فهرست مطالب

  • پیاپی 29 (پاییز 1389)
  • بهای روی جلد: 9,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1389/10/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • دکتر شهروز ابراهیمی، روح الله زمانیان صفحات 1-22
    معناگرایی به عنوان یک مفهوم کیفی از دیرباز در میان اندیشمندان و سیاستگذاران مختلف مطرح بوده است؛ اما به شکل علمی و در قالب یک نظریه منسجم که توانایی تحلیل و تبیین مسائل بین المللی را داشته باشد مفهوم نسبتا جدیدی است. معناگرایی در برابر مادی گرایی هویت می یابد، براین اساس تفاوت بین ماده و معنا اساسا ریشه در تفاوت واقعیت های مادی و اجتماعی دارد و در حالی که روش شناخت مادی گرایی مشاهده طبیعی است، روش شناخت معناگرایی شامل تاکید بر عوامل هنجاری، قواعد، ارزش ها، ساختارهای ذهنی و تصورات می باشد. یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه در مکتب انگلیسی این است که این مکتب دارای یک حوزه هنجارگذار است و توجه آن بر نقش عوامل معنایی و غیر مادی در بعد هستی شناسی می باشد. همچنین مکتب انگلیسی، نظریه ای ساختارگرا می باشد و به نقش کارگزار در تحلیل روابط بین الملل توجهی ندارد. از این منظر، از نظر پیروان مکتب انگلیسی، انگاره ها و معانی نیز به اندازه نیروهای مادی، عینی و محدودیت زا می باشند و بر این اعتقادند که معانی، قواعد، هنجارها و تفاسیر جامعه بین المللی هستندکه در سطح کلان به این جامعه قوام می بخشند. سوال این است که مکتب انگلیسی چگونه معناگرایی را تبیین می کند و نگاه آن به مساله ساختار- کارگزار چگونه می باشد؟ فرض مقاله این است که، معناگرایی به عنوان مهمترین بخش هستی شناسی مکتب انگلیسی مطرح است و از این بعد، مکتب انگلیسی بر خلاف نظریه های مادی گرا، بر سطح ساختار در تبیین روابط بین الملل توجه دارد. مقاله حاضر با هدف تبیین معناگرایی از منظر مکتب انگلیسی با روش توصیفی تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای صورت می گیرد.
  • دکتر شجاع احمدوند، سمیه حمیدی صفحات 23-52
    سنت ایرانی هیچ گاه خالی از اندیشه حکومت نبوده است. در کانون این اندیشه نیز همواره حکومتی آرمانی حضور داشته و برمنظومه فکری معناداری مبتنی بوده است. این مقاله می کوشد با تکیه بر مفهوم «معنا» منظومه های فکری معنادار در سه دوره باستان، میانه و جدید را استنتاج کند که اندیشه سیاسی ایرانی بر آن ها استوار بوده است.
    سوال اصلی مقاله این است که حکومت آرمانی در اندیشه سیاسی ایران در سه دوره مورد بحث بر چه منظومه های معنایی استوار بوده است فرضیه آن است که حکومت آرمانی در هر سه دوره به لحاظ ذاتی مبتنی بر ترکیب دین و دولت بوده اما در دوره باستان نظم سیاسی بازتاب نظم کیهانی و منازعه کلی خیر و شر بوده است. در دوره میانه نظم سلطانی بازتاب نظم حاکم بر هستی و تجلی رابطه واجب الوجود- ممکن الوجود عرصه هستی بوده که در قالب رابطه واجب الوجود عرصه سیاسی(سلطان)- ممکن الوجود عرصه سیاسی(رعایا) باز تولید شده است. در دوره مدرن تلفیق نظم مدنی و سلطانی- الهی وجود داشته است.
