فهرست مطالب

پژوهش های تاریخی - سال چهارم شماره 1 (پیاپی 13، بهار 1391)
  • سال چهارم شماره 1 (پیاپی 13، بهار 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/07/15
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حمید حاجیان پور، رحیمه منفرد صفحات 1-16
    حزب دموکرات فارس در اواخر ربیع الاول 1329 ه.ق / مارس 1911م به عنوان شعبه ای از حزب دموکرات ایران در دوره احمدشاه قاجار با اعزام حیدرخان عمو اوغلی و میرزا قاسم خان (آصف الملک) از تهران، در شیراز تشکیل شد. این حزب به عنوان اولین تجربه حزبی در فارس با مسائل عدیده ای روبه رو گشت. ایام حیات این حزب شامل 4 دوره بود: دوره اول از آغاز پیدایش تا اشغال بوشهر توسط انگلیسی ها ادامه داشت (از اواخر ربیع الاول1329ه.ق/ اواخر مارس 1911م تا 27 رمضان 1333 ه.ق/ 8 اوت 1915م). - دوره دوم همزمان با تشکیل کمیته حافظین استقلال از برخی نیروهای ژاندارمری و همکاری و ائتلاف آن با حزب دموکرات جهت مقابله با تهاجم بیگانه بود (از 2 محرم 1334ه.ق/ 10 نوامبر 1915م تا 1336 ه.ق/ 1918م). - دوره سوم پس از انتخاب عبدالحسین میرزا فرمانفرما به والی گری فارس آغاز شد و حدود 4-3 ماه طول کشید (1336 ه.ق/ 1918م). - دوره چهارم با تشکیل حزب دموکرات شرق توسط شیخ عبدالرسول نیر شیرازی همزمان بود و از 1336 ه.ق/1918م تا 1341 ه.ق/1923م را شامل می شد. در این پژوهش دوره اول حیات این حزب و اقدامات آنان مورد بررسی قرار خواهد گرفت.این پژوهش در پی یافته هایی برای این پرسش هاست که اولا:حزب دموکرات فارس چگونه شکل گرفت و چه عواملی در پیدایش آن موثر بود؟ ثانیا: این حزب در دوران اول فعالیت خود چه اقداماتی را انجام داد؟ ثالثا: چگونه در نواحی جنوبی کشور گسترش یافت و شعباتی در برازجان و بندرعباس ایجاد کرد؟
    کلیدواژگان: حزب دموکرات، فارس، حزب، شیراز، بندرعباس، برازجان
  • محسن رحمتی، سید علاءالدین شاهرخی صفحات 17-38
    مرداویج زیاری به عنوان چهره ای شاخص که در قرن چهارم هجری ایده احیای شاهنشاهی ساسانی را طرح کرد، شهرت دارد. بسیاری از محققان، به تبع منابع تاریخی وابسته به دربار خلافت عباسی، او را به تلاش برای بازگشت به دین و حکومت ایران عهد ساسانی متهم کرده اند. اما به رغم اظهار نظرهای فراوان و متناقض، هنوز علل و انگیزه هایی که مرداویج را به این اقدام واداشت معلوم نیست. این مقاله درصدد است تا با روش توصیفی- تحلیلی و از طریق به پرسش کشیدن اندک اطلاعات موجود تاریخی، تا حد امکان اهداف مرداویج را در این قضیه تبیین و روشن کند. این پژوهش نشان می دهد که مرداویج در آغاز حکومت خود، رابطه بسیار نزدیکی با خلافت عباسی داشت و با دیگر امیران استیلاء تفاوتی نداشت اما در پنج ماهه آخر حکومت خود، با توجه به سیاست خاص دربار خلیفه نسبت به او، مبارزه با خلیفه را در پیش گرفت و برای جبران خلا مشروعیت قدرت خود، ایده احیای شاهنشاهی ساسانی را به عنوان راهی برای کسب مشروعیت مطرح کرد.
