فهرست مطالب

زیبایی شناسی ادبی - سال چهارم شماره 11 (بهار 1391)
  • سال چهارم شماره 11 (بهار 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/02/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • ابوالفضل رجبی صفحه 1
    در ادبیات فلسفی جهان، اندیشه به مرگ نقش و جایگاهی مهم و محوری دارد، زیرا با فهم «معنای زندگی» پیوسته است. اگر زندگی انسان با مرگ پایان یابد، زندگی کاملا پوچ و بی معنا به نظر می رسد. متفکران مختلف نسبت به این موضوع واکنش های گوناگونی داشته اند. برخی اندیشه به مرگ را تماما بی فایده و نشانه بیماری انسان می پندارند. برخی دیگر به هم چون پدیده ای طبیعی می دانند. از این حیث انسان نیز همانند باقی موجودات طبیعتا پایانی دارد. گروهی نیز معتقدند که مرگ اندیشی از آن جهت که فرد را بیش از هر زمانی متوجه وجود خودش می کند باعث اصالت انسان خواهد شد. از نگاه گروهی دیگر مرگ حقیقتا بی معنایی زندگی را در پی دارد و گریزی از آن نیست. تمام این رویکردها با مشکلاتی مواجهند. نهایتا به نظر می رسد که تنها و تنها نگاه دینی به زندگی، به واسطه پذیرش جهانی دیگر و تداوم حیات در آن، می تواند اندیشه به مرگ را تحمل پذیر کند و به زندگی معنا ببخشد.
    کلیدواژگان: مرگ، ایمان، معنا، زندگی، فردیت
  • خلیل نعمت صفحه 25
    اشعار نیما یوشیج از نظر ساختار و محتوا بسیار نزدیک به آثار آلفرد دو موسه شاعر رمانتیک فرانسوی است. با توجه به اینکه موسه قبل از نیما می زیسته و نیز با توجه به اینکه نیما با زبان و ادبیات فرانسه آشنایی داشته می توان از تاثیر موسه بر نیما سخن راند. ما در این مقاله، از میان تمام مضامین شعر رمانتیکی موسه که در شعر نیما هم یافت می شوند، تنها به بررسی تطبیقی عنصر تنهایی می پردازیم.
    آلفرد دو موسه نویسنده ای است که تنهایی را با تمام وجود حس می کند و این احساس را دارد که در جامعه ای زندگی می کند که مادی گرا، سازشکار و تک بعدی است، جامعه ای که حاشیه ای بودن را دوست ندارد، جامعه ای که هیجانات قلبی و عاطفی را انکار می کند، جامعه ای که برای احساسات عمیقی که بیانگر ناامیدی یا اندوه درونی است، اهمیتی قائل نمی شود. بنابراین «موسه»، مانند دیگر قهرمانان رمانتیک «درد و رنج» قرن و دوره خود را احساس می نماید. واکنش او به این مسئله در «تنهایی» نمود پیدا می کند.
    نیما هم تنهایی و مزیت های آن را خوب می شناخت. در حقیقت علاقه نیما به تنهایی سه دلیل دارد: آشنایی او با ادبیات رمانتیک، کینه شاعران سنتی نسبت به او و به انزوا کشانیدنش، عدم سازش او با نظام آموزشی و تربیتی حاکم بر مدارس و جامعه. بنا بر این نیما هم مانند موسه به تنهایی و گوشه نشینی روی می آورد تا بتواند با راحتی خیال به خلاقیت ادبی همت گمارد و بدین ترتیب ارامش خود را بازیابد. «موسه» و نیما در بعضی از اشعار با همزاد خود صحبت می کنند و این همزاد همانا تنهایی می باشد.
    کلیدواژگان: عنصر تنهایی، شعر، نیما یوشیج، آلفرد دو موسه، رمانتیسم
  • نیلوفر محمدی، محسن ایزدیار صفحه 37
    پژوهش حاضر به بررسی آسیب شناسانه شعر متعهد عهد مشروطه پرداخته است و بر آن بوده است تا فرازی از جریان های تاثیرگذار شعر معاصر را باز نماید. به ویژه آن که ادبیات دوره مشروطه به جهت رشد سیاسی و تحولات بزرگ اجتماعی و آشنایی ادیبان با ادبیات مغرب زمین اعتبار ویژه ای دارد به طوری که ریشه بسیاری از دگرگونی های ساختاری و محتوایی ادب معاصر را باید در ادبیات این دوره یافت. با وجود آن که بیش ترین رسالت التزام هنری در دوره مشروطه بر عهده شعر است پژوهنده شعر متعهد این دوره را خام، صریح، گزارشی، کارکردی، هدفمند، مضمونی و محتوایی، ابزاری برای آگاهی بخشی، سیاسی تقویمی، فاقد آفرینش، فاقد بلوغ فلسفه سیاسی و فاقد عنصر فرازمانی می داند و بر آن است که شاعران این دوره، ضمن آن که انواع شعر متعهد را به کار می گیرند نقش برترین روشنفکران انقلابی این دوره را ایفا می کنند.