    کلیدواژگان: معنا، منظومه معنایی، نظم کیهانی، نظم سلطانی، نظم مدنی، سلطانی - الهی
  • دکتر علی باقری دولت آبادی، محمدرضا سنگ سفیدی صفحات 53-80
    رشد سیاست و نظریه های سیاسی در طول تاریخ همواره در بستر پارادایم هایی که فراتر از خود سیاست بوده است شکل گرفته است. این پارادایم ها گاه صرفا منجر به شکل گیری مفاهیم و نظریات جدیدی در کنار سایر نظریات و مفاهیم سیاسی می شود و گاه پا را فراتر گذاشته و ماهیت سیاست را تغییر می دهد. سیاست در یونان باستان در بستر فلسفه مدرسی یونانی و در عصر روشنگری و بعد از رنسانس نیز در بستر اومانیسم رشد و هویت یافته است. به نظر می رسد ماهیتی که سیاست در عصر مدرن دارا می باشد همان حقیقت نهایی سیاست بوده و دیگر سیاست نمی تواند در ماهیتی غیر از آن مطرح شده و هویت یابد. اما اسلام به عنوان تنها دین پویای عصر حاضر نتوانسته سیاست دراین ماهیت را بپذیرد. سوال این است که در نسبت اسلام با سیاست، آیا تاثیر اسلام صرفا یک تاثیر صوری و به تعبیر دیگر یک تاثیر عرضی است و یا نه، این تاثیر ماهوی بوده و ماهیت سیاست را دچار تغییر و دگرگونی می کند؟ در این پژوهش ما با بررسی انتظار از دین و همچنین قلمرو دین در حوزه سیاست به دنبال تبیین این نکته هستیم که در رابطه دین اسلام و سیاست، تاثیر اسلام بر سیاست تاثیر ماهوی می باشد. یعنی سیاست در پارادایم اسلامی ماهیتی متفاوت از گذشته می یابد.
  • دکتر ابراهیم برزگر صفحات 81-98
    در این نوشتار ابعادی از بومی سازی مبنایی مورد بحث قرار می گیرد. رابطه و سرگذشت متفاوت علم و دین در جهان غرب و جهان غیر غرب بررسی می شود و ضمن اذعان به اینکه تنها راهنمای موثق برای دستیابی به حقیقت، روش های حسی، مشاهده-ای و پوزیتیویستی نمی باشد، بلکه معرفت وحیانی، رویای صادقه و جز آن نیز می تواند راه های دیگری باشد. معرفت وحیاتی می تواند مجموعه ای از قوانین عام اجتماعی را بیان کند و یا به ترسیم چشم اندازی از آینده بپردازد. آموزه های مذهبی و هنجارهای دینی نظیر رهیافت عقلایی می تواند رفتارهای مومنان را قاعده مند کند و رفتارهای تکرارپذیر و منظم در جهان دینی مومنان ایجاد کند و آنها را پیش بینی کند. چون قواعد دینی یکسان، تکرارپذیر و قاعده مند است، رفتارهای مومنانه نیز خصلت تکرارپذیری و قاعده مندانه دارد. گزاره های دینی در ابعاد اعتقادات، اخلاقیات و احکام می تواند دستمایه فرضیه پردازی، قانون پردازی و نظریه پردازی قیاسی باشد و یا امکانات پژوهشی جدیدی را جهت نقد و نقادی نظریه های موجود فراهم کند. سنت های قرآنی نیز جلوه دیگری از قانون مندی های تاریخی در همه عصرها، زمانها و مکانها را افشا می کند. این نظم ها صرفا با بررسی بلوک های تاریخی بزرگ هزار ساله و کمتر ازآن قابل بررسی است.
    کلیدواژگان: معرفت وحیانی، رفتار قاعده مندانه مومنان، بومی سازی بنیادی علوم انسانی و سیاسی
  • دکتر محسن خلیلی، فهیمه آزموده صفحات 99-154
    س از روی کارآمدن دولت نهم / دهم، در سیاست خارجی ایران واژه ای به نام«تعالی»، باب شده است که بی گمان، تباری دارد و نمودگر برآمدن نوعی نوستالژی تاریخی است. این مفهوم بر پایه دین تعریف می شود و با محوریت امور روحی، به تغییر و تحول کیفی و کمی در نهادهای سیاسی، فرهنگی، و اقتصادی جامعه می انجامد.با بررسی بن / درون مایه کلمه«تعالی»، و با در نظر داشتن این پرسش بنیادین که سیاست خارجی تعالی گرا چه هدف ها و بنیان هایی دارد، می توان به این باور دست یافت که وجود نوعی باز گشت گرایی نوستالژیک به انقلابی گری دهه های 1350 و 1360، به همراه امید به بازآفرینش ساختکارتمدن اسلامی/ ایرانی، اندیشه ضدیت با مدرنیته و غرب در تاریخ معاصر ایران، موعودیت گرایی، مهندسی فرهنگی، تمهید مقدمات و مقومات جستجوی راه های بدیل توسعه از سوی پست مدرن ها، سازه گرایان و نظریه انتقادی در روابط بین الملل سبب ساز خلق مفهوم تعالی با معانی یک سر متفاوت با گنجواژه ای شده است که مدرنیته در اختیار زمامداران گذاشته بود.برداشتی این چنین، اکنون، درکار جای گزین سازی مجموعه ای از واژگان، به جای گفتارهای برآمده از گفتمان مرسوم و معهود قدرت در عرصه بین المللی شده است.
