فهرست مطالب

پژوهش های تاریخی - سال سوم شماره 4 (پیاپی 12، زمستان 1390)
  • سال سوم شماره 4 (پیاپی 12، زمستان 1390)
  • تاریخ انتشار: 1391/05/15
  • تعداد عناوین: 7
|
  • صادق ائینه وند، مجتبی گراوند صفحات 1-22
    سفرنامه نویسی یکی از فنون ادبی است. سفرنامه نویسان مغرب و اندلس در نگارش، گردآوری و تدوین سفرنامه هایشان، ویژگی هایی خاص و مشترک دارند و خصلت بارز آن ها توجه و نگارش سفرنامه های ادبی است. یکی از این سفرنامه نویسان، ابو عبدالله عبدری صاحب «الرحله المغربیه» در قرن هفتم هجری می باشد. از دلایل سفر وی ادا کردن فریضه حج، کسب دانش از بزرگان و تجارت بوده است. سفرنامه وی شامل توصیف احوال مردم، مکان ها، سرزمین ها، علوم شرعی و ادبی است. در خلال سفرنامه اش تا حدی آشکار کرده است که عالمی فرهیخته، منتقدی دقیق و زبردست بوده است. توصیف او از مردمانی که با آن ها برخورد داشته، مناظر و اماکنی که از آن ها عبور کرده توصیفی زیبا و رسا است؛ آن سان که شنونده یا خواننده می پندارد این مناظر را از نزدیک دیده است. با توجه به اهمیت سفرنامه ها در انعکاس اوضاع تمدن اسلامی، نگارندگان در این مقاله بر آنند تا نگاهی کلی به شیوه سفرنامه نویسی در مغرب و اندلس با تکیه بر سفرنامه ابوعبدالله عبدری، داشته باشند.
    کلیدواژگان: سفرنامه نویسی، سفرنامه های ادبی، اندلس، جغرافیای تاریخی، سفرنامه عبدری
  • رسول جعفریان صفحات 23-30
    یکی از بحث های مربوط به پیدایش جریان غلو این است که غالیان در عصر خلافت امام علی علیه السلام پدید آمدند. در این باره روایتی مشهور اما فاقد سند قابل اعتنا، حکایت از آن دارد که امام در برخورد با این جماعت، ابتدا آنان را توبه داده و وقتی دعوت به توبه را نپذیرفتند، همه را در آتش سوزاند! آنچه در این مقاله آمده است بررسی سندی و متنی روایاتی است که در این باره نقل شده است. در این مقاله نشان داده شده که چنین حکایتی به دلیل نداشتن سند درست، آشفتگی و اضطراب در متن، اختلاف نقل ها و نیز نامعقول بودن محتوای آن نادرست است. از طرف دیگر، این داستان در حاشیه داستان مجعولی است که در پیرامون عبدالله بن سبا پدید آمده و این نیز خود دلیل دیگری بر بطلان آن است.
    کلیدواژگان: امام علی علیه السلام، غالیان، ارتداد، عبدالله بن سبا
  • فیروز ازادی، سید اصغر محمودابادی صفحات 31-50
    عرب شدن مردم مصر، یکی از موضوعات پژوهشی در تاریخ صدر اسلام است. مصریان که از تسلط سیاسی و فرهنگی بیزانسی ها ناخورسند بودند، هنگام ورود اعراب در برابر آنها ایستادگی نکردند و والیان مصر که از طرف خلفا برای اداره مصر اعزام می شدند، با «اهل ذمه» و به ویژه ساکنان اصلی مصر یعنی «قبطیان» براساس عهدنامه ها و پیمان ها رفتار می کردند. شرایط پیمان ها به گونه ای بود که موجب استحکام روابط اعراب فاتح با بومیان مصر می شد. پس از فتح مصر، تعداد زیادی عرب و مسلمان به این سرزمین وارد شدند. با آمدن قبایل عربی به مصر و افزایش تماس دو گروه مسلمان و قبطی، زمینه های پذیرش زبان و فرهنگ عربی در مصر فراهم شد. شماری از مصری ها تا پایان حکومت سفیانیان، مسلمان و عرب شده بودند، اما این روند، در دوره های بعدی و طی دو قرن پس از اسلام رفته رفته و تدریجی صورت گرفت تا سرانجام مصر یک مملکت عربی شد. پی گیری ریشه های عرب شدن مصری ها با یک تحقیق تاریخی به شیوه ی توصیفی- تحلیلی، هدف این نوشتار است.