    کلیدواژگان: تعهدگرایی، التزام ادبی، شعر متعهد مشروطه، شعر معاصر، آسیب شناسی شعر
  • فرزانه یوسف قنبری، فرحناز حسینی پناه صفحه 63
    مارال کرد نژاد کلیدر یکی از شخصیت های اصلی رمان است. او آفریننده بسیاری از وقایع و به گونه ای گرداننده جریانات اصلی در داستان می باشد. زنان در این رمان نماد کلی زنان کرد و بلوچند که از نقاب هایی خاص جهت زندگی در جامعه آن روزگار استفاده می کردند زن در رمان کلیدر درعین این که در کنترل خانواده و زندگی گروهی نقش بسزایی ایفا می کند اما چهره ای معصوم و مظلوم از زن ایرانی را به نمایش می گذارد. مارال دختری است که با توجه به ویژگی های خاص شخصیتی اش می تواند نمادی از کهن الگوی زن ایرانی باشد. دولت آبادی با دقت نظری خاص در توصیفات و شرح وقایع توانسته است بسیاری از شخصیت های این اثر سترگ را برای مخاطب چنان خلق کند که هر خواننده ای با مطالعه آن بتواند به راحتی حوادث و جریانات سیاسی و اجتماعی ایران دهه 20 را به تصویر کشد. از آن جایی که مارال زنی برجسته و قدرتمند در بسیاری از صحنه های رمان است پس می طلبد که با دقت نظر بر اعمال و رفتار این زن آرکی تایپ زن ایرانی در دوره خاصی از تاریخ ایران مورد بررسی قرار گیرد. با این کار روشن می شود که قوم ایرانی کهن الگوهای خاصی در ناخودآگاه تباریشان دارند که باعت می شوند زنان آنان از زنان سایر اقوام متمایز شوند و تصویری خاص از او در دوره های مختلف تاریخی خلق کند.
    کلیدواژگان: کلیدر، مارال، کهن الگو، زن، ادبیات داستانی
  • لیلا محمدپور، علی تسلیمی صفحه 89
    برجسته سازی یکی از اصطلاحات مرتبط با فرمالیسم روس است. بر اساس این نظریه دریافت ما از زندگی همواره در اثر عادت ملال آور می شود چرا که جریان خودکارسازی همه چیز را فرسوده می کند، لذا نویسندگان از طریق صناعات چشمگیر زبانی و هنجارگریزی های خلاقانه می توانند زبان را رو به جلو هدایت کرده و از وضعیت پس افتادگی، ایستایی و رکود بیرون آورند.
    در این مقاله داستان کوتاه «دوباره از همان خیابان ها» اثر بیژن نجدی از منظر برجسته سازی مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه آن، نشان داده شده است که نجدی با به کارگیری زبان شاعرانه در داستان از طریق پارادوکس، تشخیص، تصاویر اکسپرسیونیستی، تقابل، تکرار، تشبیه-های آشنایی زدایانه، حسامیزی و تکنیک های پسامدرنی چون فراداستان، زاویه دید لغزنده، بازگشت به گذشته، زبان داستان خویش را برجسته و خود را به عنوان داستان نویس خلاق مطرح کرده است.
    کلیدواژگان: برجسته سازی، داستان کوتاه، فرمالیسم، هنجارگریزی، بیژن نجدی
  • فرهاد امام جمعه، زینب خیرالهی صفحه 111
    این نوشتار بر آن است تا از دیدگاه جامعه شناسی ادبیات، سنت گرایی فرهنگی را در آثار جلال آل احمد در جامعه ایران بررسی نماید. برای بررسی تخصصی از نظریه های «لوسین گولدمن» و «امیرحسین آریان پور» بهره برداری شده است. بنابراین از منظر ساختارگرایی تکوینی(گولدمن)، و درباره دینامیسم یا پویایی شخصیت هنری هنرمند به همراه نگرش استاتیک با تاکید بر طبقه عوام و خواص با دو خصلت واقع گرایی و واقع گریزی از (نظر آریان پور) استفاده شده است. با بررسی فرضیه های تحقیق نتایجی ارزنده به دست آمده است. طبقه اجتماعی و فراز و نشیب های زندگی هنری و اجتماعی جلال آل احمد در نگرش او نسبت به سنت و فرهنگ تاثیر داشته است.
    مهم ترین مرحله گزینش سنت و فرهنگ از سوی جلال آل احمد مرحله سوم زندگی وی می باشد که با شعار بازگشت به خویشتن و احیاگری، رجوع به سنت ها و فرهنگ ملی مذهبی جامعه ایران را مد نظر قرار داد.
    اقشار و طبقات اجتماعی ایران با توجه به شرایط اجتماعی و تحولات سیاسی و اقتصادی عصر پهلوی و مهم ترین اقدامات حکومت وقت(مدرنیزاسیون) بیش ترین گرایش را به فرهنگ غرب و هرچه غربزده شدن داشته است. از سوی دیگر عجیب است که تمایل به خرافات و باورهای غیردینی نیز در بعضی از اقشار و طبقات از جمله قشرهای روستایی به ویژه زنان و یا حتی روحانیون سنتی دیده می شود.
