فهرست مطالب

  • Volume:20 Issue:71, 2011
  • تاریخ انتشار: 1390/04/16
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقالات پژوهشی
  • فاطمه ناهیدی، فروغ دری، محمود راوری، علیرضا اکبرزاده باغبان صفحه 1
    زمینه و هدف
    دقایق اولیه پس از زایمان، دوره ای بسیار آسیب پذیر برای مادر و نوزاد می باشد و مراقبت در طی این زمان جهت ارتقای سلامت مادر و نوزاد ضروری و حیاتی است. تماس پوست با پوست مادر و نوزاد بلافاصله پس از تولد، یک محیط مناسب برای تطابق نوزاد با زندگی خارج رحمی می باشد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر تماس پوست با پوست نوزاد و مادر بلافاصله پس از تولد بر میزان رضایتمندی مادران انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی می باشد.80 نوزاد و مادر دارای شرایط مشخصات واحد های مورد پژوهش در مرکز آموزشی درمانی طالقانی شهر اراک، به صورت غیر احتمالی مبتنی بر هدف انتخاب و با انتساب تصادفی به دو گروه تماس پوست با پوست و مراقبت معمول تقسیم شدند. در گروه تماس پوست با پوست، نوزاد بلافاصله پس از تولد، بدون پوشش در وضعیت دمر در تماس پوستی با مادر قرار گرفت و در گروه مراقبت معمول نوزاد به زیر گرم کننده تابشی منتقل شد. پس از پایان شیردهی و نوع مراقبت، میزان رضایت مادر از مراقبت و میزان تمایل آنان نسبت به اجرای مجدد آن در زایمان بعدی، با استفاده از پرسشنامه سنجیده شد. پرسشنامه شامل اطلاعات فردی مادر، سن بارداری، مشخصات نوزاد، میزان رضایت مادر از مراقبت و میزان تمایل آنان نسبت به اجرای مجدد آن در زایمان بعدی بود که پرسشنامه به روش اعتبار محتوا تعیین اعتبار شد و نیز جهت تعیین پایایی آن از روش آزمون پایایی همزمان استفاده شد که میزان همبستگی90/0 بود. تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار آماری اس پی اس اس 16 انجام شد.
    یافته ها
    اکثریت مادران از تماس پوست با پوست بسیار راضی (70 درصد) و راضی (20 درصد) بودند و در گروه مراقبت معمول، اکثریت مادران از این نوع مراقبت بسیار ناراضی (35 درصد) و ناراضی (35 درصد) بودند که از نظر آماری تفاوت معنی داری بین دو گروه وجود داشت (001/0>P). همچنین اکثریت مادران تمایل بسیار زیاد (70 درصد) و زیادی (20 درصد) نسبت به اجرای مجدد تماس پوست با پوست در زایمان بعدی داشتند و در گروه مراقبت معمول، اکثریت مادران تمایل بسیار کم (5/47 درصد) و کمی (5/27 درصد) نسبت به اجرای مجدد این نوع مراقبت در زایمان بعدی داشتند که از نظر آماری تفاوت معنی داری بین دو گروه وجود داشت (001/0>P).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج بدست آمده، می توان از فواید تماس پوست با پوست نوزاد و مادر بلافاصله پس از تولد جهت ارتقای مراقبت پس از زایمان و رضایت مادر بهره مند شد.
    کلیدواژگان: تماس پوست با پوست، رضایتمندی
  • کتایون ارفعی، خدیجه صادق دولق، هانیه تند رو، زینب ارسطویی صفحه 6
    زمینه و هدف
    آموزش بالینی فرصت مناسبی برای آماده سازی دانشجویان جهت احراز مهارت حرفه ای فراهم می کند. توجه به نظرات دانشجویان به عنوان مهمترین رکن آموزش بالینی، شاخص ترین منبع برای شناسایی مسائل و مشکلات مختلف این حیطه است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی دیدگاه های دانشجویان پرستاری ومامایی دانشگاه آزاد سمنان در رابطه با آموزش بالینی اثر بخش انجام شد.
