فهرست مطالب

  • پیاپی 26 (پاییز 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/09/17
  • تعداد عناوین: 8
|
  • نیلوفر صفوی نایینی، کوروش کمالی، شیده مومنی، مسعود کریملو، مینا احدی، مهدی منوچهری، حمید رضا خرم خورشید صفحه 7
    مقدمه
    مطالعات متعدد مشخص کرده علاوه بر رسوب دو پروتئین پپتید بتا آمیلوئید و neurofibrillary tangles که مکانیسم های اصلی در پاتوژنز بیماری آلزایمر محسوب می شوند، مکانیسم های التهابی نیز درپاتوژنز این بیماری نقش اساسی دارند. واسطه های التهابی متنوع چون فعال کننده ها و مهارکننده های کمپلمان، کموکاین ها و سیتوکین ها که توسط میکروگلیاها و آستروسیتها رها می شوند، سبب نقص در عملکرد و مرگ تدریجی نورونها میگردند. یکی از مهمترین این سیتوکین ها، فاکتور تومور نکروز آلفا TNF-α می باشد. این مطالعه به منظور بررسی رابطه بین واریانت های ژن های TNF-α و APOE با بیماری آلزایمر اسپورادیک در جمعیت ایرانی، طراحی و اجرا گردید.
    روش کار
    در این مطالعه مورد– شاهدی، پلی مورفیسم ژن TNF-α در 163 فرد سالم و 167 فرد مبتلا به آلزایمر نوع اسپورادیک مورد بررسی قرار گرفت. DNA ژنومی با روش Salting Out از لنفوسیت های خون محیطی استخراج شده و ژنوتایپینگ نمونه ها برای پلی مورفیسم C>T در پروموتر ژن TNF-α با استفاده از روش PCR/RFLP و الکتروفورز پلی آکریل آمید انجام شد. نتایج به دست آمده با استفاده از تستهای مجذور کای و رگرسیون لجیستیک با کمک نرم افزار SPSS 11.5 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج به دست آمده نشان دهنده فراوانی بیشتر معنی دار ژنوتیپ TNF-α -850 C/T در جمعیت مورد بیمار نسبت به گروه کنترل بوده است (P=0.038). گرچه تفاوت معنی داری در فراوانی ژنوتیپ هوموزیگوت TNF-α -850 T/T و نیز در فراوانی آللی TNF-α -850 Tمشاهده نگردید (P>0.05). در اثرمتقابل دو پلی مورفیسم ژن های TNF-α و APOE نیز نتیجه معنی داری بدست نیامد (P>0.05).
    نتیجه گیری
    این مطالعه پلی مورفیسم هتروزیگوت C/T TNF-α -850 را بعنوان ریسک فاکتور برای بیماری آلزایمر اسپورادیک در جمعیت ایرانی نشان می دهد. برای نشان دادن اثر پلی مورفیسم هوموزیگوتT/T TNF-α -850 و آلل T، مطالعات آتی با حجم نمونه بیشتر پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: بیماری آلزایمر، پلی مورفیسم، ژن TNF، α، مطالعه مورد شاهدی
  • دکتر مهشید فروغان، دکتر شهرزاد حبیبی قهفرخی، دکتر سید کاظم ملکوتی صفحه 12
    زمینه
    در دهه های اخیر بدلیل افزایش نرخ رشد جمعیت سالمندی در دنیا و همچنین، ایران مسائل بهداشتی این گروه نیز اهمیت بیشتری یافته است. از آنجایی که مشکلات بهداشت روان و اختلالات خواب از مشکلات مهم دوران سالمندی به شمار می آید، این مطالعه با هدف بررسی ارتباط سلامت روان و خواب آلودگی روزانه سالمندان مراجعه کننده به سازمان بازنشستگی کشور صورت گرفت.
