فهرست مطالب

غدد درون ریز و متابولیسم ایران - سال دوازدهم شماره 6 (پیاپی 54، اسفند 1389)
  • سال دوازدهم شماره 6 (پیاپی 54، اسفند 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/12/28
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سید جواد کیانی، سید وحید یوسفی، مریم توحیدی، یدالله محرابی، فریدون عزیزی صفحه 569
    مقدمه
    عوارض ناشی از تجویز ید رادیواکتیو بر بافت ها و ارگان های مختلف یکی از نگرانی های عمده ی پزشکان است. یکی از این ارگان ها پانکراس می باشد که به دلیل وجودNIS (Sodium-Iodine Symporter) در آن و توانایی تغلیظ ید رادیواکتیو، اثرات مخرب تجویز ید رادیواکتیو روی آن قابل انتظار است. هدف این پژوهش مقایسه ی تحمل گلوکز در بیماران مبتلا به گریوز مورد درمان مستمر با داروهای ضد تیروئید، با بیماران مبتلا به گریوز بود که ید رادیواکتیو دریافت کرده اند.
    مواد و روش ها
    در این بررسی 132 بیمار مبتلا به گریوز که پس از درمان دارویی دچار عود شده بودند به صورت تصادفی و یا به دلخواه بیمار برای ادامه ی درمان دارویی طولانی مدت با متی مازول و یا دریافت ید رادیواکتیو انتخاب شدند. در هر گروه آزمایش های لازم برای قند خون ناشتا، تست تحمل گلوکز، پروفایل چربی، هورمون محرک تیروئید، انسولین، HOMA-IR وHOMA-B اندازه گیری شد.
    یافته ها
    دو گروه از نظر سن، جنس، نمایه ی توده ی بدن و فشار خون اختلاف معنی داری نداشتند. میانه ی قند خون ناشتا و HOMA-IR در گروه ید رادیواکتیو از گروه متی مازول بالاتر بود، به ترتیب (94 در مقابل 90 میلی گرم بر دسی لیتر، 019/0P=) و (3/2-2/1) 5/1 در مقابل (1/2-8/0) 3/1، 045/0P=، ولی این تفاوت ها پس از تعدیل کردن با سایر فاکتورها از میان رفت.HOMA-B، قند خون دو ساعت پس از دریافت گلوکز و سطح سرمی انسولین در دو گروه تفاوت آماری معنی داری نداشتند.
    نتیجه گیری
    احتمال می رود بین دریافت ید رادیواکتیو و ایجاد اختلال در تحمل گلوکز ارتباطی وجود نداشته باشد.
    کلیدواژگان: تحمل گلوکز، بیماری گریوز، ید رادیواکتیو
  • مریم سادات دانشپور، مسعود هوشمند، سیروس زینلی، مهدی هدایتی، مریم زرکش، فریدون عزیزی صفحه 580
    مقدمه
    میکروستلایت ها به طور گسترده ای در بررسی های لینکاژ و ژنتیک جمعیت ها، استفاده می شوند. این نشانگرها توالی های تکرار شونده ای روی ژنوم انسان هستند که تعداد این تکرارها در افراد مختلف می تواند متفاوت باشد و همین تفاوت ها راهی برای یافتن ژن های موثر در بروز بعضی بیماری ها است. پژوهش حاضر به بررسی فراوانی 12 میکروستلایت در جمعیت تهران پرداخته است.
    مواد و روش ها
    591 نفر با میانگین سن 19±36 سال برای بررسی فراوانی پلی مورفیسم در میکروستلایت های D8S1132، D8S1779، D8S514، D8S1743 D11S1998، D11S1304، D11S934، D12S96، D12S1632، D12S329، D16S2624 و D16S3096 از جمعیت قند و لیپید تهران بر اساس ابتلا یا عدم ابتلا به سندرم متابولیک انتخاب شدند. به کمک روش PCR و آنالیز قطعه ای، الل های هر نشانگر مشخص شد.
    یافته ها
    نشانگرهای کروموزوم 8، تکرارهای 10 تا 2، 26 جفت باز، نشانگرهای کروموزوم 11، تکرارهای 8.1 تا 32 جفت باز، نشانگرهای کروموزوم 12، تکرارهای 2 تا 32 جفت باز و هم چنین نشانگرهای کروموزوم 16 تکرارهای 2، 9 تا 28 جفت باز را نشان دادند. بیشترین میزان هتروزیگوسیتی به نشانگر D8S1132 و کمترین میزان آن به نشانگر D12S96 مربوط بود.
    نتیجه گیری
    الل های جدیدی در جمعیت تهران برای نشانگرهای مورد بررسی یافت شد و برای اولین بار یافته های اللی این نشانگرها در جمعیت ایرانی، برای ثبت در پایگاه اطلاعاتی مربوط به فراوانی اللی میکروستلایت ها ارایه گردید. حضور الل های مختلف در افراد مختلف یک خانواده می تواند به بررسی بیماری ها کمک شایانی نماید.
    کلیدواژگان: الل، میکروستلایت، جمعیت قند و لیپید تهران
  • مریم دانشپور، بیتا فام، مهدی هدایتی، فریدون عزیزی صفحه 588
    مقدمه
    بروز تغییر در میزان چربی های خون یکی از عوامل موثر در بیماری های قلبی عروقی می باشد. آپولیپوپروتئین ها (APO) در تنظیم سازوکار چربی ها نقش کلیدی دارند. در پژوهش حاضر پلی مورفیسم XbaI در ژن کدکننده ی آپولیپوپروتئین B با هدف بررسی ارتباط آن با تغییرات لیپیدها بررسی شده است.
    مواد و روش ها
    در مطالعه ی مقطعی حاضر 849 نفر از جمعیت TLGS به طور تصادفی انتخاب شدند. میزان فشارخون آنها اندازه گیری و نمایه ی توده ی بدن محاسبه شد. میزان تری گلیسرید، کلسترول، قند خون ناشتا، کلسترول-HDL و زیرمجموعه های آن، APOB و APOA1 اندازه گیری و میزان کلسترول-LDL محاسبه گردید. قطعه ی مورد نظر از ژن Apo Bبه روشPCR تکثیر شد و پلی مرفیسم انتخابی با استفاده از آنزیم کوتاه اثرXbaI به روشRFLP تعیین گردید.
    یافته ها
    فراوانی الل ها در جمعیت مورد بررسی برای X+ و X- به ترتیب 6/27% و 4/72% بود و هم چنین از قانون هاردی-واینبرگ تبعیت می کرد. تحلیل یافته های پژوهش نشان داد که حضور الل X+ به طور معنی داری با افزایش میزان کلسترول)2/1± 193: X+X+ و 2/1± 182: X-X- 022/0P) و غلظت ApoB (5/1±116: X+X+و 4/1±104، X-X-: 024/0P) ارتباط داشت. این ارتباط پس از مدل سازی و تعدیل عوامل مداخله گر هم چنان معنی دار بود.
    نتیجه گیری
    فراوانی اللی با آنچه که در سایر پژوهش گزارش شده هم خوانی داشت. با توجه به ارتباط پلی مرفیسمXbaI با فاکتورهای لیپیدی، اهمیت هر چه بیشتر لزوم بررسی ارتباط تغییرات ژنتیکی ژن آپولیپوپروتئین B و سایر ژن های مرتبط با سوخت و ساز لیپیدها مشخص می شود.
    کلیدواژگان: پلی مرفیسم XbaI، ApoB، کلسترول، TLGS
  • سمیه حسین پور نیازی، پروین میرمیران، زهره امیری، فریدون عزیزی صفحه 594
    مقدمه
