های معده و مری صورت پذیرفت.
    مواد و روش ها
    پس از استخراج اطلاعات کلیه بیماران مبتلا به سرطان های معده و مری ثبت شده در مرکز ثبت تومور استان فارس، پیگیری وضعیت بقاء ایشان به صورت تلفنی انجام شد. آنالیز اطلاعات با استفاده از دو روش آماری کاپلان- میر و جدول عمر صورت پذیرفت.
    یافته ها
    در مجموع 442 بیمار مبتلا به سرطان معده و 161 مورد مبتلا به سرطان مری مورد بررسی قرار گرفتند. میزان های بقاء کلی 1 و 5 ساله در مبتلایان به سرطان معده و مری در روش کاپلان میر به ترتیب 54 و 16 درصد و 53 و9 درصد بدست آمد. همچنین این میزان ها توسط روش جدول عمر 57 و 16 درصد در سرطان معده و 58 و10 درصد حاصل شد. که در هر دو روش اختلاف معنی داری میان میزان های بقا در دو سرطان مشاهده نشد.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که علیرغم برخی گزارشات، بین میزان های بقا در دو سرطان اختلاف آماری معنی داری وجود ندارد و تنها تعداد کمی از بیماران 5 سال پس از تشخیص بیماریشان زنده می مانند. لذا لزوم انجام اقداماتی در زمینه بالا بردن طول عمر و کیفیت زندگی این بیماران ضروری بنظر می رسد.
    کلیدواژگان: سرطان معده، سرطان مری، میزان بقاء، استان فارس
  • مریم قاسمی پور، وحید قاسمی، احمدرضا زمانی صفحه 123
    بیماری های مزمنی همچون دیابت از بیماری های غیر قابل درمانی است که می توان آن را کنترل کرد، اما بیمار همواره در معرض عوامل تنش زای جسمی، روانی و اجتماعی قرار دارد، لذا در این مطالعه قصد بر آن است ضمن تعیین کیفیت زندگی بیماران دیابتی، ابعاد مختلف آن نیز سنجیده شود.
    مواد و روش ها
    این پژوهش، یک مطالعه توصیفی است که در سال 1387 انجام شد، جامعه آماری، کلیه بیماران مبتلا به دیابت در شهر خرم آباد بودند که جهت پیگیری درمان بیماری خود به بیمارستان مراجعه می کردند که 150 نفر از آنان با استفاده از روش تصادفی ساده انتخاب و به پرسشنامه مشتمل بر دو بخش مشخصات دموگرافیک و کیفیت زندگی به صورت پرسشگری و خودایفا پاسخ دادند. کیفیت زندگی از سه قسمت تشکیل شده است: بعد جسمی، بعد روانی و بعد اجتماعی. برای اعتبار پرسشنامه از روش اعتبار محتوا از نوع اعتبار صوری استفاده شد و برای تعیین پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد، میزان کیفیت زندگی بیماران بر اساس نمره به دست آمده به دو قسمت نا مطلوب (نمرات کمتر از 54) و مطلوب (نمرات مساوی یا بیشتر از 54) تعریف شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد کیفیت زندگی 3/58 درصد آزمودنی ها نامطلوب و 7/41 درصد مطلوب بوده است، ضمن اینکه 9/79 درصد در بعد جسمی، 5/71 درصد در بعد روانی دارای کیفیت زندگی نامطلوب هستند، در حالیکه 6/80 درصد در بعد اجتماعی از کیفیت زندگی مطلوب برخوردار بودند، همینطور متغیرهای سن، جنس، وضعیت تاهل، وضعیت شغلی، وضعیت تحصیلی و مدت ابتلا به بیماری دیابت از نظر آماری دارای ارتباط معنی دار با کیفیت زندگی می باشد.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به اینکه نیمی از بیماران در ابعاد جسمی و روانی دارای کیفیت زندگی نامطلوب بودند توصیه می شود، مسئولین برنامه هایی با محتوای مشاوره ای، آموزشی و مادی اتخاذ نمایند که در ارتقای کیفیت زندگی بیماران تاثیر گذار باشد.
    کلیدواژگان: دیابت، کیفیت زندگی، ابعاد کیفیت زندگی، بعد جسمی، بعد روانی، بعد اجتماعی
|
  • Dr S. Saket, Dr S. Mojtahedzadeh, Dr A. Karimi, Dr R. Shiari, Dr F. Shirvani Page 5
    Background
    Kawasaki disease (KD) is an acute febrile vasculitis of childhood occurs worldwide, with Asians at highest risk. Approximately 20% of untreated patients develop coronary artery abnormalities including aneurysms, myocardial infarction and sudden death. KD is the common cause of acquired heart disease in children in the United States and Japan. The aim of this study was to determine the severity of kawasaki disease based on laboratory and echocardiographic findings.
