فهرست مطالب

کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 25 (پاییز و زمستان 1391)
  • پیاپی 25 (پاییز و زمستان 1391)
  • 388 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1392/02/15
  • تعداد عناوین: 14
|
  • سیداحمد پارسا صفحه 9
    یکی از آرایه های ادبی «رد العجز علی الصدر» است که از تکرار واژه آغاز یک بیت در پایان آن پدید می آید و همین تکرار موجب زیبایی کلام می گردد. نام این آرایه موجب اختلاف نظر ادبای عرب و ایرانی گشته است. آنچه را ابن معتز، سکاکی، خطیب تبریزی، سعد الدین تفتازانی و دیگر علمای عرب از آغاز تا امروز و بسیاری از اندیشمندان علوم بلاغی زبان فارسی «رد العجز علی الصدر» نامیده اند، در نظر محمدبن عمر رادویانی، شمس قیس رازی و به تبع آنان، برخی از مولفان معاصر کتب بدیع، «رد الصدر الی العجز» خوانده شده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی دلایل این اختلاف نظر و نمایاندن دیدگاه درست تر با ذکر دلایل مستند است؛ به همین منظور، همه آثار معتبر عربی و فارسی بررسی گردیده است.
    بررسی ها بیانگر آن است که اختلاف نظر بر سر واژه «رد» است که در فارسی معانی مختلفی برای آن در نظر گرفته شده است. این واژه بر اساس تداعی معانی و زیبایی شناسی بهتر است. «رد العجز علی الصدر» خوانده شود.
    کلیدواژگان: رد العجز علی الصدر، رد الصدر الی العجز، بدیع، آرایه های ادبی
  • محمدجعفر جباری صفحه 27
    پسوند (- ه / - ه = /e/) از پرکاربردترین وندهای فارسی است. نقش اختصاصی و زایای این وند، ساختن صفت مفعولی یا اسم مفعول از بن گذشته فعل است، به این معنی که از پیوند (- ه) با بن گذشته همه فعل ها می توان صفت مفعولی یا اسم مفعول ساخت. اما وند (- ه)، افزون براین نقش، دارای نقش های فرعی دیگری از جمله ساختن اسم مصدر و اسم ابزار از بن مضارع است که کمتر بدان ها پرداخته شده است. از طرف دیگر اغلب دستورنویسان بررسی خویش را درباره (- ه) به پیوند این وند با صورت های زبانی بسیط محدود کرده و به واژه های مرکبی که بر اثرافزایش وند (- ه) ساخته شده، نپرداخته و در نتیجه شمارمتنوعی از ساختواژه های مرکب حاصل از پیوند این وند را از قلم انداخته اند. دیگراین که گاه مثال هایی که ذیل یک مقوله از نقش های این وند ثبت شده از اساس با یکدیگر تفاوت ماهوی دارند، به طوری که می بایست ذیل مقوله های متفاوت درج می شدند. و بالاخره این که تحلیل های انجام شده درباره برخی از نقش های این وند، گاه تجویزی است و در نتیجه از پاره ای از لغزش ها مصون نمانده اند. در این مقاله با واکاوی و نقد پژوهش های پیشینیان، به شیوه ای توصیفی، وند (- ه) مورد بررسی قرار می گیرد و برخی از نقش های این پسوند که از نظرها دورمانده، معرفی و نقش های متنوع آن به صورت مجزا و تفصیلی عرضه می شود
    کلیدواژگان: پسوند (، ه)، بن مضارع، بن ماضی، وند افزایی، دستور زبان فارسی
  • حسینعلی قبادی، مریم صادقی، ناصر نیکوبخت صفحه 57
    نظامی گنجوی، در نگرشی غالب، بیشتر به شاعری تغزلی و پیرو مکتب غنایی شهرت یافته است اما واکاوی دقیق آثار وی حقیقتی دیگرگونه از سیمای واقعی نظامی برای انسان امروزی بازگو می کند که همانا ساحت خردورزانه و تعلیمی او و سخن پردازی هنرمندانه و پرشگرد او در پروردن معنی و خلق شعر حکمی و انسانی است. توجه به پیوند هنرمندانه صورت کلام او با معانی بلند و در نتیجه فربگی کلام حکیمانه اش، تصویری جامع الاطراف از نظامی به نمایش می گذارد که تک ساحتی و یکسونگری ذهنی را از او بازمی دارد. از این روست که عموم آموزه های وی جنبه های جهانی به خود گرفته و پیامی نو برای انسان امروز به ارمغان آورده است. این پژوهش بر آن است که جنبه های جهانی و پیامهای انسانی شعر نظامی را با تاکید بر مخزن الاسرار بررسی نماید.
