فهرست مطالب

تاریخ علم - سال هشتم شماره 1 (پیاپی 9، بهار و تابستان 1389)
  • سال هشتم شماره 1 (پیاپی 9، بهار و تابستان 1389)
  • تاریخ انتشار: 1390/12/09
  • تعداد عناوین: 10
|
  • محمدرضا عرشی صفحه 1
    گیاه دارچین و به ویژه پوست آن، از جمله ادویه هایی است که از زمان های باستان به عنوان دارو، چاشنی غذا و حتی خوشبوکننده ای قوی، شناخته شده است. رویشگاه انواع گوناگون دارچین در مناطقی از شرق و جنوب شرق آسیاست و از این مناطق به کشورهای دیگر صادر می شود. به دلیل اهمیت و قیمت بالای این ماده در زمان های گذشته، در باره آن داستان های بسیاری گفته شده که گاه با خرافات نیز همراه بوده است. در این مقاله کوشش شده است تا خاستگاه دارچین، تاریخچه استفاده از آن و مسیر تجارت این ادویه در اعصار گذشته مشخص شود. همچنین با استفاده از اسناد تاریخی موجود، برخی از تاجران اصلی آن معرفی شده اند. به علاوه خاستگاه های گوناگونی که مولفان در آثارشان برای دارچین در نظر گرفته اند، به چهار گروه چین، سیلان، هند، و شبه جزیره عربستان و اتیوپی تقسیم، و صحت و سقم انتساب خاستگاه دارچین به هر کدام از این مناطق بررسی شده است.
  • شمامه محمدی فر صفحه 37
  • محسن مراثی صفحه 53
    رنگ ها از جمله نمودهای طبیعت اند که از دیر باز توجه دانشمندان را به خود جلب کرده اند. در این مقاله سرچشمه های دانش رنگ شناسی را در سده های آغازین تمدن اسلامی معرفی می کنیم. یافته های این پژوهش نشان می دهد که مسلمانان اندیشه های یونانیان را در این باره از طریق متون ترجمه شده آنها به دست آورده و در باره آنها تامل کرده اند. در میان دانشمندان مسلمان تا پایان سده ششم هجری، نظریه های متفکرانی همچون کندی، ایوب سوری، اخوان الصفا، ابن هیثم، ابن سینا، سهروردی و جوهری نیشابوری در این باره قابل توجه است. بررسی نظریه های ایشان نشان می دهد که دانش رنگ شناسی در جهان اسلام به شدت متاثر از دانش یونانیان به ویژه ارسطو است. این نظریه ها در زمینه رابطه نور و رنگ، چیستی و علت ایجاد رنگ ها، آمیزش رنگ ها و شناسایی رنگ های اصلی مطرح شده است.
    کلیدواژگان: رنگ شناسی، نور، نورشناخت، رنگین کمان، رنگ
  • حسین معصومی همدانی صفحه 73
    از ریاضی دان و فیلسوفی به نام حسام الدین علی بن فضل الله سالار، گذشته از چند رساله کوچک ریاضی، کتابی به نام جامع قوانین علم الهیئه در مثلثات کروی باقی مانده است که خواجه نصیرالدین طوسی در تالیف کشف القناع عن اسرار الشکل القطاع از آن بهره برده است. با این حال، در منابع کهن از او به ندرت یاد شده و در پژوهش های جدید نیز آنچه در باره او گفته شده نادرست و متناقض است. برخی از پژوهشگران زمان زندگی او را اوائل قرن ششم و برخی دیگر اواسط قرن هفتم دانسته اند. برخی دیگر نیز، که پذیرفته اند که جامع قوانین علم الهیئه در نیمه های قرن پنجم تالیف شده است، این اثر را از کسی دیگر گمان برده اند و زمان زندگی حسام الدین سالار را قرن هفتم هجری دانسته اند. در این مقاله، با تحلیل این اقوال، نشان داده خواهد شد که جامع قوانین علم الهیئه در اواسط قرن پنجم هجری تالیف شده است و نویسنده آن نیز کسی جز حسام الدین سالار نیست و اقوال دیگر در این باره نتیجه خلط میان او و دو تن دیگر به نام های حسام الدین منجم و حسام الدین شامی است.
