فهرست مطالب

  • پیاپی 14 (زمستان 1390)
  • تاریخ انتشار: 1391/09/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سید کمال طباییان، منوچهر منطقی، جهان یار بامدادصوفی، سید حبیب الله طباطباییان صفحه 7
    تحقیق حاضر، در قالب یک الگو تحلیل کارکرد پویای نظام نوآوری فناورانه، ارائه شده توسط برگک و همکاران (2008) توان نظام نوآوری هوایی برای بهره گیری از توان اندیشگی، علمی- فناورانه و صنعتی ملی و بین المللی را مورد کندوکاو خود قرار دادهاست. این تحقیق با مرور ادبیات نظامهای نوآوری، با تاکید بر نظریات مالربا درباره ی نظام بخشی نوآوری و نظریه ی هنری چس براو در خصوص رویکرد نوآوری باز، سعی در تلفیق آن ها در قالب الگو نوآوری صنعت هوایی ایران کرد. سوال تحقیق عبارت بود از: شرایط زمینهای ایران به چه میزان از اتخاذ رویکرد نوآوری باز در بخش هوایی حمایت میکند؟ در این راستا، شرایط زمینهای تاثیرگذار بر بخش هوایی و دلالتهای آنها نسبت به رویکرد نوآوری، در قالب پنج مولفهی اجتماعی، فناورانه، اقتصادی، زیستمحیطی، و سیاسی مورد سنجش قرار گرفت. نهایتا، ضمن حصول به این نتیجه که شرایط زمینهای ایران به میزان زیادی از اتخاذ رویکرد نوآوری باز در بخش هوایی حمایت میکند، رویکرد نوآوری باز را به عنوان یک راه حل برای ارتقای اثربخشی نوآوری در بخش هوایی ایران معرفی کرد. در پایان، سیاستها و راهکارهایی نیز جهت ارتقای شرایط زمینهای جهت تسهیل اتخاذ رویکرد نوآوری باز توسط بخش هوایی ارائه شده است.
    کلیدواژگان: نظام بخشی نوآوری، نظام نوآوری فناورانه، نوآوری باز، تحلیل STEEP، شرایط زمینهای، بخش هوایی
  • سید فرهنگ فصیحی، میرمهدی سید اصفهانی، حمید داودپور صفحه 23
    فناوری زیربنای توسعه محصولات و خدمات و در نتیجه زیرساخت نیل به اهداف سازمانی و تحقق راهبردهای سازمانی است. رویکرد مدیریت سبد فناوری از جمله رویکردهای نسبتا نوین و در عین حال محبوب در ادبیات مدیریت فناوری است. مساله مدیریت سبد فناوری عبارت از توزیع مناسب سرمایه و منابع میان مجموعه ای از فناوری ها به گونه ای است که بیشترین اثربخشی را در ارتباط با دستیابی به اهداف سازمانی فراهم نماید. در سال های اخیر عوامل و معیارهای متنوعی توسط صاحب نظران برای انتخاب و مدیریت سبد فناوری پیشنهاد شده است. این مقاله در صدد است تا ضمن مرور اجمالی برخی از این معیارها و معرفی مجموعه ای از معیارها برای انتخاب سبد فناوری در یکی از بخش های صنعت نفت کشور، با بازتعریف مفاهیم و ریسک و بازگشت سرمایه متناسب با فضای مدیریت فناوری و در چارچوب نظریه کلی سبد، مدلی را با مناسب سازی مفهوم «ارزش در معرض ریسک» که از معیارهای شناخته شده سنجش ریسک در مدیریت مالی است توسعه داده و برای انتخاب سبد فناوری به کار گیرد. مدل معرفی شده در این مقاله قادر است با محاسبه میزان توانمندی سبد فناوری در دستیابی به اهداف راهبردی و پشتیبانی از آن ها، تصمیم گیرندگان را در فرآیند سرمایه گذاری بر هر سبد فناوری یاری نماید.