    مواد وروش ها
    این پژوهش توصیفی با روش سر شماری انجام شد. ومجموعا«160 نفر از دانشجویان کارشناسی پرستاری و مامایی دانشگاه آزاد سمنان در آن شرکت داشتند. ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه بود که در دو بخش مشخصات جمعیت شناسی وعوامل مرتبط با آموزش بالینی اثر بخش طراحی گردید، اعتبار پرسشنامه با استفاده از اعتبار محتوا و پایایی آن با ضریب آلفا کرونباخ (90/.=a) تعیین شد. جهت تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و نرم افزاراس پی اس اس 5/13 استفاده شد.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که 1/58 درصد از160دانشجو، دانشجوی مامایی و مابقی9/41 درصد، دانشجوی پرستاری بودند که اکثرا در ترم سوم مشغول به تحصیل بودند. حیطه خصوصیات فردی، با میانگین درصد امتیاز (6/3±35/24) از صد امتیاز، مهمترین عامل و محیط آموزش، با میانگین درصد امتیاز (94/2±36/16) از صد امتیاز، کم اهمیت ترین عامل در آموزش بالینی موثر بودند، در مجموع داشتن مربی مجرب از نظر دانشجویان با میانگین امتیاز (59/.±71/3) مهمترین مشخصه آموزش بالینی اثربخش تلقی گردید.
    نتیجه گیری
    یافته های این پژوهش نشان داد که یادگیری مهارت های حرفه ای، وجود علاقه و انگیزه در دانشجویان و ارضاء نیازهای مخلتف آنان ضرورت دارد. لذا کلیه مسئولین آموزشی باید با توجه به این اصول به دنبال افزایش انگیزه دانشجویان نسبت به امر یادگیری باشند.
    کلیدواژگان: آموزش بالینی، آموزش اثر بخش، پرستاری، مامایی
  • پرخیده حسنی، آلیس خاچیان صفحه 11
    زمینه و هدف
    تغییرات پیچیده و سریع در امر مراقبت های بهداشتی درمانی، ضرورت عملکرد مراقبت بر پایه بهترین شواهد در دسترس را ایجاب می کند. پرستاری مبتنی بر شواهد، تلفیقی از بهترین شواهد حاصل از پژوهش های انجام شده با یافته ها و تجربیات بالینی با توجه به ارزش های بیمار جهت بهترین تصمیم گیری می باشد. لذا این پژوهش با هدف بررسی دیدگاه پرستاران بالین در رابطه با پرستاری مبتنی بر شواهد انجام گرفت.
    مواد وروش ها
    این پژوهش به روش پدیده شناسی توصیفی انتخاب شد، زیرا پژوهشگر در مطالعه حاضر به دنبال شناخت بهتر دیدگاه های پرستاران بالین در مورد پرستاری مبتنی بر شواهد می باشد. مطالعه با مشارکت 7 نفر شرکت کننده که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، انجام پذیرفت. این پژوهش در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید بهشتی انجام شد. داده ها در این مطالعه با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری شد و تحلیل داده ها با روش پدیده شناسی استروبرت انجام گردید.
    یافته ها
    یافته های حاصل از مفهوم پرستاری میتنی بر شواهد در سه طبقه ارتقای کیفیت خدمات، مستندات و ارزش ها طبقه بندی شده اند که نشانگر کاربرد پایین پرستاری مبتنی بر شواهد می باشد. عوامل موثری در این زمینه از طریق مصاحبه با شرکت کنندگان در پژوهش استخراج گردیده است که به دو طبقه اصلی تسهیل کننده و بازدارنده طبقه بندی شده اند.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های پژوهش ایجاد راهکارهای مناسب جهت بهره گیری یافته های حاصل از پژوهش در بالین جهت ارائه مراقبت و آشنا سازی پرستاران با این مفهوم می تواند در ارتقای کیفیت مراقبت و رضایت مددجویان مفید واقع شود.
