فهرست مطالب

مطالعات هنر اسلامی - پیاپی 16 (بهار و تابستان 1391)
  • پیاپی 16 (بهار و تابستان 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/08/21
  • تعداد عناوین: 8
|
  • صفحه 5
  • هنر های کتاب آرایی
  • زینب مظفری خواه، مصطفی گودرزی صفحه 7

    نگارگری ایرانی دارای ویژگی های بصری بسیاری است. فضا نیز یکی از ویژگی های مهم و درخور توجه در این هنر است. هنرمند ایرانی برای خلق این فضا، از تمهیدات بصری گوناگونی بهره جسته است تا به نتیجه مورد نظر خود برسد. در این مقاله سعی شده است تا علاوه بر بررسی و معرفی فضای مثالی و چگونگی ایجاد آن، به انواع دیگری از فضا و حضور آن ها در مکتب نگارگری «هرات» با تاکید بر منتخبی از آثار کمال الدین بهزاد پرداخته شود. در این دوره، اجتناب از قرینه سازی محض به نگارگر امکان می دهد که فضاهای مختلف را مجسم و تصویر کند. در آثار هنرمندان این دوره از جمله کمال الدین بهزاد، فضا، هم دوبعدی است و هم عمق دارد؛ هم یکپارچه است و هم ناپیوسته. هر بخش فضا، مکان وقوع رویدادهای خاص و غالبا مستقل است. در آثار انتخابی، به ایجاد انواع فضا با خطوط و سطوح رنگی که در کنار هم قرار گرفته اند و دارای جنبه های بیانگرا و عاطفی هستند، اشاره شده است. در آثار این دوره، فضا و ترکیب بندی هایی متشکل از عناصر مورب و دایره وار دیده می شود. مباحث با معرفی مکتب هرات و تعریفی کلی از فضا شروع می شود و در ادامه به بررسی فضا و انواع آن در آثار انتخابی از بهزاد، می پردازد.
    اهداف مقاله1-چگونگی بهره گیری و درک هرچه بهتر نگارگری ایرانی، با شناخت فضا و انواع آن.
    2- چگونگی دستیابی هنرمند ایرانی به خلق فضای خیال انگیز.
    سوالات مقاله1- هنرمند ایرانی چگونه به فضا و خلق آن در آثارش اهمیت داده است؟
    2- چرا فضای غالب در آثار نگارگری ایرانی، فضای مثالی و ملکوتی است؟

    کلیدواژگان: کمال الدین بهزاد، مکتب هرات، نگارگری ایرانی، فضا، انواع فضا، فضای مثالی، هم زمانی، رنگی، پر و خالی
  • هنر های سنتی
  • افسانه قانی، محمد افروغ صفحه 21

    منطقه چهارمحال وبختیاری یکی از مناطق برجسته در حوزه هنرهای سنتی و صنایع دستی به خصوص فرش دست بافت است. فرش این منطقه به دلیل داشتن شاخصه هایی نظیر طرح، نقش و رنگ مختص خود جایگاهی ویژه در دنیای هنر و صنعت فرش دارد. اکثر مناطق و نواحی این استان به خصوص مناطق سامان و چالشتر علیرغم هم جواری جغرافیایی و مشترکات فرهنگی و اجتماعی در هنر بافندگی، دارای وجوه اشتراک و افتراق و گونه گونی طرح و نقش و عناصر بصری مختص خویش است. یکی از طرح های مشهور و برجسته منطقه چهارمحال به ویژه مناطق یاد شده، طرح خشتی است. این طرح و نقش مایه های موجود در آن دارای تنوعی است که نتایج و یافته های ناب حاصل از جست وجوهای میدانی این پژوهش شاخصه مهم آن است.
    در این مقاله، نمونه هایی از اصیل ترین فرش های خشتی هر دو منطقه براساس قدمت و کیفیت بصری، انتخاب و بررسی شده و جایگاه مفاهیم و نقطه ثقل آن ها احصاء و طبقه بندی شده است تا علاوه بر معرفی وجوه اشتراک و افتراق فرش دو منطقه، سبک مناسب و تعریفشده ای برای احیای نقشه ها و به مرحله تولید رساندن آن ها معرفی شود تا از این طریق بتوان سهم بیشتری از بازارهای داخلی و خارجی به دست آورد. همچنین این مقاله نقش مایه های شاخص فرش ها را که شامل نقوش اصلی و فرعی و ریز نقش ها می شود، شناسایی و معرفی کرده است. پژوهش حاضر به روش میدانیکتابخانه ای تهیه شده و از نوع تحلیلیتوصیفی است.
    اهداف مقاله:1. طبقه بندی و معرفی نقوش، شناسایی وجه اشتراک و افتراق نقش مایه ها، بررسی نگاره های درختی شاخص (سرو، کاج و بید مجنون) 2. معرفی اصول علمی و استاندارد طراحی در فرش های خشتی مناطق سامان و چالشتر.
    سوالات مقاله:1. وجوه اشتراک و افتراق فرش های مناطق سامان و چالشتر کدام است؟
    2. ارکان شاخص پایدار و ضابطه های علمی به منظور تشخیص اصالت طرح و کیفیت فرش دستباف کدام است؟