    روش پژوهش در این نوشتار، توصیفی- تحلیلی با تکیه بر رهیافت هرمنوتیک است که با استقصا درآثار نظامی، بویژه مخزن الاسرار و به روش اسنادی صورت گرفته است. از نتایج کاربست این رهیافت علمی و تتبع در آثار یادشده برمی آید که از نظر این شاعر بزرگ، توجه به خویشتن شناسی و تامل در ساحتهای بیکران وجود آدمی، راهکاری اساسی برای رهایی از قید و بندهایی است که مخل آرامش فکری و روحی انسان است. از این رو، اهمیت دادن به مکانت و کرامت انسان در گردونه هستی و نفی خشونت و دعوت به نیکی و صلح، از محورهای عمده پیامهای نظامی است و تاویلات ویژه و نگاه وی به جهان با رویکرد ی فرازمانی و فرامکانی، حکایت از جهانی بودن پیامهای او دارند.
    کلیدواژگان: نظامی، پیام های جهانی، آرمانشهر، مخزن الاسرار، اقبالنامه
  • محمود رنجبر، محمدعلی خزانه دارلو صفحه 87
    نفثه المصدور یکی از آثار مهم تاریخی، ادبی اوایل قرن هفتم هجری قمری است. شهاب الدین محمد خرندزی زیدری نسوی در سال 628 (ه.ق) - چهار سال پس از مرگ سلطان جلال الدین خوارزمشاه- این اثر را به منظور شرح مصایب خود در زمان ملازمت و پس از مفارقت از سلطان، خطاب به یکی از متنفذین دیار خود نوشته است. اگرچه نویسنده اثر قصد داستان گویی نداشته؛ اما ترتیب انتخاب ماجراها، نظمی علی و معلولی به همراه بن مایه های روایی را به وجود آورده است. پرسش اساسی پژوهش این است که آیا می توان نفثه المصدور را یک اثر روایی با بن مایه های داستانی دانست؟ برای پاسخ به این پرسش، با واکاوی روایت نفثه المصدور تلاش شده است، تا آن را از منظر جنبه های روایت و تطبیق چهار مقوله مبانی روایت، کانونی شدگی، زاویه دید و گفتمان روایی- به منظور محدود شدن در حد یک مقاله- مورد بررسی قرار دهیم. استفاده از چارچوب روایت در نفثه المصدور نشان می دهد، اگر چه نویسنده قصد داستان گویی نداشته است، اما در پس آرایه های متعدد و نثر مصنوع این اثر، بن مایه های داستانی وجود دارد.
    با بسط این روش، و توسع در به کارگیری عناصر داستانی امروز در آثار تاریخی ادبی کهن، -بخوبی- می توان این آثار را تحلیل و بخشی از جنبه های پنهان آنها را نشان داد.
    کلیدواژگان: روایت، زیدری، نفثه المصدور، راوی
  • علی حسن سهراب نژاد صفحه 115
    یکی از نظریه های مهم زبانی که توجه بسیاری از منتقدان ادبی و اسطوره شناسان را به خود جلب کرده است، نظریه دلالت ضمنی یا دلالت ثانوی زبان در اصطلاح علم نشانه شناسی است. با این نظریه، شعرهای ناب و اساطیر، دیگر تنها بر یک معنی عادی و معین که در سطح اولیه زبان مطرح می شوند، دلالت ندارند بلکه به معانی و سطوح بالاتری ارجاع می دهند که خواننده در مفهوم بخشی به آنها سهم بسزایی دارد.
    داستان ضحاک، یکی از زیباترین داستان های شاهنامه استاد توس است که مرزهای مشترکی با اساطیر دارد. زبان در این داستان بر اساس ساختار، معنی را پنهان می کند و به سطوح بالاتری از سطح دلالتی اولیه، اعتلا می بخشد. بنابراین، ساختار اولیه داستان، دالی است که نه تنها به یک مدلول، بلکه به دال های دیگر ارجاع می دهد و نظامی ثانوی در زبان ایجاد می کند که گاهی بر اساس برخی تقابل ها، قابل درک است.
    تقابل دوگانه در زبان شناسی و نشانه شناسی و در نقد ساختارگرایی و پساساختارگرایی، عناصری اساسی و مفاهیم کلیدی هستند که در تفسیر و تاویل معنا مورد توجه قرار می گیرد. دراین مقاله سعی می شود با تبیین نظریه دلالت ضمنی(نظام ثانوی زبان) و تقابل دوگانه، شخصیت های جمشید، ضحاک و فریدون به عنوان نشانه هایی با دلالت ثانوی و دارای ابعادی متقابل مورد بررسی قرار گیرد و به این درک و تاویل نشانه شناختی نزدیک گردیم که اولا استفاده از تقابل های دوگانه نشانه شناسی، در تحلیل شخصیت های داستان ضحاک می تواند راهگشا باشد، ثانیا شخصیت های ضحاک و فریدون می توانند به ابعاد دوگانه وجود جمشید تاویل شوند؛ ثالثا جمشید خود نیز می تواند سیمای انسانی دوبعدی و برزخی را تصویر کند که گاه بعدی اهورایی(فریدونی) و گاه بعدی اهریمنی(ضحاکی) دارد.