    روش بررسی
    390 سالمند مراجعه کننده به سازمان بازنشستگی و ادارات وابسته به آن در تهران در یک مطالعه توصیفی تحلیلی در سال 1386 به روش نمونه گیری آسان دردسترس و با استفاده از سه پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، خواب آلودگی Epworth، وسلامت عمومی (GHQ)15 سوالی مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از روش های آماری توصیفی تی تست، کای دو، و آنوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    51٪آزمودنیها مرد، اکثریت آنان متاهل(8/66٪) وبیشتر آنان در رده سنی 64-60 سال بودند(49٪). 29٪ کل آزمودنیها دارای خواب آلودگی خفیف تا شدید بودند و 46٪ آنان مشکوک به مشکلات سلامت روان تشخیص داده شدند. سلامت روان بعنوان یک فاکتور مستقل با خواب آلودگی سالمندان ارتباط آماری معنی داری داشت(0.05 >p ‍‍‍).
    نتیجه گیری
    با توجه به ارتباط معنی دار سلامت روان و خواب آلودگی در سالمندان توصیه می شود مطالعات تکمیلی در جهت بررسی دقیق تر این ارتباط و تعیین تقدم و تاخر هر کدام از این عوامل نسبت به یکدیگر صورت گیرد.
    کلیدواژگان: سلامت روان، خواب آلودگی، سالمند
  • هادی کوشیار، بهرامعلی قنبری هاشم آبادی، حبیب الله اسماعیلی، زهرا پروندی، فرهاد قندهاریان، رحیم حبیبی صفحه 21
    هدف
    هدف تحقیق حاضر تعیین تاثیر خاطره گویی گروهی بر معیار ناتوانی در سالمندی در سالمندان ساکن در خانه های سالمندان شهر مشهد بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه نیمه تجربی56 نفر از سالمندان ساکن در خانه های سالمندان شهر مشهد به روش در دسترس انتخاب شدند. واحدهای پژوهشدر هر یک از خانه های سالمندانبه صورت غیر تصادفی به گروه خاطره گویی گروهی (30 نفر) و کنترل (26 نفر) اختصاص دادهشدند. به این ترتیب شش گروه خاطره گویی8-4 نفری تشکیل شد. خاطره گویی گروهی در طی مدت 8 هفته، بصورت هفتگی برگزار شد و هر جلسه حدود یک ساعت به طول انجامید.معیار ناتوانی در سالمندی، افسردگی، عملکرد شناختی و درد، به ترتیب با استفاده از نسخه دوم پرسشنامه سنجش ناتوانی سازمان بهداشت جهانی، مقیاس 15 آیتمی افسردگی سالمندان، آزمون خلاصه شده وضعیت روانی و مقیاس دیداری درد اندازه گیری شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 5/11 و آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد.
    یافته ها
    نتیجه آزمون های آنالیز واریانس با مقادیر تکراری و من ویتنی نشان داد بین تغییرات معیار ناتوانی در سالمندی)94/0(p=و زیر مجموعه های آن؛ برقراری ارتباط و درک مطلب)20/0(p=، تحرک و جابجایی)20/0(p=، انجام فعالیت های خود مراقبتی)92/0(p=، سازش و زندگی کردن با دیگران)72/0(p= و مشارکت)88/0(p= در دو گروه کنترل و خاطره گویی گروهی تفاوت آماری معنی داری وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    برگزاری هشت جلسه یک ساعتی خاطره گویی گروهی به صورت هفتگی نتوانست معیار ناتوانی در سالمندی و زیر مجموعه های آن را در سالمندان ساکن در خانه های سالمندان کاهش دهد. بنابراین انجام مطالعات بیشتر در این زمینه توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: خاطره گویی، خاطره گویی گروهی، معیار ناتوانی در سالمندی، سالمندان
  • دکتر عباس صارمی صفحه 30
    هدف
    سارکوپنیا کاهش توده و قدرت عضلانی مرتبط با افزایش سن است. شواهد پیشنهاد می کند که التهاب نقش مهمی درآتروفی عضلانی مرتبط با افزایش سن بازی می کند. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر 3 ماه تمرین مقاومتی بر توده عضله اسکلتی و سطوح پروتئین واکنشی-C در مردان سالمند بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون، بیست و پنج مرد سالمند (سن:40/3±10/64 سال، نمایه توده بدنی: 38/2±29/28 کیلوگرم بر متر مربع) بطور تصادفی به دو گروه تمرین مقاومتی (13 نفر) و کنترل (12 نفر) اختصاص داده شدند. برنامه تمرین مقاومتی 60-50 دقیقه در روز، سه روز در هفته و برای 3 ماه اجرا شد. سطوح سرمی پروتئین واکنشی-C و ترکیب بدنی (DEXA) قبل و بعد از مداخله اندازه گیری گردید.
