فهرست مطالب

پژوهش زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 18 (پاییز 1389)
  • پیاپی 18 (پاییز 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/08/18
  • تعداد عناوین: 9
|
  • صفحه 0
  • اسماعیل آذر صفحه 1
    «ادب» در عرف عرب جاهلی عادات و رسوم نیکو به شمار می رفته که چنین تفکری از میراث گذشته به یادگار مانده است. از آنجایی که تعلیم و تربیت دارای اهمیت بوده لذا کلمه ادب برای جامع معارف (به غیر معارف دینی) مورد استفاده قرار می گرفته ولی لفظ تادیب و تعلیم مترادف یکدیگر به کار می رفته است. پس از اسلام معنی ادب با همان مفاهیم قبلی متداول بوده است. آمیزش عربها با اقوام دیگر خاصه در سه قرن اول هجری سبب می شود تا حوزه معنی ادب گسترش یافته و بر انواع علوم و فنون از جمله صنایع، ورزش ها و پیشه ها اطلاق گردد. نیز در سه قرن اول هجری «ادب» در معنای نکته های ظریف، بدیع، لطیفه ها، نادره ها بکار می رفته و کسی را که با موارد یاد شده آشنا بوده، ادیب می خواندند. در اواخر قرن سوم به تدریج ادب در معنی لغت، مصطلح می شود. در قرن پنجم و ششم این واژه برای مفاهیم صرف و نحو و بیان متداول می گردد. مفهوم دگرگونی های واژه ادب در طی قرون متمادی با سرگذشت اجتماعی اقوام همراه بوده است. در زبان فارسی هم بر اساس متون نظم و نثر این واژه در معانی نزاکت، رفتار پسندیده و نیکو و نیز در معنی «علم ادب» از جمله صرف، نحو، لغت و... مورد توجه قرار گرفت.
    کلیدواژگان: ادب، تادیب، علم ادب، ادیب، تعلیم، تعلم
  • حمیرا زمردی، ایمان منسوب بصیری صفحه 21
    کشف المحجوب هجویری یکی از قدیم ترین و عمده ترین منابع عرفانی ادب پارسی است، از این رو می تواند در جستجوی مآخذی که در ایجاد عرفان ایرانی-اسلامی نقش داشته اند، موثر باشد. مآخذی که مؤلف گاه بدون آنکه از نام و نشان اصلی آنها آگاه باشد استفاده کرده است، یعنی کتبی که در نهضت ترجمه از زبان های گوناگون به ویژه یونانی به تازی در آمده اند و بعضا نام صحیح اثر و مولف در نزد نویسندگان اسلامی ناشناخته بوده است. زیرا مطابق رسم قدما ایشان کمتر به ذکر نام منبع قول خود می پرداخته و اقوال منقول را به صورت عام در مطاوی گفتار خویش مندرج می ساخته اند و همین امر موجب شده که مؤلف را صاحب قول بدانند. در این مقاله سعی بر آن است که علاوه بر ذکر منابع برخی عبارات، از آبشخور های مشترکی که در شکل گیری عرفان اسلامی و مسیحی تاثیرگذار بوده اند، سخن به میان آید و تاثیر آن ها در کشف المحجوب بررسی شود. بدیهی است که در این طریق، توارد و تداعی معانی در ایجاد افکار مشترک مؤثر است و نمی توان هر شباهتی را قطعا حاکی از برداشت و اقتباس دانست.
    کلیدواژگان: کشف المحجوب، امثال و حکم، فلسفه یونان، فلسفه نوافلاطونی، فرهنگ مسیحی
  • احمد خاتمی، علی جهانشاهی افشار صفحه 37
    با وجود تعدد آثار و منظومه های حماسی- پهلوانی در ادب فارسی، نکته قابل توجه این است که عناصر معدودی شکل دهنده این آثار می باشند. البته این موضوع نکته تازه ای نیست و ساختارگرایانی چون استروس، فریزر، پراپ و دیگران نشان داده اند که در آثار مختلف، عناصر معدود و مشترکی وجود دارد.
