فهرست مطالب

اخلاق - سال یکم شماره 2 (زمستان 1384 و بهار 1385)
  • سال یکم شماره 2 (زمستان 1384 و بهار 1385)
  • تاریخ انتشار: 1384/10/19
  • تعداد عناوین: 10
|
  • صفحه 3
  • محمد نوری صفحات 7-47
    در این مقاله نخست به کاستی مباحث تئوریک در میراث مکتوب اسلامی اشاره شده و اینکه رویکرد اهتمام کنندگان به اخلاق بیشتر به جنبه اخلاق عملی معطوف بوده است. سپس رویکردهای اخلاقی مطرح در جهان اسلام در قالب تقسیم بندی سه گانه تبیین و نقد شده است. این سه رویکرد عبارت است از: اخلاق فیلسوفانه که نماینده آن تهذیب الاخلاق ابن مسکویه و اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی است، اخلاق عارفانه یا صوفیانه به نمایندگی غزالی و دو کتابش إحیاء علوم الدین و کیمیای سعادت و بالاخره اخلاق نقلی و کتاب هایی مانند اخلاق محتشمی و اخلاق شبر که البته به این قسم از گرایش اخلاقی کمتر پرداخته شده و اهتمام بیشتر به دو قسیم دیگر آن است. دیگر مبحثی که در مقاله حاضر به تفصیل بررسی شده، تبیین مبادی نظام اخلاقی امثال ابن مسکویه، غزالی و خواجه نصیر است که در ضمن آن، تعریف اینان از اخلاق نقل و نقد شده و سپس تبارشناسی نظرات اخلاقی این سه متفکر ارائه گشته است. جایگاه اخلاق در درختواره موضوعی علوم در دوران قدیم بخش پایانی مقاله است.
    کلیدواژگان: نظام اخلاقی، ابن مسکویه، خواجه نصیر، غزالی، احیاء علوم الدین، خیر و شر
  • احمد زادهوش صفحات 48-59
    نهایت سعادت انسان در تشبه او به خداوند است و این غایت از طریق آراستگی به فضایل حاصل می شود... ما باید تا حد امکان شبیه خدا شویم و آن عبارت است از عادل شدن به کمک حکمت. (افلاطون)
  • مایکل پی. نلسون نوشته: مایکل پی. نلسون، زهرا واعظی نژاد صفحات 60-74
    درآمد دانش اخلاق شعبه ها و گرایش های زیادی پذیرفته است؛ زیرا اقتضائات مختلف و ضرورت های گوناگون، در هر قشر اجتماعی و در هر بخش از حیات آدمی، مراعات باید و نبایدهایی را مطالبه می کند. این دستورها به تدریج تبدیل به یک علم و نظام اخلاقی می شود. دقیقا همچون دانش پزشکی که ضرورت های تحمیلی، مثل پیدایش میکروب ها و بیماری ها و خطرات ناشی از فعل و انفعالات آنها در محیط زیست انسان، به توسعه ی انجامیده است. اخلاق را درمان نفس و پزشکی را درمان جسم قلمداد کرده اند؛ هر دو توسعه آن و بسط خود را مدیون پیدایش بیماری ها می باشند.
    اخلاق زیست محیطی هم نوعی از اخلاق است که پس از گسترش زندگی شهرنشینی و توسعه ی تکنولوژی و ماشینیزم و بروز انواع بیماری های روحی و روانی پدید آمده است.
  • محمد فوزی الجبر صفحات 75-105
    جریان شناسی انتقادی سیر پیشرفت علوم در دوران معاصر و به ویژه سده ی بیستم از منظر اخلاق است. نویسنده نخست از عدم تعهد و آزادی علوم در سیر خود انتقاد کرده و آثار آن را به ویژه در دو علم بیولوژی و ژنتیک بررسی کرده است. وی با بیان دغدغه های مختلف علم در سده ی بیستم اولین دغدغه را علوم اجتماعی، دومین را علم رفتاری و مسائل روان شناختی، سومین دغدغه را انرژی هسته ای و در فرجام چهارمین را انقلاب بیولوژیک برمی شمارد. در این میان، مولف رابطه ی اخلاق با فن آوری را برمی رسد و سپس ماهیت ایدئولوژیک علم و نظرات موافقان و مخالفان آن را نقل و نقد کرده و در نهایت از پررنگ شدن جنبه ی عملی علم و بی اهمیت شمرده شدن ابعاد تئوریک آن سخن می گوید. مولف در پایان نتیجه می گیرد که هیچ جنبش علمی بدون اخلاق نه تنها سودی ندارد که سخت زیان بخش نیز هست و هر کوشش علمی باید همسان با اخلاق صورت بگیرد.