    پژوهش های اندکی در زمینه ی ارتباط بین دریافت حبوبات و بیماری های مزمن صورت گرفته است. هدف از پژوهش کنونی، بررسی ارتباط بین دریافت حبوبات با سندرم متابولیک و اجزای تشکیل دهنده ی آن می باشد.
    مواد و روش ها
    روش مطالعه مورد-شاهدی بود که در آن 80 فرد مبتلا به سندرم متابولیک، و 160 فرد فاقد سندرم متابولیک به ترتیب به عنوان گروه های مورد و شاهد بررسی شدند. بیماران مبتلا به سندرم متابولیک بر اساس معیار ATP III شناسایی و شاخص های بیوشیمیایی، تن سنجی و دریافت های غذایی تعیین شد. مقدار دریافت حبوبات در هر دو گروه تعیین و دریافت آن در افراد مبتلا به سندرم متابولیک بر مبنای نقطه ی برش (cut-off point) افراد گروه شاهد چارک بندی شد.
    یافته ها
    میانگین سنی در هر دو گروه شرکت کننده 4/41 سال (25-55 سال) بود. هم چنین میانگین (±انحراف معیار) دریافت حبوبات در گروه مورد و شاهد به ترتیب 2/12±0/130 و 6/13±8/137 گرم در هفته بود (005/0P<). شیوع سندرم متابولیک در بالاترین چارک دریافت حبوبات به طور معنی داری کمتر از پایین ترین چارک (به ترتیب 7/16% و 7/46%، 005/0>P) دیده شد. غلظت تری گلیسرید سرم، گلوکز ناشتای سرم، فشارخون سیستولی در بالاترین چارک دریافت حبوبات به طور معنی داری کمتر و غلظت کلسترول-HDL سرم به طور معنی داری بیشتر از پایین ترین چارک پس از تعدیل اثر متغیرهای مخدوش کننده بود. نسبت شانس سندرم متابولیک در بالاترین چارک دریافت حبوبات 27/0(فاصله اطمینان 95%: 08/0 تا 91/0) در مقایسه با پایین ترین چارک پس از تعدیل اثر متغیرهای مخدوش کننده بود.
    نتیجه گیری
    در این پژوهش ارتباط معکوسی بین دریافت حبوبات با سندرم متابولیک و برخی اجزای تشکیل دهنده ی آن مشاهده شد.
    کلیدواژگان: حبوبات، سندرم متابولیک، بزرگسالان
  • پروین میرمیران، زهرا بهادران، فریدون عزیزی صفحه 603
    مقدمه
    عوامل خطر بیماری قلبی عروقی از کودکی آغاز و به تدریج پیشرفت می کنند. کیفیت رژیم غذایی نقش مهمی در بروز این عوامل خطر دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی روند کیفیت رژیم غذایی کودکان و نوجوانان شرکت کننده در مطالعه ی قند و لیپید تهران، بر اساس توصیه های پیشگیری از بیماری های قلبی عروقی طی 7/6 سال می باشد.
    مواد و روش ها
    ویژگی های رژیم غذایی 113 نفر توسط پرسش نامه ی 24 ساعت یادآمد طی 2 روز و پرسش نامه ی بسامد خوراک، در سه مقطع زمانی جمع آوری شد. رژیم غذایی افراد با توصیه های تغذیه در زمینه ی پیشگیری از بیماری های قلبی عروقی، مقایسه و امتیاز کیفیت رژیم غذایی تعیین شد. افراد بر اساس کیفیت رژیم غذایی به سه گروه ضعیف، متوسط و خوب طبقه بندی شدند. هم چنین روند کیفیت رژیم غذایی طی 7/6 سال ارزیابی شد.
    یافته ها
    میانگین سنی افراد در ابتدای پژوهش 19/4±45/11 سال بود. درصد افراد با کیفیت رژیم غذایی ضعیف از 8/8% در ابتدای پژوهش به 3/28% در مرحله ی دوم (4/3 سال بعد)، و 4/32% در مرحله ی سوم (7/6 سال بعد) رسید. درصد افراد با کیفیت رژیم غذایی متوسط از 80% در مرحله ی اول به 70% و 65% در مرحله ی دوم و سوم پژوهش، به ترتیب کاهش یافت. بیش از 10% افراد در ابتدای بررسی کیفیت رژیم غذایی خوبی داشتند که در مرحله ی دوم و سوم بررسی به کمتر از 3% کاهش یافت. هم چنین کاهش معنی دار کیفیت رژیم غذایی در مرحله ی دوم و سوم نسبت به ابتدای پژوهش مشاهده گردید (05/0P<).
    نتیجه گیری
    کیفیت رژیم غذایی کودکان و نوجوانان در مقایسه با توصیه ها در زمینه ی پیشگیری از بیماری های قلبی_ عروقی، روند نامطلوبی دارد.
    کلیدواژگان: بیماری های قلبی، عروقی، کیفیت رژیم غذایی، کودکان و نوجوانان، پیشگیری
  • مریم محمدی نصرآبادی، صدیقه امیرعلی اکبری، فاطمه محمدی نصرآبادی، ترانه استکی، حمید علوی مجد، پروین میرمیران صفحه 609
    مقدمه
    با توجه به اهمیت تغذیه در دوران بارداری و نقش آن در سلامت نسل آینده و نیز چاقی به عنوان عامل خطرساز بیماری های غیرواگیر، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی افزایش وزن و الگوهای غذایی در مادران باردار انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    پژوهش از نوع مقطعی و نمونه گیری به صورت سهمیه ای مبتنی بر هدف (265=تعداد) بود. داده ها به وسیله ی پرسش نامه ای شامل دو بخش آمارنگاری و یادآمد غذایی 24ساعته گردآوری شد. قد و وزن مادران اندازه گیری و برای محاسبه ی نمایه ی توده ی بدن (BMI)، وزن پیش از بارداری از پرونده ها استخراج شد. تجزیه و تحلیل آماری داده ها با انجام آزمون های مجذور خی، آزمون تی، همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون انجام شد.
    یافته ها
    57% نمونه های مورد بررسی دارای وزن طبیعی، 15% کم وزن، 16% دارای اضافه وزن و 12%چاق بودند. وزن گیری در گروه های دارای اضافه وزن و چاق بیش از مقدار توصیه شده بود (01/0P<). در مقایسه با مقدارهای توصیه شده برای زنان باردار در هرم راهنمای غذایی، گروه های نان و غلات و شیر و لبنیات کمتر و سبزی ها و میوه ها، گوشت و جانشین های آن، چربی ها و شیرینی ها بیشتر از مقدارهای توصیه شده دریافت شد. مدل رگرسیون نشان داد با بالا رفتن تعداد فرزندان زنده و هفته ی بارداری، وزن گیری مادر افزایش و با افزایش سن و BMI پیش از بارداری، کاهش می یابد.
    نتیجه گیری
    پایش مداوم وزن، ارایه ی الگوی غذایی مناسب و آگاهی از میزان صحیح افزایش وزن از راهکارهای مهم در پیشگیری از عوارض بعدی چاقی پس از زایمان به ویژه در مادران مسن تر و دارای اضافه وزن است.
    کلیدواژگان: زنان باردار، دوران بارداری، هرم راهنمای غذایی، اضافه وزن، چاقی
  • داریوش شیخ الاسلامی وطنی، صلاح الدین احمدی*، حسین مجتهدی، دکترسید محمد مرندی، کیوان احمدی دهرشید، حسن فرجی، فردین غریبی صفحه 618
    مقدمه