    کلیدواژگان: سنت، سنت گرایی، تجددگرایی، فرهنگ، جامعه شناسی ادبیات
  • علی افضلی صفحه 137
    اثری که امروزه به نام هزار و یک شب می شناسیم محصول نوعی در هم آمیزی یا سازگاری آفرینش گری دور و دراز ادبی است که پژواک فرهنگ های گوناگون در آن شنیده می شود. خاستگاه هزار و یک شب و شیوه روایتش هرچه باشد، این قدر مسلم است که هسته ای اساسی از داستان ها وجود داشته است که با گذر از فرهنگ عامه مردمانی متفاوت، از زمان ها و مکان هایی متفاوت، بهره می گیرد. در واقع زمینه این اثر آن قدر وسیع بود که هرکس توانست داستانی در آن بگنجاند؛ در این چارچوب و قالب وسیع، داستان هایی گوناگون از ادوار مختلف و شاید از تمامی تمدن های شرق قدیم راه یافته و جا گرفته است. هزار و یک شب، یک تاریخ حقیقی است. اهمیت قصه های شهرزاد نه در اصالت و یکپارچگی آن ها بلکه در همان درهم آمیزی و سازگاری فرهنگی و تاریخی است که باعث شده است به قصه های شهرزاد هم چون یک «ما یملک همگانی» نگریسته شود. هزار و یک شب به تنهایی یک «ادبیات گسترده» است؛ نوعی دایره المعارف قصه است. این اثر، طی سده های متوالی در همه عالم گردش کرده و در این گردش طولانی، شگفتی ها و نوادر بسیاری دیده، توشه هایی اندوخته، و هر قوم و قبیله ای به تناسب ذوق و سلیقه اش به آن، چیزی افزوده است. در این مقاله خاستگاه های هندی، یونانی، عربی و ایرانی هزار و یک شب را بررسی می کنیم و در هر مورد از نشانه های درون متنی بهره خواهیم برد.
    کلیدواژگان: ادبیات داستانی، هزار و یک شب، خاستگاه فرهنگی، ادبیات تطبیقی
  • منصوره خوشخو، ملک محمد فرخزاد صفحه 163
    لیلی و مجنون مشهورترین و محبوب ترین داستان عاشقانه است که قلم سحرآمیز نظامی آن را به یکی از فاخرترین گنج های ادب فارسی مبدل کرد. آنچه این داستان را از دیگر داستان های عاشقانه متمایز می کند جنبه عاطفی و عشق افلاطونی سراسر عفاف آن است که گاه گاه جلوه ای از عرفان در آن پدیدار می گردد؛ همین ویژگی سبب شده است که داستان لیلی و مجنون از برخی داستان های خوش ساخت تر (مانند خسرو و شیرین و ویس و رامین) مقبول تر شود و در فرهنگ و ادب عامه نیز جایگاه ویژه ای یابد و این مقبولیت، شعرای بسیاری را به فکر منظوم کردن این داستان انداخت؛ از جمله این نظم پردازان جامی عارف و دانشمند پرکار قرن نهم است که به نظیره پردازی از لیلی و مجنون نظامی پرداخت. برای اینکه بدانیم جامی تا چه اندازه‎ای از این اثر ارزشمند نظامی پیروی کرده در این مقاله مشترکات لیلی و مجنون جامی و لیلی و مجنون نظامی مورد بررسی قرار گرفته است. بیان این مشابهات حاکی از اثرپذیری قابل ملاحظه جامی از این شاعر بزرگ در اصول کلی منظومه سرایی است.
    کلیدواژگان: جامی، نظامی، لیلی و مجنون، اشتراکات
  • علی اکبر نرگسیان صفحه 177
    امروزه واژه های عربی آن چنان در زبان فارسی تنیده شده اند که به سختی می توان آن ها را از یکدیگر متمایز ساخت. یکی از دلایل این درهم آمیختگی، کاربرد مستقیم یا تغییر جزئی واژه های عربی در ترجمه های قرآن بوده است. مترجمان آن روزگار هر گاه برابر های مناسب برای ترجمه واژه ای نمی یافتند یا به عبارتی در واژه سازی دچار مشکل می شدند آسان ترین مسیر را انتخاب نموده و انبوهی از واژه های عربی را به وام گرفته یا در مواقع ضروری از گویش های منطقه ای نهایت بهره مندی را برده اند که نگارنده در این جستار با بررسی حوزه زبانی ترجمه قرآن قدس و تشابهات آن با گویش سیستانی و مقایسه آن با گویش بادرودی اریسمانی آن را مورد واکاوی قرار داده است.
    کلیدواژگان: قرآن قدس، گویش، حوزه زبانی، حوزه جغرافیایی، ویژگی سبکی