    یافته ها
    بعد از تمرین مقاومتی، پرس پا (شاخص قدرت پایین تنه)، پرس سینه (شاخص قدرت بالا تنه) و توده عضله اسکلتی بطور معنی دار افزایش یافت (05/0>P)، درحالیکه شاخص های چربی بدن (ازجمله نمایه توده بدن و توده چربی) در پاسخ به تمرین مقاومتی تغییر نکرد (05/0P>). همزمان، سطوح پروتئین واکنشی-C در گروه تمرین بطور معنی دار کاهش یافت (05/0>P).
    نتیجه گیری
    سه ماه تمرین مقاومتی موجب بهبود قدرت و توده عضلانی در مردان سالمند می شود و این بهبودی با کاهش در سطوح سرمی پروتئین واکنشی-C همراه بود.
    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، التهاب، سارکوپنیا، توده عضله اسکلتی، مردان سالمند
  • رغد معمار، حامد قاسمپور، سید عباس فرجادپزشک، مرضیه شیرازی خواه صفحه 38
    هدف
    کوتاهی اندام تحتانی (LLD) از جمله مشکلاتی است که تغییراتی را در پارامترهای مختلف از جمله توزیع فشار کف پایی حین گام برداری به وجود می آورد. از این رو هدف این تحقیق برسی تقارن در پارامترهای منتخب توزیع فشار کف پایی سالمندان غیر دیابتی دارای کوتاهی پا (LLD) بود.
    روش برسی: 21 سالمند دارای کوتاهی اندام (1.5 تا 3 سانتی متر) شهرستان اصفهان به صورت نمونه ی در دسترس در این تحقیق مشارکت نمودند. فشار کف پایی و پارامترهای مرتب با آن با استفاده از پلت فرم EMED مدل (Emed 1 ST4 platform) در 5 گام مورد اندازه گیری قرار گرفت. از 5 گام مذکور برای هر پا سه گام میانگین گیری شد و پس از تقسیم کف پا به 11 ناحیه، حداکثر فشار، نیرو، سطح تماس، زمان تماس، انتگرال فشار-زمان و انتگرال نیرو زمان در هر ناحیه مورد محاسبه قرار گرفت. از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) برای گزارش رکوردها، از آزمون t وابسته برای مقایسه ی پارامترهای پای کوتاه و بلند (P≤0.05) و از شاخص تقارن (SI%) نیز برای برسی وضعیت تقارن در پارامترهای منتخب فشار کف پایی استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از آزمون t وابسته به جز سطح تماس در ناحیه ی فورفوت و انگشتان 3، 4 و 5 (P<0.05) هیچگونه اختلاف معناداری را بین دو سمت کوتاه و بلند نشان نداد. شاخص تقارن (SI%) نیز نشان داد که در ناحیه ی پاشنه ی سمت کوتاه زمان تماس کمتر، در ناحیه ی مید فوت سمت کوتاه نیرو و فشار کمتر و در ناحیه ی فورفوت کوتاه فشار بیشتر می باشد.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این تحقیق به نظر می رسد که زمان تماس اولیه و پذیرش وزن در پای کوتاه کاهش می یابد که این فرایند موجب افزایش فشار ناحیه ی فورفوت در مرحله ی قبل از پوش آف شده و متاتارسال ها را در معرض خطر استرس فرکچر قرار می دهد. به همین منظور برای برطرف نمودن این مشکل و اصلاح الگوی گام برداری پای کوتاه استفاده از کفی هایی که ارتفاع معقولانه ای به پاشنه و در نتیجه زمان تماس می دهند پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: فشار کف پایی، شاخص تقارن، سالمندان، کوتاهی اندام تحتانی LLD
  • میثم غلامعلی، دکتر مریم نورشاهی، دکتر مهدی هدایتی صفحه 45
    هدف
    هدف از این مطالعه بررسی نقش جنسیت بر میزان پروتئین مایواستاتین پلاسما در حالت استراحت ودرپاسخ به فعالیت حاد مقاومتی در مردان وزنان سالمند بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه 12 مرد (سن 23/1±69 سال و kg/m2 3/0±23=BMI) و 12 زن (سن 14/2±68 سال و kg/m2 4/0±23=BMI) سالمند سالم، به صورت داوطلبا نه شرکت داشتند. 72 ساعت پس از تعیین حداکثر قدرت بیشینه (با استفاده از آزمون 1-RM)، آزمودنی ها دریک جلسه مقاومتی با شدت 75 درصد 1-RM شرکت نمودند. در این پژوهش 3 نمونه خونی در قبل، بلافاصله و 4 ساعت بعد ازفعالیت مقاومتی از ورید بازویی آزمودنی ها گرفته شد. به منظور تعیین میزان مایواستاتین پلاسما از روش الایزا استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل آماری داده های تحقیق از نرم افزار SPSS نسخه 16 استفاده شد. سطح معناداری P≤0.05 در نظر گرفته شد.