    کلیدواژگان: مرداویج، خلافت، دیلمیان، آل زیار، احیای شاهنشاهی ساسانی
  • جمشید روستا، مجتبی جوکار، سمیه روستایی صفحات 39-64
    صاحب شمس الدین محمد اصفهانی، یکی از شخصیت های ایرانی حاضر در قلمرو سلجوقیان روم بود که پس از ورود به دربار این دولت توانست طی یک دوره تقریبا سی ساله، بین سال های 616 تا 646 ه.ق - یعنی از دوره سلطنت سلطان عزالدین کیکاووس اول تا دوره سلطنت سلطان عزالدین کیکاووس دوم- مراحل ترقی را پشت سر بگذارد. وی در دربار سلجوقیان روم پس از دستیابی به مناصبی همچون ناظر (اشراف) مطبخ، منشی خاص سلطان (طغرایی)، سرداری سپاه، نایب (نیابت) سلطان و سرانجام وزارت، نقشی چشمگیر در اوضاع سیاسی و فرهنگی قلمرو سلجوقیان روم ایفا کرد. نوشتار حاضر بر آن است تا در گام نخست به معرفی این شخصیت ایرانی و چگونگی ورود وی به قلمرو و دربار سلجوقیان روم بپردازد. در دومین گام نیز روند ترقی وی در ابعاد مختلف سیاسی- فرهنگی و تاثیرگذاری او در این ابعاد را مورد تحلیل و تبیین قرار دهد.
    کلیدواژگان: سلجوقیان روم، شمس الدین محمد اصفهانی، وزارت، اندیشمندان ایرانی، خدمات سیاسی، فرهنگی
  • میرحسین علامه صفحات 65-76
    شکل گیری نگارش تاریخ زیدیان ایران، در حاشیه آثار فقهی و کلامی و در قالب تک نگاریهایی پیرامون تبیین قیام امامان زیدی به ظهور رسید. این نوع تاریخ نگاری، شخصیت محور و با سیطره نگاه کلامی به گذشته و تلفیقی از مکتب عراق و حجاز بود. سپس در زمان یحیی بن حسین رسی، گردش در تاریخ نگاری زیدیه یمن باعث شد شکل نگارش تاریخ زیدیان ایران به سیره نگاری متحول شود. این سیره نگاری که مرتبط با بحث های فقهی نگاشته می شد، تنها به حوادث بعدازامامت ائمه زیدیه می پرداخت. در چنین سیره نگاری و حتی طبقات نگاری که بعدا از تلفیق دو سنت سیره و تک نگاری شکل گرفت؛ یک نوع قومیت گرائی در تاریخ نگاری، مبتنی بر افضلیت امامان زیدی و همزمان نفی بقیه مکاتب ازجمله امامیه قابل مشاهده است. در جنبه نفی تاریخ امامیه، می توان از: الدعامه، المحیط فی تثبی الامامه یا العقد الثمین فی تبیین الائمه الزیدیه نگارش یحیی بن حسین و عبدالله بن حمزه زیدی یاد کرد. بر این اساس بعید نیست وجود جریانات کلامی و ناپیوستگی در ذکر رویدادهای تاریخی، خصوصیت بارز طبقات نگاری زیدیه قلمداد شود که در کتاب های المصابیح و الافاده فی الائمه الساده نیز نمود یافته است از سویی دیگر، زیدیان ایران نیز بواسطه مهاجرت و انتقال آثار مکتوب، درتجدید حیات تاریخی زیدیان یمن موثر گشتند. نظرات برخی از مستشرقین در این راستا قابل بررسی است.