    پژوهش های قبلی نشان داده که التهاب فاکتور مهمی در بیماری زایی آترواسکلروز عروق می باشد و نشانگرهای جدید بیماری های قلبی عروقی مانند IL-1β، IL-6،HS-CRP و فیبرینوژن در پیش بینی حوادث قلبی عروقی از حساسیت و دقت بالایی برخوردار هستند. اثر تمرین مقاومتی در شدت های مختلف بر شاخص های التهابی شناخته شده نیست. هدف این پژوهش بررسی اثر تمرین مقاومتی با شدت متوسط و بالا بر IL-1β، IL-6،HS-CRP و فیبرینوژن بود.

    مواد و روش ها

    30 مرد سالم جوان به طور تصادفی به سه گروه (تجربی 1: شدت متوسط (55-45% یک تکرار بیشینه)، تجربی 2: شدت بالا (90-80% یک تکرار بیشینه) و کنترل تقسیم شدند و سپس دو گروه تجربی 1 و 2 به مدت 6 هفته (سه روز در هفته) به اجرای تمرین مقاومتی پرداختند. در هر جلسه، 7 ایستگاه تمرینی به کار رفت و فاصله ی استراحت بین هر مرحله 1 تا 2 دقیقه و بین ایستگاه ها، 3 دقیقه بود. IL-1β، IL-6، HS-CRP و فیبرینوژن قبل و پس از دوره ی تمرین اندازه گیری شد. سنجش آماری یافته ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس با طرح اندازه گیری مکرر بود.

    یافته ها

    پس از دوره ی تمرین مقاومتی، IL-1 و IL-6 تغییر معنی داری نداشتند. HS-CRP در هر دو گروه تجربی 1 و 2 کاهش یافت که این کاهش از نظر آماری معنی دار نبود (05/0P>). اما در پس آزمون، میزان HS-CRP در هر دو گروه تجربی 1 و 2 در مقایسه با گروه کنترل به طور معنی داری پایین تر بود (008/0=P). هم چنین سطح فیبرینوژن در گروه تجربی 2 به صورت معنی داری کاهش یافت (01/0=P).

    نتیجه گیری

    تمرین مقاومتی به مدت 6 هفته در افراد جوان سالم می تواند اثرات مفیدی روی برخی نشانگرهای التهابی بگذارد. علاوه بر این، تمرین مقاومتی شدید غلظت فیبرینوژن را کاهش می دهد.

    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، IL، 1β، 6، HS، CRP، شدت تمرین
  • مرضیه ثاقب جو، عباس قنبری نیاکی، حمید رجبی، ذکتر فاطمه رهبری زاده، مهدی هدایتی صفحه 626
    مقدمه
    گرلین و ابستاتین دو پپتید اشتها آور و ضد اشتها هستند. به نظر می رسد تعادل حساس این دو پپتید در تنظیم هموستاز انرژی و کنترل وزن بدن مهم می باشد. این پژوهش با هدف شناسایی سازوکارهای احتمالی اثر تمرین مقاومتی بر هموستاز انرژی و کنترل وزن انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    27 دانشجوی دختر با میانگین سن 54/1±22 سال و نمایه ی توده ی بدن 86/1±76/20 کیلوگرم بر مترمربع به طور تصادفی در گروه های تجربی و کنترل قرار گرفتند. آزمودنی ها برنامه ی تمرین را با دو شدت 40 و 80% یک تکرار بیشینه و به مدت 4 هفته انجام دادند. سطح گرلین تام، ابستاتین، نسبت سطح گرلین به ابستاتین و گلوکز پلاسمای آزمودنی ها قبل و بعد از دوره ی تمرین اندازه گیری شد.
    یافته ها
    یافته های آزمون آنالیز واریانس نشان داد نسبت سطح گرلین به ابستاتین پلاسما در گروه 80% یک تکرار بیشینه به طور معنی داری (05/0P<) افزایش و سطح ابستاتین نیز در گروه 80% یک تکرار بیشینه به طور معنی داری (05/0P<) کاهش یافت.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد در شرایط کسر انرژی به دست آمده در گروه 80% یک تکرار بیشینه، شکست پیش ساز گرلین (پروگرلین) بیشتر به سمت تولید گرلین پیش رفته است، در نتیجه ترشح ابستاتین کاهش و نسبت گرلین به ابستاتین افزایش یافته تا رفتار دریافت غذا تحریک، منابع از دست رفته ی انرژی جبران و در نهایت تعادل انرژی بدن دوباره برقرار شود.
    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی دایره ای، نسبت گرلین به ابستاتین، گرلین تام پلاسما، ابستاتین، زنان جوان
  • فریبا هوشمند، مهدیه فقیهی، صالح زاهدی اصل صفحه 633
    مقدمه
    استرس اکسیداتیو نتیجه ی عدم تعادل بین تولید پیش سازهای اکسیدانی و ظرفیت دفاع آنتی اکسیدانی بدن است. رادیکال های آزاد اکسیژن نقش مهمی در ایجاد بیماری های قلبی عروقی بر عهده دارند. در پژوهش حاضر این پرسش که آیا اکسی توسین (OT) می تواند استرس اکسیداتیو ناشی از انفارکتوس قلبی را در موش های صحرایی کاهش دهد، بررسی شد.
    مواد و روش ها
    ایسکمی میوکارد با بستن شریان کرونر نزولی قدامی چپ به مدت 25 دقیقه و پرفیوژن مجدد به مدت 120 دقیقه ایجاد شد. اکسی توسین در دوزهای 0001/0-1 میکروگرم 30 دقیقه قبل از ایسکمی به صورت داخل صفاقی تزریق گردید. برای اندازه گیری میزان پلاسمایی شاخص استرس اکسیداتیو مالون دی آلدئید (MDA)، در انتهای پرفیوژن مجدد یک نمونه ی خون تهیه شد.
    یافته ها
    بین دوز اکسی توسین و سطح MDA پلاسما یک رابطه ی وابسته به دوز مشاهده شد. اکسی توسین01/0 میکروگرم به طور معنی داری میزان MDA را در مقایسه با گروه کنترل کاهش داد. بلوک گیرنده های OT به وسیله ی آتوسیبان موجب از بین رفتن اثر آن در کاهش استرس اکسیداتیو گردید. میزان MDA در گروه های L-NAME و آتروپین نسبت به گروه OT افزایش یافته و به سطح گروه کنترل رسید. در گروه آنانتین میزان MDA مانند گروه OT و به طور معنی داری کمتر از کنترل بود.
    نتیجه گیری
    اکسی توسین در برابر آسیب استرس اکسیداتیو ناشی از ایسکمی پرفیوژن مجدد مفید بوده و در ایجاد این اثر اکسید نیتریک و استیل کولین نقش دارند. یافته های این پژوهش پیشنهاد می کند که شاید بتوان از اکسی توسین برای حفاظت بافت در مقابل استرس اکسیداتیو استفاده کرد.
    کلیدواژگان: اکسی توسین، ایسکمی، پرفیوژن مجدد، استرس اکسیداتیو، مالون دی آلدئید
  • رامین ملبوس باف، فرهاد حسین پناه، فریدون عزیزی*، مهدی مجرد، سارا جام بر سنگ صفحه 641
    مقدمه