    کلیدواژگان: سیاست خارجی، سیاست خارجی ایران، سیاست خارجی دولت نهم، سیاست خارجی دولت دهم، توسعه، تعالی، نوستالژی، بازگشت گرایی
  • دکتر غلامرضا خواجه سروی، ابوذر فتاحی زاده، عباس فرهادی صفحات 155-172
    عقلانیت مدرن براین مفروض استوار است که عقل انسان لامکان و لازمان بوده و ماهیتی استعلایی و جهانشمول دارد. استمرار معنای «لوگوس» یونانیان قدیم در گرایشات عقل گرایی مدرن سبب این جهت گیری در اندیشه ورزی غرب بوده است. شالوده شکنی این بنیاد فلسفی توسط جریانات فکری جدید به این امر ختم شده است که دیگر عقل یکتا و یگانه محلی از اعراب نداشته واین اجماع نسبی فراهم آید که بایست از عقلا نیت ها یاد کرد. یکی از وجوه واسازی یاد شده بر این استدلال سیر می کند که عقل یکی از توانایی های ذهنی بشر است که محیط بدان تعین می بخشد و از این سبب، عقل ماهیتی زمینه مند (contextual) می یابد. این استدلال به صورت ضمنی بدین معناست که می توان با جایگزین ساختن یک عقلانیت بومی حاکم در یک جغرافیای زیستی خاص به جای عقلانیت بنیادی یک دانش غیر بومی، به بومی سازی آن دانش کمی همت بست. به پیروی از این منطق، نوشته ی حاضر در پی امکان سنجی روابط بین الملل بومی است و این پرسش را دغدغه خویش قرار داده است که آیا می توان دانش روبط بین الملل بومی و اسلامی داشت؟ نگارندگان این فرضیه را در ذهن می پرورانند که می توان با قرار دادن عقلانییت نص محور در جایگاه عقلانییت لوگوس محور دانش روابط بین الملل غربی، تصویری متکی بر کتاب و سنت از این دانش داشت که متناسب با جغرافیای زیستی جهان اسلام باشد.
  • دکتر عباسعلی رهبر، روح الله اسلامی، فاطمه ذوالفقاریان صفحات 173-196
    حکومت مندی شیوه بررسی احتمالات کنش و رفتار آدمی در محیط سیاسی و کنترل کردن آنها می باشد. روش های علمی در علوم سیاسی اغلب از دیدگاه مارکسیستی، ساختاری و کارکردی سنت حکومت مندی در ایران را مورد واکاوی قرار می دهند. نظریه های استبداد ایرانی، زوال و گسست اندیشه سیاسی در ایران، تصلب سنت و ناخودآگاه تداومی ریاکارانه در این دسته جای می گیرند. در این مقاله قصد نویسندگان آن است تا با روش شناسی کیفی و برساخته ای برآمده از سنت اندرزنامه ای حکومت مندی در عرفان ایرانی، به نقد عملی این سه روش شناسی بپردازند و انگاره ها و سازه های هفت گانه معناگرای سعدی را با مطالعه موردی و تحلیل محتوای بوستان سعدی واکاوی نمایند. سازه های معناگرای حکومت مندی سعدی را در مدل شبانی و اندرزنامه نویسی با توجه به سنت ادبیات فارسی در هفت سازه معنایی در جهت اعمال کردن و محدود کردن قدرت را مورد نقد و بررسی قرار می-دهیم.