    کلیدواژگان: نشانه شناسی، دلالت ضمنی، تقابل دوگانه، شاهنامه، ضحاک و جمشید
  • غلامرضا کافی صفحه 135
    قرن حاضر، عصر بدعت کاری خوانده شده است و به همین سبب، تحولات ادبی نیز در این دوره فراوان بوده و ادبیات فارسی گسترده ترین تحول ساختاری خود را در این قرن تجربه کرده است. بنیان این نوشته نیز برگونه ای تحول ساختاری در غزل معاصر به همراه نشان دادن طرفه کاری ها در قافیه آن استوار است. در این مقاله به کارکرد قافیه مدرج و انواع آن، قافیه آوایی، بازی با قافیه، لغزش در قافیه پرداخته شده، یافته ها نیز با آمار و ارقام در دو جدول نشان داده شده اند و در مقدمه، در چگونگی غزل معاصر سخن رفته است. براساس یافته ها «مدرج وابسته» شگرد مطلوب غزلسرایان در قافیه به حساب می آید و «قافیه آوایی» در مرتبه دوم قرار دارد.
    کلیدواژگان: فراغزل، موسیقی کناری، غزل پیشرو، غزل معاصر، قافیه
  • سمیه حاجتی، احمد رضی صفحه 165
    مصطفی مستور، از داستان نویسان معاصر است که آثار داستانی اش از سوی مخاطبان و منتقدان مورد استقبال قرار گرفته است و برخی از آثار او به چندین زبان ترجمه شده است. در این نوشتار با نگاهی میان رشته ای بازتاب کنش های برون زبانی و کارکردهای عمده آن در داستان های مصطفی مستور شامل «عشق روی پیاده رو»، «استخوان خوک و دست های جذامی»، «من گنجشک نیستم»، «چند روایت معتبر»، «حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه»، «من دانای کل هستم»، «روی ماه خداوند را ببوس» مورد تحلیل قرار می گیرد. کنش های برون زبانی از کانال های مهم ارتباطات غیرکلامی است که بخش قابل توجهی از حجم روایت داستان را شامل می شود و مولفه هایی از جمله حرکات و اشارات چشم و ژست ها و رفتارهای فرد و... را در بر می گیرد.
    در این مقاله، ضمن بیان اهمیت روایت کنش های ارتباطی برون زبانی در داستان نویسی و نقش آن در شکل گیری عناصر داستانی از جمله شخصیت پردازی، درون مایه و... کارکردهای مختلف کنش های ارتباطی برون زبانی از جمله کارکردهای تاکیدی، تکمیلی، جانشینی، تکذیبی مورد بررسی قرار می گیرد و مشخص می شود که کدام یک از کارکردها در داستان های مستور بیشتر مورد توجه قرار گرفته است وکنش های ارتباطی چه نقشی در شکل گیری و پیشبرد روایت داستان های او دارد.
    نتیجه این پژوهش نشان می دهد که کارکرد جانشینی در داستانهای مستور برجسته تر از سایر کارکردهاست، اما از بین کارکردهایی که برای رفتار چشم مطرح می شود، بیان عواطف گسترده تر است. همچنین از رفتارهای غیرکلامی شخصیتهای داستانها، درون مایه هایی چون بی تفاوتی، تنهایی، اندوه، بیقراری و اضطراب و... برداشت می شود.
    کلیدواژگان: روایت غیر کلامی، عناصر داستانی، داستان نویسی معاصر فارسی، مصطفی مستور
  • یوسف گل پرور، محمدحسین محمدی صفحه 197
    شناختن اندیشه های اخلاقی و تعلیمی بزرگان ادبی جز با مطالعه آثار به جا مانده از آنان امکان پذیرنیست. اندیشه های بزرگان ادبی و شعرا، گاه در پرده نثر نمایان است و گاه در میان نظم. نثر یا نظم، گاه شکل داستانی به خود می گیرد. نظامی گنجوی یکی از برترین داستان سرایان منظوم بازبانی پویا و تصویری است. هنر داستان پردازی نظامی در هفت پیکر و برجسته ترین بخش آن هفت گنبد، جلوه ای بی بدیل دارد. در این مقاله کوشش شده است ضمن ارائه تعاریف روشن و جامع از عناصر داستانی، با شیوه توصیفی - تحلیلی قواعد حاکم بر ساختار قصه های هفت گنبد بررسی گردد. برای تحقق این هدف، ابتدا به بیان ویژگی های زبان داستانی نظامی و سپس به معرفی مختصر هفت پیکر و شخصیت بهرام پرداخته شده است. آنگاه با تعریفی کوتاه از عناصر داستان، هریک از قصه های هفت گنبد بر اساس عناصر داستانی نظیر پیرنگ، صحنه پردازی، درون مایه، شخصیت، لحن و حقیقت مانندی تحلیل و از نظر فنی ارزش گذاری شده است. این مقاله بر اساس تحلیل عناصر برجسته داستانی، می دارد که نظامی در داستان نویسی از سنت قصه در قصه گفتن بهره می برد و برای تازگی بخشیدن به داستان خویش، از شگرد صحنه پردازی های پویا، توصیفات بیرونی حیرت انگیز و گره افکنی های متعدد در پیرنگ استفاده کرده است. در دیگر عناصر، داستان های نظامی عموما از ویژگی های قصه های کهن برخوردار است.