    کلیدواژگان: تاریخ نگاری، زیدیان، ایران، تاریخ نویسی، امامیه، یمن
  • حسین عزیزی صفحات 77-94
    احمد بن ابی یعقوب اسحاق بن واضح یعقوبی اصفهانی مصری (م284ق) از بزرگ ترین و پیشگام ترین دانشمندان «موالی» است. او را می توان معلم و پدر جغرافیای اسلامی و تاریخ نگاری جهانی با ویژگی های عقل گرایانه دانست. گرایش دینی- مذهبی و وسعت تسلط علمی او در حوزه تاریخ، جغرافیا، شعر و نجوم و گیاه شناسی و مطالعات اجتماعی، وی را بر صدر طبقه دانشمندان بنام اسلامی- شیعی نهاده است. برآیند بسیاری از شواهد و دلایل تاریخی که ظاهرا برای نخستین بار در این گفتار گرد آمده است، باعث تعمیق شناخت ما نسبت به زوایای کمتر شناخته شده شخصیت، منزلت روایی، مذهب، منابع و مشایخ، جایگاه تاریخی، سیاسی و آثار علمی او خواهد شد. کناره گیری خاندان یعقوبی از مرکز خلافت شرقی و سکونت آنان در آفریقا را می توان یکی از دلایل غفلت مورخان و رجال شناسان و فهرست نویسان از یعقوبی دانست. با وجود این، در کتاب های تاریخ و البلدان او می توان شواهد فراوانی مبنی بر تشیع دوازده امامی وی یافت. پس از یعقوبی که در کتابش، البلدان به برخی ویژگی های خاندان و نیز آثارش اشاره کرده است، ابن یونس مصری، مسعودی و ابوعمرکندی سه مورخی هستند که در قرن چهارم به کتاب های وی اشاره کرده اند. حموی نیز در سده هفتم از مطالب آنها را اقتباس کرده و در اثر کم بدیلش، معجم الادباء آورده است.
    کلیدواژگان: ابن واضح، یعقوبی، روایات، منابع، تاریخ یعقوبی، البلدان یعقوبی
  • علیرضا کریمی، توحید شریفی صفحات 95-112
    در دوره مغول، از دل دیوانسالاری مغولی- چینی، گروه تازه ای از نیروهای آزاد متولد شدند که در وقایع دوره ایلخانی و تا حدودی تیموری ایفاگر نقش هایی گاه کلیدی بودند. این نیرو ها در منابع فارسی با عنوان کلی قراوناس شناخته می شوند. در این تحقیق سعی داریم تا با نگاهی به وقایع مرتبط با این نیروها در دوره ایلخانی، به بررسی ماهیت و کیفیت حیات سیاسی- اجتماعی نیروهای آزاد موسوم به قراوناس و به ویژه شاخه ای از آنان که در غرب قلمرو ایلخانی و در نزدیکی بغداد ساکن بودند، بپردازیم. به جهت تفکیک میان دو قسمت نیروهای قراوناس ایشان را با عناوین عراقی و خراسانی- که از یک سو نشانگر محل فعالیت و از سوی دیگر یادآور تقسیمات سنتی این نیرو ها در ایران می باشد- مورد بررسی قرار خواهیم داد. ردپای قراوناس عراقی را در بسیاری از وقایع داخلی دوره ایلخانی می توان پیدا کرد. به عنوان مثال دست کم در تغییر سه ایلخان، نقش ایشان مشهود است. در بسیاری از درگیری های منطقه ای نیز می توان آثاری از حضور آنان یافت. حتی بعد تر ایشان را در قالب نگودریان هرات، در خدمت امرای محلی هرات می یابیم که نشانگر حیات سیاسی تاثیرگذار این گروه است. تا دوره تیموری نیز آثاری از این نیرو ها در دست است.