    کلیدواژگان: فرش، نقش و طرح، چهارمحال و بختیاری، چالشتر، سامان
  • مهناز شایسته فر، معینه سادات حجازی صفحه 35

    روستاهای مازندران میراث دار هنرهای دستی و بومی است که در گذر زمان رو به فراموشی نهاده اند. بافته-های روستایی ازجمله هنرهای کاربردی است که حاصل تلفیق باورهای قومی و سلیقه ذوقی بافنده است. در جهت حفظ اصالت و هویت بومی، توجه به نقش مایه های غنی این آثار می تواند راه گشا باشد.
    در حال حاضر روستای قدیمی آلاشت که امروزه یکی از شهرهای شهرستان سوادکوه محسوب می شود، از مراکز مهم تولید انواع بافته های بومی بهویژه جوراب بافی است. این پژوهش سعی دارد، نقش مایه های تزیینی به کاررفته در جوراب بافی منطقه آلاشت را معرفی کند.
    اطلاعات اولیه در این پژوهش به شیوه میدانی از روستای آلاشت بهدست آمده است. همچنین از منابع مکتوب و اسناد کتابخانه ای نیز در تبیین این مقاله استفاده شده است. بر پایه تحقیقات توصیفیتحلیلی بهعملآمده در نقش مایه های جوراب آلاشت، نمود اشیاء و عناصر طبیعی در دست بافت ها بهگونه ای موجز و خلاصهشده، نمایانگر دیدگاه خلاقانه و تیزبین بافنده است. هنرمند بافنده، فرم های پیچیده را به فرمهای ساده و بی تکلف تبدیل کرده و در عین حال به ارزش نقش افزوده است. نقوش انسانی به ندرت در دست بافت ها دیدهشده، ولی نقش حیوانات، پرندگان، درختان و گیاهان کارکرد بهتری دارد.
    اهداف مقاله1-شناخت و دستیابی به نقش مایه های جوراببافی منطقه آلاشت مازندران 2-شناخت ویژگی های بصری و مفاهیم پنهان در نقش مایه های جوراببافی منطقه آلاشت مازندران.
    سوالات مقاله1-تنوع بصری و مفهومی نقش مایه های جوراببافی منطقه آلاشت چگونه است؟
    2-مهم ترین مفاهیم نمادین مستتر در نقش مایه های منطقه آلاشت مازندران کدام است؟

    کلیدواژگان: نقش مایه، جوراب بافی، آلاشت، باورهای قومی
  • پژوهش هنر
  • فاطمه کیانی، حسن بلخاری قهی، محمد علی رجبی صفحه 49