    کلیدواژگان: نظامی، هفت پیکر، هفت گنبد، عناصر داستانی
  • علی نظری صفحه 233
    تاویل پذیری، یکی از بارزترین ویژگی های شعر حافظ، محسوب می گردد. در این میان، غزل 354 با مطلع «به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم...»، از جمله غزلیاتی است که با نگاهی تاویلی، با داستان حضرت ابراهیم (ع) و اسماعیل(ع) در سوره صافات قابل تطبیق است. تعبیر «قصر حور العین» در غزل 354 که برگرفته از آیات سوره صافات، ص، واقعه و رحمن است، نشانه، رد پا و پل ارتباطی است که از یک سو، ذهن مخاطب را با داستان حضرت ابراهیم و اسماعیل(ع) در سوره صافات پیوند می دهد و از سوی دیگر، میان ابیات غزل، بست و پیوند و هماهنگی ایجاد می کند.
    بر اساس این تاویل و تحلیل در می یابیم که حافظ، هنرمندانه و با زبان غزل، میان «قصر حور العین«و«قاصرات الطرف عین»، «فرهاد» و «ابراهیم»(ع)، «غوغای خیال خواب دوشین» و «یا بنی إنی اری فی المنام انی اذبحک فانظر ما ذا تری»، رخنه در دین و «فراغ إلی آلهتهم» و «ما تنحتون»، چشم بیمار و إنی سقیم و... ارتباط واژگانی و معنایی ایجاد کرده است و در حقیقت، تعابیر، مضامین و بن مایه- های اصلی غزل را از داستان قرآنی گرفته و آنها را با ساختار هنری و ادبی غزل هماهنگ کرده است و در نتیجه از خلال این تاویل از یک سو، مفهوم و معنای دیگرگون و جدیدی از مفردات، تعابیر و ابیات غزل می توان ارائه داد و از سوی دیگر میان ابیات غزل ارتباطی منطقی تر و وحدتی اندام وار می توان ایجاد کرد که فهم ابیات را آسان تر می کند.
    در این مقاله ارتباط میان غزل و داستان قرآنی تبیین و تحلیل می گردد و در کنار دیگر معانی و شروحی که تاکنون از این غزل ارائه شده، تحلیل، ترجمان و تاویل دیگرگونی را به استناد اثرپذیری حافظ از آیات قرآن کریم، نشان داده می شود.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، ابراهیم (ع)، اسماعیل (ع)، حافظ، حور عین، تاویل پذیری
  • فهیمه خراسانی، غلامحسین غلامحسین زاده صفحه 265
    تاریخ بیهقی، اگرچه یک اثر تاریخی است، یکی از شاهکارهای ادب منثور فارسی به شمار می رود که پس از حدود هزار سال از تاریخ نگارش آن، هنوز هم خوانندگان بسیاری آن را با لذت و اشتیاق فراوان می خوانند و نویسنده آن را تحسین می کنند، حال آنکه حتی نام بسیاری از کتاب های تاریخی همدوره و همعرض آن را کمتر شنیده-اند. فرض این مقاله درباره چرایی این توفیق است؛ تاریخ بیهقی، اگرچه یک کتاب تاریخی است، از مرحله متون تاریخی عبور کرده و به حوزه متون ادبی و داستانی وارد شده است. روش برگزیده شده برای بررسی این فرض، الگوی کنش گریماس (از نظریه پردازان مشهور روایت و معناشناسی ساختارگرا) است و نمونه هایی که از کتاب تاریخ بیهقی برای این بررسی انتخاب شده اند، داستان های بوبکر حصیری، افشین و بودلف و خیشخانه است.
    الگوی کنش شامل دو عامل است: کنشگر، هدف فرستنده، گیرنده، یاری دهنده و بازدارنده. کنشگر، نقش اصلی را دارد و سایر عوامل با توجه به رابطه ای که با کنشگر اصلی دارند، روند داستان را پیش می برند.
    بررسی متون منتخب بر مبنای مربع معنا شناسی و زنجیره های روایی موجود در داستان و سیر شکل گیری معنا در آنها، مطابقت این متون را با الگوی کنش گریماس - که معیار سنجش متون داستانی است - تایید کرده و فرض مقاله را به اثبات رسانده است.
