فهرست مطالب

زن و جامعه - سال دوم شماره 3 (پاییز 1390)
  • سال دوم شماره 3 (پاییز 1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/07/16
  • تعداد عناوین: 9
|
  • مجید موحد، صدیقه البرزی، محمدتقی عباسی شوازی صفحه 1
    امروزه دیگر بیماری و مرگ از وقایعی نیستند که منحصرا از نظر زیستی قابل بررسی باشند بلکه با عوامل گوناگون و متعدد اجتماعی- فرهنگی ارتباط دارند. سرطان سینه یکی از بیماری هایی است که با مبتلا کردن زنان تاثیرات زیان باری بر زندگی اجتماعی می گذارد. با توجه به این که درمان این بیماری چنانچه در مراحل اولیه شناسایی شود، نتایجی مطلوب تر را در پی خواهد داشت، بسیار ضروری است تا زنان از آگاهی کافی، نگرش مثبت و عملکرد مناسب در این زمینه برخوردار باشند. این پژوهش به صورت مقطعی و در مورد 305 نفر از دانشجویان انجام شده است. شیوه ی نمونه گیری سهمیه ای بوده و در نهایت، افراد به صورت تصادفی ساده گزینش شده اند. پرسشنامه، ابزار پژوهش بوده و از نرم افزارSpss جهت تجزیه و تحلیل داده ها بهره گیری شد. بر اساس یافته ها، آگاهی 1/43درصد از افراد مورد مطالعه پایین بوده و 32/34 درصد نسبت به خودآزمایی سینه، نگرش منفی داشته اند. هم چنین، تنها 3/2 درصد به صورت منظم اقدام به انجام خودآزمایی سینه می کنند. بنابر نتایج یاد شده، تلاش در راستای آموزش بیش تر زنان و ارتقای آگاهی آن ها بسیار ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، عملکرد، سرطان سینه، خودآزمایی سینه
  • عبدالحمید پاپ زن، خوشقدم خالدی، عادل سلیمانی صفحه 21
    آموزش زنان روستایی گامی اثربخش در راستای توسعه ی پایدار روستایی است. هدف کلی این پژوهش توصیفی – پیمایشی، ارزشیابی آموزش های فنی حرفه ای غیررسمی زنان روستایی بود. جامعه ی آماری این پژوهش را زنان روستاهای شهرستان سنندج در استان کردستان تشکیل دادند و با محاسبه ی حجم نمونه ای معادل120 نفر با استفاده از جدول کرسجی و مورگان KrejcE،1980) Morgan &) از روش نمونه گیری چند مرحله ای استفاده شد. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه بود که روایی ظاهری و محتوایی آن به وسیله ی پانل متخصصین تایید گردید. جهت تعیین پایایی پرسشنامه از روش آزمون مجدد استفاده شد و پایایی آزمون مورد تایید قرار گرفت. بر اساس یافته ها، تفاوتی معنادار بین مهارت پیشین و کنونی پاسخگویان در زمینه ی صنایع دستی پس از شرکت در برنامه های آموزش فنی و حرفه ای بدست آمد. بررسی تفاوت در تغییر دانش زنان روستایی بر حسب سطح تحصیلات، حاکی از آن بود که اختلافی معنی دار بین تغییر دانش زنان روستایی در سطوح گوناگون تحصیلی وجود دارد. با توجه این که هدف از اجرای این آموزش ها اشتغال زایی در راستای توسعه ی اقتصادی روستا می باشد، اما متاسفانه به علت محدودیت اعتبارات، نبود صرفه ی اقتصادی تولید در سطح خرد و... امکان اشتغال زنان روستایی در زمینه ی صنایع دستی بسیار محدود است. جهت برطرف شدن این معضل، تشکیل شرکت-های تعاونی زنان روستایی و شرکت های تعاونی فرش بافی در روستا پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: ارزشیابی، توسعه ی روستایی، زنان روستایی، صنایع دستی، آموزش های فنی حرفه ای
  • بهرام علی قنبری هاشم آبادی، ابوالفضل حاتمی ورزنه، معصومه اسمعیلی، کیومرث فرحبخش صفحه 39
    این پژوهش با هدف بررسی رابطه ی بین سبک فرزند پروری، دلبستگی و تعهد زناشویی در دانشجویان زن متاهل انجام گرفت. جامعه ی مورد مطالعه ی پژوهش دانشجویان زن متاهل دانشگاه علامه طباطبایی در سال تحصیلی 88-89 بودند که نمونه ی مورد نظر شامل 120 دانشجوی متاهل بود که به گونه ی در دسترس از این جامعه انتخاب گردیدند و. ابزارهای پژوهش بین آن ها توزیع گردید و تکمیل شد. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های اقتدار والدینی (فرم پدر و فرم مادر)، سبک دلبستگی و تعهد زناشویی است. برای تحلیل داده های بدست آمده از پژوهش از روش همبستگی استفاده گردید. نتایج بدست آمده نشان داد که بین سبک فرزندپروری و دلبستگی به صورت کلی رابطه وجود دارد به این ترتیب فرضیه ی نخست تایید گردید. هم چنین، نتایج حاکی از این بود که به صورت کلی بین سبک دلبستگی و تعهد زناشویی رابطه ی معنادار وجود ندارد بنابراین، فرضیه ی دوم به صورت کلی رد شد. هم چنین، بین سبک فرزند پروری و تعهد زناشویی به صورت کلی رابطه-ی معنادار یافت گردید و از این رو، فرضیه ی سوم پژوهش تایید گردید.