    نگارگری ایرانی هنری اصیل و والاست که ضمن دربرداشتن معانی و مفاهیم بلند عرفانی، جلوه هایی بدیع و چشمنواز از ترکیب سحرانگیز طرح و نقش و رنگ را به نمایش گذاشته و به مدد اکسیر خیال، صورتی مثالی از زیبایی های بهشتی را جلوه گر ساخته است. با تامل در تاریخ و خاستگاه این هنر می توان دریافت که اگرچه نگارگری، هنری در خدمت کتاب آرایی و مصور ساختن مضامین و مجالس حماسی و عشقی و حکمی بوده است، هیچ گاه به هنری صرفا تزیینی بدل نشده و همواره در تعامل و هم نشینی با متن ادبی خویش بوده و طریق و مجرایی برای انتقال مفاهیم عرفانی و معانی باطنی آن محسوب شده است و این امر میسر نخواهد بود، مگر به مدد زبانی مشترک و نمادین که زبان معرفت قلبی و شهود خیالی هنرمند ادیب و هنرمند نقاش است. بر این اساس شناخت و درک صحیح این هنر پرمایه همچون دیگر هنرهای اسلامی تنها از طریق آگاهی از قانون نمادها و رمزهای معتبر در سنت و تاویل آنها به مآل و اصل آغازین آنها ممکن می شود.
    نگاره خلقت انسان از نسخه خطی منتخبات مثنوی (1610/1018) که روایتی تصویری از داستان دیدار حضرت مریم(س) و جبرئیل(ع) از دفتر سوم مثنوی معنوی است، یکی از نمودهای بارز این رویکرد نمادگرایانه است که پیوند و ارتباط عمیقی با متن ادبی خویش دارد.
    سوالات مقاله:1. مفاهیم عرفانی و مبانی زیباییشناسی مطرحشده در داستان، چه تاثیری در شکلگیری طرحها، نقشها و رنگهای نمادین نگاره داشته است؟
    2. آراء مولانا درباره زیبایی و وجود و مفاهیم معرفتی چون تمثیل و خیال چگونه در رویکرد نمادگرایانه و مبانی زیباییشناسانه نگاره خلقت انسان از مجموعه منتخبات مثنوی جلوه گر شده است؟
    اهداف مقاله:1.درک ضرورت شناخت فلسفه هنر و زیبایی شناسی اسلامی بهمنظور اعمال قضاوت های سنجیده تر و نقدهایی منصفانه تر درباره نگاره های ایرانی.
    2.شناخت عناصر و عوامل موثر در اتخاذ رویکردهای نمادین توسط نگارگران و شکلگیری مشخصه-های منحصربهفرد و متمایز نگاره ها.
    3.شناخت چگونگی و میزان تاثیرپذیری نگارگر از متون ادبی و نحوه بروز و تجلی معانی معرفتی و مبانی باطنی آن در آفرینش هنری.

    کلیدواژگان: نگاره خلقت انسان، مثنوی معنوی، زیبایی شناسی اسلامی، نمادشناسی
  • علیرضا بهرمان صفحه 63

    هنگامی که سپاهیان اسلام پای در سرزمین ایران نهادند، به زودی دریافتند مردمان این سرزمین از پیشینه تاریخی و فرهنگی و هنری والایی برخوردارند و متقابلا ایرانیان نیز به خوبی دریافتند که آیین الهی جدید، دانش و فرهنگ و هنر را بالنده خواهد ساخت. دریافت درستی این باور به زمان اندکی نیاز داشت، به طوری که در سده های چهارم و پنجم هجری ایرانیان در بسیاری از زمینه های هنری و معماری سرآمد و سر مشق سایر کشورهای اسلامی دوران خود شدند. هنرمندان عهد صفوی این رسالت را به بالاترین حد متعالی زمان خود ارتقا داده و میراث آن را به هنرمندان عهد افشاریه انتقال دادند. یکی از جلوه های این میراث گران بها، تزیینات زیبای گنبد و ایوان مطلای بارگاه مطهر مولای متقیان حضرت علی(ع) در نجف اشرف است. با توجه به اینکه این تزیینات و به ویژه کتیبه های آن از ارزش تاریخی، فرهنگی و هنری بسیار والایی برخوردار است این مقاله به معرفی کتیبه گریو گنبد حرم مطهر امامعلی(ع) می پردازد.
    اهداف مقاله:1.شناسایی مفاهیم به کاررفته در کتیبه گنبد و ایوان مطلای حرم مطهر امامعلی(ع)2.دست یابی به ریشه ها و نوع تزیینات طلاکاری حرم مطهر امامعلی(ع)سوالات مقاله:1.مفاهیم و تزیینات به کاررفته در گنبد و ایوان مطلای حرم مطهر امامعلی(ع) کداماست؟
    2.هنرمندان عهد صفوی و افشاریه چه نوع خدماتی در اجرای کتیبه ها و تزیینات حرم مطهر داشته اند؟