    نتایج
    نتایج تحقیق حاضر نشان داد که میزان مایواستاتین پلاسما در حالت استراحت در زنان به طور معناداری بالاتر از مردان است(t(22)= -10.90، P=0.001). همچنین میزان مایواستاتین پلاسما در بلافاصله و چهار ساعت بعد از فعالیت، در هردوگروه مردان وزنان، کاهش معناداری یافت (P≤0.05). در هردوگروه میزان مایواستاتین پلاسما در چهار ساعت بعد از فعالیت نسبت به بلافاصله بعد از فعالیت کاهش یافت، اما این کاهش معنادار نبود. بین گروه ها نیز از لحاظ پاسخ مایواستاتین پلاسما به فعالیت مقاومتی، تفاوت معناداری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    یافته های این پژوهش نشان داد که میزان پروتئین مایواستاتین پلاسما در حالت استراحت در زنان سالمند به طور معناداری بالاتر از مردان سالمند می باشد. اما میزان این پروتئین در هردوگروه در پاسخ به فعالیت مقاومتی (دربلافاصله و چهارساعت بعد از فعالیت) کاهش معناداری یافت. همچنین نشان داده شد که جنسیت بر پاسخ مایواستاتین پلاسما به فعالیت مقاومتی درمردان وزنان سالمند، عامل اثرگذاری نمی باشد. بنابریافته های این تحقیق به نظر می رسد که با اعمال یک محرک تمرینی مشابه، می توان موجب کاهش مشابه مایواستاتین ومتعاقبا فرآیند سارکوپنیا در هردوگروه مردان وزنان سالمند شد
  • مهتاب علیزاده، مصطفی حسینی، داود شجاعی زاده، اعظم رحیمی، معصومه آرشین چی، حسین روحانی صفحه 66
    هدف
    این مطالعه به بررسی مولفه های سلامت روان (اضطراب و افسردگی و احساس روانی خوب بودن) در گروه های مختلف سنی سالمندان ساکن شهر تهران می پردازد. دست آورد هاای این مطالعه می تواند با تعیین میزان اختلالات روانی در تبیین اولویت های مراقبتی در گروه های سنی سالمندان به سیاست گذاری های بهداشتی مورد نیاز آنان کمک کند.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی می باشد که به روش تصادفی در سال 1389 بر روی 402 سالمند 60 ساله و بالاتر، ساکن شهر تهران در منطقه تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد. پرسشنامه ها به روش مصاحبه چهره به چهره و در چند مورد خاص با مصاحبه تلفنی تکمیل گردید. ابزارهای جمع آوری داده ها پرسشنامه در سه قسمت اطلاعات دموگرافیک، تست ابزار سنجش اختلالات اضطراب و افسردگی (Kessler-K6) و پرسشنامه تست احساس خوب بودن روانی Yeild بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 15 و نیز نرم افزار Stata و آزمون های آماری t-test، one-way ANOVA و مدل رگرسیون رتبه ای چند متغیره (ordered regression polytomos) استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که در 4 هفته گذشته 9/10 در صد سالمندان همیشه یا اکثر اوقات اختلالات اضطراب و افسردگی شدیدی داشتند و حدود نیمی از سالمندان در سطح متوسطی از نظر اختلالات اضطراب و افسردگی قرار داشتند (%5/46). از سن 60 تا سن 79 سالگی با افزایش سن سالمند، میزان اختلالات اضطراب و افسردگی نیز افزایش یافت. در حالی که از سن 80 سال به بالا این میزان روند نزولی داشت. به جز گروه سنی اول «69-60 سال«در سایر سنین میزان اختلالات اضطراب و افسردگی زنان بیشتر از مردان بود. در بررسی احساس خوب بودن روانی، احساس کسالت، اظهار تنهایی و احساس افسردگی به ترتیب شایع ترین شکایات سالمندان بود. کمتر از نیمی از سالمندان (1/43%) در سطح متوسط از نظر احساس روانی خوب بودن، قرار