    در این مقاله، نبرد خویشاوندی در سه منظومه «رستم و سهراب»، «برزونامه» و «جهانگیرنامه» با رویکرد ساختاری مورد بررسی قرار گرفت و عناصر ثابت و مشترک آنها تعیین گردید که عبارتند از: رفتن اتفاقی پهلوان به دیار بیگانه، ملاقات اتفاقی با دختری در سرزمین بیگانه، ازدواج برون مرزی، رفتن پهلوان و ترک همسر، دادن نشانی به همسر، تولد نوزاد خارق العاده، روانه شدن فرزند به سرزمین پدر، همراهی دشمن، نیرنگ، شکست طلایه سپاه پدر توسط فرزند، فراخوانده شدن پدر توسط پادشاه جهت مقابله با فرزند، نام پرسی، نبردهای سه گانه، معرفی فرزند به پدر.
    کلیدواژگان: ساختگرایی، نبرد خویشاوندی، رستم و سهراب، برزونامه، جهانگیرنامه
  • اسماعیل شفق، سمیرا جهان رمضان صفحه 63
    حسنک وزیر، فرد شناخته شده ای در تاریخ و فرهنگ ایران است و در نظم و نثر دوره غزنوی اشاراتی از شعرا و نویسندگان درباره او وجود دارد. وی شخصیتی چند بعدی داشت و از لحاظ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فرد شاخصی محسوب می شد و منشا خدمات بسیاری برای مردم بود. دراین مقاله ابعاد مختلف زندگی اجتماعی- سیاسی وی را بررسی می کنیم. وزارت حسنک، در دوره محمود غزنوی که بزرگترین حامی وی بود، دست بسیاری از قدرت طلبان و سودجویان را از امور مملکت کوتاه کرد. او عاقبت با سعایت دشمنان درباری و با درخواست مستقیم خلیفه عباسی، به جرم قرمطی بودن اعدام شد. حسنک فردی میهن پرست بود و در زمان غزنویان و تسلط ترکان بر ایران درحفظ فرهنگ ایرانی و هویت ملی و به نوعی شعوبی گری در ایران تلاش می کرد. در دفاع از همین هویت و به دنبال آن ملاقات با خلیفه فاطمی بود که به وی تهمت قرمطی زدند و باید اذعان کرد که وی تمایلاتی به این مذهب داشت زیرا که یکی از اهدافش، برقراری عدالت بود.
    کلیدواژگان: تاریخ ادبیات، عصر غزنوی، شاعران عصر غزنوی، حسنک وزیر
  • یعقوب زارع ندیکی صفحه 93
    استفاده از عناصر و روایت داستانی در قالب های کوتاه شعری چون رباعی، بسیار مشکل است اما از میان دو هزار رباعی منسوب به مولانا، دویست رباعی (10%) دارای طرح داستانی است. به نظر می رسد دلیل اصلی استفاده از طرح داستانی، تلاش برای نزدیکتر کردن مفاهیم غامض عرفانی به ذهن مخاطب خاص یا عام است. تحلیل داستانی رباعیات، می تواند کمکی موثر در کشف اسرار و مشکلات این اشعار کند و باعث توجه بیشتر به این بخش از اشعار مولانا شود که کمتر مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
    شاعر در مقام شخصیت منفی این رباعیات، سعی می کند واقعه دیدار با یار را که از دیدگاه عرفانی غیر قابل بیان است، به قیدگفتار و گزارش درآورد. به همین دلیل از زاویه دید اول شخص مفرد در اغلب این رباعیات استفاده شده است و این رباعیات مرز میان شعر و حکایت سنتی هستند. تحلیل این رباعیات به دلیل فضای سورئالیستی حاکم بر آنها، بسیار مشکل است و در این تحقیق عناصر داستانی چون زاویه دید، طرح، گفتگو، شخصیت پردازی و فضا به صورت جداگانه، تحلیل و بررسی می شود.