    کلیدواژگان: حرم مطهر امام علی(ع)، کتیبه گریو گنبد، تزیینات طلاکاری، صفویه، افشاریه
  • حامد ایمان طلب، سمیه گرامی صفحه 77

    هدف معماری در هنر دینی به ویژه در جهان بینی اسلام، شفاف سازی مرز بین ماده و ذهن، جسم و جان است.
    در معماری مسجد از یکسو نگاه عارفانه و شهودی هنرمند مسلمان با تاسی به مبانی قرآنی و مبتنی بر هندسه و ریاضیات و از سوی دیگر، نگاه فقهی و کلامی او آثاری ارزشمند پدید آورده است. در هنر اسلامی، سازگاری با روح اسلام یعنی توحید، شاخص ترین رویکرد و ویژگی بهشمار می رود که در معماری مسجد می توان آن را یافت. در نظام ارتباط معنا و شکل وجه مشترکی وجود دارد که هدف این پژوهش قرار گرفته است؛ وجه مشترکی که چیزی جز تشبه به اخلاق الهی نیست و بی کرانگی را طلب می کند. این بی نهایت از معرفتی حاصل می شود، مبتنی بر اندیشه در ذات حضرت حق و انسان. درواقع مسجد مجموعه ای از هنرهای گوناگون است که فضا و مکانی قدسی برای برقراری رابطه میان خداوند و خلق پدید میآورد.
    اهداف مقاله:1.دستیابی به وجوه مشترک در نظام ارتباط معنا و شکل در معماری مسجد2.تطبیق معماری مسجد و فرمشناسی نماز براساس جهانبینی اسلامیسوالات مقاله:1.ارتباط شکل و عملکرد بر مبنای جهان بینی مذهبی چیست؟
    2.جایگاه معرفت شناسی در معنا و فرم در معماری اسلامی چگونه است؟

    کلیدواژگان: معماری مسجد، معنا، شکل، نماز
  • حمید فرهمند بروجنی، پروین سلیمانی صفحه 89

    گنبد غفاریه متعلق به دوره ایلخانان و دارای تزیینات بسیار زیبا، به ویژه انواع هنر کاشی کاری مرسوم در این دوره است. برخی از عناصر معماری در گنبد غفاریه، ایرانی نیست و همین طور در ضلع جنوبی، شرقی و غربی بنا از نشانی به نام چوگان دار استفاده شده که در بنای دیگری در ایران مشاهده نشده است که این نشان به نوعی هویت بنای غفاریه را مشخص می کند.
    درباره تزیینات و حتی معماری بناهای دوره ایلخانی، بالاخص گنبد غفاریه مراغه به قدر کافی صحبت نشده است. برخی از تزیینات بناها، مانند کاشی معرق و تکنیک جدید کاشی لعاب پران، در این دوره شکل گرفته و از این دوره کاربرد کتیبه های کاشی معرق به صورت جدی فراگیر شده است. با بررسی تزیینات گنبد غفاریه و نمونه های مشابه آن، به ویژه در دوره ایلخانی، می توان به دسته بندی جامعی از تزیینات این دوره دست یافت. پرداخت اطلاعات در پژوهش حاضر به شیوه توصیفی، مقایسه ای و تحلیلی بوده و روش یافته اندوزی در آن به صورت کتابخانه ای و میدانی است و تقریبا هفده بنا از دوره های مختلف مثل گنبدسرخ، گنبد سلطانیه، مسجدجامع اشترجان و... گونه شناسی شده است. حاصل این مطالعه، شناخت تزیینات گنبد غفاریه، برج مقبره های پیشین و بناهای هم عصر گنبد است. در این گنبد تزیینات متنوعی به کاررفته که منشا آن در این دوره و از نمونه های اولیه این تزیینات است.
    اهداف مقاله1- معرفی شاخصه های معماری تزیینات گنبد غفاریه2- مقایسه تزیینات گنبد غفاریه با برج مقبره های هم دوره و قبل، به منظور دست یابی به ویژگی بارز تزیینات معماری دوره مورد بحثسوالات مقاله1-تزیینات گنبد غفاریه نسبت به تزیینات برج مقبره های موجود در مراغه در سده های گذشته چه تفاوت ها و چه شباهت هایی دارد؟
    2-شاخصه ها و ویژگی های فنون و تزیینات به کاررفته در دوره ایلخانی نسبت به دوره های گذشته کدام است؟