    کلیدواژگان: پرستاری مبتنی بر شواهد، مستندات، بهره گیری در پژوهش
  • فاطمه سمیعی سیبنی، منیره انوشه، فاطمه الحانی، ابراهیم حاجی زاده صفحه 19
    زمینه و هدف
    سرطان پستان ابعاد عملکردی کیفیت زنان مبتلا را تحت تاثیر قرار می دهد.، لذا آگاهی درباره کیفیت زندگی بیماران به پرستاران کمک خواهد کرد تا مراقبت را در جهت ارتقاءء کیفیت زندگی بیماران سوق دهند. در اکثر مطالعات انجام شده تاکید بر مشکلات بیماران بیشتر از خانواده ها بوده است، در حالی که جهت ارتقاء کیفیت زندگی بیمار لازم است عوامل تاثیر گذار بر روی خانواده نیز مد نظر قرار گیرند.در مطالعه حاضر به منظور تعیین تاثیر مشاوره با خانواده بر ابعاد عملکردی کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی درمانی انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی است. تعداد 70 زن30 تا 55 ساله متاهل، دارای حداقل یک فرزند 15 ساله یا بالاتر مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی درمانی با سابقه ماستکتومی در درمانگاه های واقع در شهر قزوین و زنجان، در دو گروه آزمون و شاهد مورد بررسی قرار گرفتند. برای گروه تحت مشاوره 8 جلسه برنامه مشاوره با خانواده با حضور بیمار، همسر و فرزند طراحی گردید. کیفیت زندگی بیماران هر دو گروه در ابتدا و انتهای کار اندازه گیری شد. کیفیت زندگی به وسیله پرسشنامه کیفیت زندگی عمومی بیماران مبتلا به سرطان متعلق به سازمان اروپایی پژوهش و درمان سرطان(EORTC QLQ-C30) و پرسشنامه کیفیت زندگی اختصاصی مبتلایان به سرطان پستان(EORTC QLQ-BR23)سنجیده شد. اعتبار و پایایی ابزارها در ابعاد مختلف تائید شد. پس از جمع آوری اطلاعات، داده ها با نرم افزار اس پی اس اس 15 تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد که مشاوره با خانواده سبب ارتقاء ابعاد عملکردی کیفیت زندگی عمومی بیماران مبتلا به سرطان (جسمانی، نقش، احساسی، ذهنی، اجتماعی) و همچنین ابعاد عملکردی کیفیت زندگی اختصاصی بیماران مبتلا به سرطان پستان(تصویر ذهنی، عملکرد جنسی، لذت جنسی، دورنمای آینده) در گروه آزمون شده است (05/0p<).
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های پژوهش حاضر که نشان دهنده تاثیر مشاوره با خانواده بر ارتقاء سطح عملکردی کیفیت زندگی بیماران بوده است، خانواده می تواند جایگاه ویژه ای در حمایت از بیماران و ارتقاء کیفیت زندگی آنها داشته باشد. لذا پیشنهاد می گردد برنامه طراحی شده مشاوره با خانواده به عنوان یک روش موثر در ارتقاء کیفیت زندگی این بیماران به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، شیمی درمانی، کیفیت زندگی، مشاوره، خانواده
  • شیما طباطبایی، محمدحسن مرادی صفحه 29
    زمینه و هدف
    تولد نوزادان کم وزن (زیر2500 گرم) یکی از مهمترین مشکلات بهداشتی و از اصلی ترین علل مرگ نوزادان می باشد. از آنجایی که وزن کم تولد موجب می شود،کودکان به لحاظ جسمی ناتوان و در برابر بیماری ها آسیب پذیر شوند، شناخت عوامل خطر ساز تولد نوزادان کم وزن می تواند گامی جهت پیشگیری از این وضعیت باشد. دراین مطالعه هدف تعیین عوامل خطر پیش بینی کننده کم وزنی هنگام تولد نوزادان متولد تهران در سال 1386می باشد.
    مواد و روش ها
    این پژوهش مورد–شاهدی، به منظور بررسی عوامل مهم پیش بینی کننده LBWدر مادران مراجعه کننده به بیمارستان های مهدیه، طالقانی و هدایت تهران انجام شده است. در طی 6 ماه اول سال 1386، 2072 نوزاد در بیمارستان های مورد مطالعه متولد شدند، در این گروه 2050 نفر شرایط ورود مطالعه را دارا بودند. در این گروه 161 نوزاد کم وزن بودند که 125 نوزاد به عنوان گروه مورد و 250 نفر نیز به عنوان گروه شاهد وارد مطالعه شدند.
    داده های مربوط به نوزادان و مادران از طریق مصاحبه ساختار یافته و مطالعه پرونده ها استخراج شد. داده ها با نرم افزار اس پی اس اس 15 و آزمون t.test، chi2 تجزیه و تحلیل شده، آنالیز تک متغیره و چند متغیره و تعیین نسبت های شانس با حدود اطمینان 95 درصد با استفاده از مدل رگرسیون چندگانه صورت گرفت.
    یافته ها
    7/7 درصد نوزادان وزن هنگام تولد پایین داشتند. در مدل نهایی زایمان پره ترم (95/3=OR)، (52/5-38/2=CI، پره اکلامپسی 98/2=OR)، (32/4-09/2=CI، افسردگی در ماهه سوم 62/1=OR)، (805/2-21/1=CI، اضافه وزن دوران بارداری 4/1=OR)، (061/2-73/0=CI و فاصله تولد نوزاد تا زایمان قبلی 54/0=OR)، (91/0-32/0=CI، در سطح 95 درصد معنادار و عوامل خطر ساز برای وزن کم هنگام تولد نوزادان شناخته شدند.