    Materials And Methods
    In this cross-sectional research, we studied records of all patients (n=61) admitted to Mofid Children’s hospital with Kawasaki disease from December 21, 2004 to January 21, 2008. Patients with exclusion criteria were omitted (n=11) and other 50 patients were entered the study. At least three CFM echocardiograms were performed for all of these children with Kawasaki disease: at diagnosis, after 2-3 wk and 6-8 wk after onset of illness. These CFM echocardiograms was performed only by one Paediatric cardiologist (he didn’t have any information about severity and other characteristics of the disease in these patients). All patients were followed up for 12 weeks after discharge.
    Results
    There were 32(64%) boys and 18(36%) girls in this study (total number: 50). The male to female ratio was 1. 8: 1. 100% of the patients had fever, 82% changes in oral cavity & lips, 78% bilateral bulbar conjunctival injection, 64% changes of the peripheral extremities, 58% polymorphous rash and 40% cervical adenopathy. Coronary artery aneurysm was seen in 2% of the patients. No recurrence of KD was observed among these children. Based on laboratory and echocardiographic findings, the patients divided into two groups: severe (n=24) and non-severe (n=26). Mean age of the children, mean duration of hospitalization and rash were significantly higher in the severe group. There was no significant difference between number of patients with K<3. 4mEq/L in two groups. Number of patients with Na<135mEq/L was significantly higher in the severe group (p=0. 01). Mitral regurgitation and 2-times receiving IVIG were significantly higher in the severe group (p=0. 02 and p=0. 008, respectively).
    Conclusion
    Our data demonstrated that sooner performance of CFM echocardiogram and ESR, CRP, Platelet count and Na levels can help us to detect severe Kawasaki disease easer & faster.
  • Dr S. Vahabi, F. Yari Page 15
    Background
    Stress response to surgery and anesthesia includes wide range of hematological, immunological and endocrinological changes that partially were known. We designed this study to compare 2 methods of anesthesia, general anesthesia (GA) and spinal anesthesia (SA) at T10 level on serum cortisol and C_reactive protein (CRP) level and white blood cell (WBC) count and its differentation, as some markers of stress response.
    Materials And Methods
    This randomized clinical trial study was carried out on 56 females in ASA class 1 undergoing elective cystocel_rectocel repair surgery in Khorramabad Asali hospital in 2004. Patients divided into 2 groups, General Anesthesia (29 patients) and Spinal Anesthesia (27patients) at level of T10. WBC count and its differentiation, serum cortisol and CRP level were measured before and 12 hs after surgery. Data analysIs was done by SPSS software.
    Results
    Mean WBC count in GA group was significantly higher than SA group in 12 hrs post operation time (PV=0. 04l). There was no significant differences between percentages of polymorphonuclears, lymphocytes, eosinophils and monocytes in pre and post operation time in two groups(PV>0. 05). Although the mean serum cortisol level in GA group was lower in preoperative time (PV=0. 000), but in 12 hrs later was significantly higher than SA group (PV =0.0003). CRP in preoperative (PV=O. 1) and post operative (PV=0. 18) time showed no significant differences between 2 groups.