داشتندو حدود 17% در سطح بد و نامناسب بودند. نتایج آنالیز رگرسیون نشان داد که متغیر های جنس(012/0= p)و وضعیت مسکن (004/0P =) و بازنشستگی همراه با مستمری (048/0 P =) بطور معنی داری بعنوان متغیرهای تاثیرگذار بر اختلالات اضطراب و افسردگی سالمندان مورد مطالعه بودند. تنها متغیر سطح درآمد سالمندان بر میزان احساس خوب بودن روانی تاثیر معنی داری داشت. درمقایسه شاخص های اختلالات اضطراب و افسردگی و احساس خوب بودن روانی تفاوت معنی داری بین سالمندان دو گروه سنی 64-60 و 69-65 ساله به دست نیامد. کلیه اختلالات و یا بیماریهای مزمن مورد بررسی بر میزان اختلالات اضطراب و افسردگی سالمندان تاثیر گذار بودند؛ در حالیکه تنها بیماری های عضلانی و اسکلتی و درد و خستگی با احساس خوب بودن روانی ارتباط معنی داری داشتند.
    نتیجه گیری
    مهم ترین عوامل موثر بر مشکلات روحی و روانی سالمندان به سطح در آمد آن ها ارتباط دارد. به عبارتی زنان و سالمندان فاقد مسکن که هنوز در خانه های استیجاری سکونت دارند و سالمندانی که درآمد خود را مکفی نمی دانند، افراد کم سواد، بدون درآمد و سالمندانی که تنها زندگی می کنند استرس، مشکلات روحی، اضطراب و افسردگی بیشتری دارند و احساس خوب روانی در آن ها کمتر است.
    کلیدواژگان: سالمند، اضطراب و افسردگی، احساس خوب بودن روانی، شهر تهران
|
  • Niloufar Safavi Naini, Korush Kamali, Shideh Momeni, Masoud Karimloo, Mina Ohadi, Mahdi Manoochehri, Hamid Reza Khorram Khorshid Page 7
    Objective
    Several studies indicate that amyloid ß (Aß) peptide deposits and neurofibrillary tangles have key roles in pathogenesis and progression of the late-onset Alzhimer’s disease. Likewise it has been shown that inflammatory reactions play a significant role as well. Inflammatory mediators such as complement، chemokines and cytokines activators and inhibitors can release from activated microglia and astrocytes، causing neuronal dysfunction and death. One of the most important cytokines is tumor necrosis factor–α (TNF-α). This study was designed and carried out to determine the association between sporadic Alzheimer’s disease and the human TNF- α and APOE gene variations in Iranian population.
    Materials And Methods
    In this case – control study، the role of TNF-α gene polymorphism was determined in 167 sporadic AD patients and 163 healthy controls. Genomic DNA was extracted using standard salting –out method from peripheral lymphocytes and TNF-α -850C/T promoter polymorphism was genotyped using PCR/RFLP technique. Comparing the genotype and allelic frequencies were analyzed using chi-square and logistic regression tests by SPSS 11. 5.
    Results
    The obtained results indicated that the frequency of TNF-α -850 heterozygote genotype (CT) was significantly higher in AD patients comparing healthy controls (p=0. 038). Although no significant difference were observed in TNF-α -850 homozygote genotype (TT) and T allele between the studied groups. No interaction was shown between TNF-α -850 and APOE gene polymorphisms as well.