    کلیدواژگان: عرفان، مولانا، رباعیات، تحلیل داستانی، عناصر داستان
  • سوسن جبری، پرند فیاض منش صفحه 113
    ساختارهای نحوی به نوعی منعکس کننده ادراک و دریافت ما از واقعیت های بیرونی و درونی و بیان کننده مجموعه روابطی هستند که ذهن در قالب زبان، میان پدیده ها ایجاد می کند. شکل گیری ساختارهای نحوی بر اساس نظام اندیشه و تفکر ما و کاملا غریزی و ناآگاه است؛ اما شاعر تا حدودی آگاهانه با استفاده از الگوهای نحوی، اندیشه و عاطفه خود را زیباتر و رساتر بیان می کند. یکی از این الگوها آن است که فعل بر برخی ارکان جمله پیشی می گیرد. موضوع مقاله حاضر بررسی کارکردهای این نوع ساخت نحوی در غزل سعدی است. نقد و تحلیل متن شاهکارها از این بعد، می تواند زمینه ساز خلاقیت های ادبی شود.
    کارکردهای این گونه از آشنایی زدایی نحوی عبارت است از: کارکردهای ساختاری چون خلق موسیقی قوی تر، حفظ حس کوتاهی جمله، گسترش پذیری، استقلال رکن در عین داشتن پیوند های نحوی و تکمیل معنا و انسجام ساختاری و کارکردهای معنایی چون افزایش معنا؛ تاکید، بزرگ نمایی و کوچک نمایی، بیان کلیت و تعمیم معنا، بیان کلی زمان و مکان، خلق ایجاز، توان تفسیرپذیری، تعلیق و انتظار، برجستگی توصیفات، حرکت و پویایی، انگیزش عاطفی، خیال انگیزی، ایجاد لذت و انسجام معنایی. بنابراین پیش آیی فعل، یکی از اسرار زیبایی غزل سعدی است که در کنار دیگر شگردهای زبانی به شیوه ای حیرت انگیز، خواننده را در اندیشه و عاطفه شاعر سهیم می گرداند.
    کلیدواژگان: نقد، کارکردهای زیبایی شناسی، ساختار نحوی، پیش آیی فعل، غزل سعدی
  • محمدرضا نصراصفهانی، جمشید مظاهری، آرمان ماناسریان صفحه 143
    ایرانیان و ارامنه ملت هایی با میراث فولکلوریک غنی و پرباری هستند که یادگار تاریخ پرفراز و نشیب این دو ملت است. هدف این نوشتار، معرفی ویژگی های محتوایی و ساختاری حکایات «آناهید» و «شاهزاده کرمانی» و بررسی مشابهت های آنهاست. مقایسه این دو حکایت نشان می دهد که انگیزه های مشترک این دو ملت، عامل اصلی شکل گیری و تکامل این حکایات بوده است. البته گاه ممکن است خاستگاه این حکایات یکی از دو جامعه ایرانی و ارمنی باشد و جامعه دیگر آن را به عاریت گرفته باشد.
    روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی تحلیلی و با اتکا بر متون ادبی مورد نظر بوده است. منبع اصلی این پژوهش در مقایسه و تحلیل حکایت شاهزاده کرمانی نسخه ای است خطی موسوم به «جامع الحکایات» که احتمالا مربوط به اواخر قرن 10 و اوایل قرن 11 هجری و منبع حکایت آناهید، کتاب معروف «حکایت های ملی ارمنی» قازارس آقایان شاعر، نویسنده و فولکلور شناس معروف ارمنی است. این پژوهش به بررسی ویژگی های فولکلوریک، محتوایی و ساختاری حکایت ها می پردازد و اساس کار نظریه فولکلور شناس معروف روسی ولادیمیر پراپ در کتاب«نظریه و تاریخ فولکلور» است
    کلیدواژگان: ادبیات ارمنی، ادبیات فارسی، آناهید، شاهزاده کرمانی، فولکلور
  • محمدرضا صدریان صفحه 171
    نقضیه و نقیضه گوئی از دیرباز در ادبیات کهن فارسی به دو صورت جد و هزل وجود داشته است. نقیضه گویی در ادب فارسی به نظم محدود نبوده و در نثر هم استفاده می شده است. در ادبیات انگلیسی نزدیک ترین واژه به نقیضه، پارودی می باشد. پارودی در ادبیات اروپا‍‍‍ به شکلهای مختلف استفاده شده ولی تعاریف متفاوت معاصر آن، بیانگر نبود تعریفی مورد قبول همگان از این نوع ادبی است. با تاکید بر نظریه گفتگویی باختین و با توجه به دیدگاه های ژنت و بارت، این مقاله تعریفی دیگر از پارودی در ادبیات انگلیس ارائه می کند که می تواند مثالهای بیشتری از استفاده آن را در بر بگیرد. بر این اساس می توان پارودی را چنین تعریف کرد: پارودی تقلید یا تغییر شکل عامدانه محصولی فرهنگی-اجتماعی (شامل انواع متون ادبی و غیر ادبی و گفتار در معنای بسیار گسترده باختینی آن) است که با دیدگاهی دست کم سرگرم کننده، نه لزوما تمسخرآمیز، موضوع اصلی خود را باز آفرینی می کند.