    کلیدواژگان: تاریخ بیهقی، الگوی کنش، گریماس، نقد ادبی، ساختار روایی، تقابل دوگانه
  • مریم عرب، فاطمه مدرسی صفحه 293
    تمهیدات به مانند دیگر آثار عین القضات متاثر از مشرب و مشی عرفانی اوست و در عین تعلیمی بودن تجربیات عارفانه او را بیان می دارد. از اینرو عین القضات در آن زبانی با اصطلاحات خاص پدید می آورد که به یاری آن بتواند مقاصد و اندیشه های عارفانه و احساسات و هیجانات درونی خود را به گونه ای موثرتر ابراز نماید. عین القضاه، بخوبی می داند میزان اثرگذاری گفتار در مقایسه با نوشتار بیشتر است؛ دلایل این امر بروز احساسات و هیجانات گوینده، لحن و آهنگ ادای جملات، حالت های صورت و دست گوینده و از همه مهمتر حضور شنونده و مشاهده احوال و عکس العمل های او توسط گوینده است، زیرا گفتار را نمی توان فقط مشغله گوینده قلمداد کرد. گفتار حاصل ارتباط متقابل گوینده با شنونده است و گوینده پیشاپیش، واکنش شنونده را در فعالیت کلامی خود دخالت می دهد، از اینرو از کلام خطابی بهره می گیرد تا شنوندگان را به صورت پویا به سمت جریان عمل پیش برد. به این ترتیب خوانش و تحلیل متن مبدل به تجربه ای زیباشناسانه می-شود که از رهگذر آن خواننده و متن، در ذهن خواننده به هم می پیوندند و معنی را خلق می کنند. این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی به بررسی اقسام خطاب در نثر صوفیانه تمهیدات می پردازد. برآیند تحقیق نشان از آن دارد که عین القضات کوشیده به جای بیان مفاهیم و معانی عرفانی در کسوت جملات خبری از انواع جملات انشایی با معانی ثانوی بهره برگیرد تا به این وسیله بر تاثیر کلام خود بر خواننده بیفزاید.
    کلیدواژگان: عین القضاه، تمهیدات، نثر صوفیانه، نثر خطابی
  • محمد عنایتی قادیکلایی، مسعود روحانی صفحه 323
    شعر هنری است زبانی، و موسیقی لازمه طبیعت شعر است؛ زیرا این موسیقی است که معنی، تخیل و عاطفه نهفته در شعر را به مخاطب منتقل می کند و باعث ایجاد همگونی در شعر می شود. موسیقی شعر یعنی نظام خاصی که در محور افقی و عمودی شعر وجود دارد. موسیقی شعر فارسی در ادوار مختلف بر چهار گونه بوده که عبارتند از: موسیقی بیرونی، موسیقی کناری، موسیقی درونی و موسیقی معنوی.
    در شعر معاصر بر خلاف شعر کلاسیک، به موسیقی بیرونی و کناری کمتر توجه شده و در عوض شاعران در راه غنی سازی موسیقی شعرشان، بیشتر به موسیقی درونی روی خوش نشان داده اند. از جمله آرایه هایی که در موسیقی درونی شعر معاصر کارکرد فراوانی دارد، «تکرار» است؛ یادآوری می گردد تمامی آنچه را که آرایه های لفظی خوانده می-شود، در حقیقت گونه هایی از تکرارهای هنری یا واج آرایی است زیرا وجه مشترک همه آنها چیزی جز تکرار واک ها نیست.
    تکرار در شعر فروغ از پرکاربردترین آرایه هاست؛ بنابراین در این پژوهش آن گروه از آرایه هایی که عناصر سازنده آنها بر تکرار واک ها استوار است، در شعر فروغ مورد بررسی قرار گرفت و نقش این «تکرار» در موسیقی شعر او بررسی گردید. غیر از کارکرد موسیقایی «تکرار» در شعر فروغ، می توان به کارکردهای دیگری همچون: وحدت شاعر و مخاطب، جان بخشی به واژگان، برجسته سازی مضمون، ایجاد مفاهیم تازه، القای حس درونی شاعر و توضیح و تفسیر مضمون، ایجاد وحدت لحن و اندیشه، تداوم بخشیدن به فعل یا حالتی، ایجاد مدخل های متعدد در شعر و حفظ شکل ذهنی آن اشاره کرد.
    کلیدواژگان: شعر معاصر، موسیقی شعر، موسیقی درونی، تکرار، فروغ فرخزاد
  • کبری بهمنی صفحه 353
    داراب نامه، روایت بلندی از کشور گشایی های فیروز شاه، پسر ملک داراب است. داستانی حماسی– عشقی از قرن هشتم و از نمونه های ادبیات فولکلوریک. در ریخت شناسی، براساس الگوی ولادیمیر پراپ، ساختارگرای روسی، تلاش می شود الگوی ریخت شناسی بر متون ادبی؛ بویژه فولکلور اعمال شود. در این شیوه، قصه ها بر پایه اجزای تشکیل دهنده آنها و مناسبات و همبستگی این اجزا با یکدیگر و با کل قصه توصیف می شوند و هدف در این بررسی کشف و شناخت ساختار اصلی قصه(Master form) است.
    در داراب نامه حوادث مختلفی روی می دهد و نابسامانی های بسیاری را برای لشکرایران به وجود می آورد.به دنبال هر حادثه، قهرمانی برای جبران آن عزیمت می کند.حوادثی که قهرمانان پشت سر می گذارند با وجود تلون و گوناگونی از ساختاری مشابه برخوردار است.
    اعمال الگوی ریخت شناسی بر داراب نامه منجر به شناخت دو نوع عزیمت در داستان شده است. نوع اول از روندی ساده و مستقیم با قهرمانی واحد برخوردار است. نوع دوم ترکیب چند عزیمت است. حرکت قهرمانان قصه برای جبران فاجعه در نقطه ای که اغلب تقدیر تعیین می کند، به یکدیگر می پیوندند. آنچه تفاوت عزیمت ها را ایجاد کرده، عنصر شرارت و نوع شریر داستان است که به شریر انسانی و غیر انسانی یا ماورایی تقسیم می شود. شرارت هر کدام، کنش خاصی را از سوی قهرمانان می طلبد.