    کلیدواژگان: علم و اخلاق، فن آوری، ژنتیک، بیولوژی
  • آندره اشلمن، علی بورونی صفحات 106-139
    این نوشتار، ترجمه ی مقاله ای از آقای دکتر اندره اشلمن با عنوان «مسئولیت اخلاقی» است. وی دارای کارشناسی ارشد در رشته ی فلسفه وادیان از دانشگاه کالرمونت و دکتری فلسفه از دانشگاه ریورساید کالیفرنیاست. آقای دکتر اشلمن هم اکنون عضو همکار گروه فلسفه و مطالعات آزاد دانشگاه استندفورد آرکانزاس است. وی در آن دانشگاه در زمینه های فلسفه ی دین، اندیشه های شرقی، اخلاق، اخلاق پزشکی و غیره مشغول تدریس است. او دارای چندین مقاله در زمینه ی اخلاق است که نوشتار حاضر یکی از مقالات چاپ شده ی وی در دایره المعارف استندفورد وابسته به لابراتور تحقیقات متافیزیک استندفورد است.
    وی در این مقاله سعی دارد تاریخچه ای از سیر تفکر و اندیشه ی غرب درباره ی مفهوم «مسوولیت اخلاقی»، را بیان نموده و سپس با توجه به نگرش سقراط به این مفهوم، نظرات دیگر اندیشمندان را مورد بررسی قرار دهد.
  • مکتب اخلاقی عرفانی تشیع
    علی کرباسی زاده اصفهانی صفحات 140-187
    این نوشتار، ترجمه ی مقاله ای از آقای دکتر اندره اشلمن با عنوان «مسئولیت اخلاقی» است. وی دارای کارشناسی ارشد در رشته ی فلسفه وادیان از دانشگاه کالرمونت و دکتری فلسفه از دانشگاه ریورساید کالیفرنیاست. آقای دکتر اشلمن هم اکنون عضو همکار گروه فلسفه و مطالعات آزاد دانشگاه استندفورد آرکانزاس است. وی در آن دانشگاه در زمینه های فلسفه ی دین، اندیشه های شرقی، اخلاق، اخلاق پزشکی و غیره مشغول تدریس است. او دارای چندین مقاله در زمینه ی اخلاق است که نوشتار حاضر یکی از مقالات چاپ شده ی وی در دایره المعارف استندفورد وابسته به لابراتور تحقیقات متافیزیک استندفورد است.
    وی در این مقاله سعی دارد تاریخچه ای از سیر تفکر و اندیشه ی غرب درباره ی مفهوم «مسوولیت اخلاقی»، را بیان نموده و سپس با توجه به نگرش سقراط به این مفهوم، نظرات دیگر اندیشمندان را مورد بررسی قرار دهد.
  • مهدی سلطانی رنانی صفحات 188-205
    اخلاق پژوهان که در حوزه ی بحث های اخلاقی، فلسفه اخلاق، رفتارشناسی انسان و ریشه های آن ژرف اندیشی نموده اند، از مقوله ای به عنوان «خود» با گونه هایی چون «خودشناسی»، «خودیابی»، «خود عزتمند» و یا «خود زیانی و خودفراموشی» سخن گفته اند. در میان این اخلاق پژوهان، باید از دانشوری یاد کرد که در حوزه اندیشه و معارف اسلامی، نگرشی همه سویه و فراگیر داشته و به اخلاق و مساله خودی در آن، هماره، به عنوان بخش مهم و بنیادی از آموزه های دینی نگریسته و در پی آن بوده که ریشه های آنها را با شیوه های نوین و منطقی و کاربردی، استوار سازد. او کسی نیست جز علاقه شهید، مرتضی مطهری «رحمه الله علیه». آن استاد فرزانه، مساله خودی در اخلاق را پایه اخلاق دانسته و از آن با عنوان «اخلاق مکرمتی» یاد می کند. در این مقاله سعی نگارنده بر این است که مفهوم و گونه های خودی، مبارزه با خود و نمودارهای از خود بیگانگی را در عرصه اخلاق انسانی از دیدگاه شهید مطهری مورد بحث وبررسی قرار دهد.
    کلیدواژگان: اخلاق، خودی در اخلاق، خودانسانی، شهید مطهری
  • محمد حسین ریاحی صفحات 206-278
    دارالعلم اصفهان که قرن ها مهد شکل گیری شخصیت های ارزشمند علمی و معنوی بوده و جایگاه خاصی را در توسعه ی دانش ها به ویژه در تمدن اسلامی داشته است، از حیث پرورش چهره های ماندگار علمی و اسوه های سلوک و معرفت نیز سرآمد بوده است. برخی تعلیم یافتگان در این سامان علاوه بر این که صاحب آرا و آثار جدید و منشا تحولات در علوم بودند، با برخورداری از روح بلند معنوی، اخلاص و مراتب اعلای تقوا به مراحل عالی معرفت و اخلاق نیز دست یافتند.
    پس از افول دردناک اصفهان بعد از سقوط این شهر توسط افغانان و چیرگی عده ای ددمنش و جانی بر پایتخت بهشت نشان دولت صفوی، مرکزیت سیاسی که بر باد رفت هیچ، علما و بزرگان هنر و دانش نیز مجبور به گریختن از این شهر و دیار شده و به روستاهای اطراف شهر و یا شهرهای دوردست پناه بردند که پرداختن به آن مجالی دیگر می طلبد.
  • محمد نوری صفحات 279-331