    کلیدواژگان: حسام الدین منجم، مثلثات، نصیرالدین طوسی، حسام الدین شامی، جامع قوانین علم الهیئه، علی بن احمد نسوی، حسام الدین سالار
  • سجاد هجری صفحه 111
    حکیمان مساله تناهی ابعاد را در مبحث «سماع طبیعی» از علم طبیعیات بررسی کرده اند. اما از آنجا که تناهی و عدم آن از عوارض ذاتی مقدار است که موضوع علم هندسه است، ظاهرا مساله تناهی ابعاد باید از مسائل علم هندسه باشد. با توجه به آنکه حکیمان در کتاب های «سماع طبیعی» از این بحث با عنوان تناهی اجسام نام می برند و لفظ جسم میان دو معنای جسم طبیعی و تعلیمی مشترک است، می توان گفت که در علم طبیعی از تناهی جسم طبیعی و در علم هندسه از تناهی جسم تعلیمی بحث می شود، به تعبیر دیگر در علم هندسه از تناهی ابعاد به طور مطلق و در علم طبیعی از تناهی ابعاد عارض بر ماده بحث می شود و براهین تناهی ابعاد از علم عام هندسه به علم خاص طبیعیات نقل شده است.
    کلیدواژگان: جسم طبیعی، نقل برهان، اشتراک علوم، مقدار، تناهی ابعاد، جسم تعلیمی
  • صفحه 128
  • یادداشت تاریخی
  • مقالات خارجی
  • جی. ال. برگرن صفحه 1
    ابو سهل ویجن (بیژن) بن رستم کوهی، ریاضی دان و منجم سده دهم میلادی/چهارم هجری از اهالی تبرستان (مازندران کنونی) در ایران است. گذشته از آثار ارزشمند او که به صورت نسخه های خطی متعدد موجودند و تصحیح و ترجمه و مطالعه شده اند می دانیم که برخی از آثار او مفقود شده است. در این مقاله آثار گم شده کوهی را از طریق برخی منابع و نقل قول های خود او و دیگر دانشمندان، به ویژه دانشمند معاصرش، ابوسعید احمد بن عبدالجلیل سجزی، ردیابی می کنیم.
    کلیدواژگان: ابو سهل کوهی، کارهای مفقود، سجزی، ریاضیات اسلامی
  • س.ر. سارما، محمد باقری صفحه 21
    در هند دو نمونه از یک ابزار نجومی ناشناخته مربوط به سده نوزدهم موجود است که آن را شب نما و روزنما می نامیده اند و امکان زمان سنجی در شب و روز با آن وجود داشته است. در حالی که روزنما تنها یک ربع ساعتی است، به نظر می رسد شب نما برگرفته از یک ابزار سانسکریت با نام درووابراما-یانترا است که پادمنابا آن را در اوایل سده پانزدهم در هند ساخته است. پس از یک توصیف کوتاه از درووابراما-یانترا به بررسی جزئیات دو نمونه موجود ابزار شب نما و روزنما می پردازیم.
    کلیدواژگان: سمت الراس، اوج، درووابراما، یانترا، شب نما و روزنما، ربع ساعتی
|
  • Mohammad Reza Arshi Page 1
    Muzaffar Asfizari (5th and 6th centuries A.H.), the great Iranian mathematician, astronomers and scholors, was a contemporary of Khayyam. We don’t know much about his life excert what has been mentioned in some historians’ and scholars’, works. Amony his most remarkable scientific achievements, we can mention his role in vernal equinox in order to modify and improve chronology and Jalali Calender. Although, unfortumately, some of his works have still not been discovered or have been lost, he has some works in different fields such as Mathematics, mechanics, weight measurement, cosmology and botany. In this article, two separate theses are presented, which were amony Asfizari, s lost works. The first thesis is an Arabic mathematical one called “Borhan ala Jam a-i al-Morabb aat-i al- Motivaliah” focusing on geometrical proving of the total squares numbers. The second thesis is a Persian one called “Risalat-i al- Shabakah” in botany, focusing on analysis of a plant parts and surveying vessel network system in plant and the way leaves and fruit are fed through these vessles. This significant thesis show how Islamic scholors, despite having no accurate instruments, had looked profoundly and scientifically in natural issues.