    کلیدواژگان: گنبدغفاریه، برج مقبره، کاشی معرق، کاشی لعاب پران، ایلخانی
|
  • zeynab Mozafari khah, Mostafa Godarzi Page 7

    Persian painting bestows many visual features among them the concept of space is a significant and highly momentous element; thus, Persian artists apply various visual elements to bring out creativity in creating the desired space. The focal element in this paper is the introduction and investigation of exemplar spaces in Persian painting particularly in the painting school of Herat with a specific emphasis on the works of Kamal Al Din Behzad.  In this school of painting, the avoidance of symmetrical patterns permits the painter to visualize and create various spaces with diverse purposes. In the works of Kamal al Din Behzad, space is two dimensional and has depth; furthermore, it endures both harmony and discord and within each specific space an inimitable and self-regulating event takes place. In this paper, a number of Behzad’s artworks are selected and the distinctive spaces that are created by lines and color enhancements are analyzed; moreover, it is indisputable that such spaces embody explanatory and sentimental aspects. In the works of this school, space and composition are fabricated out of diagonal and circular elements. The paper initiates with an introduction on the school of Herat, next a definition of space is presented and finally selected works of Behzad are elaborated upon.

    Keywords: Kamal-al Din Behzad, Herat painting school, Persian Painting, Space
  • Afsaneh Ghani, Mohammad Afrogh Page 21

    The area of Chahar-mahal and Bakhtiari is highly distinguishable in regard to traditional arts and handicrafts particularly hand-woven rugs. The rugs of this region are globally recognizable for their design, pattern and unique color. In many areas of this region including Saman and Chaleshtar, despite their close adjacency in terms of geographical and socio-cultural closeness predominantly in the art of weaving; many similarities and dissimilarities are present and each area bestows its own visual foundations. One of the most famous and well-known designs of Chahar-mahal and Bakhtiari especially in the mentioned areas is the Kheshti design. The design displays unique patterns and motifs that are highly diverse and the main purpose of this paper is centered on introducing the Kheshti design and its characteristics.
    In this paper, examples of the most renowned Kheshti rugs of the two areas are chosen and their antiquity and visual eminence is explored. Furthermore, their context and background are concentrated upon to both identify their connections and divergences and also a structure is presented with the intention of reviving the patterns for contemporary production in order to boost their place in national and global economy. Additionally, the distinctive motifs of the rugs that include principal, subsidiary and miniature motifs are introduced and analyzed.

    Keywords: Rugs, Pattern, Design, Chahar-mahal, Bakhtiari, Chaleshtar, Saman
  • Mahnaz Shayesteh Far, Moeineh Sadat Hejazi Page 35

    The villages of Mazandaran are the heritance of domestic and local arts which are unfortunately on the merge of extinction. Village-made textual item are among the applied arts that are created as a compilation of local beliefs and the personal taste of the weaver. In order to preserve the beauty of this art and its domestic traits, research on the decorative motifs of this artwork seems necessary.
    Currently, the old village of Alasht from the province of Savad Kooh is considered as an important center for local weavings especially sock-weaving. This research endeavors to introduce the decorative motifs applied on the hand-woven socks of the Alasht area. The initial data for this research was collected at the area; correspondingly written documents and library research were used in compiling the paper. The decorative motifs applied on the hand-woven socks reflect the beliefs and theories of the weaver in which complex patterns and designs are abridged into simple and humble designs that reflect the creative and intelligent mind of the weaver. Human motifs are rarely applied on the hand-woven socks; however, animal, bird, and herbal motifs are used abundantly. Accordingly, the hand-woven socks of the Allasht area are a simple but valuable piece of creation.