    کلیدواژگان: سبک های فرزند پروری، سبک های دلبستگی، تعهد زناشویی
  • زهره خسروی، محمدرضا بلیاد، فرزانه ناهیدپور *، شهدخت آزادی صفحه 61

    هدف از این پژوهش بررسی رابطه ی سبک های دلبستگی، بخشش و تعارضات زناشویی در زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرج بود. به همین منظور، تعداد 200 زوج (400نفر) از زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از سه پرسشنامه ی تجارب شخصی در روابط صمیمانه، بخشش و تعارضات زناشویی براتی و ثنایی استفاده شد. داده های بدست آمده با استفاده از روش های آماری همبستگی پیرسون و آزمون تی برای گروه های مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که میان سبک های دلبستگی، تعارضات زناشویی و بخشش رابطه ای معنادار وجود دارد. هم چنین، میزان تعارضات زناشویی در زوج هایی که سبک دلبستگی هر دوی آن ها ایمن است کم تر و میزان بخشش در آن ها بیش تر از زوج هایی است که سبک های دلبستگی هر دوی آن ها ناایمن و یا سبک دلبستگی یکی از آن ها ایمن و دیگری ناایمن است. در نهایت، زوج های بدون تعارض نسبت به زوج های دارای تعارضات زناشویی، یکدیگر را بیش تر می بخشند.

    کلیدواژگان: سبک های دلبستگی، بخشش و تعارضات زناشوی
  • سیروس سروقد، مجید برزگر، طاهره بلاغی صفحه 81
    هدف از این پژوهش بررسی رابطه ی ویژگی های شخصیتی با ابعاد کمال گرایی و شیوه های مقابله با استرس در دانشجویان دختر و پسر گروه های مختلف تحصیلی است. بدین منظور 370 نفر(185 دختر و 185 پسر) از دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد مرودشت به روش تصادفی خوشه ایچند مرحله ای از گروه های مختلف انسانی، تجربی و ریاضی انتخاب شدند و به پرسشنامه های نئو، کمال گرایی و مقابله با استرس پاسخ دادند. نتایج از راه ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون به شیوه ی گام به گام تحلیل گردید نشان دادند که: بین ویژگی های شخصیتی (عامل های برون گرایی، باز بودن، توافق پذیری و وجدانی بودن) با کمال گرایی مثبت رابطه ی مثبت معنادار و بین عامل روان نژندی و کمال گرایی منفی رابطه ی مثبت و معنادار وجود دارد. بین روان نژندی و شیوه های مقابله ای هیجان مدار رابطه ی مثبت و معنادار و بین توافق پذیری و شیوه های مقابله ای هیجان مدار رابطه ی منفی و معنادار وجود دارد. هم چنین، بین وجدانی بودن و شیوه ی مقابله ای مسئله مدار رابطه ی مثبت وجود دارد. بین کمال گرایی مثبت و شیوه های مقابله ای مسئله مدار و بین کمال گرایی منفی و شیوه های مقابله ای هیجان-مدار، رابطه ی مثبت معنادار وجود دارد.