    Conclusion
    It seems that spinal anesthesia at T10 level effectively inhibited stress response to surgery and decreased release of cortisol and WBC count in post operative time and its effect is mediated by inhibiting impulse at spinal cord level.
  • Dr E. Falahi, E. Khazaeli Page 31
    Background
    Obesity is one of the most important problems in the world. Suitable low calorie diets are among the best ways for weight loss. The aim of this study was to determine the effects and comparison of two kinds of low-calorie diets on weight loss.
    Materials And Methods
    Seventy- six health women (20-55 yrs old) were randomly divided into two groups for 3 months: 39 subjects in standard diet group (SD) (carbohydrate 55%, fat 30%, protein 15%), and 37 persons in high protein-low fat diet group (HPD) (carbohydrate 55%, fat 20%, protein 25%). Energy intake was 1000 kcal less than the daily needs in the two groups. In the beginning and at the end of each month the subjects were visited and food diet energy was adjusted. In the beginning and finally BMI, waist circumference, hip circumference, and waist to hip ratio were measured.
    Results
    BMI decreased 4. 43±0.96 v. s 4. 15±0.76 in SD and HPD groups, respectively. The amount of weight loss was 10. 89 2.04 in SD and 10. 48 1.73 in HPD. Waist to hip ratio decreased 0. 02±0.014 v. s 0. 018±0. 014 in SD and HPD, respectively. For all variables there was no significant difference between two groups.
    Conclusion
    Both low calorie diets (SD and HPD) decreased weight and other obesity indices. Therefore, HPD may be a suitable substitution for standard diet.
  • Dr E. Mohsenzadeh, A. Farhadi Page 41
    The most important consequence of sleep disorders in children is cognitive dysfunction that leads to study, family and social disturbances. This study was carried out to evaluate the prevalence of sleep disorders in Khorramabad 7-12 year old elementary school children in school year 2006-2007.
    Materials And Methods
    In this cross sectional study, 364 students were selected randomly in both sexes male and female with equal numbers. Data were collected using TUCASA questionnaire.
    Results
    Results showed the revalence of sleep disorders as follows: mouth breathing 35/7%, sleep talking 24/7%, habitual snoring 20/3%, nightmare 19/8%, sleep teeth grinding 15/9%, secondary enuresis 8/2%, primary nocturnal enuresis 7/1%, sleep apnea 6/6%, sleep walking 6/6% and excessive daytime sleepiness 10%. Statistical tests showed that there is a significant relation between primary and secondary nocturnal enuresis and male sex, and both disorders were more in boys (p-value=0. 004). Between other disorders, and sex and age there was not significant relation. In this study between teeth grinding and snoring, sleep apnea and snoring, open mouth breathing and snoring, excessive daytime sleepiness and sleep apnea, sleep duration and time of sleep of parents, there was significant relation (p-value<0. 001).
    Conclusion
    According to findings, mouth breathing was the most common sleep disorder in our subjects and had a significant relation with sleep snoring. So due to treating ability of nonmedical therapy in sleep disorders, it is recommended to increase parents information about necessity of medication and its effect on children cognition.
  • N. Nourieh, Dr S. Nasseri Page 51