    Keywords: Motifs, Sock-weaving, Alasht, Local beliefs
  • Fatemeh Kiani, Hasan Bolkhari Ghahi, Mohammad Ali Rajabi Page 49

    Persian painting is a genuine and grand art in which spiritual and divine features revolve around remarkable and conspicuous scenes of design, pattern and color. With assistance of imaginative elements, an ideal phenomenon representing the beauties of heaven is presented. With a glance into the history and antiquity of this art, it can be understood that although Persian art was mostly used to ornament books and illustrate the stories of epic, romance and fable; it never became a decorative art. Thus Persian art constantly moved with its literary counterpart and represented the words of divine and theological phenomena. Moreover, the alliance between Persian paintings and theological occurrences is not possible without the presence of a devoted painter who is familiar with the language of inner cognizance and imaginative power to depict works of art that are renowned worldwide. Hence, the appreciation of this art similar to other areas of Islamic art is merely possible through the perception of the symbols and secrecies concealed within tradition and customs.  The painting of the creation of mankind from one of the manuscripts of Masnavi (1018-1601) and the painting depicting the acquaintance of St. Mary and Gabriel from the third volume of Masnavi Molavi; best represent the relation between decorative arts and literary works.

    Keywords: Manuscript of Creation of Mankind, Masnavi Manavi, Islamic Aesthetics, Symbolism
  • Alireza Bahrman Page 63

    As the warriors of Islam entered Persia they realized that the people of this land behold an ancient historical, cultural and artistic heritage. The people of Persia also acknowledged that the new bestowed religion will ultimately enhance their culture and art. The initial response to the newly established religion did not take long and soon Persian artists adorned the arts of the land. It was in the fourth and fifth century that Persia became the home of prominent artists in various architectural and artistic fields. The artists of the Safavid Empire enriched this status to its ultimate state and bequeathed this aptitude to the Afsharid era. One of the magnificent achievements of the Safavid Empire is the ornamentation of the dome and golden portico of Iman Ali’s shrine in Najaf. This paper seeks out to describe and identify the inscriptions and ornamentations of this holy dome that is immersed with historical, cultural and artistic values.

    Keywords: Imam Ali’s Shrine, Dome Ornamentation, Golden Decorations, Safavid Empire, Afsharid Empire
  • Hamed Iman Talab, Somayeh Gerami Page 77

    The purpose of architecture in religious art especially with an Islamic viewpoint is determining the line between material and mind, body and spirit. In the architecture of a mosque, focusing on spiritual and divine matters and converging on geometrical and mathematical creates a philosophical and theoretical outlook that is unique of its kind. In Islamic art, agreement with the spirit of Islam that of monotheism is the most significant decorative architectural aspect of mosque architecture. In the relation between form and meaning there are mutual understandings; this mutual agreement is nothing more than assimilating to the holy morality of God that seeks for divine perpetuity. This eternity is rooted in the essence of the philosophy of God and mankind. In other words, a mosque is place where diverse arts meet and a sacred and divine affiliation is created through the bond between God and mankind.

    Keywords: Architecture, mosque, Meaning, form, Prayer
  • Hamid Farahmand Brojeni, Parvin Soleymani Page 89

    The Qafarieh Dome of the Ilkhanid era displays a remarkable ornamentation specifically diverse tile-work patterns that are unique to this age. A number of the architectural elements of the Qafarieh Dome are not Persian and in the south, east and west wings of the monument an emblem in the name of Chogan-Dar is identified; a name which is not seen in other Persian monuments.
    There is inadequate research on Ilkhanid monuments especially the Qafarieh Dome of Maraqeh. Many of the famous architectural ornamentations of Persian art and architecture such as mosaic and luster tiles were first introduced in this era. Furthermore, mosaic inscriptional tiles were officially used in the Ilkhanid era. By investigating the ornamentation of the Qajarieh Dome and many similar Ilkhanid monuments, the specific designs and decorations of this era are classified and ordered. In this paper, seventeen monuments including the Sorkh Dome, Sultanieh Dome, Oshtorjan Jami Mosque are selected and focused upon. The findings of this paper introduce the decorations of Qafarieh Dome with its diverse and original ornamentation in relation to other Ilkhanid monuments.

    Keywords: Qafarieh Dome, Tomb Tower, Mosaic Tiles, Luster-tile, Ilkhanid era