    کلیدواژگان: قبطیان، فتح مصر، تعریب، زبان عربی، مصر
  • مرتضی نورائی، عبدالمهدی رجائی صفحات 51-72
    مورخین محلی به دلیل محدودیت حیطه جغرافیایی حوزه تحقیقات خود، فرصت بیشتری دارند که در جزئیات دقیق شده، با بررسی همه جانبه آن، تصویری شفاف تر از موضوع پژوهش خویش به دست دهند. از سوی دیگر زیستن در محیط جغرافیایی تحقیق، به آنها این امکان را می دهد که بتوانند بر روی هر پدیده ای که توجه آنها را جلب می نماید، به دقت نظرافکنده، به ثبت و ضبط آن اقدام کنند. بدین سبب خاطر عرصه تاریخ محلی میدان تاخت و تاز ذهن و چشم برای شکار موضوعات گوناگون است. گاه این تنوع موضوعات است که به شکار مورخ محلی می پردازد. موضوعاتی که بعد از دهه ها و سده ها، یادگارهای سودمند و کم و بیش عینی را از دیروز در اختیار دیگران قرار می دهد. از جنبه های گوناگون و متنوع حیات اجتماعی، از رفت و آمد حکام و وزیران و مستوفیان محلی گرفته تا ساخت کوچه پس کوچه های شهر و روستا و آنچه در آن است. مقاله حاضر با مراجعه به منابع تاریخ محلی قاجار، که بطور عمده می توان گفت یکی از اعصار شکوفایی این نوع تاریخ نگاری در قالب سنت پیش مدرن است، می کوشد تا موضوعات متنوع در این کتاب ها را استخراج و در طبقات مشخص برای تحقیقات بیشتر دسته بندی نماید. در واقع پیش فرض این مقاله این است که: دوره قاجار به عنوان آخرین مرحله رشد سنت تاریخ نگاری محلی و «دوره گذار»، نمای بسیار رنگارنگی از موضوعات این عرصه را نمایش می دهد.
    کلیدواژگان: تاریخ نگاری محلی، قاجار، شهر، روستا، حیات اجتماعی
  • محمدتقی ایمان پور، راضیه قصاب زاده صفحات 73-86
    مادها و پارس ها دو گروه از مهاجران آریایی بسیار نزدیک به هم بودند که احتمالا در نیمه دوم هزاره ی دوم پیش از میلاد وارد فلات ایران شدند و در شرق کوه های زاگرس مستقر شدند. حضور اقوام مختلف در منطقه در این زمان و سپس یورش های مکرر آشوریان علیه این اقوام و گروه ها، از جمله مادها و پارس ها سبب گردید که آنان برای مقابله با این تهاجمات مکرر گرد هم آیند و بنا براین اولین اتحادیه مادی تحت رهبری دیااکو و شاید همزمان اتحادیه ای از پارس ها تحت رهبری هخامنش در ایران شکل گرفت. بررسی چگونگی رابطه مادها با پارس ها پس از این حادثه و پیش از تشکیل امپراتوری هخامنشیان، موضوع کنکاش این مقاله است. هرچند بسیاری از اندیشمندان با استناد به گزارش هرودت ازسلطه مادها بر پارس ها در طول حکومت مادها پس از فرمانروایی فرورتیش سخن می گویند، اما در این مقاله تلاش شده است براساس گزارش مورخان یونانی و مقایسه آن با اسناد میان رودان، بویژه منابع آشوری و بابلی و داده های باستانشناسی و با استفاده از شیوه تحقیقات تاریخی نشان داده شود که برخلاف ادعاهای مطرح شده توسط اندیشمندان تاریخ کهن ایران، رابطه مادها و پارس ها در این دوره و پیش از تلاش آستیاگ برای تصرف سرزمین پارس در زمان کورش دوم (کورش بزرگ) که منجر به جنگ بین این دو و در نهایت سلطه پارس ها بر مادها در این زمان شد، بیشتر دوستانه بود و به نظر می رسد تا پیش از فرمانروایی آستیاگ که برای اولین بار در صدد تصرف سرزمین پارس بر آمد، برخورد عمده ای بین این دو گروه ازآریاهای خویشاوند انجام نشده باشد.