  • دکتر حسین سلیمی صفحات 197-216
    از یونان باستان که نخستین جرقه های ایده گرایی در حوزه تفکر اجتماعی نمایان گشت این پرسش طرح شده که آیا هرگونه ایده گرایی و به تعبیر امروزین آن معناگرایی به منزله نوعی آرمان گرایی است؟ آیا اصالت ایده در اندیشه اجتماعی با گرایش به امر ایده آل در کنش اجتماعی و همچنین در فهم پدیدارهای اجتماعی و سیاسی هم معنی است؟ و میان این دو مقوله چه کنش و واکنشی وجود دارد؟ این مقاله به این پرسش ها پاسخ می دهد. به نظر می رسد که هر چند معناگرایی در فلسفه اسلامی سابقه ای دور و دراز دارد و هر چند که در بنیاد تفکر دینی در طول تاریخ نوعی گرایش به ایده و معنا دیده می شود با این همه تفاوت هایی اساسی میان معناگرایی، آرمان گرایی و معنویت گرایی وجود دارد. بسیاری از کسانی که به سوی آرمان گرایی و حتی معنویت گرایی کشیده شده اند معناگرا بوده اند؛ اما همه آرمان گرایان و معنویت گرایان معنا گرا تلقی نمی شوند. البته در بسیاری موارد میان آنها نوعی تلازم و هم پوشی و در برخی از تفکرات و نظریه های سیاسی و بین المللی نوعی همراهی میان این دو گرایش دیده می شود؛ اما نباید آنها را یکی دانست.
  • دکتر محمدتقی قزلسفلی صفحات 217-236
    با اوج گرفتن فلسفه ی اثباتی و به تبع آن دانش تخصصی و رفتاری در علوم اجتماعی،این بحث نیز دامن زده شد که فلسفه ی سیاسی پایان یافته است. این به آن معنا بود که رویکردهای هنجاری و انتقادی در نظریه فاقد اعتبار است. انتشار کتاب تاثیر گذار جان راولز(عدالت به مثابه انصاف)ضمن نفی این ادعای کاذب، نشان می داد که اندیشه ی سیاسی و اجتماعی خصلتی معناگرا و هنجاری گرفته است. فرضیه اصلی مقاله ی حاضر این است که بنابه متغیر هایی فلسفه ی سیاسی معناگرا شده است. به منظور اثبات این مهم مقاله حاضر در دو بخش تنظیم شده است. در بخش نخست دلایل و زمینه های اندیشه ی معناگرا در سه محور به بحث گذاشته می شود. اما در بخش دوم و به منظور ارائه ی دلایلی ایجابی برای فرضیه، چند مولفه به عنوان ویژگی های فلسفه ی سیاسی نوین مطرح می شود: رویکرد مثبت به اندیشه ی فرهنگی با خصلت هویتی و ارزش مدار، رویکر فرااثبات گرا که در پراکنده شدن و تنوع مکاتب و نظریه ها تبلور یافته است؛ بازگشت به اخلاق گفتمانی. این مقاله از روش توصیفی و تحلیلی استفاده و از چارچوب نظریه های انتقادی و هنجاری پیروی خواهد کرد.
  • دکتر احمد گل محمدی صفحات 237-252
    اگر در ساده ترین شکل ممکن معناگرایی دلالت بر این داشته باشد که معنا در فرایند شناخت مهم است و برای دست یابی به شناخت معتبرتر باید به معنا هم توجه کنیم، بی گمان این پرسش اهمیت پیدا می کند که معنا چیست و چه نسبتی با شناخت دارد؟ نوشتار حاضر ادعا می کند که معنا حلقه اتصال مفهوم با شناخت است و به واسطه معنا، مفهوم به شناخت تبدیل می شود. برای نشان دادن اعتبار چنین ادعایی، پس از اشاره به چیستی شناخت، فرایند شناخت پردازی بازشناسی می شود. سپس با توجه به آن مولفه ها و فرایند، می کوشد از دیدگاه استوارت هال نشان دهد که معنا چیست و چه جایگاهی در فرایند شناخت پردازی دارد.