  • Shamameh Mohammadifar Page 37
    Member of Department of History of Science, Encyclopedia Islamica Foundation Cinnamon plant, especially its peel, is one of the considerable spices for its using as drug, spice and freshener from ancient times. Distribution of different kinds of 50/Tarikh-e Elm, 9(2011) cinnamon is in some regions of eastern and southern Asia and it has been traded to other countries. But because of the importance and high price of this spice, its history has been mixed with tales and superstitions. This article attempt is made to identify the true origin, history and trade routes of this important spice, and also its main merchants by using documentary study and analysis of information in historical references and modern botany books. For this purpose, probable, but bordering on certainty, trade routes of cinnamon have been studied. Also, the different origins been noticed in historic books, have been divided in four groups: China, Ceylon, India, and Arabia peninsula and Ethiopia. Then the correct origin of cinnamon will be determined.
  • Mohsen Marasy Page 53
    From bygone to now, Colors are aspects of nature that have been regarded scientists. In ancient Greece, essence of color and its relationship with light and vision in Natural Philosophy and especially Optics has been studied. Results of Greek thinkers in the field Chromatics, from Pythagoras to Aristotle through of translating scientific and philosophical texts, received to Muslim scholars and have been improved. Among Muslim scholars until the end of the sixth century AH, theories of intellectuals like Al-Kindi, Ayub Surrey, Ikhwan al-Safa, Ibn Hytham, Avicenna, Suhrawardi and Neyshbori are considerable. Review theories of these scientists show that Chromatics in the Muslim world strongly influenced by the Greeks knowledge and especially Aristotle. These theories have been discussed relationship of light and colors, essence of colors, color mixing and identify the main colors
  • Hossein Masoumi Hamedani Page 73
    The extant work of the mathematician and philosopher Hisam al-Din Ali ibn Fadl- Allah al-Salar is limited to some small mathematical treatises and a book named Jami Qawanin Ilm al-Hayʾa (Compendium of the Laws of the Science of Astronomy). The latter has been used by Nasir al-Din al-Tusi in writing his Kashf al-Qinaʾ an Asrar al-Shakl al-Qattaʿ (Removing the Veils of the Secrets of Sector Figure). Nevertheless, he is rarely mentioned in ancient sources and what we find about him in modern scholarship is largely false and contradictory. Some place him at the beginning of the sixth century AH, others at the middle of the seventh century AH. Still others, while accepting that the Compendium of the Laws of the Science of Astronomy has been written about the middle of the sixth century AH, believe that it belongs to another author, because they consider Hisam al-Din as an author of the seventh century AH. In this article, we show that the Compendium of the Laws of the Science of Astronomy has been written about the middle of the fifth century AH, its author is no one but Hisam al-Din al-Salar and all that has been written to the contrary is due to the confusion between Hisam al-Din al-Salar and two other persons named Hisam al-Din Munajjim and Hisam al-Din Shami. We will also introduce another work by Hisam al-Din al-Salar and discuss his place in the history of trigonometry.
  • Sajjad Hejri Page 111
    The problem of the finitude of dimensions has been discussed by Islamic 52/Tarikh-e Elm, 9(2011) philosophers in “Physics”. However, since the finitude and infinitude are among the essential occurrings of magnitude, which itself is the subject matter of geometry, it seems that the problem should be classified among the geometrical problems instead of physical ones. In their works Islamic philosophers have discussed this problem as the problem of the “finitude of bodies”, and if we recall that “body” has two meanings in Islamic philosophy, the natural or physical body and the mathematical one, we can dissolve this problem by stating that what has been discussed in physics is the finitude or infinitude of the body in the first meaning and what has been discussed in geometry is the finitude or infinitude of body in the second meaning. In other words, the finitude of dimensions has been discussed in geometry in an absolute way, while physics has discussed the finitude of the dimensions as far as they relate to matter, and then the proofs of the finitude of dimensions in the general science of geometry have been transferred to the special science of physics.
  • J. L. Berggren Page 1