    کلیدواژگان: سبد فناوری، مدیریت ریسک، ارزش در معرض ریسک، بازگشت سرمایه، سرمایه گذاری فناورانه
  • اعظم سازور، میرزا حسن حسینی، مژگان فرهمند صفحه 43
    استقرار و بازاریابی موفقیت آمیز بیمه الکترونیک مقوله ای میان بخشی است که نیازمند آماده بودن زیرساخت ها و ابزارهای فناوری اطلاعات است. یکی از این زیرساخت ها هوش تجاری است. از این رو هدف ین مقاله ارایه الگوی جهت بهبود هوش تجاری در صنعت بیمه الکترونیک است. جامعه آماری این تحقیق مدیران و کارشناسان 35 نمایندگی بیمه نوین در سطح شهر تهران است. به منظور جمع آوری اطلاعات لازم از یک پرسشنامه هوش تجاری محقق ساخته شامل چهار بعد (فناوری اطلاعات، کارکنان سازمان، دانش سازمان و فرهنگ و نوآوری) و 20 شاخص استفاده شده است. نتایج آزمون من- ویتنی حاکی از وجود شکاف بین وضعیت موجود و مطلوب در تمامی ابعاد هوش تجاری در این سازمان بود. در مرحله دوم شاخص های دارای شکاف منفی از طریق الگو کانو به سه دسته نیازهای جذاب، عملکردی و الزامی تقسیم شدند که بیان کننده وجود پنج شاخص در دسته نیازهای الزامی بود. به دلیل اهمیت این پنج شاخص در بهبود هوش تجاری بیمه الکترونیک، از طریق الگوی QFD، ده KPO (الزامات کلیدی فرآیند) برای بهبود آنها استخراج شد. شایان ذکر است که برای به دست آوردن دیدگاهی جامع تر در این زمینه، هر یک از شاخص های ده گانه با رقبای سازمان نیز مقایسه شدند. که فقط در چهار شاخص از این ده شاخص بیمه نوین نسبت به رقبا برتری دارد که نشان دهنده ی ضعف سازمان در شش شاخص است. این نتایج، لزوم توجه بیش از پیش مسئولان این بیمه را نسبت به بهبود هوش تجاری در بخش بیمه الکترونیک روشن می سازد.
    کلیدواژگان: هوش تجاری، بیمه الکترونیک، الگوی QFD، الگوی کانو
  • احمد ماکویی، محمد مهدی پایدار، سهراب عبدالله زاده، عباس رفیعی صفحه 66
    باتوجه به محدودیت بودجه سازمان ها، اولویت بندی و اجرای مناسب راهبردها به منظورحذف یا کاهش شکاف های فناوری، از اهمیت حیاتی برخوردار است. رتبه بندی و انتخاب صحیح راهبردهای حاصل از ارزیابی فناوری مورد نیاز یک سازمان برای اجراء، قادر است مزیت رقابتی سازمان را ارتقاء بخشد. در روش های رایج، ابتدا راهبردها مشخص و همگی با هم رتبه بندی می گردند. سپس با توجه به محدودیت منابع سازمان، به ترتیب اولویت به مرحله اجراء گذاشته می-شوند. در این حالت، امکان انتخاب راهبردهای همگن بالا می رود و احتمالا رشد نامتوازن سازمان را افزایش خواهد داد. دراین مقاله، نخست موقعیت فناوری موجود سازمان به روش کپ تک ارزیابی و راهبردهای مناسب تعیین می گردند. برخلاف روش های رایج، با معرفی و بهره گیری از روش ابتکاری بدیع، راهبردها در چند گروه خوشه بندی می شوند. در ادامه، راهبردهای درون هر خوشه، به روش تاپسیس رتبه بندی و هنگام اجراء، حتی الامکان از تمام خوشه ها، یک راهبرد برتر انتخاب خواهد شد. درنتیجه، کارایی اجرای راهبرد های تعیین شده با توجه به اولویت بندی پیشنهادی، احتمال رشد متوازن سازمان را به صورت چشم گیری افزایش خواهد داد. به منظور ارزیابی روش ارایه شده، مطالعه موردی دریک شرکت سردخانه صورت گرفته و نتایج مثبت حاصل از روش معرفی شده، نشان داده شده است.