    کلیدواژگان: شناخت، فرایند شناخت، مفهوم، معنا، زبان
  • طیبه محمدی کیا صفحات 253-276
    بی تردید شیخ الرییس ابو علی سینا را مهم ترین چهره فلسفی جهان اسلام شناخته اند؛ اما در حوزه سیاست که جهان اسلام از دیرباز تاکنون به سرزمین هایی پاره پاره شامل بوده است کمتر می توان به حاکمیت اندیشه ای واحد رای داد. در این گوناگونی اندیشه ها و عمل ها که وجه اشتراکشان قدرت بوده، پرداختن به این که ابن سینای فیلسوف که آوازه اش تا هزاره ای پس از او در جهان پیچیده، در موضوع سیاست یا به عبارتی این شر لازم زندگی آدمیان چه تدبیری اندیشیده است، بسیار مهم است. شیخ الرئیس در این میان به شیوه سلف خود به خیال روی می آورد. در این نوشتار کوشش خواهد شد که تلاش وی را در دخالت خیال به عنوان جایگزینی برای عقل اسلافش در سیاست شرح دهیم.
    کلیدواژگان: ابن سینا، معرفت شناسی، انسان شناسی، خیال، سیاست
  • دکتر عبدالامیر نبوی صفحات 277-294
    یکی از عوامل موثر بر شکل گیری و جهت یابی تحولات و رویدادهای حوزه سیاست، آن است که کنشگران تصمیمات و رفتارهای سیاسی خود را برگرفته از چه منبع یا منابعی بدانند و در چارچوب قواعد آن تنظیم کنند. بنابراین تفسیر و ارزیابی تحولات و رویدادهای حوزه سیاست، از این دید، به درک جهان ذهنی و ذهنیتهای کنشگران بر می گردد. با توجه به آنکه اسلام گرایان رادیکال حوزه سیاست را تابعی از حوزه دین – و به طور مشخص شریعت – می خواهند، هر گونه تصمیم و رفتاری را که ریشه در شریعت نداشته باشد، غیر شرعی – و حتی غیر اخلاقی – می دانند. مقاله حاضر، با توجه به تجربه جریان اسلام گرایی رادیکال در خاورمیانه عربی به ویژه آثار چهار چهره برجسته آن؛ یعنی سید قطب، احمد شکری مصطفی، محمد عبد السلام فرج و ایمن الظواهری، شیوه رجوع آنان به منابع معنابخش (قرآن و شریعت) را بررسی می کند. اگرچه اینان خود را مجری فرامین الهی و دستورات قرآنی معرفی می کنند و تمامی تلاش خود را معطوف به تاسیس جامعه اسلامی راستین (امت) می دانند، نویسنده برآن است که نوعی رابطه دوسویه میان این افراد و منابع معنا بخش مورد نظرشان وجود دارد.
    کلیدواژگان: اسلام سیاسی، اسلام گرایی رادیکال، حوزه سیاسی، معنا، شریعت
|
  • Dr. Shahrouz Ebrahimi, Rohollah Zamanian Pages 1-22
    Qualitative scholars and policymakers have different viewpoints on Ideationalism. The main feature of Ideational is its challenges with materialism. In the case of English school, we can say that there is a goog attention to the non-material factors. Based on this school the role of agency in international relations is not significant. But images, meanings, believe, rules, norms and interpretations of international society are in high importance. So our hypothesis for answering this question that how the English School explaining Ideationalism and what is its perspective on the structure - Agency problem? is that, Ideationalism is the most important part of English School ontology, and then English school theory-ageist material theories consider the structural level to explaining international relations
  • Dr. Shoja Ahmadvand, Somayeh Hamidi Pages 23-52
    The Iranian Political thought has been witnessing an ideal government, supported by a powerful meaning system. This article tries to interfere the meaning system of political thought in Ancient, Medieval and Modern Iran. The main question of the article is: What are the main conceptual foundations of the Iranian political thought in the three above-mentioned eras? The hypothesis is that the ideal government in all the three eras has been inherently based on the combination of religion and state. However, the Ancient era’s political order reflects the order of constellations and also the general tension between the good and the evil; The Medieval era’s empire-induced order stems from the cosmic order and also the relationship between the must-be (in this case, the king) and the can-be (in this case, the ruled); and, the Modern era is characterized by a merging of civil- empire - theological order.
  • Dr. Ali Bagheri Dolatabadi, Mohamad Reza Sangsefidi Pages 53-80
    The growth of politics and political theories has always been formed within the paradigms beyond the policy itself. These paradigms some times led to creation of concepts and new theories besides other theories and political concepts, and some times have changed essence the politics. Politics in ancient Greece developed in context of Greek school discipline philosophy and in the era of enlightenment and after renaissance in context of humanism. It seems that the essence of politics in new era is the same final truth and politics can not have a new essence. But Islam as an only dynamic religious in new era can not accept this essence of politics. The question which arises is that in Islam relation to policy, whether the effect of Islam on politics is accidental or formal? This study aims at verifying that the effect of Islam on politics is accidental through investigating the expectation from religion as well as the realm of Islam in policy. That is, policy in Islam paradigms has quit a different essence from the past.