    Polycyclic Aromatic Hydrocarbons (PAHs) are among of potentially hazardous chemicals for environment and cause health concern. These compounds exhibit carcinogenic and/or mutagenic properties and are listed by the United States Environmental Protection Agency (USEPA) as priority pollutants. Polycyclic Aromatic Hydrocarbons are hardly degraded and therefore bioremediation is often considered as a desirable and cost effective remediation technique for soil. contaminated with them.

    Materials And Methods

    In this research Phenanthrene (C14H10), a three-benzene ring PAHs, was selected as a PAH representative compound and two different concentrations of Phenanthrene (100mg/kg and 500mg/kg) were studied. First, PAH-degrading microorganisms were separated and after adaptation and enrichment PAH-degrading bacteria were identified.

    Results

    The results showed that removal efficiency of Phenanthrene in the samples containing pseudomonas was more than other specified bacteria. Also the most removal efficiency of Phenanthrene occurred in first 45 days of biotreatment and then decreasing trend slowed down. Other finding was that the bioremediation of the lower concentration of Phenanthrene takes shorter time compared with the higher concentration and also the comparison of Phenanthrene bioremediation by pure bacteria and Consertium indicated that, at the beginning of the process, the pace of eliminating Phenanthrene by Consertium is more than other bacteria.

    Conclusion

    Microbial analysis, based on cinfirmation tests and analytical profile index (api) 20E kit tests, showed that Pseudomonas. SPP, Bacillus, Pseudomonas aeruginosa and Acinetobacter were the bacteria, responsible for Phenanthrene degradation. Extraction was conducted by ultra sonic method and Phenanthrene concentration was measured by (HPLC).