    کلیدواژگان: قراوناس، تما، ایلخانی، نیروهای آزاد، آل کرت، نگودریان هرات
  • علیرضا ملائی توانی صفحات 113-130
    با آن که در جریان مهاجرت صغری مهم ترین خواسته معترضان عدالتخانه بود اما نه در آن زمان و نه پس از آن مورخان، خاطره نگاران و محققان چندان که باید تاملی در مبانی و ماهیت آن نکرده اند. از این رو، این مقوله همچنان به عنوان یکی از ابهامات تاریخ مشروطه باقی مانده و باعث برداشت ها و قضاوت های مختلفی شده است. چیستی عدالتخانه و ارزیابی دیدگاه های موجود درباره آن، مساله اصلی این مقاله است تا به سهم خود تصویری از این مفهوم و نهادهای مرتبط با آن ارائه دهد. از نگاه این مقاله، عدالتخانه نه مفهوم وزرات عدلیه بود و نه مجلس شورای ملی بلکه هدف از آن اصلاح و بهبود ساختار و وضعیت نظام قضائی ایران بود و شامل یک شورای نظارت بر فعالیت های قضائی مرکب از نمایندگان طبقات مختلف مردم (دیوانخانه) بود و ساز و کار انتخاب نمایندگان آن، همچون نخستین دوره مجلس شورای ملی مبنای صنفی داشت. برای تثبیت جایگاه حقوقی آن به یک نظامنامه و آیین نامه داخلی نیاز بود و می توانست قوانین مبتنی بر احکام شریعت و حتی عرف را وضع و تدوین کند. این شورا ها در همه ایالات ایران تشکیل می شد و می توانست یک شورای مرکزی در وزارت عدلیه داشته باشد.
    کلیدواژگان: عدالتخانه، مجلس، عدلیه، دیوانخانه، مهاجرت صغری
|
  • H. Hajianpour, R. Monfared Pages 1-16
    The democratic party of Fars as a branch of the democratic party of Iran in Quajar era was established by Heydar khan Amoo oughli and Mirza Ghasem khan (Asef-ol-Molk) who went from Tehran to Shiraz province in March 1911. This party faced many problems as being the first political party، even in Fars. Four periods constitute the duration of this party. The first period lasted from its est. data up to the occupation of Bushehr by British forces in 1915. The second period coincided with the establishment of the Independence Keepers committee by some of the Gendarmerie top officials and the cooperation of the Democratic party sector that were against foreign invasion، (this committee operated from 1915 to 1918). The third period began after Abd-ol-Hossein Mirza Farmanfarma was appointed as the governor of Fars، and this period Lasted 3-4 months in 1918. The fourth period coincided with the establishment of the Democratic party of east by Sheikh Abdo-Rassol Nayyer Shirazi beginning on 1918، ending on 1923 AD. In this study، the first period of this party’s function will be investigated. This study seeks some answers to the following questions: How were the Democratic party of Fars formed and which factors were effective in its emergence? What was its function at the beginning? And، how did this party expand in the southern parts of the country and registered branches in Boazjun and Bandar Abbas?
    Keywords: Democratic Party, party, Shiraz, Bandar Abbas, Borazjun, Fars
  • M. Rahmati, A. Shahrokhi Pages 17-38
    Ziarid Mardāwidj is known، as outstanding personage in tenth century، who comes up with the Idea of reviving the Sassanian kingdom. He has been accused of promoting the return of religion and kingdom of Iran back to Sasanian period، by Abbasian Caliphate courts historians. Despite many contradictory remarks، it is not clear، what were the motives which compelled Mardāwidj to think of such an attempt. The objective of this article is to investigate little existing data، in an explanatory-analytic method and find the possible reasons for such a conduct by Mardawij. Here it is found that، in the final five months of his reign، Mardāwidj began to oppose the Caliphate although he had a close connection with Abbassian Caliphate، similar to other Istilā amirs. Then، as a manner of acquisition of legitimacy، he introduced the idea of revival of Sassanid kingdom، in order to compensate for the loss of his political legitimacy.
    Keywords: Mardāwidj, Khalifat, Ziarids, Daylamite
  • J., M Jokar, S. Roostaei Pages 39-64
    Shams Al-Din Mohammad Isfahani was a Persian character in the jurisdiction of the Seljuk of Rum state. After entering the court of this government during a period that lasted almost thirty years (1237-1267 A. D) including the reign of Sultan Izzaldin Kaykavus I to Sultan Izzaldin Kaykavus II he was able to register significant progress in the government. He was given some posts in the court such as supervisor of the kitchen، special secretary (Tughraei) of sultan، high military ranking (Amir)، assistant (Naib) of sultan and finally minister. In all these diversified posts he tries his best and contributes to the socio-political aspects of that state. This article introduces this Persian character and then analysis his conduct in the given period.