    Conclusion
    These data suggests the role of TNF-α -850 TC genotype as a risk factor for AD in Iranian population. Although to show the effects of homozygote genotype (TT) and T allele، a study with a larger sample size maybe indicated.
    Keywords: Alzheimer's disease, Polymorphism, TNF, α gene, Case, control study
  • Dr Mahshid Foroughan, Dr Shahrzad Habibi Ghahfarrokhi, Dr Seid Kazem Malakouti Page 12
    Background
    Increased population of older people in recent decades has brought the health issues of them at forefront. Mental health and sleep problems are، both، common in elderly. This study intended to investigate on the relations between these two.
    Method
    The present study is a cross-sectional، Descriptive- analytic one which has been implemented on retired elderly، presenting at the Retirement Organization and its agents in Tehran. 390 elderly entered the study through easy sampling and responded to a three part questionnaire including a demographic check list، General Health Questionnaire-15. And Epworth Sleepiness Scale. Gathered data analyzed by t- test، K Square، and ANOVA.
    Findings
    Of the participants 51% were male، 66. 8% were married، and 49% were in the age range of 60-64. 29% suffered from mild to severe daytime sleepiness and 46% had mental health problems. Mental health، as an independent factor، had a significant statistical relation with sleepiness (p < 0. 05).
    Conclusion
    Given to the study finding، further research with the aim of determining the predictive value of each factor is recommended.
    Keywords: sleepiness, mental health, elderly
  • Kooshiar H., Ghanbarihashemabadi Ba., Esmaili H., Parvandi Z., Farhad Ghandeharian, Rahim Habibi Page 21
    Objective
    Examine the effects of group reminiscence therapy on disability of nursing home residents in Mashhad (Iran).
    Method
    In this semi-experimental study, 56 residents of nursing homes in Mashhad (Iran) selected by convenience sampling. Subjects in each nursing home no randomly assigned to reminiscence group therapy (30) and control group (26). Thus six groups with 4-8 members were made. Reminiscence group therapy was done one hour weekly for eight weeks. Disability, depression, cognitive function, and pain were measured by World Health Organization Disability Assessment Schedule II (WHODAS II), 15-Item Geriatric Depression Scale (GDS-15), Mini Mental State Examination (MMSE) and Visual Analogue Scale (VAS) respectively. SPSS version 11.5 and parametric and non-parametric tests were used for data analysis.
    Finding
    The result of ANOVA and Mann-Whitney tests showed there was no significant difference about total disability score (p=0.94) and its subscales: communication and understanding (p=0.20), getting around (p=0.20), self-care (p=0.92), dealing with other (p=0.72), and participation (p=0.88) between experimental and control group.
    Conclusion
    One hour weekly group reminiscence therapy for eight weeks cant reduce disability and its subdivisions in nursing home residents. Therefore we advise further studies in this field.
    Keywords: Reminiscence, Group reminiscence, Disability, Geriatrics
  • Dr Abbas Saremi Page 30
    Background
    Sarcopenia is the decline of muscle mass and strength with age. Evidence suggests that inflammation play important roles in age-related muscle atrophy. The purpose of this study was to investigate the effects of 3 months resistance training on skeletal muscle mass and C-reactive protein levels in elderly men.
    Materials And Methods
    In this quasi – experimental study with pretest – posttest design، twenty-five middle-age men (age: 64. 10±3. 40 yr، body mass index: 28. 29±2. 38 kg/m2) were randomly assigned to resistance training (n= 13) and control (n= 12) groups. Resistance training program was performed 50-60 min/d، 3d/wk، for 3 months. Serum C-reactive protein levels and body composition (DEXA) were measured before and after the intervention.
    Results
    After resistance training، leg press (lower body strength index)، bench press (upper body strength index)، and skeletal muscle mass were significantly increased (P<0. 05)، whereas، body fat indices (e. g.، body mass index and fat mass) did not change in response to resistance training (P>0. 05). Concurrently، C-reactive protein levels were significantly decreased in training group (P<0. 05).
    Conclusion
    Three months resistance training caused an improvement in muscle mass and strength in elderly men، and this improvement were accompanied by decreases in C-reactive protein serum levels.