  • Dr M. Mardani, Dr E. Es-Haghi Page 61
    Prevalence of obesity tends to increase in developing countries. Obesity as a health problem is very important because of its complications such as diabetes mellitus, hypertension, cardiovascular diseases and some cancers. Life style influences and affects on waist circumference and hip circumference. WHR is the most common index to determine description of fat in body. The purpose of this study was to estimate association of waist to hip ratio with blood pressure among people referred to urban health clinics in Arak city.
    Materials And Methods
    This population based cross sectional study was conducted on 340 people over 18 referred to urban health clinics in Arak city. Data were collected using a questionnaire including demographic information, and were analyzed by SPSS software and Chi square test. In addition to waist circumference, hip circumference and blood pressure were measured by standard methods.
    Results
    32.6% and 67.4% of the subjects were male and female respectively. 16.2% of the males and 12. 2 of the females had hypertension. Waist to hip ratio had a direct relation with hypertension. Under surface of the ROC curves were calculated for each female 0.802 and male 0.815. The best cut off WHR had been calculated for prediction of hypertension for males was 0.895 and for females was 0.835.
    Conclusion
    Between WHR, WC and HC, WHR is the best predictive index for hypertension in population of Arak city.
  • Dr M. Ahmadi, Dr M. Samadbeik Page 71
    Results of thoughts, activities and measures taken in each organization are maintained as documents and records these records, which are created by spending great time and cost, contain valuable information and experiences that have an important role in promoting the goal or goals of the organization. therefore, medical records filing can be called memory of the organizations which weakness in it’s performance will lead to damage in all hospital activities. The present research was done to survey the medical records filing in Khorramabad teaching hospitals affiliated to Lorestan university of medical sciences in 2009.
    Materials And Methods
    This research is a cross-sectional descriptive-analytic study. Data was collected using check-lists and questionnaires based on medical filing unit standards, and by observation and interview. Completed check-lists were analyzed using analysis limit and grading method by SPSS software. Questionnaire was utilized for qualitative evaluation of medical filing unit to analyze and clarify the medical filing situation with all the details in each hospital.
    Results
    The desirability degree of physical location and space, staff, medical records storage and retrieval system, equipment, procedures and guidelines and mechanized system of medical filing unit in the foresaid hospitals with 41% overall score percentage was “average”, and the highest percentage of compliance with the standard system belonged to mechanized system (48/8%), while the lowest one (26%) was related to physical location and space.
    Conclusion
    The condition of the medical filing unit in all the studied hospitals were not ideal altogether. Therefore, the use of storage and retrieval modern technologies of medical record, such as establishing electronic medical filing, scanning and digital storing of medical records with fast retrieval capability cause result in Improvement in efficiency and performance of this important unit, optimum use of resources, cost saving and enhancement of patient care.
  • Dr F. Bahrami Page 83
    Psychotherapy for bipolor disorder has been very much neglected. The aim of this study was to determine and compare the meta cognitive, emotional processing training (MEPT) with medical and standard therapy (drug) in increasing emotional, cognitive and social skills, of the patients with bipolar disorders.
    Materials And Methods
    This semi experimental study with control group was carried out on 32 females in the 16-40 age bracket, diagnosed with bipolar disorder by means of DSM - IV –R criteria selected among referrals from Isfahan hospitals and psychology clinics. One group randomly received medical therapy plus MEPT. The second group (control group) received standard drug therapy. Data gathering instruments were a semi – structural interview based on DSM – IV – R criteria and the following questionnaires: Mania (Bech, et al, 1979), Depression (Hamilton, 1980), Emotional intelligence (Cooper, 1999), Self – control (Rosenbaum, 1980), Insigt (David, et al, 1992), Social function (Hurry, et al, 1983). And the Aconomic, social, cultural questionnaire was used to control social ststus of the subjects. this questionnaire was made by the researcher.
    Results
    The MEPT method influenced on increasing all of the emotional skills, sub scales and total scales. And also influenced on cognitive scales such as: dysfunctional thought, (p=0. 000), insight (p=0. 05), self – control (p=0. 000). Social skills could be increased (p=0. 02) by use of MEPT.
    Conclusion
    Using pschological treatment in addition to pharmacotherapy increases treatment efficay. Therefor an educational program about MEPT is necessary for therapists.
  • A. Badrizadeh, Yb Gholami Page 91
    Research is an active and well-organized procedure to discover, explain and review phenomena, events and hypotheses. The first step to organize matter of research in society is the find of a proper perception of existent abilities and facilities, as well as finding out weaknesses and strengths in research, so the present study was carried out to determine barriers to research from viewpoint of faculty members of Lorestan university of medical sciences.
    Materials And Methods
    This cross-sectional study was carried out to determine barriers to research from viewpoint of faculty members of Lorestan university of medical sciences in 2008. All faculty members were our subjects. Data gathering tool was a four-part questionnaire, approved by valid scientific sources, designed based on Likert scale. Questionnaires were distributed among faculty members and at most the data of 93 questionnaires were analyzed by use of independent t-tests and variance analysis.
    Results
    concerning the personal barriers shortage of time because of excessive teaching (32. 2%) and social and executive responsibilities (21. 4%) were the most, and lack of personal interest in research (60. 7%) and having no skill and mastery in scientific paper and proposal writing (50. 6%) were generally the least personal barriers. But about organizational barriers severity to approve research projects by the research meeting, administrative restrictive regulations (49. 2%), long procedure for a research proposal to be cheared by the related committee and deficiency of research privileges for the researchers’ promotion (39. 1%) were the most organizational barriers, and difficulties of results statistical deduction, ethical limitations (34. 9%) and compulsion for researchers to use a special framework and method (27. 9%) were among the least organizational barriers. Meanwhile no significant difference observed between mean score of personal barriers among faculties while there was a significant difference between mean score of organizational barriers.
    Conclusion
    Regarding the essential role of knowledge and research, which are among the most important features of look on future, governments, organizations and nations should have more and better perception of change and future, because we will live and work in a future which is quite different from today. Thus to reach a productive research future, it seems necessary to remove above mentioned barriers.
  • Z. Sarlak, Dr A. Kashi Page 99

    taking different ergogenic substances to improve sports performances is considered as a great problem in the world. The clim of this study was to determine the prevalenceamount of ergogenic substances use in Lorestan Province high school students and their knowledge about doping and using ergogenic substances.

    Materials And Methods

    This research was carried out on 1180 male and female students using a self-reported and researcher-centered questionnaire in 8 cities and 1 village (Tarhan) selected by cluster sampling method. After omitting incomplete questionnaires, 992 questionnaires were coded and then analyzed by SPSS software and descriptive and inferential statistics.