    Keywords: Seljuk of Rum, Shams Al Din Mohammad Isfahani, Ministry, Iranian scholars, Political Services, Religious services
  • Mh Allameh Pages 65-76
    Iranian Zaydyies historiography، evolved in parallel to the uprising of Zaydy Imams. This type of historiography is character-driven where theological perspectives to the past are dominant، influenced by Iraqid and Hejaz schools. In Yahya ibn Hussein-e-Rossi era a change in Yemeni Zaydieh historiography led to a deviation of Iranian Zaydieh historiography to biography style. This type of historiography was linked to theological discussions، focused on the events of Zaydy Imams era after their leadership (Imamat). The style of this journalism which is formed by classification and biography lead to a kind of ethnicity in historiography based on superiority of Zaydy Imams indicating the denial of other sects including Shiite. Accordingly، the theological currents and discontinuity in recording the historical events are the mere evident features of Zaydyeh’s historiography by classification. In this era Iranian Zaydies contributed to the historical revitalization of Yemen Zaydies by supplying them with essential literature.
    Keywords: Zydyies, Iran, historiography, Shiite, Yemen – Zaydies
  • H. Azizi Pages 77-94
    Ahmad Ibne Abi Eshagh Ibne Vazeh Yaqoobe Esfahani Mesri (deceased، 805 A. D) can be named the father and the master of Islamic geography and international historiography. His religious tendency and extensive knowledge in history، geography، poetry، astronomy، botany and social sciences has made him one of the outstanding Islamic and Shiite scientists. The evidences gathered in this work apparently for the first time provide for a deep understanding of the less recognized dimensions of his stance on religion and tradition، his status in politics، history، and scientific works. The resignation of Yaqobi dynasty from the centre of eastern Caliphate and their settlement in Africa can be regarded as one of the reasons that the regional historians neglected Yagobi. In his book entitled «History and cities» numerous evidences could be found that he has been an authentic Shiite. In his book «Alboldan» he has referred to some of his own characteristics and own works. Ibne Yonos Mesri، Masodi، and Abu Omar Kendi are the three historians that in tenth century A. D have referred to his works. Hemavi، in the thirteenth century has cited parts of Yaghobi’s works in his unique book “Majmaldaba”.
    Keywords: IbneVazehYagobi, traditions, references, Yaqobi, AL boldan
  • Pages 95-112
    New groups of independent forces were created by Chinese- Mongols bureaucracy In the Mongol era. These groups played key roles in Ilkhanid and Teimurid period endeavors. These forces are called “Gharaonas’’ in Persian sources. In this research، we attempt to reveal the quality and the identity of socio – political life of the “Gharaonas’’ especially its branch that inhabited in the outskirts of the Ilkhanied territories near Baghdad. For distinguishing between two sectors of Gharaonas forces، the Iraqui and the Khorasani activities and their traditional differences are investigated. We can find the influence of the Iraqui Gharaonas during many of local events in Ilkhanid era in Iran. Their presence in local struggles is of importance. In Herat they are presented as Negoderians who were at the local rulers’ intellectual service. The traces of their activities are found in Teimuri era as well Teimurid period.
    Keywords: Gharaonas, Ale, Negoderyan, Herat, independent forces
  • A. Mollaiy Tavany Pages 113-130
    The important request of oppositions was the establishment of Edalatkhaneh in “Mohajerat – e- soghra”، but no historian or researcher has conducted any study about the reflective nature and concept of Edalatkhaneh. This issue is one of the vague issues of Mashrooteh era. What Edalatkhaneh (House of justice) is and what its conceptual interpretations are is discussed in this article. Edalatkhaneh was neither the judicial system or order nor the National Congress، it was merely formed to improve the reformed constitution in Iran. The constituents were agents of people from different classes and guilds. Edalatkhaneh had its own inner regulation based on the Islamic order. These commissions were established all over Iran with a central office in Ministry of Justice.
    Keywords: Edalatkhane, parliament, justice system