  • Dr. Ebrahim Barzegar Pages 81-98
    The paper analyses some important aspects of Indigenization of humanities and political sciences. Furthermore, the paper chaims that Positivistim is not the only valid guidance to the truth. The revelatory knowledge, veridical dream and the like could be other ways in this field. Revelatory knowledge could express a set of social common laws or draws a perspective on the horizon. Religious doctrines and norms like rational approach could regulate the behavior of the believers or initiate recurrent, orderly and predictable behaviors in the religious world of the believers. Since the religious rules are unique, recurrent and rule-based, therefore, behaviors of the believers also have the same attributes. Religious statements in the spheres of religious beliefs, morality and instructions could inspire hypothesizing, rulemaking and deductive theorizing or provide the new research possibilities for critique and critical evaluation of existing theories. The Qur’anic traditions reveal other manifestation of universal laws in all times and spaces. These orders are investigable only through studies of historical blocks of millennial and the like.
  • Dr. Mohsen Khalili, Faheemeh Azmoodeh Pages 99-154
    Designing and implementing foreign policy is depend on the internal situation, external pressures, statesmen's perception from other countries foreign policy, understanding global events, decision-maker's perception from international arena, and efficient diplomacy. Foreign policy is a complex of goals, orientations, and instruments that a state adopts vis-à-vis other states in order to achieve its national interests. The aim of foreign policy is to provide security, which covers a spectrum from territorial integrity to the development of cultural and economic facilities. In the Islamic Republic of Iran's foreign policy both continuity and discontinuity can be seen. After the triumph of Ahmadinejad's Ninth / Tenth governments in post revolutionary Iran, the word elevation is innovated for explanation the differences between development (as a western term for progress and growth) and exaltation (an Islamic term for progress).The main question in this paper is: what is the gene and origins of transcendental (exaltational) foreign policy? Our first answer to question is: there are many linage and bases for the emerging the special foreign policy, such as: Nostalgic return to revolutionary characteristics of the 1960 and 1970 decades; Hope to recreating of the mechanism of the Iranian / Islamic civilization; The cultural currency of Anti modern and anti west in the contemporary history of Iran; cultural engineering for reconstruction the Iranian society; Mahdiship (promised Mahdism), and existing schools like postmodernism, constructivism, and the critical theory.
  • Dr. Gholamreza Khjehsarvi, Abuzar Fatahi, Abbas Farhadi Pages 155-172
    The modern rationality is based on this hypothesis that the human reason is nonchronic and nonpositional and has a transcendental and universal feature. This characteristic is the result of Greek legacy of Logos in western rationality. The deconstructive aspect of the modern philosophical basis has led to the decline of the unity of reason in favor of diversity of rationalities. On the other hand, it insists that reason is contextual and is shape in accordance to its peripheral circumstances. The aforementioned justification brings about this connotation that with resort to a local rationality of a special geography, the rationality can be localized. According to this logical basis, this essay aims to examine the possibility of localization of international relation science and tries to answer to the question of “Can we have an Islamic local international relation science?” It assumes that by substituting the Logos based rationality in with textual rationality international relation science; we can have a new science of international relation based on the tradition and the holly texts of Islam.
  • Dr. Abbas Ali Rahbar, Rohullah Islami (Islami@Yahoo.Com), Fatemeh Zolfagharian Pages 173-196
    Govern mentality is a thinking method about the government. The scientific methodology in Iran researches governs mentality in the approach of functionalism, Marxism and constructivism. All this methodology criticized and limited the tradition of govern mentality in Iran. In the article we have choices quality method and attention to the stream of mirror of king and we studies Boston saadi in the form case study. For analysis constructivism govern mentality of Boston saadi, we have focus on 7 elements, include:1)Centralization on role of people in the govern mentality sadi.2)Quality tolos (aim) of govern mentality. 3)Legitimate the basic of citizen and ideal state in related to separate of classes.4)Prestige of govern mentality of abroad.5)Control power to power and cultural organization.6)Operation quality adjective of elite's government.7)Careful and punishment in the mirror of king.