    کلیدواژگان: نقیضه، نقد گفتگویی، باختین، ساختارگرایی، پساختارگرایی
|
  • Esmaeel Azar Page 1
    “Adab” in tradition of the pre-Islamic Arabic culture was a word for good manners and customs inherited through generations. Due to the importance of teaching and training, the term applied to all branches of knowledge, except divinities, but the word Ta’dib (teaching ‘Adab’/ good manners) was considered synonymous with teaching. So it went after Islam. Arabs’ contacts with other nations, especially during the first three centuries, caused the extension of the term’s significance so that it included all sciences, crafts, and sports. In this period, ‘Adab’ meant witty, innovative and subtle points. A learned witty person was referred to as ‘Adib’, i.e. a man of ‘Adab’. By the end of the third century, the term was commonly used for word study. In the fifth and sixth centuries it referred to inflection, syntax and rhetoric. Changes in connotations of the term ‘Adab’ was linked with the social history of nations. In Farsi language, it means courtesy and good manner; it also is a word for literature.
  • Homeira Zomorodi, Iman Mansub Bassiri Page 21
    Kashf-ol-Mahjub of Hujwiri is one of the most authoritative ancient sources of the mysticism in Persian literature. So it might be useful in searching for the unknown sources influential in forming Persian-Islamic mysticism, which have mostly been used by the author without mentioning them since during the translation movement, mainly from Greek into Arabic, the exact titles or authors of most translated works were ignored, and remained unknown for Muslim writers. This was because, traditionally, ancient authors rarely mentioned the source of their citation. This resulted in the fact that some considered the second author the true owner of the quotation. In this article, introducing the sources of some phrases used in this book, we have tried to show the common sources in forming Islamic and Christian mysticism and to investigate their traces in Kashf-ol-Mahjub. Clearly, it might be the case that association of ideas has developed common thoughts between these two cultures. It is hard to render every similar idea to adaptation, or a direct influence of one on the other.
  • Ahmad Khatami, Ali Jahanshahi Afshar Page 37
    Despite the existence of numerous works and hero-epics in Persian literature, it is noteworthy that they all have similar structures and consist of limited elements. Of course this is not a new subject. The structuralists like Levi Strauss, Vladimir Yakovlevich Propp, and Frazer, have already discussed it. The present article studies ‘kin combat’ in the poems of: ‘Rostam and Sohrab’,’Borzunameh’,’Jahangirnameh’, based on a structural approach. According to findings of the research, the common fixed elements of these works are as follows: accidental visit of the hero to a foreign land, his accidental meeting with a daughter in a foreign land, his marriage abroad, hero’s leaving his wife, giving her a token, birth of an extraordinary baby, child’s departure to his father’s land, assistance of the father’s enemies’ to him, deception, defeating father’s vanguard army by child, father being called by the king to fight the child, asking each other’s names, triple combats, child introducing himself to father.