    کلیدواژگان: ارزیابی فناوری، کپ تک، خوشه بندی، تاپسیس
  • اصغر مشبکی، محمدرضا رضوانیان زاده، سمانه سادات خرمگاه صفحه 81
    مهم ترین چالش برای سازمان های امروز، رقابت در فضای جهانی شده می باشد و کم ترین چشم داشت برای رقابت در چنین میدانی، دانستن این موضوع است که (دیگران) به چه کاری می پردازند که این امر همان اساس هوش رقابتی را تشکیل می دهد. از این رو در این تحقیق که در یک شرکت خودروسازی انجام گرفته است، وضعیت هوش رقابتی با استفاده از پرسشنامه ای هفت بعدی و توزیع آن در بین 82 نفر از مدیران این شرکت بررسی شده و شاخص هایی را که دارای اهمیت بالا و از نظر عملکردی ضعیف بوده است را به عنوان شاخص های بحرانی وارد خانه کیفیت کرده و با استفاده از نظرات خبرگان و متخصصان، شاخص هایی را به منظور بهبود آنها ارایه نموده است که مهم ترین این شاخص ها عبارتند از: تجمیع صنایع قطعه سازی و مشارکت با قطعه سازان بزرگ خارجی برای تولید و عرضه قطعات، آموزش کارکنان با توجه به استانداردهای تولید جهانی، بکارگیری فناوری های کمی و کیفی شبکه های تولید انعطاف پذیر، استفاده از راهبرد همکاری راهبردی با شرکت های معتبر جهانی، ارائه خدمات فنی و آزمایشگاهی به تامین کنندگان و غیره. لازم به ذکر است که شرکت مذکور در بسیاری از شاخص های هوش رقابتی در مقایسه با رقبای خود دارای عملکرد ضعیفی بوده است. از این رو پژوهشگران امیدوارند که این شرکت با عمل به شاخص های استخراج شده از خانه کیفیت، در سال های آتی از رشد مناسبی در سطح هوش رقابتی برخوردار گردد.
    کلیدواژگان: هوش رقابتی، الگوی گسترش عملکرد کیفیت، صنعت خودروسازی
  • فریبرز رحیم نیا، احمدرضا کریمی مزیدی، قاسم اسلامی صفحه 102
    هدف از این پژوهش، بررسی پیش بینی پذیری یادگیری کارکنان در محیط کار از طریق فرهنگ یادگیری، به واسطه ی توانمندسازی روان شناختی و اثربخشی مدیریتی است. به همین منظور پرسش نامه ای کتبی متشکل از 33 گویه با استفاده از سنجه های استاندارد طراحی و 90 پرسش نامه در 15 شعبه ی بانک اقتصاد نوین استان های خراسان شمالی، جنوبی و رضوی بین کارکنان، توزیع و 83 مورد جمع آوری شد. نرخ پاسخ گویی نهایی پس از حذف دو پرسش نامه ی غیرقابل استفاده،90٪ بود. روایی سازی با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی مورد بررسی قرار گرفت و ضریب آلفای کرونباخ بزرگ تر از 70/0 برای سازه های مختلف پرسش نامه، پایایی آن را مورد تایید قرار داد. از روش های تحلیل همبستگی پیرسون، الگو یابی معادلات ساختاری و تحلیل میانجی گری برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از این بود که توانمندسازی روان شناختی، متغیر واسطه ای قدرتمندی برای پیش بینی اثر فرهنگ یادگیری بر یادگیری کارکنان در محیط کار است.
    کلیدواژگان: فرهنگ یادگیری در محیط کار، یادگیری در محیط کار، توانمندسازی روان شناختی، اثربخشی مدیریتی، بانک اقتصاد نوین
  • محمد ابراهیم سنجقی، برزو فرهی بوزنجانی، سیدمهدی حسینی سرخوش، جمال حاجی شفیعی صفحه 122
    سازمان ها برای این که بتوانند به طور موثری تقاضای در حال تغییر محیط امروزی را برآورده سازند، نیازمند انعطاف پذیری، انطباق پذیری، کارآفرینی و نوآوری بیشتری هستند. به همین اندازه نیز سبک رهبری مناسب برای تاثیرگذاری بر یک چنین تغییری مورد نیاز می باشد. با این وجود تحقیقات تجربی اندکی روابط بین مولفه های کلیدی چنین راهبرد تغییر را که شامل رهبری تحول آفرین، فرهنگ انطباق پذیری و نوآوری سازمانی می باشد؛ بررسی نموده اند. لذا این تحقیق به بررسی تاثیر رهبری تحول آفرین و فرهنگ انطباق پذیری بر نوآوری سازمانی در شرکت های منتخب در زنجیره تامین فناوری های دفاعی می پردازد. نتایج حاصل از الگو یابی معادلات ساختاری بر پایه 217 پرسشنامه گردآوری شده، حاکی از آن است که رهبری تحول آفرین علاوه بر تاثیر مستقیم، به طور غیر مستقیم و از طریق فرهنگ انطباق پذیر نیز بر نوآوری سازمانی تاثیر می گذارد و این که شدت تاثیر غیر مستقیم به مراتب از تاثیر مستقیم بیشتر است. در نهایت نتایج حاصل از تحقیق مورد بحث قرار می گیرد و توصیه هایی جهت ارتقا قابلیت نوآوری در شرکت های جامعه هدف ارائه خواهد شد.
    کلیدواژگان: رهبری تحول آفرین، فرهنگ انطباق پذیری، نوآوری سازمانی