  • Dr. Hossein Salimi Pages 197-216
    The first steps to the rational understanding of political phenomena in the ancient Greece coincides the ideational inclination to the social knowledge. Form the time a main question has posed: is there any adherence between Ideationalism and idealism as a utopian trend? Whether any kind of Ideationalism based upon the essentiality of the idea and meaning in the social thought is equivalent and synonymous to the idealism and utopianism or every trend to the Ideationalism requires a sort of utopianism in social and political thought. In the article I endeavor to respond the question. It seems that a kind of Ideationalism could be found in the history of Islamic political philosophy and thought; however there is a considerable different between Ideationalism, spiritualities and utopianism. The same deference can be observed in the history of Christian Medieval and Modern political thought. I will try to elaborate the meaning of the Ideationalism and its difference with idealism, utopianism and spiritualities. It is also expressed that not only Ideationalism is not a new inclination against modernism but also it is a sort of modern realism and a sign of evolution of the modern social thought.
  • Dr. Mohammad Taghi Ghezelsofla Pages 217-236
    The rising positive philosophy and therefore the special and behavior knowledge and in social science, this debate was also sparked that political philosophy is over. This meant that the normative and critical approaches in theory have no validity. The recognized book of John Rawls, Justice as Fairness, while rejecting the false claim, shows the political and social thought and Spiritual trait are being normative. The paper presents this hypothesis that, according to the variable indications, the political philosophy is being more Idealistic and Spirituality. In order to prove this important assumption, the paper is set in two parts. In the first part, the reasons and basics of Spiritual ideas discuss in the three fields. But in the second part and to provide positive reasons for the hypothesis, several components as features of modern political philosophy will be described:1.A positive approach to the idea of culture with the identity and value character. 2.Ultra-positive approach which has been reflected in dispersion and diversity of methods and theories.3.Return to discourse of ethics. This article uses descriptive, analytical methods and critical theory, also normative framework will follows.
  • Dr. Ahmad Golmohammadi Pages 237-252
    If knowledge made of meaningful statements, it's important to know what the nature of meaning is and how we can make it. In response to first question, this article claims that basically meaning is transmittable or shared concepts. But how we can transmit or share concepts? For producing meanings or shares concepts, we need two kinds of representation. First representation (mental representation) includes taking mental image of many different and complex-related entities existed in our world. We can call these mental images "concepts" or "ideas". But for maintaining and developing social life, we must change these personal entities to common or intersubjective entities by another representation. Through the second representation (linguistic representation) we relate any concept to a kind of sign by codes and get very numerous different signs. These signs and principles that rules the coordination between them made Language. To put it simply, meaning is shared concepts and conceptual systems that produced by very numerous and different signs. So we can use language (or a collection of signs) for producing and distributing meanings. So culture simply includes meaning and membership in a culture is having shared concepts and conceptual systems or common meanings and meaning systems.
  • Tayyebe. Mohammadi Kia Pages 253-276
    Ibn Sina undoubtedly is the most important philosophical figures in the Islamic world, but in political circles that the Muslim world long since torn lands has not been included under the unique rule. The diversity of thought and action that ¬ share is the power of Khalafat, that addressing the philosopher Ibn Sina′s about politics is considered very important. Meanwhile, Ibn Sina in this way followed his predecessor to bring on the dream. This paper will attempt to describe Imagination in the political thought of Ibn Sina in his effort to replace imagination agains reason.
  • Dr. Seyed Abdolamir Nabavi Pages 277-294
    The resources on which political actors’ decision-making and behaviors are based could be seen as essential factors influencing events and transitions in political sphere. In other words, actors’ subjective conception of the world and life is the key term in interpreting and analyzing the political events. Thus, as the Islamist actors see the political as a function of the religious –al-Sharia’-, any political decision or behavior which is not rooted in religion is basically amoral. Focusing on 4 key thinkers of radical Islamism in Arabian Middle East –namely, Seyed Qotb, Ahmad Shokri Mostafa, Mohamad Abdo-Salam Faraj, and Iman Al-Zawaheri- the present study attempts to explore the way they read and interpret their meaningful resources (Quran and Sharia’). Although they introduce themselves as the executor of God’s commandments and Quran’s imperatives, it is shown that there is a mutual interaction among them and those meaningful resources.