    بررسی های متعدد نشان داده اند گواتر در زنان شایع تر از مردان می باشد. با توجه به این که اختلاف جنسی قبل از بلوغ دیده نمی شود، می توان تصور کرد که هورمون های جنسی تاثیری بر حجم تیروئید دارند. کمبود ید سبب افزایش شیوع گواتر می شود ولی تفاوت آن در دو جنس مشخص نیست. هدف این پژوهش، متاآنالیز مقالاتی بود که به مقایسه ی شیوع گواتر در مردان و زنان در مناطق مختلف وضعیت ید و در رده های سنی متفاوت پرداخته بودند.

    مواد و روش ها

    نوع مطالعه مرور سیستماتیک و متاآنالیز بر اساس معیار Cochrane می باشد که با استفاده از منابع الکترونیکی MEDLINE-EMBASE- Cochrane و منابع الکترونیکی فارسی زبانIranmedex – Magiran- SID Irondoc-، تمام مقالاتی که در آنها معاینه ی تیرویید در هر دو جنس صورت گرفته است، وارد مطالعه شدند.

    یافته ها

    105 مطالعه، شامل 429252 نفر با محدوده ی سنی 1 تا 80 سال، وارد متاآنالیز گردیدند. نسبت شیوع گواتر توتال در جنس مونث به مذکر، در کل مطالعات 39/1 بود (51/1-28/1=95% فاصله اطمینان)، این نسبت در مناطق طولانی مدت ید ناکافی نسبت به مناطق ید کافی اخیر، بالاتر بود (94/1 در برابر 36/1)، ولی در مناطق با ید کافی تفاوتی مشهود نبود. این نسبت برای گواتر درجه دو نسبت به گواتر درجه یک بالاتر بود (78/1 در برابر 30/1) و نیز این نسبت به خصوص در مناطق کمبود ید بعد از 15 سالگی افزایش واضح نشان داد.

    نتیجه گیری

    در مناطق کمبود ید بعد از بلوغ، گواتر در زنان نسبت به مردان شایع تر است.