    کلیدواژگان: ویژگی های شخصیتی، کمال گرایی، شیوه های مقابله با استرس
  • نازنین هنرپروران، زهرا قادری، کبری قبادی صفحه 103
    این پژوهش با هدف «مقایسه ی الگوهای ارتباطی و تعارضات زناشویی در زنان متاهل شاغل در بانک های دولتی و زنان خانه دار» انجام شد. روش پژوهش از نوع علی - مقایسه ای است. ابزار مورد استفاده در پژوهش پرسشنامه ی تعارضات زناشویی (MCQ)و پرسشنامه ی الگوهای ارتباط زناشویی (CPQ) بود. جامعه ی آماری را زنان متاهل شاغل دربانک ها و زنان خانه دار در شهر شیراز در سال 1388 تشکیل می دادند. افراد نمونه ی پژوهش را 100 نفر از زنان متاهل شاغل که با روش نمونه گیری خوشه ایتصادفی و 100 نفراز زنان خانه دارکه با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند، تشکیل داده اند. داده های پژوهش با استفاده از آزمون tمستقل جهت تعیین تفاوت میانگین های دو گروه، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که زنان شاغل بیش تر از الگوی ارتباطی سازنده متقابل ((P<0/05 و زنان خانه دار بیشتر از الگوی ارتباطی اجتناب متقابل (P<0/01)استفاده می کنند. در زمینه ی تعارضات زناشویی نیز زنان شاغل در خرده مقیاس جدا کردن امور مالی از یکدیگر دارای تعارضات بیش تری هستند (p<0/01) و زنان خانه دار در خرده مقیاس های افزایش جلب حمایت فرزندان و افزایش واکنش های هیجانی ((P<0/05 دارای تعارضات بیش تری بودند.
    کلیدواژگان: الگوهای ارتباط زناشویی، تعارضات زناشویی، زنان شاغل، زنان خانه دار
  • آذر میدخت رضایی، زهرا خدادادی، لیلا میر محمدی صفحه 123
    هدف از اجرای این پژوهش بررسی رابطه ی افکار نا کارامد و تمایل به افکار خودکشی در همسران آزار دیده در شهرستان جهرم بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل زنان و مردان مورد خشونت و آزار بود که به دادگاه حمایت خانواده، پزشکی قانونی و شورای حل اختلاف جهرم مراجعه کرده بودند که از میان آنان تعداد 292 نفر از همسران آزار دیده (162 زن و130 مرد) درگروه سنی 45-20 سال با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه ی نگرش های ناکارآمد «وایزمن و بک» و پرسشنامه ی سنجش میزان افکار خودکشی «بک» در مورد آنان به اجرا در آمد. نتایج پژوهش نشان دادند که بین افکار ناکارآمد و تمایل به افکار خودکشی در همسران آزار دیده رابطه ی مثبت و معنادار وجود دارد. هم چنین، بین افکار ناکارآمد در همسران آزار دیده زن و مرد تفاوتی معنادار دیده می شود، اما بین تمایل به افکار خودکشی در همسران آزار دیده ی زن و مرد تفاوتی معنا دار وجود نداشت. این نتایج نشان دادند که بین تمامی ابعاد افکار ناکارآمد با تمایل به افکار خودکشی نیز رابطه ی مثبت و معنادار وجود دارد. در بررسی و تحلیل میزان تحصیلات بر افکار ناکارآمد در همسران آزار دیده، یافته ها نشان دادند که تحصیلات بر میزان افکار ناکارآمد تاثیری معنادار دارد در حالی که بر تمایل به افکار خودکشی در گروه تاثیری معنا دار نشان نداد.
    کلیدواژگان: افکار ناکارآمد، تمایل به افکار خودکشی، همسرآزاری
  • امین الله فاضل، حسن حق شناس، زهرا کشاورز صفحه 139
    هدف از این پژوهش بررسی قدرت پیش بینی ویژگی های شخصیتی و سبک زندگی بر رضایت مندی زوجی زنان پرستار می باشد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه ی آماری، کلیه ی پرستاران زن متاهل بیمارستان های شهر شیراز بوده که تعداد 140 نفر با روش نمونه گیری خوشه ایتصادفی به عنوان نمونه انتخاب و مورد پژوهش قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ی رضایت مندی زوجی انریچ، شخصیتی(NEO-FFI) و سبک زندگی میلر و اسمیت بود. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و هم چنین، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره از روش SPSS استفاده شد.