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه در مدل رگرسیون لجستیک، متغیرهایی چون فاصله کم بین دو زایمان، اضافه وزن کم دوران بارداری، افسردگی در 3 ماهه سوم، پره اکلامپسی مادر و زایمان پره ترم به عنوان عوامل خطر سازمهم وزن کم هنگام تولد نوزادان شناخته شد.
    کلیدواژگان: وزن پایین هنگام تولد، عوامل خطر ساز، مدل رگرسیون لجستیک
  • بهرام سنگلجی، نیکتا حاتمی زاده، فرنوش رشوند، انوشیروان کاظم نژاد صفحه 36
    زمینه و هدف
    مولتیپل اسکلروزیس (ام اس) بیماری مزمن پیشرونده سیستم عصبی مرکزی است که دارای علائم و عوارض ناتوان کننده می باشد. با توجه به عوارض و مشکلات ناشی از این بیماری، آموزش و مداخلات مناسب از جمله توانبخشی با همکاری متخصصین مختلف، در این بیماران لازم است. هدف از این پژوهش تعیین اثر خدمات توانبخشی بر کیفیت زندگی افراد مبتلا به ام اس است.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش کار آزمایی بالینی مجموعا130 نفر شامل 65 نفر گروه مداخله و 65 نفر گروه شاهد مورد مطالعه قرار گرفتند. نمونه ها به صورت تصادفی از بین مراجعه کنندگان به انجمن ام اس ایران انتخاب شدند.گروه شاهد افرادی بودند که از لحاظ سن، جنس، نوع بیماری و مدت زمان شروع آن، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات با گروه مداخله مشابه بودند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه 3 بخشی بود. اولین قسمت شامل اطلاعات جمعیت شناسی، دومین قسمت ابزار «کیفیت زندگی ام اس 54 سئوالی» MSQOL-54 (Multiple Sclerosis Quality Of Life) بود که در سه بخش کلی و در 14زیر گروه طبقه بندی شده بودند و امکان امتیاز بندی با طیف نمره صفر تا صد در هریک از زیر گروه ها وجود داشت. سومین قسمت شامل ترجمه فارسی ابزار «مقیاس تعیین درجه بیماری» (The Patient Determined Disease Steps)PDDS بود، این پرسشنامه برای ارزیابی درجه معلولیت بیماران مبتلا به ام اس طراحی شده است. کاربرد این پرسشنامه جهت جور کردن واحد های مورد پژوهش از لحاظ درجه ناتوانی بود تا نمونه ها در هر دو گروه جور شوند.و در نهایت نمره آن به مقیاس سطح ناتوانی مبسوط (Expanded Disability Status Scale) EDSS(که فقط باید توسط پزشک تکمیل می شد) تبدیل گردید. همبستگی نمرات دو ابزار EDSS و PDDS بر اساس آزمون اسپیرمن95/0 بود. جهت پایائی ابزار «کیفیت زندگی ام اس 54 سئوالی» ضریب آلفای کرونباخ برابر95/0 محاسبه شد و جهت پایائی ابزار «تعیین درجه بیماری ضریب» آلفای کرونباخ برابر 96/0 محاسبه شد. پس از گذشت سه ماه و حداقل 8 نوبت مراجعه افراد گروه مداخله به مرکز و دریافت خدمات بر اساس برنامه طراحی شده دوباره هر دو گروه ابزار MSQOL-54 را تکمیل نمودند. سپس تغییرات کیفیت زندگی دو گروه مداخله و شاهد با هم مقایسه شد. از نرم افزار اس پی اس اس16 و آزمون تی تست و ضریب همبستگی پیر سون جهت تحلیل داده ها استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد تغییرات نمره تمامی ابعاد کیفیت زندگی به جز بعد فعالیت های شناختی در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد معنادار بود. (P<0.005)در گروه مداخله نمره کیفیت زندگی بر اساس ابزار مذکور در بعد جسمی 04/8 نمره و بعد روانی 7/7 نمره (P<0.001) افزایش یافته بود. همچنین میزان فعالیت های اجتماعی در گروه مداخله بیش از گروه شاهد بود.