    کلیدواژگان: گواتر، شیوع، مذکر، مونث
  • مرضیه ثاقب جو، رزیتا فتحی، الهه طالبی گرگانی، علیرضا حسینی کاحک، عباس قنبری نیاکی، مهدی هدایتی صفحه 647
    مقدمه
    هورمون پپتیدی ابستاتین مانند هورمون گرلین از ژن پری پروگرلین مشتق می شود. این پپتید اطلاعات وضعیت تغذیه ای و ذخیره ی انرژی بدن را به سیستم عصبی مرکزی انتقال می دهد. در افراد چاق سطح این پپتید در گردش خون تغییر می کند. گرلین به طور عمده از راه گیرنده ی هورمون محرکه ی هورمون رشد عمل می کند و یک پپتید اشتهاآور و تنظیم کننده ی طولانی مدت انرژی می باشد که به واسطه ی اثرات ضد اشتهایی و اتصال به گیرنده ی GPR39 معرفی شد. بررسی های اخیر نقش سیستم ابستاتین/ GPR39 را در تنظیم تعادل انرژی تایید نمی کند و ماهیت گیرنده ی ابستاتین هم چنان به عنوان یک سوال باقی مانده است. فعالیت ورزشی منجربه کاهش وزن و بهبود وضعیت تندرستی آزمودنی های چاق می شود، بنابراین بررسی اثرات فعالیت بدنی بر ابستاتین می تواند به شناخت بهتر اثر فعالیت بدنی بر تندرستی منجر شود. سطح ابستاتین در پاسخ به فعالیت حاد افزایش نمی یابد، بنابراین ابستاتین در افزایش هورمون رشد ناشی از فعالیت های ورزشی نقشی ایفا نمی کند. در برخی پژوهش ها سطح ابستاتین پلاسمایی به دنبال فعالیت های مقاومتی با سطح افزایش یافته ی هورمون رشد تغییری نکرده و در بافت ها نیز به دنبال انجام فعالیت های ورزشی طولانی مدت کاهش یافته اما در پلاسما تغییری نکرده است. این پژوهش ابتدا به معرفی ابستاتین پرداخته، سپس ارتباط آن را با تغییرات متابولیکی و هورمونی موثر بر تعادل انرژی، مورد بررسی قرار داده و در نهایت اثرات حاد و مزمن فعالیت های ورزشی بر سطح پلاسمایی و بافتی ابستاتین و سازوکارهای احتمالی درگیر را بررسی نموده است.
    کلیدواژگان: فعالیت بدنی، ابستاتین، تعادل انرژی
|
  • Dr. Javad Kiani, Dr. Vahid Yousefi, Dr. Maryam Tohidi, Dr. Yadollah Mehrabi, Dr. Fereydun Azizi Page 569
    Introduction
    One of the major concern of the administration of radioiodine is its complications. Pancras has sodium iodine symporter and may concentrate radioiodine. This study compared glucose tolerance in Graves disease patients on continuous treatment with antithyroid drugs, with those who received radioiodine.
    Materials And Methods
    In this study, 132 patients with Grave's disease who relapsed after drug therapy were randomly selected on by the patient preference for long-term treatment with either methimazole or radioactive iodine. In each group, fasting blood sugar, glucose tolerance test, and lipid profiles, TSH, insulin, HOMA-IR and HOMA-B were measured.
    Results
    The two groups showed no significant difference in age sex, BMI and BP. Median FBS and HOMA-IR in the radioactive iodine group were higher than in the methimazole group (94 mg/dl vs. 90 mg/dl, P=0.019) and 1.5(1.2-2.3) vs. 1.3(0.8-2.1, P=0.045, respectively, but after adjustment there was no difference between the two groups; no significant difference was seen in HOMA-B, median two-hour blood glucose and serum insulin levels, between the two groups.
    Conclusion
    Results indicate no relationship between radioactive iodine treatment and glucose intolerance.
  • Maryam Sadat Daneshpour, Dr Massoud Houshmand, Dr Sirous Zeinali, Dr Mehdi Hedayati, Maryam Zarkesh, Dr Fereidoun Azizi Page 580
    Introduction
    Most linkage and population genetic studies that use microsatellites assume that the polymorphism observed at these loci is due simply to variation in the number of units of a single repeat. These variations guide us in the study of the genetic patterns of some disease. This study reports the allele frequency of 12 microsatellites in Tehranians.
    Materials And Methods
    Five hundred and ninety-one subjects with an average age of 39±19 years, with and without metabolic syndrome, were selected for investigation of the allele frequency of 12 microsatellites, the D8S1132, D8S1779, D8S514, D8S1743, D11S1998, D11S1304, D11S934, D12S96, D12S1632, D12S329, D16S2624 and D16S3096 using and fragment analysis technique.
    Result
    There are different repeats in the chromosomes studied. Chromosome 8: 10-26.2bp repeats; chromosome 11: 8.1-35bp; chromosome 12: 2-32bp and chromosome 16: 9.2-28bp. The most hetrozygote marker is D8S1132 and the least is D12S96.
    Conclusion
    The most significant findings of this study is reporting allele frequency of some Short Tandem Repeats for the first time in Tehran. In this study some new alleles were found in Iranian subjects, the presence of which may be a tool for genetic association studies in the future.
  • Maryam Daneshpour, Bita Faam, Mehdi Hedayati, Fereidoun Azizi Page 588
    Introduction
    Lipid level variations are among the most important risk factors for cardiovascular disease. Apolipoproteins play a the key role in lipid metabolism. In the present study the association of XbaI apolipoprotein B polymorphisms on lipid variation was examined.
    Materials And Methods
    A cross-sectional study was conducted on 849 subjects from the Tehran Lipid and Glucose Study population. Blood pressure was measured and the body mass index was calculated. TG, Chol, FBS, HDL-C and its subfractions, Apo B and Apo A1 levels were measured, and LDL-C concentration was calculated. A segment of the apo B gene was amplified by PCR and the polymorphism was revealed by RFLP using XbaI restriction enzyme.
    Results
    Allele frequencies obtained for X+ and X- were 27.6 % and 72.4%, respectively and were in the Hardy-Weinberg Equilibrium (HWE). The presence of the X+ allele was significantly associated with increased total cholesterol (X+X+: 193 ± 1.2 mg/ml vs. X-X-: 182 ± 1.2 mg/ml, P 0.022) and apolipoprotein B (X+X+: 116 ± 1.5 mg/ml vs. X-X-: 104 ± 1.4 mg/ml, P 0.024). The associations were significant even after adjustment for age, sex, BMI, smoking, diastolic and systolic blood pressure and fasting blood sugar.
    Conclusion