    یافته های پژوهش نشان داد که بین عامل عصبی بودن و مدت ازدواج با رضایت مندی زوجی رابطه ی منفی، ولی بین عامل توافق و سبک زندگی با رضایت مندی زوجی رابطه وجود دارد و بین عامل برون گرایی، بازبودن، وجدانی بودن و سن با رضایت مندی زوجی رابطه ای یافت نشد. نتایج دیگر پژوهش نشان داد که عامل عصبی بودن، توافق و مدت ازدواج به صورت معناداری رضایت مندی زوجی را پیش بینی می کنند. در حالی که برای عامل برون گرایی، باز بودن، وجدانی بودن از متغیرهای شخصیتی و عامل سن سهم معناداری پیدا نشد.
    کلیدواژگان: ویژگی های شخصیتی، عصبی بودن، برون گرایی، بازبودن، وجدانی بودن، توافق رضایت مندی زوجی، سبک زندگی، زنان پرستار
  • بررسی عوامل اجتماعی درخواست طلاق در بین شهروندان زن شیرازی
    پروین غیاثی، لهراسب روستا، مرضیه براری صفحه 163
|
  • M. Movahed, S. Alborzi, M.T. Abbasi Shavazi Page 1
    Breast cancer is one of the diseases which may have destructive effects on women’s social lives. As its treatment in early stages may yield favorable results, it is imperative that women acquire adequate knowledge and attitude and perform suitably in this regard. Therefore, the present study aimed at examining the socio-cultural factors pertaining to the knowledge, attitude and performance of the female students of Shiraz University as regards breast self-examination. This cross-sectional survey involved 305 female students of Shiraz University selected through simple random selection of respondents drawn by quota sampling method. A use was made of a questionnaire to elicit data and SPSS software to analyze it. As it was revealed by the analysis, 43.1% of the respondents had a limited knowledge of breast self-examination and 34.32 % expressed a negative attitude towards it. Further, only 2.3 % of the respondents practiced breast self-examination regularly. Accordingly, it is essential that attempts be made to train women and to enhance their knowledge.
  • A. Papzan, Kh. Khaledi, A. Sulaimany Page 21
    Training rural women is an effective step toward sustainable rural development. The general purpose of this descriptive survey was to evaluate informal technical and vocational trainings of rural women. The study population included rural women in Sanandaj city. According to Krejcie & Morgan’s Table (1980), a sample of 120 respondents were selected using stage sampling method. Research instrument was a questionnaire whose face and content validity was approved by a panel of experts. To estimate its reliability a use was made of test-retest method which indicated its reliability. The findings of the study pointed to a significant difference between respondents’ skills prior and subsequent to receiving the trainings. An exploration of the knowledge changes of rural women in regard to their education, further, indicated that there was a significant difference in knowledge changes as far as their education levels were concerned. The aim of these trainings is job creation in order to foster economic growth of rural areas. Unfortunately, there is, however, faint possibility for rural women to work in handicrafts industry due to limited funds and unprofitable small-scale production. To solve this problem, it is suggested that cooperative companies of rural women and those of carpet-making be set up in villages.
  • B. Ali Ghanbari Hashemabadi, A. Hatamy, M. Esmaeily, K. Farahbakhsh Page 39
    This study reports on an investigation into the relationship among parenting style, attachment style and marital commitment in married female students of Allameh Tabatabai University. The sample of the study (N=120) was drawn out of all married female students of the university via convenience sampling method. The respondents responded to three questionnaires, that is, Parental Authority Questionnaire (PAQ, both father and mother forms), Adult Attachment Style Questionnaire (AAQ), and Marital Commitment Questionnaire (MCQ). To analyze the findings a use was made of correlational analysis. The results of the study indicated that there was a significant relationship between parenting style and attachment style, thus, confirming the first hypothesis. The results suggested, however, that there was no relationship between attachment style and marital commitment, hence rejecting the second hypothesis. It was also found that there was a significant relationship between parenting style and marital commitment. It therefore supported the third hypothesis.
  • Z. Khosravi, M. R. Belyad, F. Nahidpoor, Sh. Azadi Page 61

    The aim of this research was to study the relationship among attachment styles, forgiveness and marital conflicts in couples referring to counseling centers in Karaj. To this end, a convenient sample of 200 couples was selected. In order to collect data, a use was made of three questionnaires of personal experiences in intimate relationships, forgiveness, and marital conflicts (Barati & Sanaee). The data was analyzed using Pearson correlation coefficient and independent t-test. The results suggested that there was a significant relationship among attachment styles, marital conflicts, and forgiveness. In addition, it was revealed that fewer martial conflicts and more forgiveness were reported by couples with secure attachment style than those reported by couples with either or both mates having insecure attachment styles. Finally, the results showed that couples without marital conflicts forgave one another more than couples with marital conflicts.