    نتیجه گیری
    استفاده از الگوی توانبخشی چند رشته ای مرکز حیات نو در ارتقاء کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ام اس موثر است. این افزایش با توجه به نتایج سایر مراکز توانبخشی در سراسر جهان چه بصورت سرپایی و یا بستری قابل توجه بوده است.
    کلیدواژگان: ام اس، خدمات توانبخشی چند رشته ای، کیفیت زندگی
  • معصومه رامبد، حمید پیروی، محمدتقی ساربان، محمود کهن صفحه 42
    زمینه و هدف
    پیروی از رژیم درمانی نقش مهمی در سلامتی و احساس خوب بودن بیماران تحت همودیالیز دارد. عوامل مختلفی از جمله اعتقادات مذهبی و دعا می تواند روی پیروی از رژیم درمانی تاثیر بگذارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین همبستگی پیروی از رژیم درمانی و دعا در بیماران تحت همودیالیز انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی،200 بیمار مراجعه کننده به مرکز همودیالیز مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران به روش سرشماری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از «مقیاس تطبیق یافته دعا Adapted Prayer) (Scale و فرم مشخصات فردی و پرونده بیماران جمع آوری شد. پیروی از رژیم درمانی بر اساس سطح فسفات و پتاسیم سرم، نیتروژن اوره خون و افزایش وزن بین دو همودیالیز سنجیده شد. جهت تعیین اعتبار مقیاس تطبیق یافته دعا» از روش اعتبار محتوا و جهت تعیین پایایی از آزمون کرونباخ استفاده شد (80/0=α). داده ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس 14 تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که بیش از 50 درصد بیماران از رژیم غذایی و دارویی پیروی می کردند. در حالی که کمتر از نیمی از بیماران از رژیم مایعات پیروی داشتند (44درصد). بیشتر بیماران به طور مداوم دعا می کردند (62 درصد). بین نیتروژن اوره خون و افزایش وزن بین دو جلسه دیالیز و دعا همبستگی معنی دار آماری وجود داشت (05/0P≤). اما بین سطح فسفات و پتاسیم سرم با دعا همبستگی معنی دار آماری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    یافته های این مطالعه نشان داد که بین پیروی از رژیم مایعات و رژیم غذایی حاوی پروتئین با دعا همبستگی وجود دارد. لذا پرستاران و کادر درمانی جهت بهبود تبعیت از رژیم درمانی و به تبع افزایش کیفیت زندگی، می توانند بیماران را به سمت دعا سوق دهند.
    کلیدواژگان: پیروی از رژیم دارویی، عقاید مذهبی، دعا، نارسایی کلیه
  • مقالات مروری
  • فرشته ذوالریاستین، ساینا بحرینی صفحه 48
    زمینه و هدف
    گسترش تکنولوژی در عرصه ی مراقبت سلامت و تهدیدهای ناشی از آن در ارائه مراقبت های کل نگر، منجر به روی آوردن تیم پزشکی بلاخص پرستاران به درمان های مکمل و جایگزین شده است. ماساژ کاربرد گسترده ای در خدمات بهداشتی دارد. هدف این مقاله ارائه ی تاثیرات ماساژ درمانی که طی پژوهش های مختلف تائید شده است، می باشد.
    مواد وروش ها
    برای دستیابی به مقالات و مطالعات مربوط به ماساژ با کلید واژه های ماساژ درمانی، طب مکمل و جایگزین و ماسا‍ژ‍ و پرستاری پایگاه های، Medline، Scopus Science Direct،SID و Irandoc مورد جستجو قرار گرفت و در مجموع40 مقاله، از سال 1990 تا 2009، مورد بررسی و جمع بندی قرار گرفت.
    یافته ها
    تاثیرات ماساژ درمانی شامل: تسکین درد به خصوص دردهای عضلانی- اسکلتی، تاثیر بر علائم گوارشی مرتبط با سوء هاضمه و یبوست، اثر بر شاخص های فیزیولوژیک شامل فشارخون، نبض، تنفس، درجه حرارت و اشباع اکسیژن، وزن گیری و کاهش مشکلات خواب نوزادان، دوران بارداری و زایمان، افزایش دامنه ی حرکتی مفاصل، بهبود عملکرد سیستم های تنفسی و عضلانی اسکلتی و نهایتا ارتقاء سیستم ایمنی از طریق کاهش افسردگی و در نتیجه افزایش تعداد CD4 و نسبت CD4/CD8 می باشد.