    The observed allele frequencies were similar to other studies. Considering the association of XbaI polymorphisms with lipids factors, it is important to examine the relationship of Apo B gene variation and similar gene with lipids metabolisms.
  • Somayeh Hosseinpour-Niazi, Parvin Mirmiran, Zohreh Amiri, Fereidoun Azizi Page 594
    Introduction
    Epidemiologic data on the association between legume intakes and chronic disease are sparse. Our objective was to study the association between dietary legume intake and metabolic syndrome and its components.
    Materials And Methods
    This case-control study was conducted on 80 subjects newly diagnosed with metabolic syndrome as cases and 160 controls without the metabolic syndrome. The metabolic syndrome in patients was defined based on Adult Treatment Panel III, and biochemical profiles, anthropometric and dietary intakes were documented. Intakes of legumes were determined in the two groups and subjects with metabolic syndrome were divided into four groups according to the cut-offs of legume intake among controls.
    Results
    Mean age of subjects in the two groups was 41.4 years (range 25-55 y). Mean (±SD) intake of energy-adjusted legume intake was 137.8±13.6 and 130.0±12.2 g/wk (P<0.005) in controls and cases, respectively. The prevalence of the metabolic syndrome was lower in the highest as compared with the lowest quartile of legume intake, 16.7% and 46.7 respectively (P<0.005). After statistical control for confounders, decreases in triglyceride concentrations, fasting blood glucose, systolic blood pressure, and increase in HDL-C concentration were observed across increasing quartile categories of legume intake. After control for confounding factors, subjects in the highest quartile of legumes intake had a lower chance of having the metabolic syndrome than did those in the lowest quartile (OR 0.27; 95%CI 0.08-0.91).
    Conclusion
    Dietary legume intake is inversely associated with the risk of having metabolic syndrome and some of its components.
  • Dr Parvin Mirmiran, Zahra Bahadoran, Dr Fereidoun Azizi Page 603
    Introduction
    The risk factors of cardiovascular disease (CVD) can be tracked from childhood into adult life. Diet quality exerts a great influence on incidence of these risk factors. The aim of the present study, conducted within the framework of the Tehran Lipid and Glucose Study, was to assess the trend of diet quality in relation to the recommendations for prevention of cardiovascular disease during a 6.7 year follow up among children and adolescents.
    Materials And Methods
    Longitudinal study dietary data for 113 children and adolescents was collected using two 24-hour dietary recalls and a food frequency questionaire during the three study phases of study. Diet quality was compared with dietary recommendations for prevention of cardiovascular disease in children and adolescents(poor, moderate, good diet quality). Trends in diet quality score, were assessed during a 6.7 y of follow up.
    Results
    Mean±SD age of participants was 11.45±4.2. The distribution of subjects in the category of “poor diet quality”increased from 8.8% at the start of the study period to 28.3% and 32.4% in the second and third phases respectively. At the beginning of the study, over 80% of subjects had “moderate quality diet” which decreased to 70% and 65% in the 2nd and 3rd phases respectively. More than 10% of subjects had “good diet quality” which decreased to less than 3% in the 2nd and 3rd phases of the study. A significant decrease was also observed in diet quality of participants in phases 2 and 3 compared to the beginning of the study (p<0.05).
    Conclusion
    Results showed that trend of diet quality of children and adolescent compared to reccomendations for prevention of CVD seem unfavorable.
  • Maryam Mohammadi, Sedigheh Amir Aliakbari, Fatemeh Mohammadi, Taraneh Estaki, Hamid Alavi Majd, Parvin Mirmiran Page 609
    Introduction
    Considering the important role played by nutrition in pregnancy outcomes weight gain during pregnancy, and overweight/obesity in later life, this study was conducted to assess the weight gain and food consumption patterns in pregnant women of Tehran. Materials and Materials: This study was a cross-sectional study with quota sampling based on the aim (n=265). Data collected by a questionnaire, included two sections: Demographic/socio-economic and 24hour dietary recall, completed by expert interviewers. Mothers’ height and weight were measured and BMI were computed. Pre-pregnancy weight was obtained from the historical files. Statistical analysis was done using Chi-Square, student and paired t-test, Pearson correlation and regression analysis.
    Results
    Of subjects, 57% were normal weight, 15% underweight, 16% overweight and 12% were obese. Mean weight gain in the overweight and obese groups was higher than the recommended level (p<0.01); based on FGP recommendations for pregnant women, they consumed less bread/cereals, and milk/dairy products, and more meat/its alternatives, vegetables, fruits, and sweets/fats. The regression model showed that weight gain during pregnancy increased in the number of children and gestational age and decreased with increase in age and pre-pregnancy BMI.
    Conclusion
    Monitoring weight gain during pregnancy, implementing FGP recommendations and awareness regarding about the proper weight gain are the main strategies for preventing post partum overweight/obesity, especially in obese and older women.
  • Dr Dariush Sheikholeslami Vatani, Dr Slahadin Ahmadi, Dr Hossein Mojtahedi, Dr Seyed Mohammad Marandi, Keyvan Ahmadi Dehrashid, Hassan Faraji, Fardin Gharibi Page 618
    Introduction