    کلیدواژگان: داراب نامه، ریخت شناسی، عنصر عزیمت، داستان های عامیانه
  • نمایه مقالات سال 1391
    صفحه 371
|
  • Sayyed Ahmad Parsa Page 9
    One of the literary features of rhetoric is Epanalepsis, the repetition of the initial word of a couplet at the end of the same couplet; this very repetition makes the discourse beautiful and aesthetic. The name given to this literary figure has caused a lot of controversies among the Arab and Iranian literary men. To Ibn_Moataezz, Sakkaki, Khatib Tabrizi, Saddin Taftazi and some other Arab literary men, and to many of the Persian speaking rhetorians, this figure of speech has been referred to as Epanalepsis; whereas, Mohammad Ibn Omar Radviani, Shams Ghais Razi, and those who follow them and some of the contemporary authors of books written on Figures of Speech, have referred to it as Anadiplosis.The present study aims at investigating the justifications for the opposite views clarifying the more accurate one and stating the documented proofs. To do so all the reliable Arabic and Persian literary sources have been analyzed. This study follows a descriptive style based on a literary method of research. The results of present study indicate that one can achieve a better understanding of this figure of speech.
    Keywords: Anadiplosis, Repetition, Rhetoric, Literary figures of rhetoric
  • Mohammad J. Jabbari Page 27
    The suffix /-e/, referred to by some traditional grammarians as the silent /h/, is one of the most creative affixes of Persian. Its major role is to make the past participle out of the past stem. It also attaches to the present stems and produces abstract nouns and instrumentation terms. This affix, however, has a variety of minor functions. It produces adjectives out of nouns, nouns out of adjectives, new nouns and new adjectives out of the previously existing ones, etc. These byproducts, though varied in nature, are not generated necessarily numerously, so that for some of them one may find just few examples.The majority of Persian grammarians dealt only with major functions of the affix and some others, also, with just a small number of the minor functions. Moreover, the analyses are, for the most part, prescriptive and; therefore, mingled with presuppositions and misunderstandings. These shortcomings have obscured the versatility of the affix.This study aims to review and criticize the previous literature on the subject descriptively, and to introduce the ignored functions of the affix into the literature of Persian grammar.
    Keywords: Affix, affixation, Present stem, Past stem
  • Hosseinali Ghoabdi, Nasser Nikubakht, Maryam Sadeghi Page 57
    Nezami is known as a lyric poet who follows the lyric school, but a investigation of his works, shows that he is eloquent, wise man and witty (skillful) superior in creation of meaning. He is a world-wide scholar and a powerful poet who is not only as the producer of meaning but also has such a power that can make a complex poetic and artistic elements in his work with new messages to the modern people. With a descriptive-analytical approach, the researchers have made a complete investigation in Makhzan-al-Asrar and Iqbal Nameh to reveal their universal and humanistic messages. The results of the study clearly show that the main theme of his works refers to the potentials of human existence which can bring peace to human mind. Among Nezami's teachings are the dignity of human life which urges for security and peace and also opposition against any transgression.
    Keywords: Nezami, Human, Universal, Messages, Iqbal Nameh, Makhzan, al, Asrar
  • Mahmood Ranjbar, Mohmmad Ali Khazaneh Darloo Page 87
    “Nafsatol masdoor” written by zidaree nasavee (died on 647)is one of the important historical and literal works of the first part of 7th. Century. zidaree nasavee has written this book for one of the famous people of his time. This book has been written four years after the death of sultan djalaladin kharazmshah. His purpose is tow describe his awful life with and without sultan.The question is that whether we can consider “Nafsatol masdoor” as a narrative work with storied Motifs or not?If zidaree had a simple and progressive glance tow his experiences or whether he has chosen pieces of his experiences to create a storied foundation for his work.For answering this question we have studied and analyzed “Nafsatol masdoor”. We have analyzed it from the view of aspects of narrative and also we have considered four concepts: the bases of narrative, centralization, point of view, and narrative discourse. Using the foundation of narrative in “Nafsatol masdoor” shows that although the writer didn’t want to tell the story but the writer has tried to show the sadness of his life to the reader.Expanding this way and using more update story elements in the old literal historical works we can analyze these works and also we can show the hidden aspects of them.
    Keywords: narrative – zidaree, Nafsatol masdoor –story, narrator
  • Ali H. Sohrabnejed Page 115
    One of the most important linguistic theories that attracted literary critics and mythologists is " second order" or implicit meaning in the semiotics science. With the help of this theory myth and pure poetry not only have an explicit and clear meaning in the first order, but also refer to elevated levels to which readers subscribe meaning. Story of Zahak as one of the most beautiful Shahnameh' stories has common features with myths. According to the structure, language hides meaning in the first order (explicit) and elevates it to the second order (implicit). So first structure of this theory is a signifier which refers to many signfieds not just to one signifier and creates a second order which is understandable by some oppositions. This research tries to study language second order and binary opposition. Moreover, this study attempts to scrutinize characters of Jamshid being and Jamshid himself which can portray binary nature of humanity which sometimes has spiritual (Faraidooni) and sometimes has corporeal (Zahaki) aspects.