  • S. Sarvghad, M. Barzgar, T. Balaghi Page 81
    The purpose of the current research is to study the relationship between perfectionism dimensions, stress coping styles, and personality traits in female and male students of diverse disciplines. As such, 370 (185 male & 185 female) master and bachelor students of Islamic Azad University of Marvdasht were selected from different majors of natural sciences, mathematics, and humanities through cluster random sampling method. The respondents filled out the NEO, Perfectionism and Stress coping styles (WOCQ) Inventories. The data was analyzed employing Pearson correlation coefficient and stepwise regression analysis. Data analysis indicated that there was a positively significant relationship between personality traits (extroversion, openness, agreeableness, and conscientiousness) and positive perfectionism and also between neuroticism and negative perfectionism. In addition, a set of positive relationship was revealed between neuroticism and emotion-focused coping style, conscientiousness and problem-focused coping style, positive perfectionism and problem-focused coping style, and negative perfectionism and emotion-focused coping style. Further, a negatively significant relationship was yielded between agreeableness and emotion-focused coping style.
  • N. Honarparvaran, Z. Ghaderi, K. Ghobadi Page 103
    The purpose of this study was to compare employed women and housewives’ patterns of communication and marital conflicts. The design of the study was causal-comparative. Two questionnaires of communication patterns (CPQ) and marital conflicts (MCQ) were employed in this study. The sampling frame of the study involved housewives and married women working in state banks in Shiraz in 2009. The sample of the study included 100 housewives and 100 married women selected through random sampling and cluster random sampling methods respectively. Research data was analyzed employing independent t-test. The results showed that employed women followed more mutual constructive pattern of communication (p<0.05) and housewives adhered more to a mutual avoidance pattern (p<0.01). As regards marital conflicts, employed women had more conflicts over separating financial affairs from each other (p<0.01) and housewives exhibited more conflicts over increasing emotional reactions and the kid's trust (p<0.05).
  • A. Rezaei, Z. Khodadadi, L. Mirmohamadi Page 123
    This study aimed at investigating the relationship between dysfunctional thoughts and the tendency towards suicidal thoughts of abused spouses in Jahrom city. The sample of the study consisted of 292 respondents (162 women and 130 men) aged between 20 and 45 selected from among abused spouses who referred to family courts, medical jurisprudence, and judiciary councils in Jahrom city using convenience sampling strategy. They were administered Wiseman and Beck’s dysfunctional attitude test and Beck's suicidal thought assessment questionnaire. The findings of the study indicated that there was a positively significant relationship between dysfunctional thoughts and the tendency towards suicidal thoughts of abused spouses. Further, there was a significant difference between men and women as regards dysfunctional thoughts. However, no such difference was found concerning their tendency towards suicidal thoughts. The study findings also suggested that there was a positively significant relationship between all dimensions of dysfunctional thoughts and the tendency towards suicidal thoughts. An analysis of the impact of the level of education on these two variables of interest revealed that it significantly affected dysfunctional thoughts but had no significant effect on the tendency towards suicidal thoughts.
  • A. Fazel, H. Haghshenas, Z. Keshavarz Page 139
    The aim of present research was to study the prediction equation between personality trait and life style and marital satisfaction among woman nurses. The research method was descriptive-correlational. The target population included all married woman nurses working in hospitals in Shiraz. A sample of 140 respondents was drawn through cluster random sampling method. The instruments were NEO inventory, Miller & Smith’s Life Style Questionnaire, and Enrich’s Marital Satisfaction Questionnaire. A use was made of descriptive statistics, Pearson correlation analysis, and multiple regression analysis in order to analyze data using SPSS. The findings showed that there was a negative relationship between neuroticism and marriage terms, whereas, a positively significant relationship was indicated between agreeableness and life style and marital satisfaction. It was also found that there was no significant relationship between extraversion, openness, conscientiousness, age, and marital satisfaction. Other results showed that neuroticism, agreeableness, life style and marriage terms could meaningfully predict marital satisfaction, while, extraversion, openness, and consciousness as personality variables and age could not significantly account for the variance.