    Previous studies showed that inflammation is an important factor in the pathogenesis of atherosclerosis. IL-1β, IL-6, and HS-CRP are biomarkers with a predictive value in cardiovascular disease. Considering that the effects of resistance training at moderate and high intensity on inflammatory markers have not been studied, the purpose of this study was to investigate the effects of resistance exercise intensities on levels of IL-1β, IL-6, HS-CRP and fibrinogen.

    Materials And Methods

    Thirty healthy young male volunteer students were randomly divided into 3 groups of 10 participants each. Groups I and II performed moderate (45-55% 1RM) and high intensity (80-90% 1RM) resistance exercise for 6 consecutive weeks (3 days/week) respectively. Group III, was the control group. Seven exercise stations were employed per session. The rest intervals between the sets of the protocols and stations were 1-2min and 3min respectively. Serum levels of IL-1, IL-6, HS-CRP and plasma level of fibrinogen were assessed before and after resistance training periods. Statistical analysis of data was accomplished using analysis of variance with repeated-measures design.

    Results

    There were no significant differences in serum levels of IL-1 and IL-6 before and after the training period. HS-CRP was decreased in groups I and II, but this was not significant (p>0.05). Post test, however, HS-CRP in the two exercising groups was significantly lowered (p=0.008), compared to the control group. Plasma levels of fibrinogen decreased significantly in the high intensity resistance exercise group.

    Conclusion

    In conclusion, short term resistance training can have beneficial effects on serum levels of some proinflammatory markers in healthy young males. In addition high intensity resistance training decreases plasma level of fibrinogen.