    نتیجه گیری
    امروزه بکار بردن درمان های تکمیلی همچون ماساژ بخشی از درمان و مراقبت را تشکیل می دهد. با شناخت بیشتر تاثیرات ماساژ به عنوان یکی از شایع ترین و کم عارضه ترین مراقبت های تکمیلی می توان به ارائه ی خدمات کل نگر به عنوان آنچه در فلسفه ی پرستاری و رشته های وابسته مطرح است دست یافت.
    کلیدواژگان: ماساژدرمانی، پرستاری، تاثیرات، مروری بر پژوهش
|
  • Nahidi, F(Msm), Dorri F. (Msm), Ravari M.(Phd), Akbarzade A Page 1
    Background and aimThe first minutes after birth are a very vulnerable period for both mother and newborn. The care that is provided during this time is critical to improve their longer-term health. Mother- infant Skin to skin contact immediately after birth creates an optimal environment for the adaptation of newborn infants to extra uterine life and should be a routine method in hospitals. The Purpose of this study was to evaluate the effect of skin to skin contact between newborn and mother immediately after birth on mother’s satisfaction in Taleghani hospital in Arak on 2008–2009.Materials and methodsA randomized controlled trial was designed to study the effect of early skin –to- skin contact between mother and newborn. 80 pairs of newborns and their mothers who delivered in Taleghani hospital Arak, Iran were included in the study. They were randomly assigned to two groups (skin to skin contact and routine care). In skin-to-skin contact group, immediately after birth naked newborns were placed in prone position on skin contact with their mothers and in routine care group newborns were placed in cot under warmer. A questionnaire was used to assess mothers’ satisfaction. In the end of breastfeeding mothers’ satisfaction were assessed. Data were collected by a questionnaire, which included questions about the mothers’ satisfaction with the care they received during labor and their tendency to skin to skin contact in future. The validity of questionnaire was determined by content validity method and reliability was obtained by internal consistency (consistency coefficient 0.90). Data were analyzed by SPSS software. FindingsA larger proportion of mothers in skin to skin contact group were very satisfied (70%) and satisfied (20%) with their care, and a larger proportion of mothers in routine care group were very unsatisfied (35%) and unsatisfied (35%).There was a significant difference between two groups in terms of their tendency for skin-to-skin contact in future.ConclusionSkin-to-skin contact between mother and newborn results in mother’s satisfaction.
  • Arfaie K. (Ms), Sadegh Dolagh Kh (Ms), Student), Arastooee Z(Ms, Student), Tondro H Page 6
    Background and aimclinical teaching provides a unique opportunity for learning professional skills. In order to be effective it needs enough equipments, correct communications and precise educational planning. It is clear that any deficiencies in this procces have negative consequences. Assessing students’ point of view about clinical teaching can provide useful insights for development.The purpose of this study was to assess nursing and midwifery students’ point of view about effective clinical teaching in Semnan Azad University in 2009.Materials and methodsIn this descriptive study, a total number of 160 nursing and midwifery students, studying at Semnan Azad University participated. The sampling was done through census. For collecting data a questionnaire was used. The questionnaire consisted of two sections. The first section assessed demographic variables and second part was designed to assess students’ perception of effective clinical teaching and related factors. Validity of questionnaire was assessed by content validity (panel of experts) and reliability was determined by calculating Cronbach alph with a coefficient of 0.90. The data were analyzed using SPSS software. Findings The majority of students were studying in third semester (58.1%) and were midwifery students and (41.9%) were nursing students. According to our participants point of view learner’s personal characteristics domain (24/35±3/6) and learning environment (16/36±2/94) were the most and the least important factors related to effective clinical teaching. in overall expert clinical teacher had the main role in effective clinical teaching. ConclusionWith regard to what were found in this study, the most important factors for learning of professional skills is interest and motivation, so education system should support this internal feelings and find the methods that prevent these drives.
  • Hassani, P. (Phd), Khachian, A. (Msn) Page 11
    Background and aimThe complex and rapid changes in health care require using the best available evidences to have essential performance in caring. Considering nursing as an academic discipline, utilizing the results of research for improving nursing care and creating more satisfaction in patients is important so this study was designed to determine nurse’s perspectives about the concept of evidence based nursing.Materials and methodsThe approach of current study was descriptive phenomenology which was designed to study the perspective of nurses about the concept of evidence based nursing. Data collection method was semi structured interview and 7 participants were chosen by to purposive sampling. The study was conducted in Shahid Beheshti university affiliated hospitals and data were analyzed using Strubert’s phenomenological method.Findings The findings about evidence based nursing were codified in three main categories as improvement of quality of care evidences and values. In the case of second question about influencing factors two main categories as facilitating and interceptor factors were narrowed down. All indicated that knowledge of nurses about evidence based nursing is low therefore the utilization of research results as evidences were low alsoConclusionConsidering the findings of this study introducing the concept and utilization of research results should have patient’s higher satisfaction of received care.