    Keywords: Resistance training, Inflammation, Sarcopenia, Skeletal muscle mass, elderly men
  • Mr Meysam Gholamali, Dr Maryam Nourshahi, Dr Mehdi Hedayati Page 45
    Aim
    The aim of this study was to investigate the effects of gender on plasma Myostatin at rest and in response to acute resistance exercise in elderly men and women.
    Methodology
    12 healthy older men (Age=69±1. 23 and BMI=23±0. 3 kg/m2) and 12 healthy older women (Age=68±2. 14 and BMI=23±0. 4 kg/m2) volunteered for participation in this study. 72hours after the determination of muscular maximal strength (by 1-RM test)، subjects participated in acute resistance exercises via 75% 1-RM. In this research، three blood samples were collected at before، immediately and 4hours after the exercise from Antecubital vein. Plasma Myostatin measured by ELISA methods. For statical analyses of research data SPPS (Ver. 16) was used. Significant levels was set at P≤0. 05.
    Results
    The results of this study showed that at the rest، the amount of plasma Myostatin was significantly higher in men compared to women (t(22) = -10. 90، P=0. 001). Also، the amount of plasma Myostatin، in two groups، significantly decreased at immediately and 4hours after the exercise (P≤0. 05). In two groups، compared to the immediately after the exercise، the amount of plasma Myostatin decreased at 4hours after the exercise، but this decrement was not significant. There was not any significant different between groups in the response of plasma Myostatin to the exercise.
    Conclusion
    The results of this study showed that at the rest the amount of plasma Myostatin was significantly higher in the men compared to women. But in two groups، the amount of this protein decreased significantly (at immediately and 4hours after the exercise) in response to the resistance exercise. Also، this study reveled that gender has not a significant effect on the response of plasma Myostatin to resistance exercise in elderly men and women. According to the results of this study imposing a same training intervention causes same decrement in Myostatin and subsequently sarcopenia in elderly men and women.
  • Mahtab Alizadeh, Mostafa Hoseini, Davood Shojae Zadeh, Azam Rahimi, Masome Arshinji, Hosein Rohani Page 66
    Objective
    The present study describes assessing mental health status (anxiety، depression، and psychological wellbeing) of old people in different age groups in Tehran metropolitan city. The outcomes of this study could help to health policy makers to develop of better health policy in gerontology field by determine of priorities of mental care in different age groups of old people.
    Method
    This was a cross sectional study in 2010. The participants were (N=402) aged 60 years old and over which have underrepresented from Shahid Beheshti university. The survey methods were via face-to-face interviews، and just in a few cases as telephone interviews. The instrument to data collection included demographic questionnaire، K6 and Yeild tools. Data analyzed by Stata and SPSS Ver. 15 through t-test، one-way ANOVA. Regression models applied as well.
    Results
    Based on results in the past 4 weeks،10. 9% of elderly had sever anxiety or depression symptoms and about half of them (46. 5%) had moderate psychological distress. The rate of psychological distress increased with age growing، specifically in 60- 79 years old; however، this rate declined from age of 80 years and over. Psychological distress levels among elderly women were more than old men in all age groups، except of 60-69 years old people. Regarding psychological wellbeing، feeling of tireless، lone less، and depression are the most common complain of house dowelling old people in Tehran metropolitan area. As the results show 43. 1% elderly participants were in moderate level and 17% of them were in the bad level of psychological wellbeing. Based on regression model، sex (P=0. 012)، housing (p=0. 004)، and retirement salary (p=0. 048) were significant variables that effect on psychological distress. The income rate was only important component that effect on psychological wellbeing of elderly participants. There was no significant different between aged groups 60-64 and 65-69 in psychological distress. All disorders or chronic disease in elderly had effect on anxiety and depression symptoms in old people; however، only muscoskeleta disease، pain، and tireless had significant impact on psychological wellbeing in elderly.
    Conclusion
    The important components that effect on mental health of elderly related to fragile elderly from aspect of socio economic factors. Based on the results of this study old women، homeless elderly or old people that living in renting home or in other wise have not enough income to alive، low educated elderly and also alone old people had more psychosocial distress symptoms and less psychological wellbeing. Meanwhile، the rate of income had the most important role to have a happiness feeling among old people in participants
    Keywords: Elderly, Anxiety, depression symptoms, Psychological wellbeing, Tehran area