    کلیدواژگان: مادها، پارس ها، آشوریان، هردوت، زاگرس، میان رودان
  • احمد صالحی کاخکی صفحات 87-96
    باخرز در گذشته از جمله مناطق آباد و پر رونق خراسان (رضوی) بود که در مسیر هرات قرار داشت و خاستگاه نام آورانی چون سیف الدین باخرزی، تاج الدین باخرزی، ابوالمفاخر باخرزی، علی بن الحسن باخرزی، ابوالحسن باخرزی و خواجه علاءالدین علی صانعی باخرزی از صاحب منصبان دستگاه حکومتی سلطان حسین میرزا بایقرا بود. یکی از روستاهای تابعه باخرز در گذشته، رزه بود که اکنون نام آن به مشهد ریزه تغییر یافته است و از توابع شهرستان تایباد به حساب می آید. این روستا زادگاه و مدفن علی صانعی باخرزی است که به استناد منابع تاریخی و نیز سنگ قبر او که توسط نگارنده در این روستا شناسایی شد، اصل و نسبش را به آل برمک می رسانید و اختلاف او با امیر علیشیر نوایی موجبات حبس و سرانجام به دار آویختن او در روز عاشورای سال 891 ه ق گردید. در این نوشتار بر پایه پژوهشی میدانی، با شناسایی و خواندن کتیبه های سنگ قبر او، تلاش شده است تا برای اولین بار مدفن وی شناسایی و معرفی شود.
    کلیدواژگان: آرامگاه علی صانعی، باخرز، مشهد ریزه، تیموری
  • علی ناظمیان فرد صفحات 97-112
    گردهمایی سقیفه که با پیشگامی انصار خزرجی- با انگیزه رقابت با مهاجرین و واهمه سلطه یابی قریش، و معطوف به تعیین حاکمیت سیاسی- برگزار شد، با ورود ابوبکر به صحنه، چنان جهت دهی شد که کفه به سود مهاجرین سنگینی کرد و برتری جویی آنها، لباس خلافت را بر اندام ابوبکر پوشاند. در جدال و مفاخره میان انصار و مهاجرین حاضر در سقیفه، تمسک به کدام راهبرد، موجب تکیه زدن ابوبکر بر سریر خلافت شد و مدعیان را به حاشیه راند؟ یافته های پژوهش حاضر، بر این فرضیه مبتنی است که ابوبکر در سایه بازتولید مفاهیم «سیادت» قبیلهای و «البیت» جاهلی کوشید تا اولا سیادت قریش را بر سایر قبایل، عملی سازد و ثانیا جایگاه «مهاجرون الاولون» را به مرتبه «البیت» ارتقا بخشد تا خود به عنوان سخنگوی کهنسال آنها در سقیفه، قدرت را فراچنگ آورد و مدعیان را به حاشیه براند.
    کلیدواژگان: ابوبکر، البیت، انصار، سیادت، قریش، مهاجرون الاولون
|
  • S. Ainevand, M. Garavand Pages 1-22
    Itinerary writing is one of the branches of literature. West and Andelos itinerary writers are in common and follow special specifications in their writings by، collecting and compiling information and record them in their itineraries that makes the raw material for،Literal Itineraries. One of these itinerary writers is AbouAbdollah Abdari، the author of “Alrehlah Al Maghrabiah” in 7th Century A. H. Some of the reasons of his journeies were: pilgrimage to Mecca، to acquire knowledge from the great scholars and to trade. His itinerary is full of descriptions about people’s state of affairs، places، legal and literary sciences. From his itinerary، it could be deduced that he was a wise scientist and a careful and proficient critic. His descriptions of the people whom he contacted، scenes and places where he has been through are so vivid and clear that makes the audience fill as travelers that is، the live witness. With respect to the importance of itineraries in Islamic civilization، the authors here are determined to consider itinerary method of writings about West and Andelos in its general form relying on Abou Abdollah Abdari’s itinerary.
    Keywords: Itinerary writing, Andelos, Historical geography, AbouAbdollah
  • R. Jafarian Pages 23-30
    The Ghali movement originated during the creation of Imam Ali’s Apostasy. In this respect a narration، of course not verified، reveals that when Imam Ali tried to make them to repent and convert to Islam they rejected the idea، hence they were burned in fire. In this study the above mentioned theme will be evaluated. Here it is found that due to lack of proper evidence، the ambiguities in the text، difference in interpretations and irrationality of the theme the claims cannot be true. In a way this narration is in the shadow of an unknown narration that evolves around Abdollah Ib. Saba، and this is another fact that nullifies the narration.
    Keywords: Imam Ali, Ghalies, Abdollah Ib. Saba, Apostasy
  • F. Azado, M. Mahmod Abadi Pages 31-50
    Egyptians who were tired of Byzantines’ political and cultural dominance did not resist the Arabs invasion. Moreover، governors who were appointed and sent to rule Egypt by the Caliphs treated non-Muslims and the native inhabitants of Egypt according to the signed treaties. The terms and conditions in these treaties allowed the Arab conquerors and the native Egyptians to socialize with each other. After the Conquest of Egypt many Arabs and Muslims entered Egypt. Thus Egyptians and Muslims met more than before and the grounds were paved for the dissemination of Arabic culture and language. By the end of the Sofianids era some of the Egyptians converted to Islam and changed nationality that is they became Arabs. This process continued for the next two centuries after the advent of Islam until Egypt changed nationality and religion.