  • Fatemeh Samiei Siboni (Msc), Dr. Monireh Anoosheh (Phd), Dr. Fatemeh Alhani (Phd), Dr. Ebrahim Haji Zadeh Page 19
    Background and aimIn women with cancer, the quality of life and their performance level would be affected, thus awareness about patient quality of life helps the nurses to lead their care for improving the patients’ quality of life. Despite of majority of performed studies, the emphasis is on patients’ problems rather than families, So it is necessary for improving the patient quality of life to take into consideration those factors which are important for family. The purpose of this study was to determine the effect of consultation with family on performance scale of women’s quality of life with breast cancer undergoing chemotherapy.Materials and methodsThis research is a semi-experimental study,70 married women aged 30-55 years old who had at least 1child older than 15 year, undergoing chemotherapy with previous record of mastectomy and they have been referred to clinics located in two cities, Qazvin and Zanjan, were included in the study. Participants were allocated in two -experiment and control-groups. For subjects in experiment group 8 consultation sessions with family was designed, the sessions were held with the presence of patient, spouse and children. The patients’ quality of life in both groups was measured at the beginning and at the end of final consultation session. Quality of life was assessed by the European Organization for Research and Treatment of Cancer Quality of Life Questionnaire (EORTC QLQ-C30) and its supplementary breast cancer measure (QLQ-BR23). The data were analyzed using SPSS version 15.Findings Results showed that quality of life of patients who had participated in consultation sessions was improved (P<0/05).The improvement was seen in physical functioning, emotional, role functioning, cognitive and social functioning subscales of quality of life measure, andin body image, sexual functioning, sexual enjoyment and future perspective subscales of BR 23 questionnaire. Conclusionwith respect to present research’s findings which demonstrate the effect of consultation with family on improvement of patients’ performance level, hence the family can have a particular position on protecting patients and improvement quality of life, therefore it is offered the designed program of taking consult with family would be applied as an affective way on improvement quality of life for these patients.
  • Tabatabaee Sh. (Phd) Student), Moradi Mh Page 29
    Background and aimNeonatal mortality rate is one of the main health problems which is affected by prenatal status, maternal, fetal and perinatal conditions. Low Birth weight (LBW) is one of the main causes of neonatal and infantile mortality & is one of the important problems in all of communities. The aim of this study is an evaluation of LBW causes in neonates born to mothers in teaching hospitals in Tehran.Materials and methodsThis case-control study was conducted to estimate LBW causes in born babies in Taleghani, Mahdieh & Hedayat hospitals, Tehran, Iran. Data such as birth weight, sex, maternal age, gestational age, birth interval, history of abortion, prenatal care, maternal occupation, level of education, systemic and underlying diseases, history of infections and smoking were extracted from medical records. Data were statistically analyzed by SPSS ver.15 using Chi-square,t-test and fisher exact test.Findings 7.7% of neonates were LBW newborns. Maternal age, gestational age, maternal weight and height, and the interval between births of LBW neonates were significantly lower compared with normal birth weight neonates. Multiple logistic regressions model was used to estimate the effects of most important predictors on low birth weight. The logistic model showed that the highest risks for low birth weight were related to low interval between 2 birth (OR=0.54, CI=0.32-0.91), Low maternal weight gain during pregnancy (OR=1.4, CI=0.73-2.061), maternal depression or Anxiety (OR=1.62, CI=1.21-2.805) –mother preeclampsia (OR=2.98, CI=2.09-4.32) preterm delivery (OR=3.95, CI=2.38-5.52).ConclusionThe Results revealed that Low birth weight rates increases in the presence of short interval between two births,–mother preeclampsia, depression or anxiety, & preterm delivery.