  • Dr M. Saghebjoo, Dr A. Ghanbari-Niaki, Dr H. Rajabi, Dr F. Rahbarizadeh, Dr M. Hedayati Page 626
    Introduction
    Ghrelin and obestatin are orexigenic and anorexigenic peptides, respectively, which are believed to be important in the regulation of energy homeostasis and body weight control. The purpose of this study was to clarify the possible mechanisms of resistance training in energy homeostasis and weight control.
    Materials And Methods
    Twenty-seven female college students, age 22±1.54 yr, and body mass index 20.76±1.86 kg/m2 (mean±SE) were randomly assigned to the experimental and control groups. Subjects performed circuit-resistance training protocol with 40% and 80% 1RM for 4 weeks. Circulating levels of total ghrelin, obestatin, ghrelin to obestatin ratio and glucose were measured before and after 4 weeks intervention for all subjects.
    Results
    One-way ANOVA revealed a higher and significant(P<0.05) post- training change in circulating levels of ghrelin to obestatin ratio as well as plasma obestatin concentrations significantly decreased (P<0.05) in the 80% 1RM group.
    Conclusion
    It seems that resistance training-induced energy deficit in the 80% 1RM group resulted that ghrelin precursor goes to the production of ghrelin. Thus, obestatin secretion is reduced and ghrelin to obestatin ratio is increased to stimulate food intake behavior, compensating for lost energy sources and eventually restoring the body’s energy balance.
  • Dr Fariba Houshmand, Dr Mahdieh Faghihi, Dr Saleh Zahediasl Page 633
    Introduction
    Oxidative stress is caused by the imbalance between production of pro-oxidants and the antioxidant defenses. Reactive oxygen species (ROS) can play an important role in the pathogenesis of cardiovascular diseases. The present study aimed at investigating whether administration of oxytocin ameliorates oxidative stress induced by experimental myocardial infarction in rats.
    Materials And Methods
    Cardiac ischemia-reperfusion (I/R) was induced by occlusion of left main coronary artery of rats for 25 min, followed by a period of reperfusion for 2h. OT at doses of 0.0001-1 μg was administered intraperitoneally 30 min prior to ischemia. Following reperfusion, blood samples were taken for measuring the plasma MDA levels, as an index of lipid peroxidation.
    Results
    We observed a dose-dependent association between dose of oxytocin and plasma MDA. Oxytocin 0.01μg significantly reduced MDA levels as compared to control group. Blockade of specific OT receptors by atosiban attenuated the anti-oxidative effect of OT. The MDA level in the L-NAME and atropine groups were higher than those in the OT group and reach to control group, whereas the MDA levels in the anantin group were same as OT group and significantly lower than those in the control group.
    Conclusions
    Oxytocin has a beneficial effect, mediated by NO and Ach, on cardiac tissue against oxidative damage due to I/R, suggesting that oxytocin can be used to tissue protection against oxidative stress.
  • Dr Ramin Malboosbaf, Dr Farhad Hosseinpanah, Dr Fereidoun Azizi, M. Mojarrad, S. Jambarsang Page 641
    Introduction

    Several studies have shown that goiter is more prevalent in females than in males, although before puberty there is no difference between genders, indicating that sex steroids may play a role in thyroid volume. Iodine deficiency may result in an increase prevalence in goiter prevalence but the difference between genders is not clear. This study is a metaanalysis of studies that have compared goiter prevalence between genders at different ages, with differing iodine status.

    Materials And Methods

    This is a systematic review and metaanalysis based on Cochrane’ criteria. Databases of MEDLINE-EMBASE-Cochrane and Persian databases of Iranmedex– Magiran- SID- Irondoc were searched and all articles on goiter in both sexes goiter were examined were included.

    Results

    A hundred and five studies, with total number of 429252 individuals, age range 1-80 y, were included. Odds ratio of female to male goiter was OR=1.39 (95%CI=1.28-1.51), a ratio higher in longstanding iodine insufficient areas, than in areas of recent iodine sufficiency (1.94 vs. 1.36), the difference in iodine sufficient area being non significant. This ratio for grade 2 of goiter was higher than grade 1(1.78 vs. 1.30), and in persons> 15 years old rose significantly, especially in iodine deficient areas.

    Conclusion

    Goiter is more prevalent in females than in males.

  • Page 647
    Introduction
    Obestatin, a peptide which is encoded by the same preproghrelin gene as Ghrelin, conveys information concerning the nutritional status and/or the energy stores to the central nervous system. In obese populations, circulating levels of the peptide are altered. Ghrelin, mostly acting through the GH secretagogue receptor GHS-R, is a potent GH secretagogue, an orexigenic peptide and a long-term regulator of energy homeostasis. Obestatin was described for its anorexigenic effects and it’s binding to GPR39. However recent studies do not support the role of obestatin/GPR39 system in the regulation of energy balance. Because exercise training improves the health status of obese individuals and is associated with reduction of body weight, there is growing interest in the effects of exercise on obestatin and whether this peptide may provide better understanding of how exercise improves health. Obestatin levels do not increase in response to acute exercise, and therefore obestatin does not appear to regulate growth hormone (GH) release during exercise. There is some evidence that obestatin levels do not change in plasma following resistance exercise with higher GH concentrations during exercise and decreases in tissues following chronic exercise but not in plasma. This review is focuses on obestatin, by first summarizing it function and it relationship with hormonal and metabolic changes that affect energy balance, and then discussing the effects of acute and chronic exercise on plasma and tissues obestatin concentrations, and the potential mechanisms involved.