    Keywords: Semiotics, Second order, Binary opposition, Shahnameh, Zahak, Jamshid
  • Gholamreza Kafi Page 135
    The current century has been called "heresy age" symbolically indicating lots of literary evolutions which have occurred in this era. As we can see Persian literature has also experienced its own structural evolution in this century.The basis of present paper is a type of literary evolution in a literary form named "Sur-Sonnet". Meta Sonnet, modern Sonnet or progressive Sonnet is literary form which has employed all the elegances and capabilities of the free poetry and still remains traditional. In this study an effort has been made to provide a description of Sur-Sonnet and its engagement with the scaled rhyme and its types, phonic rhyme, playing with rhyme and slip in rhyme. The results of the study can show the state of contemporary sonnet and the formation of Sur-Sonnet.
    Keywords: Sur, Sonnet, Kenari (rhythmic) Music, Progressive Sonnet, Contemporary Sonnet
  • Ahmad Razi, Somayeh, Hajati Page 165
    Mostafa Mastour is one of the contemporary novelists whose fictional works have been welcomed by addressees and critics and some of his works have been translated to many languages. In the present study the reflection of metlinguistics performance and its major functions in Mostafa Mastour's stories (love on the sidewalk, the pig's bone and leprous hands, some creditable narratives, the story of a love without V O E, Im omniscient, Im not a bird, kiss God's gorgeous face) will be analyzed with an interdisciplinary approach. Metalinguistic communication includes considerable content of the narration of story and they include body language such as movement and hints, gestures and the manners of eyes. In this article in addition to the importance of non-verbal communications in story-writing and their role in formation of the elements of the story such as personalization, theme and different functions of non-verbal behaviors such as emphatic, supplementary, substitutionary, refuting functions will be examined and it will be clarified which functions have been paid more attention to in Masrour's stories and what role non-verbal performance play in formation and advancement of his narration of stories.The result of this research indicates that the substitutionary function in Mastour's stories is more salient than other functions. Among the functions that are introduced for the manner of eyes, the statement of feelings is more widespread. Moreover, themes like indifference, loneliness, grief, disquiet and anxiety are understood from non-verbal perspective.
    Keywords: Non, verbal narrative, the elements of the story, Persian contemporary story writing, Mostafa Mastour, Metalinguistic communication performances
  • Yousef Golparvar, M.H. Mohammadi Page 197
    Recognition of ethical and educational thoughts of the nobles of literature is impossible unless we study their works. The thoughts of nobles of literature and poets appears sometimes in the veil of prose and sometimes within verse poetry and prose take the form of fiction occasionally. One of the most outstanding verse fabulists(storytellers)is Nezami-e-Ganjavi with a dynamic and figurative language. Nezami’s art of storytelling glamorizes in Haft-Pekar and the most outstanding part of it Haft-Gonbad. So in order to become familiar with these educations and access to the manner of storytelling and techniques of Nezami’s storytelling and his unique methods, in this article while presenting clear and comprehensive definition of the fictional elements, effort have been made to investigate rules governing the structure of stories of Haft-Gonbad with a descriptive –analytic procedure. To achieve the goal, first we express characteristics of Nezami’s fictional language and then we introduce briefly Haft-Peykar and the personality (character)of Bahram. Then with a short definition of fictional elements, each of the stories of Haft-Gonbad of the basis of fiction of fictional elements such as plot, scenery, theme, character, theme, tone and factuality has been analyzed and evaluated in regard to technical value. Finally, at the end of article on the basis of analysis of outstanding fictional elements it has been stated that Nezami had been using tradition of story in narrating for fiction writing and for the purpose of renovating his story he used dynamic scenery, marvelous external description and numerous Knotting in the plot. With respect to other elements, Nezami’s stories have the characteristics of ancient stories generally.
    Keywords: Nezami, Haft, peykar, Bahram, Haft, Gonbad, Fictional elements
  • Ali Nazari Page 233
    One of the most outstanding characteristics of Hafiz' poem is its amenability. Among all, sonnet 354 beginning with "with your black eyelashes you brought me thousand doubts', taking an impressionist view, is one of the sonnets that can be compared and contrasted with the story of Ibrahim and Ishaelm (peace be upon them) in the Surah of Safat. The interpretation of "ghasre" (the palace of houri) in sonnet 354 derived from Surahs of Safat, Sad, Vaghea, Rahman is a clue on the one hand, links the audience mind with the story of the Holly prophet Ibrahim and Ishmael (peace be upon them) in the Surah of Safat, and on the other hand it causes a harmony and link among the couplets of the sonnet. Based on this amenability and contrast, it is found out that Hafiz artistically has created a semantic and lexical link between his sonnet and story of Ibrahim. In fact he has been under the influence of the story in the creation of his sonnet and has accorded it with the artistic and literal nature of sonnet. Consequently created by this amenability, a different meaning can be excluded considering single lexicon, expressions and couplets of the sonnet. On the other hand, a more logical relation and a stronger consolidation can be made among the couplets of the sonnet that facilitates understanding of the couplets.In this article it is aimed to clarify and analyze the relationship between the sonnet and the Koranic story, it is also meant to demonstrate a different analysis and interpretation with reference to Hafiz's amenability from The Holy Koran verses, in addition to other meanings and expositions presented till now.