  • Esmaeel Shafaq, Samira Jahan Ramazan Page 63
    Hasank-e-Vazir is an eminent figure in Persian history and literature. In prose and poems of the Ghaznavids era, there can find referrences to him. He had a multifarious personality and was influential politically, socially and culturally. This Article studies different aspects of his social and political life. Hasanak’s position of ministry in the time of Mahmud Ghaznavi-his powerful supporter- resulted in removing many mamonit opprtunist from governmantal affairs. He was executed for being Ghermati because of the slanders from his courtier enemies and by explicit order of Abbassi caliph’s. He was a patriotic person in Ghaznavid era. When Iran was dominated by Turks, he tried to maintain Iranian culture, its national identity, and a kind of nationalism. They accused him of being Ghermati following his meeting Fattemi Caliph, and his insistance in protecting this identity. We must admit that he had a leaning toward this sect, since one of its goals was establishing Justic.
  • Yaghoob Zare Nadiki Page 93
    To Use the element of fiction in small forms like quatrain is very difficult. However, among 2000 quatrains attributed to Mowlavi, 200 ones are of fictional form. It seems that the poet’s use of such a form was in line with his attempt to make complex mystical concepts understood by his general audience. Analysis of fictional structure of the quatrains could help explore mysteries in these poems and tackle their difficulties. This may result in directing more attentions to those poems of Mowlavi that have already been less studied.The poet as an antagonist in the quatrains tries to give a linguistic form to the mystically indescribable scene of his meeting with the Beloved. Hence, the first person point of view is used in most quatrains. The quatrains are something between poems and traditional narrations. Their analysis seems difficult because of their surreal mood. The present research focuses on the elements of fiction, including point of view, plot, dialogue, setting, and character development.
  • Sousan Jabri, Parand Fayazmanesh Page 113
    Syntactic structures somehow reflect our perception of outer and inner facts, and express the relations established by our minds among the things and concepts in terms of linguistic forms. Such a process is unconscious. Poets, however, employ the syntactic patterns to some degree consciously so that they would effectively express their thoughts and emotions. Predisposition of verb is a defamiliarized syntactic pattern whose functions here have been studied in Sa’di’s sonnets. Structure functions of this pattern are to create forceful musical effects, keeping sentences length short, extendibility, completing the meaning, and structural cohesion. Predisposition of verb has also semantic functions including meaning extension, emphasis, magnification, minimization, generalizing palace and time, brevity, interpretability, suspension and expectance, prominence of descriptions, movement and dynamism, emotional incitement, creating images and pleasure, semantic cohesion. Thus, predisposition of verb is considered as one of the reasons for the beauty of Sa’di’s sonnets which along his skillful use of other linguistic techniques make readers share in poet’s thought and emotions.
  • Mohammad Reza Nasr Esfahani, Jamshid Mazaherian, Arman Manasarian Page 143
    The Iranian and the Armenian are two nations of rich folkloric heritage, which reminder of the rise and fall of their history. The objective of the present article is to introduce the features of form and content of “Anahid” and “Kermanian Princess”. Their contrast shows that the two nations’ common grounds and motives was the main factor in their development. Clearly, one of these societies might have been the origin of the narratives.The research method is library based. Our main references for analysis of “Kermanian Princess” and “Anahid” were “Jame’-ol-Hekayat”, a manuscript of the late 10th H. and early 11th H., and the famous book of “Armanian National Narratives” by the well-known Armenian folklorist, Qazares Aqayan, respectively. In the present research, we have studied the content, structural, and folkloric features of narratives based on Vladimir Propps theory, cited in his “The Theory and History of Folklore”.
  • Mohammad Reza Sadrian Page 171
    ‘Naqizeh’ (parody) in Old Persian literature was both in serious and humorous forms, and it was not confined to poetry, but has been used in prose, as well. The closest term in English to ‘Naqizeh’ is parody. Parody has different forms; however, such diversity is not suggestive of lacking a thorough agreement on the genre. Based on Bakhtin’s theory of Dialogue, and Genette’s and Barthes’s views, the present article provides a definition of parody in English literature covering most cases. Accordingly, parody can be defined as a deliberate imitation or transformation of a socio-cultural product (including literary and non-literary texts, and discourse in its Bakhtinian broad sense) so that it will recreate its original subject in a playful, not necessarily ironic way.