    Keywords: Egyptians, Conquest of Egypt, Arabization, Arabic language
  • M. Nouraei, Am Rajaei Pages 51-72
    The key point of local historiography focuses on the studies about a particular regional area. Thus local historians، based on their distraction on specific geographical places، have more time to look deeper into the details in different perspectives and introduce a geometrical viewpoint. Living in a certain geographical aria، gives a local historian the opportunity to obtain and record various issues; which no one else has had the chance to undertake. Therefore، local history is a broad field for different practices of mind and sight to be investigated like themes that over the decades and centuries have remained as beneficial heritage from yesterdays to the readers of today and the future. Different approaches to social، political and official circles at their local/regional level، and in general subjects on the rural and urban structure in details and the circumstances of city construction would be another range of topics for studies. This study tries to examine the following hypothesis: Qajar period is the last era in the field of traditional local historiography which has had a major variety of themes. Based on the historical sources، this article seeks to draw out the related themes and subjects and classify them for further study in the Qajar era.
    Keywords: Qajar, local historiography, Iran, city, rural, social life
  • Mt Imanpour, R. Ghasabzadeh Pages 73-86
    The Medes and Persians were two close ethnic Immigrant Aryan ethic groups who immigrated to Iranian plateau probably in the second half of the second millennium BC and settled in the East of Zagrous mountain range. The presence of various ethnic groups in this region and the Assyrians in specific frequently campaigned against the new comers. The Medes and Persians had to unite with some of these groups; so the Medes joined the Diaku and the Persians، the Achaemenes. Objective of this article is the examining the correlation between the Medes and Persians before the Achaemenid Empire was established. Although many of scholars of ancient history، based on Herodotus reports indicate that Medes ruled over the Persians after Phraortes، in this article it is tried to demonstrate the opposite. Based on the Greek Historians reports and Mesopotamia documents، in particular Assyrian، Babylonian and Archaeological data، and applying historical methodology these two Aryan groups lived peacefully before Astyages who for the first time took campaign against Cyrus the Great in 559 BC. In other words، it was Astyages، who for the first time tried to overcome Persia where Arian ethic groups lived in peace with mutual respect towards one another.
    Keywords: Medes, Persians, Assyrians, Zagrous, Mesopotamia, Herodotus
  • A. Salehi Kakhki Pages 87-96
    Bākharz was one of the oasis and developing districts in Khurāsān (Razavī)، on Herāt rout. It was also the birthplace of well-known personalities like Sayf al-Dīn Bākharzī، Tāj al-Dīn Bākharzī، Abu al-Mafākhir Bākharzī، Alī ibn al-Hasan Bākharzi، Abu al-Hasan Bākharzi and particularly Khāja Alā al-Dīn Alī Sāneeī، one of the officials of Sultān Husayn Bāyqarā’s reign. One of the tributary villages of Bākharz in the past was Razeh which is changed to Mashhad i Rīzeh located in the vicinity of Tāybād Town. This village is the birthplace of Alī Sāneeī Bākharzī where his tomb is placed، and based on the historical literature and the inscriptions on his tombstone، which is identified by the author; his parentage goes backs to Al-i Barmak. His dissensions with Amīr Alī-shīr Navāī caused his imprisonment and ultimately his death on gallows in the day of Ashūrā، 891 H. A. In this article، based on a field study، for the first time his tomb is being investigated.
    Keywords: Alī Sāneei's tomb, Bākharz, Mashhad Rīzeh, Timurid
  • A. Nazemianfard Pages 97-112
    The meeting of Saqifa called by Ansar Khezerji was convened. When Abu Bakr entered the session the condition was changed in favour of Muhājirun and circumstances became fit for Abū Bakr to take the Caliphate. Regarding the dispute between Muhājir (immigrant) and Ansār (Supporter) over the Caliphate the question is: which strategy could pave the way for Abū Bakr to take that possession and repel the claimants? The findings in this study point to the hypothesis that Abū Bakr- by regenerating the Jāhili concepts of “Siyāda” and “al-Bayt”- could prove the superiority (Siyāda) of the Qurayshites over other tribes and promote the position of Muhājir to the rank of “al-Bayt” in order to seize the caliphate as their representative.
    Keywords: Abū Bakr, al, Bayt, Ansār, Muhājirun, Quraysh, Siyāda