    Keywords: The Holy Koran, Ibrahim, Ishmael, Hafiz, black Eyelashes, Amenability
  • Gholamhossein Gholamhossaynzadeh, Fahimeh. Khorasani Page 265
    Tarikh-e-Beihaghi is known not only as a historical work but also as a prose work in Persian literature. The history of the book goes back to one thousand years ago; however, many people read this book eagerly and appreciate its author. In this study we have investigated the reasons behind such great success. We believe that this work has gone beyond historical base and has achieved a literary standard. To confirm the idea, the story of Boobakr Hasiri, Afshin and Bidolaf story and Khishkhaneh story have been selected for the study based on Grimas mode.Based on the Semiotic Square, narrative chains and meaning formation process in the story we concluded that these texts are similar to Griemas actantiel Model. This similarity helps us to assure the readers that Tarikh Beihaghi has achieved a literary standard in terms of Griemas actantiel Model used for the study.
    Keywords: Tarikh, e, Beihaghi. Griemas actantiel Model, Literature criticism, Narrative Structure
  • Fatemeh Modarresi, Maryam Arab Page 293
    Like other work, Tamhidat has been influenced by Eyn Ol Ghozat's disposition and his mystical approach and his educational mystic experiences. Therefore, Eyn-al-Ghozat can develop his language with specific terms that will assist him to express intentions and ideas of spiritual and inner feelings and emotions to be more effective. Eyn-al-Ghazat knows well the impact of speech is more than writing; because the feelings and emotions of the speaker, the tone and melody of sentences, states of face and hands and more importantly the presence of the listener help both the listener and speaker to communicate effectively. Speech is not just the concern of the speaker; rather it is the interaction between the speaker and the listener which maters. The speaker is influenced by the listener and he tries to consider the listener's reactions. This study tries to address the mystical speeches in Tamhidat with a descriptive analytical approach. The results of the study show that Eyn-al-Ghozat has used different mystical rhetoric instead of using general sentences to increase the influence of his speech on the readers.
    Keywords: Eyn, al, Ghozat, Tamhidat, Imperative Verbs, Mystic Prose, Rethoric
  • Masoud Rouhani, Mahammad Enayati Ghadikolaee Page 323
    Poem is a verbal art and music is necessary for the nature of poem, for music transfers latent meaning and sentiment of the poem to the addressees and causes harmony in the poem. The music is a special system that spreads over all aspects of the poem. The music of Persian poem in different era has been in four types: "external music, lateral music, inner music and immaterial music."In the contemporary poem, unlike classic poem, less attention has been paid to external and lateral music, instead, poets have considered inner music for enriching their music of poems. Among arrays, repetition has many functions in the inner music. It is necessary to note, what is called oral array, is in fact the art of repetition or phonotactics because in its common form it is just the repetition of phonemes.In Forough's poem, repetition has the most common usage. In this investigation an attempt has been made to study Forough's poem and the repetition of phonemes, and also the role of repetition in his music of poem. The other functions of repetition, in addition to its musical role, are; the unity between poet and addressee, enriching the lexicon, high lighting the content, making new meanings, influencing the poet's inner sensation, commenting and describing contents. Creating unity between tone and thought, creating new meaning in poem, keeping its mental image are other functions which have been studied as well.
    Keywords: Contemporary poem, Music of the poem, Inner music, repetition, Forough Farokhzad
  • Kobra Bahmani Page 353
    "Darab-Nameh" is a long narrative about Firooz shah's conquests, who is Malek Darab's son.It is an epic-romance story of eighth century, and a sample of folklore literature. In formalism, according to Vladimir prop's pattern, an attempt is made to apply a formalistic pattern to a literary text especially to a folklore. In this method, the stories are described according to their organizing (forming) parts and the interrelations of these parts with each other and with the whole story. The main aim of the research is to determine the main structure (master form) of the story.Darab-Nameh posturizes different events causing confusions and chaos which occur in Iran's army. To remove the anarchy in the army, a hero moves to the scene. Although the events which the hero faces are diverse and apparently different, they all have a more or less similar structure. Applying the formalistic pattern to Darab-Nameh" has led to the recognition of two kinds of hero's move toward the war in the story. The first type has a simple and direct process with one hero. The second is the combination of some departures. These departures, which are usually to compensate the disaster, are connected to each other in a point, which is often determined by destiny. The element of wickedness and the type of wicked in the story, which makes the departures different, is divided into human and non-human (supernatural). Each kind of wickedness needs a special reaction of the heroes.
    Keywords: Darab, Nameh, Formalism, Departure element