    Results

    The results showed that 92 (9. 3%) of the samples had taken one ergogenic substance at least, 37 (3. 7%) of the students hade used doping and banned drugs and also 71 (7. 1%) from sports supplements. Prevalence of ergogenic substances in male students was 13. 369% and in female students was 4. 260%. The effective factors on prevalence amount of ergogenic substances use, included age, sex, height, weight, place of residence, family income, being athlete, method of exercise, the athletic field, record of championship, the championship field,, the championship level, attitude toward doping, knowledge about doping and ergogenic substances. The most important variables for predicting the use of ergogenic substances were attitude towards doping, weight, to know the name of ergogenic substances, and the athletic field (R= + 0. 475) and these variables indicat a 3% variance in the use of ergogenic substances. The average score of students’ knowledge about ergogenic substances was 12. 185 ±6. 657 from 44 ergogenic substances (for male students= 12. 185 and female students=11. 482). The average score of attitude was 4. 140±1. 052 from 5. Also %85. 2 from samples reported having average to low knowledge about the ergogenic, but 14. 2% of the samples reported having high and very high knowledge about the ergogenic substances.

    Conclusion

    The results of this research showed that doping and use of ergogenic substances are definite fact among high school students. So serious attention of educational responsibles is needed to prevent the youth and adolescents from damage.

  • B. Moghimi Dehkordi, Dr Ab Rajaeefard Page 113
    Cancers are the 2nd cause of death, especially gastric and esophagus cancers are among the most fatal cancers in Iran. The aim of the present study is to estimate and compare the survival rates in patients with gastric and esophagus cancers.
    Materials And Methods
    After extracting information of patients with gastric and esophagus cancers registered in cancer registry of Fars province, they followed by telephone contact. Data analysis was carried out by two statistical methods including Kaplan-Meier and Life-table.
    Results
    There were 442 cases with gastric cancer and 161 cases with esophagus cancer. One and five-year overall survival rates using Kaplan-Meier method were 54 and 16 percent percent in gastric cancer and 53 and 9 percent in esophagus cancer patients, respectively. Also, using life-table method overall 1 and 5- year survival rates of gastric cancer were 57 and 16 percent and esophagus cancer were 58 and 10 percent. There was no significant difference between survival rates in above cancers.
    Conclusion
    Results showed that there was no difference between survival rates in above cancers and only a few patients survive 5 years after diagnose of their disease. Therefore, accomplishment of measurements is necessary for improvement of patients’ lifetime.
  • M. Ghasemi Pour, Dr V. Ghasemi Page 123
    Chronic diseases like diabetes are incurable diseases witch can be controlled and the patients are always exposed to stressful physical, mental, and social factors, so this study aims at determining the quality of life in the diabetes patients and assessing its different dimensions.
    Materials And Methods
    This descriptive study was done in 2008, statistical society was all patients with diabetes in khoramabad who referred to hospital to cure their diseases, of them 150 cases were selected using simple random sampling and then data was gathered by a self-fulfilling questionnaire made of two sections the demographic and the quality of life. The quality of life included three parts: physical, mental and social dimension. To credit questionnaire the contents credit and external credit type were used and to determine constancy, Kern Bach α coefficient was used. Based on the obtained score, the quality of life for patients was divided into two parts, non-optimal (points below 54) and optimal (=54 or more than it).
    Results
    The results revealed that the quality of life was non- optimal in 58. 3% of the cases and optimal in 41. 7% of the cases, While 79. 9% of the cases in physical dimension and 71. 5% of them in mental dimension had non- optimal quality of life, although 80. 6% of the cases had optimal quality of life in social dimension. In addition, age, sex, marital status, career, education and the duration of the diabetes had statistically significant relation with the quality of life.
    Conclusion
    Regarding the fact that half of the patients had non- optimal quality of life in physical and mental dimensions, it is recommended that the authorities take advisory, educational, material activities to improve patients’ quality of life.