  • Bahram Sangelaji (Msn), Nikta Hatamizadeh (Phd), Franoosh Rashvand (Msn), Anoshirvan Kazemnejad Page 36
    Background and aimMultiple sclerosis is a progressive demyelization disease which can progress to physical disability in many patients. People with multiple sclerosis face many problems and complications which require appropriate education and interventions. Multidisciplinary neurorehabilitation is an effective treatment for quality of life improvement in MS patents. The purpose of this study is to examine the effect of Hayate Noo center rehabilitation protocol on quality of life of MS patents.Materials and methodsIn this clinical trial 130 MS patients (65 patients as treatment group and 65 as control group) were studied. Participants were randomly selected from patients attending Iran MS society in Tehran. The two groups were matched in terms of sex, age and education, type of MS, marital status, time of onset of MS, and disability status. A questionnaire was used for data collection. The questionnaire consisted of three parts. Part one is demographics information and the 2nd part consisted of Persian version of MSQOL-54 questionnaire. This questionnaire has been translated and validated in previous studies, with 0.96 coefficient (alpha cronbach) reliability. The 3rd part included Persian version of PDDS questionnaire. This test is designed to measure the disability status and has a correlation coefficient of 0.80 (spearman correlation) with EDSS (expanded disability status scale). Patients in treatment group participated in the multidisciplinary rehabilitation protocol. This protocol was designed in Hayate Noo center. Each patient in treatment group attended in at least 8 sessions of Hayate Noo multidisciplinary neurorehabilitation protocol for 3 months. All participants were assessed in terms of their disability status prior to the study. Participants in both groups completed MSQOL-54 before and after the study. The data were analyzed using SPSS software, version 16. Student t-test was used to compare means and Pearson correlation coefficient was used for measuring the correlations.Findings Changes in Quality of life scores in treatment group were statistically significant (p<005). Scores of all subscales in Quality of life measure (except for cognitive domain) increased in treatment group compared with the control group. Physical health composite score increased 8.04 point and mental health composite score improved 7.7 point (P<0.001). Also the social activity of treatment group increased comparing with the control group.ConclusionUse of Hayateno center protocol has increased quality of life scores in MS patients. This improvement is comparable with another center in the world.
  • Rambod M.(Msn), Sareban Mt (Msn), Pyravi H.(Phd), Kohan M Page 42
    Background and aimAdherence is important for the health and well-being of patients on long-term hemodialysis therapy. Many factors such as spirituality and prayer have been hypothesized to have an effect on adherence in these patients. Therefore the aim of this study was to determine relationship between adherence and prayer in hemodialysis patients.Materials and methodsA descriptive - correlational, cross-sectional design was used in this study. Two hundred patients with renal failure on hemodialysis, being treated at educational centers of Iran University of medical sciences, participated in the study. The subjects were selected by census method. Data were collected using the Adapted Prayer Scale (APS) based on Poloma and Pendleton’s (1991) prayer scale, a demographic form and reviewing medical charts. Validity of the questionnaire was determined by content validity method and reliability of this instrument was demonstrated by a Cronbach’s alpha (r = 0.80). The data were analyzed by SPSS-14.Findings Overall patients had dietary and medication adherence (> 50%). But less than half had compliance to fluid restriction (44%). Many of them used prayer (62%). There were relationship between blood urea nitrogen and intra-dialytic weight gain with prayer p<0.05). But, prayer was not correlated with potassium and phosphorus (p>0.05).ConclusionThis study indicated the association between dietary and fluid adherence with prayer. Therefore nurses and health worker for should encourage patients to practice prayer to improve adherence and quality of life.
  • Zolriasatain, F.(Msn), Bahraini, S. (Msn) Page 48
    Background and aimDevelopment of technology in health care and its threats to providing holistic care has resulted in a tendency of medical team specially nurses to use complementary and alternative medicine. Massage therapy is used widely by health care providers. In this article effects of massage therapy are discussed.Materials and methodsThe Pub Med, CINAHL, Science Direct, SID an Iran doc databases were searched using the keywords “massage” “complementary therapy” and “alternative medicine”. The current review summarizes the findings of 40 articles, which were published between 1990 to 2009.Findings Effects of massage therapy include: relieving pain, specially Masculo-skeletal pains, positive effect on gastrointestinal signs such as indigestion and constipation, effect on physiological indexes including blood pressure, pulse, respiratory, temperature and oxygen saturation; infant's weight gain and decreasing sleep problems, improvement in range of motion and functions of respiratory and m asculo- skeletal systems beside immune system through reducing depression and increasing number of CD4 and ratio of CD4/CD8. Positive effects of massage have also been shown during pregnancy and labour.ConclusionUse of complementary therapies such as massage is part of professional goal of nursing. With understanding effects of massage as a one of the most common and safest complementary therapies we can provide holistic nursing care.